وظيفه جامعه نسبت به شهيد
از آنجا كه شهيد براي خدا و در راه خدا، هستي خود را براي نجات و سعادت جامعه فدا مي نمايد، هر چند پاداش اصلي خود را از خداوند دريافت مي كند، اما بنابر حكم عقل، جامعه نيز به لحاظ حقي كه شهيد بر گردن آنان دارد، مديون شهيد است و بايد با تمام وجود دِين خود را در قبال شهيد ايفاء نمايد.
زنده نگهداشتن ياد و نام شهيد و بزرگداشت زمان و مكان شهادت و مدفن او و الگوسازي از شخصيت و سيرة زندگي و حماسة ايثارگرانة شهيد، بخشي از وظائف جامعه نسبت به شهيد مي باشد.
اين نكته افزودني است كه فايده انجام اين نوع وظائف عمدتاً به خود مردم بازمي گردد و در حقيقت اين ما هستيم كه نيازمند شهدا هستيم، نه آن كه شهدا نيازمند بزرگداشت ما باشند. اجر و مقامي كه شهدا نزد پروردگارشان دارد با بزرگداشت يا غفلت مردم از آنان كم و زياد نمي شود. بزرگداشت و تكريم شهيد در جامعه يعني بزرگداشت و تكريم فرهنگ شهادت و تمام نيكي ها و ترويج روحية ايثارگري و فداكاري براي ارزشها و دفاع از جامعه و سرزمين اسلامي. فرهنگ و روحيه اي كه قوام و بقاء جامعه و نظام و سرزمين اسلامي، همواره نيازمند به آن مي باشد. اين مطلبي است كه تمام ملل و كشورها در چارچوب جهان بيني و ارزشهاي خود به منظور حفظ استقلال و دفاع از موجوديتشان در برابر بيگانگان و مهاجمان مورد توجه و اهتمام جدي آنان قرار مي دهند.
منزلت خانواده شهيد
خانواده شهيد از جهات مختلف، داراي مقام و منزلت ويژه اي در پيشگاه خداوند و در نظام و جامعه اسلامي مي باشد. پدر و مادر شهيد باتوجه به اين كه معمولاً بيشترين نقش را در تربيت شهيد ايفاء كرده اند و با داشتن بيشترين علاقه به فرزند خود او را تقديم خدا كرده اند، مورد تكريم بيشتري هستند. والدين، مخصوصاً مادر، به طور طبيعي آنچنان علاقه اي به فرزند خود دارند كه عادتاً براي حفظ فرزندشان حاضرند همه چيز خود را فداي او كنند و مي توان گفت والدين، فرزند خود را از جان خود بيشتر دوست مي دارند. اين بيت از شعر سعدي بهترين توصيف حالت بدرقه والدين به هنگام عزيمت فرزندانشان به سوي جبهه است:
در رفتن جان از بدن گويند هر نوعي سخن
من خود به چشم خويشتن ديدم كه جانم مي رود
بنابر اين والدين مخصوصاً آناني كه با طيب خاطر و براساس اعتقادشان فرزندانشان را از زير قرآن عبور مي دهند و بعداز شهادت آنان نيز صبورانه، رضايت خود را در برابر تقدير الهي ابراز و از اين كه خداوند اين افتخار را نصيب آنها فرموده خود را سربلند و مفتخر مي بينند، شاهدان عيني فرهنگ شهادت و ايثار و ره يافتگان وصال حقند.
همسر شهيد نيز كه افتخار همزيستي با شهيد را داشته و شريك زندگي و پشتيبان و سرپرست خود را به ظاهر از دست داده و بار نگهداري و تربيت فرزندان شهيد و مسئوليت حفظ كرامت و عظمت شهيد را در جامعه به دوش گرفته، به همراه فرزندان شهيد به عنوان يادگاران شهيد كه نزديكترين نسبت و انتساب را به او دارند، منزلت و جايگاه برجسته اي را نزد خداوند و مردم دارند.
مجموعاً مي توان گفت مشابه همان فاصله اي كه شهيد و مقتول في سبيل الله نسبت به مقتولين در راه طاغوت دارد، بين خانوادة آنها نيز وجود دارد و نمودي از اين تفاوت و فاصله را در مقايسه بين
خانواده هاي شهداي ايران و بازماندگان مقتولين جنگ ها در بسياري از كشورهاي ديگر مي توان به دست آورد. در حالي كه بازماندگان مقتولين آن جنگ ها بعد از جنگ به عوامل عمدة نارضايتي و بحرانهاي اجتماعي و اخلاقي تبديل مي شوند، ما شاهديم خانواده هاي شهداي انقلاب اسلامي همچون خاندان شهداي كربلا ادامه دهندگان راه شهدا و از پشتيبانان اصلي نظام و ارزشهاي اسلامي هستند، بگونه اي كه ميزان حمايت از آرمان شهدا در خانوادة شهدا بيشتر از ساير اقشار است و به همين ترتيب خانواده هايي كه دو شهيد تقديم اسلام كرده اند نسبت به يك شهيدي ها، و چند شهيد داده ها نسبت به دو شهيد
داده ها، التزام و پيوند محكم تري با شهدا و راه آنان دارند و نويسنده خود بارها شاهد بود مادري كه تصوير سه شهيد خود را در دست داشت و به زيارت امام راحل نائل مي شد، به جاي اظهار تأثر از شهادت فرزندانش، قهرمانانه اصرار داشت كه امام دعا كند او هم توفيق شهادت در راه خدا را پيدا كند!
به اين ترتيب خانوادة شهيد از دو جهت شايستة تكريم و تجليل و خدمت مي باشند: اولاً به دليل اهليت و شايستگي اكتسابي و نقشي كه در همراهي و همسوئي با شهيد ايفاء مي كنند و ثانياً بخاطر انتسابي كه با شهيد دارند و در ساية ديني كه جامعه به شهيد دارد، بخشي از تكريم و تعظيم شهيد در احترام و تجليل از خانواده و اهل بيت او تجلي مي يابد و مسالة تكريم خانواده شهيد و تقديم خدمات لازم به آنان نه تنها به عنوان يك كار مطلوب بلكه يك وظيفة همگاني براي جامعه و نظام اسلامي به حساب مي آيد.
اين مطلب را نيز با سخني از امام راحل كه جلوه اي از نگرش اسلام دربارة اين قشر والامقام است مي آرائيم: «سلام و درود بر شما پدران و مادران، همسران، فرزندان و بازماندگان شهدا كه از بهترين عزيزان خود، در راه بهترين هدف كه اسلام عزيز است، بزرگوارانه گذاشته ايد و در امر دفاع از دين خدا، آنچنان صبر و مقاومت نشان داده ايد كه رشادت و استقامت ياران سيد شهيدان حضرت امام حسين
ـ عليه السلام ـ را در خاطره جهانيان تجديد كرديد.(1)
منزلت بي مانند ايثارگران در مكتب وحي
آيات فراوان قرآن و احاديث بسيار زياد معصومين عليهم السلام پيرامون رزمندگان راه خدا بيانگر جايگاه رفيع و بي نظير آنان است. براي نمونه اين آيه را مرور مي كنيم:
«اِنَّ اللهَ اشتَري مِنَ المُؤمنينَ اَنفُسَهُم وَ اَموالَهُم، بَاَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ، يُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللهِ، فَيَقتُلُون و يُقتَلُونَ، وَعداً عَلَيهُ حَقّاً، فِي التَّوريةِ وَ الأنجيلِ وَ القُرآنِ، وَ مَن اَوفي بِعَهدِه مِنَ اللهِ، فَاستَبشِرُوا بِبَيعِكُمُ الَّذي بايَعتُمُ بِهِ، وَ ذلِكَ هُوَ الفَوزُ العَظيمُ» (2)
همانا خدا(مشتري) از مومنان(بايع) جان، مالشان (مثمن) را به بهاي بهشت (ثمن) خريداري كرد. آنان در راه خدا مي جنگند و مي كشند و كشته مي شوند. اين در تورات و انجيل و قرآن وعده حقي برعهده خداست و چه كسي از خدا بر عهد خويش وفادار تر است؟ پس به اين معامله اي كه با خدا
كرده ايد شاد باشيد و اين همان كاميابي بزرگ است!
اين جلوه اي از منزلت والاي رزمندگان راه خداست بكشند يا كشته شوند و آنگاه كه جان خويش را در جبهه فدا كنند يا بعد از مجروح شدن و تحمل مشقتها و درد بسيار كه خود پاداشي بزرگ دارد در اثر جراحات و جانبازي به شهادت برسند و يا آنكه در اسارت، شكنجه و آزار مضاعف دشمن را به جان بخرند و به مقام آزادگي برسند. همگي برخوردار از اين فضيلت والا هستند و آنگاه كه رزمنده اي جان بر كف، در اثر جراحتهاي جنگ به مقام جانبازي نائل شود و همزمان در اسارت سخت ترين رنجها و دردها را تحمل كند و در اثر جراحتهاي جانكاه جبهه به مقام شهادت رسد با برخورداري از چهار عنوان رزمنده، آزاده، جانباز و شهيد در اوج اين قلة رفيع جاي مي گيرد.
دقت در آية مذكور و ملاحظه ويژگيهاي مشتري! بايع، ثمن و مثمن كه به عنوان يك پيمان از سوي خدا مطرح شده و سند آن را نيز بزرگترين كتابهاي آسماني يعني تورات و انجيل و قرآن قرار داده و بر وفاي به اين عهد تاكيد نموده و آن را فوز عظيم دانستــه است، افقهــاي شگفت انگيــزي را به روي انســـان مي گشايد.
در اينجا مروري بر آمار شهداء، جانبازان و آزادگان و اشاره به پاره اي از ويژگيهاي آنان مي تواند دستمايه اي براي تحليلهاي گوناگون باشد.
مجموع شهدائي كه در بنياد شهيد انقلاب اسلامي داراي پرونده هستند 000/219 نفر مي باشند كه از اين رقم حدود 000/20 نفر در درگيري با شرارتهاي ضدانقلاب و ترورهاي منافقين به شهادت
رسيده اند.
افرادي كه در درگيريهاي مستقيم دفاع مقدس شهيد شده اند 000/172 نفر و شهداي بمبارانهاي دشمن 000/16 نفر مي باشند و به اين ترتيب جمع شهداي جنگ تحميلي به 000/188 نفر مي رسد.
برخلاف شايعه پراكني هاي بيگانگان كه رقم شهداي جمهوري اسلامي را چندين برابر واقعيت بزرگ نمائي مي كردند و به منظور القاء ناتواني در مديريت جنگ و تضعيف روحيه مردم، بهره گيري از امواج انساني را به جاي مديريت و تكنولوژي دامن مي زدند رقم 000/188 شهيد در مقايسه با
كشته هاي عراق در جنگ با وجود همة پشتيباني هاي جهان استكبار از ارتش عراق از جمله نكات مهمي است كه بايد از ابعاد گوناگون مورد بررسي قرار گيرد.
ياد آوري مي شود مشابه اين تفاوت را در رقم 175/42 اسراي ايران در قبال حدود 000/70 نفر اسير عراق شاهد هستيم كه بايد مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد.
در مورد شهدا به چند نكته اشاره مي كنيم:
بيشترين شهيد دفاع مقدس را در سال 1365 داشته ايم با 000/41 شهيد.
سن 72% از شهداء (يعني حدود 000/155 نفر) بين 16 سال تا 25 سال است (يعني نوجوان و جوان)
بيشترين تعداد شهيد از جهت سن 20 ساله مي باشند با تعداد 000/30 نفر در جنگ تحميلي به طور ميانگين از هر 230 نفر جمعيت كشور يك نفر به شهادت رسيده است. در اين ميان استان اصفهان از هر 144نفر يك نفر و قم از هر 148 نفر يك نفر و استان سمنان از هر 155 نفر يك نفر به شهادت رسيده اند و دارندة رتبه اول تا سوم در كشور مي باشند.
در ميان اقشار جامعة روحانيت بيش از ده برابر ميانگين كل جامعه به شهادت رسيده اند و بيش از 5 برابر ميانگين جامعه شهيد داده اند(يعني فرزندانشان به شهادت رسيده اند).
شهداي مؤنث بيش از 400/6 نفر و نزديك به 3% كل شهدا مي باشند.
حدود 000/56 نفر از شهدا متاهل و بقيه مجرد بوده اند. اگر اين نكته را كه اكثريت قاطع شهداء مجرد بوده اند و در بين متاهلين، آنان كه فرزندان كمتري داشته اند نسبت بيشتري را دارا هستند، در كنار اين نكته قرار دهيم كه حدود 97% شهداء به قشر مستضعف تعلق دارند، مي توان اين نتيجه را گرفت كه هر كه سبكبارتر بوده است سبكبال تر به معراج شهادت پرواز كرده است. اين نكته را نيز بايد يادآور شد كه اكثريت شهداء از پايگاه مسجد و سنگر نمازجمعه و جماعت به جبهه عزيمت كرده اند و براساس تحقيقي كه روي وصيت نامه شهداء انجام يافته انگيزه اصلي آنها در پيمودن راه شهادت به ترتيب الهام گيري از نهضت حسيني و پيروي از امام خميني و دفاع از اسلام مورد تاكيد قرار گرفته است و بــه ايــن ترتيـب نتيجه مي گيريم كه با سبكباري از تعلقات زندگي مادي به همراه انگيزه نيرومند ايمان به مبدأ و معاد و عشق و پيروي از جايگاه امامت و ولايت، روحيه شهادت طلبي به فعليت و شكوفائي مي رسد.
و اما آمار جانبازان دفاع مقدس با درصدهاي جانبازي آنها به اين ترتيب مي باشد:
زير 25% 500/219
تا 50% 800/151
تا 70% 700/19
70% 500/7
و از ميان 175/42 آزاده 000/21نفر آنها جانباز هم هستند كه در ارقام فوق ملحوظ شده است. نكات فراوان ديگري در اين زمينه وجود دارد كه در فرصت مناسب بايد مطرح و مورد بررسي قرارگيرد.