كار بسيار سخت و بسيار بزرگي در پيشرو دارم از يك طرف ارواح پاك شهيدان سه عمليات بزرگ ثامنالائمه (ع)، طريقالقدس و فتح المبين كه شاهد اين برنامه هستند ادا كردن مطالب در حدي كه حق مطلب ادا گردد تا موجبات تكدر روح اين عزيزان فراهم نگردد بسيار سخت است از طرف ديگر طرف صحبت من اساتيد بزرگوار و برجسته دانشگاههاي مملكت هستند از خداي بزرگ مسئلت دارم آنقدر به من توانايي بدهد تا بتوانم رضايت خاطر شماها را هم فراهم نمايم.
قرار است در مورد سه عمليات اشاره شده توضيحات لازم را كه شما را در جريان اقدامات و فعاليتهاي انجام شده قرار بدهد بيان نمايم البته به سبب محدوديت زمان اجباراً اهم جريانات نبردهاي فوق را بيان خواهم كرد. براي رعايت ترتيب زمان اجرا به ترتيب تقدم از عمليات ثامنالائمه (ع) آغاز ميكنم:
ابتدا چگونگي حضور دشمن در شمال آبادان كه هدف عمليات ثامنالائمه (ع) براي شكست حصر آبادان اجرا شد اجمالاً توضيحاتي ميدهم. تهاجم اوليه ارتش عراق براي تصرف خرمشهر از شلمچه آغاز شد زيرا كه محور شلمچه ـ خرمشهر با 17 كيلومتر مسافت نزديكترين و سهلالوصولترين محور از كشور عراق به خرمشهر ميباشد. مسئولين ارتش عراق با توجه به برتري مطلق توان رزمي نسبي طرفين در اين منطقه، پيشبيني كرده بودند ظرف يك روز به كنار خرمشهر خواهند رسيد و در مدت دو يا سه روز خرمشهر را اشغال و با عبور از پل بتني خرمشهر ـ آبادان، جزيره آبادان را هم ظرف چند روز تصرف و در كمتر از يك هفته سران كشور عراق به مهمترين هدف سياسي، نظامي، اقتصادي و اجتماعي كه اشغال سرتاسر كرانه شمالي اروند رود ميباشد خواهند رسيد و با فراهم شدن زمينه، تصرف بندر امام خميني و بندر ماهشهر به سهولت مسير و سواحل شمال غربي خليج فارس را در اختيار خواهند گرفت.
در معبر وصولي شلمچه ـ خرمشهر تنها مانع در برابر نيروهاي متجاوز وجود نهر عرايض بود و لذا اگر متجاوزين موفق ميشدند پل روي اين نهر را در مسير جاده سالم تصرف نمايند اين مشكل نيز برطرف خواهد شد ضمن اينكه طول اين آبگير كه در حدود شش كيلومتر ميباشد از سمت شمال آن قابل دور زدن بوده و با وصول به جاده اهواز ـ خرمشهر پيشروي از سمت شمال به طرف خرمشهر محدوديتي ايجاد نمينمايد.
مقاومت سرسختانه مدافعين ايران اسلامي در پاسگاههاي مرزي براي متجاوزين بعثي غير قابل تصور بود و لذا نيروهاي عراقي در بعدازظهر روز دوم مهرماه پس از تصرف پاسگاههاي مرزي شملچه و حدود براي تسريع در تصرف خرمشهر ضمن ادامه تلاش آفندي در محور شلمچه ـ خرمشهر نيروي قابل ملاحظهاي را از طريق شمال آبگير عرايض به طرف جاده اهواز ـ خرمشهر اعزام كه يك ستون به سمت شمال به طرف اهواز و ستون ديگري به سمت جنوب به طرف خرمشهر تغيير مسير دادند بدين ترتيب خرمشهر از غرب و شمال مورد هجوم قرار گرفت در حالي كه از سمت جنوب نيز از سواحل جنوبي اروندرود آتشهاي شديد توپخانه و خمپارهانداز بر خرمشهر و آبادان فرو ميريخت تلاش آفندي دشمن از غرب و شمال توأم با آتشهاي سنگين و مداوم توپخانه و خمپارهانداز از سه سمت و بمبارانهاي هوايي براي تصرف سريع خرمشهر، در اثر ايثار و فداكاري رزمندگان ايران اسلامي بيثمر گرديد و سرانجام يكي از روزهاي بحراني جنگ، يعني 19 مهرماه فرار رسيد روزي كه نيروهاي متجاوز عراقي در تاريكي شب 18 به 19 مهر ماه در مارد كه در 20 كيلومتري شمال آبادان قرار دارد و سواحل نزديك و دور رودخانه كارون در اين محل براي احداث پل مناسب و نزديكترين و مناسبترين مسير را از رودخانه كارون تا اهواز ـ آبادان دارد پل تجهيزاتي از نوع پيامپي روي كارون احداث كردند و نيروهاي عبور كننده از طريق جاده خاكي به جاده اسفالته اهواز ـ آبادان رسيدند.
دشمن در همان شب با عبور حدود 80 دستگاه تانك سرپلي را در شرق كارون به مساحت 150 كيلومتر مربع در شمال آبادان تصرف و جادههاي اصلي اهواز ـ آبادان و آبادان ـ ماهشهر را قطع و مرحله جديدي در جنگ آغاز گرديد و اشغال جزيره آبادان قريبالوقوع و تهديد بندر امام خميني و بندر ماهشهر قعطي شد زيرا به علت كمبود نيرو و فراهم نبودن امكانات جهت جلوگيري از عبور دشمن از رودخانه كارون و يا متوقف ساختن عمليات عبور متجاوز اقدام مؤثري به عمل نيامد گفتني است كه كليه مردان آبادي مارد و اطراف آن توسط عراقيها به اسارت گرفته شدند اين اطلاعات بوسيله افراد محلي كه توانسته بودند از منطقه اشغالي فرار نمايند كسب گرديد و سرانجام در بازجويي از يك سروان اسير عراقي در نبرد پادگان دژ خرمشهر تأييد گرديد به هر حال نيروهاي دشمن سرپل اشغالي را به سمت جنوب براي وصول به بهمنشير و با اشغال آبادي سلمانيه در شمال توسعه و در سرپل اشغالي به عرض حدود 20 كيلومتر و عمق حدود 10 كيلومتر مواضع پدافندي را آرايش و مستقر گرديدند.
در حاليكه در بيستم مهر ماه نيروهاي دشمن مستقر در سر پل به پيشروي به سمت جنوب براي وصول به رودخانه بهمنشير ادامه ميدادند و لحظه به لحظه اشغال آبادان كه خود به خود سقوط خرمشهر را نيز تسهيل و فراهم مينمود نزديكتر ميشدند فرمان تاريخي امام راحل در مورد شكستن حصر آبادان صادر شد و نيروهاي مردمي از اقصي نقاط كشور به سوي خوزستان سرازير شدند. در بعدازظهر روز بيست و دوم مهر ماه نيروهاي دشمن به دو كيلومتري شمال آبادان رسيدند و سقوط خرمشهر و آبادان قريبالوقوع گرديد. جالب توجه است كه در آن شرايط حساس و خطرناك فرمانده نيروي زميني ارتش از چند روز قبل تصميم گرفته بود به وسيله لشكر 21 حمزه كه به سبب عدم وصول قسمتي از يگانهاي پشتيباني رزمي و پشتيباني خدمات رزمي آمادگي لازم را براي اجراي آفند نداشت در روز بيست و سوم مهر ماه براي تصرف ارتفاعات علي گره زد و ابوصليبي خات تك نمايد. من در آن تاريخ جانشين عملياتي لشكر 21 حمزه بودم و لذا از ايده و تفكر فرمانده نيروي زميني اطلاعي نداشتم، آيا فرمانده نيروي زميني اهميت منطقه دزفول ـ شوش را به سبب نزديكي به گلوگاه حياتي استان خوزستان در پل حسينيه ارجحتر از سقوط خرمشهر و آبادان ميدانست و يا چون مسئوليت منطقه اروند به عهده ايشان نبود از اختصاص نيروي در اختيار و در دسترس امتناع ميورزيد.
«خداي ميداند» به هر حال نيروي زميني به لشكر 77 پياده در مشهد دستور داد يك گردان پياده با يك گروهان تانك و يك آتشبار 105 ميليمتري سريعاً به اهواز اعزام تا براي دفاع از آبادان به كار گرفته شود.
اين گردان پياده همان گرداني است كه در نجات آبادان سرنوشت سازترين نقش را ايفا نمود كه در ادامه سخن توضيحات بيشتر داده خواهد شد.
در روز بيست و سوم مهر ماه نيروي هوايي ضربه كاري و مهلكي به نيروهاي عراقي در سر پل شرق كارون وارد و رزمندگان اسلام با حداقل امكانات موجود نه تنها پيشروي دشمن را براي ورود به آبادان سد نمودند بلكه نيروهاي عراقي را به شمال محور آبادان ـ ماهشهر عقب راندند بالاخره اولين گردان سازمان يافته نيروي زميني پس از عمليات آفندي ناموفق لشكر 21 پياده حمزه از لشكر مزبور در 28 مهر ماه در منطقه ماهشهر ـ آبادان مستقر شد ضمن اينكه عناصري از ژاندارمري، تكاوران دريايي و نيروهاي مردمي نيز وارد اين منطقه شدند و فرماندهي اروند كه به عهده فرمانده ژاندارمري وقت واگذار شده بود با سازماندهي ستاد خود در 29 مهر ماه در ماهشهر كنترل منطقه را به عهده گرفت.
به نظر ميرسد نامبرده با توجه به وضعيت نامطلوب خرمشهر تمركز تلاش را با امكانات موجود براي دفاع از آبادان و ماهشهر فعال نمود. اولين ابتكار و خلاقيت فرمانده جديد اروند به منظور سلب ابتكار عمل از دشمن و كسب زمان براي وصول نيروهاي كمكي و سازماندهي پدافند براي حفظ آبادان، در اجراي يك عمليات آفندي دنبال گرديد و لذا شايعه عمليات آفندي نيروهاي ايراني، دشمن را وادار نمود كه موقتاً از ادامه پيشروي صرفنظر نمايد. بالاخره در روز سوم آبان ماه با گردان اعزامي از لشكر 21 حمزه و يك گردان ژاندارمري و 17 دستگاه تانك ام ـ 47 بازسازي شده در كارخانجات مسجد سليمان كه خدمه آن از يگان زرهي مستقر در شهرستان مرند آذربايجان شرقي سازماندهي ميشود و قسمتي از نيروهاي مردمي عمليات آفندي به نيرويي در حدود 15 گردان دشمن اجرا ميگردد گرچه نتيجه عمليات آفندي از قبل هم براي فرمانده اورند كاملاً مشخص بود ولي ايجاد وقفه در تلاش آفندي دشمن موجب ميگردد روز ششم و هفتم آبان ماه گردان پياده اعزامي از مشهد و نيروهاي داوطلب مردمي از شهرهاي مختلف وارد آبادان شدند و وضعيت پدافندي اتخاذ نمودند. در بعدازظهر روز هشتم آبان ماه متجاوز با توسعه سر پل و ادامه پيشروي به سمت آبادان به سواحل شمالي رودخانه بهمنشير ميرسد و در حدود 15 كيلومتر از ساحل شمالي رودخانه را تحت كنترل خود درآورده و شهر آبادان عملاً در محاصره كامل قرار ميگيرد و بالاخره در شب هشتم به نهم آبان ماه در منطقهاي به نام ذوالفقاري روي بهمنشير پل شناور احداث و با عبور دادن دو گردان پياده از طريق نخلستانها وارد جزيره آبادان شده و به جاده آبادان ـ خسروآباد ميرسد.
در ساعت 0830 روز نهم آبان ماه رزمندگان ايران اسلامي از تمام اقشار مختلف با محوريت گردان پياده اعزامي از لشكر 77 پياده به نيروهاي نفوذ يافته دشمن هجوم و در يك نبرد تن به تن و خونين نيروهاي متجاوز را منهدم ساخته پل احداثي دشمن را تخريب و 130 نفر از نيروهاي عراقي را اسير و 17 دستگاه وسايل سنگين مهندسي، نفربر و خودرو را به غنيمت گرفته و نيروهاي دشمن را تا چهار كيلومتري شمال بهمنشير عقب راندند و روياي تصرف آبادان براي صدام و صداميان به افسانهها پيوست و فرماندهي اروند مواضع پدافندي را در اطراف نيم دايره سرپل دشمن از سلمانيه در شمال، شادگان در شرق و شمال بهمنشير در جنوب آرايش و مستقر گرديد.
لازم به توضيح است كه تفكر تصرف آبادان از ذهن سران كشور عراق خارج نشده بود برابر اسناد و مدارك اغتنامي متجاوز پس از زمينگير شدن در سر تا سر جبههها (26 آبانماه 1359) براي تصرف آبادان لشكر 7 پياده و تيپ 32 نيروي مخصوص را از سپاههاي 1 و 2 منفك و با تكميل سازمان آنها مبادرت به تمرينهاي فشرده در زمين مشابهي در منطقه المسيب استان كربلا نمود در ارديبهشتماه سال 1360 اين يگانها آمادگي لازم را براي اجراي مأموريت آفندي براي تصرف آبادان كسب كرده بودند كه با شروع تكهاي محدود رزمندگان اسلام در صحنههاي عمليات خوزستان و كرمانشاه اجباراً اين نيروها در ساير مناطق به كار گرفته شدند و تصرف آبادان منتفي گرديد.
بر مبناي تصميمات متخذه مقرر گرديد كه مسئوليت صحنه عمليات خوزستان از جمله منطقه اروند به فرمانده نيروي زميني واگذار شود و لذا به دستور ايشان باقيمانده لشكر 77 در28 اسفندماه 1359 در ماهشهر مستقر و از نهم فروردينماه 1360 مسئوليت منطقه آبادان – ماهشهر را بعهده گرفت از اقدامات مهمي كه گردان مهندسي لشكر 77 پياده و جهاد سازندگي استان فارس انجام دادند احداث جاده ارتباطي از آبادي ابوشانك واقع در حاشيه بهمنشير تا حوالي سه راهي شادگان بود كه به جاده آبادان- ماهشهر وصل و به نام جاده وحدت نامگذاري شد و با احداث اين جاده محاصره زميني آبادان منتفي گرديد.