0

تفسير آيه وان يكاد

 
samira90
samira90
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1389 
تعداد پست ها : 198

تفسير آيه وان يكاد

لبته در اينجا مقصود اين است كه اگر يك جنبه‏هاى غير عادى در اين مى‏بينيد،اينها الهامات و القائاتى است كه شياطين به او مى‏كنند،لهذا بعد مى‏فرمايد:

و ما هو الا ذكر للعالمين خير،اينها جز ذكرى و تذكرى و تنبهى و القائى كه از ناحيه پروردگار براى همه جهانيان است چيز ديگر نيست.

اين،ترجمه تحت اللفظى آيه بود.درباره مفاد اين آيه كريمه،مفسرين دو جور تفسير كرده‏اند.

تفسير اول

بيشتر مفسرين-كه شايد قدما اين طور بودند-اين آيه را فقط به اين معنى گرفته‏اند كه قرآن مى‏خواهد بفرمايد كه اين كافران يك عناد و غيظ و حسادتى با تو دارند.دشمن وقتى كه در مقابل دشمن قرار مى‏گيرد،

اگر در برنامه خودش فاتح و پيروز بشود و اگر احساس شكست در طرف بكند از غيظ و خشمش كاسته مى‏شود.از كلمات امام حسين عليه السلام است كه:

«القدرة تذهب الحفيظة‏»يعنى قدرت و توانايى و نيرومندى،خشم و كينه و حقد را از بين مى‏برد،و لهذا انسانها به هر اندازه از نظر روحى قويتر باشند عقده كمترى دارند،

و هر چه انسان از نظر روحى ضعيفتر باشد و در خودش در مقابل ديگران بيشتر احساس ضعف كند عقده بيشترى در روحش هست.آدم قوى،بى‏عقده است و آدم ضعيف است كه دچار عقده‏هاى زياد مى‏شود.

همچنين هر آدمى به هر اندازه عقده و غيظ و خشم داشته باشد،وقتى كه در مقابل طرف قرار مى‏گيرد،به هر اندازه كه احساس پيروزى در خود و ضعف در طرف مقابل كند از عقده‏اش كاسته مى‏شود،

چون احساس قدرت در خودش مى‏كند و احساس ضعف در طرف ديگر،و اين از عقده مى‏كاهد،و به هر اندازه كه در خودش احساس ضعف كند و در طرف احساس پيروزى،مرتب بر عقده و خشمش افزوده مى‏شود.

كفار در مقابل پيغمبر اكرم دچار چنين حالتى بودند.هر روز مى‏ديدند نسبت به روز قبل يك چيزى اينها به اصطلاح باختند و پيغمبر برده است،يعنى مى‏ديدند كه مردم به سوى پيغمبر گرايش دارند و از گروه اينها دور مى‏شوند.

بعلاوه وقتى در مقابل يگانه ابزار پيغمبر اكرم كه قرآن مجيد بود قرار مى‏گرفتند دنبال يك عيب و عيبجويى بودند،ببينند آيا مى‏توانند جايى از آن را عيب بگيرند،بگويند فلان چيز اگر خيلى زيباست استثنايى است؟

مى‏ديدند هر آيه‏اى كه نازل مى‏شود از آيه قبل جذابتر و شيرين‏تر و زيباتر است.اين بود كه وقتى آيات قرآن را مى‏شنيدند،همان احساس لطافت و فصاحت و زيبايى و علو،مساوى بود با بالا رفتن درجه خشم آنها.

در همان حالى كه آيات قرآن را گوش مى‏كردند و چشمهايشان به پيغمبر بود(گوشهايشان آواز پيغمبر را مى‏شنيد كه آيات قرآن را مى‏خواند و چشمهايشان به صورت پيغمبر نگاه مى‏كرد)

آنچنان خشم بر خشم اينها افزوده مى‏شد كه مى‏خواستند با چشمهايشان پيغمبر را بكوبند،مثل اينكه مى‏گوييم فلان كس با چشمهايش مى‏خواهد من را تير بزند.

اغلب مفسرين آيه را اين طور تفسير كرده‏اند،يعنى كنايه است. و ان يكاد الذين كفروا ليزلقونك بابصارهم لما سمعوا الذكر يعنى اينها وقتى كه چشمشان به صورت توست و گوشهايشان به آواز تو،و تو دارى قرآن را مى‏خوانى،

آنچنان خشم بر خشمشان مى‏افزايد كه با چشمهايشان مى‏خواهند تو را تير بزنند.آن وقت مفاد آيه صرفا كنايه است از كمال و شدت خشمى كه مخالفين دارند.

انسان وقتى كه چنين خشمى گرفت و هيچ توجيه و منطقى براى خودش پيدا نكرد،دست به يك تهمتهاى احمقانه مى‏زند كه رهايش كنيد،يك آدم جن‏زده و ديوانه است،آدمهاى جن‏زده و ديوانه گاهى يك كارهاى خارق العاده‏اى انجام مى‏دهند: و يقولون انه لمجنون .

حال جواب قرآن چيست؟مى‏گويد:كار جن و شيطان كه نمى‏تواند اثرش بيدارى جهان باشد. (جواب را ببينيد،عجيب است.)قرآن نمى‏گويد:

و ما هو الا من رب العالمين چون در اين صورت صرفا يك مدعا بود،آنها مى‏گفتند كه آنچه اين مى‏گويد القاء شياطين است،قرآن ممكن بود جواب بدهد خير،القاء خداست.بلكه معيار را ذكر مى‏كند،براى آن چيزى كه از ناحيه خداست‏يا از ناحيه جن و شيطان باشد.

آنچه كه از ناحيه خداست آن چيزى است كه در جهت‏خير و صلاح و هدايت مردم و در جهت ذكر يعنى يادآورى و تنبه و بيدارى مردم آنهم بيدارى جهانيان است نه بيدارى يك قوم خاص.تو مى‏گويى از ناحيه شيطان و جن است.

مگر مى‏تواند يك چيزى از ناحيه جن و شيطان باشد ولى اثرش بيدارى بشر و بيدارى همه جهان باشد؟پس به اين ما هو الا ذكر للعالمين ضمنا برهان اقامه شده است بر اينكه ادعاى شما چگونه باطل است.

سه شنبه 28 دی 1389  3:52 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها