
مقدمه:
طبیعت به عنوان مخلوق و آفریده حضرت باری تعالی در قرآن بسیار مطرح شده است. در بیش از 750 آیه به پدیدههای طبیعی اشاره شده و آنها را نشانههای خداوند معرفی کرده است.و معرف و بیان کننده عظمت و قدرت خداوند است. اسلوب قرآن در توصیف طبیعت و اعجاز علمی قرآن در بیان مسایل طبیعی باعث میشود که اندیشمندان و صاحبان علم را به حیرت و شگفتی وادارد و سر تعظیم و تسلیم در برابر قدرت لایتناهی او فرود آورند. حال باید پرسید که علت بیان طبیعت در قرآن چیست و چه اهدافی را دربرمیگیرد؟ یکی از این اهداف این است که قرآن با بیان زیبائیهای موجود در طبیعت و حضور شگفتیها در بطن طبیعت میخواهد از اینان به عنوان مظاهر خلقت خدا یاد کند تا شاید کافران به خود آیند و به توحید اقرار نمایند، ودراین آیات الهی طبیعت تفکر و تدبر و تعقل کنند.وهمچنین یکی دیگر از اهداف قرآن در بیان طبیعت و پدیدههای آن این است که مردم را به این پدیدهها آگاه سازد و چراغی باشد تا راه تحقیق و پژوهش را برای آنان میسر نماید تا مردم بتوانند از این اشارات کوتاه قرآن درباره طبیعت بهره بگیرند. و بتوانند درباره این پدیدهها به تحقیق و علم آموزی بپردازند به این خاطر از پدیدههای طبیعی مثل -آب، زندگی دوباره طبیعت، طبقات آسمانها، زمین و ویژگیهای آن، رنگها- یاد میکند تا انسانها بتوانند با نگاه حکیمانه به این پدیدهها راه علم را پیش بگیرند و درباره ماهیت این پدیدهها فکر و تأمل نمایند. در قرآن بیش از 450 آیه درباره زمین وجوددارد و در این آیات امتیازات و امکانات زمین قبل از باران و پس از نزول باران بیان شده تا خصوصیات زمین را نسبت به سایر کرات بیان دارد
طبیعت، معلم اول
از آغاز آفرینش انسان، طبیعت، نخستین و مهربانترین همدم او بوده است. با مراجعه به تاریخچه تمامی علوم، میتوان دریافت که پیدایش بیشتر آنها در طبیعت ریشه دارد.امروزه در روان شناسی و جامعه شناسی اثبات شده که طبیعت چونان دوستی مهربان، مؤثرین عامل در اخلاق و سرشت مردم سراسر دنیاست. مردمان نواحی پر محصول، گشاده دستی و سخاوت را از مدرسه طبیعت میآموزند و تلاش و سخت کوشی نیز درس طبیعت در مناطق کویری است. همان قدر که فرزندان نواحی گرم سیر، بردبارند، مردم سرزمینهای سرسبز، پراحساسند.نکته دیگر آنکه بزرگان بسیاری از ادیان، طبیعت را آموزگار بشر میدانند و بر این عقیده اند که آدمی نه تنها میتواند از طبیعت درس هایی بی شمار بگیرد، بلکه میتواند اصول اخلاقی، فکری و معنوی بسیاری از آن بیاموزد.
قرآن کریم همواره از طبیعت و شناخت آن سخن میگوید و ابعاد گوناگون طبیعت در قرآن آمده است از جمله: آسمان، زمین، خورشید، ماه، ستارگان، از ابرهای بارانزا و ابرهای غیر بارانزا، ریزش فراوان آب از آسمان، رویش گیاهان، زیباییهای نور، جلوههای گوناگون رنگ و وزش باد.
- تسخیر طبیعت برای انسان
راستی چه وقتی دیدن طبیعت مفهوم دیگری پیدا میکند و زیبایی وجذابی دیگر را فراهم میسازد؟ در صورتی که بدانیم در سراپرده طبیعت، دستی تدبیر میکند و برای این نعمتها درجهت آسایش و رفاه انسان در کار است. قرآن کریم در آیات بسیاری از تسخیر طبیعت برای انسان توسط خدا خبر میدهد مانند سوره ابراهیم، [۱][۲]سوره نحل، [۳][۴]سوره حج و [۵]سوره لقمان. [۶]همچنین از رام کردن تمام آسمانها و زمین برای انسان خبر میدهد. [۷][۸]
۲ - مسئله مهم در شناخت طبیعت
[ویرایش]
اما مهم این است که بدانیم طبیعت چه اهمیتی دارد و چه زیباییهایی میآفریند و چگونه میتوان از آن به گونهای نیکو استفاده کرد و مهمتر اینکه بدانیم همه این نعمتها نشانه خدا و با تدبیر خدا هستند و هدفی برای آفرینش آنها وجود دارد و ما انسانها ناسپاسی نعمت نکنیم و به ستم از آن استفاده ننماییم. به همین دلیل، در برخی آیات قرآن آمده است که سفر کنید و در زمین بگردید و بنگرید چگونه خداوند آفرینش را آغاز کرده؛ سپس باز او جهان دیگری را پدید میآورد. خداست که بر هرچیز تواناست. [۹]
۳ - تأثیر طبیعت در سلامت انسان
و در روایات رسیده است که «سافروا تصحوا» سفر کنید تا سالم باشید، زیرا گشت و گذار در طبیعت، دیدن منظرههای زیبا و آشنایی با آداب و رسوم ملت ها، گذشته ا زآنکه خداشناسی ما را تقویت میکند و به شگفتیهای آفرینش خدا آشنا میسازد و فایدههای بیشمار مادی و معنوی برای ما ارمغان میآورد، آدمی را از افسردگی میرهاند و به سلامتی جسم و روان ما کمک میکند. اکنون برای اینکه ابعاد گوناگون طبیعت در قرآن را نشان داده باشیم به آیات چند که در وصف طبیعت آمده، اشاره میکنیم:
۴ - طبیعت در قرآن
۴.۱ - اهمیت طبیعت
در قرآن کریم بیش از ۷۵۰ آیه اشاره به ظواهر طبیعت میکند ابعاد گوناگون جلوهها و زیباییهای آن را یادآور میشود. در اغلب این آیات، ما را توصیه به مطالعه کتاب طبیعت و پندآموزی آن میکند. بیگمان، هدف این آیات، طرح علوم طبیعی و بیان قوانین آن نیست، هر چند به نکاتی اشاره دارد که پس از قرنها اهمیت و حساسیت آن شناخته شده و خبر از این حقیقت میدهد که گوینده آن در اتصال به مبدأ الهی و آفریننده جهان است. آفرینندهای که از همه چیز خبر دارد و با آگاهی آنها را پدید آورده و برای ما رام کرده است. قرآن کتاب هدایت است و منظور از ذکر این شگفتیها تدبر در موجودات طبیعی و توجه به نشانههای آن در اصل خلقت است.
۴.۲ - پیدایش حیات در زمین
یکی از مسایلی که همواره فکر بشررا به خود مشغول کرده، مساله حیات و چگونگی پیدایش آن در زمین است. در سیر طبیعت ما به زندگی موجودات گوناگون برخورد میکنیم و چگونگی حیات آنها برای ما شگفتانگیز است. قرآن کریم در چگونگی حیات آنها برای ما اشاره میکند. مثلاً میگوید: هرچیز زندهای را از آب پدید آوردیم [۱۰]
و یا به مناسبت آفرینش جهان میگوید: اوست که آسمانها و زمین را در شش دوره آفریده و قدرت استیلای او بر آب بود. [۱۱]
۴.۳ - تنوع در طبیعت
شگفتی طبیعت به تنوع وچگونگی موجودات است؛ موجوداتی که از آب آفریده شدهاند، عدهای بر روی شکم راه میروند و پارهای از آنها بر روی دو پا و برخی از آنها بر روی چهارپا. خدا هر چه بخواهد میآفریند. [۱۲]
۴.۴ - اهمیت آب در طبیعت
اهمیت آب در طبیعت در قرآن جایگاه مهمی قرار دارد. در تعبیرات گوناگون به شکل توصیف دریاها، رودخانهها، نهرها و ریزبارانها مطرح میشود، اما آنچه در مرحله نخست جای دارد و آن را مقدس میکند این است که از آب پدید آمده و عرش خدا بر آب مستقر شده و در مرحله بعدی حیات انسان و سعادت و لذت زندگی هر جانداری در مجموع آفرینش، به آب وابسته است. قرآن در جایی، این شگفتی و زیبایی و اهمیت را چنین بیان میکند: و اوست که از آسمان، آبی فرود آورد، پس به وسیله آن از هرگونه گیاه برآوریم.
و از آن گیاه جوانه سبزی خارج ساختیم که از آن دانههای متراکمی برمیآوریم و از شکوفه درخت خرما خوشههایی است نزدیک به هم. و نیز از آب باران باغهایی از انگور و زیتون و انار همانند و غیرهمانند بیرون آوردیم. به میوه آن چون ثمر دهد و به طرز رسیدنش بنگرید، بیگمان در اینها برای مردمی که ایمان میآورند نشانههاست. [۱۳]
۴.۵ - زندگی دوباره طبیعت
یکی دیگر از نمایشهای خدا درجهان که قرآن از آن یاد میکند، حیات دوباره طبیعت است، طبیعتی که در فصل زمستان میمیرد و سبزی وشادابی خود را از دست میدهد، اما در فصل بهار دوباره زنده شده وجان دیگر میگیرد. قرآن این رحمت الهی را با ریزش باران توصیف میکند [۱۴]
یا در جای دیگر میگوید: خداوند بادها را میفرستد که ابرها را برانگیزند، آنگاه آن را به سوی سرزمین مرده میرانیم تا زمین را پس از مرگش دوباره زنده کنیم. توصیف طبیعت و حیات دوباره آن یکی ا زنمونههای دیگر شگفتیهای طبیعت در قرآن است، اما جالب است بدانیم هدف این توصیف مشهود، نشان دادن طبیعی حیات انسان پس از مرگ است، به عبارت دیگر برای آن است که چگونه پس از آنکه تمام جسم او پوسید و متلاشی شد، دوباره زنده میشود، همانگونه که طبیعت زمین پس از پژمردگی و خزان و مرگ، دوباره حیات پیدا میکند.
۴.۶ - طبقات آسمان
نمایشگاه دیگری از طبیعت ساکت، آرام و بیزبان که در قرآن از آن سخن گفته میشود، نمایشگاه آسمان، ماه و ستارگان و کهکشانها هستند. برای انسان فرصتهایی به دست میآید که با تأمل به آسمان نگاه کند و از نگاه خود لذت ببرد. این فرصت در شب در بیابانها که نور شهرها کمتر وجود دارد و تلألؤ میکند و تابلویی طبیعی و منظم از جهان آفرینش را به نمایش میگذارد، بهتر فراهم میشود. قرآن با تعبیرات گوناگون این زیباییها را توصیف میکند و مهمتر آنکه ما را به زاویههای پنهان شگفتی جهان آفرینش رهنمون میسازد: خدایی که هفت آسمان را طبقه طبقه آفرید. در آفرینش آن بخشایشگر، هیچگونه اختلاف و تفاوت نمیبینی. باز بنگر آیا خلل و نقصانی میبینی. [۱۵]
در آیهای دیگر به جزئیات دیگری از آسمان و شگفتیهایش اشاره میکند. مگر ندیدهاید که چگونه خدا هفت آسمان را تو درتو آفریده است و ماه را در میان آنها روشناییبخش گردانیده و خورشید را چون چراغی قرار داده است. [۱۶]
۴.۷ - ویژگیهای زمین
قرآن بیشترین نکات را درباره زمین به عنوان بستر زندگی انسان مطرح کرده است. بیش از ۴۵۰ آیه درباره زمین سخن میگوید، اما مهمترین نکاتی که به بحث ما مربوط میشود، درباره امتیازات و امکانات زمین است. اینکه خداوند زمین را قابل روییدن آفریده تا بتوان از آن محصولی استخراج کرد، [۱۷][۱۸]بر اثر بارش باران و فرورفتن آن در زمین که تبدیل به چشمههای جوشان میشود، [۱۹]
زمین را کشیده و پهن آفریده است، [۲۰][۲۱]
زمین را گهواره قرار داده و راهها را در زمین ترسیم کرده است [۲۲]
، زمینه رستنیهای گوناگون را فراهم ساخته [۲۳]
و اینکه ظاهر زمین خشکیده دیده میشود ـ اما چون آب بر آن فرود برود به جنبش درمیآید و نمو میکند و آمادگی هر نوع رستنی در آن فراهم است [۲۴]
و دهها تعبیر دیگری که در توصیف زمین آمده و بیانگر ویژگیهای زمین نسبت به سایر کرات میباشد، اینها نمونههایی از توصیف طبیعت و زمین در قرآن به شمار میروند.
۴.۸ - رنگها
از جمله موارد توصیف طبیعت در قرآن، توصیف رنگهاست. تنوعی که حس کنجکاوی انسانها را بر میانگیزد و به انسان گوشزد میکند که درباره علت پیدایش رنگها تأمل کند و از سوی دیگر نسبت به برخی از رنگها میگوید: این رنگ، برای بینندگان و تماشاگران ایجاد سرور میکند. [۲۵]
۴.۸.۱ - اهمیت رنگهای شادیبخش
رنگها در طبیعت به دو بخش تقسیم میشوند: رنگهایی که حزنآورند و رنگهایی که شادیآفرین هستند. قرآن به رنگهای شادیبخش، اهمیت ویژهای میدهد که شگفتی همگان را برمیانگیزد و انگیزهای برای جلب توجه به وجود میآورد مانند رنگ زرد، رنگ سبز و سفید. مثلاً در اوصاف بهشتیان از رنگ سبز یاد میکند که بهشتیان بر پشتیهای سبزرنگ تکیه زدهاند [۲۶]
یا از رنگ سفید در توصیف نوشیدنیهای اهل بهشت یاد میکند: بیضاء لذة للشاربین. [۲۷]
۴.۸.۲ - تنوع رنگ در طبیعت
خداوند از تنوع رنگهای میوهها به عنوان یک نعمت یاد میکند: آیا ندانستی که خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد. ما بدان آب میوههایی با رنگهای گوناگون خارج ساختیم و نیز از کوهها راهها و رگههای سفید، سرخ و به رنگهای مختلف و گاه به رنگ کاملاً سیاه پدیدار نمودیم. [۲۸]
واقعاً این پرسش مطرح است که اگر تمام این میوهها با طعم ومزههای مختلف به یک رنگ بودند، جاذبهای برای خوردن وجود نداشت و از آن لذتی ایجاد نمیشد.
خداوند این تنوع رنگها را در طبیعت یکی از نعمتهای الهی میداند. این شیوه از توصیف در طبیعت نسبت به ابرها، بادها، کوهها، دشت و بیابانها و سبزیها نیز صادق است.. [۲۹][۳۰][۳۱][۳۲]
۴.۹ - ارزش برخی مکانها در طبیعت
یکی از محورهای طبیعت، مکانهاست. همانطور که برخی از مکانها دارای زیبایی و جاذبه است، برخی مکانها در فرهنگ قرآن ارزشمند و مقدس و معنویت آفرین است مانند مسجدالاقصی، مسجدالحرام، کوه طور و محراب زکریا.
۴.۱۰ - منزلت برخی زمانها در طبیعت
همینطور از بعد معنوی برخی زمانها در طبیعت ارج و منزلتی خاص دارند و روحافزا هستند. این زمانها، مانند مکانهای لذتبخش، شادابی معنوی به ارمغان میآورند و خداوند، رحمت و عنایت مخصوص در آن اوقات به انسانها دارد و به عنوان نمونه در قرآن از وقت سحر، صبحگاهان به عنوان زمانی بس ارجمند یاد میکند و میفرماید: در آن هنگام به عبادت و راز و نیاز مشغول باشید. کسی که در این زمان با خدا ارتباط پیدا کند از فرصتهای دیگر بهتر و ارجمندتر است. زیرا امید است که پرودگار چنین شخصی را که در این ساعت بیدارمیشود به عبادت و راز و نیاز با خدا مشغول میشود به مقامی ستوده برساند. [۳۳]
صبح و نسیم صبحگاهی یکی از بهترین اوقات طبیعت است که برای ورزش و استشمام هوای آزاد استفاده میشود، اما قرآن این زمان را هم برای لذت معنوی و هم برای لذت مادی از بهترین فرصتها معرف میکند. خوشا به حال آن انسانهایی که به جای خواب در این زمان بیدارند و لذت بهرهگیری از صبح را به غفلت خواب جایگزین نمیکنند.
۵ - اهداف ذکر طبیعت در قرآن
[ویرایش]
۵.۱ - جهت و سراپرده طبیعت
مهمترین نکته، جهتگیری ذکر طبیعت در قرآن است. انسانها بویژه مخاطبان قرآن، کم و بیش طبیعت را میشناختند، اما آنچه لازم بود که آنها بدانند، جهت و سراپرده طبیعت است. مثلاً قرآن بارها به این جهت از طبیعت یاد میکند تا اثبات مانع کند و از پیچیدگیها وشگفتیهای طبیعت به عنوان مظاهر خلق خدا یاد کند. به عنوان نمونه: سوره انعام آیه۱ [۳۴]و سوره احقاف آیه ۱-۳. [۳۵]
۵.۲ - یادآوری نظم
البته گاهی در ابعاد دقیقتر زیباییهای طبیعت بازگفته میشود، مانند دلالت بر توحید یا تنزیه خداوند از داشتن فرزند [۳۶]
یا داشتن نظم و پیوند.
۵.۳ - توجه دادن به عظمت خدا
یا ذکر آنها توجه دادن به عظمت، قدرت، تدبیر و رحمت و حکمت گستره علم الهی است.. [۳۷][۳۸][۳۹][۴۰]
[۴۱]
۵.۴ - تشویق به بهرهبرداری از طبیعت
جالبتر از همه اینها که نشاندهنده تعادل و واقعگرایی قرآن میباشد، تشویق به بهرهبرداری از طبیعت و استفاده از لذات حسی است. [۴۲]
به نظر من این شیوه بیان از ویژگی در قرآن است که به شکل معتدلی ما را در استفاده از طبیعت تشویق میکند. به همین دلیل در جایی قرآن در خطاب به پیامبر میگوید: بگو زیورهایی را که خدا برای بندگانش پدید آورده و نیز روزیهای پاکیزه را چه کسی حرام گردانیده؟ بگو این نعمتها در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آوردهاند. [۴۳]
۵.۵ - جلوگیری از عجب و خودخواهی
نکته دیگر ذکر شگفتیهای طبیعت در قرآن به این جهت است که از غرور و عجب و خودخواهی باز دارد و نور ایمان در دلها ایجاد شود. یا از رفتار گذشتهها عبرت بگیرد.
۵.۶ - تربیت نفس و جلوگیری از غفلت
گاهی قرآن با ذکر نمونهای از طبیعت در جهت تربیت نفس و جلوگیری از غفلت او سخن میگوید: مثلاً در آنجا که از طوفان دریا و تلاطم کشتیها سخن میگوید و این حالت طبیعت را بیان میکند از آن جهت که انسان درحالت گشایش و وفور نعمت خدا را فراموش میکند و به هنگام سختی و فشار به یاد پروردگار میافتد؛ خدا این حالت را در ضمن حادثهای طبیعی ذکر میکند: او کسی است که شما را در خشکی و دریا میگرداند، تا وقتی که در کشتی و در حالت آرامش هستید که با بادی خوش در حرکت است، افرادی در این حالت شاد هستند. (و از یاد خدا غافل)، اما بناگاه بادی سخت بر آنها وزد و موج از هر طرف بر ایشان تازد یقین کنند که در محاصره افتادهاند، در آن حال خدا را پاکدلانه میخوانند که اگر ما را از این ورطه برهانی، قطعاً از سپاسگزارانیم. [۴۴]
۵.۷ - مباحث دیگر
اینها نمونههایی از اهداف ذکر طبیعت است، البته اهداف بسیاری در ذکر طبیعت میباشد که به همین نمونهها بسنده شد، چنانکه مباحث دیگری در ذکر طبیعت مطرح است، مانند اسلوب قرآن در توصیف طبیعت، مقایسه میان شیوه قران و شیوه کتابهای مقدس، اعجاز علمی قرآن در بیان مسائل طبیعی و موضوعات دیگری که هریک بحث مستقلی را میطلبد.
سفارشات قرآن درباره چگونگی رفتار با طبیعت
با نگاهی به آیات و روایات و سیره ی اهل بیت (ع) روشن می گردد که هیچ مکتبی مانند اسلام به طبیعت و محیط زیست اهمیت نداده است . از سوی دیگر ، قرآن کریم در بسیاری از آیات ، انسان ها را به مطالعه طبیعت و عناصر آن فراخوانده است . همچنین بسیاری از سوره های قرآن کریم به نام یکی از عناصر طبیعت خوانده می شود، مانند سور شریفه بقره ، رعد ، نحل ، نور ، عنکبوت ، نجم ، فجر ، شمس ، حدید ، لیل ، قمر ، تین ، ناس و... . خداوند منان، سرنوشت بشر را به گونه ای رقم زده است که در دامان طبیعت رشد کند و به آن نیازمند باشد . طبیعت به شکلی خلق شده است که در خدمت انسان باشد و نیازهای او را برطرف کند. با در نظر رفتن این نکته که به حکم قرآن کریم همه چیز در جهان آفرینش بر پایه ی نظم و عدالت استوار است و هر چیزی به اندازه لازم آفریده شده است ، (قمر ، ۴۹) این نتیجه به دست می آید که نابسامانی های موجود در طبیعت و آلودگی های زیست محیطی ناشی از بهره وری نادرست از طبیعت و منابع آن است . فعالیت های انسان برای رسیدن به رفاه و توسعه اقتصادی و اجتماعی ، خود باعث تخریب محیط زیست شده است. این تخریب آنچنان در وضعیت آب و هوای کره زمین ، دگرگونی ایجاد کرده که سلامتی و حیات او و سایر موجودات زنده را به خطر انداخته است. شرایط به وجود آمده به حدی وخیم است که امروزه از آن به عنوان «بحران محیط زیست» یاد می شود . برای رهایی از این بحران باید به اصول اخلاقی و متون دینی بویژه اسلام مراجعه کنیم ، زیرا مبنای پیدایش بحران زیست محیطی کنونی ، بحران اخلاق در میان انسان هاست .
در قرآن کریم از نابود کردن و تخریب محیط زیست به عنوان اعتداء (تجاوز) نام برده شده است و بر این اساس کسانی که رفتار ناشایست نسبت به محیط زیست داشته باشند، از رحمت و محبت خداوند محروم خواهند بود.(مائده ، ۸۶) درست است که خداوند طبیعت را مقهور انسان آفریده و ا نسان را به عنوان جانشین خود در زمین قرار داده است ، اما این به آن معنا نیست که او آزاد باشد تا هر گونه که مایل است رفتار کند. انسان در برابر خداوند و تمامی آفرینش مسئول است . او باید در برابر اراده ی خداوند تسلیم باشد و با صلح و صفا در کنار طبیعت زندگی کند. به عبارت دیگر ، انسانی که جانشین خداوند در زمین است باید همواره در راه حفظ و سلامت طبیعت بکوشد.
دین پژوهان اعلام کرده اند که توجه به ارزش های اخلاقی و مذهبی ، تضمینی برای حفاظت از محیط زیست است . آنها معتقدند که انسان ها علاوه بر اجرای قوانین باید استاندارد های اخلاقی را نیز مراعات کنند تا به اهداف پایدار خود دست یابند . در دین اسلام حفاظت از محیط زیست که نسل امروز و نسل های بعدی باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، یک وظیفه ی دینی تلقی می شود. خداوند، طبیعت را هدفمند و هدفدار خلق و تمام مخلوقات را به لحاظ کمیت و کیفیت به اندازه و متناسب آفریده است . مؤید این جمله را گفتار خداوند در قرآن کریم است که می فرماید: «ما هر چه آفریدیم به اندازه آفریدیم». یا در جای دیگر می فرماید که «زمین را هم بگستردیم و در آن کوه های عظیم برنهادیم و از آن هر گیاه و نیک ، متناسب و موافق حکمت و عنایت برویاندیم.» جهان هستی از نظم دقیقی برخوردار و تمامی مخلوقات در تعادل و تناسب و به اندازه آفریده شده اند و هر یک از اجزا و عناصر خلق شده در بقای این کره ی خاکی و در نتیجه در ادامه ی زندگی انسان نقش دارد؛ بنابراین هر تغییر نابجا و زیان رساندن به هر یک از اجزای این سیستم عظیم ، سبب به خطر افتادن حیات هستی می شود. دین مبین اسلام مملو از توصیه های حفاظت از آنچه که خدا خلق کرده است می باشد و این به مفهوم حفاظت از محل زیستن مخلوقات و یا همان حفاظت از محیط زیست است.
سفارشات قرآن درباره چگونگی رفتار با طبیعت
بدون شک محیط زیست سالم یکی از نعمات الهی و بخشی از نظام خلقت می باشد که ریشه در جهان بینی توحیدی دارد؛ یعنی جهان و هر آنچه که در اوست ، تصویری از خداوند واحد است. در اسلام هر گونه رفتاری که منجر به فساد در عرصه محیط زیست شود نهی شده است ، چرا که خداوند بارها در قرآن کریم درباره ایجاد فساد در روی زمین هشدار داده است . از این روست که حکومت اسلامی ، کردار انسان را در مواجهه با محیط زیست ، نظارت و کنترل کرده و علاوه بر تنبیه افرادی که به محیط زیست آسیب می رسانند، به آنهایی که از نتیجه سوء کردارشان بر محیط زیست بی خبرند هشدار می دهد.
اسلام بین انسان و محیط زیست ، جدایی قائل نیست و آنها را مکمل یکدیگر می داند، از این رو دین اسلام کامل ترین سفارشات را برای حفاظت از محیط زیست دارد و تمامی جنبه های انسانی را در ارتباطی هماهنگ و موزون با مسیر الهی ، در قرآن کریم به تصویر کشیده است.
خوشبختانه کشور ما با قرار گرفتن در محل تلاقی فرهنگ اصیل ایرانی و تعالیم عالی اسلامی از پتانسیل بالایی در زمینه حفاظت و حرمت محیط زیست برخوردار است . کتب ادبی ما سرشار از اشعار و تمثیل هایی است که بیانگر ارزش والای طبیعت از دیدگاه ایرانیان به عنوان آیه ها و نشانه های شناخت و عشق به معبود است . آب ، نان و هر جزئی از طبیعت از دیدگاه ایرانیان تنها به عنوان منابع مصرفی محسوب نمی گردند بلکه نمونه هایی از رحمانیت ، قدرت و تدبیر باری تعالی به حساب می آیند . به همین دلیل ایرانیان به نمک که ظاهراً فراوان ترین و کم ارزش ترین منبع طبیعی است قسم می خورند ، نان را لگد نمی کنند و آلوده کردن آب را گناه می شمرند.
حمایت از محیط زیست در اسلام
اسلام نشان دهنده ی طریقی برای زندگی است که دیدگاه جامعی نسبت به هستی، حیات انسان و روابط بین آنها دارد، انسان به منزله جزئی از هستی که هر یک از عناصرش مکمل سایر اجزای مجموعه ی هستی است ، ارتباط ویژه ای از نظر بهره برداری و توسعه با سایر عناصر طبیعت دارد. حکت الهی مقدر کرده است که انسان وارث زمین شود، بنابراین انسان علاوه بر اینکه جزئی از جهان هستی است ، مجری دستور الهی نیز هست.
اسلام در کلیه شئون و روابط انسانی دخالت کرده و برای همه آنها مقرراتی وضع نموده است . لیکن این بدان معنا نیست که برای هر موضوع با عنوان ویژه و متداول امروزی آن حکم خاصی مقرر داشته باشد. مساله محیط زیست نیز از همین قبیل است . به یقین در هیچ یک از منابع اسلامی به عنوان محیط زیست حکمی مطرح نشده است ولی بدون تردید درباره ی آب ، زمین ، پاکی و ناپاکی ، آتش سوزی و مسائلی از این قبیل ، آیات ، احادیث و احکام زیادی وجود دارد که به کمک آنها می توان مقررات دقیقی برای مسائل محیط زیست به دست آورد . با این وجود متأسفانه تاکنون در این مورد از نظر اسلامی تحقیق و پژوهشی انجام نگرفته است .
از پیامبر اکرم (ص) روایت شده است که: «تحفظوا من الارض فإنها أمکم» یعنی از زمین حفاظت کنید به درستی که آن مادر شماست. اسلام برای نظافت و بهداشت اهمیت فوق العاده ای قائل است و آن را از نشانه های ایمان می داند.
خداوند متعال می فرماید: «إِنّا کُلَّ شَیءٍ خَلَقناهُ بِقَدَرٍ». (قمر ، ۴۹) یعنی ما هر چیز را به اندازه خلق کردیم . پس هر چیز مقدار و حدودی دارد و بایستی به طور صحیح و درست بهره برداری شود تا نابود و منهدم نگردد. چرا که این ثروت های طبیعی فقط به این نسل تعلق ندارد بلکه این اندوخته ها به نسل های بعدی از ما نیز تعلق دارند.
اسلام نظر به زنده کردن زمین های موات و آباد کردن زمین دارد. در آیه ۶۱ سوره هود آمده است: «...هُوَ أَنشَأکُم مِّنَ الأًرضِ وَ استَعمَرکُم فِیهَا...»؛ یعنی خداوند شما را در زمین خلق کرد و شما را به عمارت و آباد کردن زمین گماشت . در این رابطه پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «ان قامت علی احدکم القیامه و فی یده فسیله فلیغرسها» ؛ یعنی اگر قیامت برپا شود و در دست نهالی باشد باید آنرا بکارد.
آب نیز به عنوان یکی از مظاهر طبیعت که باید از آلودگی مصون بماند مورد توجه اسلام می باشد. آیات ذیل از قرآن کریم اشاره به اهمیت و نقش آب در زندگی بشر دارد.
آیه ۳۰ سوره انبیاء: از آب همه چیز را زنده کردیم . پس گیاه و حیوان و انسان و زندگیشان به آب بستگی دارد.
آیه ۱۶۴ سوره بقره: خداوند آب را نازل کرد و زمین مرده را به وسیله آب زنده کرد.
در واقع اگر اسلام بر حمایت عناصر اساسی در محیط زیست و حفاظت آنها تاکید دارد به خاطر خیر انسان و تأمین ضروریات و حاجت های انسان ، چه نسل حاضر و چه نسل های آینده می باشد.
فقه و محیط زیست
فقه محیط زیست شامل باید ها و نبایدهای دینی در خصوص محیط زیست می باشد . در خصوص فقه محیط زیست می توان دو گونه بحث کرد:
تعریف فقه محیط زیست را از اساتید فن خواستار شد.
از کتب متعدد فقهی و حدیثی مانند جواهرالکلام و وسائل الشیعه و... که در بردارنده احادیث اهل بیت (ع) می باشد ، می توان مسائل جدید فقهی را استنباط نمود. اما در این کتب ، چه ابوابی متناسب با محیط زیست وجود دارد؟
آیت الله مصباح یزدی در تفسیر موضوعی خود در بحث حیوان شناسی ، خداشناسی واژه «سماعه» را به کار برده و آنرا به دو بخش تقسیم نموده اند:
سماعه ی مادی (محیط زیست) و سماعه ی معنوی . ایشان اشاره می فرمایند که از خلقت آسمان ها و زمین باید حفاظت شود. باید توجه داشته باشیم که میان تکوین و تشریع رابطه ای مستحکم وجود دارد . تکوین مربوط به آفرینش و خلقت می شود و بحث تشریع مربوط به آفرینش و خلقت می شود و بحث تشریع مربوط به فقه اسلامی و قانون گذاری. اگر جهان آفرینش و خلقت، برخلاف تشریع الهی و مبانی فقه اسلامی بچرخد هر آینه نابود می شود. اگر هماهنگی میان تکوین و تشریع نباشد جهان نابود خواهد شد. بحث های پایه ای خلقت ، انسان شناسی و هستی شناسی ، اساس رشته فقه محیط زیست محسوب می گردند. زاویه ی دید دوم ، در خصوص فقه محیط زیست ، از دید سیاسی است . چون نظام ما اسلامی است و شورای محترم نگهبان قوانین را از جهت عدم مخالفت با شرع، بررسی می کند، لذا باید مجموع قوانین زیست ، اصل پنجاهم قانون اساسی ، سند چشم انداز بیست ساله و برنامه های توسعه پنج ساله کشور را بررسی کنیم و ببینیم اگر به جای فقهای شورای نگهبان بودیم چه نظری می دادیم؟
اما چگونه با بحث های خاص فقهی می توانیم به معاهدات زیست محیطی بیاندیشیم؟ به عنوان مثال معاهده کیوتو در خصوص کنترل مصرف سوخت فسیلی! چگونه می توان با مخالفت جهان سلطه در خصوص استفاده از دانش هسته ای که به حفظ محیط زیست کمک می کند برخورد نمود؟ با کمال تأسف ، توجه مجامع مذهبی خصوصاً حوزه های شیعی ، (با اینکه این موضوع از ابتدای شکل گیری آیین کامل اسلام مد نظر قرآن کریم و پیشوایان معصوم ما بوده است) به این موضوع کمتر جلب شده است . شایسته است در ابتدای بحث به چند نمونه از دستورات تعالی بخش دینی در این خصوص اشاره کنیم:
آیات قرآن کریم
ـ «...هُوَ أَنشَأکُم مِّنَ الأرضِ وَ استَعمَرکُم فِیهَا...»؛ (هود، ۶۱) خداوند شما را از زمین خلق کرد و شما را مأمور آبادانی آن نمود.
ـ «...وَ یُفسِدُونَ فِی الأرضِ أولَئِکَ هُمُ الخاسِرُونَ»(بقره ، ۲۷) و آنان که در زمین فساد می کنند از زیان کارانند.
ـ «...وَ لا تُسرِفُوا إنَّهُ لا یُحِبُّ المُسرِفِینَ» ؛ (انعام ، ۱۴۱) اسراف نکنید که خداوند اسراف گران را دوست ندارد.
با توجه به مثال های فوق و صدها نمونه دیگر از دستورات دینی ، عوامل زیست محیطی مانند آب و هوا ، از جمله مسائل مهمی هستند که می بایست در مجامع فقهی شیعه طرح و بستر مناسب خود را بازیابند. دولت اسلامی بدون ارائل راهکارهای روشن فقهی توان ورود در این عرصه ها را ندارد و البته منابع غنی شیعه به اندازه ی کافی به این مهم پرداخته و تنها بایستی در جهت استخراج آن احکام ، تلاش های لازم صورت پذیرد. در مکتب تعالی بخش اسلام با احکامی روبرو می شویم که بعضی جنبه نامی و جلوگیری کننده دارد مثل «...وَ لا تُفسِدُوا فِی الأرضِ بَعدَ إِصلاحِهَا ذَلِکُم خَیرٌ لَکُم إِن کُنتُم مؤمِنینَ» ؛ (اعراف ، ۸۵) یعنی بعد از اصلاح زمین در آن فساد به پا نکنید که این برای شما نیکوتر است ، اگر مؤمن بوده باشید. بعضی از این آیات جبنه ی ایجابی و آمرانه دارد، مثل «قل سیروا فی الارض فانظروا کیف بدأ الخلق»؛ یعنی بگو در زمین سیر نمایید و بنگرید که پیدایش خلقت چگونه بوده است . بعضی از آیات نیز کیفیت شکل گیری و اهمیت زمین در ارتزاق مردم را گوشزد می نماید: «وَ الأرضَ مَدَدناها وَ ألقَینَا فِیهَا رَواسِیَ وَ أنبَتنَا فِیهَا مِن کُلِّ شَیءٍ مَّوزُونٍ وَ جَعَلنَا لَکُم فِیهَا مَعایِشَ...» ؛ (حجر ، ۱۹ و ۲۰) ما زمین را امتداد داده و در آن کوه ها را قرار دادیم و در آن از هر شیء موزون رویاندیم و روزی شما را در زمین قرار دادیم و بعد ، از نزول باران و رویاندن گیاهان و انواع میوه ها و پیدایش بستان ها که محل ارتزاق انسان و حیوانات است، سخن می گوید و بعد نسبت به خطر ظالمین در زمین اشاره کرده می فرماید: «وَ إِذَا تَوَلَّی سَعَی فِی الأرضِ لِیُفسِدَ فِیهَا وَ یُهلِکَ الحَرثَ والنَّسلَ وَاللهُ لا یُحِبُّ الفَسَادَ»؛ (بقره ، ۲۰۵) زمانی که ظالمین مستولی بر زمین گردند تلاش در هلاکت نسب و مزارع می نمایند و خداوند فساد را دوست ندارد. به وضوح از این آیه می توان برداشت نمود که ویرانگری در نسل و محیط زیست حرام است . در اهمیت حفظ نسل همین قدر بس که زمان وقوع طوفان نوح، برای جلوگیری از انقراض نسل حیوانات ، حضرت نوح (ع) به امر خدا، از هر نوع حیوان یک جفت در کشتی خود قرار می دهد تا نسل حیوانات نیز همانند انسان ها منقرض نگردد. از جمله ادله ای که بر حرمت تخریب محیط زیست اشاره دارد قاعده ی لاضرر می باشد . طبق این قاعده ی فقهی ، ضرر به غیر حرام است خواه کم باشد یا زیاد و تخریب محیط زیست ضرر بر نسل های فعلی و آتی است. در ادله ای که برای نفی ضرر از قرآن کریم و روایات استفاده می شود به خوبی می توان این قاعده را تعمیم داد و شامل ضرر به محیط زیست دانست. در روایات نیز ذکر شده است که «لاضرر و لا ضرار فی الاسلام» که بعضی در این روایات ادعای تواتر نموده اند.
گرچه بعضی الفاظ آن در نقل های مختلف ، تفاوت می کند، اما از مصادیق ضرر، آلوده کردن محیط زیست انسان هاست و انواع آلودگی ها مشمول لاضرر می گردد.
ظرفیت های نهفته در فقه محیط زیست
عمده ترین ظرفیت های نهفته در فقه ، محیط زیست را می توان به شرح ذیل بیان نمود:
الف. همگانی بودن مسئولیت حفاظت: به طور کلی آنچه نزد عقل نیکو و پسندیده شناخته می شود همه آنها در اصطلاح قرآن «عرف» نامیده می شوند؛ که انسان باید پیوسته در جامعه، این روش نیکو و پسندیده را در پیش گیرد و دیگران را نیز به آن دعوت و سفارش کند. دستور قرآنی «... وَ أمُر بِالعُرفِ...» (اعراف ، ۱۹۹) و سایر آیات و احادیثی که در این زمینه داریم همه و همه تأکیدی بر این است که تنها انجام عمل نیک و صالح کافی نبوده ، بلکه باید دیگران را نیز به این روش دعوت کرد تا در جامعه عمل صالح گسترش پیدا کند، همگانی شود و در همه جا حاکم باشد.
ب. مسئولیت حاکم اسلامی در زمینه حفاظت: پروردگار متعال، طبیعت را رام و مورد تسخیر و بهره برداری انسان قرار داده است. (اسراء ، ۷۰) و در آیه دیگری نیز فرموده است: (ملک ، ۱۵)
از این آیه و آیات مشابه آن استفاده می شود که انسان در راستای بهینه سازی زمینه عبودیت خود و اجرای فرامین الهی نیازمند شناخت ابعاد مختلف طبیعت و محیط زیست خود و تأثیر آن در جسم و جان خود است و بنا به روایتی که «الدنیا مزرعه الاخره» ، در حقیقت محیط زیست انسان ـ یعنی دنیای ناسوتی او ـ مزرعه ای خوانده شده است که نیازمند پرورش و سلامتی است . از این رو پیشوایان دین و رهبران اسلامی همواره پیشگام آن بودند که دنیای زیستی امت ها را از آسیب و فرسایش ایمن نگه دارند.
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «من سقی طلعه او سدره کانما سقی مؤمناً من الماء»؛ (وسائل الشیعه ، ج۱۳ ، ص۲۵ ، ح ۴) کسی که درخت بیابانی و درخت مورد استفاده انسان را آب دهد همانند کسی است که انسان مؤمنی را سیراب کرده است.
و باز فرمودند: «لا تقطعوا الثمار فیصب الله علیکم العذاب صباً» (وسائل الشیعه ، ج۱۳ ، ص۱۹۸)
روایت اول ، ترغیب و تشویق به نگهداری منابع طبیعی و جنگل ها است و روایت دوم ، نهی از قطع درختان . البته به نظر می رسد این نهی ، نهی حکومتی باشد و دستور پیامبر اسلام است که نباید درختان را قطع کنند و نتیجه ی آنرا که نزول عذاب الهی است بیان داشته اند.
در اینجا به اهم وظایف حکومت اسلامی در قبال محیط زیست اشاره می شود:
۱. پی ریزی قوانین زیست محیطی بر پایه اصول و مقررات الهی .
۲. اجرای قانون مبارزه با مفسدان زمین و مخربان طبیعت در جهت تأمین مصالح عمومی.
۳. توجه به مسائل محیط زیست و اخلاق زیست محیطی در تعلیم و تربیت اسلامی و فرهنگ سازی زیست محیطی بر اساس تعالیم آسمانی .
۴. بهره گیری از افراد شایسته در هرم اداری محیط زیست که با قدرت تمام ، توانایی مقابله با مفسدان را داشته باشند.
۵. بهره گیری از شیوه های نوین زیست محیطی سازگار با نظام اسلامی.
۶. بهره گیری از سیاست های کلان اقتصادی و فرهنگی برای توسعه ی پایدار توأم با حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست.
ج. به کار بستن احکام شرعی: کتاب ، سنت ، عقل و اجماع چهار منبع اصلی فقه هستند و از ظرفیت های بسیار بالایی در جهت وضع مقررات حفاظت از محیط زیست برخوردارند . به طور کلی از این باب در دو بخش می توان از فقه استعانت جست:
مقررات عام و مقررات خاص
در بخش مقررات عام ، آیات و روایات بسیاری دلالت بر این دارند که به طور عام ایجاباً و سلباً احکام محیط زیست را بیان می دارند و به گونه وجوب و حرمت و مستحب و مکروه ، برخی صورت تکلیفی دارند و برخی صورت وضعی.
اسلام و محیط زیست
انسان مسلمانی که از وحی الهام می گیرد و پیوند خود را با عالم ملکوت پاس می دارد، از تخریب طبیعت دوری می کند و نگهبانی از طبیعت را وظیفه خود می شمارد. امام علی (ع) این وظیفه را گوشزد می کند و می فرماید: «خدا را پرهیزکار باشید در حق شهرهای او و بندگان ، که شما مسئول هستید، حتی در مورد سرزمین ها و چهارپایان».
سفارش های دین به حفاظت از محیط زیست ، شامل نکاتی است که در مورد طبیعت آمده و عبارتند از:
۱. آبادگری طبیعت: خداوند در قرآن کریم می فرماید: «او شما را از زمین پدید آورد و خواست که آنرا آباد کنید.» امام علی (ع) نیز در نامه تاریخی خود به مالک اشتر ، او را به آبادانی شهرهای حوزه فرمانروایی اش توصیه می کند و آنرا از وظایف او می شمارد.
۲. رام کردن طبیعت: در قرآن کریم واژه ی تسخیر، چگونگی برخورد مسلمانان با طبیعت را نشان می دهد. در آیه ای می خوانیم: «خداوند کسی است که آسمان و زمین را آفریده ... و آنرا برای شما مسخر گردانید... و اگر نعمت های الهی را شمارید ، از عهده شمارش آن برنمی آیید که آدمی ستمگری است بسیار ناسپاس». جمله آخر این آیه به استفاده های نادرست انسان از طبیعت اشاره دارد.
۳. نگهداری طبیعت: در جهان بینی اسلامی ، تمام جهان تحت حفاظت خداوند قرار دارد .در قرآن آمده است:« به درستی که پروردگار من بر همه چیز نظارت و حفاظت دارد».
جلوگیری از آلودگی محیط زیست با توجه به دستورات دینی
آدمی در آغاز زندگی ، موجودی تابع طبیعت بوده و برای زیستن خود به سخاوت آن نیاز داشته است. همچنین از قدرت طبیعت به هنگام وقوع طوفان ، طغیان آب و فوران آتشفشان و حوادثی مانند آن، ترس و وحشت داشته است. انسان خود را ناچار دید تا برای استفاده بهتر و بیشتر از مواهب طبیعی و نیز حفاظت از خود در برابر محیط ، بر دامنه اطلاعات خویش بیافزاید . به این ترتیب آموخت که حیوانات را اهلی کند، از گیاهان بهتر استفاده کند و پناهگاه های محکم تری برای خود بسازد . به مرور زمان در طبیعت نفوذ و دخالت کرد، اقلیم مناطق را دگرگون ساخت، رودها و حتی دریاچه های مصنوعی به وجود آورد و با دخالت هایش، تعادل طبیعت را بر هم زد و باعث بی نظمی و نابسامانی در آن شد. بشر به موازات این اقدامات ، متوجه خسارتی شد که به محیط زیست وارد ساخته است و این آگاهی به تدریج افزایش یافت . در پاره ای از کشورهای جهان مانند ایتالیا، یونان و فرانسه قدمت انجام بعضی از اقدامات زیست محیطی به قرن ها قبل برمی گردد، اما در سطح جهان چنین نبوده است و مهمترین اقداماتی که در این زمینه انجام گرفته مربوط به قرن بیستم است. در سال ۱۹۰۹ کمیته مشترک بین المللی بر اساس معاهده ی آب های مرزی میان آمریکا و کانادا تشکیل شد. این کمیته به عنوان یکی از اولین کمیسیون های بین المللی ، مسئول کنترل امور آلودگی آب شیرین شناخته شده است. ضرورت تشکیل چنین کمیته ای به این دلیل بود که اصولا مشکلات ناشی از آلودگی رودخانه ای بین المللی و دریا ها تنها از راه اقدامات ملی و داخلی برطرف نمی شود و به همکاری دیگر کشورهای ذی نفع نیز ، نیاز دارد. در خاتمه جنگ جهانی دوم اقداماتی صورت گرفت که بسیاری آنرا فقط در چارچوب مسائل نظامی مورد توجه قرار دادند. این اقدامات مانند تشکیل دادگاه نظامی نورنبرگ ، تنها امور نظامی را مد نظر قرار نداده ، بلکه ابعادی از انهدام و تخریب محیط زیست نیز در لوای جرایم جنگی مورد بررسی قرار داده است. تعدادی از متهمان به اتهامی مانند روش به کارگیری زمین های سوخته، که در عقب نشینی نیروهای آلمان از شوروی سابق، بالکان و نروژ به اجرا درآمد، مورد محاکمه قرار گرفتند . اما در کشور ما ، حمایت از محیط زیست و سالم نگه داشتن آن موضوعی است که از دیرباز مورد توجه بوده است . در روزگاران کهن ، متأثر از افکار دینی ، توجه خاصی در این باره وجود داشته است و با ظهور مکتب نورانی اسلام بر میزان و چگونگی این حمایت نیز افزوده شد.
در ذیل به آیات و احادیث موجود درباره انواع آلودگی های زیست محیطی می پردازیم:
آلودگی هوا
از جمله آیاتی که برای نهی از آلوده نمودن هوای محیط زیست می توان استدلال کرد آیات زیر است:
«وَ لا تُفسِدُوا فِی الأرضِ بَعدَ إِصلاحِهَا ...» (اعراف ، ۵۶) زمین را بعد از اصلاح ، فاسد نکنید.
«...وَ لا تُلقُوا بِأیدِیکُم إِلَی التَّهلُکَهٍ...» ؛ (بقره ، ۱۹۵) با دستان خود خویشتن را به هلاکت نیفکنید.
در وجه استناد به آیات کریمه فوق بر کسی پوشیده نیست که:
ـ آلوده کردن هوای محیط زیست ، فساد در زمین محسوب می گردد.
ـ آلوده کردن هوای محل زندگی چون ماده حیاتی است ، اقدام به هلاکت نفس تلقی می گردد.
وجه استدلال: وقتی ریختن سم که اعم از سموم خاک یا هواست در سرزمین مشرکین نهی شده است که به طریق اولی در سرزمین مسلمین حبس منعی است که عدم عمل به آن حرام خواهد بود، که البته احکام وضعی نیز به آن استوار خواهد بود. مثل ابطال معاملاتی که نتیجه ی آن ، آلوده کردن هوای زندگی انسان ها باشد.
آلودگی آب
- آیات قرآن کریم:
«...وَ جَعَلنَا مِنَ المَاءِ کُلَّ شَیءٍ حَیٍّ أفَلا یؤمِنُونَ» ؛ (انبیاء ، ۳۰) و همه چیز را از آب آفریدیم ، آیا ایمان نمی آورند؟
«وَ هُوَ الَّذِی أنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأخرَجنَا بِهِ نَبَاتَ کُلِّ شَیءٍ...»؛ (انعام ، ۹۹) او کسی است که از آسمان آب را فرستاد و همه نباتات را ما به وسیله آب رویاندیم.
در این مورد آیات فراوان دیگری هم وجود دارد.
قابل ذکر است که امروزه بر اثر آلوده کردن آب دریاها سالانه میلیون ها تن ماهی از بین می روند و محیط زیست انسان ها دچار آسیب می شود. بعضی از دولت ها با دفع غیراصولی زباله های سمی و اتمی ، موجب آسیب مردم سایر کشورها می گردند که نتایجی مثل جنون ، ناباروری ، فلج ، کوری و کری و خفگی انسان ها را به دنبال دارد.
آلودگی خاک
آیات قرآن کریم:
«الَّذِی جَعَلَ لَکُم الأرض فِراشًا وَ السَّمَاءَ بِنَاءً...»؛ (بقره ، ۲۲) او کسی است که زمین را با فرش زیرپا و آسمان را سقف برای شما قرار داد.
«یَومَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخبَارَهَا بِأنَّ رَبَّکَ أَوحَی لَهَا» ؛ (زلزال ، ۴ و۵) یعنی روز قیامت زمین از اخبار خود سخن می گوید به آنچه که خداوند به آن وحی نموده است. همانگونه که مشاهده می گردد زمین عنصری با شعور تلقی شده است که گنجینه اسرار الهی است.
آلودگی صوتی
گاهی صوت باعث هلاکت بعضی از انسان ها معرفی شده است: «وَ أخَذَ الَّذِینَ ظَلَمُوا الصَّیحَهُ فَأصبَحُوا فِی دِیارِهِم جاثِمِینَ» ، (هود، ۶۷) و ظالمان را صوت شدید فراگرفت و صبح دم به هلاکت افتادند.
گاهی صدای بلند به صدای حمار شبیه و از آن نهی شده است: «وَ اقصِد فِی مَشیِکَ وَاغضُض مِن صَوتِکَ إِنَّ أنکَرَ الأصواتِ لَصَوتُ الحَمیرِ»؛ (لقمان ، ۱۹) هنگام راه رفتن متعادل باش و صدای خود را پایین بیاور که بدترین صدا ، صدای الاغ است.
۶ - پانویس
۱. ↑ ابراهیم/سوره۱۴، آیه۳۲.
۲. ↑ ابراهیم/سوره۱۴، آیه۳۳.
۳. ↑ نحل/سوره۱۶، آیه۱۲.
۴. ↑ نحل/سوره۱۶، آیه۱۴.
۵. ↑ حج/سوره۲۲، آیه۶۵.
۶. ↑ لقمان/سوره۳۱، آیه۲۹.
۷. ↑ لقمان/سوره۳۱، آیه۲۰.
۸. ↑ جاثیه/سوره۴۵، آیه۱۲.
۹. ↑ عنکبوت/سوره۲۹، آیه۲۰.
۱۰. ↑ انبیاء/سوره۲۱، آیه۳۰.
۱۱. ↑ هود/سوره۱۱، آیه۷.
۱۲. ↑ نور/سوره۲۴، آیه۴۵.
۱۳. ↑ انعام/سوره۶، آیه۹۹.
۱۴. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۵۷.
۱۵. ↑ ملک/سوره۶۷، آیه۳.
۱۶. ↑ نوح/سوره۷۱، آیه۱۵.
۱۷. ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۶۴.
۱۸. ↑ حجر/سوره۱۵، آیه۱۹.
۱۹. ↑ زمر/سوره۳۹، آیه۲۱.
۲۰. ↑ بقره/سوره۲، آیه۲۲.
۲۱. ↑ رعد/سوره۱۳، آیه۳.
۲۲. ↑ طه/سوره۲۰، آیه۵۳.
۲۳. ↑ رعد/سوره۱۳، آیه۳.
۲۴. ↑ حج/سوره۲۲، آیه۵.
۲۵. ↑ بقره/سوره۲، آیه۶۹.
۲۶. ↑ رحمن/سوره۵۵، آیه۷۶.
۲۷. ↑ صافات/سوره۳۷، آیه۴۰.
۲۸. ↑ فاطر/سوره۳۵، آیه۲۷.
۲۹. ↑ نبا/سوره۷۸، آیه۱۴.
۳۰. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۵۷.
۳۱. ↑ نازعات/سوره۷۹، آیه۳۲.
۳۲. ↑ فاطر/سوره۳۵، آیه۲۷.
۳۳. ↑ اسراء/سوره۱۷، آیه۷۹.
۳۴. ↑ انعام/سوره۶، آیه۱.
۳۵. ↑ احقاف/سوره۴۶، آیه۱-۳.
۳۶. ↑ انعام/سوره۶، آیه۱۰۰-۱۰۱.
۳۷. ↑ زمر/سوره۳۹، آیه۷.
۳۸. ↑ فرقان/سوره۲۵، آیه۶۰-۶۲.
۳۹. ↑ حج/سوره۲۲، آیه۶۱.
۴۰. ↑ انعام/سوره۶، آیه۶۳-۶۴.
۴۱. ↑ نور/سوره۲۴، آیه۴۵.
۴۲. ↑ انعام/سوره۶، آیه۱۴۲-۱۴۴.
۴۳. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۳۲.
۴۴. ↑ یونس/سوره۱۰، آیه۲۲.
منابع:
https://www.iribnews.ir/fa/news/3063412
https://www.porseman.com/articl%D8%AA/28659
https://fa.wikifeqh.ir
https://www.yjc.news/fa/news/6031146
https://fa.wikifeqh.ir