0

دومینوی خونین یک فحش‌نامه

 
aftabm
aftabm
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1392 
تعداد پست ها : 23509
محل سکونت : اصفهان

دومینوی خونین یک فحش‌نامه

دومینوی خونین یک فحش‌نامه

دومینوی خونین یک فحش‌نامه

مقاله انقلاب سرخ و سیاهِ روزنامه اطلاعات، دومینو ای از کشتار و خون‌بازی‌های زنجیره‌واری را از قم شروع کرد که حرارت شعله‌هایش سینه‌ زنان و مردان تبریزی، اصفهانی، شیرازی، یزدی، جهرمی و اهوازی را چنان سرخ کرد که در چهلم قتل‌عام مردم یک شهر، مردم شهرهای دیگر به خروش آمدند و با گلوله‌های سرخ ارتش شاهنشاه آریامهر به خاک و خون افتادند.

به گزارش ایسنا، 29 بهمن ماه، چهل و چهارمین سالگرد قتل عام مردم تبریز به دست ماموران ساواک و ارتش شاهنشاهی است که در بزرگداشت چهلمین روز کشتار مردم قم در سال 1356 اتفاق افتاد.

دومینوی خونین یک فحش‌نامه

29 بهمن همزمان با چهلمین روز قیام خونین مردم قم در تاریخ 19 دی 1356، مجالس ختم و سوگواری زیادی در یادبود شهدا و جانباختگان این جنایت در شهرهای مختلف کشور برگزار شد. در تبریز نیز به دعوت آیت الله قاضی و 10 نفر دیگر از علمای تبریز مردم ساعت 10 صبح جلوی در مسجد میرزا آقا یوسف مجتهد جمع شدند اما سرگرد حسین حق‌شناس، رییس کلانتری بازار تبریز ضمن پاره کردن اعلامیه‌ها تجمع، خادم مسجد را از باز کردن درِ مسجد منع کرد.

به دلیل به کار بردن الفاظ رکیک نسبت به مسجد، جوانی غیرتمند به نام محمد تجلا به سمت سرگرد پاره آجر پرتاب کرد و حق‌شناس بلافاصله کُلتش را بیرون کشید و جوان تبریزی با شلیک گلوله به شهادت رساند. این اتفاق موجب به خروش آمدن دیگر جوانان پرشور و انقلابی تبریز و ریختن آنان به سینماها، شراب فروشی‌ها، کاباره‌ها و خانه‌های فساد و به آتش کشیدن آنها شد.

دومینوی خونین یک فحش‌نامه

بیشترین لطمه جوانان تبریز به پاساژ پهلوی، از مراکز اصلی شراب فروشی، قمارخانه و رستوران بود. مردم همچنین به اقامتگاه برخی هواداران آمریکایی که در خیابان دانشسرا واقع بود، حمله کردند و خسارتهای زیادی به این اقامتگاه زدند.

از این لحظه به بعد به فرمان شهربانی و ضد شورش ساواک کامیون های نیروهای نظامی به خیابانهای شهر ریختند و درگیری خونینی بین مردم و نظامیان شاهنشاه به وجود آمد. یحیی لیقوانی، رییس ساواک تبریز با تماس با تهران خبر این حادثه را به مقامات مافوق و آنان خبر را به محمدرضا پهلوی رساندند و او هم دستور شدیدترین برخورد با معترضان و بالاترین سطح حفاظت از پمپ‌های بنزین، پالایشگاهها، کارخانجات و اداره های دولتی را صادر کرد.

با همکاری شهربانی و ساواک به هر شکل ممکن التهابات تبریز تا قبل از ساعت 18 فروکش کرد و ماموران شهرداری با جرثقیل‌های ارتش، خودروها و سطل های سوخته زباله را از سطح خیابان‌های شهر جمع کردند و ساواک و شهربانی همزمان با اعلام حکومت نظامی از ساعت 19 موجی از دستگیری دانشجویان و اساتید دانشگاه و برخی روحانیون شهر را آغاز کرد. براساس آمار رسمی و غیررسمی تعداد دستگیر شدگان بیش از 600 نفر گزارش شد.

واکنش رهبر

بعد از رسیدن خبر ضرب و جرح و قتل عام مردم به سیدروح‌الله موسوی خمینی، ایشان در هشتم اسفند 1356 از نجف اشرف در پیامی خطاب به مردم تبریز، گفتند: «سلام بر اهالی شجاع و متدین آذربایجان عزیز. درود بر مردان برومند و جوانان غیرتمند تبریز! درود بر مردانی که در مقابل دودمان بسیار خطرناک پهلوی قیام کردند و با فریاد مرگ بر شاه، خط بطلان بر گزافه گویی‌های او کشیدند.

زنده باشند مردم مجاهد عزیز تبریز که با نهضت عظیم خود، مشت محکم بر دهان یاوه گویانی زدند که با بوق‌های تبلیغاتی، انقلاب خونین استعمار را که ملت شریف ایران با آن صد در صد مخالف است، انقلاب سفید شاه و ملت می‌نامند و این نوکر اجانب و خودباخته مستعمرین را نجات دهنده ملت می‌شمارند.

مردکی حافظ آزادی ملت است که در سرتاسر کشور احدی را حق یک کلمه حق‌گویی و انتقاد نمی‌دهد و پلیس ننگینش بر سر این ملت مظلوم، سایه افکنده. شاهی عدالت‌گستر است که در هر چند گاهی با قتل‌عام، ملتی را به عزا می‌نشاند. من نمی‌دانم با چه زبانی به اهالی محترم تبریز و به مادران داغدیده و پدران مصیبت کشیده تسلیت بگویم. با چه بیانی این قتل عام‌های پی در پی را محکوم کنم. خاطره بسیار اسف‌انگیز قم هنوز ما را در رنج داشت که فاجعه بسیار ناگوار تبریز پیش آمد. من به شما اهالی معظم آذربایجان نوید می‌دهم، نوید پیروزی نهایی را.»

ایشان همچنین در چهلم شهدای تبریز در پیام دیگری بیان کردند: «کشتار بی‌رحمانه قم، ایران را به هیجان درآورد و تبریز عزیز را به قیام همگانی مردانه در قبال ظلم و بی‌دادگری کشاند و کشتار دسته جمعی تبریز ملت غیور ایران را چنان تکان داد که در آستانه انفجار است، انفجاری که دست اجانب را به خواست خدای متعال برای همیشه قطع کند. انفجاری که انتقام مظلومان را از شاه بگیرد و دودمان سیاه پهلوی را برای همیشه از تاریخ ایران محو کند و این ننگ را از صفحه آن بزداید.»

دومینوی خونین یک فحش‌نامه

ریشه قیام

سرمقاله‌ای که به قلم شخصیتی خیالی به اسم احمد رشیدی مطلق در روزنامه اطلاعات چاپ شد و با جملاتی توهین‌آمیز سید روح‌الله موسوی خمینی، محترم‌ترین فقیه، مجتهد و عالم سیاسی شیعه را بازیچه دست استعمار روس و انگلیس معرفی کرد.

روزنامه اطلاعات در سرمقاله مذکور با ایجاد انشقاق بین ایشان و سایر علمای برجسته روزگار، علاوه بر معرفی کردن این عالم خدا ترس و باتقوا به عنوان مقصر اصلی واقعه خونین ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، ایشان را مردی جاه‌طلب، ماجراجو، بی‌اعتقاد، وابسته و سرسپرده به مراکز استعمار توصیف کرد.

دو روز بعد مردم قم در واکنشی اعتراضی و شدید به سرمقاله روزنامه اطلاعات، راهپیمایی بزرگی برگزار کردند که این راهپیمایی نیز همانند واقعه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ از سوی اراذل و اوباش و گارد شاهنشاهی به خون کشیده شد. بازار بزرگ تهران نیز ۱۰ روز بعد از این واقعه خونین در اعتراض به کشتار بی‌رحمانه مردم قم و توهین سرمقاله روزنامه اطلاعات به سید روح الله خمینی تعطیل شد.

به دنبال ترور حسنعلی منصور نخست وزیر وقت ایران و دبیرکل حزب ایران نوین با اسلحه کمری محمد بخارایی ۲۱ ساله از اعضای فعال جمعیت فداییان اسلام، در مقابل ساختمان مجلس شورای ملی در تاریخ اول بهمن ۱۳۴۳، امیرعباس هویدا، معاون دبیرکل حزب ایران نوین که رابطه بسیار خوبی با دربار و محمدرضا شاه داشت با حکم وی به عنوان نخست‌وزیر جدید ایران جایگزین نخست وزیر مقتول شد.

با شدت گرفتن آتش گلوله‌های خونین رژیم بر روی مردم بی‌دفاع و پر حرارت‌تر شدن سخنرانی‌ها و اعلامیه‌های رهبر در تبعید ایرانیان، روزنامه اطلاعات به سفارش امیرعباس هویدا و با چراغ سبز محمدرضا پهلوی سرمقاله‌ای تند و توهین‌آمیز به قلم فردی ناشناس و شخصیتی خیالی به اسم احمد رشیدی مطلق تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» نوشت و به سید روح‌الله موسوی خمینی توهین‌های زننده‌ای کرد.

متن این مقاله در وزارت دربار پهلوی تهیه شد و قبل از انتشار برای تأمین نظر محمدرضا شاه چند بار تغییر کرد. اولین اطلاعات درز کرده از این مقاله در تاریخ ۱۴ دی ۱۳۵۶ اتفاق افتاد. مقاله در این روز با تایید وزارت دربار و توسط شخص امیرعباس هویدا در اختیار داریوش همایون وزیر وقت اطلاعات و جهانگردی و دبیرکل وقت حزب رستاخیر قرار گرفت و به وی تاکید شد به سرعت در نشریات چاپ شود.

هوشنگ نهاوندی یکی از رجال دوره پهلوی در خاطره ای تعریف کرد: این مقاله به پیشنهاد امیرعباس هویدا و موافقت شاه در پاسخ به سخنرانی‌های آیت الله خمینی که به صورت نوار کاست در کشور منتشر می‌شد، نوشته شد.

سرمقاله‌نویس از نگاه خود به تحلیل دلایل راهپیمایی‌ها و اعتراضات رهبر نهضت در دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ پرداخت.

در این مقاله سراسر بهتان و تهمت و بی‌ادبی آمد: «پس از بلوای شوم ۱۵ خرداد که به منظور متوقف ساختن و ناکام ماندن انقلاب درخشان شاه و ملت پایه‌ریزی شده بود، ابتدا کسانی که واقعه را مطالعه می‌کردند دچار یک نوع سرگیجه عجیبی شده بودند، زیرا در یک جا رد پای استعمار سیاه و در جای دیگر اثر انگشت استعمار سرخ در این غائله به وضوح دیده می‌شد.

از یک سو عوامل توده‌ای که با اجرای برنامه اصلاحات ارضی همه امیدهای خود را برای فریفتن دهقانان و ساختن انجمن‌های دهقانی نقش بر آب می‌دیدند در برابر انقلاب دست به آشوب زدند و از سوی دیگر مالکان بزرگ که سالیان دراز میلیون‌ها دهقان ایرانی را غارت کرده بودند و به امید شکستن این برنامه و رجعت به وضع سابق، پول در دست عوامل توده‌ای و ورشکستگان دیگر سیاسی گذارده بودند و جالب اینکه این دسته از کسانی که باور داشتند می‌توانند چرخ انقلاب را از حرکت بازدارند و اراضی واگذار شده به دهقانان را از دست آنها خارج سازند، دست به دامن عالم روحانیت زدند.

... مالکان که برای ادامه تسلط خود همواره از ژاندارم تا وزیر و از روضه‌خوان تا چاقوکش را در اختیار داشتند، وقتی با عدم توجه عالم روحانیت و در نتیجه مشکل ایجاد هرج و مرج علیه انقلاب روبرو شدند و روحانیون برجسته حاضر به همکاری با آنها نشدند، در صدد یافتن یک "روحانی" برآمدند که مردی ماجراجو، بی‌اعتقاد، وابسته و سرسپرده به مراکز استعماری و به خصوص جاه‌طلب باشد تا بتواند مقصود آنها را تامین نماید و چنین مردی را آسان یافتند. مردی که سابقه‌اش مجهول بود و به قشری‌ترین و مرتجع‌ترین عوامل استعمار وابسته بود.

... روح الله خمینی عامل مناسبی برای این منظور بود و ارتجاع سرخ و سیاه او را مناسب‌ترین فرد برای مقابله با انقلاب ایران یافتند و او کسی بود که عامل واقعه ننگین ۱۵ خرداد شناخته شد.»

دومینوی خونین یک فحش‌نامه

زلزله 19 دی

فردای انتشار سرمقاله روزنامه اطلاعات، اولین پس‌لرزه‌های این سرمقاله موهن در شهر قم شروع شد. با وجودی که هنوز نسخه چاپی روزنامه از تهران به قم نرسیده بود، اما خبر سرمقاله توهین‌آمیز بین مردم و طلاب قم پخش شده بود. این اتفاق باعث شد وقتی کامیون حمل روزنامه عصر ۱۷ دی وارد شهر شد از سوی تعداد زیادی از مردمِ عصبانی مورد حمله و هجوم قرار بگیرد و بار کامیون که حاوی روزنامه اطلاعات بود، پاره پاره و به آتش کشیده شد.

ماموران ساواک در گزارشی از این اتفاق نوشتند: «در تظاهرات امشب به عنوان اعتراض حدود ۱۰۰ عدد روزنامه‌ی اطلاعات را پاره کردند. ضمنا به عنوان اعتراض نسبت به توهینی که در روزنامه‌ی اطلاعات به خمینی شده بود، کلیه درهای حوزه علمیه بسته شد و درس‌ها تعطیل شد».

روحانیون و طلاب قم در تماس‌های تلفنی و ملاقات‌های خصوصی با بیوت مراجع تقلید و اساتید حوزه علمیه قم، با آنان برای تعطیلی جلسات درس و بحث و برگزاری تجمعات اعتراضی توافق کردند.

اقبال و ادبار علما

طلاب قمی ۱۸ دی با اجتماع در بیرون مدرسه خان به سمت بیوت علما و مراجع تقلید حرکت کردند. آنان که تا جلوی مدرسه فیضیه در میدان آستانه شعار «مرگ بر این حکومت‌ یزیدی»، «درود بر خمینی» و «رهبر ما خمینی است» می‌دادند با ماموران شهربانی که قصد متفرق کردن جمعیت را داشتند، درگیر شدند. راهپیمایی طلاب که به این سو و آن سو فرار می‌کردند به سمت بیت آیت‌الله سیدمحمدرضا گلپایگانی رفتند و در آنجا پای سخنان ایشان نشستند و از آنجا به طرف منزل آیت‌الله سید محمدکاظم شریعتمداری رفتند اما آنان با حضور با تأخیر ایشان روبرو شدند که مورد اعتراض اکثر طلاب حاضر قرار گرفت.

ماموران شهربانی و ساواک در حد فاصل سه راه ارم ـ چهارمردان مستقر شدند و این حضور ماموران در مسیرها، معابر و خیابانهای منتهی به حرم حضرت معصومه و منزل علما و مراجع تا پایان روز ادامه داشت.

طلاب و مردمِ معترض نماز جماعت مغرب و عشا را در مسجد اعظم قم خواندند و بعد از نماز به سر دادن شعارهای ضدرژیم و حمایت از سیدروح الله موسوی خمینی پرداختند. مردم و طلاب معترض شعارهای «مرگ بر این حکومت پهلوی» و «دانشجو، روحانی پیوندتان مبارک» را به شعارهای صبح اضافه کردند و در مسجد اعظم و حرم حضرت معصومه (س) تجمع کردند.

ماموران شهربانی با مشاهده این صحنه مردم را از حرم و صحن حضرت معصومه بیرون کردند. جمعی از جمعیتِ متفرق شده به سمت خیابان صفائیه و جمعیت بیشتری به سمت چهارراه و خیابان چهارمردان رفتند و تعقیب و گریز با ماموران شهربانی تا ساعت ۹ شب ادامه یافت.

اوج قیام

حرکت اعتراضی مردم صبح روز دوشنبه 19 دی ۱۳۵۶ با تعطیلی بازار بزرگ قم و همراهی بازاریان با طلاب ادامه یافت. مطابق قرار قبلی، طلاب و مردم این روز نیز مقابل مدرسه خان و میدان آستانه جمع شدند و همچون روز قبل به منزل مراجع رفتند.

طلاب معترض ابتدا به منزل آیت‌الله آملی و بعد به منزل علامه محمدحسین طباطبایی رفتند و پای سخنان آنان که در محکومیت اقدامات ظالمانه رژیم پهلوی و حمایت از نهضت سید روح الله موسوی خمینی سخن گفتند، نشستند. جمعیت بعد از نماز ظهر و عصر با تعداد بیشتری در میدان آستانه تجمع کردند و به سمت خانه آیت‌الله حسین نوری همدانی حرکت کردند. ایشان هم به دفاع از راه و نهضت رهبر نهضت و حرکت آگاهانه طلاب پرداخت و مردم و طلاب را به وحدت دعوت کرد. جمعیت بعد از سخنرانی ایشان به سمت خیابان صفاییه حرکت کرد اما ماموران شهربانی و اراذل و اوباش حاضر در کنار ماموران ساواک از حرکت جمعیت جلوگیری کردند. ماموران و کماندوهای ارتش در سه راه موزه و چهارراه ارم آماده باش بودند.

ماموران ساواک برای دادن بهانه دست نیروهای ضد شورش ارتش و سرکوب مردم، مشابه رفتاری را که در خیابان ۱۷ شهریور تهران انجام داده بودند را تکرار کردند. دو نفر از ماموران ساواک با شکستن شیشه یک بانک و اراذل و اوباش با غارت مغازه‌های کسبه زمینه به رگبار بستن و حمله به مردم را به وجود آوردند. در این بین نمایندگی روزنامه اطلاعات و دفتر حزب رستاخیز در شهر قم نیز آتش زده شد. با این اقدام ماموران ساواک و همراهی اراذل و اوباش، رفتار ماموران شهربانی و گارد شاهنشاهی رنگ خشونت گرفت. نظامیان ضرب و شتم مردم را با باتوم و شلیک تیر هوایی شروع کردند و جنایت خود را با آتش مستقیم گلوله‌های مسلسل ادامه دادند.

با گذشت چند روز از این فاجعه، سرهنگ رضا رزمی رییس اداره شهربانی قم توسط مقامات مافوق در تهران، ترفیع درجه گرفت و سرتیپ دو شد.

منابع:

صحیفه امام، جلد سوم، صص 353- 355

مظفر شاهدی روزنامه ایران ۲۳ دی ۱۳۹۲

صحیفه امام، جلد سوم، صص ۲۹۶ – ۳۱۱

روزنامه اطلاعات. شماره ۱۵۵۰۶. ۱۷ دی ۱۳۵۶

مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کتاب انقلاب اسلامی ایران از دی ۱۳۵۶ تا بهمن ۱۳۵۷

انتهای پیام

شنبه 30 بهمن 1400  9:16 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها