چند سؤال و پاسخ آن
1 ـ دليل عمده عمليات برونمرزي جمهوري اسلامي ايران چه بوده است؟
2 ـ آيا سلسله عمليات برونمرزي مسئوليت ادامه جنگ را متوجه ايران نميكند.
3 ـ آيا اقدامات برون مرزي ما مطابق موازين بينالمللي بوده است؟
پاسخ سؤال اوّل
مهمترين دليل عمليات برونمرزي رزمندگان ايران كه مشروح آن در نتايج اين سلسله عمليات آمده است عبارتند از:
1 ـ انهدام ماشين جنگي دشمن و سلب فرصت سازماندهي مجدّد آن.
2 ـ وادار كردن مجامع بينالمللي به تصميمي عادلانه و شناسايي آغازگر جنگ.
3 ـ تثبيت مواضع دفاعي رزمندگان اسلام بطوريكه ترسيم «جغرافيايي تثبيت» يا «حوزه اطمينان» بعد از فتح خرمشهر براي ما فراهم شد، و از نظر قواعد و فنون نظامي بسيار بديهي است كه ما بايد از اين وضعيت استفاده ميكرديم، هندسه اقتدار يا تثبيت را كامل ميكرديم، تا با قبول آتشبس دشمن نتواند مجدداً مواضع ما را مورد حمله قرار دهد. پس اين حق طبيعي ما بود كه با عمليات برونمرزي شعاع اقتدار دفاعي را تعقيب نمائيم.
پاسخ سؤال دوّم
از قواعد ديگر نظامي بين دو كشور درگير تبديل فرماندهي موضعگرا به روندگرايي است و هر كدام از طرفين اگر موفق به اين كار شدند ابتكار ميدان را بدست ميگيرند. از اين جهت ما بعد از فتح خرمشهر قدرت ايجاد فرماندهي روندگرا را پيدا كرديم، از دست دادن اين فرصت عاقلانه نبود. فلذا تكميل معادله روندگرا در استراتژي دفاعي، ورود به خاك دشمن را امضاء ميكرد. و اين موضوع هيچگاه به منزله مسئوليت ادامه جنگ نيست و در واقع يك قاعده نظامي با مسؤوليت ادامه جنگ مغالطه مضحكي است كه توسط حاميان صدام در صحنه جهاني علم شده است.
در مورد مسئوليت ادامه جنگ بايد مؤلفههاي مؤثر در جنگ را شناخت، جمهوري اسلامي ايران كه مورد تجاوز عراق قرار گرفت حق دفاع مشروع از نظر حقوق بينالملل براي او محفوظ بوده است، و دفاع مشروع شامل دفع تجاوز و رفع تجاوز هر دو ميشود. ما در فتح خرمشهر دفع تجاوز كرديم و در عمليات برونمرزي بدنبال رفع تجاوز بوديم. و اين علاوه بر تطبيق با موازين بينالمللي مطابق شرع مقدس اسلام نيز ميباشد.
چنانكه در قرآن كريم فرمود:
قاتلوهم حتي لا تكون فتنه
بكُشيد آنان را تا فتنه خاموش شود.
بنابراين تصميم ما براي رفع تجاوز هم حقي شرعي و حقوقي و هم عقلاني بوده است، آقاي دكتر رجائي خراساني نماينده وقت ايران در سازمان ملل در اين باره عبور ايران از مرزها به خبرنگار امريكائي گفت:
من دوست دارم كه شما خود را به جاي ما فرض كنيد و بعد به اين موضوع فكر كنيد، وضعيتي را در نظر بگيريد كه يك دشمن خارجي آمده و بخشي از ايالات متحده را اشغال كرده است، سپس شما موفق ميشويد كه دشمن را از خاك خود بيرون كنيد و به محض آنكه دشمن به آن سوي مرزها رفت آيا شما تنها لبخندي زده و خواهيد گفت: «خداحافظ، اين مسلماً حرف آخر شما نخواهد بود اين چنين برخوردي كاملاً غير منطقي است.»
بدين ترتيب كمترين عقل سياسي حكم ميكند كه انساني نبايد به تجاوز لبخند بزند بلكه تدابير لازم براي دفع و رفع تجاوز از مسلمات عقل و منطق سياسي و نظامي است.
پاسخ سؤال سوم
اقدامات برونمرزي ما كاملاً با موازين بينالمللي منطبق بوده است، زيرا ماهيت تجاوز سراسري رژيم عراق در تاريخ 31 شهريور 1359 از زمين، هوا و دريا به جمهوري اسلامي ايران عيناً با ماده يك قطعنامه تعريف تجاوز منطبق بوده است، و تا زمان صدور قطعنامه 598 هيچگونه تصميم جدي از سوي مجامع جهاني بويژه شوراي امنيت بعمل نيامد. البته شعار صلحخواهي در دوران اقتدار دفاعي ايران از سوي مدعيان صلح گوشها را كر ميكرد امّا پيشنهادي كه متضمن راه حل عملي و عادلانه باشد از سوي مراجع رسمي مشاهده نگرديد، بويژه اغلب با عنصر صداقت و اراده جدي بر حل مناقشه همراه نبوده است.
آيا در آن شرايط غير منصفانه و فشارهاي معنيدار حاميان صدام، اين حق ايران نبوده است كه با اتكال به خداي متعال و سلاحهاي برخاسته از ايمان جوانان خود، پيروزي اراده الهي را بر جنگ افزارهاي مادي نشان دهد؟ آيا ترّحم بر دشمن بيرحمي كه روزي بيشرمانه به خاك ما حمله ور شد و زن و مرد و كودك بي گناه و پير بي پناه ما را به خاك و خون كشيد و اينك در كمند قدرت رزمندگان ما گرفتار آمد عادلانه بود؟ آيا ابر دقترهايي كه صدام متجاوز را از چنگال انتقام رزمندگان ما بيرون كشيدند به صلح و امنيت جهاني خيانت نكردهاند؟
سرانجام قيد تعيين مسئول مخاصمه در بند 6 قطعنامه 598 دفاع مشروع را از ما سلب نمود كه ابهام در مسؤول آغازگر جنگ و ادامه آن از ابتداء مورد سؤال جمهوري اسلامي ايران بوده است.
واكنش دشمن در برابر توان دفاعي ايران و اقدامات سازمان ملل
دشمن كه توان رويارويي با رزمندگان اسلام را در جبهههاي نبرد از دست داد به سياستي روي آورد كه نقض تمامي قوانين بينالمللي و حقوق انساني را در پي داشت اينك به عمدهترين آن موارد ميپردازيم:
1 ـ عقبنشيني از مواضع اشتغالي
دشمن براي نجات نيروهاي درمانده خود در برابر ضربات كوبنده رزمندگان اسلام اغلب مناطق را تخليه و به مرزهاي بينالمللي بازگشت نمود نام اين عمل را «عقبنشيني تاكتيكي» نهاد.
2 ـ تجهيز و سازماندهي گروهك منافق
رژيم عراق با پناه دادن به افراد گروهك منافقين بويژه سران آنها، علاوه بر استفاده جاسوسي و جمعآوري اطلاعات از داخل به تجهيز و سازماندهي نظامي آنها پرداخت. اين سازمان خود فروخته ضمن بمبگذاري در مقر حزب جمهوري اسلامي ايران و نخستوزيري، كه به شهادت شخصيتهاي برجستهاي چون شهيد دكتر بهشتي و شهيد رجائي و شهيد دكتر باهنر منجر شد و نيز با ترورهاي وحشيانه خياباني زنان و مردان و كودكان بيگناه را به شهادت رساندند تا از اين طريق انگيزه مردم را از رفتن به جبهههاي نبرد تضعيف كنند.
در كنار اين جنايات، رژيم عراق قصد داشت كه از آنها در جبهههاي نبرد هم در قالب يگانهاي رزمي استفاده كند كه با قبول قطعنامه 598 از سوي ايران زمان آنرا از دست رفته ديد، فلذا شتابزده آنها را در قالب عمليات (فروغ جاودان) روانه ايران كرد كه همگي در كمند دلاور مردان جبهههاي نبرد گرفتار آمدند و با ذلّت و خواري به هلاكت رسيدند.
3 ـ حمله به مناطق مسكوني (جنگ شهرها)
رژيم عراق براي نجات خود از مهلكهاي كه خود بوجود آورد به هر وسيلهاي ولو غير انساني و مغاير با موازين بينالملي متوسل ميشد از جمله آن حمله به مناطق مسكوني و شهرهاي مختلف ايران بود، تا با ايجاد اضطراب در مردم مانع از حضور آنها در جبههها شوند و مسئولين جمهوري اسلامي ايران را وادار به قبول صلح تحميلي نمايند. بطوريكه سخنگوي نظامي عراق در اين باره گفت:
هواپيماهاي جنگي اين كشور حملات مهلكي را به شهرهاي اهواز، پاوه، آبادان، همدان و ايلام براي سومين روز پياپي انجام دادهاند. عراق قول داده است تا زماني كه ايران صلح را نپذيرد به اين حملات ادامه دهد.
جمهوري اسلامي ايران اگر چه بعد از خويشتنداريهاي لازم و عدم اقدام مؤثر شوراي امنيت مقابله به مثل را در حمله به مناطق نظامي، مراكز و تأسيسات اقتصادي دشمن آغاز كرد امّا بدليل پايبندي به اصول اسلامي و احترام به قوانين بينالمللي هرگز به مناطق غيرنظامي حمله نكرد، جناب آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس وقت جمهوري اسلامي در اين باره گفت:
ايران توان انهدام شهر بصره را داراست، امّا در اقدام به اصول اسلامي از اين كار خودداري مينمايد، ولي اظهار داشت كه توپخانههاي ما در فاصله 10 تا 12 كيلومتري بصره قرار دارند و ما ميتوانيم اين شهر را با مهماتي كه خود ميسازيم منهدم كنيم.
4 ـ حمله به كشتيها و آلوده كردن محيط زيست
رويكرد رژيم عراق به نقض قوانين بينالمللي تنها با حمله به مناطق مسكوني خلاصه نشد بلكه با زدن كشتيهاي نفتي در آبراه خليجفارس و نيز چاههاي نفتي ايران، باعث اخلال در مسير كشتيراني و آلودگي وسيع محيط زيست شد. نشريه الانباء در اين باره مينويسد:
مسئولين محيط زيست در خليجفارس اظهار داشتند كه صدها تن نفت خام روزانه از دو چاه نفتي ايران به آبهاي خليجفارس نشست ميكند اين امر منجر به تشكيل يكي از بزرگترين لكههاي نفتي در خليج (فارس) شده است، يكي از اين چاهها در منطقه نوروز در شمال غربي جزيره خارك در دوم مارس توسط نيروهاي عراق مورد حمله قرار گرفته و چاه دوم با برخورد با كشتي آسيب ديده است كه تاكنون در حدود صد هزار بشكه نفت حداقل به دريا نشست كرده و اين امر موجب بوجود آمدن يك لكه نفتي بزرگ گشته كه نگراني كشورهاي خليجفارس را برميانگيزد.
نشريه ژون آفريك در مورد عامل اين فاجعه عظيم مينويسد:
مسبب آن (جنگ نفتكشها) چه كسي است؟ ابتداء عراق و متحدين عربيش. چرا؟ بخاطر شكست در جبهه عراق ميخواست جنگ را بينالمللي ساخته و بدين ترتيب به صادرات نفتي ايران لطمه بزند. عراقيها به ناوهاي ابرقدرتها حمله نكردند، و همه چيز نشان ميدهد كه اين حملات با رضايت كشورهاي عربي منطقه صورت گرفته است.