رد مغالطهی «عدم ملاک بودن سخنان امام شهید» و خطر مذاکره**
1. رد مغالطهی جدایی خط مشی رهبران**
ادعای انحرافی:
برخی به دروغ القا میکنند که چون باید از ولیفقیه حاضر (امام سید مجتبی خامنهای) پیروی کرد، پس فرمایشات امام شهید (سید علی خامنهای) دیگر ملاک نیست.
پاسخ منطقی:
اطاعت از امام حاضر، به معنای لغو اصول و خطمشیهای ثابت امامان پیشین نیست. همانطور که پیروی از امام علی (ع) به معنای بیاعتنایی به فرمایشات پیامبر (ص) نیست، فرمایشات امام خمینی (ره) و امام شهید، همچنان برای امام جدید و همهی پیروان صادق، ملاک و حجت است.
تفاوت امر و خطمشی:
دستورات خاص ممکن است با تغییر موضوع تغییر کنند، اما «تبیین خطمشی و اصول کلی نظام» ثابت و تغییرناپذیر است.
۲. هدف اصلی این جوّسازی: توجیه مذاکره با آمریکا
دور زدن خطوط قرمز:ا
ین ادعاها تنها پوششی برای توجیه «مذاکره با شیطان بزرگ» است، با وجود آنکه امام شهید ۱۶۵ بار به صراحت آن را ممنوع و حرام دانسته بودند.
تکرار تاریخ برجام:
سابقه نشان داده است که مدعیان پیروی از خط امام، در عمل (مانند ماجرای برجام) خطوط قرمز و مخالفتهای صریح رهبری را نادیده گرفتهاند.
۳. ماهیت غیرعقلانی و تحمیلی مذاکره با آمریکا
شرایط نامعقول طرف مقابل:
مذاکره با دولتی که قاتل رهبر، فرماندهان، دانشمندان و کودکان است و سابقهی حملهی نظامی *در حین مذاکره* را دارد، نه عاقلانه است و نه شرافتمندانه.
مذاکره تحت تهدید:
مذاکره در سایهی تهدید و ارعاب، مذاکره نیست، بلکه «تحمیل و زورگویی» است.
رد یکطرفه برای آمریکا:
تسلیم شدن در برابر تهدید، تنها باعث افتخارآفرینی برای رئیسجمهور آمریکا میشود (که ادعا میکند ایران را پای میز کشانده) و برای ایران ضرر محض است.
۴. مواضع روشن و قاطع امام جدید (سید مجتبی خامنهای)
تبیین کامل در پیامهای مکتوب:
ایشان طی سه پیام، تمامی بایدها و نبایدها (بهویژه در رابطه با جنگ) را بهوضوح بیان کردهاند و نیازی به انتظار برای فرمان جدید نیست.
شروط غیرقابلمذاکره:
1. رها نکردن متجاوزین تبهکار.
2. طلب قطعی غرامت تکتک صدمات و خونبهای شهدا و دیهی جانبازان.
3. وارد کردن مدیریت تنگه هرمز به مرحلهای جدید.
4. حمایت یکپارچه از همهی جبههی مقاومت.
۵. هشدار نسبت به تکرار تاریخ و توطئهی داخلی (کودتا)
الگوی تاریخی خیانت:** همانطور که در گذشته یاران نزدیک، امام علی (ع) را در اوج پیروزی (صفین) به عقبنشینی مجبور کردند یا امام حسن (ع) را به صلح با معاویه واداشتند، این دسیسهها همچنان ادامه دارد (که امام شهید نیز به خطر «کودتا» هشدار داده بودند).
هشدار قرآنی:
ایجاد اختلاف و جدایی میان خدا و پیامبرانش (یا میان امامان الهی) و ایمان آوردن به بعضی و کفر ورزیدن به بعضی، نشانهی نفاق است (سوره نساء، آیات ۱۵۰ و ۱۵۲).
۶. هوشیاری مردم و تحلیل رفتار مسئولان
ترس مردم از مذاکرهی این آقایان:
مردم ذاتاً با اصل مذاکره مخالف نیستند، بلکه به دلیل تجربیات تلخ گذشته، از «چرایی، زمان و نتیجهی» مذاکرات این دولت خاص هراس دارند.
حلیل تبلیغات مکرر مسئولان:
تأکیدهای مکرر و غیرضروری سران سه قوه بر «اطاعت از ولیفقیه»، با وجود اینکه اطاعت از رهبر وظیفهی قانونی و شرعی همهی آنان است، ممکن است دو دلیل داشته باشد:
1. پوششی برای پنهان کردن انحراف و تغییر جهت واقعیشان.
2. تلاش برای گمراه کردن مردم و وانمود کردن اینکه همه در خط رهبری هستند، در حالی که قصد اتخاذ مسیری مخالف را دارند. (هرچند مردم بصیر، این تفاوت را تشخیص میدهند).
نویسنده :حجة السلام قربان منتظمی