0

نهادینه سازی فرهنگ عفاف و حجاب(2)

 
aftabm
aftabm
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 24707
محل سکونت : اصفهان

نهادینه سازی فرهنگ عفاف و حجاب(2)

نهادینه سازی فرهنگ عفاف و حجاب(2)
 

تعریف اصطلاحی

در اصطلاح فقهی، حجاب، پوشانیدن تمام بدن به جز گردی صورت و دست (از مچ دست به پایین) است. البته کتاب های فقهی در تعریف حجاب، از واژه «ستر» و برای بیان احکام «نگاه»، از واژه «نظر» استفاده کرده اند،(2) در حالی که هر دو مفهوم، در تعریف حجاب گنجانده می شود. بنابراین، تعریف یادشده، جامع نیست، همان طور که این تعریف، جنبه های دیگر حجاب مانند نحوه رفتار و گفتار را شامل نمی شود. شهید مطهری= دراین باره می فرماید: «وظیفه پوشش که اسلام برای زنان مقرر کرده، این است که زن در معاشرت خود با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد».(3)

بنابراین، فرهنگ حجاب دو مشخصه اساسی دارد: 1. حدود و اصول شرعی پوشش در آن رعایت شود (با پوشش ظاهری، همه بدن به جز دست و کفین، پوشانده شود.)؛ 2. برجستگی های بدن آشکار نباشد و از هرگونه تحریک جنسی رفتاری و گفتاری که به خودنمایی و جلب نگاه نامحرم و تعرض به وی بینجامد، خودداری شود. ازاین رو، حجاب، حدود و اصولی دارد که رعایت نکردن آنها به  معنای بی حجابی است.

منظور از حجاب و پوشش به این معنا، خانه نشینی زن یا پنهان کردن وی یا محدود کردن فعالیت های اجتماعی اش نیست، بلکه حجاب از دیدگاه اسلام، نقطه مقابل هرزگی، لیبرالیسم جنسی و تبرج است.(4) زن می تواند با رعایت پوشش و حفظ حدود حجاب، در جامعه حضوری فعال داشته باشد.(5) پوشش ظاهری زن مسلمان، بیان کننده اندیشه ها و نظام ارزش های درونی و بخشی از حقیقت باطنی اوست.(6)

حجاب، به معنای مصطلح کنونی، در فرهنگ اسلام، تأیید و در ادبیات قرآنی، معیارهایی برای عفاف و حجاب بیان شده است؛ از جمله: پوشش کامل زن و پوشاندن موی سر و گردن و سینه اش، پوشاندن زینت برای زن، کنترل نگاه (هم مرد و هم زن)، و رعایت اصولی در گفتار در برابر نامحرم و راه رفتن برای زن. همچنین بر میزان پوشش زنان، به دلیل جایگاه ویژه آنان در جامعه، تأکید بیشتری شده است.


حدود و مصداق های حجاب در آیات قرآنی

یک _ پوشش کامل:

در آیه ذیل، خداوند پوشش کامل را برای همه زنان تشریع می کند:

یَااَیُّها النَّبی ُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیهِْنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنی أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِیماً. (احزاب: 59)

ای پیامبر! به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که چادر خود را بر خود فرو پوشند. این مناسب تر است، تا شناخته شوند و مورد آزار واقع نگردند و خدا آمرزنده و مهربان است.

لغت شناسان و مفسران قرآن، برای واژه جلباب که جمع آن جلابیب است، معانی گوناگونی بیان کرده اند. ابن عباس می گوید: «اَلرَدَاءُ الَّذی یَسْتُر مِن فَوْقِ إلی أسْفلَ؛ ردایی است که سراسر بدن از بالا تا پایین را می پوشاند.» مصداق آن در زمان ما «عبا و چادر زنان ایرانی و عربی» است.(7)

ابن منظور می نویسد: «جلباب، پیراهن و پوششی است که از «رداء» کوتاه تر و از «مقنعه» بزرگ تر است و زن سر و سینه خود را با آن می پوشاند و گفته شده است لباس گشادی است کوتاه تر از ملحفه».(8)

مرحوم طبرسی می نویسد: «جلباب، روسری ای است که زن هنگام خروج از خانه برای رفع حاجتی سر و صورت خود را با آن می پوشاند.»(9) قرطبی و طوسی آن را لباسی دانسته اند که تمام بدن را می پوشاند.(10) بنابر نظر بیشتر لغت شناسان و مفسران، جلباب، پوششی است که همه اعضای بدن را می پوشاند. بنابراین، به هر لباسی که گشاد و بلند باشد و به گونه ای زیبایی های اندام را بپوشاند و زن را از نگاه و تعرض مردان نامحرم در امان نگه دارد، جلباب گفته می شود.

دو _ پوشاندن گردن و سینه و موی سر برای زنان:

«... وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنّ عَلی جُیُوبِهِنّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنّ...؛ و روسری های خود را بر سینه خود افکنند (تا اطراف گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند». (نور: 31)

خُمُر، جمع خِمار است. راغب اصفهانی درباره این واژه می نویسد: «اصل خِمار به معنای پوشانیدن شی است و به آنچه با آن چیزی را می پوشانند، خمار گویند و در عرف، اسم روپوشی است که زنان سر خود را با آن می پوشانند.»(11) علامه طباطبایی دراین باره می نویسد:

خمار جامه ای است که زن سر خود را با آن می پوشاند و زاید آن را به سینه اش آویزان می کند. مراد از جیوب، سینه هاست؛ معنای آن این است که خداوند زنان را مأمور می کند تا مقنعه ها را به روی سینه های خود انداخته و آن را بپوشانند.(12)

بنابراین، خمار، پوششی است که زن به وسیله آن، سر و گردن و سینه خود را می پوشاند و به روسری و مقنعه ای گفته می شود که زنان مسلمان، برای پوشاندن سر و گردن به کار می برند.

مفسران قرآن، با توجه به فضای فرهنگی عصر نزول، چگونگی پوشش موی سر و گردن و سینه را چنین تفسیر کرده اند: «چون زنان، در دوره جاهلی روسری خود را به پشت سر می افکندند، به طوری که گردن و بخشی از سینه آنها نمایان می شد، قرآن دستور می دهد روسری را طوری به گریبان قرار دهند که گردن و سینه آنها را بپوشاند».(13)

سه _ کنترل نگاه (هم مردان و هم زنان):

خداوند در قرآن کریم، خطاب به مردان و زنان می فرماید که از نگاه خیره و شهوت آلود بپرهیزند: «قلُْ للِمُؤمِنینَ یَغُضُّوا مِن أَبصَارِهِمْ... و قُل للِمُؤمِناتِ یَغضُضْنَ مِن أَبصَارِهِنَّ...؛ به مؤمنان بگو چشم های خود را [از نگاه به نامحرمان] فروگیرند... و به زنان باایمان بگو چشم های خود را (از نگاه هوس آلود) فروگیرند...» (نور: 30 و 31) «غَضّ بَصَر» به معنای کاهش دادن نگاه و خیره نشدن است.(14)

چهار _ پوشاندن زینت:

«...و لا یُبْدِینَ زِینتَهُنَّ إلِا ما ظَهَرَ مِنها...؛ و زینت خود را جز آن مقدار که نمایان است، آشکار نکنند.» (نور: 31) منظور از زینت، زیور و زیبایی است و زیبایی های طبیعی را که اساس آن صورت و چهره است و زیبایی های اکتسابی را که به واسطه لباس، زیورآلات و لوازم آرایشی پدید می آید، دربرمی گیرد.(15) در حقیقت، خداوند در این آیه می فرماید که زنان باید زینتشان را بپوشانند و اندام و زیبایی های طبیعی و اکتسابی شان را در برابر دید نامحرمان قرار ندهند.

پنج _ رعایت شیوه گفتار در برابر نامحرم

یَا نِسَاءَ النَّبی ِّ لَسْتُنَّ َّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ إِن إتَّقَیْتُنَّ َّ فَلَا تخََْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا. (احزاب: 32)

ای زنان پیامبر! شما همانند دیگر زنان نیستید، اگر از خدا بترسید. پس به نرمی سخن مگویید تا مردی که در قلب او مرضی است، به طمع افتد و سخن پسندیده بگویید.

«این آیه که خطاب به همسران پیامبر9 است، دستوری عام به تمام زنان می باشد، مبنی بر اینکه گفتارشان به لحاظ شیوه بیان و نیز محتوا، عفیفانه باشد».(16)

«محتوای سخن، قول معروف باشد؛ یعنی سخنی باشد که شرع و عرف اسلامی آن را بپسندد و آن سخنی است که تنها مدلول خود را برساند.»(17) بنابراین، خداوند در این آیه، زن را از گفتاری که با ناز و عشوه همراه باشد و محتوا و آهنگ سخنش هیجان انگیز و شهوت انگیز باشد، منع می کند.

شش _ رعایت شیوه راه رفتن برای زنان

وَ لا یضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیعْلَمَ ما یخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُواْ إِلی اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکمُ ْ تُفْلِحُون. (نور: 31)

و نیز چنان پای بر زمین نزنند تا آن زینت که پنهان کرده اند، پدیدار شود. ای مؤمنان! همگان به درگاه خدا توبه کنید، باشد که رستگار شوید.

با توجه به این آیه زنان باید به گونه ای راه بروند که توجه نامحرم را جلب نکنند و با برانگیختن نگاه ها زمینه ساز فساد نشوند.(18)

بر اساس آیات یادشده، خداوند نظر قاطع خود را درباره حجاب بیان، و حدود و مصداق های آن را به روشنی مشخص و زنان و مردان را به حفظ و رعایت آن حدود، امر کرده است.


بدحجابی و پوشش های نامناسب زنان

«بد» از نظر لغوی، به معنای زشت و ناپسند و متضاد خوب است. بدحجابی، یعنی مطلوب نبودن حجاب و منطبق نبودن آن با معیارهای اسلامی؛ به عبارت دیگر، مناسب نبودن پوشش و حجاب و رعایت نشدن حدود آن. بدحجابی در تعریف دین، طیف گسترده ای از رفتارها را دربرمی گیرد؛ مثل پوشش اندام، دوخت لباس، جنس و رنگ لباس، شیوه گفتار و نگاه، طنین صدا، نوع راه رفتن، نمایش زیورآلات، آرایش کردن و حتی استفاده از مواد خوشبوکننده، ولی مصداق بارز آن، نداشتن پوشش مناسب است؛ پوششی که برگرفته از فرهنگ قرآن و همسو با انتظارهای جامعه اسلامی باشد و موجب ترویج فساد و هتک عفت عمومی نشود. ازاین رو، پوشیدن لباس های تنگ و تحریک کننده و بدن نما، یا آشکار کردن قسمت هایی از بدن که باید پوشیده شود، و نشان دادن قسمت های آرایش شده، از نمادهای بدحجابی است.(19)

بنابراین، شایسته است زنان و دختران با رفتار و پوشش مناسب، مطابق معیارها و مؤلفه های فرهنگ دینی و قرآنی، در جامعه و محیط های کاری و تحصیلی ظاهر شوند. در یک کلام، در برابر نامحرمان با زیبایی های معنوی و هویت انسانی حاضر شوند، نه با هویت زنانگی.

چنان که بیان شد، حجاب فقط امری زنانه نیست و از باب غلبه، به آن حجاب زن گفته می شود. بنابراین، هم زنان و هم مردان در رعایت پوشش و رفتار خود در جامعه و حریم عمومی، مسئولیت دارند و پدیده سرپیچی از معیارهای عفت در جامعه، معلول رفتارهای هر دو است.

«بد» از نظر لغوی، به معنای زشت و ناپسند و متضاد خوب است. بدحجابی، یعنی مطلوب نبودن حجاب و منطبق نبودن آن با معیارهای اسلامی؛ به عبارت دیگر، مناسب نبودن پوشش و حجاب و رعایت نشدن حدود آن. بدحجابی در تعریف دین، طیف گسترده ای از رفتارها را دربرمی گیرد؛ مثل پوشش اندام، دوخت لباس، جنس و رنگ لباس، شیوه گفتار و نگاه، طنین صدا، نوع راه رفتن، نمایش زیورآلات، آرایش کردن و حتی استفاده از مواد خوشبوکننده، ولی مصداق بارز آن، نداشتن پوشش مناسب است؛ پوششی که برگرفته از فرهنگ قرآن و همسو با انتظارهای جامعه اسلامی باشد و موجب ترویج فساد و هتک عفت عمومی نشود. ازاین رو، پوشیدن لباس های تنگ و تحریک کننده و بدن نما، یا آشکار کردن قسمت هایی از بدن که باید پوشیده شود، و نشان دادن قسمت های آرایش شده، از نمادهای بدحجابی است.(20)

بنابراین، شایسته است زنان و دختران با رفتار و پوشش مناسب، مطابق معیارها و مؤلفه های فرهنگ دینی و قرآنی، در جامعه و محیط های کاری و تحصیلی ظاهر شوند. در یک کلام، در برابر نامحرمان با زیبایی های معنوی و هویت انسانی حاضر شوند، نه با هویت زنانگی.چنان که بیان شد، حجاب فقط امری زنانه نیست و از باب غلبه، به آن حجاب زن گفته می شود. بنابراین، هم زنان و هم مردان در رعایت پوشش و رفتار خود در جامعه و حریم عمومی، مسئولیت دارند و پدیده سرپیچی از معیارهای عفت در جامعه، معلول رفتارهای هر دو است.

 

پی نوشت:

1-  . نک: اعراف: 46؛ مریم: 17؛ احزاب: 35؛ ص: 31؛ فصلت: 5؛ شوری: 51.
2-  . خلفی، «بازنگرشی درون دینی به حجاب»، کتاب زنان، 1386، شماره 37، ص 75.
3-  . مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ص79.
4-. مهدی مهریزی، آسیب شناسی حجاب، ص10.
5- . فتحیه فتاحی زاده، «حجاب در قرآن و عهدین»، فصلنامه مطالعات تفسیری، سال اول، شماره 2، ص150.
6-  . یزدخواستی، «حجاب زنان با رویکرد جامعه شناختی»، کتاب زنان، 1386، شماره 38، ص 61.
7- . العین، ج6، ص132؛ مجمع البحرین، ج2، ص23.
8-  . «الجلباب: القمیص و ثوب اوسع من الخمار دون الرداء تغطی به المرئه رأسها و صدرها و قیل هو ثوب واسع دون الملحفه». لسان العرب، ج1، ص272.
9-  . فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج 8، ص 178.
10-  . محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج 8، ص361؛ قرطبی، تفسیر قرطبی (الجامع لاحکام القرآن)، ج 12، ص 309.
11-  . المفردات الفاظ القرآن، ص160.
12-  . محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 29، ص 163.
13-  . محمود بن عمر زمخشری، تفسیر الکشاف، ج3، ص231؛ تفسیر قرطبی، ج12، ص230.
14-  . مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج7، ص253.
15-  . تفسیر المیزان، ج15، ص 111؛ فخر رازی، تفسیر کبیر(مفتاح الغیب)، ج23، ص503.
16-  . «حجاب در قرآن و عهدین»، ص142.
17-  . تفسیر المیزان، ج16، ص 309.
18-  . جواد فاضل، مسالک الافهام الی آیات الاحکام، ج3، ص288.
19- . مهدی رستم نژاد، «پدیده بدحجابی و ریشه های آن»، فصلنامه تخصصی طهورا، سال سوم، شماره 5، ص107.
20- . مهدی رستم نژاد، «پدیده بدحجابی و ریشه های آن»، فصلنامه تخصصی طهورا، سال سوم، شماره 5، ص107.

 

منبع:

افشار، اباذر، 1364 -رسانه ملی و نهادینه سازی فرهنگ عفاف و حجاب، قم: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز پژوهشهای اسلامی، 1393.

یک شنبه 7 فروردین 1401  10:02 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها