(س نهم ق)، شاعر، متخلص به زایرى/ زایر. در اغلب تذكرهها او را در شمار زنان شاعر اصفهان آوردهاند، ولى مولف كتاب «از رابعه تا پروین» وى را اهل تبریز دانسته است. برخى در زن بودن وى تردید دارند و سال مرگ او روشن نیست. وى شعر را نیكو مىسرود و از اشعار او ابیاتى چند بر جاى مانده است. از اوست: خوردن خون دل از چشم تو آموختهام خون دل خوردهام و این هنر آموختهام[1] اغلب تذكرهها او را از زنان شاعر اصفهان معرفى كردهاند ولى مولف كتاب از رابعه تا پروین او را اهل تبریز دانسته است. تاریخ حیات او در تذكرهها نیامده و تنها مولف مشاهیر نسوان حیات او را در اوایل قرن نهم هجرى نوشته است. غزل زیر از اوست: خوردن خون دل از چشم تر آموختهام خون دل خوردهام و این هنر آموختهام كار من بى تو بجز خون جگر خوردن نیست طرفه كارى كه به خون جگر آموختهام شیوه عاشقى و رسم نظربازى را همه از مردم صاحبنظر آموختهام ناصحا چند كنى منع من از عشق بتان من زاستاد ازل اینقدر آموختهام «زایرى» بهر طواف حرم كوى كسى صبح خیزى زنسیم سحر آموختهام تذكره روز روشن با توجه به صورت و معناى شعر در زن بودن شاعر تردید كرده است. برخى تذكرهها از او به بىبى زایرى یاد كردهاند.[