0

نهادینه سازی فرهنگ عفاف و حجاب(3)

 
aftabm
aftabm
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 24707
محل سکونت : اصفهان

نهادینه سازی فرهنگ عفاف و حجاب(3)

نهادینه سازی فرهنگ عفاف و حجاب(3)

 

 

واژه «بدحجابی» در این پژوهش، رفتارها و پوشش های نامناسب مردان را نیز دربرمی گیرد.


پوشش های نامناسب مردان

مردان برخلاف زنان، از ظرافت و دلربایی و جاذبه های شدید جنسی که بر اساس حکمت الهی در وجود زنان نهاده شده، برخوردار نیستند و از آنجا که پوشیدگی بدن بر اساس آثار وجودی آن است، حجاب کامل بدن بر مردان تشریع نشده،(1) ولی به آنها نیز عفت ورزی در نگاه به نامحرم، پوشیدن لباس های ساده و داشتن ظاهری آراسته و مرتب و باوقار و متین سفارش شده است. بنابراین، پوشیدن لباس های مبتذل و نامناسب، نازک و بدن نما، مانند شلوار های تنگ و چسبان و پاره و حضور در جامعه با ظاهری نامتعارف، از مصداق های بدپوشی مردان به شمار می رود. در آموزه های اسلامی، پوشیدن برخی لباس ها بر مردان حرام شده؛ زیرا برخی لباس ها به دلیل رنگ، نقش، مدل یا اندازه خاصی که دارند، ممکن است شهوت جنس مخالف را برانگیزند. امام علی7 می فرماید: «عَلَیکُم بِالضِیقِ مِن الثِّیابِ فَإِنَّ مَنْ رَقَّ ثَوْبُهُ رَقَّ دِینُهُ؛ به پوشیدن لباس های ضخیم ملتزم باشید. (لباس نباید بدن نما و نازک باشد.) کسی که لباسش نازک باشد، دینش نیز نازک و ضعیف است.»(2) برخی مصداق های بدپوشی و پوشش نامناسب مردان، از این قرار است:

 _ استفاده از لباس های تنگ با آستین های بسیار کوتاه؛

 _ استفاده از پوشش های ضد فرهنگی و لباس های نماد شیطان پرستی؛

_ لباس هایی با نشانه ها و تصاویر و عبارت های زشت، وسوسه انگیز و ناشایست یا تبلیغات ضد فرهنگ دینی و توهین به مقدسات؛

 _ شنا کردن با بدن برهنه در مقابل زنان نامحرم و... .


نهادینه سازی

«نهادینه سازی» از اصطلاحات علم جامعه شناسی است که بیشتر، از آن به نهادینه شدن(3) تعبیر می شود. نهادینه شدن امری اجتماعی است؛ یعنی امری در متن و عمق جامعه، درونی شود و با تأیید و مقبولیت آن، افراد جامعه آن را به عنوان ارزش اجتماعی و هویت جمعی به رسمیت بشناسند(4) و بر اساس آن رفتار کنند.

رفتارها هنگامی نهادینه می شوند که عاملان آن رفتارها، به مجموعه ای از معیارها و هنجارها و الگوهایی مشترک از ارزش ها، اعتقاد داشته باشند و در انجام آن رفتارها، به طور مستقیم به آن هنجارها و الگوهای ارزشی متوسل شوند. بنابراین، هر اندازه که پیروی از هنجارها و الگوهای مشترکِ ارزشی، بیشتر باشد، آن روابط و اعمال بیشتر نهادینه می شود.(5) نهادینه کردن یک ارزش و رفتار ارزشی، در نخستین گام، تغییر در الگوهای موجودِ نگرش ها، ارزش ها و رفتارها را (دست کم در عده ای از افراد جامعه) ایجاب می کند. به بیان دیگر، نخست باید الگوی روابط اجتماعی را تغییر داد. هر نوع رابطه و رفتار جمعی و گروهی، خاستگاه فردی دارد؛ زیرا رفتار از فرد سر می زند و بروز می کند و شبکه روابط گروهی یا جمعی نیز حاصل و برآیند رفتارهای برآمده از تک تک افراد است. بنابراین، نهادینه کردن به مفهوم جای گزین کردن و تثبیت شبکه ای جدید و نوعی جدید از الگوهای ارزشی و رفتاری در جامعه، از فرد آغاز می شود و به سطح گروهی و اجتماعی راه می یابد.

جامعه شناسان، نهادینه شدن را نوعی فرایند می دانند که طی آن، اَشکال منظم، بادوام و تا حد زیادی پیش بینی شده، در کنش متقابل توسعه می یابد. این فرایند با شروع پذیرش هنجارها و انتظارات نقش ها توسط افراد، که از طریق گروه های متفاوت از آنها خواسته می شود، صورت می گیرد.(6) بر اساس این تعریف، نهادینه سازی حجاب در جامعه، به این معناست که بتوان این قاعده رفتاری را به صورت منظم و بادوام در جامعه گسترش داد، به گونه ای که در متن و عمق جامعه تأیید شود و افراد جامعه، ارزش ها و مقررات مربوط به آن را به رسمیت بشناسند.

نهادینه سازی عفاف و حجاب در جامعه، فراهم کردن زمینه هایی است که موجب پایداری، ثبات، تداوم و گسترش رفتارهای مطلوب پوششی و معاشرتی در جامعه می شوند.

با بررسی مسئله بدحجابی پس از انقلاب اسلامی، درمی یابیم که پرداختن به مسئله حجاب، در طول سالیان متمادی پس از پیروزی انقلاب، دچار افراط و تفریط های فراوان شده و خط مشی اصولی و بلندمدتی بر این مسئله حاکم نبوده است. امروزه نیز در کشور، خط مشی روشن، روشمند و اجراپذیر در این زمینه وجود ندارد و افزون بر این، برخی نهادهای فرهنگی و اجتماعی کشور، به ویژه برخی رسانه های جمعی، خواسته یا ناخواسته به وضعیت بدحجابی دامن می زنند.

با این حال، اکثر مسئولان در زمینه عفاف و حجاب، به لزوم فرهنگ سازی در این زمینه معتقدند و هرگاه مسئله بدحجابی مطرح شده، عده ای نسخه برخورد فیزیکی را تجویز کرده و مخالفان آن نیز لزوم اجرای فعالیت های فرهنگی و حلّ این مشکل را از راه اصلاح فرهنگ گوشزد کرده اند.(7)

به نظر می رسد با توجه به آنکه عوامل گوناگونی (عوامل فردی، خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی) در بروز بدحجابی در جامعه ما نقش دارد، نهادهای فرهنگی و اجتماعی باید به صورت برنامه ریزی شده و درون سازمانی، به بهبود وضعیت عفاف و حجاب بپردازند و در عین حال، بر اساس سیاست های کلان کشور، با روش های گوناگون، متولی و پیگیر نهادینه سازی حجاب در میان دیگر نهادهای جامعه باشند.

هدف این پژوهش، آن است که با پیشنهاد دادن الگوها و روش های گوناگون برنامه ای و محتوایی به رسانه ملی، به عنوان یکی از کلیدی ترین نهادها و سازمان های فرهنگ ساز، این رسانه را در رسیدن به این هدف یاری رساند.


رسانه
تعریف رسانه

رسانه به معنای عام و فراگیر، ابزار ذخیره و انتقال پیام است. در اصطلاح دقیق تر علمی و حرفه ای، رسانه، وسیله انتقال اطلاعات، عقاید، افکار و ایده های فرد و جامعه است.(8) بر اساس این تعریف، رسانه می تواند از نوع انسانی، سازمانی یا تکنولوژیک باشد. زبان نیز نوعی رسانه است. همچنین، مدرسه و دانشگاه، رسانه های جمعی، از مطبوعات گرفته تا تلگراف، تلفن، رادیو، اینترنت و تلویزیون، نوعی رسانه است.


رویکردها

در بررسی رسانه ها، دو رویکرد کلی به رسانه وجود دارد: بازنمایی؛(9) شکل دهی.(10)

در رویکرد بازنمایی، این باور مطرح است که رسانه ها در حال بازنمایی واقعیت های جامعه هستند و تصویری نسبی از واقعیت های جامعه در رسانه قابل بازیابی است. بر اساس نظریه بازتاب،(11) رسانه ها آینه تمام نمای جامعه هستند و ارزش ها و معانی جامعه را منعکس می کنند. از این دیدگاه، رسانه ها در حقیقت، منعکس کننده واقعیت ها هستند. آنها در مقام ساز و کارهای کنترل اجتماعی، میراث جامعه را منتقل می کنند تا افزون بر حفظ انسجام و یکپارچگی و نظم، ارزش های

تعریف رسانه

رسانه به معنای عام و فراگیر، ابزار ذخیره و انتقال پیام است. در اصطلاح دقیق تر علمی و حرفه ای، رسانه، وسیله انتقال اطلاعات، عقاید، افکار و ایده های فرد و جامعه است.(12) بر اساس این تعریف، رسانه می تواند از نوع انسانی، سازمانی یا تکنولوژیک باشد. زبان نیز نوعی رسانه است. همچنین، مدرسه و دانشگاه، رسانه های جمعی، از مطبوعات گرفته تا تلگراف، تلفن، رادیو، اینترنت و تلویزیون، نوعی رسانه است.


رویکردها

در بررسی رسانه ها، دو رویکرد کلی به رسانه وجود دارد: بازنمایی؛(13) شکل دهی.(14)

در رویکرد بازنمایی، این باور مطرح است که رسانه ها در حال بازنمایی واقعیت های جامعه هستند و تصویری نسبی از واقعیت های جامعه در رسانه قابل بازیابی است. بر اساس نظریه بازتاب،(15) رسانه ها آینه تمام نمای جامعه هستند و ارزش ها و معانی جامعه را منعکس می کنند. از این دیدگاه، رسانه ها در حقیقت، منعکس کننده واقعیت ها هستند. آنها در مقام ساز و کارهای کنترل اجتماعی، میراث جامعه را منتقل می کنند تا افزون بر حفظ انسجام و یکپارچگی و نظم، ارزش های مسلط جامعه را از نسلی به نسل بعد انتقال دهند.(16) بر این اساس، رسانه ها از جامعه تأثیر می پذیرند. گفتنی است نظریه پردازان بر این دیدگاه، درباره رسانه، انتقاد کرده اند. منتقدان نظریه بازتاب، در برابر این نظریه، مفهوم بازنمایی و قدرت رسانه ها در بازنمایی را مطرح کرده اند.

بازنمایی؛ یعنی تجسم تصاویر ذهنی. بازنمایی، برخلاف بازتاب است. بازتاب به معنای ارتباط مستقیم میان پدیده های دنیای واقعی (وقایع، آدم ها و اشیاء) و شکل ظاهری آنها در متن (کلام، نوشته، عکس، فیلم و ...) است.

بازنمایی، از نوعی فرایند تعبیر و تفسیر حکایت می کند. بنابراین، نوعی دگردیسی و دستکاری در بازنمایی اجتناب ناپذیر است. حتی عکس نیز بازتاب صرف نیست، بلکه بازنمایی دو بعدی از واقعیت است که افراد، بسته به خاستگاه و پایگاه اجتماعی خود، آن را تعبیر و تفسیر می کنند.(17) بنابراین، بررسی این مسئله، در تحقیق حاضر مطرح می شود که آنچه رسانه از فرهنگ عفاف و حجاب جامعه بازنمایی می کند، تا چه حد به واقعیت نزدیک است؟

در رویکرد شکل دهی، باور بر آن است که رسانه افزون بر بازنمایی، به صورت غیرمستقیم در حال شکل دهی به آن نیز هست. این نظریه، برخاسته از رویکرد روان شناسی اجتماعی است و درباره فرایند جامعه پذیری، بیشتر مطرح است. این بدان معناست که رفتارهای اجتماعی و نگرش های  اجتماعی، در یک فرایند ترکیبی، از اشخاص برجسته پیرامونی، گروه های مرجع و قدرت های فرهنگی، از جمله رسانه ها آموخته می شوند.(18)

کارکردهای گسترده رسانه در دنیای ارتباطات و اثرگذاری آن بر مخاطب، اهمیت بسیاری دارد. مخاطب هشیار، سطح انتظار بالایی از رسانه دارد. ساخت و تبلیغ مفاهیم غنی دینی و فرهنگی، به نوآوری برنامه سازان نیاز دارد. حال این پرسش مطرح است که برنامه سازان رسانه ملی، چگونه حقیقت فرهنگ عفاف و حجاب را در جامعه منعکس می کنند و مدیریت فرهنگی رسانه ملی، در فرایند انتقال نهادینه سازی فرهنگ عفاف و حجاب، چه نقشی ایفا می کند؟

با توجه به رویکردهای مطرح شده، به نظر می رسد وظیفه رسانه ملی این نیست که وضعیت جامعه و عرف های اجتماعی نامطلوب از پدیده بدحجابی را به عنوان فرهنگ مقبول جامعه، در برنامه ها بازنمایی کند؛ بلکه باید افزون بر به چالش کشیدن وضعیت پدیدآمده، در مسیر فرهنگ سازی و شکل دهی به درونی و نهادینه شدن حقیقت وجودی فرهنگ عفاف و حجاب، گام های اساسی بردارد. با توجه به اینکه منظور پژوهش حاضر از رسانه، رسانه ملی (تلویزیون) است، لازم است مفهوم آن، به اختصار بررسی شود.


تعریف تلویزیون

متخصصان ارتباطات، درباره مفهوم تلویزیون، تعاریف متعددی بیان کرده اند. تلویزیون، پرمخاطب ترین رسانه در جهان است و آمار این مخاطبان، در ایران به مراتب بیشتر است. این تنوع و کثرت مخاطب، به دلیل وجود هم زمان صدا و تصویر است؛ زیرا تلویزیون، تکنیک های گوناگون رادیو، سینما و روزنامه را در خود جمع و از آنها بهره برداری می کند.(19)

تلویزیون به دلیل توانمندی در نمایش محتوای زندگی گونه، بیش از دیگر رسانه ها استفاده می شود؛ تا اندازه ای که به قول مک لوهان، گویی تماشاگر، صحنه تلویزیون را با چشمان خود لمس می کند.(20)

مارتین اسلین، تلویزیون را رسانه ای نمایشی و روایی می داند و می گوید:

تلویزیون در آشکارترین سطح، رسانه ای نمایشی است؛ به این دلیل ساده که بخش عمده مواردی را که انتقال می دهد، در قالب نمایش، سنت تقلید یا بازیگران و بهره گیری از طرح، گفت وگو، شخصیت، حرکات، سکنات و لباس؛ یعنی یال و کوپال تمام عیار بیان نمایش ارائه می کند.(21)

با این حال، تلویزیون، رسانه ای است که امکان استفاده هم زمان از محتوای دیداری و شنیداری را برای تعداد بی شماری از افراد فراهم می کند و این توانایی را دارد که مردم، رویدادها، مکان ها، فرهنگ ها و هرگونه اطلاعاتی را در قالب دیداری و شنیداری، به ما نشان دهد.

آنچه ما بر صفحه تلویزیون می بینیم، نمایی از دنیایی است که شاید امکان مشاهده و تجربه مستقیم آن وجود ندارد؛ یعنی بینندگان تلویزیون، دنیا و وقایع آن را از دریچه تلویزیون درک می کنند، چنان که در لغت نیز واژه تلویزیون به معنای تماشای بافاصله است.


فصل دوم: یافته های تحقیق


بررسی وضعیت فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه

_ وضعیت عفاف و حجاب را در جامعه امروز ایران، چگونه ارزیابی می کنید؟

 _ حجت الاسلام والمسلمین دکتر مسعود آذربایجانی:(22) وضعیت حجاب را نسبت به سه ملاک می توان ارزیابی کرد:

پس از انقلاب، پیشرفت هایی در زمینه هایی داشته ایم، اما در برخی قسمت ها هم مشکلاتی جدی داشته ایم.

اگر وضعیت حجاب را نسبت به وضعیت جهان نیز مقایسه کنیم، صرف نظر از شهرهای بزرگ، وضعیت ما از جهاتی، نسبتاً خوب است، اما در مقایسه با شهرهای بزرگ، وضعیت ما قابل قبول نیست و باید در کارهایی که انجام داده ایم، مشکلات را برطرف کنیم.

سنجش مهم تر، وضعیت حجاب نسبت به وضعیت مطلوب است. وقتی وضعیت مطلوب را در نظر بگیریم، بی شک، از وضعیت کنونی ناراضی خواهیم بود؛ چه از لحاظ کمّی و چه از لحاظ کیفی و آگاهی بخشی.

 _ خانم لعیا اعتمادسعید:(23) شرایط عفاف و عفاف و حجاب در جامعه

_ وضعیت عفاف و حجاب را در جامعه امروز ایران، چگونه ارزیابی می کنید؟

 _ حجت الاسلام والمسلمین دکتر مسعود آذربایجانی:(24) وضعیت حجاب را نسبت به سه ملاک می توان ارزیابی کرد:

پس از انقلاب، پیشرفت هایی در زمینه هایی داشته ایم، اما در برخی قسمت ها هم مشکلاتی جدی داشته ایم.

اگر وضعیت حجاب را نسبت به وضعیت جهان نیز مقایسه کنیم، صرف نظر از شهرهای بزرگ، وضعیت ما از جهاتی، نسبتاً خوب است، اما در مقایسه با شهرهای بزرگ، وضعیت ما قابل قبول نیست و باید در کارهایی که انجام داده ایم، مشکلات را برطرف کنیم.

سنجش مهم تر، وضعیت حجاب نسبت به وضعیت مطلوب است. وقتی وضعیت مطلوب را در نظر بگیریم، بی شک، از وضعیت کنونی ناراضی خواهیم بود؛ چه از لحاظ کمّی و چه از لحاظ کیفی و آگاهی بخشی.

 _ خانم لعیا اعتمادسعید:(25) شرایط عفاف و عفاف و حجاب در جامعه

امروز، در مقایسه با حملاتی که به آن صورت می گیرد، خیلی هم خوب است. کارهای به اصطلاح فرهنگی که در عرصه عفاف و حجاب در کشور صورت می گیرد، همین که به بی حجابی منجر نشود، بهترین نتیجه را داشته است. به قول یکی از استادان، ما سال ها بدون تشخیص بیماری دست به درمان زده ایم. اگر تا به حال مریضمان بر اثر درمان غلط و تشخیص ندادن بیماری، زنده مانده، معجزه بوده است وگرنه این مریض سال ها پیش می بایست جان می داد.

 _ دکتر مریم حاج عبدالباقی:(26) هدفی که ما از عفاف و حجاب داشتیم، در جامعه تا حدودی دگرگون شده است. هدف از حجاب این بود که نحوه پوشش و رفتار زنان تحریک کننده نباشد، ولی نتیجه ای که از پوشش و حجاب در نظر بود، به دست نیامد؛ زیرا در کنار پوشش، تبرج و زینت برقرار است.

 _ حجت الاسلام و المسلمین دکتر کریم خان محمدی:(27) مسئله حجاب در مناطق مختلف ایران متفاوت است. در شهرستان ها مشکلی نداریم. در مناطق روستایی نیز حجاب به صورت سنتی رعایت می شود. مشکل در شهرهای بزرگ است. در تهران، ما با پدیده بدحجابی روبه رو هستیم. پدیده بی حجابی در ایران وجود ندارد، بلکه معضل، بدحجابی است. البته به لحاظ عفاف، شاخصه فقط ستر و پوشش نیست. برخی مؤلفه ها حکایت از این دارد که در این زمینه، مشکلات و مسائلی داریم. در مقایسه با دیگر کشورها، ایران از عفیف ترین کشورهاست و حتی در میان کشورهای اسلامی نیز برتر است. در عین حال، ما با آن الگوی مطلوب عفاف و حجاب اسلامی، فاصله داریم.

 _ با توجه به اینکه سخن را با بحث حجاب آغاز کردید، آیا رویکرد شما درباره وضعیت جامعه فعلی و عفاف اجتماعی، به سمت بانوان گرایش دارد؟

خیر. رویکرد من لزوماً بر بانوان نیست. ما بیشتر حجاب بانوان را در ایران مطرح کرده ایم. پژوهش های صورت گرفته نیز، تصویرسازی از زنان در رسانه های ملی است. در برخی از دوره ها به مردها زیاد توجه و از زنان غفلت می شد. اکنون نیز تحت تأثیر فمینیسم، به زنان بیشتر توجه می شود. بنابراین، عفاف و حجاب، هم برای مرد است و هم برای زن؛ ولی حدودش فرق می کند.

 _ حجت الاسلام و المسلمین محمدرضا زیبایی نژاد:(28) موضوع حجاب را باید در شبکه ای از موضوعات به هم مرتبط، هم در مقیاس­ جهانی و هم منطقه­ای، تحلیل کنیم. تحولات جهانی از دهه 1960 قابل پیگیری است. در این دهه، وارد فضای پست مدرن و رسانه ای می شویم و جنبش های اجتماعی و انقلاب جنسی در غرب اتفاق می افتد. این تحولات با هم مرتبط است. به تعبیر دیگر، نظام سرمایه داری یا جامعه مدرن، وارد عصر جدیدی شد و گفتمان فردگرایی؛ یعنی شادکامی فردی، توسعه و تسلط یافت. در ذیل این گفتمان، مطالبه­ای به عنوان آزادی در جامعه به وجود آمد که بر حق تسلط بر بدن نیز تطبیق می شود؛ یعنی انسان باید آزاد باشد تا هرگونه که بخواهد، برای بدن خود برنامه ریزی کند. در کشور ما نیز تحت تأثیر جریان جهانی، در پنجاه سال اخیر این تحول پدید آمده است؛ البته انقلاب اسلامی در یک مقطع زمانی _ مثلاً حدود یک دهه _ این جریان را کُند یا معکوس کرد، ولی از دهه 1370 دوباره تحت تأثیر همین جریان قرار گرفتیم. هرچه این جریان جهانی در جامعه ما بیشتر تقویت شود، تمایل به متنوع پوشی و نمایش دادن بدن، به صورت یک مطالبه جدی تر درمی آید.

امروزه انتخاب پوشش در حال تبدیل شدن به یک مطالبه اجتماعی است. اگر مانند روان شناسی اجتماعی ذهنیت جامعه را بکاویم و صادقانه با مردم صحبت کنیم، می گویند پوشش، حق ماست. در کشورهایی که توسعه فردگرایی در آنها بیشتر از جامعه ماست، وضع پوشش به گونه ای است که شخص می تواند بدترین پوشش ها را به عنوان یک حق انتخاب داشته باشد.

در جامعه ما نیز این تحول در حال روی دادن است و تصور مردم درباره پوشش، از بحث تعهد اجتماعی، به سمت شخصی بودن پوشش می رود. اگر بیست سال قبل کسی را امر به معروف و نهی از منکر می کردید، وضعیت خود را اصلاح می کرد، اما اکنون به شما معترض و متعرض می شود که چرا در مورد پوشش شخصی او دخالت می کنید. جامعه، دیگر حالت مولکولی ندارد و اتم های آن به همدیگر پیوسته نیستند. سرنوشت افراد به هم گره نخورده است و احساس نمی کنند که همه مسافر یک کشتی هستند. البته بررسی آماری تحول در وضعیت حجاب را باید از شورای فرهنگی عمومی پرسید. آنها پژوهش های آماری انجام می دهند و هر سال وضعیت پوشش را با سال قبل مقایسه و سپس اعلام می کنند که در کجا در حال بهبود بوده و در کجا پس رفت داشته است؛ حتی استان های کشور را با یکدیگر مقایسه می کنند.

حدود هفتاد سال پیش، اگر شخص بی حجابی را در جامعه می دیدید، به یقین می دانستید که مذهبی نیست؛ یعنی در جنبه های دیگر زندگی اش نیز وجوب شرعی را رعایت نمی کند؛ ولی امروزه اگر کسی را ببینیم که حدود شرعی را در پوشش، رعایت نمی کند، نمی توانیم بگوییم که در دیگر ابعاد زندگی نیز متدین نیست. وضعیت پوشش در جامعه­ امروز را باید با مختصات فضای دهه 1960 مقایسه کنیم که وارد فضای پست مدرن شده ایم. از ویژگی های فضای پست مدرن، بی قاعدگی و چهل تکه بودن است. هویت چهل تکه؛ یعنی اینکه از فضاها و فرهنگ های مختلف، عناصری را برداریم و به یکدیگر بچسبانیم و احساس تنافر و تضاد نکنیم. این وضعیت را در رفتارها و در سبک زندگی مردم می بینیم؛ یعنی شخص به مسجد می آید، ماهواره هم می بیند، به نماز جماعت می رود، ولی بی حجاب است. پوشش برای این فرد، بیشتر هویتی است تا جنسی؛ یعنی با پوشش می خواهد پُز اجتماعی بدهد، نه اینکه جلب توجه جنسی کند.

مسئله امروز، هویت یابی و هویت نمایی در جامعه است. کسی که هویت خود را با این مسائل گره می زند، باید روان شناسی کرد که در چه فضای معنایی زندگی می کند. موانع و حساسیت هایی که در جامعه گسترش پیدا می کند، چیست؟ اینها می تواند مُعرف بحث پوشش برای ما باشد.یکی از هنرهایی که ما باید داشته باشیم، این است که عزت اجتماعی را به سمتی هدایت کنیم که شرع می پسندد. خداوند در قرآن می فرماید: «وَلَکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ وَزَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ وَکَرَّهَ إِلَیْکُمْ الْکُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْیَانَ»؛

یعنی همه مردم جزو خواص نیستند و بیشتر آنها سیاهی لشکرند. اگر جریان مثبتی آنان را مدیریت کرد، با آن می روند. چنان که جریان دفاع مقدس، بسیاری از بچه های کوچه و خیابان را متحول کرد و به جبهه برد و از آنان انسان های واقعی ساخت، تا آنجا که بعضی از آنان نیز به مقام شهادت رسیدند. به این ترتیب، دفاع مقدس، ارزش های اجتماعی را دگرگون کرد. وقتی نظامی، نتواند ارزش ها را تحکیم بخشد، ارزش های دیگری بر جامعه مسلط می شوند و حجاب را به سمت دیگری می برند.

 _ دکتر سید حسین شرف الدین:(29) اگر مشاهدات عادی و شخصی و گزارش های موردی، مبنای داوری باشد، فاصله میان وضع کنونی با وضع مطلوب، به صورت مستمر در حال افزایش است. البته قضاوت و داوری عام درباره پدیده ای همچون عفاف و حجاب که شکل ها و صورت های عینی متنوع و در اقلیم های فرهنگی مختلف کشور جلوه های گوناگونی دارد، چندان آسان نخواهد بود. اضافه کردن عفاف در کنار حجاب نیز به دلیل کثرت جلوه ها و مظاهر و تا حدی دخالت ذهنیات در تعریف و ارزیابی کمّ و کیف آن، این داوری را مشکل تر می کند. بی شک، تبیین و فهم چرایی این موضوع، به توصیف دقیق وضع کنونی و رصد هوشمندانه روندهای جاری نیازمند است. آنچه مسلّم است، تغییر الگوی پوشش و ظهور پدیده موسوم به «بدحجابی» یا در شکل حاد آن «بی حجابی»، به عنوان یکی از مظاهر عینی تغییر اجتماعی، از وقوع تغییر در برخی عناصر زیرساختی ذهنی (بینش ها، ارزش ها، نگرش ها، الگوها، حساسیت ها، ترجیحات و انتظارها) و عینی
 

(قواعد، عادت ها، سبک های زیستی، ترجیحات و مطالبات جمعی، فشارهای ساختی، الزامات محیطی، ضرورت های کارکردی و...) حکایت دارد. یکی از مشکلات عموم پژوهشگران در بررسی جامعه شناختی مسائل و آسیب های فرهنگی _ اجتماعی کشور همچون بدحجابی یا ضعف عفاف و حیا، نداشتن اطلاعات و گزارش های دقیق از وضع کنونی و کمّ و کیف روندهای جاری است. این گونه اطلاعات، به ویژه اگر روزآمد باشد و از رهگذر پژوهش و رصد محققانه واقعیت های محیط به دست آمده باشد، بستر بسیار مهم و بلکه منحصر به فردی برای فرضیه سازی، بیان تحلیل های دقیق، نظریه پردازی، روندشناسی و آینده پژوهی، فراهم خواهد کرد. حجاب، در سطح پوشش ظاهری و متناسب با انتظارات حداقلی فقه، معیار و قاعده مشخص و شاخص کمّی، قابل اندازه گیری اجمالی است، اما در شکل آرمانی آن (شامل رعایت قواعد ظریف فقهی و اخلاقی در مطلق جلوه های نمایشی و ارائه های تزئینی و آرایشی، تعامل های گفتاری و رفتاری، ژست ها و حرکات، فاصله ها و به طورکلی خالی بودن از همه نشانه هایی که پیام جنسی به طرف مقابل مخابره می کند) به دلیل ماهیت غالباً کیفی، شاخص گویایی برای برآورد میزان وجدان و فقدان آن در قلمروهای عینی وجود ندارد.

 _ دکتر ابراهیم شفیعی سروستانی:(30) در مباحث مربوط به سیاست جنایی و جرم شناسی، جمله معروفی است که می گویند وجود درصدی از جرم در هر جامعه ای طبیعی است، ولی آنچه غیرطبیعی است و باید ایجاد حساسیت کند، میزان افزایش جرم در جامعه است. بر همین اساس، آنچه امروز در وضعیت عفاف و حجاب، جای نگرانی دارد، میزان افزایش پدیده بدحجابی در جامعه است. البته در حال حاضر، آمار و اطلاعات دقیقی از وضعیت عفاف و حجاب در مناطق مختلف کشور در دست نداریم، ولی بر اساس مشاهدات اجتماعی خود، می توانیم بگوییم روند بدحجابی در جامعه ما رو به افزایش است. هر روز از تعداد زنان و دختران چادری کاسته و بر تعداد دخترانی که از پوشش مانتو استفاده می کنند، افزوده می شود. همچنین هر روز تعداد کسانی که پوشش ها و آرایش های نامناسب دارند، افزایش می یابد. بدتر از آن، این نوع پوشش ها و آرایش ها رفته رفته به نوعی هنجار در جامعه تبدیل می شود؛ هنجاری که کسی به آن واکنش نشان نمی دهد و به عنوان پدیده ای طبیعی در جامعه شناخته می شود. به تدریج، نوع پوشش و آرایش نامناسب، به عرف و هنجار در جامعه تبدیل شده است. روند افزایش این پدیده، موجب نگرانی می شود و می تواند برای ما خطرساز باشد. مشکل فقط کنار رفتن چادر و جایگزین شدن مانتو نیست؛ مشکل، سست شدن حجاب است. فرهنگ عفاف و حجاب، یک نظام معنایی به هم پیوسته است که شامل این موارد می شود:

یک _ پوشش ظاهری که همه بدن را به جز دست و کفین می پوشاند؛

دو _ نداشتن تبرج و خودنمایی، آشکار نبودن برجستگی های بدن و دور بودن از هرگونه تحریک جنسی.

افزون بر این، وقتی ما می گوییم عفاف، شامل عفاف در رفتار، گفتار و نگاه می شود. این مجموعه، فرهنگ عفاف و حجاب را می سازد. حال ممکن است کسی هم در ظاهر چادر پوشیده باشد، ولی هیچ یک از ویژگی های یادشده را نداشته باشد؛ نه حد مطلوب پوشش و نه عفاف و پرهیز از خودآرایی و خودنمایی. _ دکتر اصغر فهیمی فر:(31) از محوری ترین مفاهیمی که انقلاب اسلامی و فرهنگ دینی با آن ارتباط دارد و از ویژگی های ممیزی فرهنگ اسلامی، بحث عفاف و حجاب است. این دو مفهوم گرچه بسیار با هم مرتبط هستند ولی یک ریشه دارند، ولی تفاوت هایی نیز دارند. عفاف اعم از حجاب است، و حجاب اخص از عفاف است. کسی که عفاف داشته باشد، خود به خود، حجاب نیز دارد، ولی اگر کسی حجاب داشته باشد، لزوماً انسان عفیفی نیست.

در ابتدا باید مبنا را بر عفاف بگذاریم. اگر بتوانیم عفاف را به فرهنگی خودخواسته تبدیل کنیم، نه فرهنگی تحمیلی، خود به خود حجاب نیز فرهنگ خواهد شد. حجاب؛ یعنی پوشش و این، یک بحث فقهی است. زنان و مردان مسلمان باید چارچوب خاص فقهی در حوزه پوشش را رعایت کنند که به آن حجاب می گویند. عفاف، بحث فقهی نیست، ولی حجاب بحث فقهی است. انگیزه های حجاب، فقهی نیست، ولی صورت و مصداق آن، فقهی است و باطن و هویت عفاف اخلاقی است. فرد باید به اخلاق حسنه و ستایش شده آراسته باشد؛ همچنان که در قرآن و در سیره امامان معصوم آمده است.

در کنار بانوانی که از روی اعتقاد، چادر سر می کنند، افرادی هستند که از این چادر سوءاستفاده می کنند. این پوشش، زمانی می تواند مصداق عفاف باشد که فرد پیش از حجاب، نخست عفیف باشد؛ یعنی حجاب، حجاب درونی باشد. این مسئله، مربوط به مصداق بود. مسئله بعدی، این است که عفاف و حجاب فقط شامل ظواهر نیست. بنابراین، عفت یک بحث کاملاً اخلاقی است. یکی از مشکلاتی که داشتیم و الان نیز داریم، این است که گمان می کنیم اگر حجاب را به معنای سطحی آن (یعنی یک پوشش فیزیکی) حتی به زور در جامعه حاکم کنیم، مشکل حل می شود. فرهنگ و اخلاق، نباید تحمیلی باشد. ازاین رو، باید به شدت کار فرهنگی کنیم و هر سیاستی در این زمینه، اگر بر فرهنگ و تفکر دینی مبتنی نباشد، غلط است و نتیجه نخواهد داد. باید در این زمینه بسیار کار کرد و برنامه ها باید بسیار دقیق باشد تا جامعه، حجاب را به عنوان یک پوشش برتر و پاک بپذیرد.

یکی از مؤلفه های کار فرهنگی، زیباسازی است. انسان ذاتاً زیباخواه است. اگر چادر مصداق زیبایی باشد، چه کسی آن را نمی پذیرد؟ در غرب، از زن سوءاستفاده می شود و ما به این امر آگاهی نداریم. بنابراین، اگر بتوانیم پوششی را طراحی کنیم که حجاب اسلامی در آن محقق شود، اما زیبا باشد، بسیار خوب است.

 _ دکتر نیره قوی:(32) درباره وضعیت عفاف و حجاب، نگاهی واحد نمی توان داشت. چند گونه نگرش درباره وضعیت کنونی وجود دارد. برخی وضع کنونی را تیره و تار ارزیابی می کنند و می گویند وضعیت حجاب بسیار بد است و همه چیز را از دست رفته می دانند. گروه دوم، برخلاف گروه اول، می گویند وضعیت خوب است. از نظر آنها حتی مشکلی در این زمینه در جامعه وجود ندارد. به نظر بنده، ما باید نگاه آرمان گرایانه و در عین حال واقع بینانه داشته باشیم؛ به این شکل که باید ببینیم، برای رسیدن به بایدهای دینی، در جامعه چه کاستی هایی وجود دارد و آیا جامعه ما به مرحله ای رسیده که دیگر نمی توان بدحجابی آن را درمان کرد؟ اینکه همه چیز را تمام شده بدانیم، نگاهی بسیار بدبینانه و منفی است. در حقیقت، جامعه ما در بحث عفاف و حجاب، مشکلاتی دارد که روز به روز بیشتر نیز می شود، ولی برای رفع آنها به شکل شعاری می کوشد و تلاش واقع بینانه کمتر صورت می گیرد.

 _ دکتر محمدعلی هرمزی زاده:(33) وضعیت عفاف و حجاب در جامعه، جزو مسائل نسبی محسوب می شود؛ یعنی نقاط ضعف و نقاط قوتی دارد. این گونه امور به قول منطقیون، جزو امور تشکیکی هستند. اگر جامعه خود را در عفاف و حجاب، با جوامع غربی یا حتی جوامع اسلامی که پیرو فرهنگ غرب هستند، مقایسه کنیم، بی شک، وضع ما بسیار بهتر از آنهاست. اما با وضعیت ایدئال قرآنی بسیار فاصله داریم.

 

پی نوشت

1- . محمدرضا اکبری، تحلیل نو و عملی حجاب در عصر حاضر، صص 50 _ 52.
2-  بحارالانوار، ج83، ص184.
3-  . Institutionalization.
4-  . منصور قنادان و همکاران، جامعه شناسی(مفاهیم کلیدی)، ص127.
5- . سیاوش گلابی، اصول و مبانی جامعه شناسی، ص 99 .
6- . حمید خضرنجات، مفاهیم جامعه شناسی، ص 81.
7- . نک: مجید مختاریان پور و اسدالله گنجعلی، «نهادی سازی عفاف و حجاب در جامعه؛ رویکردی فرایندی»، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، دوره چهارم، شماره 2، تابستان 1390، ص118.
8- . فاطمه فراهانی، توسعه فرهنگی و رسانه ملی، ص133.
9- . representation.
11-  . shaping.
12- . reflection.
5-  . فاطمه فراهانی، توسعه فرهنگی و رسانه ملی، ص133.
13- . representation.
14- [3] . shaping.
15-  . reflection.
16-  . ون زونن، «رویکردهای فمینیستی به رسانه ها»، ترجمه: محمدرضا حسن زاده، حسن رئیس زاده، فصلنامه رسانه، 1382، شماره اول، ص198، به نقل از: فرسلون، 1383، ص29.
17-  . منیژه نجم عراقی و دیگران، زن و سینما؛ سلسله پژوهش های نظری درباره مسائل زنان، ص107.
18-  . مارگارات گالاگر، زن و صنایع فرهنگی، مانعی بر سر راه آینده فرهنگ، ترجمه: مهرداد وحدتی، ص168.
19-  . بشیر معتمدنژاد، نظام تولید برنامه های دینی تلویزیون در سازمان صدا و سیما، ص201.
20-  . ژان کازنو، جامعه شناسی وسایل ارتباط جمعی، ترجمه: باقر ساروخانی و منوچهر محسنی، ص201.
21- . آرتور آسا برگر( Asa berger )، روایت در فرهنگ عامه، رسانه و زندگی روزمره، ترجمه: محمدرضا لیراوی، ص52.
22-  . عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
23-  . پژوهشگر و فعال فرهنگی.
24-. عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
25-  . پژوهشگر و فعال فرهنگی.
26-  . عضو هئیت علمی دانشگاه آزاد اسلامی تهران شمال.
27-  . عضو هئیت علمی دانشگاه باقرالعلوم 7 .
28-    رئیس دفتر مطالعات و تحقیقات زنان حوزه علمیه قم .
29-  . دانش آموخته حوزه علمیه قم و عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی = .
30-  . دکترای فقه و اصول.
31-  . عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس.
32-  . عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی.
33- عضو هیئت علمی دانشگاه صدا و سیما.

منبع:

افشار، اباذر، 1364 -رسانه ملی و نهادینه سازی فرهنگ عفاف و حجاب، قم: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز پژوهشهای اسلامی، 1393.

 

یک شنبه 18 اردیبهشت 1401  8:28 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها