
داعش چگونه به عراق راه یافت؟
ماههای ژوئن و آگوست را میتوان در عراق، دو ماه پرحادثه برای این کشور نامید. ماه ژوئن از نظر مسائل مربوط به حمله داعش، فاجعه نسلکشی اسپایکر در تکریت که بهحق باید آن را هولوکاستی علیه شیعیان عراق نامید، فتوای مقدس جهاد کفایی، تشکیل حشدالشعبی و ... نسبت به ماه آگوست دارای تمایز است.
به گزارش ایسنا، روزنامه «فرهیختگان» در ادامه نوشت: در اینجا قصد داریم چند کلامی را در باب سقوط موصل و نتایج فاجعهبار آن بنویسیم.
عوامل موثر در این حادثه
۱. عوامل خارجی
آمریکا و کشورهای غربی
درخصوص توطئههای کشورهای غربی و در رأس آنان آمریکا، میتوان به بدعهدی این کشور در کمکرسانی به عراق از نظر حملات هوایی - که پروسه آن پیش از حمله داعش شروع شده بود - اشاره کرد. این اقدام دولت اوباما برخلاف توافقات استراتژیک صورتگرفته سال۲۰۰۸ بود. اوباما در انتقام از عدم دخالت نوریالمالکی در جنگ سوریه بهسود محور غربی-عربی و نیز حمایت وی از بشار اسد دست به این اقدام زد.
حمایتهای ترکیه، قطر و عربستانسعودی
این کشورها از طریق حمایتهای مالی و حتی نیروی انسانی (مانند تروریست داعشی-سعودی، فیصلالعنزی که باعث به شهادت رساندن نیروهای عراقی بسیاری شد) و نیز کمکهای لجستیکی، تسلیحاتی، آموزشی و رسانهای در سقوط موصل موثر بودند. آنها از طریق شبکههایی همچون الجزیره و العربیه و نامیدن ارتش عراق بهنام «ارتش المالکی» یا «ارتش صفوی» و نامیدن داعشیها بهنام «انقلابیون قبایل عربی عراق»، تلاش بسیاری در بسیج افکارعمومی و انتقال تصویری غلط به جهان عرب درجهت حمایت از داعشیان به عمل آوردند.
در اینجا لازم است به نقش ترکیه اشاره کرد که طبق گزارشهای رسانهای، برخی از زنان فرماندهان داعشی که در اردوگاه الهول در مرز عراق و سوریه زندانی هستند و هنوز عقاید داعشی دارند، به کشور ترکیه فرار کرده و در آنجا پناهنده شدهاند تا روزی بهزعم خود برای بازپسگیری مناطق ازدسترفته خود دوباره بازگردند!
۲. عوامل داخلی
اگرچه برخی از این عوامل قصدی نبوده، اما اهمال و تقصیر در آن غیرقابل چشمپوشی است. ازجمله این عوامل میتوان به برخی امور اشاره کرد.
سیاستهای غلط نوریمالکی اعطای امتیازات بسیار به اقلیم
نوریالمالکی با دادن امتیازهای بسیار به اقلیم باعث شد اقلیم تا سنجار نفوذ کرده و اساسا پیشمرگه با هماهنگی ارتش عمل نکند. این اقدام، منجر به خیانت پیشمرگه به مردم سنجار و تنها گذاشتن ایشان با داعش شد.
استخدام افسران بعثی در ارتش
المالکی با وارد کردن افسران سابق بعثی به ارتش و نیز ارتقای افسرانی صرفا متملق و ناکارآمد -به دلایل سیاسی- باعث فساد بیشتر در ارتش شد و عملا در سیستم امنیتی و نظامی کشور که تحتنظر فرمانده کل نیروهای مسلح بود، ناهماهنگی بهوجود آمد بهگونهای که در آن روزها، ناهماهنگیها و عدم همکاری فرماندهان و نیز خیانت برخی از آنها باعث بینظمی میان نیروها و عقبنشینی آنان بدون کمترین نبردی شد.
تفرقهگرایی سیاستمداران اهل سنت
سیاستمداران و سران قبایل اهل سنت با دمیدن در آتش فرقهگرایی، باعث دور شدن هرچه بیشتر مردم مناطق شمالی و غربی از نظام سیاسی شدند، شروع این اقدامات همزمان با بهار عربی بود و پس از مدت کوتاهی، جو فرقهگرایی بر این مناطق حاکم شد. پولهای سیاسی به میادین تظاهرات نفوذ کرد و نیروهای افراطی و فرقهگرا بر فضای اعتراضات و میادین سیطره یافتند بهگونهای که با شعارهایی مانند «قادمون یا بغداد (بغداد ما درحال آمدن هستیم)» و همچنین شعارهایی با محتوای پاکسازی بغداد و دولت از شیعیان و مواجهه مسلحانه با ارتش عراق، عملا باعث شدند این مناطق در یکسال مانده به هجوم داعش، به استانهایی شبهخودمختار تبدیل شوند تا جایی که استانداران آن همچون اثیلالنجیفی (استاندار وقت موصل) یا احمدعبدالله الجبوری (ابومازن) (استاندار وقت صلاحالدین) هیچ اهمیتی به دولت مرکزی ندهند. در نتیجه در این استانها نیروهای مسلح افراطی بهراحتی رفتوآمد میکردند و دولت مرکزی نیز بهدلیل عدم همراهی استانداران قادر به انجام کاری نبود.
البته این موارد به غیر از باز کردن راه برای ورود داعش و درگیریها با فرماندهان منصوب دولت (مانند درگیری لفظی معروف میان مهدیالغراوی فرمانده ستاد عملیات مشترک موصل با اثیلالنجیفی همزمان با شروع حملات تروریستها به این استان) بوده است.
برای مثال اثیلالنجیفی استاندار موصل رسما خواستار خروج ارتش و پلیس فدرال از این استان در زمان اندکی قبل از هجوم داعش و نیز خواستار حمایت بینالمللی از داعشیها تحتعنوان «گروههای مسلح و نیروهای قبایل و نیروهای سابق بعثی» شده بود!
در همین راستا نباید کمکهای مالی برخی سیاسیون عراقی به تروریستها مانند کمکهای مالی و حمایت رسانهای خمیسالخنجر، سیاستمدار معروف فعلی عراقی از تروریستها تحتعنوان حمایت از «انقلابیون قبایل عربی عراق» را فراموش کرد.
نقش فعالان رسانهای
در اینجا نیز نباید از نقش فعالان رسانهای غربگرا یا اخوانی عراق در این زمینه غافل شد. کسانی همچون عامرالکبیسی، عمرالجنابی، عامرابراهیم، زیدعبدالوهاب الاعظمی، شاهوالقرداغی و... و همچنین شبکههای الشرقیه، التغییر، الرافدین، الفلوجه و... که تمامی این شبکهها و فعالان از هجوم داعش، تحتعنوان «انقلابیون قبایل عربی عراق» حمایت کرده و تمام تلاش خود را برای جهتدهی افکارعمومی علیه ارتش عراق تحتعنوان «ارتش المالکی» یا «ارتش صفوی» بهکار بردند. همین افراد نیز در زمان اعتراضات اکتبر رنگ عوض کرده و حامی این اعتراضات شدند و یکی از اشتباهات معترضان نیز این بود که به کلام مرجعیت اعلای نجف، مبنیبر نظم دادن به صفوف خود و بیرون راندن نفوذیها عمل نکردند و همین باعث رویگردانی بسیاری از مردم در قشر خاکستری عراق (الاغلبیه الصامته) از آنان شد.
اشتباهات سران قبایل در این خصوص
نباید سران قبایل مانند علیحاتم سلیمانالدلیمی و برخی فریبخوردگان از اهالی این مناطق را نیز از یاد برد که همگی با رویی باز از ورود داعش استقبال کردند. هرچند برخی نیز از روی ترس و تهدید مجبور به این کار شدند. درخصوص استقبال از اقدامات داعش در روزهای ابتدایی نیز میتوان به داستان چگونگی شهادت شهید مصطفیالعذاری بهعنوان نمونه اشاره کرد.
نتیجهگیری
بهطور کل تمامی این عوامل دستبهدست هم دادند تا فاجعه سقوط موصل و بقیه مناطق استانهای غربی و شمالی رخ دهد که البته اگر فتوای مرجعیت اعلای عراق در مقام اول و رشادت مردم جنوب و مرکز عراق در مقام دوم و نیز کمکهای کشور برادر عراق یعنی ایران به فرماندهی شهیدسلیمانی نبود، داعش با وضعیت به وجود آمده ناشی از فروپاشی ارتش بهدلیل فساد موجود میان برخی از فرماندهان و فساد و درگیریهای سیاسی موجود در عراق، توانایی رسیدن به اماکن مقدس عراق را داشت.
مغلوبان این حادثه
از بزرگترین شکستخوردگان این حادثه فاجعهبار، خود جریان اهل سنت و اهالی آن بودند که بهخاطر اشتباهات نخبگان، رهبران سیاسی، سران قبایل و برخی از رجال دین -که همیشه پس از سال۲۰۰۳ بهجای تقویت خود بهعنوان یک اقلیت قوی، در رویای سراب تسلط اقلیت بر اکثریت مانند دهههای پیشین عراق بودند- دست به انتحار سیاسی و باز کردن مرزهای خود برای ورود تروریستها زدند. این موضوع باعث شد بسیاری از اهل سنت عراق شهید یا آواره شوند. این درحالی است که پس از این حوادث، قدرت سیاسی اهل تسنن بهشدت ضعیف شد و همین نخبگان و سیاسیون ایشان همچون خمیسالخنجر و ابومازن، وارد نظامی شدند که منتقد آن بودند. برخی دیگر نیز مانند اثیلالنجیفی، یحییالکبیسی و طارقالهاشمی به ترکیه فرار کرده و گروهی دیگر مثل اسامهالنجیفی و علیحاتم سلیمانالدلیمی به اربیل پناهنده شدند. عدهای دیگر نیز مانند رافعالعیساوی تن به معامله با برخی سیاسیون شیعی دادند تا فقط برای بار دیگر وارد فضای سیاسی شوند. در پایان باید گفت معارضان دیروز شیعی و کرد و تعدادی اپوزیسیون سنی ۱۸سال قبل، به ورود نیروهای بیگانه به عراق برای رهایی از نظام وحشتناک و دیکتاتوری صدام تن دادند اما تا بهامروز بهدلیل این تصمیم مورد ملامت قرار گرفته بلکه خود آنان نیز امروز، خویشتن را مبری از این موضوع میدانند و به غلط بودن آن اعتراف دارند. حال با این وضعیت به نخبگان و سیاسیون و سران قبایل مناطق غربی و شمالی عراق چه باید گفت که برای طمع بازگشت حکومت بهطور کامل به اقلیت نهتنها به ورود نیرویی بیگانه تن دادند بلکه اجازه ورود به یک نیروی تروریستی را داده، مرزهای خود را بهسوی آنها باز کردند و آنان را در ابتدا یاری کردند؟!
تصمیمی که نهایتش این شد این تروریستها به هلاکت رسیده، برخی از این نخبگان، سران قبایل و سیاسیون به اربیل، ترکیه، قطر یا اردن گریخته و گروهی دیگر نیز به همین سازوکار سیاسی اما اینبار با موضعی بسیار ضعیفتر از گذشته تن دهند درحالی که میلیونها تن آواره شده و هزاران جوان از مناطق جنوبی و مرکزی عراق بهدلیل این تصمیمات اشتباه، اهمال و فسادهای وحشتناک اصحاب سلطه در آن زمان، جان خود را از دست دادهاند.
چرا داعش در حال بازگشت دوباره به عراق است؟
بسیاری معتقدند که ظهور دوباره گروه تروریستی داعش به خواست آمریکاییها و چراغ سبز این کشور با توجه به مشکلات داخلی و خلاءهای موجود در عراق اتفاق افتاده است.
به گزارش گروه روی خط رسانههای خبرگزاری برنا؛ در حالی که بسیاری تصور میکردند کار داعش به پایان رسیده و تروریستهای آن دیگر توانی برای از جا بلند شدن ندارند، این گروه بار دیگر دست در سایه رهبری جدید، از فرصتی که کرونا ایجاد کرد استفاده و خود را احیا کرد. در فروردین ماه با اوج شیوع کرونا، ۸ تن از سرکردگان داعش توسط آمریکا از کردهای شمال سوریه "قسد" تحویل گرفته شدند و به "عین الاسد" عراق منتقل شدند. پس از آن سلسلهای از درگیریها میان داعش و نیروهای عراقی و حشدالشعبی در این کشور در گرفت که نشان داد موضوع قدرت گیری مجدد تروریستها در عراق جدی است.
بسیاری معتقدند ظهور مجدد تروریستهای داعش زیر سر آمریکایی هاست. خلا قدرت در دورانی که اغلب کشورها درگیر با بیماری کرونا بودند، باعث شد تا این گروه بار دیگر فضا را در عراق خالی ببیند و خودی نشان بدهد. تحولات در عراق تا جایی پیش رفت که به تازگی داعشیها به سبک و سیاق قدیم، فایل صوتی از خود منتشر کرده و از حامیانشان خواسته اند که خود را قوی کنند.
روز هجدهم فروردین، العالم خبر از انتقال هشت داعشی رده بالا از زندانی در سوریه به عراق را منتشر کرد. این رسانه در تحلیل اقدام آمریکاییها نوشت: معروف است که در استراتژی امریکا، دشمن هیچ گاه به شکل کامل نابود نمیشود و نمونه ضعیف شده آن جهت استفادههای بعدی نگهداری میشود این مساله دقیقا در برخورد آمریکاییان با داعش (اگر امریکا را واقعا دشمن داعش بدانیم) صدق میکند.
در روزهای اخیر نیروهای امریکایی تعداد ۸ سرکرده داعشی را از کردهای سوریه تحویل گرفته و با این توضیح که آنان را تحویل دولت عراق خواهند داد به انتقال آنان از سوریه به پایگاه عین الاسد در عراق مبادرت کرده اند. سوال اساسی در این میان آن است که چرا پیش از این امریکا این اقدام را صورت نداده است؟ و چرا از میان جمع انبوه داعشیهای در بند کردها که در یک تخمین حوالی ۵۰۰۰ نفر اعلام میشوند فقط به دریافت تعداد ۸ نفر و آن هم چهرههایی خاص مبادرت کرده است؟
دو روز بعد از این تحلیل و خبر آزادی داعشیها یک منبع امنیتی از کشته شدن دو تن از عناصر پیشمرگ کرد در پی حمله داعش در سلیمانیه خبر داد. کمی بعد حشدالشعبی از یک سو و پیشمرگهها از سوی دیگر خود را برای مقابله با تروریستها آماده کرده و دست به حملاتی علیه آنها در مرز عراق با اردن و عربستان و مناطق کردنشین زدند.
همزمان دو پوستر از سوی فعالان آن گروه منتشر شده که حاوی تصاویری از شهر شیکاگو و برج مشهور لندن است و در آنها نوشته شده: «زمانی که اصلا انتظار آن را ندارند به آنان حمله کن» و «ویروس کرونا سرباز خداوند». همچنین به فعالان هوادار داعش گفته شده است که، چون «ارتشهای صلیبی» مجبور شدهاند برای مقابله با کرونا به کشورهایشان بازگردند، فشار خود را «علیه دشمنان» افزایش دهند.
قصی الانباری، مسئول دفتر سازمان بدر عراق در استان الانبار در اواخر فروردین ماه اعلام کرد خودروهای گشت زنی آمریکایی از چند روز قبل در حال تردد در نوار مرزی عراق با سوریه هستند و این خودروهای گشت زنی در مناطق «البوکمال» سوریه و «ربیعه» عراق در حرکتند. او همچنین تصریح کرد، نیروهای آمریکایی گشتزنیها را به صورت مداوم و از پایگاه «عین الاسد» به سمت اراضی سوریه انجام میدهند. الانباری در ادامه افزود، تحرکات نیروهای آمریکایی تلاشی برای ایجاد ناامنی در مناطق مرزی است و زمینه را برای تحرکات و فعالیتهای گروه تروریستی داعش در استان الانبار مهیا میکند.
«برت مک گورک» نماینده پیشین دونالد ترامپ رییس جمهوری آمریکا در عراق، در این زمینه تاکید کرد، سیاستهای ترامپ عراق را بی ثبات کرده و به دلیل تمرکز بر ایران، زندگی جدیدی به گروه تروریستی داعش خواهد بخشید. نور نیوز پس از گسترش حملات داعش در عراق نوشت: اکنون که با شکسته شدن پیکره اصلی تروریسم در عراق و سوریه و ایجاد ساختارهای کارآمد در کشورهای خط اول مقاومت، بهانههای حضور آمریکا در منطقه از میان رفته و کشورهای اسلامی بار دیگر متوجه اولویت جهان اسلام یعنی «مسئله فلسطین» شدهاند، آمریکا و رژیم صهیونیستی تلاش گستردهای را برای «برافروختن مجدد آتش تروریسم» آغاز کردهاند.
این رسانه در گزارش دیگری نوشت: سازمان سیا از حدود ۷ ماه قبل با ایجاد تشکیلاتی تحت عنوان «راند صلیبی» که مقر آن در یکی از کشورهای عربی منطقه است ضمن جذب و بهکارگیری کارشناسان و افراد مرتبط با جریانهای سلفیت جهادی، برنامهریزی برای سازماندهی هستههای جدید گروههای وابسته به القاعده و داعش را آغاز کرده است. همزمان با این اقدامات، صفحات مربوط به این گروه در فضای مجازی نیز مجدداً فعال شده و ضمن بزرگنمایی این تحرکات از انجام فعالیتهای گستردهتر در آینده نزدیک خبر میدهند.
کرونا چطور به کمک داعش آمد؟
شبکه تلویزیونی المیادین در آخر فروردین گفت، گروه تروریستی داعش قصد دارد ماسکهای آلوده در میان مردم عراق توزیع کند. همان زمان خبرگزاری اسپوتنیک هم اعلام کرد، داعش قصد دارد با استفاده از پزشکان جعلی، ماسکهای آلوده را در ساکنان چندین روستای عراق توزیع کند. به گفته منابع در عراق، این نقشه قرار است در چندین روستا اجرا شود. نیروهای امنیتی این کشور هم خود را برای عملیات مقابلهای آماده کردهاند. این نیروها، از مردم خواستهاند تا با غریبهها ارتباط برقرار نکنند.
این اتفاق در زمانی افتاد که منابع عراقی میگفتند سرکرده تازه داعش در عراق به سر میبرد و در پی درز اطلاعاتی درباره حضور ابو ابراهیم القرشی، سرکرده جدید داعش در عراق حساب رسمی برنامه «پاداش برای عدالت» وابسته به وزارت خارجه آمریکا جایزه پنج میلیون دلاری در ازای اطلاعاتی از جانشین بغدادی اعلام کرد.
گسترش حملات داعش
در میانه اردیبهشت ماه حملات پراکنده داعشیها تبدیل به حملاتی گستردهتر علیه مواضع حشدالشعبی شد. سیزدهم اردیبهشت ماه منابع عراقی از حمله داعش به نیروهای حشدالشعبی در استان صلاح الدین خبر دادند که بر اثر آن ده تن از نیروهای حشد، کشته شدند. پس از این حمله دبیرکل جنبش عصائب اهل الحق عراق حملات اخیر داعش را بخشی از اقدامات دولت آمریکا برای ادامه اشغالگری خود در خاک عراق عنوان کرد.
مدیر بخش اطلاعرسانی حشدالشعبی عراق اعلام کرد تروریستهای داعش با کمک آمریکا از سوریه وارد عراق شدند. مهند العقابی، مدیر اطلاعرسانی حشد الشعبی به شبکه المیادین گفت: داعش از چهار محور به استان صلاح الدین حمله کرد. برخی از تجهیزاتی که داعش در این حمله استفاده کرد مدرن بود. داعش در این حمله از قایقهایی استفاده کرد.
یک رسانه فرانسوی از فعالیت دوباره داعش در شمال شرق عراق و نفوذ ۳۰۰۰ تن از عناصر آن از سوریه به این منطقه پرده برداشت. روزنامه فرانسوی لوموند هفدهم اردیبهشت فاش کرد که ۳۰۰۰ تن از عناصر مسلح داعش از سوریه به شمال شرق عراق نفوذ کردهاند و در حال فعالیت در این منطقه هستند. طبق گزارش این روزنامه، داعش سلولهایش را در مناطق آزاد شده بازسازی کرده است و این عناصر از منطقه مرزی به طول بیش از ۶۰۰ کیلومتر در منطقه صحرا از سوریه وارد عراق شدهاند. لوموند در ادامه نوشت: از روزهای پایانی مارس گذشته تا کنون شاهد فعالیت دوباره عناصر داعش در استان الأنبار بودهایم.
روند تحولات جاری در منطقه و بخصوص عراق، نشان میدهد که گویا آمریکاییها قصد دارند، برای پیشبرد اهداف خود، بسان گذشته، بار دیگر از ظرفیت گروههای تروریستی و تکفیری استفاده کنند و به همین سیاق، داعش دوباره در عراق به عنوان یک عنصر تهدیدکننده ظاهر شده است.
رونمایی از نسخه جدید داعش در هالیوود/چرا سینمای غرب داعش را به آخرالزمان برده است؟
سریال SWEET TOOTH اثری آخرالزمانی است که در آن شکارچیانی با صورت و هیمنه داعشی، قدرتمندان روزهای پایان جهاناند. اما چرا هالیوود دست از سر اسلامهراسی برنمیدارد و داعش را تا جهان آینده همسفر خود میکند؟
خبرگزاری تسنیم-محمدباقر صنیعی منش: با رشد و شکلگیری موجوداتی خبیث و پلید به نام داعش در منطقه خاورمیانه، هالیوود که آن را باید رسماً دستگاه رسانهای بوقچی تبلیغاتی لیبرالیسم دانست، شروع به بازنمایی هدفمند آن در فیلمها و سریالهای خود کرد.
علت اینکه چرا داعش در سینمای آمریکا بازنمایی پیدا کرده است دارای علل و رویکردهای مختلفی است که مطرحترین و معروفترین آن توجیهی برای حضور نظامی خود در منطقه به عنوان ناجیان جهان است. این رویکرد قدیمیترین شکل است که از زمان جنگ سرد آغاز شد که در آن ایالت متحده آمریکا تلاش کرد تا با اصرار بر داشتن دشمنانی در دنیا، عملیات نظامی و امنیتی-اطلاعاتی خود را توجیه کند. حملات نظامی آمریکا به بلوک شرق و کشورهایی مانند ویتنام که یکی از طولانیترین جنگهای تاریخ معاصر است، مبتنی بر همین رویکرد است.البته کاخ سفید نسبتی عمیقتر با اشاعه نظامیگری خود در جهان دارد چراکه اساساً اقتصاد آمریکا، اقتصادی نظامی است. حضور ترامپ در عربستان سعودی و فروش چندین میلیارد دلار اسلحه به آن نمونه روشنی از نیاز آمریکا به زمینهسازی و توجیهمند کردن فعالیت نظامی خود در جهان است.
رقیبان هویتساز از شوروی تا اسلام
اما با دید عمیقتر میتوان علت اصلی توجه هالیوود به اسلامهراسی و داعش را تلاش آمریکا برای دشمنتراشی و ایجاد رقیبی هویتساز برای خود دانست که سابقه دیرینهای حتی قبل از شکلگیری انقلاب اسلامی دارد.با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به عنوان دشمن و رقیب هویتساز برای آمریکا، نظریهپردازان آن نیاز به طرح تئوری جدیدی برای ایجاد دشمن و رقیبی ایدئولوژیک داشتند که بتواند برای آمریکا هویتسازی کند. اینجا بود که نظریهپردازان آن مباحثی همچون "جنگ تمدنها" و "جنگهای صلیبی" را مطرح نمودند.
نقاشی محاصره اورشلیم توسط امیل سینیول، 1847
از سوی دیگر در بازه زمانی که شاهد فروپاشی شوروی هستیم جهان نظارهگر طلوع قدرت جدیدی به نام انقلاب اسلامی ایران بود که زمزمههای برتری آن در مقابل آمریکا شنیده میشد اما با یک تفاوت بزرگ. این تفاوت عبارت بود از اینکه اسلام دارای پیشینه تاریخی چندین هزارساله، مبانی معرفتی ریشهدارد و هویتی ایدئولوژیک و الهی بود که گذشتهای سرخ مانند عاشورا را داشت و آیندهای سبز به نام مهدویت. مفاهیم و موضوعاتی که کمونیسم از آنان بیبهره بود و نتوانست در مقابل نظام سرمایهداری دوام بیاورد.
با توجه به این مباحث استراتژیستها و نظریهپردازان غربی فهمیدند که اعلام رسمی و گسترده ایران و انقلاب اسلامی آن به عنوان جنگ سرد دیگر اساساً اشتباه است زیرا معلوم نیست که بتواند همانطور که در مقال شوروی پیروز شد در مقابل انقلاب اسلامی ایران نیز فاتح باشد اما در عین حال بهترین گزینه برای اعلام دشمن و رقیب هویتساز است؛ چیزی که آمریکا بیش از 40 سال است آن را بیان و در عمل نشان داده است.
جنگ سرد
پاتریک بیوکنن نظریه پرداز سیاسی که از مشاور ریگان و نیکسون است در این باره میگوید: «برای بعضی از آمریکاییها جستجوی دشمنی جدید برای غرب که بتواند پس از مرگ کمونیسم قدرت و توانشان را در ارتباط با آن به کار گیرند، اسلام بهترین انتخاب است، اما اعلام اسلام به عنوان دشمن ایالات متحده اعلام جنگ سرد دومی است که به هیچ وجه معلوم نیست مانند جنگ سرد اول با موفقیت آمریکا پایان یابد.» (نظرآهاری، رضا (1375)، «نقش و اهمیت سیاسی اسلام در عرصه روابط بینالملل»، فصلنامه سیاست خارجی، سال دهم، شماره دوم.)
پاتریک بیوکنن
بنابراین بیجهت نیست که در بسیاری از محافل و رسانههای غربی سعی میشود ازاسلام بویژه بنیادگرایی اسلام به عنوان دشمن جدید بعد ازکمونیسم تلقی گردیده و ازآن به عنوان برهم زننده صلح، ثبات وامنیت بینالمللی یاد شود.
باید گفت آمریکا به این جنگ برای رقیبتراشی نیاز دارد و البته جنگهای او همواره نظامی نیستند. مارشال مک لوهان به این موضوع اشاره کرده بوده و گفته که در آینده جنگهایی رخ خواهد داد که دیگر توسط تسلیحات جنگی و در میدان نبرد نخواهد بود بلکه توسط رسانههای جمعی به مردم القا خواهد شد. (دپلماسی رسانهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران در دوران پسا داعش)
آتش توپخانه هالیوود علیه اسلام و انقلاب ایران
بنابراین اینجا است که هالیوود به مثابه دستگاه بزرگ تبلیغاتی غرب علیه اسلام تلاش گسترده خود را آغاز میکند و هرچه در توان دارد برای تخریب چهره اسلام به کار میگیرد. فیلمهایی مانند "بدون دخترم هرگز" ساخته "برایان گیلبرت" محصول 1991 که به صورت صریح و آشکار تخریب چهره انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است و «دروغهای حقیقی» محصول 1994 به کارگردانی «جیمز کامرون» که مسلمانان را در آن تروریست معرفی میکند و میگوید که باید آنان را از صفحه روزگار محو کرد، «پسران ابوغریب» ساخته لوک موران محصول 2014، «موصل» محصول نتفلیکس، «لندن سقوط کرده است» ساخته «بابک نجفی» محصول 2016، «13 ساعت: سربازان مخفی بنغازی» ساخته «مایکل بِی» محصول 2016 و دهها فیلم و سریالی که در ژانر اکشن و هیجانی ساخته شده است.
در دروغهای حقیقی آرنولد دشمنان مسلمان زیادی دارد که باید نابودشان کند
همینطور فیلمهای قدیمیتری مانند مجموعههای 007 به روشنی دال بر مخابره کردن این پیام به دنیا است که در جهان دشمنان بشریت و جاهلانی مشغول عملیات و نقشهکشیدن برای نابودی آن هستند و اینچنین باید نیروهای امنیتی و ضدجاسوسی ما برای نجات بشریت حضور داشته باشند.
پیرس برازنان در نقش مأمور 007 شرور روسی را در کشورشان با تانکهای خودشان از پا در میآورد
در کنار این اما ژانر وحشت به شکل دیگری دست به کار شد و تلاش کرد تا با تصویری رازالود و ترسناک از اسلام و مسلمانان آنان را موجوداتی وحشتناک نمایان کند که باید از آنان دوری و نابودشان کرد. در این دست فیلمهای سینمایی هالیوود با دست گذاشتن روی منطقه و سرزمین، کشورهای عربی و اسلامی را هدف میگیرد. به عنوان مثال در جنگیر، پدر مرین با بازی ماکس فون سیدو با سفر به الحضر شهری باستانی در نینوای عراق مجسمهای اهریمنی میبیند که متوجه وجود نیروی اهریمنی و شیطانی در او میشود؛ پیامی که میگوید نیروهای اهریمینی در کشور عراق به عنوان کشوری اسلامی وجود دارد.
رویارویی پدر مرین با مجسمه اهریمنی در عراق
یا در فیلمهایی مانند عقربشاه و یا مومیایی نیز عموما موجودات شیطانی در سرزمینهای عربی و اسلامی حضور دارند و مایه شر در جهان اند یا فیلم ایندیانا جونز و آخرین جنگ صلیبی با برجستهسازی شخصیتی مانند شاه آرتور که از جنگجویان صلیبی و جستجوگر جام مقدس بوده است در مسیر تبلیغ مسیحیت و جنگهای صلیبی که علیه مسلمانان رخ داده دست میزند و پیام مبارزه با جهان اسلام را در اواخر قرن بیستم مخابره میکند.
ایندیانا جونز و شاه آرتور
پس فیلمهای هالیوودی در شکلها و شقوق مختلفی که در اینجا نمیتوان تمام آنها را بیان کرد علیه اسلام به عنوان رقیب و هویتساز ایدئولوژیک خود دست به تولید فیلم میزند.
داعش و فرصتی بزرگ برای هالیوود در این میان داعش و تروریسم خودساخته سلفی-آمریکایی بهترین بهانه بود برای اینکه هالیوود بار دیگر خود را به عنوان ناجی در کشورهای جهان نشان دهد. فیلمی مانند «تکتیرانداز آمریکایی» ساخته «کلینت ایستوود» یا «سیدقیقه پس از نیمهشب» به کارگردانی «کاترین بیگلو» محصول 2013، «12 نیرومند» ساخته «نیکولای فوسی» محصول 2018، «حمله به اسامه بن لادن» ساخته «جان استوکول» و «پیمان شجاعت» ساخته «روزلین سانچز» و «نستور سرانو» هر دو محصول 2012، نمونههای مطرح سینمای ضدداعشی و قهرمانی-آمریکایی است.
نمایی از تکتیرانداز آمریکایی با بازی بردلی کوپر
اما با نابودی داعش و مرکزیت آن توسط مبارزین سپاه قدس و حزبالله عملاً داعش آن قدرت و هیمنه خود را از دست داد و اینچنین یکی از بهترین وجوه توجیهمندی هالیوود برای فعالیت خود در جهان زیرسؤال رفت اما با این همه کارکرد داعش در هالیوود تمام نشد.
هالیوود، داعش و هراس از فردایی که میآید
رویکرد دوم هالیوود نسبت به داعش نگاهی گرهافکانه در ذهینت و عمق فکر انسان هراسان کنونی است که همواره از فردای خود میترسد. انسانی که به علت حضور قدرتمندانه نهیلیسم در زیرپوست زندگی و حیات او معنای زندگی و وجود برایش کمترین رنگ ممکن را دارد. هالیوود با هراس آخرالزمانی از موجوداتی اهریمنی که شباهت بیمثالی با داعش دارند و از قضا حاکمان و قدرتمندان روزهای واپسین زمین هستند، بشریت را از اینکه فردای ما نباید دست اسلام و یا حتی بنیادگرایانی که نگاه مذهبی و دینی دارند باشد، میترساند. چیزی که باید آنرا سینمای آخرالزمانی ضد اسلامی دانست.
فیلمهای آخرالزمانی در سالهای قبل و تقریباً همزمان با پیروزی انقلاب با ساخت فیلمهای فراوانی ارجاعاتی تأویلپذیر در خود دارند که در آنها میتوان رد پای استعاره و سمبلیسم را تا دنیای اسلام دنبال کرد که نمونههایی مانند «بیگانه» ساخته «ریدلی اسکات» محصول 1979/1358 یکی از آنان است که توسط کارگردانان بنام دیگری مانند «دیوید فینچر» و «جیمز کامرون» تا چهار قسمت ادامه پیدا کرد.
فیلمهای زامبی آخرالزمانی مانند جنگ جهانی زد با بازی براد پیت نیز اگرچه که به روشنی عامل ویروسی را معرفی نمیکند اما اسرائیل را مکانی امن برای در امان ماندن از دست زامبیها معرفی میکند.
اما آنچه که به طور روشن هدف نگارش این متن است نگاهی است به بازنمایی داعش در سینمای آخرالزمانی اخیر که در آن نیروهای اهریمنی و شرور جهان از جزئیات و عناصر شخصیتی داعشیها بهرهمندند.
فیلمهای مورد اشاره امر شرور را بر خلاف امور شروری که در سالهای قبل سکولار و بینسبت با خدا، دین و مذهب معرفی میکردند، آن را دارای ریشه مذهبی و دینی تلقی میکنند و به طور مشخص ذهن بیننده را به سمت داعش و بنیادگرایان اسلامی و گروهکهای تروریستی و تکفیری مانند بوکو حرام، القاعده، طالبان و داعش هدایت میکنند.
بیشتر کاراکترهای آنان مانند داعش از مشخصات زیر برخوردارند: تعلیق میان سنت و مدرنیته، استفاده نامأنوس و برساختی متفاوت و عجیب از تکنولوژی، خشونت و توحشی مهیب، ریش و موی بلند و ژولیده، لباسهای مشکی، مردانی با چهرههایی خشن و زمخت و مدعی برای تسخیر جهان و حکومت بر آن.
داعش و مدرنیته واژگون شده
در این میان باید ویژگی نسبت عجیب و غریب میان داعش و مدرنیته را تبیین کرد تا بتوان علت رویکرد هالیوود از داعش را که مبتنی بر زیست واقعی داعش است را تشخیص داد.
در این مورد صحبتهای اسلاوی ژیژیک استاد فلسفه اسلوونیایی بسیار جالب است. او در مورد نسبتی که میان داعش و مدرنیته وجود دارد برخلاف آنچه که به نظر میرسد داعش ماهیتی ضد مدرن داشته باشد، آن را دارای نسبتی واروونه و نه نافی مدرنیسم میپندارد. او میگوید که داعش نیز از مدرنیته بهرهمند است و البته از آن به عنوان ابزار استفاده میکند. داعش به محتوای قدیمی و سنتی باور دارد اما آن را با فرم مدرن تعریف و بیان میکند. ژیژیک یک زاویه دید جدید از نسبت داعش و مدرنیته ارائه میدهد و میگوید: به جای آنکه داعش را یک مخالفت افراطی با مدرنیته ببینیم، بهتر است آن را به عنوان یک مدرنشدگی منحرف شده بفهمیم. عکسهای شناخته شدۀ البغدادی، رهبر داعش، با یک ساعت نفیس مچیِ ساختِ سوئیس در دستش، نمادین است: داعش پروپاگاندا (تبلیغاتِ) به خوبی سازماندهی شده، مبادلات اقتصادی و بسیاری خصیصههای دیگر یک گروه کاملاً مدرن را دارد؛ علیرغم این واقعیت که تمامی این شیوههای مدرن برای تبلیغ و تقویت یک نگاه سیاسی-ایدئولوژیک به کار برده میشود. (داعش مدرنشدگی منحرف است، ترجمان)
اسلاوی ژیژیک
بنابراین به تعبیر منتقدین عرصه هنر، داعش از یک ناهمگونی میان محتوا و فرم برخوردار است و این ناهمگونی در زمینه فیلمهای سینمایی با صورتی وحشتناک، چندشآور و عجیبوغریب تصویر میشود که البته در میسر و هدف شکلی ترسناک از حاکمان شرور آخرالزمانی بسیار مناسب و کارآمد است.
یکی از بهترین نمونههای این بازنمایی آخرالزمانی داعش که به خوبی این مدرنیته منحرف شده و عجیب و ناهمگون را نشان میدهد، فیلم «مکس دیوانه: جاده خشم» ساخته «جورج میلر» محصول 2015 است که در آن وجوه داعشی و مشخصات آنان قرابت بسیار نزدیکی به داعش واقعی دارد. برخی از سایتهای خارجی نیز در این باره مطالبی را منتشر کردند و مدعی شدند که داعش نیز از ماشینها و زرهپوشهای فیلم الهام گرفت و مدلهای دیگری را خود ساخت.
در مکس دیوانه شرور فیلم با ماشینهایی بسیار شبیه به ماشینهای عملیات انتحاری داعش که به صورت زرهپوشی درآمده است، همراه با دیوانگانی با صورت و ظاهر خشن و وحشتناک نمایان هستند. ماشینها و ابزاری که به آن متصل است چیزهایی عجیب و دیده نشده است که در واقع اختراعات و ساختههای جدید و غیرمعقولی برای ابراز خشونت و ارعاب است.
داعشیانی که حاکمیت پایان جهان را در دست دارند
اما ویژگی بسیار مهم دیگر داعش در هالیوود حاکمیت آخرالزمانی آنها است. سریال SEE نیز به عنوان یکی از محبوبترین سریالهای سالهای اخیر که نظرات مثبت منتقدین و کاربران را به دنبال داشت نیز شامل همین سبک و سلیقه در مورد شرور آخرالزمانی است. حتی سریال بینایی را باید از مکس دیوانه در مسیر تصویر و القای نمایی از داعش در روزهای پایانی دنیا صریحتر معرفی کرد.
نمایی از قراولان رعبآور و شبه داعشی سریال SEE
در سریال «بینایی» روزهایی را میبینیم که جهان به علت حادثهای از هم پاشیده و ویروسی انسانها را دچار نابینایی کرده است. انسانها به صورت قبایلی زندگی میکنند و دشمن بدذات، شرور و ظالمی دارند که در واقع حاکمان روزگارند. آنان به صورت واضحی داری گرایشات مذهبی و دینی و به شدت سنتی و ضدمدرناند و البته ستایشگر تاریکی. خبرِ اینکه فرزندانی در قبایل به دنیا آمدهاند که بینایی دارند باعث میشود که مأمورین حکومتی به دنبال یافتن بچههای بینا راهی شوند تا آنان را پیدا کنند.
تصویری که از آنان به عنوان حاکمان و قدرتمندان روزهای پایانی دنیا معرفی میشود، بسیار به مأمورین ارتش سیاه در مجموعه فیلمهای ارباب حلقهها نزدیک است. در آنجا نیز لردهای تاریکی سایه ترسناک خود را بر سراسر سرزمینها انداختند و یاران حلقه که در واقع ناجیان زمین بودند نیز در میسر برای نابودی حلقه شرور.
لردهای تاریکی در ارباب حلقهها
در هر دوی آنها و همینطور دیگر فیلمها و سریالهای این خصوصیات وجوه مشترک میان حاکمیان شرور آخرالزمان است که چیزی جز ارعاب و زور بر سر مردم دنیا ندارند و از قضا عموماً گرایشات مذهبی و دینی دارند. در SEE ارتش «ملکه کین» با هیمنهای شامل سواران بر اسب، ریشهای بلند، علائم و نشانههای مذهبی و فرقهای، چاقو و شمشیر، بیرحم و ارعاب آفرین گسیل میشوند. بنابراین تفکر هراس از پایان جهان با حاکمیت قدرتهای واپسگرای مذهبی-دینی به صورت روشن و جدی در هالیوود دنبال میشود.
داعشیان آخرالزمانی در SWEET TOOTH
اما نسخه جدید داعش در هالیوود به تازگی با زیرکی و به صورت پلکانی رونمایی شده است. سریال SWEET TOOTH/شیرینی خور ماجرایی متفاوت در ژانر آخرالزمان دارد.
نمایی از شیرینی خور
در سالهای اخیر سبکی به فضای آخرالزمانی اضافه شده است که در آن ویروسی مرموز و کشنده مردم دنیا را به خود مبتلا میکند. ویروسهایی که یا انسانها را میکشند، نابینا میکنند، حس چشایی آنان را از آنان میگیرند، زامبی یا دیوانه میکند و یا هرگونه انحراف از سلامت جسمانی و عقلانی! فیلمهایی مانند قفس پرنده، حس کامل، شیوع و... نمونههایی از این دست فیلمهای سینمایی هستند.
قفس پرنده
در شیرینیخور نیز که با فضای کرونایی امروز ما شباهت بسیار روشنی دارد و همه در آن برای عدم ابتلا به ویروس ماسک میزنند و دستان خود را با الکل ضدعفونی میکنند، فرزندانی که به دنیا میآیند دو رگهاند. دو رگههایی از حیوان و انسان. بچههایی که یا شاخ گوزن دارند، یا مانند پرندگان بال و پر. برخی دیگر مانند خارپشتاند و برخی دیگر گوش و بینی مانند خوک و خلاصه برخی از بچهها مشخصاً در DNA شان خصوصیات حیوانی وارد شده است.
نمایی از شیرینی خور که در آن مردم از ترس ابتلا ماسک میزنند
در کنار این، ویروس کشندهای به نام H5G9 شایع شده است که افراد مبتلا به آن انگشت کوچشان دچار لرزش میشود و سپس نشانههای دیگری مانند کرونا یعنی تب، بدن درد، سرفه و... را دارند. معلوم نیست که آیا دورگهها نتیجه این ویروس باشند یا نه. افرادی که تست بیماری آنان مثب شود دچار سرنوشت وحشتناکی میشوند. آنان را در خانهشان حبس میکنند و منزل را به آتش میکشند تا ویروس در هر جای آن که باشد نابود شود.
اما در این دنیای آخرالزمانی عدهای حکومت خود مختار تشکیل دادهاند. بار دیگر انسانهایی با ریش بلند، صورتی وحشتناک و رعبآفرین که چاقو و شمشیر سلاح ثابت آنان است. تحجر آنان با نشانهگذاریهایی که حاکی از زیست سنتی و قدیمی است در کنار رعبآفرین بودنشان ذهن مخاطبین را به داعش به عنوان مؤخرترین مدعیان حکومت واپسگرای دنیا نزدیک میکند.
نمایی از فرمانده شبه داعشی سریال SEET TOOTH
هالیوود حتی در القای تهدید حاکمیت تفکرهای بنیادگرا، سنتی، مذهبی-دینی پا را از این هم فراتر گذاشته است و در سریال معروف سرگذشت ندیمه مردم ایالت متحده آمریکا را از کودتا و قدرتگیری جریان رادیکال مذهبی آمریکایی میترساند و هشدار میدهد. نظامیانی که با زنان مانند حکومت روم مثل برده برخورد میکنند و از آنان برای فرزند آوری استفاده میکنند. حکومت نظامی خشنی که مردم را زیر چکمههای فاشیستی و دیکتاتوری له میکند. برای همین باید گفت هالیوود تنها دیگر از حضور و قدرت اسلام به عنوان رقیب و دشمنی ایدئولوژیک که برای او هویت میسازد هراس ندارد بلکه این تفکر دینی و مذهبی در مقام حاکمیت است که به صورت کلی یک هشدار و تهدید بزرگ برای لیبرالیسم و سکولاریسم محسوب میشود.
نمایی از سرگذشت ندیمه؛ سایه سنگین حاکمیت دینی بر سر زنان
بنابراین بار دیگر شاهد نگرشی هستیم که به فضای دینهراسی، اسلامهراسی و القای تهدید از حضور و قدرتگیری نیروهای مذهبی و دینی در پایان جهان نزدیک است.
علاوه بر این باید یادآور شد که از آنجایی که داعش در ساخت و تولید فیلمهای دلخراشی که از خود برجای گذاشت و رسانهای کردن آن به شدت تحت تأثیر هالیوود و فیلمهای اسلشر (قصابی) بود و این را در برخی از ویدیوهای خود مانند فیلم کشتاری که یک داعشی به صورت بازی CALL OF DUTY انجام داد، عملاً فضاحتی روی دست خود هالیوود برجای گذاشت: خروجی و نتیجه هالیوود و رسانههای سرگرمیساز آمریکا ابزار دست داعش شد و ماهیتی به مراتب ضدانسانی و مفتضحانهتر برجای گذاشت و به خود هالیوود بازگردانده شد. به تعبیردیگر که عدهای فکر میکنند که داعشیان همگی از کانون تحجر برآمدهاند بسیاری از آنان از قضا متولدین و ساکنین متروپلهای همان تمدن بزرگاند؛ درسخوانده «آکادمی»های لندن و واشنگتن. موجوداتی سراپا غیرایدئولوژیک، روانپریش و عاصی از تحقیر نگاه خیره غربی. محصولات پرورشیافته در زیر 14میلیون دوربین مداربسته. دملهای چرکین سیاستهای وحشیانه و ضدانسانی مهاجرت و کار.
داعش به قدری برای دیده شدن به کمک ویدیوهای اعدام خود دیده شد که گوی سبقت را از هالیوود ربود و به نقطه اوج رسید.حال هالیوود باید با دروغگویی از داعش و اینکه همه آنان نتیجه تمدن اسلاماند و ما یعنی غرب در ساخت و پرورش آنان هیچ نقشی نداریم، در موج اول یعنی زمانی که داعش و تروریسم تکفیری در منطقه قدرت جدی داشت، خود را به عنوان ناجیان مهربان، اسطورههای پرزرق و برق بلوند و حامیان دلگرمکننده و امیدوار به حیات معرفی کرده و داعش را نابود کند و در موج دوم یعنی بعد از نابودی هیمنه قدرت مرکزی داعش به عنوان دشمن هویتساز برای کاخ سفید، از اسلام و دین و مذهب با صورتی داعشی که یادآور صورت وحشتناک ضدتمدنی و انسانی آن است، در آخرالزمان و پایان دنیا برای آمریکا و جریان سیاسی و ایدئولوژیک خود، رقیب و دشمن هویتساز بسازد تا رگهای اصلی ایالت متحده آمریکا در دراز مدت و تا پایان جهان، بتواند ادامه حیات داشته باشد.البته نگاه دیگری نیز میتوان داشت که برخواسته از این منظر است که برای جلوگیری از ایجاد یک دشمن خیلی بزرگ دشمن کوچک را حفظ کن. کسینجر مدعی چنین نظری است او در مقالهای که در سال 1396 و با بروز نشانههای اضمحلال داعش نوشته بود نوشته بود که ایران در حال احیای تمدن ایرانی-شیعی خود است و برای جلوگیری از آن باید داعش را حفظ کرد.بنابراین هالیوود از منطقه خاورمیانه و دنیای واقعی اکنون به جهان آخرالزمانی و خیالی آینده سفر کرده تا با برساخت دیگری از اسلامهراسی و داعش بتواند موجودیت پوچ و توخالی خود را پر کند و توجیه و ضرورتی برای موجودیت بادکنکی خود بسازد.
چرا داعش در افغانستان اقبال طالبان را ندارد؟
با شکست داعش در سوریه و عراق، این گروه اصلیترین پایگاه خود را از دست داد، عدهای از اعضای آن به کشورهای خود بازگشته و عدهای هم راهی افغانستان شدند؛ اما چرا داعش با وجود اینکه از 2015م در این کشور حضور فعال پیدا کرده، نتوانسته چندان مورد اقبال قرار گیرد؟ چرا این گروه با وجودی که در افغانستان به عنوان یک خطر امنیتی مطرح میشود، مانند طالبان موفق به گسترش و جذب گسترده افغانستانیها برای همراهی با خود نشده است؟
ظهور طالبان در افغانستان
پیش از داعش در افغانستان، گروهی افراطگرای دیگر ظهور کرد و توانست بسیار موفق ظاهر شود. در اکتبر 1994م پس از یک درگیری خونین میان گروهی نوظهور با نیروهای محلی در شهر اسپین بولدگ در مرز پاکستان فردی به نام مولوی منان نیازی خود را سخنگوی گروه جنگجوی جدید معرفی نمود. بیش از 1 ماه از این ماجرا نگذشته بود که آنان موفق شدند مناطقی در جنوب این کشور را تصرف کنند. طالبان ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۶م کابل پایتخت افغانستان را تصرف کرد. آنان به محض ورود دکتر محمد نجیبالله احمدزی، رئیس جمهوری پیشین افغانستان و برادرش شاهپور احمد زی را کشتند و جنازههایشان را در نزدیکی ارگ ریاست جمهوری افغانستان به نمایش گذاشتند. سپس، به تدریج سهچهارم خاک افغانستان را متصرف شدند. با وقوع حادثه تروریستی 11 سپتامبر و عدم تسلیم بن لادن به آمریکا از سوی طالبان، واشنگتن در ۷ اکتبر ۲۰۰۱م به افغانستان حمله کرد. با همکاری اعضای جبهه مخالف طالبان (مجاهدین سابق)، گروه طالبان شکست خورد و حامد کرزی رئیس جمهور دولت موقت افغانستان گردید. گرچه این گروه دولت را در افغانستان از دست داد؛ اما کماکان به فعالیت خود ادامه می دهد و طرفداران زیادی هم دارد.
اداره بازرسی عمومی آمریکا برای بازسازی افغانستان (سیگار) گزارش داده است که از زمان سرنگونی رژیم طالبان، این گروه بیش از هر وقت دیگری در حال حاضر مناطق تحت نفوذ خود را در افغانستان گسترش داده است. سیگار گزارش داد تا اگوست ۲۰۱۷م، ۱۳ شهر افغانستان تحت کنترل مستقیم و ۴۱ شهر دیگر این کشور تحت نفوذ آنها قرار داشت. همچنین، این اداره از قول نظامیان آمریکایی مستقر در افغانستان گزارش داده حدود ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار شهروند افغانستان در مناطق تحت نفوذ طالبان زندگی میکنند. با این حال، در گزارش سیگار مشخص نشده طالبان بر کدام شهرهای افغانستان تسلط دارند؛ ولی ولایتهای جنوبی، شرقی و جنوب غربی بیشترین مناطقی بوده که تحت نفوذ و کنترل طالبان میباشند (1) همچنین، طالبان در 70 درصد از مناطق افغانستان مشغول به فعالیت است که 4 درصد از این وسعت تحت کنترل کامل آنها و در 66 درصد دیگر حضور فعال دارند (1) یعنی ۲۵۳ ولسوالی. این میزان از قدرت طالبان به طور چشمگیری بالاتر از قدرت تخمینی قبلی در مورد آنها بوده است (2).داعش هیچ یک از ولسوالیهای افغانستان را به طور کامل در کنترل ندارد، ولی بر برخی بخشی از ولایتهای ننگرهار و کنر تسلط دارد.
سربرآوردن داعش در افغانستان
داعش از زمان اعلام خلافت در افغانستان طرفدارانی پیدا کرد. عبدالرئوف خدیم، از فرماندهان طالبان، در اواخر 2014م به خاورمیانه سفر نمود و با ابوبکر بغدادی بیعت کرد. به این ترتیب، داعش ولایتی با نام «خراسان» پایهگذاری کرد. این ولایت در 26 ژانویه 2015م تأسیس گردید و بعد از مراسم سوگند، حافظ سعید خان به عنوان والی و عبدالرئوف به عنوان معاون او تعیین شدند. در 10 جولای 2015م حافظ سعید خان، امیر امارت خراسان، طی حمله پهپاد آمریکاییها در افغانستان شرقی کشته شد (3). پس از آن، عبدالحسیب لوگری، دومین رهبر داعش در افغانستان، انتخاب شد که در ولسوالی اچین ننگرهار بر اثر حملات هوایی از بین رفت. در ادامه، ابوسعید، برادر حافظ سعید، به عنوان رهبر جدید این گروه در افغانستان تعیین گردید. در آوریل 2017م آمریکا «مادر بمبها» که از بزرگترین بمبهای غیرهستهای جهان است را به سمت مخفیگاههای آنها در افغانستان شلیک کرد (4). بعد از حمله موشکی آمریکا، داعش کماکان به فعالیت خود در افغانستان ادامه داد و تلاش کرد حملاتی را بهخصوص علیه شیعیان هدایت کند. داعش هیچ یک از ولسوالیهای افغانستان را به طور کامل در کنترل ندارد، ولی بر برخی بخشی از ولایتهای ننگرهار و کنر تسلط دارد و آموزش نیروها و برنامهریزی برای حمله را در آن مناطق انجام میدهد.
طالبان و داعش: تفاوتها
با وجود اینکه طالبان و داعش طرفدار روایتهای افراطگرایانه دین و خواهان بازگشت به اسلام مورد نظر خودشان هستند، هر دو برای احیای اسلام بنیادگرایانه دست به خشونت میزنند. در این میان، طالبان به نسبت داعش اقبال بلندتری دارد. در واقع، داعش با وجودی که توانسته مشکلآفرین شود، نتوانسته مانند طالبان به توسعه ارضی دست بزند و بخشهایی از افغانستان را به زیر سیطره خود درآورد. ریشههای موفقیت و اقبال بیشتر طالبان به داعش در افغانستان به تفاوتهای این دو گروه برمیگردد.
1- نیروها: طالبان یک جنبش بومی افغانستانی است و مبارزان آن را اغلب افغانهای پشتون و اقلیتی از تاجیکها و ازبکها و دیگر نیروهای افغان تشکیل دادهاند، در حالی که داعش گروهی فراملیتی از سراسر دنیاست. به همین دلیل، داعش نزد افکار عمومی افغانستان به عنوان نیرویی «غیرخودی» شناخته میشود و غیر از شماری از جوانان که به دلیل فقر به این گروه میپیوندند و یا عناصری جداشده از طالبان چندان طرفداری بین خود افغانها ندارد.
2- اهداف: گروه طالبان تاکید میکند برنامه و اهداف آنها کاملا محلی است و به افغانستان محدود میشود، و هدف آن بیرون راندن نظامیان خارجی از کشور و تاسیس حکومتی مبتنی بر شریعت در افغانستان است؛ اما داعش هدفی جهانی دارد که تاسیس خلافت اسلامی در همه جهان است. طالبان قصد ندارد پرچم خود را بر فراز آسمان سراسر جهان به اهتزاز در آورد؛ ولی داعش سعی دارد با دعوت همه جهان و کشتن کفار خلافتی جهانی درست کند.
3- عقاید: در حالی که داعش متکی به اسلام سنی وهابی و قرائتهای سلفی است، طالبان وفادار به مذهب اسلام سنی حنفی و قرائتهای صوفیانه میباشد و به شدت با گسترش افکار سلفی در بین مردم افغانستان مبارزه میکند؛ به نحوی که با صدور اطلاعیهای به مردم افغانستان و طلاب این کشور هشدار داده چنانچه کتابی با تفکر وهابیت دیدند، آن را از شهر خارج کرده و اقدام به سوزاندن آن کنند. همچنین، آنها بر خلاف داعشیها که شیعیان را مرتد میدانند، تمایلی به بازتولید اختلافات فرقهای شیعه و سنی ندارند. بنا به گفته مایکل کوگلمن از مرکز تحقیقاتی «ویلسن» در واشنگتن، افغانستان به صورت گستردهای از خشونتهای فرقهای دهههای اخیر در امان بوده، اما «دولت اسلامی در عراق و شام» میخواهد این اختلافات فرقهای را تازه کند (5). امروز، بسیاری از شیعیان هزاره افغان با طالبان برای جنگ با داعش همراه شدهاند. در همین زمینه، ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، گفته: ما مخالف اختلافات مذهبی و تفرقه ای هستیم و برای وحدت بین مردم افغانستان تلاش میکنیم. امارت اسلامی به تمام ملت افغانستان تعلق دارد. بنابراین، تأمین امنیت مردم و مراکز و مراسمهای مذهبی در مناطقی که تحت کنترل آنها هستند نیز وظیفه امارت اسلامی است.
4- دشمنان: طالبان قبل از حمله آمریکا به افغانستان در داخل افغانستان به غیر از حکومت این کشور با دشمنی جدی روبرو نبود. به همین دلیل به راحتی میتوانست تمام توان خود را صرف مبارزه در یک جبهه کند و خیلی زود توانست مناطق وسیعی را تحت کنترل خود در بیاورد؛ اما داعش وضعیت دیگری داشت. این گروه از آغاز فعالیت خود در افغانستان، علاوه بر نیروهای نظامی دولت افغانستان، با دشمنی سرسخت به نام طالبان روبرو شد. داعش از ابتدا با انتشار ویدیوهایی با این عنوان که طالبان ابزار دست سیستم اطلاعاتی پاکستان است، مشروعیت این گروه را زیر سوال برد. همچنین، کارزار عضوگیری بسیار فعالی به راه انداخت و سعی کرد از شکاف درونی در صفوف طالبان که پس از مرگ ملا محمد عمر و انتخاب ملا اختر محمد منصور به مقام رهبری این گروه آغاز شده بود، بهرهبرداری کند. طالبان هم که از جذابیتهای داعش ناشی از موفقیتها در عراق و سوریه و منابع مادی آن واهمه داشت و قدرت خود را از جانب این تازهازراهرسیدهها در معرض خطر میدید، شروع به مبارزه ایدئولوژیکی و نظامی با داعش کرد و اینگونه از ۲۰۱۵م تاکنون دوطرف به طور مداوم به مواضع یکدیگر حمله میکنند.
ظهور داعش در افغانستان، علاوه بر نگرانی دولت این کشور، باعث نگرانیهایی در سایر کشورها مانند پاکستان، ایران، روسیه، آسیای مرکزی، هند، چین و آمریکا شده است. این نگرانی به حدی بوده که کشورهایی مانند روسیه و چین ترجیح داده برای ریشهکنکردن این گروه با طالبان همکاری کنند. در همین زمینه، ضمیر کابولوف، نماینده ویژه روسیه در امور افغانستان، به شکل علنی همکاری روسیه با طالبان برای نابودی داعش را اعلام کرده است (6).
داعش با وجودی که توانسته مشکلآفرین شود، نتوانسته مانند طالبان به توسعه ارضی دست بزند.
5- تاکتیکها
داعش در افغانستان هم مانند عراق و سوریه دست به کشتار وحشیانه مخالفان و خاطیان قوانینش زده و با ویدیوهای تبلیغاتی خود رعبی عجیب در دل مردم این کشور افکنده است. به عنوان مثال، در ویدیویی نشان داده میشود که پیکارجویان این گروه 10 نفر را که چشمانشان بسته شده، مجبور میکند روی چالههایی بنشینند که پر از مواد منفجره بوده و پس از انفجار قطعات بدن قربانیان به اطراف پرتاب میگردد. تبلیغاتی مانند این باعث دلسردی و ترس افغانها نسبت به داعش شده است. با وجودی که داعش بخشی از پیکارجویان تندرو را در آسیای مرکزی و جنوب آسیا به خود جلب کرده؛ ولی روشهای بیرحمانه آن بسیاری از مردم منطقه را از این گروه رانده است. داعش در اعمال خشونت کار را به جایی رسانده که حتی طالبان رفتارهای آن را مورد تقبیح قرار داده و در اعلامیه گفته است: اعمال بیرحمانه توسط اندک افراد جاهل غیرمسئول زیر پوشش اسلام و مسلمانان غیرقابلتحمل میباشد (7).
ارتباط طالبان و داعش
اما آیا داعش خراسان با گروه طالبان مستقر در افغانستان ارتباطی دارند؟ خود این دو گروه هرگونه ارتباط میان خود را کتمان و حتی اقدامات همدیگر را محکوم میکنند. اما امرالله صالح که با رفتن اشرف غنی خود را رئیس جمهوری مشروع افغانستان میداند، در توئیتی نوشت: همه شواهد نشان میدهد که گروه داعش خراسان ریشههایی در طالبان و شبکه حقانی دارد که در کابل فعالیت میکنند.
گروه داعش خراسان و طالبان از طریق یکی از زیرشاخههای خود با نام «شبکه حقانی» با همدیگر ارتباط دارند. گروه ولایت خراسان روابط محکمی با شبکه حقانی دارد و این گروه هم ارتباط تنگاتنگی با طالبان دارد.اما این دو گروه اختلافاتی هم با همدیگر دارند و داعش خراسان، طالبان را به کنار گذاشتن جهاد متهم میکند و میگوید این گروه صلح از راه مذاکره در هتلهای مجلل را به میدان نبرد ترجیح داده است.
خطر این گروه چیست؟
اول اینکه این گروه در شش سال گذشته توانسته به بقای خود ادامه دهد و منابع مالی لازم برای حملات خود را تامین کند.از طرف دیگر، این گروه اگرچه بخش مهمی از نیروهای خود را از دست داده اما در یک سال گذشته حداقل سه حمله خونبار انجام داده و باعث کشته شدن افراد بسیاری شده است. از جمله ۴۰ دانشآمور دختر، ۲۲ دانشجوی دانشگاه کابل و حالا حداقل ۱۷۰ کشته فرودگاه کابل.اما از طرف دیگر گفته میشود که حضور نظامیان آمریکا در افغانستان سبب شده بود که این گروه فعالیت خود را مخفیانه انجام دهد و حالا گفته میشود با خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان این گروه تروریستی حملات خود در افغانستان را توسعه میدهد و ممکن است به کشورهای هممرز هم وارد شود.
از طرف دیگر طالبان به نیروهای آمریکا دستور خروج داده است و بسیاری میگویند با خروج کامل امریکا از افغانستان، ایالات متحده امکان رصد کردن این گروه را ندارد و ممکن است فعالیت آنها توسعه پیدا کند.
چرا داعش به قرهتپه حمله کرد؟
حمله ناگهانی و غیر مترقبه داعش به«قره تپه» همه را غافلگیر کرد. حملهای که روز سهشنبه علنی شد اما دوشنبه رخ داد. قره تپه شهری است کوچک در حاشیه بیابانهای شمال سد حمرین در استان دیالی. جایی که سلسله جبال حمرین جای خود را انک اندک به تپه ماهورهایی می دهد که از ویژگیهای اصلی استان دیالی هستند. پیدا کردن قره تپه روی نقشه اندکی دشوار است چون شهر بزرگی نیست. اما جایی راهبردی و مهم دارد. اگر در نقشه عراق در شمال شرقی بغداد و غرب خانقین دریاچه سد حمرین را بر روی رود دیالی (سیروان) نگاه کنید در شمال دریاچه سد، نخلستانها و بیشههایی وجود دارد و در انتهای این بیشهها درست در حاشیه تپه ماهورها و قبل از آنکه دشت و بیابان شروع شود، شهری کوچک و تنها دیده میشود که همان قره تپه است.
داعش در ۴۸ ساعت گذشته تلاش کرده تا این شهر را که ترکیب جمعیتی آن کرد و عرب و ترکمن است تصرف کند اما ارتش عراق میگوید این حمله را با کمک نیروهای مردمی و حمایت هوایی دفع کرده است. عنصر مهم حمله داعش به قره تپه ناگهانی بودن آن است.
در واقع به نظر می رسد داعش که از ترابری سبک مناسبی برخوردار است (تویوتاهای شاسیبلند حمل نفر و مسلح به تیربار) از این مزیت برای تجمیع سریع نیرو و حملات برقآسا به مناطقی استفاده میکند که ارتش عراق در آن لحظه خاص در آن منطقه از فقدان نیرو و تجهیزات برخوردار است.
چنین حملاتی اگر منجر به تصرف موقعیت مورد نظر شود بلافاصله با همین توان لجستیکی و ترابری، آن منطقه اشغال شده تقویت و تثبیت میشود( مانند تاکتیکی که در تصرف موصل با تعداد اندک نیرو در حمله اولیه بکار گرفته شد و سپس نیروهای موجود تقویت شدند و خطوط دفاعی داعش تحکیم شد).
اگر هم در این نوع حملات، داعش بعد از تک غافلگیرانه اولیه امید به موفقیت به هر دلیل از جمله رسیدن حمایت هوایی برای نظامیان عراقی نداشته باشد، نشان داده که معمولا بلافاصله قادر است از این توان ترابری سبکی که در اختیار دارد استفاده کرده و جبهه مورد نظر را تخلیه کند و نیروهای خود را به جبهه و محور دیگری منتقل کند.
تاکتیکی که در ماههای گذشته به کرات بین جبههها و محورهای مختلف داعش در خاک سوریه و عراق به کار گرفته شده و حالا به مزیت سازمان رزم داعش تبدیل شده است. اما تصرف قره تپه کوچک و در حاشیه بیابان که راهی به هیچیک از شهرهای بزرگ عراق ندارد برای داعش چه اهمیتی دارد؟ به نظر میرسد داعش در حال تکمیل کردن حلقه حضور نیروهای خود در اطراف سد حمرین است. سدی نسبتا بزرگ بر روی رودخانهای با آورد سالیانه بالای آب. در بالا دست مقدادیه و بعقوبه( مرکز دیالی ) و بغداد. داعش هماکنون با کنترل شهر کوچک جلولا( در ۴۱ کیلومتری مرز خسروی ایران) در ساحل شرقی سد حمرین حضور دارد و در ساحل غربی این سد و دریاچه نیز در شمال مقدادیه حضوری فعال یافته است
حتی ماه گذشته با تصرف بند تنظیمی بر روی سد حمرین که اندکی پایینتر از بدنه اصلی سد حمرین قراردارد، کنترل دریچههای این بند تنظیمی را بدست گرفت و مانع از رسیدن آب به دهها هزار تن از ساکنان اطراف مقدادیه و بعقوبه از جمله شهر «بلد روز» در جنوب خانقین و بین مندلی و بعقوبه شد.
نوع حضور داعش در اطراف سد حمرین در استان دیالی، مانورهای اخیرش برای تصرف سد بزرگ حدیثه در استان الانبار و در نزدیکی مرزهای سوریه، حمله سه ماه قبلش برای تصرف سد بزرگ موصل و تصرف موقت آن و احاطه و کنترل ۱۰ ماه گذشتهاش بر سد فلوجه، نشان از علاقه تاکتیکی سازمان رزم داعش به سیطره بر سدهای عراق دارد.
داعش در استان صلاح الدین نیز در اطراف دو سد ادهم و العظیم که بر روی دو رودخانه العظیم و ادهم در نزدیکی ارتفاعات جبل حمرین احداث شدهاند، حضوری پراکنده ولی موثر و فعال داشته و دارد. داعش چندی قبل نیز از باز کردن دریچههای سد فلوجه برای زیرآب بردن مناطقی از ابوغریب در نزدیکی بغداد استفاده کرد. بنابر این بعید نیست در آینده و در چارچوب راهبرد اصلی خود برای حمله به بغداد و مناطق جمعیتی پیرامون آن از آب دریاچه سدهای حمرین، فلوجه و حدیثه به عنوان یک سلاح غیر متعارف استفاده کند.
آنگونه که دولت عراق میگوید روزهای دوشنبه و سهشنبه نبرد با داعش در اطراف منطقه البغدادی در استان الانبار نیز با شدت در جریان بوده است. البغدادی در حاشیه رود فرات و بین شهر تصرف شده هیت و شهر تحت محاصره حدیثه قراردارد. داعش طی هفتههای گذشته تلاش کرده با عبور از منطقه البغدادی خود را به پایگاه هوایی عین الاسد برساند که در حاشیه البغدادی در بیابانهای الانبار قراردارد و هماکنون محلی برای حملات هوایی به داعش و حضور مستشاران نظامی آمریکا است. آمریکا ۱۴۰۰ مستشار نظامی در عراق دارد و روز سهشنبه نیز تایید شد که قرار است پس از تایید کنگره ۴۶ هزار گلوله توپ تانکهای آبرامز را به عراق بفروشد.
و نهایت آنکه خارج از حوزه نظامی در حوزه امنیتی نیز داستان انفجارهای زنجیرهای علیه بغداد همچنان پابرجا است و روز سهشنبه نیز انفجارهایی در این شهر شمار دیگری از غیرنظامیان را کشته و زخمی کرد.
آماری که روز سهشنبه مسئولان امنیتی بغداد دادند نشان از گستردگی و اهمیت بالای این انفجارها برای داعش و سایر مخالفان مسلح دولت عراق دارد که البته دیگر این روزها کمتر نامی از آنها شنیده میشود و هر چه هست سخن از داعش است.
مسئولان امنیتی بغداد روز سهشنبه گفتند که فقط در یک روز ۱۸ خودروی بمبگذاری شده را در معبرهای ورودی به بغداد کشف کردهاند. موج حملاتی که نشان میدهد داعش بر روی از بین بردن امنیت درونشهری بغداد حساب ویژهای باز کرده است.
تحول جدید در این حوزه نیز اینکه منطقه الخضرا که محل استقرار نهادهای حکومتی عراق است طی ساعات گذشته هم با خمپاره قرار گرفته و هم با کاتیوشا که هدف کاتیوشاها سفارت آمریکا بوده است. تحولی جدید در نوع سلاحهای بکارگیری شده علیه امنیت بغداد.
اما در حوزه سیاسی شاید نکته مهم در مذاکرات اعلام شده و علنی حیدر العبادی نخست وزیر جدید عراق با پنج مقام ایرانی ( رهبر- رئیس جمهوری- معاون اول رئیس جمهوری- رئیس قوه قضاییه و دبیر شورای عالی امنیت ملی)، تعریف و تمجید ویژه آیتالله خامنهای از نوری المالکی نخستوزیر پیشین عراق در حضور نخستوزیر فعلی باشد. اقدامی بر اساس سیاستی که پیش از این اعلام شده بود یعنی حفظ نوری المالکی به عنوان یک عنصر سیاسی فعال نزدیک به ایران در ساختار رهبری عراق. البته آیتالله خامنهای دو وجه دیگر سیاست ایران در عراق را نیز اعلام کرده. یکی مخالفت با ائتلاف بینالمللی به رهبری آمریکا علیه داعش و دوم اعلام آمادگی ایران برای کمک به دولت عراق علیه داعش.
چرا داعش به افغانستان برگشت؟
به گزارش الف، به دنبال عقبنشینی نیروهای آمریکایی از افغانستان و سقوط دولت این کشور و سپس سیطره طالبان، گمانهزنیهای متعددی درباره آینده این کشور وجود دارد و در حال حاضر مردم آن روزهای پرالتهابی را پشت سر میگذارند.
در بحبوحه تسلط طالبان بر افغانستان و اتفاقاتی که متعاقب آن در این کشور رخ داد، وقوع انفجارهای تروریستی خونین به این اوضاع ملتهب افغانستان دامن میزند. عصر روز پنجشنبه دو بمب گذار انتحاری و چندین فرد مسلح به جمعیت انبوه در مقابل فرودگاه کابل حمله کردند. در پی این حمله یک انفجار مهیب رخ داد که بیش از 170 کشته داشت و دست کم 13 تفنگدار آمریکایی نیز در میان آنها بودند. مسئولیت این جنایت را گروه تروریستی داعش در افغانستان موسوم به «شاخه خراسان داعش» بر عهده گرفت.
درباره ماهیت حضور تروریسم در افغانستان باید بگوییم که این کشور به دلیل موقعیت جغرافیایی و ایدئولوژیکی خود همواره بستر مناسبی برای انتقال تروریستها به آسیای میانه و سپس مرزهای چین و روسیه بوده است و فعالیت تروریسم در افغانستان سابقه طولانی دارد. اما آمریکا از 20 سال گذشته همزمان با اشغال افغانستان در کنار ناتو وعده پایان دادن به حضور تروریسم در این کشور را داده بود؛ اما نه آمریکا و نه ناتو نتوانستند پروژه مبارزه با تروریسم در افغانستان را به گونهای عملياتی کنند که تروریسم از افغانستان به صورت کامل و هميشگی ريشه کن شود و ديگر هيچ بهانه و زمينهای براي ظهور گروههای تروريستی در اين کشور باقی نماند.
افغانستانی که در آن، طی 20 سال گذشته هزاران نیروی خارجی از پرقدرت ترین ارتش های غربی، مستقر بودند و دولت این کشور با آمریکا و ناتو نیز پیمانهای همکاری امنیتی دوجانبه امضا کرده بود و یکی از مفاد جدی این پیمانها، تعهد امریکا و ناتو به مقابله با هرگونه تهدید یا تجاوز خارجی به افغانستان بود، حضور گروههای تروریستی مخوفی همچون داعش و انجام عملیاتهای آزادانه آن چه توجیهی دارد؟
عملیاتهای جنایتکارانه داعش در افغانستان از زمان ظهور این گروه تکفیری همچنان ادامه داشته و طی دوره اخیر و درحالی که هنوز نیروهای آمریکایی اقدام به خروج از افغانستان نکرده بودند داعش حملات خونباری به ویژه در مراکز آموزشی افغانستان همانند مدارس و دانشگاهها انجام داد.
اما اکنون نیز برخی سوالات درباره چرایی خودنمایی داعش بعد از سیطره طالبان بر افغانستان و در شرایطی که بعد از سقوط دولت هنوز سازو کار رسمی برای ایجاد یک دولت جدید و برقراری ثبات در افغانستان انجام نشده، مطرح میگردد.
ولایت خراسان که مسئولیت حملات اخیر در فرودگاه کابل را بر عهده گرفته، شاخه محلی داعش است که اکنون در افغانستان و پاکستان فعالیت میکند. این گروه تروریستی در سال 2015 و زمانی که عناصر داعش از سویه به عراق رسیده بودند تشکیل شد. در آن زمان وزارت دفاع آمریکا مدعی شد که به حضور این گروه تکفیری-تروریستی در سوریه پایان داده و بعد از آن تا زمان انفجارهای فرودگاه کابل اسمی از ولایت خراسان داعش در رسانهها به میان نیامده بود.
کارشناسان معتقدند که درحال حاضر نمیتوان به شکل قطعی رابطه آمریکا با این گروه تروریستی را مورد بررسی قرار داد. اما سید «حسن نصرالله» دبیر کل حزبالله لبنان در سخنان اخیر خود در واکنش به انفجارهای تروریستی در فرودگاه کابل اظهار داشت، این شاخه داعش که مسئولیت انفجارها را بر عهده گرفت یک محصول آمریکایی است که به سوریه آورده شد و سپس آمریکاییها آنها را به افغانستان منتقل کردند و همین دلیل اصلی غیاب ولایت خراسان در سوریه طی سالهای گذشته بود.
«ولادمیر پوتین» رئیس جمهوری روسیه نیز پیش از این درباره خطر فعالیتهای تروریستی داعش در مرزهای افغانستان با روسیه و چین و ایران هشدار داده بود. بر همین اساس برخی خودنمایی داعش در افغانستان را جدا از استراتژی «جو بایدن» رئیس جمهوری آمریکا برای خروج از خاورمیانه و توجه به چین و روسیه نمیدانند.
همچنین شماری از تحلیلگران نیز این موضوع را به بازی قدیمی آمریکا با کارت داعش در کشورهایی همچون عراق و سوریه مرتبط میدانند؛ به این صورت که واشنگتن هر زمان برای خروج از این دو کشور تحت فشار قرار گرفته به فعالسازی مجدد تروریسم روی آورده است.
ترس و وحشتی که اکنون در میان برخی مردم افغانستان بعد از تحولات اخیر این کشور حاکم شده نیز محصول برنامههای آمریکا و تبلیغات این کشور است. اکنون نیز بعد از انفجارهای تروریستی اخیر افغانها روزهای ناآرامتری را تجربه میکنند و ولایت خراسان داعش تا مدتها تبدیل به کابوسی خواهد شد که ثبات و امنیت متزلزل افغانستان را تهدید میکند و آمریکاییها تا حد امکان اجازه نخواهند داد بعد از خروج آنها از افغانستان این کشور روی صلح و ثبات را ببیند.
جمعبندی
داعش در افغانستان نمیتواند به اندازه طالبان موفق ظاهر شود. داعش به دلیل اینکه گروهی است که ماهیت قومی و ملی ندارد، برای افغانهایی که سالهاست از دخالت و حضور بیگانگان در کشورشان منزجر هستند، جاذبه چندانی ندارد. شیوه مبارزاتی داعش با رسومات و زندگی قبیلهای و قومی مردم افغانستان که برای آن احترامی زیاد قایلند، تطابقی ندارد و ضد فرهنگ بومی آنهاست. جنگ این گروه در جبهههای مختلف در افغانستان به آن اجازه نخواهد داد در آینده همچون طالبان در این کشور ظاهر شوند. مواضع تند داعش در برابر شیعیان و تلاش آنها برای زندهکردن اختلافات فرقهای باعث شده علاوه بر طالبان و دولت مرکزی، شیعیان هم به عنوان یکی از دشمنان داخلی این گروه وارد عمل شده و حتی برای نابودی آن با طالبان همکاری کنند. دشمنی سرسختانه طالبان و عدم اقبال عمومی از جانب مردم افغانستان، هدفقرارگرفتن این گروه توسط دولت افغانستان و ائتلاف بینالمللی را راحتتر کرده و فرصت چندانی برای تداوم توسعهطلبی آن باقی نگذاشته است. البته، موارد اشارهشده به معنی نادیدهگرفتن خطری که میتواند از جانب داعش متوجه مردم افغانستان و منطقه شود، نیست. داعش تلاش دارد از افغانستان به عنوان دروازه ورود به آسیای مرکزی و از مناطق مرزی افغانستان برای انجام عملیاتهای تروریستی در ایران استفاده کند که این، خود، میتواند چالشی جدی برای منطقه و جهان باشد. این گروه شاید نتواند اقبال طالبان را داشته باشد؛ اما میتواند به مرور با ادامه حیات خود در افغانستان موجودیت خود را در این کشور تثبیت کند.
منابع
1-خبرگزاری مهر، مناطق تحت کنترل طالبان در افغانستان افزایشیافته است»، 10 آبان 1396، قابلدسترس در https://www.mehrnews.com/news/4131129/مناطق-تحت-کنترل-طالبان-در-افغانستان-افزایش-یافته-است.
-2reuters, "Taliban active in 70 percent of Afghanistan, BBC study finds",31 january 2018, access to https://www.reuters.com/article/us-afghanistan-taliban-study/taliban-active-in-70-percent-of-afghani... .
-3 Raghavan,sudarsan, "Officials: Top Islamic State leader killed in Afghanistan strike",11 july 2015, access to https://www.washingtonpost.com/world/suspected-us-drone-strike-kills-top-isis-leader-in-afghanistan/2015/07/11/90dc9bf6-5ff4-4472-84f8-8a059eaed501_story.html?utm_term=.4dedf5b3766a.
-4 kalamur krishnadev, "ISIS in Afghanistan Is Like a Balloon That Won't Pop",the atlantic, 28 december 2017, access to https://www.theatlantic.com/international/archive/2017/12/afghanistan-isis/549311/.
5-دویچه وله، داعش در تلاش راهاندازی جنگ فرقهای در افغانستان است»،27 اکتبر 2017، قابلدسترس در
http://www.dw.com/fa-af/تحلیلگران-داعش-در-تلاش-راه-اندازی-جنگ-فرقهیی-در-افغانستان-است/a-41134334.
-6washington post, Russia is sharing information with the Taliban to fight the Islamic State",23 december 2015, access to https://www.washingtonpost.com/news/worldviews/wp/2015/12/23/russia-is-sharing-information-with-the-... .
7-دویچه وله، طالبان کشتار مردم توسط داعش را تقبیح کردند»،12 آگوست 2015، قابلدسترس در http://www.dw.com/fa-af/طالبان-کشتار-مردم-توسط-داعش-را-تقبیح-کردند/a-18642717.
منابع:
https://www.isna.ir/news/1400032417835
https://www.isna.ir/news/1400032417835
https://www.tasnimnews.com/fa/news/1400/03/31/2524040/
http://www.css.ir/fa/content/114644
https://tejaratnews.com/
https://www.radiofarda.com/a/f8-iraq/26650726.html
https://www.alef.ir/news/4000608077.html