0

زندگی نامه دهخدا

 
aftabm
aftabm
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 25070
محل سکونت : اصفهان

زندگی نامه دهخدا

زندگی مامه دهخدا

دوران زندگي:

اگرچه اصلیتش قزوینی بود ولی پدرش که از ملاکان متوسط قزوین بود، پیش از زاده شدن وی از قزوین خارج شد و در تهران اقامت گزید. پس از فوت پدر یکی از فضلای عصر به نام شیخ غلامحسین بروجردی برای تعلیم و تربیت دهخدا تعیین شد. وی حجره ای در مدرسه حاج شیخ هادی (در خیابان شیخ هادی) داشت، مردی مجرد بود و زبان عربی و علوم دینی تدریس می نمود. بعدها که مدرسه سیاسی در تهران افتتاح شد، دهخدا در آن مدرسه مشغول تحصیل گردید و بعدها به تحصیل زبان فرانسه پرداخت. پس از درس خواندن در آن مدرسه به خدمت وزارت امور خارجه در آمد. در سال ۱۲۸۱ هنگامی كه ۲۴ سال داشت معاون الدوله غفاری که به وزیر مختاری ایران در کشورهای بالكان منصوب شده بود، دهخدا را با خود به اروپا برد، و استاد حدود دو سال و نیم در اروپا و بیشتر در وین پایتخت اتریش اقامت داشت، و در آنجا زبان فرانسه و معلومات جدید را تكمیل كرد. مراجعت به ایران مقارن با آ‎غاز مشروطیت بود. در حدود سال ۱۳۲۵ هجری قمری (۱۲۸۵ هجری شمسی) با همكاری مرحوم جهانگیرخان و مرحوم قاسم خان روزنامه صور اسرافیل را منتشر كرد. این روزنامه از جراید معروف و مهم صدر مشروطیت بود، جذابترین قسمت آن روزنامه ستون فكاهی بود كه بعنوان «چرند پرند» بقلم استاد و با امضای «دخو» نوشته می‌‌شد، و سبك نگارش آن در ادبیات فارسی بی سابقه بود و مكتب جدیدی را در عالم روزنامه نگاری ایران و نثر معاصر پدید آورد. مطالب انتقادی و سیاسی را با روش فكاهی طی مقالات خود در آن زمان منتشر می‌‌کرد. پس از تعطیلی مجلس شورای ملی در دوره محمد علی شاه، آزادیخواهان ناچار از کشور خارج شدند. دهخدا نیز به استانبول و از آنجا نیز به اروپا رفت. در پاریس با علامه محمد قزوینی معاشر بود، سپس به سویس رفت و در «ایوردن» سویس نیز سه شماره از «صوراسرافیل» را به کمک میرزا ابوالحسن خان پیر نیا (معاضد الدوله) منتشر كرد. آنگاه دوباره به استانبول رفته و در سال ۱۳۲۷ هجری قمری با مساعدت جمعی از ایرانیان تحت عنوان مکور كه در تركیه بودند روزنامه‌ای بنام «سروش» به زبان فارسی انتشار داد. پس از اینكه مجاهدین تهران را فتح كردند و محمد علی شاه خلع گردید، دهخدا از تهران و كرمان به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد، و با استدعای احرار و سران مشروطیت از عثمانی به ایران بازآمده به مجلس شورای ملی رفت. در دوران جنگ بین المللی اول که از سال ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ میلادی به طول انجامید در دزك ؛یكی از قرای بختیاری منزوی بود و در همین دوران انزوا و با استفاده از منابع ادبی موجود در قلعه امیر مفخم بختیاری كتابت لغتنامه اش را اغاز نمود . پس از جنگ به تهران بازگشته از كارهای سیاسی كناره گرفت، و به خدمات علمی و ادبی و فرهنگی مشغول شد، و مدتی ریاست دفتر (كابینه) وزارت معارف، ریاست تفتیش وزارت عدلیه، ریاست مدرسه علوم سیاسی و سپس ریاست مدرسة عالی حقوق و علوم سیاسی تهران به او محول گردید تا اینکه سه چهار روز قبل از شهریور ۱۳۲۰ و خلع سلطنت رضا خان از ریاست آنجا معزول شد و از آن زمان تا پایان حیات بیشتر به مطالعه و تحقیق و تحریر مصنفات گرانبهای خویش مشغول بود. گاه برای تفنن شعر نیز می‌‌سرود. اما شاعری حرفه اصلی اش نبود.دکتر محمد معین اشعار دهخدا را به سه دسته تقسیم می‌‌كند كه عبارت است از :نخست اشعاری كه به سبك متقدمان سروده است و بعضی از این نوع دارای جزالت و استحكامی است كه تشخیص آنها از گفته های شعرای قدیم دشوار می‌‌نماید.دوم :اشعاری است كه در آنها تجدد ادبی بكار رفته است.بسیاری از ادیبان معاصر مسمط "یادآر ز شمع مرده یاد آر" دهخدا را نخستین نمونه شعرنو بشمار می‌‌آورند. یکی از ویژگیهای شعرش طنز تلخ و گزنده اوست که با تحلیل قوی و سرشارش همراه می شود.


دوره یکم (تا نیمه‌راه مشروطیت)
علی‌اکبر دهخدا در سال ۱۲۵۷ خورشیدی در تهران زاده شد. اگرچه اصلیت او قزوینی بوده ولی پدرش خان باباخان که از ملاکان متوسط قزوین بود، پیش از زاده شدن وی از قزوین خارج شده و در تهران اقامت گزیده بود. هنگامی که او ده ساله بود پدرش در بروجرد فوت کرد. در آن زمان غلامحسین بروجردی که از دوستان خانوادگی آنها بود کار تدریس دهخدا را به عهده گرفت و دهخدا تحصیلات قدیمی را نزد او آموخت.

در زمان گشایش مدرسه علوم سیاسی وابسته به وزارت امور خارجه در سال ۱۲۷۸ شمسی، دهخدا در آزمون ورودی مدرسه شرکت کرد و در آنجا مشغول تحصیل شد و چهار سال بعد جزو اولین فارغ‌التحصیلان مدرسه سیاسی بود. طی این دوره با مبانی علوم جدید و زبان فرانسوی آشنا شد. معلم ادبیات فارسی آن مدرسه محمدحسین فروغی بود و گاه تدریس ادبیات کلاس را به عهده دهخدا می‌گذاشت. چون منزل پدری دهخدا در جوار منزل حاج شیخ هادی نجم‌آبادی بود، دهخدا از این موقعیت استفاده می‌کرد و از محضر او بهره می‌گرفت.

پس از اتمام دوره مدرسه علوم سیاسی، دهخدا که اکنون میرزا علی‌اکبر خان قزوینی نامیده می‌شد، به خدمت وزارت امور خارجه درآمد و در سال ۱۲۸۱ هنگامی که معاون‌الدوله غفاری به‌عنوان سفیر ایران در کشورهای بالکان منصوب شده بود، دهخدا به‌عنوان منشی سفیر با او همراه شد. اقامت آنها در اروپا بیش از دو سال در شهر وین بود. دهخدا از این دوره برای آشنایی بیشتر با زبان فرانسوی و دانش‌های جدید استفاده کرد. او در سال ۱۲۸۴ به ایران بازگشت.

بازگشت دهخدا به ایران همزمان با آغاز مشروطیت بود. ابتدا به مدت شش ماه در اداره شوسه خراسان که در مقاطعه حسین آقا امین‌الضرب بود، به‌عنوان معاون و مترجم مسیو دوبروک مهندس بلژیکی استخدام شد.

در همین هنگام، میرزا جهانگیرخان شیرازی و میرزا قاسم خان تبریزی برای آغاز انتشار روزنامه صوراسرافیل که خود بنیان‌گذار آن بودند از او دعوت به همکاری کردند. دهخدا از ابتدا نویسنده اصلی در صوراسرافیل بود. نخستین شماره این روزنامه هفتگی پنج‌شنبه هفدهم ربیع‌الآخر ۱۳۲۵ قمری برابر دهم خرداد ۱۲۸۶ و ۳۰ مه ۱۹۰۷ در هشت صفحه در تهران منتشر شد. صوراسرافیل طی چهارده ماه بعدی با تعطیلی‌ها و توقیف‌هایی که دید جمعاً سی و دو شماره منتشر شد که تاریخ آخرین شماره بیستم جمادی‌الاولی ۱۳۲۶ بود. دهخدا در آغاز هر شماره روزنامه مقاله‌ای در زمینه مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و در پایان مقاله‌ای با عنوان چرند و پرند با نام مستعار می‌نوشت. سبک نگارش این مقالات در ادبیات فارسی بی‌سابقه بود و مکتب جدیدی را در روزنامه‌نگاری ایران و نثر فارسی معاصر پدید آورد.

مهم‌ترین نام مستعار میرزا علی‌اکبر خان قزوینی در چرند و پرندش دخو بود. دخو مخفف کلمه دهخدا است، خطابی برای مردم ساده‌دل در قزوین، زادگاه پدر و اجداد نویسنده. البته دهخدا در اصل به معنی ‘کدخدا و خداوند و بزرگ ده’ است.

برخی نوشته‌های دهخدا موجب اعتراض‌های شدید سنّت‌گرایان متعصب و طرفداران استبداد شد تا جایی که حتی حکم به تکفیر او دادند. مجلس چند بار راجع به نوشته‌های او به بحث و گفتگو پرداخت. در جلسه بیستم شعبان ۱۳۲۵ اسدالله میرزا به شکایت انجمن اتحادیه طلاب اشاره کرد. آقا سید محمد جعفر نماینده‌ای دیگر تصریح کرد که در شماره‌های ۱۲ و ۱۴ صور اسرافیل نوشته‌ای که به تکفیر انجامیده باشد، دیده نمی‌شود اما درمورد مطالب سیاسی باید وزارت علوم و معارف نظر دهد. پس از یکی دو گفتار دیگر روزنامه به‌طور موقت توقیف شد. در این میان دهخدا نیز به مجلس احضار شد وتوانست با منطق و استدلال و حاضرجوابی مخالفان را مجاب کند. البته دهخدا را از در پشتی مجلس خارج کردند زیرا برخی متعصبان مسلح با سلاح گرم، آمادهٔ حمله به او بودند.

 

دوره دوم (تبعید و مهاجرت)
بعد از کودتای محمدعلی شاه در ۱۲۸۷، دهخدا همراه با عده‌ای از آزادی‌خواهان در سفارت انگلیس تحصن کردند. محمدعلی شاه که از این موضوع خشمگین بود با تبعید ایشان به کشورهای همجوار و اروپا موافقت کرد. به روایت ناظم‌الاسلام کرمانی بنا شد که شش نفر از کسانی که در «سفارتخانه انگلیس بودند نفی و تبعید شوند که هر یک را از قرار ماهی صد و پنجاه تومان بدهند و غلام سفارت آنها را ببرد به سرحد برساند و رسید گرفته مراجعت کند، تا یک سال در خارجه باشند. پس از یک سال مختارند به هر جا بخواهند بروند و یا مراجعت کنند به ایران». راوی دیگر در باکو، چند تن از ایشان را نام می‌برد (سید حسن تقی‌زاده، میرزا محمد نجات، وحیدالملک، دهخدا، حسین پرویز) که «آزادی‌خواهان و تجار کمک کرده اعانه دادند»، و آنها «به‌علت ناسازگاری محیط از راه تفلیس به پاریس رفتند».

پس از ورود دهخدا و آزادی‌خواهان تبعیدی به پاریس، گروهی از آنها به دعوت ادوارد براون به لندن رفتند. میرزا آقا فرشی، سید حسن تقی‌زاده، معاضدالسلطنه و محمدعلی تربیت از آن جمله بودند. اما معاضدالسلطنه اندکی بعد به پاریس بازگشت و با دهخدا در انتشار دوباره صوراسرافیل همکاری کرد. دهخدا دعوت براون را برای رفتن به لندن و نشر صوراسرافیل در آن شهر نپذیرفت. براون استدلال می‌کرد که در انگلستان امکانات بیشتری مهیاست و روزنامه‌هایی مانند منچستر گاردین و دیلی نیوز هواخواه مشروطه‌اند و چیزهایی می‌نویسند، اما دهخدا بنابر مصالحی ترجیح داد که چنین نکند. دهخدا در پاریس با علامه محمد قزوینی معاشر بود.

چون امکان نشر روزنامه در پاریس نبود، گروه صوراسرافیل، یعنی دهخدا، میرزا قاسم خان تبریزی، میرزا محمد نجات و حسین پرویز، در آذر ۱۲۸۷ به شهرک ایوردُن (Yverdon) در سوییس نقل مکان کردند، اما محل چاپ روزنامه با اتخاذ تدابیری همچنان در پاریس بود. دوره دوم صوراسرافیل در ایوردن در دی و اسفند ۱۲۸۷ تنها سه شماره منتشر شد. مطالب و مقالات روزنامه به قلم دهخدا و بسیار تندتر و صریح‌تر از پیش بود. در شماره سوم دهخدا مسمط معروف خود «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» که آن را در یادبود میرزا جهانگیرخان شیرازی سروده بود به چاپ رساند. دهخدا در تبعید برخلاف همگنانش در وضعیت مالی بسیار دشواری می‌زیست. دوران تبعید دهخدا در اروپا بی‌نهایت پرتنش و افسرده‌کننده بود و گفته شده که حتی به خودکشی یا گرفتن تابعیت بیگانه فکر کرده بوده است.

در فروردین ۱۲۸۸ گروه ایوردن به استانبول رفتند و به انجمن سعادت ایرانیان پیوستند. این انجمن را گروهی از ایرانیان مشروطه‌خواه همچون یحیی دولت‌آبادی، محمدعلی تربیت و حسین دانش اصفهانی با استفاده از محیط آزادتری که با تحولات جدید در عثمانی فراهم شده بود تشکیل داده بودند. مهم‌ترین فعالیت سیاسی دهخدا در استانبول نشر چهارده یا پانزده شماره از روزنامه سروش در فاصله تیر تا آبان‌ماه ۱۲۸۸ بود. مؤسس و مدیر این روزنامه، سید محمد توفیق و سردبیر آن علی‌اکبر دهخدا و نویسندگان آن معاضدالسلطنه، میرزا یحیی دولت‌آبادی و میرزا حسین دانش اصفهانی بودند.

در همان دوره اقامت دهخدا در اروپا دوره دوم روزنامه روح‌القدس با گرایش رادیکال سوسیالیستی احتمالاً در پاریس، منتشر می‌شد که دبیر و نگارندهٔ آن میرزا علی‌اکبر خان دهخدا معرفی شده است.

پس از فتح تهران و خلع محمدعلی شاه، در انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی علی‌اکبر دهخدا در حالی که هنوز در استانبول بود، هم از تهران و هم از کرمان (به نشانهٔ حق‌شناسی مردم این ایالت از بابت مقالات صوراسرافیل) به نمایندگی مجلس انتخاب شد. دهخدا نمایندگی مردم کرمان را پذیرفت. دهخدا در بازگشت به ایران و در ادامه فعالیت سیاسی خود به حزب اعتدالیون پیوست و این برخلاف انتظار یاران سابق او بود که غالباً در حزب رقیب یعنی حزب دموکرات جمع شده بودند.

با آغاز جنگ جهانی اول و ورود نیروهای روسی به شمال ایران و نزدیک شدن آنها به پایتخت و سقوط دولت، دهخدا همراه با اعضای کمیتهٔ مهاجرت ابتدا به قم و سپس به کرمانشاه رفت. پس از انحلال حکومت در مهاجرت، دهخدا به مدت دو سال و نیم به دعوت رؤسای ایل بختیاری در مناطق چهارمحال بختیاری به سر برد و بخش عمده‌ای از این دوره را مهمان لطفعلی خان امیر مفخم در قلعه دزک در نزدیکی فرخ‌شهر کنونی بود. در همانجا بود که اندیشه تدوین لغت‌نامه یا فرهنگ‌نامه‌ای جامع برای زبان فارسی در ذهن او شکل گرفت و با استفاده از کتابخانه امیرمفخم کار نگارش یادداشت‌های لازم برای لغت‌نامه و امثال و حکم را جمع‌آوری کرد.

 

دوره سوم
پس از پایان جنگ جهانی یکم، دهخدا از فعالیت‌های سیاسی کناره گرفت، و طی سلطنت رضا شاه به کارهای علمی، ادبی و فرهنگی پراخت. مدتی ریاست دفتر (کابینه) وزارت معارف (وزارت فرهنگ بعدی) و سپس ریاست تفتیش وزارت عدلیه (وزارت دادگستری بعدی) را به عهده داشت. در سال ۱۳۰۶ مدرسهٔ سیاسی به مدرسهٔ عالی حقوق و علوم سیاسی تغییر نام یافت و ریاست آن را علی‌اکبر دهخدا به عهده گرفت. در سال ۱۳۱۴ به عضویت فرهنگستان ایران انتخاب شد.

از زمان تأسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ ریاست دانشکده حقوق و علوم سیاسی را تا سال ۱۳۲۰ به عهده داشت. در این سال از خدمات دولتی بازنشسته شد و یکسره به کار لغت‌نامه پرداخت. در همین دوران بود که در جواب استفسار دوستان که چرا شعر و نثری به سبک آنچه در صوراسرافیل منتشر می‌کرد نمی‌سراید و نمی‌نویسد، می‌گفت: «در این زمانه بسیارند کسانی که حاضرند وقت و نیروی خود را صرف شعر گفتن و مقاله نوشتن و طبع و نشر آنها در روزنامه‌ها و مجلات کنند، ولی شاید کمتر کسی باشد که بخواهد و بتواند با تألیف آثاری مانند امثال و حکم و لغت‌نامه وظیفه‌ای دشوار و خسته‌کننده و طاقت‌سوز ولی واجب را تحمل نماید».

به سردبیر مجله آینده، دکتر محمود افشار یزدی که از او مقاله می‌خواست (پس از شهریور ۱۳۲۰) نوشت که «اگر میسر شد و گرفتاری‌ها اجازه داد مقالاتی می‌فرستم، با شرط عدم تحریف»؛ اما کمتر برای مطبوعات دست به قلم می‌برد.
در نخستین کنگره نویسندگان ایران در تیر ماه ۱۳۲۵ دهخدا در زمره هیئت رئیسه شرکت داشت.در اسفند ۱۳۲۹ در تأسیس جمعیت مبارزه با بی‌سوادی شرکت کرد. در همان سال از جمله نویسندگان و اهل فرهنگی بود که بیانیه صلح استکهلم را امضا کرد.

زندگی مامه دهخدا

فعالیت‌های سیاسی
دهخدا سردبیری برخی نشریات مربوط به حزب کمونیست ایران (دهه ۱۹۲۰) را نیز به عهده داشت. در کشاکش انحلال سلطنت و برپایی جمهوری، دهخدا بعنوان اولین کاندیدای مقام ریاست جمهوری درایران مطرح شد. مردی که می توانست اولین رئیس جمهور ایران باشد شخصیتی ملی، سیاسی، ادیب، ستم دیده استبداد و از آن مهم‌تر، از کوره ارتجاع ستیزی و دفاع از ترقی و تحول ایران بیرون آمده. سلطنت پهلوی که مستقر شد، بیم از این کاندیداتوری به کینه تبدیل شد. دهخدا را نمی‌شد سر پیری و به جرم طرح او بعنوان اولین رئیس جمهور ایران کشت، اما می‌شد به انزوا کشاند؛ و چنین کردند.

او در انزوا همان کرد که فردوسی کرده بود. فرهنگ دهخدا را پایه ریخت. دهخدا به همین دلیل تا پایان عمر مغضوب دربار سلطنتی ماند.به همین دلیل در دوره رضا شاه از کارهای سیاسی کناره گرفت و به کارهای علمی و ادبی و فرهنگی مشغول شد. مدتی ریاست دفتر (کابینه) وزارت معارف، ریاست تفتیش وزارت عدلیه، ریاست مدرسه علوم سیاسی و سپس ریاست مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی تهران به او محول گردید. چند روز قبل از شهریور ۱۳۲۰ و خلع رضاشاه، معزول شد و پس از آن بیشتر به مطالعه و تحقیق و نگارش پرداخت.

دهخدا در سال‌های نهضت ملی شدن نفت به رهبری دکتر محمد مصدق، پشتیبان جدی او بود. در ماههای پیش از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شایعه تشکیل شورای سلطنت و ریاست شورای دهخدا (در صورت پیروزی نهضت و اعلام جمهوری) بر سر زبان‌ها افتاد. به همین خاطر نیز ماموران کودتا پس از کودتای ۲۸ مرداد به خانه اش ریختند و وی را شدیدا مضروب نمودند.

دستی نیز در کار بود که سرمقاله نخست صوراسرافیل ایوردُن (دوره دوم) را که حاوی حمله‌های بی‌پروایی به موجودیت پادشاهی در ایران بود برای رهبران سیاسی ارسال می‌کرد.

در چنین وضعیتی بود که در روزهای اول بعد از کودتا، خانه دهخدا توسط مأموران تفتیش شد و وی را شدیدا مضروب نمودند. دهخدا مورد احضار و بازجویی قرار گرفت. به دلایل پیش‌گفته‌شده و نیز شرکت در نامه سرگشاده علیه کنسرسیوم نفت در سال بعد، نام دهخدا را از خیابان محل زندگی‌اش برداشتند.

علی‌اکبر دهخدا در روز دوشنبه هفتم اسفند ماه ۱۳۳۴ در سن ۷۷ سالگی در خانه مسکونی خود در خیابان ایرانشهر تهران درگذشت. پیکر او به شهر ری مشایعت و در ابن بابویه در مقبره خانوادگی مدفون گردید. پس از درگذشت دهخدا، خانه‌اش تبدیل به دبستانی با نام خودش شد. اما در سال‌های پس از انقلاب نام او را از روی دبستان برداشتند.

دهخدا در میان بختیاری ها

دهخدا هنگام جنگ جهانی اول، به دعوت و مصلحت اندیشی خان های بختیاری، مدتی را در چهار محال و بختیاری گذراند،تا از دسترس مخالفان که قصد جانش را کرده بودند، در امان بماند.این دوران، در زندگی فرهنگی و اندیشه دهخدا بسیار تأثیر گذاشت،و مجالی پدید آورد تا دهخدای گسسته از عرصه سیاست، شخصیت و منش علمی خود را بازیابد.چنان که به گفته خود او، فکر تدوین لغت نامه و امثال و حکم، در محیط بختیاری به ذهن او افتاد،و نخستین مواد لغت نامه را همان جا گردآورد.

 

شوخی با ضرب المثل ها

دهخدا، برخی ضرب المثل ها را تغییر داده است؛ یعنی بر آنها افزوده یا از آنها کاسته و به طنز بدل کرده است. شاید بتوان مبتکر رسمی این گونه طنز را که بعدها در ادبیات ما رایج شد، دهخدا دانست.

دیگران کاشتند ما خوردیم، ما چه کار داریم که بکاریم دیگران بخورند.

تا نباشد چیزکی، مردم که دیوانه نشده اند بگویند نانِ امسال کمی هم آب توش است.

هر که بامش بیش، البته شیروانی اش بیشتر آهن لازم دارد.

آنچه جوان در آینه بیند، پیر باید دم آفتاب برود عینک بگذارد، تازه زورکی یک کم ببیند.

هیچ گرانی بی حکمت نیست، مگر کرایه خانه های تهران.


زندگینامه استاد علی اکبر دهخدا

علی‌اکبر دهخدا در سال ۱۲۵۷ خورشیدی در تهران متولد شد. هنگامی که او ده ساله بود پدرش فوت کرد. در آن زمان شیخ غلامحسین بروجردی که از دوستان خانوادگی آنها بود کار تدریس دهخدا را به عهده گرفت و دهخدا تحصیلات قدیمی را نزد او آموخت. در زمان گشایش مدرسهٔ سیاسی وابسته به وزارت امور خارجه در سال ۱۳۱۷ قمری، دهخدا در آزمون ورودی مدرسه شرکت کرد و در آنجا مشغول تحصیل شد و چهار سال بعد جزو اولین فارغ‌التحصیلان مدرسهٔ سیاسی بودپس از اتمام دوره مدرسهٔ سیاسی، دهخدا که اکنون میرزا علی‌اکبر خان قزوینی نامیده می‌شد، به خدمت وزارت امور خارجه درآمد و در سال ۱۲۸۱ هنگامی که معاون‌الدوله غفاری به‌عنوان سفیر ایران در کشورهای بالکان منصوب شده بود، دهخدا به‌عنوان منشی سفیر با او همراه شد. در همین هنگام، میرزا جهانگیرخان شیرازی و میرزا قاسم خان تبریزی برای آغاز انتشار روزنامه صوراسرافیل که خود بنیان‌گذار آن بودند از او دعوت به همکاری کردند. دهخدا در آغاز هر شمارهٔ روزنامه مقاله‌ای در زمینهٔ مسائل سیاسی، اقتادی و اجتماعی و در پایان مقاله‌ای با عنوان چرند و پرند با نام مستعار می‌نوشت. مهم‌ترین نام مستعار میرزا علی‌اکبر خان قزوینی در چرندپرندش دخو بود. دخو مخفف کلمهٔ دهخداست، خطابی برای مردم ساده‌دل در قزوین، زادگاه پدر و اجداد نویسنده. با آغاز جنگ جهانی اول و ورود نیروهای روسی به شمال ایران و نزدیک شدن آنها به پایتخت و سقوط دولت، دهخدا همراه با اعضای کمیتهٔ مهاجرت ابتدا به قم و سپس به کرمانشاه رفت. در همانجا بود که اندیشهٔ تدوین لغت‌نامه یا فرهنگ‌نامه‌ای جامع برای زبان فارسی در ذهن او شکل گرفت و با استفاده از کتابخانهٔ امیرمفخم کار نگارش یادداشت‌های لازم برای لغت‌نامه و امثال و حکم را آغاز کرد. پس از پایان جنگ جهانی اول، دهخدا از فعالیت‌های سیاسی کناره گرفت، و طی دورهٔ رضا شاه به کارهای علمی و ادبی و فرهنگی پراخت. مدتی ریاست دفتر (کابینه) وزارت معارف (وزارت فرهنگ بعدی) و سپس ریاست تفتیش وزارت عدلیه (وزارت دادگستری بعدی) را به عهده داشت. در سال مدرسهٔ سیاسی۱۳۰۶   به مدرسهٔ عالی حقوق و علوم سیاسی تغییر نام یافت و ریاست آن را علی‌اکبر دهخدا به عهده گرفت. در سال ۱۳۱۴ به عضویت فرهنگستان ایران انتخاب شد. از زمان تأسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ ریاست دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی را تا سال ۱۳۲۰ به عهده داشت. در این سال از خدمات دولتی بازنشسته شد و یکسره به کار لغت‌نامه پرداخت. مقدمات انتشار لغت‌نامهٔ دهخدا از اواخر دههٔ ۱۳۰۰ شمسی با مساعدت دولت فراهم شد و اولین قراردادها برای این منظور سال‌‌های ۱۳۱۳ و ۱۳۱۴ بین وزارت معارف و علی‌اکبر دهخدا منعقد شد. اولین مجلد لغت‌نامه در سال ۱۳۱۸ منتشر شد. پس از پایان جنگ، اندیشهٔ چاپ و نشر تألیف دهخدا به یک ایدهٔ ملی تبدیل شد. سرانجام در سال ۱۳۲۵ با طرح پیشنهادی عده‌ای از نمایندگان مجلس شورای ملی (در رأس آنها محمد مصدق) و به دنبال آن تصویب مادهٔ واحده‌ای در مجلس، وزارت فرهنگ مکلف به تأمین کارمندان و امکانات لازم برای تدوین لغت‌نامه شد. معاونت ادارهٔ لغت‌نامه با دکتر محمد معین بود تا در سال ۱۳۳۴ مجلس شورای ملی ادارهٔ لغت‌نامه را از منزل دهخدا به مجلس منتقل ساخت و دهخدا دکتر معین را به ریاست اداره معرفی کرد و طی دو وصیت‌نامه او را مسئول کلیهٔ فیش‌ها و ادامهٔ کار چاپ لغت‌نامه قرار داد. پس از درگذشت دهخدا در اسفند ۱۳۳۴ محل لغت‌نامه تا سال ۱۳۳۷ همچنان در مجلس شورای ملی بود و از آن پس به دانشگاه تهران منتقل شد. علی‌اکبر دهخدا در روز دوشنبه هفتم اسفند ماه ۱۳۳۴ در سن ۷۷ سالگی در خانه مسکونی خود در خیابان ایرانشهر تهران درگذشت. پیکر او به شهر ری مشایعت و در ابن بابویه در مقبره خانوادگی مدفون گردید

 

جملات برگزیده علی اکبر دهخدا:

- دنیا به امید برپاست، دنیا به امید قائم است.
- رادمردان و احرار به واسطه عدم اعشاءِ به تحصیل یا جمع مال، غالبأ فقیر و بی‌چیزند.
- آزادی اندیشه و قلم و زبان و مجامع و شغل و منزل و غیره موجب آبادی و عمران ممالک است.
- همه قافله پس و پیشیم. مرگ به فقیر و غنی نگاه نمی‌کند. مرگ شتری است که به در هر خانه می‌خوابد، همه چیز چاره دارد جز مرگ
- اگر با سرنیزه می‌شد سلطنتی را حفظ کرد، سلطان عبدالحمیدها، نیکلاها، فاروق‌ها حالا برتخت خود مستقر بودند.
- حتی با نگاه و اشاره نیز می‌توان سخن گفت.

 

بنیان‌گذاری

روزنامه صوراسرافیل

دهخدا از بنیان‌گذاران روزنامه صوراسرافیل بود. او به‌پیشنهاد میرزا جهانگیر‌خان شیرازی و میرزا قاسم‌خان تبریزی به سردبیری این مجموعه با حقوق ۴۰ تومان ماهانه منصوب شد. صوراسرافیل با بیش از ۲۴هزار تیراژ پرمخاطب‌ترین جریده وقت بود. مقالات طنز چرند‌وپرند و سبک عامیانه‌‌ای که در بطن خود مفاهیم و اندیشه مدرن داشت و بار انتقادی زیاد مطالب، با جامعه شهری آن روز ارتباط برقرار می‌کرد و این روزنامه را به اثربخش‌ترین رسانه عصر مشروطه تبدیل کرده بود.

این روزنامه در مجموع پنج بار تعطیل شد. بار اول در شماره۶ به‌مدت یک ماه و به‌علت اعتراض روحانیون به مقالات چرندوپرند بود. بار دوم در شماره۱۴ به‌حکم مجلس شش هفته متوقف شد و دهخدا را برای محاکمه فراخواندند. سومین توقف در شماره۱۹ به‌علت حمله به دفتر روزنامه بود. چهارمین توقف بعد از شماره۲۵ بود که علت آن را بیماری دهخدا مطرح کردند و آخرین تعطیلی سه روز پیش از به‌توپ‌بستن مجلس و آغاز استبداد صغیر بود. پس از به‌توپ‌بستن مجلس و شهادت میرزا جهانگیرخان ۳ شماره در سوئیس منتشر شد و پس از آن این روزنامه برای همیشه بسته و تعطیل شد.
دهخدا مطالب خود را در روزنامه با اسامی مستعار چاپ می‌کرد و تنها درصورتی‌که مایل بود که مطلبی با امضای خود به‌چاپ برسد از نام مستعار دخو استفاده می‌کرد. چنانچه می‌بینید در تمام فرازونشیب‌های این روزنامه علی‌اکبر دهخدا نقش اساسی و حیاتی داشته است.


حوزه مخفی اجتماعیون عامیون

دهخدا همزمان با روزنامه‌نگاری به کمیته انقلاب که خود شاخه و شعبه‌ای از حوزه اجتماعیون عامیون بود، پیوست و تلاش برای حفظ مشروطیت و نگهبانی از این نهال نوپا را آغاز کرد. برخی از «کمیته انقلاب»، به‌عنوان «کمیته سری انقلاب ملی» یا «حوزه مخفی اجتماعیون عامیون» نام برده‌اند. در این کمیته دو نفر ناطق درجه اول تهران، یعنی آقاسیدجمال‌الدین اصفهانی و ملک‌المتکلمین و سه نفر نویسنده و روزنامه‌نگار درجه اول تهران، یعنی میرزاجهانگیرخان شیرازی، میرزاعلی‌اکبر دهخدا و سیدمحمدرضا مساوات و چند نفر از وکلای آزادی‌طلب فعالیت داشتند. این کمیته علاوه‌بر اتخاذ سیاست‌های تعیین‌کننده در پیشبرد اهداف مشروطه، در شکل‌گیری نیروهای نظامی که به مجاهدین شهرت داشتند و در کودتای محمدعلی‌شاه از مدافعان مشروطیت و مجلس محسوب می‌شدند نقش مهمی داشت.
علی‌اکبر دهخدا و حسین دانش اصفهانی نویسنده و از اساتید وقت زبان و ادبیات فارسی دانشگاه استانبول
نشریه سروش

۱۲۸۸خورشیدی نشریهٔ سروش به مدیرمسئولی محمد توفیق و سردبیری علی‌اکبر دهخدا تأسیس شد. سروش مروج افکار و دیدگاه‌های اعضای انجمن سعادت ایران به‌ریاست معاضدالسلطنه بود.[] هدف از انتشار این نشریه، تقویت رابطه ایران و عثمانی در برابر روس و انگلیس بود. خط سیاسی که پس از عزیمت مشروطه خواهان و دهخدا به ایران، همچنان دنبال می‌شد. نشریه سروش ۱۴ شماره در استانبول منتشر شد و پس از وقفه‌ای کوتاه انتشار خود را در تهران از ادامه داد.[]مقالات دهخدا در سروش عمدتا سرمقاله‌های سیاسی هستند و از مقاله‌های طنزآمیز چرندوپرند در آن‌ها نشانی نیست.باتوجه‌به موضوع نگارش چرندوپرند تردیدی باقی نمی‌ماند که رهبر واقعی و اصلی سروش تهران نیز مرحوم دهخدا بوده و در بین هیئت تحریریه آن سمت مرشدی داشته است.
دهخدا در حیاط منزل، سال۱۳۰۵


جمعیت مبارزه با بی‌سوادی ایران

این جمعیت در بهار۱۳۳۰ با انتشار اعلامیه‌ای اعلام موجودیت کرد. دهخدا یک هفته پس از انتشار اعلامیه در مصاحبه‌ای با نشریه کبوتر‌صلح می‌گوید: «سه ماه است جمعیت مبارزه با بی‌سوادی را تأسیس کرده‌ایم. هدف ما این است که دور از کش‌مکش‌های سیاسی برای همه امکان باسواد شدن را در مدتی کوتاه فراهم کنیم. دفتر جمعیت را دایر کرده‌ایم. امیدواریم بتوانیم مجله‌ای هم داشته باشیم. برای توسعه تشکیلات خود در دهات و قصاب نقشه داریم. همه باید به ما کمک کنند از علما و روحانیون گرفته تا ارباب قلم، وعاظ، دوستاداران ادب و بالاخره همه باسوادان.»
پاسداران ادب فارسی در کنار یکدیگر. محمد معین و علی‌اکبر دهخدا


سازمان لغت‌نامه دهخدا

سازمان لغت‌نامۀ دهخدا نخستین سازمان در ایران است که برای تألیف فرهنگ لغت یا واژه‌نامه تأسیس شده است. حیات این سازمان در دی‌ماه۱۳۲۴خورشیدی، حدود ۳۰ سال پس‌ازآنکه دهخدا طرح تألیف لغت‌نامه را ریخت، با تصویب مجلس شورای ملی، در خانۀ دهخدا در خیابان ایرانشهر تهران آغاز شد. در سال۱۳۳۴ با درگذشت دهخدا این سازمان به دو اتاق در کنار عمارت مجلس در میدان بهارستان منتقل شد. بنابر وصیت دهخدا محمد معین سرپرستی ادارۀ را برعهده گرفت و دیگر یاران دهخدا، سیدمحمد دبیرسیاقی و سیدجعفر شهیدی او را یاری دادند. در آذر۱۳۳۶ بنابر مصوبۀ مجلس این سازمان با بودجۀ پیش‌بینی‌شده به دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران منتقل شد. در سال۱۳۵۳ شادروان محمود افشار، ساختمانی در محل موقوفات خود به سازمان لغت‌نامه دهخدا اهدا کرد. از سال۱۳۸۳ سازمان لغت‌نامۀ دهخدا و اعضا و کارکنان آن در ساختمان بزرگی که توسط دانشگاه تهران در محل موقوفات دکتر محمود افشار ساخته شد مستقر شده‌اند.

زندگی مامه دهخدا

سبک دهخدا

دهخدا در ادبیات عهد انقلاب مشروطه مقامی ارجمند دارد، او باهوشترین و دقیق ترین طنزنویس این عهد است.

او با نثر ویژه ای که در نوشتن مقالات انتقادی صوراسرافیل به کار برد نمونه ای از نثر طنز و انتقادی فارسی را ابداع کرد. دهخدا هر حادثه ای را دستاویز قرار می داد تا به استبداد بتازد.

نکته مهم در طنزهای دهخدا عشق و علاقه و دلسوزی به حال مردم خرده پا است. دهخدا با نمایاندن جهات تاریک زندگانی، جهت روشن و امیدبخش آن را هرگز فراموش نمی کرد. او به بطالت و تنبلی و بی شعوری می تاخت. مقالات طنزآمیز او با امضای "دخو" انتشار یافت.

اشعار دهخدا

اشعار دهخدا را می توان به سه دسته تقسیم کرد:

نخست اشعاری که به سبک متقدمان سروده، بعضی از این سروده ها دارای چنان استحکامی است که تشخیص آنها از گفته های پیشینیان دشوار است.

دوم اشعاری که در آنها تجدد ادبی به کار رفته است. مسمط "یاد آر ز شمع مرده یار آر" از بهترین اشعار جدید فارسی به شمار می آید.

سوم اشعار فکاهی او که به زبان عامیانه سروده شده است.

دهخدا جزو معدود شاعران دوره مشروطیت است که جهان بینی و جهان نگری روشنی دارد. هرگز دچار احساسات نمی شود و شعار نمی دهد.

دهخدا اشعارش را در قالبهای معهود مثنوی، غزل، مسمط، قطعه، دوبیتی و رباعی سروده است.

مضامین اشعار او: وطن پرستی، دادخواهی، رسوا کردن ظالمان و حاکمان نالایق و مبارزه با ریاکاری و دورویی است.

یکی از ویژگیهای شعر دهخدا طنز تلخ و گزنده اوست که با تحلیل قوی و سرشارش همراه می شود.

نمونه ای از شعر دهخدا

این شعر را دهخدا در سوگ جهانگیرخان صوراسرافیل سروده است:

یاد آر ز شمع مرده یار آر
ای مرغ سحر، چو این شب تار
بگذاشت ز سر سیاهکاری
وز نفحه روح بخش اسحار
رفت از سر خفتگان خماری
بگشود گره ز زلف زر تار
محبوبه نیلگون عماری
یزدان به کمال شد پدیدار
و اهریمن زشتخو حصاری
یاد آر ز شمع مرده یار آر
ای مونس یوسف، اندر این بند
تعبیر عیان چو شد تو را خواب
دل پر ز شعف، لب از شکر خند
محسود عدو به کام اصحاب
رفتی بر یار و خویش و پیوند
آزاد تر از نسیم و مهتاب
زان کو همه شام با تو یک چند
در آرزوی وصال احباب
اختر به سحر شمرده یاد آر
چون باغ شود دوباره خرم
ای بلبل مستمند مسکین
وز سنبل و سوری و سپرغم
آفاق نگارخانه ی چین
گل سرخ و به رخ عرق ز شبنم
تو داده ز کف قرار و تمکین
زان نوگل پیش رس که در غم
ناداده به نار شوق تسکین
از سردی دی، فسرده یاد آر

آثار وي:
استاد علی اکبر دهخدا از خبره ترین و فعال ترین استادان ادبیات فارسی در روزگار معاصر است که بزرگترین خدمت به زبان فارسی در این دوران را انجام داده است. لغت نامه بزرگ دهخدا که در بیش از پنجاه جلد به چاپ رسیده است و شامل همه لغات زبان فارسی با معنای دقیق و اشعار و اطلاعاتی درباره آنهاست و کتاب امثال و حکم که شامل همه ضرب المثل ها و احادیث و حکمت ها در زبان فارسی است خود به تنهایی نشان دهنده دانش و شخصیت علمی مرحوم استاد دهخدا مي باشند.
«لغت نامه» دهخدا يکي از آثار ارزنده اوست که حاصل بيش از چهل سال زحمات شبانه روزي او مي باشد. اين کتاب در بيست و شش هزار و چهار صد و هفتاد و پنج صفحه سه ستوني به قطع رحلي با تعداد شش هزار دوره، امروز در دسترس فارسي زبانان است.
حدود نيمي از کتاب لغت است با معني و شاهد و نيم ديگر آن اعلام تاريخي و جغرافيايي است. اين اثر بزرگ حاوي کليه لغات فرهنگهاي خطي و چاپي فارسي و عربي است و در نقل آنها بسياري از غلط هاي گذشتگان تصحيح شده است و بسياري از لغات ترکي، مغولي، هندي، فرانسوي، انگليسي، آلماني، روسي، ....... متداول در زبان فارسي نيز در اين فرهنگ آمده است. براي صحيح خوانده شدن لغات در جلوي هر کلمه حروف حرکت دار به کار رفته است. علاوه بر اين مزايا، يک دوره مفصل دستور زبان فارسي نيز در لغتنامه آمده است.
 
چاپ لغت نامه نخست در سال ۱۳۱۹ در چاپخانه بانك ملي آغاز و يك جلد آن در ۴۸۶ صفحه به چاپ رسيد و مدتي متوقف شد، سپس مجلس شوراي ملي عهده دار چاپ لغت نامه بود و چون لغت نامه به دانشگاه تهران منتقل شد، چاپخانه دانشگاه به تنهايي عهده دار چاپ شد كه هم اكنون هم ادامه دارد.
محل فعلي لغت نامه در شميران جنب باغ فردوس مستقر است و اين مؤسسه توانسته لغت نامه دهخدا را در ۲۲۲ جزوه شامل حدود بيست و هفت هزار صفحه چاپ و در اختيار علاقه مندان و محققان ايران و پژوهشگران جهان قرار دهد.
 
 از ديگر نوشته هاي علامه دهخدا مي توان به آثار زير اشاره کرد:
1. امثال و حکم                              
 2. ترجمه عظمت و انحطاط روميان
3.ترجمه روح القوانين           
 4. فرهنگ فرانسه به زبان فارسي
5.ابوريحان بيروني                
 6.تعليقات بر ديوان ناصر خسرو    
7.ديوان سيد حسن غضنوي
8. تصحيح ديوان حافظ      
9.تصحيح ديوان منوچهري
10.تصحيح ديوان فرخي     
 11 صحيح ديوان مسعود سعد
12.تصحيح ديوان سوزني    
13.تصحيح لغت فرس اسدي
14.تصحيح صحاح الفرس      
15.تصحيح ديوان ابن يمين      
16.تصحيح يوسف و زليخا      
17.مجموعه مقالات               
18.پندها و کلمات قصار            
19.ديوان دهخدا                       
 

رحلت:
سرانجام علامه دهخدا در ساعت شش و ربع بعد از ظهر روز دوشنبه هفتم اسفندماه 1334 هجري شمسي در خانه مسکوني خويش به رحمت ايزدي پيوست. جنازه آن مرحوم به شهر ري مشايعت و در ابن بابويه در مقبره خانوادگي مدفون گرديد.
و به حق در مرگ وي بايد گفت:
 از شمار دو چشم يک تن کم               
و زشمار خرد هزاران بيش

 
آرامگاه دهخدا کجاست ؟

سرانجام دهخدا در ۷۷ سالگی در خانه ی خود در تهران چشم از جهان فرو بست. اما جسد او به مقبره خانوادگیشان در شهر ری منتقل شد. در قبرستان ابن بابویه قسمتی برای خاندان دهخدا بصورت مجزا، اتاقکی ساخته شده است که هم آرامگاه دهخدا و هم آرامگاه پدران او می باشد. آرامگاه دهخدا واقع در قبرستان ابن بابویه می باشد که آرامگاه بسیاری از مشاهیر بزرگ ایران است.

از جمله قدیمی ترین آرامگاه هایی که در جوار آرامگاه دهخدا وجود دارد به دوره ی سامانی بر می گردد که به علت تخریب، کسی از وجود آن با خبر نبود. در زمان ناصرالدین شاه این مکان باغی بسیار بزرگ بود و پس از یافتن این پیکر در این مکان برای او آرامگاهی احداث شد؛ او  کسی نبود جز شیخ صدوق که از دانشمندان شیعه ی زمان خود بوده است.

آرامگاه دهخدا در واقع یکی از جاذبه های دیدنی شهر ری است. این آرامگاه به اندازه ایی مهم و قابل ارزش و احترام بود که حتی محمد رضا شاه نیز وصیت کرده بود که در آنجا به خاک سپرده شود. این قبرستان هم اکنون به عنوان یکی از آثار ملی ثبت شده است.

زندگی مامه دهخدا

این جاذبه دیدنی امروزه به عنوان یکی از آثار تاریخی شهر ری به حساب می آید که سالانه بازدید کنندگان زیادی را جذب می کند. بعد از وفات وی خانه ی او به دبستانی با نام این بزرگ مرد تاسیس شد اما با آغاز انقلاب نام این مدرسه نیز تغییر یافت؛ این مدرسه هم اکنون در خیابان کریم خان زند در ایرانشهر می باشد.

 

منابع:

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page

http://wikiadabiat.net/index.php

https://achito.ir/

http://gorooh-adabiat1.blogfa.com/post/63

https://www.jadeh.ir/blog

https://biographyha.com/10315/biography-ali-akbar-dehkhoda-photos.html

https://hawzah.net/fa/Magazine/View/3282/5775/58129

http://schoolmaster5.blogfa.com/post/180

http://sheshomjadid.blogfa.com/post/22

جمعه 6 اسفند 1400  8:45 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها