0

روابط دختر و پسر(13)

 
ravabet_rasekhoon
ravabet_rasekhoon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1392 
تعداد پست ها : 8685
محل سکونت : اصفهان

روابط دختر و پسر(13)

– چون دو طرف به هم علاقه دارند و سعی می کنند همدیگر را از دست ندهند و موجب رنجش طرف مقابل نشوند، رفتارها و سخنان، ساختگی و ظاهرسازی می شود یا سعی می کنند صفات بد نمایان نشود. تنها رفتارهای عاشقانه و سخنان نیک و هدیه دادن و محبت کردن از آنها سر می زند و حتی گاهی به هم دروغ می گویند، که همه اینها موجب می شود شناخت کاملی از همدیگر نداشته باشند.

در این روابط چند فرض می توان وجود داشته باشد:

أ) هر یک از دو طرف و به خصوص پسران در فکر هوی و هوس باشند و صرفاً با اظهار عشق درصدد ایجاد ارتباط با طرف مقابل و کامجویی باشند. در اینجا اظهار عشق دروغین بوده و صرفاً برای لذت جنسی است و با ارتباط جنسی پایان می پذیرد.

این مسئله علاوه بر گناه کبیره بودن و دور شدن انسان از خداوند، موجب مشکلات روحی و روانی و سرخوردگی شدید طرف مقابل می شود. از نظر اجتماعی نیز ضرر و زیان بسیاری به خصوص برای دختران برجای می گذارد.

 

ص: 121

) عشق و علاقه ها صرفاً براساس هوای نفس و جنسی نباشد و قصد ازدواج و زندگی مشترک داشته باشند. در چنین فرضی نیز از آسیب ها در امان نیست؛ زیرا همان گونه که بیان شد این نوع عشق ها از یک طرف، موجب می شود که عیب های طرف مقابل دیده نشود؛ از طرف دیگر،رفتارهای ساختگی و اظهار عشق اولیه و هدیه دادن و … فروکش می کند و صحبت های چند دقیقه ای و ارتباط های گاهگاهی جای خود را به زندگی مشترک و همیشه در کنار هم بودن می دهد. پس از پیوند، واقعیت های زندگی و مشکلاتی که با آن روبرو هستند، خود را نمایان می کند. دروغ ها که می تواند در رفتار و گفتار (در دوران عاشقی) باشد و ظاهر سازی ها آشکار می شود. عشق اولیه افراطی فروکش می کند، یا حداقل به صورت اول باقی می ماند.

در چنین حالتی باید دو طرف به همین شکل به زندگی خود با تلخی (به جهت نمایان شدن واقعیت ها و حقایق) ادامه دهند، یا از همدیگر جدا شوند، که هر دو صورت سخت و ناگوار است. به خصوص آنکه این پیوند و ازدواج از طرف خانواده دو طرف نیز مورد پشتیبانی قرار نگرفته باشد.

در این حالت،انسان پایگاه خانواده و فامیل را از دست داده،خود را از پدر و مادر (که او را بسیار دوست داشتند) دور نموده است و راه بازگشت را بسته می بیند.

در چنین صورتی چون نمی خواهد دیگران و به خصوص افراد خانواده از وضع او آگاه شوند و او را به جهت این انتخاب سرزنش نمایند، سعی می کند تمام غم ها و مصیبت ها را درون خود نگه دارد و به هر شکلی زندگی را نگه

ص: 122

دارد که در هر حال ضرر و زیان را بر خود وارد می کند.

گاهی با خود می گوییم: کاشکی انسان می توانست دو بار زندگی کند: یک بار از زندگی تجربه کسب نماید و بار دیگر تجربه ها را در زندگی به کار گیرد، اما چه ضرورتی دارد، در حالی که انسان زندگی انسان های مانند خود و تجربه های زندگی آنها را می بیند؟!

زندگی ها غالباً یکسان است و حوادثی که در زندگی افراد واقع می شود، مشابه هستند. عوامل خوشبختی یا بدبختی نیز یکسان است. حال به آمارهای طلاق که وجود دارد، حوادثی که در روزنامه ها نوشته شده، تجارب دیگران که برای ما نقل می شود یا می خوانیم و … مراجعه کنیم. مطمئناً نمی توانیم نسبت به آنها بی اعتنا باشیم و چشم بسته و صرفاً تحریک دل و احساس حرکت کنیم.

البته قبول داریم که فرض سومی هم وجود دارد: عشق و علاقه ها واقعی و حقیقی باشد و او طرف واقع بین باشند و از ابتدا انتظار زیادی از هم نداشته باشند و عشق آنها را کر و کور نکرده باشد و پس از ازدواج،زندگی براساس محبت پایدار بماند، اما انسان اجازه و فرصت و ریسک کردن ندارد؛ زیرا ازدواج، تصمیم اساسی و مهم زندگی است که تمام زندگی آینده براساس آن رقم خواهد خورد و انسان فرصت و اجازه اشتباه ندارد.

مشکل ما عاشق شدن نیست،زیرا عشق به معنای محبت یک نیاز درونی است؛ اما اشکال این است که اولاً: عشق مطلق و کامل را نثار کسی می کنیم که مطلق و بی عیب نیست؛ ثانیاً از توان عقل و خرد در کنار احساس و دل بهره نمی گیریم و همه وجود

ص: 123

خود را به دست دل و احساس می سپاریم که در بسیاری از اوقات برخاسته از هوی و هوس است.

پیشنهاد ما: با توجه به دو نکته مهم در مورد عشق که بیان شد، لازم است شخصی یا اشخاص دیگری که دلسوز و مهربان هستند، بر چنین روابطی نظارت داشته باشند تا مشکلاتی که بیان شد، پیش نیاید و انتخاب ها حقیقی تر و واقعی تر باشند.

چنین افراد ناظر همان پدر و مادر هستند که کسی دلسوزتر و مهربان تر از آنها نسبت به فرزند نیست.

به همین خاطر در اسلام،به رغم تأکید بر عشق و علاقه دو طرف برای ازدواج با هم، بر رضایت پدر در ازدواج دختر شرط شده است و این مسئله مطمئناً در مجموع جز به سود دختر نخواهد بود.

حمایت و پشتیبانی خانواده دختر و پسر، بنیان ازدواج را محکم تر نموده، در آسیب ها و مشکلات احتمالی زندگی آینده، کمک کننده و پشتیبان خواهد بود.

دغدغه ها و مواردی را که موجب عدم رضایت خانواده دو طرف می شود، شناسایی کرده و در رفع و برطرف کردن آنها سعی نمایند. این موضوع هم رضایت آنها را جلب می کند و هم برای زندگی آینده مؤثر است. اگر هر دو خانواده بر عدم ازدواج تأکید دارند، پس باید مسایل مهمی وجود داشته باشد که از نظر این دو نفر (به خاطر موضوع و پیامدهای عشق) مخفی مانده است.

پس بهتر است که شناخت از یکدیگر را کامل تر نمایید و تنها از روی احساس تصمیم نگیرید. به این منظور باید از دیگران کمک بگیرید.

از خانواده بخواهید که در مورد طرف مقابل و خانواده اش تحقیق نمایند، تا

ص: 124

هم اطلاعات شما کامل تر شود و هم در صورت مناسب بودن،رضایت آنها را جلب کرده باشید. در صورتی که برای ازدواج مناسب نبود، یا تشخیص بزرگترها (پدر و مادر) چنین باشد، بهتر است رابطه عاشقانه را ترک کنید و به لطف و رحمت خداوند امیدوار باشید و از او یاری بجویید تا در این راه به شما کمک نماید و مورد بهتری را نصیب تان نماید.

فکر گناه

اگر کسی را دوست داشته باشیم، اما عملی انجام ندهیم و فقط به فکر او باشیم گناه دارد؟

دوست داشتن جنس مخالف تا زمانی که به صورت عمل غیر شرعی ظاهر نشود، گناه نیست، اما ادامه این حالت ممکن است آثار نامطلوب اجتماعی و روانی برای انسان در پی داشته باشد، بنابر این لازم است در چنین صورتی، مسئله را به نوعی حل نماید و باقی ماندن بر این حالت پسندیده نیست.

اگر دوستی پسر برخاسته از هوی و هوس نباشد و او را برای ازدواج و انتخاب همسر مناسب می داند و شرایط پسر برای ازدواج مناسب باشد، بهتر است این موضوع را به گونه ای به آگاهی شخص مورد نظر برساند تا اگر علاقه دو طرفه باشد، برای خواستگاری اقدام نماید اما اگر چنین نبود، این مسئله پایان یابد. در ضمن انسان نباید بر اساس خواهش دل و هوای نفس رفتار نماید؛ زیرا موجب تضعیف اراده شده و در کارها انسان را از عمل مثبت و پرهیز از گناه باز می دارد.

اما نگرانی از دریافت جواب منفی، صحیح نیست؛ چون باقی ماندن در این حالت نیز باعث اضطراب، تشویش و پریشانی ذهن و خیال می شود، حتی چه بسا فکر انسان

ص: 125

را به سوی گناه یا کارهای غیر شرعی می کشاند، یا حداقل با مشغول کردن ذهن و فکر، او را از فعالیت های مثبت، تلاش در درس ها و تمرکز ذهن باز می دارد، یا از یاد خدا غافل می کند.

روش صحیح طرح مسئله برای پسر آن است که به صورت غیر مستقیم به او گفته شود؛ چون در این صورت، وقار و عزت و احترام دختر بهتر حفظ می شود، حتی اگر جواب منفی بشنود، باعث لطمه خوردن حیثیت و احترام دختر نمی شود. اگر چه شنیدن جواب منفی برای دختر بسیار سخت است؛ بنابر این بهتر است به مادرش که نزدیک تر از همه به دختر است، یا به یکی از بستگان نزدیک یا به دوست نزدیک بگوید (اگر دوست تان شوهر داشته باشد، بهتر است).

خواستگاری باید به صورت رسمی و از طریق پسر و خانواده او صورت گیرد این موضوع حتی در زندگی آینده پس از ازدواج تأثیر دارد. هر گونه قرار ملاقات و صحبت کردن باید با اطلاع و نظارت یکی از بستگان باشد و بهتر است که ناظر از بستگان دختر باشد.

پس نباید این موضوع را کش دهد و با فهمیدن علاقه دختر، او را در حالت بلا تکلیفی و انتظار نگه دارد، یا از این طریق رابطه خود را با دختر طولانی کند که آسیب آن برای دختر بسیار است.

در صورتی که دختر پاسخ منفی دریافت کرد، باید سعی نماید که فکر و خیال خود را از پسر منصرف نماید و در این راه از خداوند کمک گیرد و بر خود و هوای نفس مسلط شود و ایمانش را تقویت نماید. بهتر است اگر

ص: 126

خواستگار مناسبی برای او آمد، ازدواج نماید و این مسئله را به تأخیر نیندازد.

رویای گناه

اگر دختری به یک پسر علاقه داشته باشد و رؤیاهایش را با او می گذارند، گناهی مرتکب شده است؟

دوست داشتن پسر یا مرد نا محرم در صورتی به صورت اظهار عشق عملی و رفتارهای غیر شرعی نباشد، اشکال ندارد، اما استمرار این حالت درونی و قلبی، می تواند آسیب هایی را متوجه دختر نماید؛ زیرا اوّلاً این مسئله که در رؤیاهای دختر همیشه حضور دارد، به طور طبیعی قلب، فکر و ذهن او را به خود مشغول ساخته و او را از فعالیت های مثبت باز می دارد، یا از تمرکز فکری در درس و فعالیت های مدرسه باز می دارد.

دوم: گاهی به صورت های مختلف در مرحله عملی بروز می کند که برخی نامشروع است.

سوم: او را از معشوق حقیقی (خداوند) غافل کرده و گاهی نیز از دستورهای الهی باز می دارد.

چهارم: استمرار این حالت درونی، گاهی آسیب های روانی را نیز متوجه شخص می کند. هر یک از موارد ذکر شده، در تجربه های مختلف ثابت شده است.

عاشق شدن

اگر دختری عاشق یک پسر است، باید چکار کند که پسر هم عاشق وی شود؟

اگر هدف این است که با جلب نظر پسر زمینه برای ازدواج فراهم شود، لازم است پیش از ابراز عشق و علاقه خویش، با دقت و حوصله کافی در مورد شایستگی های پسر تحقیق کنید تا خصوصیات اخلاقی، روحی و فکری، نیز میزان صداقت، امانتداری و پایبندی اش به وعده ها و ایمان و اعتقاداتش معلوم گردد.

همچنین از اصالت خانوادگی و اقوام نزدیک و دوستانش اطلاعاتی کسب کنید. بهتر است تحقیق به وسیله اعضای خانواده یا یکی

ص: 127

از اقوام و آشنایان نزدیک انجام گیرد. پس از احراز صلاحیت و شایستگی وی برای تشکیل خانواده، می توانید به کمک یکی از اعضای خانواده یا اقوام و آشنایان خویش با خانواده یا دوستان یا با خود پسر رابطه برقرار کنید و با فراهم نمودن زمینه مناسب برای گفتگو، بحث ازدواج مطرح شود.

اگر قصد ازدواج دارد، ویژگی ها و خصوصیات دختری که می خواهد با او ازدواج کند، پرسیده شود. آن گاه پس از مقدمات لازم بدون ذکر نام شما، بگوید دختری را می شناسم که این ویژگی ها را دارد. اگر مایل است در مورد شما تحقیق کند آدرس داده شود و در غیر این صورت شخصیت شما تحقیر خواهد شد، زیرا ممکن است پسر فعلاً قصد ازدواج نداشته باشد، یا دوست دختری داشته باشد که بخواهد با او ازدواج کند و قصدش برای ارتباط صرفاً کامجویی و لذت و هوس باشد.

انتخاب همسر

از نظر اسلام معیارهای اساسی برای انتخاب همسر چیست؟

یکی از سپرهای قوی برای حفظ دین، ازدواج است. تسریع در امر ازدواج فایده های فراوانی دارد و تأخیر آن زیان های بسیار. کم تر عاملی پیدا می شود که به اندازه فساد و انحرافات جنسی، به نوجوانان و جوانان لطمه بزند. این مفاسد لطمه هایی می زند که در کل زندگی و در طول عمر انسان تأثیر نامطلوب دارد. حال که ازدواج مفید و لازم است، باید ببینم معیارهای یک همسر خوب چیست؟

در انتخاب همسر باید متوجه باشیم می خواهیم کسی را انتخاب کنیم که یک عمر در کنار او زندگی کنیم. نباید این مسئله مهم از روی احساسات و بدون دقت و مشورت انجام گیرد، زیرا اگر انسان دچار همسر

ص: 128

ناشایست یا نامتناسب و ناهماهنگ شود، کارش بسیار مشکل خواهد بود. مبادا با خود بگوید: فعلاً ازدواج می کنم و اگر در آینده نتوانستیم با هم زندگی کنیم، می توانیم از هم جدا شویم.

برای انتخاب همسر باید معیارهایی داشته باشیم؛ یعنی دختر و پسر، باید ملاک ها و میزان هایی داشته باشند و بدانند چه همسری، با چه مشخصات و چه صفاتی می خواهد؟ می توان ملاک ها و معیارها و خصوصیاتی را که در انتخاب همسر باید در نظر گرفته شود، به دو قسم دسته بندی کرد:

1 - آن هایی که رکن و اساس اند و برای زندگی سعادتمندانه حتماً لازم اند؛

2 - آن هایی که شرط کمال هستند و برای بهتر و کامل تر شدن زندگی اند و بیشتر به سلیقه و موقعیت افراد بستگی دارند.

به طور کلی ملاک های دسته اول عبارتند از:

1 - تدیّن و دینداری، کسی که پای بند دین نیست، تضمینی وجود ندارد که پای بند رعایت حقوق همسر و ادامه زندگی مشترک باشد. اگر یکی دیندار و دیگری بی دین باشد، زندگی آنان روی سعادت را نخواهد دید. سعادت بدون دیانت محال است. اگر هر دو بی دین باشند، باز تضمینی وجود ندارد که رعایت حقوق یکدیگر را بنمایند. البته منظور از دینداری و تدیّن این است که پای بند کامل به اسلام داشته باشند و اسلام را با جان و دل پذیرفته و در عمل به آن کوشا باشند، نه تدین سطحی و بی ریشه و بی عمل.

پیامبر (ص) به شخصی که می خواست ازدواج کند، فرمود: «علیک بذات الدین؛ (1)بر تو باد که همسر دیندار بگیری»

ص: 129


1- وسائل، ج 14، ص 30.

.

در مورد دیگری فرمود: «کسی که با زنی به خاطر ثروتش ازدواج کند، خداوند او را به حال خودش وا می گذارد و کسی که فقط به خاطر زیبایی با زنی ازدواج کند، دراو امور ناخوشایند خواهد دید. کسی که به خاطر دین و ایمانش با او ازدواج کند، خداوند همه آن امتیازات را برایش فراهم خواهد کرد» .(1)

دین دار بودن، به این است که دارای صفات ذیل باشد: عفت، حجاب، حیا، نجابت، اخلاق خوب، خوش حرف و خوش زبان بودن، اهل نماز و مناجات، علاقه مند به قرآن و اهل بیت پیامبر (ص)، ترس از خدا داشتن، آبرو نگهدار بودن، اسراف کار نبودن و …

2 - اخلاق خوب از ویژگی های لازم و اساسی برای همسر است. منظور از اخلاق خوب تنها خنده رویی و خوش خلقی نیست، بلکه به معنای اخلاق اسلامی داشتن و نفس را تهذیب و پاک نمودن است.

پیامبر (ص) فرمود: «اذا جاءکم من ترضون خُلقه و دینه فزوّجوه و ان لا تفعلوا تکن فتنه فی الارض و فساد کبیر؛(2) با کسی که اخلاق و دینش مورد پسند باشد، ازدواج کنید. اگر چنین نکنید، فتنه و فساد بزرگی در زمین به وجود خواهد آمد» .

فردی از امام رضا (ع) سؤال کرد: برای دخترم خواستگاری آمده که بد اخلاق است. آیا دخترم را به او بدهم؟ حضرت فرمود: «لا تزوّجه ان کان سیئی الخُلق؛(3) اگر بد اخلاق است، دخترت را به او نده» .

نمونه خلاق بد، لجاجت و یکدندگی، تکبر نسبت به همسر، بی ادب بودن، بی وفایی، کینه توزی، سوءظن داشتن، سبکی و هرزگی، کم ظرفیتی و بی تابی، با محبت نبودن و بد چشم بودن است.

ص: 130


1- وسائل، ج 14، ص 31.
2- همان، ص 51.
3- بحار، ج 100، ص 235.

 

چهارشنبه 21 اردیبهشت 1401  4:40 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها