بخش دوم: وادار كردن مجامع بينالمللي براي تصميمي عادلانه (استراتژي عدل)
جمهوري اسلامي ايران پس از آزادسازي بخش اعظمي از شهرها و مناطق اشغالي از چنگال قواي دشمن، در برابر هياهوي صلحخواهان و فشار همهجانبه آنان تصميم گرفت كه استراتژي عدل را در پيش گيرد، يعني مجامع رسمي بينالمللي را كه در ايجاد صلح و همزيستي مسالمتآميز كشورها مسئول هستند، وادار به تصميمي عادلانه كند كه در آن حقوق كشور مورد تجاوز تضمين شود. براي تحقق اين هدف مهم عمل به موارد ذيل به عنوان مؤلفههاي استراتژي عدل ضروري بود:
1 ـ تثبيت مواضع دفاعي
اگرچه رزمندگان اسلام پس از فتح خرمشهر ابتكار عمل در جبههها را به دست گرفتند، امّا تدبير ضروري و مهم در اين مقطع ترسيم هندسه مقاومت بود، يعني اتخاذ استراتژي دفاعي براي حفظ موازنه قوا در خطوط درگيري. بر اساس اين تدبير دو كار لزوماً بايد انجام ميشد. اوّل تثبيت مواضع دفاعي يعني دور كردن دشمن از مواضع رزمندگان و بستن خطوط نفوذي و از همه مهمتر دور كردن آتش سلاحهاي سنگين و دوربرد دشمن از مواضع دفاعي رزمندگان كه اضلاع خط استوار و هندسه مقاومت را در خاك دشمن طلب ميكرد و اين از نظر علم استراتژيك نظامي كاملاً پذيرفته شده است كه اگر ضلعي از مثلث دفاعي در خاك دشمن واقع شد، ناچاراً بايد از خاك او عبور كرد، اين قاعده به اعتقاد كارشناسان و ناظران بينالمللي هم در آن شرايط دور از انتظار نبود، چنانكه گفتند:
به اعتقاد ناظران بينالمللي ايران در حال حاضر در تدارك حملهاي جهت تصرف بصره است كه توپخانههاي دوربرد اين كشور پس از سقوط خرمشهر اقدام به گلولهباران آن نمودهاند.
زيرا شهر بصره علاوه بر خطوط مواصلاتي و پشتيباني دشمن دقيقاً مواضع رزمندگان اسلام را زير آتش سنگين خود داشت كه دور كردن دشمن از اين مواضع و خطوط ارتباطي در راستاي تدابير تثبيت مواضع دفاعي ايران بوده است.
تصميم دوم مهلت ندادن به دشمن براي سازماندهي مجدد بود، چرا كه بعد از شكست سنگين دشمن در عمليات بيتالمقدس كه موجب سردرگمي فرماندهان و مسئولين ارتش عراق شد، تدبير دفاعي براي ايران حكم ميكرد كه به دشمن فرصت انديشيدن و سازماندهي مجدد را ندهد و با استفاده از شور و ذوق و توان دفاعي رزمندگان به نقطه اطمينان و خط استوار دفاعي كه امروزه در فنون نظامي جايگاه خاصي دارد برسد. نظريه كارشناسان دفاعي چنين اقداماتي را از سوي ايران قابل پيش بيني و از بديهيات علوم دفاعي دانستد، بطوريكه لسآنجلس تاميز طي تحليل كارشناسي در اين زمينه گزارش داد:
اكنون كه سكه بر روي ديگرش قرار دارد، ايران بيش از يك چهارم ارتش عراق را منهم و تسخير نموده است، نيروي هوايي از لحاظ عملياتي، آمادگي عراق را تا دو سوم كاهش داده و ظاهراً روحيه ارتش صدام حسين را شكسته است، جاده اصلي به بغداد باز ميباشد و نيروهاي ايران در مقابل پايتخت عراق از پيروزي و شوق در هيجان ميباشند.
2 ـ فعال كردن حركت ديپلماسي
براي وارد كردن مجامع رسمي بينالمللي به تصميمي عادلانه در مورد تجاوز رژيم عراق عليه ايران فعال كردن حركت ديپلماسي و جلب توجه محافل سياسي جهان به قدرت دفاعي ايران ضروري بود. متأسفانه شوراي امنيت سازمان ملل كه تحت تأثير قدرتهاي بزرگ بود بيتوجه به قدرت دفاعي رزمندگان اسلام همچنان به واكنشهاي بازدارنده خود ادامه ميداد بطوريكه بفاصله كمتر از دو ماه و نيم پس از صدور قطعنامه 514 مبادرت به صدور قطعنامه 522 اقدام مينمايد:
قطعنامه 522
در 4 اكتبر 1982 (12 مهر 1361) به اتفاق آرا تصويب شد.
شوراي امنيت، بعد از رسيدگي مجدد به موضوع داراي عنوان «وضعيت بين ايران و عراق»، با ابراز تاسف از طولاني شدن و شدت يافتن منازعه بين دو كشور كه منجر به تلفات سنگين انساني و خسارات مادي قابل توجه شده و صلح و امنيت را دچار مخاطره كرده است، با تأييد مجدد اين امر كه بازگرداندن صلح و امنيت به منطقه مستلزم آن است كه كليه كشورهاي عضو دقيقاً بر طبق تعهداتشان در منشور ملل متحد عمل كنند، با يادآوري قطعنامه 479 (1980) خود كه در 28 سپتامبر 1980 به اتفاق آرا تصويب شد و بيانيه رئيس شوراي امنيت در 15 نوامبر 1980، به علاوه، با يادآوري قطعنامه 514 (1982) خود كه در 12 ژوئيه 1982 به اتفاق آرا تصويب شد و بيانيه رييس شوراي امنيت در 15 ژوئيه 1982، با در نظر گرفتن گزارش 15 ژوئيه 1982 دبير كل،
1 ـ بار ديگر مصراً خواهان آتش بس فوري و خاتمه كليه عمليات نظامي ميباشد؛
2 ـ درخواست خود را براي عقبنشيني نيروها به مرزهاي شناخته شده بينالمللي مجدداً تائيد ميكند؛
3 ـ از اين واقعيت كه يكي از طرفها آمادگي خود را براي همكاري در اجراي قطعنامه 514 (1982) اظهار داشته است استقبال ميكند و از طرف ديگر ميخواهد كه چنين كند؛
4 ـ لزوم اجراي بدون تأخير بيشتر تصميم خود را در مورد اعزام ناظران سازمان ملل براي تأييد، تحكيم و نظارت بر آتش بس و عقب نشيني تأييد ميكند؛
5 ـ فوريت ادامه كوششهاي ميانجيگري كنوني را مجدداً تأييد ميكند؛
6 ـ درخواست خود را از كليه كشورهاي ديگر در مورد خودداري از انجام هر عملي كه ممكن است به ادامه منازعه كمك كند و تسهيل اجراي قطعنامه حاضر را مجددا تأييد ميكند؛
7 ـ به علاوه، از دبير كل درخواست ميكند كه اجراي قطعنامه حاضر را در ظرف 72 ساعت به شوراي امنيت گزارش دهد.
تنها تفاوت اين قطعنامه با قطعنامههاي قبلي شورا در آن بود كه شورا براي خوشايندي عراق و متحدين او در بند 3 اجرايي قطعنامه مقرر ميدارد اگر يكي از طرفين درگير آمادگي خود را جهت همكاري براي اجراي قطعنامه 514 اعلام كند، حسن استقبال مينمايد.
صدام حسين با تمسك به اين پيشنهاد شوراي امنيت شعار صلحخواهي سر ميدهد در تبليغات متحدان و دوستانش نيز به اين بهانه صلحطلب و ايران آتشافروز معرفي ميشود.
جمهوري اسلامي ايران بمنظور كاستن فشارهاي تبليغي دشمن و متحدانش و نيز جلب توجه افكار جهانيان به دلائل استنكاف ايران از پذيرش قطعنامههاي شوراي امنيت علاوه بر فعاليت همه جانبه وزارت خارجه ايران نياز به اهرمهاي مؤثرتري در ميدان عملياتي داشت، بگونهايكه شوراي امنيت را بدور از فشارهاي سياسي و تبليغي وادار به تصميمي عادلانه بر اساس موازين بينالمللي نمايد.
همه اين عوامل تدبير فرماندهان در جنگ را به يك سلسله عمليات برون مرزي هدايت كرد، تا در احقاق حق ملت مظلوم ايران و تنبيه متجاوز توانمنديهاي تازهاي از قدرت رزمندگان اسلام را به نمايش گذاردند.