اضطراب یکی از شایع ترین مشکلات عاطفی انسان امروز است که آنچنان در تار و پود زندگی او ریشه دوانیده که به جرات میتوان گفت زمینه بسیاری از بیماریهای جسمی، کسالتهای روحی، آشفتگیهای رفتاری و واکنشهای نامناسب او را تشکیل میدهد .
اضطرابهای انسان امروزی، واکنشی است در مقابل رشد سریع تکنولوژی، فشارهای ناشی از شهرنشینی، گسستگیهای ارتباطی، از هم پاشیدگی جوامع، تحوّلات اجتماعی و تعارضات فردی که به شکل فزایندهای حیات بارور و مؤثر انسان را تهدید میکند .
● اضطراب در دانشآموزان
یکی از عوامل مهمیکه موجب پیشرفت نکردن دانش آموزان ابتدایی میشود و آنها را با مشکلات متعددی روبهرو میسازد، مسأله اضطراب است. این امر سبب میشود که این گونه دانشآموزان در یادگیری مطالب درسی و یا سازش و انطباق با محیط آموزشگاه، با مشکلات زیادی روبهرو و دچار مشغلههای ذهنی میشوند .
این اشتغالها ذهن و توجه فرد را به خود جلب میکند و مانع این میشود که دانش آموز به تکالیف مربوطه و اخلاق و رفتار خود توجه کند . چنین فردی غرق در افکار خاص خودش است و تمام نیرو و انرژی اش را صرف مشغلههای ذهنی خود میکند. افکاری که هیچ گونه ارتباطی با تکالیف مربوطه فرد ندارد. دانش آموز مضطرب دچار کاهش کیفیت یادگیری تحصیلی میگردد . ترس از مدرسه در آنها ایجاد میشود و اکثرا فکر میکنند که آدم کم هوشی هستند.
اضطراب در دوران دبستان کاملا خود را نشان میدهد و کودک حال و وضعی پیدا میکند که معلمان و گاهی پدران و مادران نیز از آن سر در میآورند . وضع او غیر عادی، رنگ او پریده و چهره او درهم و حال و وضع او آشفته است.
در سنین هفت و هشت سالگی، اضطراب در کودکان خود را به صورت بیاشتهایی نشان میدهد. در مواردی ممکن است اضطراب به صورت شب ادراری، بهانهگیری، بدخلقی و گاهی به شکل حواسپرتی خود را آشکار سازد. حاصل همه اینها نابسامانی رفتار در تحصیل و مدرسه است. در سنین بالاتر ممکن است اضطراب رنگ و فرم دیگری پیدا کند و کودک با اینکه در اضطراب شدیدی به سر میبرد، از شدت شرم و کمرویی، آن را از دیدها پنهان دارد و حتی برای جست و خیز بیمورد خود توجیهاتی را عرضه دارد.
این حالت مخصوصا در سنین ۱۰تا۱۱ سالگی دیده میشود که کودکان شرم و حیایی افراطی دارند، رنگشان پریده و صورتشان گویای وضع و حالت آنهاست. آنها رنج اضطرابی را که در درون دارند ، بروز نمیدهند. اضطراب در خلال سالهای کودکی مخصوصاً از چهارتا شش سالگی افزایش مییابد و از لحاظ کمی و کیفی در کودکان مختلف و حتی یک کودک در زمانهای مختلف، متفاوت است. اضطراب بیشک نشانه مقدماتی ناسازگاری در کودک است. خشم، نوع انضباط و روشهای تربیت کودک نیز در چگونگی شدت و فراوانی ابراز خشم او تاثیر دارد.
● تعریف اضطراب
از نظر لغوی یعنی پریشان شدن، لرزیدن، سراسیمگی، جنبیدن، بیتابی، تشویش، دلهره و نگرانی. اضطراب از نظر روانشناسی و روانپزشکی یعنی: ناآرامی، هراس و ترس ناخوشایند و فراگیر با احساس خطر قریب الوقوع که منبع آن قابل شناختن نیست و به سخن دیگر، اضطراب یک پاسخ طبیعی در مقابل هر نوع تهدید و فرآیند آگاهکننده و اخطاری به فرد درباره یک موقعیّت استرس زا است.
▪ اضطراب و ترس:
یک حالت ترس و ناراحتی است . اضطراب با ترس ارتباط نزدیک دارد . اما ترس گاه در مقابل امر مبهم به وجود میآید و زمان و موضوع معینی ندارد. بهطور خلاصه میتوان گفت که اضطراب ترس مبهم است.
▪ اضطراب ونگرانی:
نگرانی مربوط به یک موقعیت شناخته شده خاص است که در دانشآموز در زمان خاصی به وجود آمده و بعد از گذشتن آن موقعیت، احساس نگرانی نیز رفع میشود، در حالی که اضطراب یک حالت درونی نامشخصی است. نگرانیها اگر مزمن و شدید شوند به صورت اضطراب در میآیند. اضطراب یک حالت ذهنی است و نگرانی یک مشکل عینی است.
آدلر معتقد است که اضطراب ناشی از احساس حقارت است. از نظر وی احساس حقارت از بی کمالی و یا ناتمامیدر هر بعد از زندگی ناشی میشود. احساس حقارت تسلط خاصی بر زندگی روانی داشته و مفهوم آن درک نقص کمال یا ناتمام ماندن تلاش بی وقفه بشر و بشریت برای خاتمه بخشیدن به آن است.
● انواع اضطراب
۱) اضطراب آزاد: وابسته به یک موقعیت خاص نیست و فرد بدون علت مضطرب است .
۲) اضطراب موضوعدار: به یک
موقعیت خاص وابسته است و تحت عنوان نگرانی نیز به کار رفته است .
● اضطراب از نظر ساموئل
۱) اضطراب تسهیلکننده یا تسریعکننده: جنبههایی از اضطراب که به کارکرد افراد، در موقعیتهایی پیشرفت معینی میبخشد.
۲) اضطراب ناتوانکننده: اگر از حد معینی فراتر رود باعث حواسپرتی، پریشانی و احساس درماندگی میشود .
● اضطراب از نظر آتش پور و شفتی
۱) اضطراب طبیعی: یک واکنش انطباقی است که در موقعیتهای خطرناک به صورت یک واکنش هیجانی بروز کرده و گاهی چاره ساز است .
۲) اضطراب بیمارگونه: یک اختلال محسوب میشود و ترسی است غیر واقعی و غیر منطقی.
● شایعترین اختلالات اضطرابی در کودکان و نوجوانان عبارتند از:
▪ اضطراب جدایی
▪ اضطراب امتحان
▪ اضطراب اجتماعی
▪ ترس از مدرسه
● علایم اضطراب
الف) نشانههای فیزیکی:
لرزش، پیچشهای عضلانی، احساس لرز، سردرد، کمر درد، احساس تنگی نفس، خستگیپذیری شدید ، عکسالعمل بیش فعالی اتونومیک، گل انداختن یا رنگ پریدگی، تپش قلب، سرعت ضربان قلب، تعریق زیاد، سردی دستها، خشکی دهان، تکرار ادرار و احساس گزگز و کرختی .
ب) علایم روانشناختی:
احساس ترس، اشکال در تمرکز، بیخوابی، تکرار شدن مطلب در ذهن، بیحوصلگی، احساس خستگی، محدودیت حدود عاطفی، نداشتن تمرکز حواس، اختلال در تصمیم گیری، ناآرامی، تنش روانی و حالت تهوع و اسهال.
ج) علایم حرکتی:
ارتعاشات عضلانی، به هم خوردن نظم و ترتیب حرکات و پایین آوردن آستانه پاسخهای حرکتی.
● تاثیر خانواده بر اضطراب
نبودن روابط مطلوب و همبستگیهای خانوادگی در ایجاد اضطراب در کودکان و نوجوانان تاثیر زیادی دارد . اگر خانواده دارای مراودات اجتماعی باشد، کودک رفتار اجتماعی را میآموزد در غیر این صورت رفتار انزواطلبانه ممکن است در کودک رسوخ یابد.
▪ والدین آگاه، منبعی از منابع امنیت برای کودکان نگران و مضطرب خواهند بود. والدینی که فاقد احساس مسوولیت بوده و در زندگی خود غرق در مادیات باشند، به مشکلات فرزندان خود توجهی ندارند و ضمن لطمه زدن به امنیت فرزندان خویش ارزشها و معیارهای خود را به فرزندانشان القا میکنند.
● رابطه اضطراب و امتحان
امتحان در هر دوره و زمانی موجب اضطراب و ترس است، چه در کلاس اول دبستان و چه در امتحانات کنکور اضطراب قبل از امتحان به سراغ انسانها میآید .میان موفق نبودن افراد و اضطراب رابطه مستقیم وجود دارد. نوابینژاد در این باره میگوید: یکی از عوامل موفق نبودن در امتحان، دلهره بیش از حد دانش آموز است.
ـ در تحقیقی که از سوی مرکز مشاوره استان فارس انجام شده، علل اضطراب امتحان و مدرسه را این گونه بیان کرده اند:
۱) نداشتن آمادگی کافی برای امتحان
۲) وجود رقابت درسی زیاد میان دانش آموزان
۳) سخت گیری بیش از حد خانواده درباره نمرات امتحانی
۴) ترساندن کودک از امتحان به وسیله اعضای خانواده یا اولیای مدرسه
۵) وجود برخی بیماریهای روانی مثل وسواس
۶) ترس از موفق نشدن در امتحان و ادامه تحصیل
● پیشنهادهایی به والدین و معلمان جهت کاهش اضطراب در کودکان
۱) سعی شود در کودک اعتماد به نفس و استقلال به وجود آید.
۲) محیط مدرسه و خانه فضایی آکنده از محبت و صمیمیت باشد، در عین حالی که کودک را به سوی رشد و تعالی سوق میدهد.
۳) معلم، مدیر و والدین آگاه باید سطح توقعات و انتظارات خود را با توانایی و استعداد کودکان متناسب کنند و از داشتن انتظارات بیجا و بیش از حد توان آنها خودداری کنند.
۴) به ریشه به وجود آمدن اضطراب باید توجه شود.
۵) با الگوها و روشهای علمیمیتوان آرامش جسمیرا به کودک برگرداند و کمکم میزان اضطراب را در او کاهش داد.
۶) باید میزان توجه کودک را به مسائل مثبت افزایش داد تا ذهن آنها مشغول مسائل نامربوط نشود و میزان اضطراب کاهش یابد.
۷) روابط موجود در خانه باید عاری از هر گونه تبعیض و تنبیه بوده و بر اساس انس و تفاهم و دوستی بنا گذاشته شود.
۸) لازم است که در همه احوال توجه کودک به سمت خدا جلب شود و عادت کند با خدا سخن بگوید.
▪ به طور خلاصه خانواده می تواند در این زمینه ها باعث ایجاد اضطراب شود
۱) انتظارات بیش از حد والدین از فرزندان خود و مقایسه کودکان خود با همسالان و همکلاسیهایشان.
۲) تحمیل آرزوهای تحقق نیافته والدین به کودکان و ندیده گرفتن نیاز به محبت و امنیت کودکان.
۳) تنبیه بدنی کودک به دلیل نمره کم.
۴) وجود دیکتاتور محور خانواده (پدر) که باعث ترس و اضطراب میشود.
۵) خانوادههای متزلزل یا از هم گسیخته به دلیل ترس از دعوای پدر و مادر، دلهره جدایی از والدین، احساس مسوولیت نداشتن والدین در برابر کودکان و بیتوجهی و طرد کودکان از خانواده.
۶) فرق گذاشتن خواسته و یا ناخواسته میان فرزندان از سوی والدین.