گروه داعش چگونه به وجود آمد
گروه دولت اسلامی عراق و شام در پانزدهم اکتبر 2006 و پس از نشست شماری از گروههای مسلح در عراق شکل گرفت. در این نشست، ابوعمر البغدادی به عنوان سرکرده آن تعیین شد. این گروه از زمان تشکیل در سال 2006 عملیات و حملات تروریستی بسیاری را در عراق برعهده گرفت. پس از هلاکت ابوعمر البغدادی در نوزدهم آوریل 2010 ابوبکر البغدادی به عنوان جایگزین وی معرفی شد.با روی کار آمدن ابوبکر البغدادی، دامنه عملیات و حملات این گروه تروریستی وسعت گرفت و همزمان با آغاز بحران در سوریه، عناصری از این گروه در سوریه فعال شدند.
گروه تروریستی دیگری که در سوریه فعال است، جبهه النصره لاهل الشام نام دارد. این گروه اواخر 2011 و با آغاز بحران و جنگ در سوریه به عنوان شاخه گروه دولت اسلامی در عراق تشکیل و بسرعت به یکی از گروههای مطرح در این عرصه تبدیل شد. سرانجام در نهم آوریل 2013 ابوبکر البغدادی سرکرده دولت اسلامی در عراق در پیامی صوتی ادغام جبهه النصره و دولت اسلامی عراق و شام را اعلام کرد تا به این ترتیب بتواند دولت مورد نظر خود را تاسیس کند. اما بعدها بین رهبران این گروهها اختلاف افتاد و ازهم جدا شدند.
عناصر داعش از اواخر دسامبر 2013 و اوایل 2014 و با آغاز عملیات نیروهای ارتش عراق برای پاکسازی الانبار، وارد شهر فلوجه در این استان شدند.
هدف از تاسیس داعش
پس از تشکیل گروه توحید و جهاد به سرکردگی ابومصعب الزرقاوی در سال 2004 و بیعت او با اسامه بن لادن سرکرده سابق القاعده، این گروه به شاخه سازمان القاعده در عراق تبدیل شد.
این گروه با گسترش عملیات خود، به یکی از قدرتمندترین گروههای تروریستی در عراق تبدیل شد، تا اینکه الزرقاوی سال 2006 در اظهاراتی ضبط شده به صورت مصور از تشکیل شورای مجاهدین به سرکردگی عبدالله رشید البغدادی خبر داد.
پس از هلاکت زرقاوی در سال 2006 ، ابوحمزه المهاجر به عنوان سرکرده این گروه تعیین شد. در پایان آن سال نیز گروه دولت اسلامی عراق به ریاست ابوعمر البغدادی تشکیل شد. در نوزدهم آوریل 2010 نیروهای مشترک عراقی و آمریکایی در عملیاتی در منطقه الثرثار منزلی را که ابوعمر البغدادی و ابوحمزه المهاجر در آن پناه گرفته بودند، هدف قرار دادند. با شدت گرفتن تبادل آتش، جنگندهها آن منزل را بمباران کردند که در نتیجه این دو تروریست از پـــــــــای در آمدند و اجـساد آنها در معرض دید عموم گذاشته شد.یک هفته بعد، این گروه در بیانیهای در اینترنت به هلاکت این دو تروریست اذعان کرد و پس از حدود ده روز ابوبکر البغدادی به عنوان جانشین و سرکرده جدید تعیین شد. الناصر لدین الله سلیمان نیز به عنوان وزیر جنگ معرفی شد.
عناصر داعش در مناطق محدودی از برخی استانهای عراق بویژه استان الانبار حضور دارند و عملیات تروریستی در کل عراق را پوشش میدهند. بر اساس گزارشها و آمار منتشر شده، داعش در نیمه دوم سال ۲۰۱۳ نزدیک به ۱۴۰۰ خانه را در عراق منفجر و ویران کرد. طی این حملات ۱۹۹۶ نفر کشته و ۳۰۲۱ نفر زخمی شدند. عناصر داعش در بیستم خرداد 93 در اقدامی بیسابقه به موصل مرکز استان نینوا یورش برده و ظرف چند ساعت این شهر را تصرف کردند.
عناصر داعش در سوریه در مناطقی از استانهای رقه، حلب، حومه لاذقیه، حومه دمشق، دیرالزور، حمص، حماه، حسکه و ادلب پراکنده هستند و کنترل برخی از این مناطق نیز به دست آنهاست. تصمیم این گروه تروریستی برای تحت کنترل درآوردن دیگر گروههای مسلح در سوریه به درگیریهای خونباری میان این گروههای تروریستی منجر شد.
با آغاز اختلافات و درگیریها بین عناصر جبهه النصره و داعش در سوریه، سرانجام ایمن الظواهری سرکرده القاعده تصمیم ابوبکر البغدادی رئیس گروه دولت اسلامی در عراق برای ادغام گروه خود با جبهه النصره را لغو کرد.الظواهری تاکید کرد که فعالیتهای دولت اسلامی در عراق فقط به عراق منحصر شود. ولی این موضوع برای سرکرده داعش خوشایند نبود، به صورتی که البغدادی در نواری صوتی اعلام کرد با درخواست ایمن الظواهری برای لغو گروه داعش و جدایی از جبهه النصره، مخالف است.
حامیان داعش
افراد وابسته به گروه داعش از بیرحمترین تروریستهای حاضر در سوریه و عراق هستند. فیلمها و تصاویر منتشر شده از جنایتهای این گروه تروریستی موجب شد که حامیان گروههای مسلح در سوریه مدعی شوند از این گروه حمایت نمیکنند. حتی برخی گروهها نیز برای افزایش دریافت حمایتهای بینالمللی خود را مخالف این گروه جلوه داده و با داعش وارد جنگ شدهاند.
با توجه به گستردگی کمکهای مالی، تسلیحاتی و لجستیک که با آغاز جنگ در سوریه به این کشور سرازیر شده است؛ تلاش گروههای مسلح بویژه داعش برای دستیابی هرچه بیشتر به این کمکها و سلطه بر گروههای دیگر شدت گرفت که این امر موجب آغاز جنگ و درگیری گروههای مسلح با یکدیگر شد.
با وجود اعلام برائت حامیان گروههای مسلح از داعش و جبهه النصره، کمکهای حامیان خارجی همچنان به دست این دو گروه میرسد. این کمکها در قالب حمایتهای مالی، تسلیحاتی، لجستیک، اطلاعاتی، آموزشی و غیره از سوی حامیانی مانند عربستان، قطر و ترکیه به همراه چند کشور غربی، موجب ادامه جنگ و ویرانی در سوریه شده است.
تابعیت و هویت اعضای داعش پس از کشف اجساد یا دستگیری اعضای این گروه تروریستی نشان میدهد که بیشتر این تروریستها با همکاری برخی طرفهای منطقهای از عربستان، لیبی، یمن و چند کشور دیگر جمعآوری و سازماندهی شدهاند. سلاح و مهمات و تجهیزات این گروه نیز بیانگر حمایت گسترده مالی و تسلیحاتی طرفهای منطقهای مانند عربستان و قطر از این گروه تروریستی است.
گروه داعش یک ساختار سازمانی دارد که متشکل از امرای مناطق و مجالس شورای مجاهدین و فرماندهان عملیاتی است اما این امور سازمانی و تشکیلاتی به طور کاملا محرمانه است و برخی پژوهشگران امور سیاسی اشاره میکنند که فرماندهان داعش در سوریه از امرای شبکه القاعده در عراق دنباله روی میکنند.
چرا داعش در افغانستان نمی میرد؟
وزارت خارجه امریکا با نشر گزارشی میگوید که تروریزم از جمله داعش در سراسر جهان رشد کرده و شاخه خراسان این گروه در افغانستان حملات مرگباری انجام دادهاست.در این گزارش که روز جمعه، 10 عقرب نشر شده، آمدهاست که گروههای تروریستی، بهخصوص داعش با از دستدادن خلافت خودخواندهاش در عراق و سوریه، به کشورهای سومی رفته و قادر به انجام حملات مرگبار در افغانستان و پاکستان شدهاست.وزارت خارجه امریکا افزودهاست: «شاخه خراسان داعش در سال ۲۰۱۸ فعال بود. با وجود اینکه فشارهای ضد تروریزم از سوی افغانستان و نیروهای حمایت قاطع و درگیری با طالبان، جنگجویان این گروه از میدان نبرد حذف شدند و توانایی این گروه برای گسترش محدود شد؛ اما این گروه قادر به انجام حملات گسترده و تلفات جمعی در افغانستان و پاکستان شد.»
این در حالی است که اخیرا والیهای سرپل و فاریاب از جابهجایی دهها خانواده خارجی عضو داعش در ولسوالیهای کوهستانات و المار این ولایات، سخن گفتهاند. محتوای هشدارآمیز گزارش وزارت امور خارجه امریکا نشان می دهد که علیرغم تضعیف گروه تروریستی داعش در سوریه و عراق، قرار نیست آن گروه در افغانستان نیز سرنوشت مشابهی پیدا کند و شکست بخورد. این گزارش اذعان می کند که داعش در افغانستان، همچنان قدرتمند است و بربنیاد وضعیت جاری و تأیید مقام های محلی، دامنه قدرت آن روز به روز در حال گسترش است.نکته تعجب آور از نظر کارشناسان مسایل امنیتی و نظامی این است که وزارت امور خارجه امریکا بدون آنکه کمترین اشاره ای به مسؤولیت امریکا و سایر اعضای ائتلاف به اصطلاح ضد تروریزم به رهبری آن کشور در مبارزه با داعش در افغانستان کند، به توانایی آن گروه در زمینه سازماندهی حملات مرگبار و بمب گذاری های خونین اشاره می کند.این در شرایطی است که از دید آگاهان، قدرت گیری داعش در افغانستان، یا نشانگر شکست شرم آور مأموریت به اصطلاح «مبارزه با تروریزم» به رهبری امریکا است و یا بدتر از آن، ناشی از همپوشانی و هم افزایی تروریزم و ضد تروریزم در پشت پرده به منظور ادامه بحران و جنگ و بی ثباتی و توسعه تروریزم برای اهداف بزرگتر می باشد.
در هردو صورت، مسؤولیت وضعیت جاری در افغانستان و تهدیدهای ناشی از فعالیت آن گروه، متوجه امریکا و هم پیمانان آن کشور در ناتو است. ده ها خانواده ای که در سر پل و فاریاب، جا به جا شده اند، از آسمان نیفتاده اند، آنها مرزهای زمینی یا هوایی کشور را به سادگی درنوردیده و به مناطق مورد نظر شان در دوردست ترین نقطه های شمال افغانستان، مستقر شده اند. همین واقعیت درباره جنگجویان و تجهیزات جنگی داعش نیز وجود دارد.
بر این اساس، چه کسی جز امریکا و ناتو و هم پیمانان محلی آنان باید در قبال این رویدادها پاسخگو باشد؟
چرا در گزارش وزارت خارجه امریکا هیچ اشاره ای به این موضوع نمی شود و هیچ پاسخی برای این پرسش ها ارائه نمی گردد؟
واضح است که کاسه ای زیر نیم کاسه قرار دارد و پروژه داعش در افغانستان، پیچیده تر از آن چیزی است که در عراق و سوریه جریان دارد.
در این میان، از دید صاحب نظران، انتظار نمی رود که قتل ابوبکر بغدادی نیز سیر صعودی قدرت و نفوذ داعش در افغانستان را متوقف کند؛ زیرا طبق برنامه، داعش در افغانستان کاملا جدا از کانون های رهبری و مراکز فرماندهی آن گروه در سوریه و عراق، کنترل می شود و شاید ده ها خانواده خارجی که در ولسوالی های کوهستانات سر پل و المار فاریاب، مستقر شده اند، اصولا ابوبکر بغدادی را نشناسند و از مرگ او نیز باخبر نشده باشند.بنابراین، نباید انتظار داشت که تغییرات شگرف در رهبری مرکزی گروه داعش، تأثیری بر وضعیت آن گروه در افغانستان بگذارد و شرایط را به نفع مردم افغانستان، دگرگون کند. نشر گزارش هشدارآمیز وزارت امور خارجه امریکا و نیز هشدارهای پیوسته فرماندهان جنگی امریکا درباره خطر بالقوه داعش برای امنیت افغانستان هم این واقعیت را منعکس می کند که حامیان قدرتمند آن گروه در نظر دارند، داعش در افغانستان نه تنها نمیرد؛ بلکه روز به روز به اندازه ای قدرتمند شود تا در آینده بتواند جای دیگر گروه های تروریستی را بگیرد و ایدئولوژي مرگبار خود را به آنسوی مرزهای افغانستان از غرب تا شمال، صادر کند و امنیت و ثبات کشورهای همسایه افغانستان را به چالش بکشد.
را داعش از القاعده خطرناکتر است؟
جان مک لاگین در وب سایت ازی درباره دلایل خطرناک بودن داعش مینویسد. این کارشناس برجسته با برشمردن ۵ مولفه، خطرناک بودن داعش را نشان میدهد. به گزارش قدس آنلاین به نقل از ایسکانیوز، جان مک لاگین در وب سایت ازی درباره دلایل خطرناک بودن داعش مینویسد. این کارشناس برجسته با برشمردن ۵ مولفه، خطرناک بودن داعش را نشان میدهد.
ترجمه این مقاله را در ادامه میخوانید:
شگفتی ها از اقدامات جریان موسوم به دولت اسلامی کماکان ادامه دارد. حملات تروریستی اخیر به بروکسل و پاریس و بر عهده گرفتن مسئولیت حملات کالیفرنیا. این حال ائتلافی علیه این گروه شکل گرفته که به دنبال تضعیف قابلیت های این گروه از جمله خاک، منابع و اعضای این گروه است. به جد معتقدم داعش قدرتمند، در حال رشد و تهدید بزرگتری نسبت به القاعده به شمار می رود. داعش از منابع مالی خوبی برخوردار است و رابطه خوبی هم با شبکه های اجتماعی دارد.
تقریبا عقب نشینی برای این گروه بی معناست، همچنان که مشغول به کشتار در یک منطقه است، حملات خشونت آمیز آنها در دیگر مناطق هم ادامه دارد. اقدامات داعش را در یک کلمه می توان خلاصه کرد: وحشیانه. و همین خصوصیت عامل پیشروی آنها است. بدون شک آسیب رسانی آنها روز به روز بیشتر خواهد شد. بی ثباتی عراق و سوریه راه را بیش از پیش برای این گروه هموار کرده است. سودای داعش یک چیز است: ایجاد اعتصاب فراگیر در منطقه.
1) قلمرو
این گروه در روزهای اوج خود یعنی بین سالهای 2014 و 2015 قلمروی بیشتری را نسبت به القاعده به تصرف خود درآورد. داعش در این سالها یک سوم از خاک عراق و سوریه را اشغال کرد. البته از آن زمان به بعد ارتش عراق و نیروهای ضد شورش سوریه با کمک های ترکیبی و عجیب و غریب آمریکا، روسیه و ایران موفقیت هایی به دست آوردند و به نظر می رسد هم اکنون داعش 40 درصد از اراضی تحت تصرفش را در عراق و 20 درصد از تصرفاتش را در سوریه از دست داده است. پیش از خرسندی از این اتفاق، نباید فراموش کرد که دو شهر کلیدی یعنی رقه در سوریه و موصل در عراق هنوز تحت تصرف این گروه هستند. آزادی این دو شهر استراتژیک به دلیل اوضاع نابسامان داخلی عراق و سوریه و فلج سیستم سیاسی آنها هنوز محقق نشده است.
2) روایت
جریان موسوم به دولت اسلامی با هدف جذب کردن نیروهای جوان وارد میدان شد، اما با ادامه سیستم حکومتی "خلافت" به نظر می رسد آمار پیوستن جوانان به این گروه کاهش یافته است. آمارها نشان می دهد، بین سالهای 2014 و 2015 که داعش سریع و خشگین مشغول گسترش قلمروی خود بود، ماهانه 1000 داوطلب برای انجام عملیات به این گروه می پیوستند. این گروه با استفاده از تبلیغات گسترده توجه زیادی را به خود جلب کردند.
اما نظرسنجی های عمومی سال 2016 نشان می دهد هویت این گروه در بین جوانان غربی در حال رنگ باختن است. 80 درصد جوانان در کشورهای غربی این گروه را به رسمیت نمی شناسند و آن را عامل اصلی وقوع بحران در خاورمیانه می دانند. در عین حال پنتاگون اعلام کرده است رقم افرادی که ماهانه به این گروه ملحق می شوند از 1000 نفر به 200 نفر تقلیل یافته است.
3) پول
برخلاف القاعده، که اغلب با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می کرد، این گروه ثروتمندترین گروه تروریستی در تاریخ نام گرفته است آن هم به مدد تصرف پالایشگاه های نفت، 80 شعب بانکی در سراسر تصرفات خود و دریافت فدیه یا همان مالیات اسلامی از ساکنین مناطق تحت سلطه شان. با این همه بررسی ها نشان می دهد درآمد داعش چیزی حدود یک سوم، یعنی از حدود 80 میلیون دلار در هر ماه به 50 میلیون دلار کاهش یافته است. آن هم به لطف بمباران برخی ار تاسیسات نفتی، سوله های ذخیره سازی پول و کاهش نفت.رقم 50 میلیون همچنان رقم قابل توجهی به شمار می رود اما شواهد نشان می دهد حاکمیت جدید این گروه به رقمی بیش از این برای اداره امور نیاز دارد. یک عضو سابق داعش اعلام کرده حقوق نیروهای این گروه قرار است به نصف تقلیل یابد.
4) دسترسی
مطالعات نشان می دهد داعش بیش از 4500 نیروی غربی در اختیار دارد که این رقم در نوع خود زنگ خطری جدی برای غرب به حساب می آید. حملات خشونت آمیز به کشورهای اروپایی مانند پاریس و بروکسل هم شاهد خوبی بر این امر است. هیچ کدام از گروه های تروریستی به این سهولت به اهداف غربی دسترسی نداشته اند. تئاتر، بازار و ادارات اهداف اصلی داعش برای حملات است چرا که خشونت و هراس بیشتری را به نمایش میگذارد.
5) شبکه های اجتماعی
دسترسی و استفاده از شبکه های اجتماعی یکی دیگر از عوامل برتری داعش نسبت به القاعده است. در حالیکه القاعده با قاچاق نوارهای ویدئویی به انتشار پیام می پرداخت، این گروه با رمزگذاری های دقیق اینترنتی برای حملات خود برنامه ریزی می کند. با اینکه مقامات کاخ سفید و پنتاگون اعلام کرده اند که ایالات متحده مقابله سایبری را علیه نیروهای داعش آغاز کرده است اما به نظر می رسد این پروژه پیشرفت چندانی نداشته است. تمرکز همزمان بر روی حملات سایبری و زمینی این گروه کار چندان ساده ای به نظر نمی رسد.
این گروه در دو مورد دیگر هم نسبت به دیگر گروه های تروریستی برتری دارد.
اول آنکه این گروه استراتژی خود را برای طولانی مدت بر روی سه حوزه متمرکز کرده است: سوریه و عراق، خاورمیانه، شمال آفریقا و حتی فراتر از آن در تمام دنیا. برای محقق کردن این استراتژی، داعش تعداد زیادی از فعالانش را به شمال آفریقا یعنی لیبی سرازیر کرده است. در حال حاضر چیزی حدود 6000 نیروی داعشی در این کشور وجود دارد که این رقم حدود 2 برابر رقم مشابه در سال گذشته است. همچنین این گروه برای پیاده کردن استراتژی "دفاع عمقی" در بیش از 40 کشور پایگاه ایجاد کرده است.
دوم، این گروه به مدد هرج و مرج مهار نشده در لیبی و بخش هایی از خاورمیانه دارای امن ترین پایگاه های تروریستی دنیااست. پایگاه هایی امن برای آموزش و اجرای عملیات تروریستی. در نهایت، در داعش کماکان بر روی یک پاشنه می چرخد، مبارزه با خشونت و خونریزی های این گروه نیازمند یک ایجاد جبهه گسترده توسط نیروهای ائتلاف ضد داعش است.
چرا داعش سرطان است
این روزها داعش و جنایات این گروه به پای ثابت اخبار رسانههای بینالمللی بدل شده است. بسیاری از افکار بینالمللی و رسانهها این پرسش را مطرح میکنند که با وجود قلت نیروهای داعش چه عاملی سبب شده است که در یک سال گذشته کار این گروهک تروریستی یکسره نشود؟ آیا اصولا قدرتهای جهانی درگیر در عراق و سوریه انگیزه و علاقهای به مهار این غده سرطانی دارند؟
دیلیمیل در گزارشی مفصل به بررسی علل موفق نبودن ائتلافها و مبارزات انفرادی با داعش پرداخته است.
نخستین علتی که مانع توفیق ائتلافهای ضدداعش شده، تمرکز آنها بر نقاط اشتباه و غافل شدن از مهمترین هدف نظامی در سرزمینهای تحت اشغال داعش است.چندین کشور به همراه 12 گروه مسلح غیررسمی دیگر در حال جنگیدن با داعش هستند، جنگی که از آسمان و زمین این گروه را هدف قرار داده است و در همین زمان این گروه در خاک عراق و سوریه پیشروی میکند، عضوگیری گسترده حتی از اروپا دارد و گروههای تروریستی کوچک از اقصینقاط جهان را زیر پروبال خود میگیرد. ائتلافی که تشکیل شده است در کنار ائتلافهای دیگر از حمایت و عضویت چندین کشور جهان برخوردار است که از اموری مانند ساماندهی آوارگان گرفته تا دخالت مستقیم در حملات هوایی، شرکت میکنند. تاکنون بیش از 60 درصد از مجموع 16 هزار حمله هوایی که علیه داعش انجام شده است را آمریکا به تنهایی انجام داده و انگلستان نیز 194 حمله هوایی توسط جنگندهها و پهپادهای خود انجام داده است؛ اما به عقیده رافائلو پانتوچی، سرپرست اندیشکده مبارزه با تروریسم و بررسیهای امنیتی، این حملات به دلیل اینکه در محلهای نامناسبی انجام میشود، نتوانسته داعش را شکست دهد. پانتوچی بهعنوان نمونه از کوبانی نام برد و به دیلیمیل گفت: «در نبرد کوبانی نیروهای داعش معتقد بودند ظرف 10 روز میتوانند این شهر را تصرف کنند اما مقاومت کردها نبردی طولانی و بدون پیروزی را به آنها تحمیل کرد اما اخیرا آنها مجددا دوباره بازگشتند و ضربههای زیادی به کوبانی وارد کردند.» او در اینباره افزود که اگر همانند آنچه در نبرد کوبانی روی داد، حملات هوایی ائتلاف به صورت متمرکز و در محل مناسب انجام شود، میتواند شکست تروریستهای تکفیری را در پی داشته باشد اما غیرموثر بودن این حملات در نقاط دیگر نشان میدهد که از استراتژی منظم و قاعدهمندی برخوردار نیستند.
گذشته از حملات هوایی، داعش در زمین نیز با دشمنان قدرتمندی در نبرد است، ارتش عراق از سال 2006 و زمانی که نام این گروه هنوز «دولت اسلامی عراق» بود با آنها میجنگید و از سال 2011 و بهدنبال بالاگرفتن جنگ داخلی در سوریه، ارتش سوریه نیز به جبهه جنگ با داعش پیوست.
در کنار این دو، نیروهای حفاظت از ملت در اقلیم کردستان که به نام «پیشمرگه» شناخته میشوند نیز پس از حمله داعش به این اقلیم، در عراق و سوریه به روی تروریستهای تکفیری آتش گشودهاند و حتی گروههای تروریستی دیگر مانند طالبان، القاعده و جبههالنصره نیز با داعش میجنگند. یکی از قدرتمندترین گروههای غیردولتی که در حال حاضر رسما علیه داعش میجنگد، حزبالله لبنان است. حزبالله توانسته در مرز سوریه و لبنان، در مقابل داعش سدی جدی ایجاد کند و جبههالنصره، خطرناکترین شاخه القاعده نیز در سوریه مواضع خود در مقابل این گروه را حفظ کرده است، این درحالی است که اخیرا طالبان افغانستان نیز برای بیرون راندن داعش از این کشور وارد عمل شده است.
یکی از بدترین اثرات این تماس مستقیم جنگی این بوده که اخیرا القاعده با استفاده از روشهای داعش، دو نفر را از پلی در یمن دار زده و تصاویر آنها را در اینترنت منتشر کرده است که نشان از تعمیم و گسترش خشونت داعش به دیگر گروههای تروریستی دارد.
آمریکا از ابتدای طرح کمک به گروههای مسلح سوری تاکنون تنها 60 نفر از آنها را آموزش داده و برای جنگیدن به سوریه بازگردانده و امیدوار است با چنین اقداماتی بتواند از پیشرویهای داعش جلوگیری کند. این درحالی است که تعداد افراد تحت آموزش آمریکا در عراق 11 هزار نفر بوده که اکنون به جبهههای مبارزه با داعش بازگردانده شدهاند.
آلمان نیز تعدادی موشک ضدتانک در اختیار نیروهای پیشمرگه کرد قرار داده است و ایتالیا نیز کمکهای غیرنظامی خود را به اقلیم کردستان ارسال کرده است.
حال آنکه دیگران مانند اسپانیا، آلبانی و نیوزیلند نیز به سهم خود مستشاران آموزشی و گلوله و نارنجک برای دولت عراق ارسال کردهاند. به اینترتیب هیچ تمرکزی در تقویت دیواره مقابل داعش وجود ندارد و حتی دولت نیز برای مقاومت در برابر پیشرویهای تروریستها دست به دامان متحد کردن نیروهای مسلح شبهنظامی و قبیلهای شده است و اخیرا یک نیرو متشکل از 40 گروه شبهنظامی شیعه و قبایل سنی را در قالب یک نیروی مردمی ساماندهی کرده است که موفقیتهایی در جنگ با تروریستها به دست آوردهاند. از سوی دیگر در غرب آفریقا نیز پس از پیوستن گروههای تروریستی منطقه به داعش، یک نیروی چندملیتی متشکل از 8700 سرباز از پنج کشور تشکیل شده است که بهزودی عملیات نظامی علیه تروریستها را آغاز خواهند کرد.
آنچه در این بین مانع از موفقیت کامل جنگ علیه داعش است، یکی این است که داعش یک تفکر و ایدئولوژی افراطی است و تفکر را با اسلحه نمیتوان از میان برد و دیگری این است که کشورهای حاضر در مبارزه با این گروه اهداف و مقاصد مختلف و حتی متضادی دارند که مانع از همکاری کامل یا حتی هرگونه همکاری بین آنهاست.
چرا داعش سر می برد؟
پولتیکو نوشت: تا ژوئن 2014،بیشتر آمریکایی ها با نام دولت اسلامی عراق و شام آشنا شدند.گروهی شبه نظامی و تروریستی که پیش از آن با نام داعش شناخته می شد. این گروه با تصرف موصل و پیشروی های برق آسای خود توجه تمام رسانه های بین المللی را به خود جلب کرد.تا ماه آگوست داعش پیشرفت های زیادی کسب کرده بود.با سربریدن جیمز فولی و استیون ساتلاف و دیوید هینز،رهبران جهانی عمق تهدید داعش را درک کردند.
به گزارش ایسکانیوز، پولتیکو در ادامه نوشت: این اقدامات نفرت انگیز داعش موجب ایجاد حساسیت شدیدی در میان مردم آمریکا و انگلیس شد.اخبار پیرامون اعدام جیمز فولی بیش از هر خبری در پنج سال گذشته خشم مردم ایالات متحده را به دنبال داشت.در ماه ژوئن حداکثر سی درصد از مردم آمریکا طرفدار اقدام نظامی کشورشان در عراق و سوریه بودند.اما در ماه آگوست و پس از اعدام این چهار مرد بی گناه،نظرسنجی های شبکه "ان بی سی" و روزنامه وال استریت ژورنال نشان می داد بیش از شصت درصد مردم آمریکا از اقدام نظامی علیه داعش حمایت می کنند.
با این که این اعدام ها موجی از خشم مردم غرب را به دنبال داشت،داعش بهانه ای خوب برای ادامه این کارهای خود یافت.برخلاف بسیاری از افراد که به اشتباه تصور می کنند داعش این کارها را برای ترساندن افکار عمومی غرب انجام می دهد،استراتژی اصلی داعش برای پیروزی است.این درسی است که داعش از تجربیات القاعده عراق و رهبرش الزرقاوی فراگرفته است.اعدام گروگان های آمریکایی می تواند به جریان عضو گیری این گروه کمک شایانی کند.آنان که از امریکا تنفر دارند،به منظور مقابله با این کشور به داعش می پیوندند.
داعش برای بقای خود نیازمند عضوگیری است.تعداد اعضای این سازمان بیش از سی هزار نفر است.این رقم در مقابل تعداد دشمنان این گروه رقمی قابل حساب نیست.داعش توسط پیشمرگ های کرد،ارتش عراق و سوریه و شبه نظامیان شیعه و سنی محاصره شده است.لذا به هر ترفند یا روشی برای عضو گیری متوصل می شود.حال چرا سربریدن؟در یک کلام،برای افزایش اعتبار این گروه در دید مسلمانان تندرو،برای تبدیل شدن به بزرگترین چالش در مقابل دشمن اسلام و مسلمین.این اقدامات تبلیغاتی موجب پیوستن بسیاری از ضد آمریکایی ها به این گروه خواهد شد.سربریدن ها برای ترس غرب نیز به کار می رود،اما این هدف ثانویه است.هدف اولیه عضو گیری است.
برخلاف نظر بسیاری از کارشناسان،داعش به دنبال کسب یک برتری منطقه ای است و قصدی برای به چالش کشیدن قدرت های غربی در خاک خود آن ها ندارد.داعش تا به حال بیش از صد حمله انتحاری را در عراق و سوریه انجام داده است.در میان سی هزار جنگجوی این گروه،دو هزار تبعه غربی نیز وجود دارد.در اوایل ماه آگوست ایالات متحده اعلام کرد هیچ خطر تروریستی این کشور را تهدید نمی کند.می توان گفت دولت درست می گوید.غربی هایی که وارد داعش شدند،پاسپورت های خود را آتش زدند،داعش نیز قصد دارد آن ها را به مرز های سوریه و عراق اعزام کند و اکنون با توجه به بحران هایی که با آن ها دست به گریبان است.حتی تصور حمله به خاک آمریکا و دیگر کشور ها را نیز نمی کند.نکته جالب توجه "اق بی آیگ و دولت آمریکا بیشتر نگران گروه ترویستی خراسان هستند.این گروه پتانسیل بیشتری برای حمله به غرب را دارد.
ایالات متحده باید مراقب اقدامات خود در مبارزه با این گروه های تروریستی باشد.آقای اوباما استراتژی درستی را انتخاب کرده است.تکیه بر حملات هوایی و تجهیز نیروهای غیر آمریکایی برای مبارزه با تهدید داعش راهی بسیار خوب است.با این حال حملات سنگین هوایی می تواند موجب کشته شدن غیر نظامیان شود.مسئله ای که بهانه ای برای تبلیغات داعش خواهد شد.ائتلاف ضد داعش باید دقت زیادی در انتخاب اهداف خود داشته باشد.استراتژی اکنون امریکا در عراق،یک بار ازمون خود را در درگیری های سال 2006 استان الانبار پس داده اند و توانستند القاعده را در عراق فلج سازند.
اگر امریکا به این استراتژی خود در عراق ادامه دهد،می تواند قدم به قدم به نابودی داعش نزدیکتر شود.بسیاری از قبایل سنی طبق پیش بینی های آمریکا علیه داعش اسلحه به دست گرفته اند و برای مبارزه با افکار این گزوه می جنگند.می توان گفت سر بریدن های این گروه در نهایت می تواند بذر نابودی داعش باشد.غرب استراتژی خود را به طور دقیق بیان نمی کند و همواره سعی دارد به گونه ای نمایش دهد که داعش یک گروه مذهبی است که حمله به شهروندان غربی بزرگترین هدفش است.بسیاری از افراد این گروه را بربر می خوانند.اقدامات چنین گروه هایی موجب شده است که بیش از 42 درصد مردم آمریکا تصور کنند اسلام،دینی است که خشونت را ترویج و تبلیغ می کند.
ولی هیچ کدام از این افراد نمی دانند:اقدامات داعش هیچ پشتیبانی مذهبی ندارد،اهداف استراتژیک این گروه تنها در جهت بهره برداری از نام دین اسلام است.بیش از ده سال است که انستیتو مطالعات امنیت و تروریسم به بررسی ماهیت تمام حملات انتحاری انجام گرفته در جهان،از سال 1982 پرداخته است.حملاتی که در افغانستان،هند،عراق،اسراییل،لبنان،پاکستان،روسیه،سومالی،سریلانکا،سوریه،ترکیه،ازبکستان و دیگر کشور ها صورت گرفته اند،برخلاف باور های بسیاری از افراد.طبیعتی سیاسی دارند.حتی برای گروه های مذهبی هم چون داعش.
حال سوال اینجاست که هدف سیاسی داعش چیست؟یک گروه ترویستی و سنی مذهب که به دنبال ایجاد خلافت اسلامی در عراق و سوریه است.برای دستیابی به این موضوع،این گروه می خواهد حکومت های شیعه مذهب دو کشور را ساقط کند.برای همین ترویست های این گروه به پایگاه های نظامی و سیاسی حکومت حمله می کنند و در تلاش هستند کنترل منابع استراتژیک را به دست بگیرند.این ها مقدمات تشکیل حکومت است.
چرا زنان داعش از مردان خطرناکترند؟
به گزارش دیلی بیست زمانی که پلیس اسپانیا اعضای دخیل در حمله تروریستی روز پنجشنبه را دستگیر کرد، همانطور که انتظار میرفت همه آنها مردان جوان بودند. الگوی قدیمی جهاد همیشه اینگونه بوده است. اما کارشناسان مبارزه با تروریسم خبر از یک تهدید جدید میدهند. پدیدهای که جرمشناس فرانسوی آن را "زنانه شدن داعش" مینامد. داعش که هماکنون در خاورمیانه تحت محاصره است، به دنبال تشدید اقدامات تلافیجویانه خود در غرب است.بااینکه تعداد زنان با مردها قابلمقایسه نیست، اما "باوئر" میگوید تابهحال حضور این تعداد از زنان در یک گروه تروریستی سابقه نداشته است. مثلاً درست یک سال پیش در فرانسه، توطئهای برملا شد که تمام اعضای آن زن بودند و نقشه داشتند یک ماشین را در نزدیکیِ کلیسای نوتردام پاریس منفجر کنند، یکی از مقاصد اصلی توریستها که اهمیت مذهبی نیز دارد.
به گفته منابع امنیتی فرانسه، در میدانهای نبرد خاورمیانه زنان داعش نیز درست همانند مردان توسط کماندوهای اروپایی هدف قرار میگیرند. درواقع، یک سنت قدیمی در میان سرویسهای اروپایی وجود دارد: "اول به زنان شلیک کنید". این جمله اولین بار در سال 1991 توسط روزنامهنگار بریتانیایی "ایلین مک دونالد" مطرح شد که تحقیقات گستردهای درباره زنان تروریست انجام داده بود. یکی از مقامات ارشد امنیتی بیش از 25 سال پیش گفت: "زنان تروریست شخصیت قویتر، قدرت و انرژی بیشتری نسبت به مردها دارند. موردهای زیادی گزارششده که مردها در لحظه محاصره لحظهای تردید و سپس خود را منفجر کردهاند، اما زنان بلافاصله بدون تردید دکمه انفجار را فشار میدهند."
"میا بلوم" درباره انگیزه و تأثیر زنان در حملاتی تروریستی در مکانهای مختلف تحقیقات گستردهای صورت داده، از روسیه تا سریلانکا و خاورمیانه. او در گزارشی که در سال 2011 منتشر کرد نوشت: "در حملات انتحاری، زنان موفقتر از مردان عمل میکنند. پیامِ حملات آنها با مردها متفاوت است: تروریسم دیگر پدیدهای حاشیهای نیست و شورشیان اطراف شما هستند."
اما چرا زنان میخواهند به دنیای خشن، بیرحم و زنستیز داعش بپیوندند؟
"آنه اسپکارد" و "اردین شاکوفسی" در مرکز بینالمللی مطالعات افراطگرایی، با دهها زن و مردی که عضو داعش بودند مصاحبه کردند. سخنان آنها به سؤالات مهمی درباره زنانه شدن داعش پاسخ میدهد.
بروکسل- "لئورا پاسونی" تنها 19 سال داشت و به تازگی مسلمان شده بود. همسرش او و پسر کوچکش را ترک کرد. به امید قویتر کردن ایمانش و یافتن مردی که به او و زندگی زناشویی متعهد باشد، تصویرِ مذهبیتری برای پروفایل فیسبوکش انتخاب کرد و اندکی بعد یکی از استخدامکنندههای داعش با او تماس گرفت.
فرد داعشی به او قولِ مردی را داد که هرگز او را ترک نخواهد کرد. همچنین قولِ خانهای در سوریه، شغلی بهعنوان پرستار و مدرسهای خوب برای فرزندش را داد. دخترِ دلشکسته قبول کرد سفر به سمت سرزمین داعش را آغاز کند. برای اینکه دستگیر نشوند، به همراه کودک و مردی که برایش انتخاب شد زمینی به ونیز سفر کردند. ازآنجا با کشتی به ازمیر رفتند. مسیر خود را با ماشین به مقصد "غازی عینتاپ" ادامه دادند و با عبور از مرز به سوریه رفتند. لئورا سفر با کشتی را سفری رمانتیک و شبیه به ماهعسل با همسر غریبهاش میدانست.
داعش با آنچه تصور کرده بود خیلی فرق داشت. او مجبور شد در "خانه خواهران" بماند تا شوهرش برای دریافت آموزشهای جنگی برود. از او دعوت شد بهعنوان یک استخدامکننده اینترنتی یا یکی از اعضای پلیس اخلاقی فعالیت کند. او هر دو پیشنهاد را رد کرد.
زمانی که شوهرش به مبارزه میرفت او در خانه محبوس میشد. این موضوع شدیداً پاسونی را ناامید کرد.هیچیک از وعدههایی که به او دادند محقق نشد، نه آموزش پرستاری و نه درآمد. مجبور بود پسرش را تنها بیرون بفرستد تا با "برادرها" بازی کند یا با دیگر جنگجویان داعشی به مسجد برود. وقتی دید داعش پسرهای خیلی کوچک را استخدام میکند (معمولاً برای عملیات انتحاری)، ترسید پسرش هم به سرنوشت آنها دچار شود. باردار هم شده بود.
تصمیم گرفت فرار کند. به همراه پسرش سوار یک تاکسی شد و به سمت مرزِ قلمروی داعش رفت. اما راننده تاکسی او را تحویلِ پلیس داعش داد. شوهرش او را از زندان آزاد کرد و به حبس خانگی درآورد. در زمانهای غیبت شوهرش نگهبانان از خانه او محافظت میکردند تا دوباره فرار نکند.
درنهایت پاسونی موفق شد شوهرش را متقاعد به فرار کند، و به کمک قاچاقچیان این خانواده سهنفره به بلژیک بازگشتند. اگر دستگیر میشدند، داعش سر از تنِ همسرش جدا میکرد و او و فرزندش را به رقه باز میگردانند و وادارش میکردند با جنگجوی دیگری ازدواج کند. به دیگر زنانی که تلاش به فرار کردند تجاوز شد و در برخی موارد توسط قاچاقچیان کشته شدند.
شوهر پاسونی اکنون در زندان به سر میبرد، اما خودش بهطور مشروط آزاد شده است. کودکانش نیز دوباره نزد او بازگشتند. او در وقت آزاد خود برای جوانان بلژیک سخنرانی میکند و به آنها درباره خطرات پیوستن به داعش هشدار میدهد.
اکثر زنانی که به داعش میپیوندند، الگویی مشابه با داستان پاسونی را دنبال میکنند. مسیر منتهی به خشونت تقریباً همیشه شامل تعاملِ این چهار عامل مهم است: یک گروه، ایدئولوژی گروه، حمایت اجتماعی، آسیبپذیریها و انگیزههای شخصی. اما معمولاً دلایل خاص و منحصربهفردی نیز وجود دارند.
یکی از آنها خشم سیاسی است. تمام دنیا شاهدِ سقوط سوریه به دلآشوب و خشونت بودند. آنها از سیاستهای بشار اسد در قبال نهتنها شورشیان، بلکه غیرنظامیان سوری به خشم آمدند. انگیزه برخی از این زنان (همانند مردان)، نگرانی از خشونت دولت و بیثباتی سیاسی کشور بود.
برخی دیگر نیز تحت تأثیر روایت داعش و القاعده قرار داشتند که میگفت مسلمانان و سرزمینهای اسلامی موردحمله قدرتهای غربی قرار دارند و جهاد دفاعی ضروری است.
این زنان تحت تأثیر ویدئوهایی واقعی در یوتیوب قرار گرفتند که بیعدالتی و رنج واقعی مسلمانان در سراسر جهان را نشان میداد که مورد ستم رهبران غرب پسند قرار میگیرند. این تصاویر تأثیر مهمی در تصمیم آنها برای دفاع از ضعیفان دارد.درواقع زنان و دختران بیشتر از مردان بسته به روابط قضاوت میکنند: مثلاً ممکن است یک کار غیراخلاقی که سبب نجات زندگی افراد شود را اخلاقی بدانند، بخصوص اگر آن فرد یکی از نزدیکانش باشد.
داعش و القاعده در جذب وفاداری با شعارهای حمایت از جامعه مسلمان و ایجاد خانوادهای بزرگتر موفق بودهاند. آنها با بهرهبرداری از ابعاد مختلف پوپولیسم و طرح آموزههایی که مسلمانان جهان را احساساتی کند، بسیار موفق بودهاند. آنها با این تبلیغات خواستههای مسلمانان را علیه دشمن مشترک (غرب) متحد کردند.مسئله به حاشیه راندن و تبعیض زنان مسلمان در غرب نیز به این تبلیغات پیچیده افزوده شد. در برخی کشورهای غربی پوشیدن نقاب یا بورکینی ممنوع است. در برخی موارد زنان مسلمان به دلیل حجاب استخدام نمیشوند یا در خیابان مورد اذیت و آزار قرار میگیرند.
برای بسیاری از زنان، جابهجایی جغرافیایی به سوریه یا عراق فرارِ خوشایندی از مشکلات شخصی و عاطفی است. تا همین اواخر داعش ادعا میکرد به تحقق آرمانهای اسلامی میپردازد. از زنان دعوت میشد تا برای آمرزش گناهانشان به خلافت بپیوندند و در زندگی جاوید به بهشت بروند.طبق موعظههای خلافت، زنان و مردان گناهکار میتوانند با پیوستن به داعش و بهتر از آن، با انتحار، خود را از عذاب جهنم نجات دهند. هیچچیز مانند "شهادت" تضمینکننده جایگاهی در بهشت نیست.
اغلب تصور میشود زنان مجبور به پیروی از مردان هستند و به دنبال آنها به داعش میپیوندند. در برخی موارد، ترس از تنهایی، وفاداری و اجبار نقش مهمی ایفا میکند.دختری اروپایی به نام "لیلا" همچنین سرنوشتی داشت. زمانی که نامزدش به استانبول پرواز کرد تا به داعش بپیوندد، لیلا به پلیس اطلاع داد. لیلا تصور میکرد او را از پیوستن به داعش نجات داده، اما بعد از ازدواج فهمید همسرش هنوز هم رویای سفر در سر دارد.
شوهرش گفت اگر مانع پیوستنش به داعش شود، او را طلاق خواهد داد و از مسئولیت یک همسر مسلمان گفت که "از شوهرش پیروی میکند." لیلا هم تصمیم گرفت از او پیروی کند.همسر لیلا کشته شد و او را با فرزندی در شکمش رها کرد. لیلا میترسید همانند دیگر بیوههای داعشی وادار به ازدواج با شخص دیگری شود. پدر لیلا شجاعانه تلاش کرد چند قاچاقچی استخدام کند تا قبل از به دنیا آمدن فرزند لیلا، او را از قلمرو داعش خارج کنند. زمانی که داعش متوجه فرار او شد، به والدین لیلا پیام داد تا او به خلافت برگردد و بچهاش را به دنیا آورد. میگفتند "کودک مال ماست." لیلا درنهایت موفق شد فرار کند.
آمارها نشان میدهد نرخ بازگشت زنان بسیار کمتر از مردان است. بعید است که این آمار به دلیل تمایل خودِ زنان به ماندن باشد. بلکه نشاندهنده این حقیقت است که زنان بدون پول و قاچاقچی نمیتوانند از قلمرو داعش خارج شوند. آنها تحت کنترل مردها زندگی میکنند و حتی بهسختی از خانه خارج میشوند.زنانی که در قلمرو داعش بچهدار شدهاند، با دشواریهای بیشتری روبرو هستند زیرا مدارک شناسایی معتبر ندارند. مثلاً یک مادر بلژیکی قبل از فرار با کنسولگری کشورش در ترکیه تماس گرفت. به او گفتند برای دریافت مدارک شناساییِ فرزندان باید پدر کودک نیز حضور داشته باشد. درنهایت تصمیم گرفت همانجا بماند.
داعش موفق شده هم زنان بزرگسال و هم دختران نوجوان را جذب کند. دختران دبیرستانی از اسکاتلند، لندن، قرقیزستان و هلند بهسوی داعش فرار کردهاند. برخی از آنها تشنه ماجراجویی و برخی دیگر خامِ وعدههای عاشقانه مردان داعشی شدند.با توجه به پستهای وبلاگهای تبلیغاتی داعش، تصور میکردند به سفری رمانتیک و دلیرانه و دنیایی سرشار از عشق، اعتماد و وفاداری میروند.
بسیاری از زنان اعتقاد داشتند داعش سبک زندگی "خالص و پاکی" برایشان به وجود میآورد؛ حتی بااینکه از قساوت و کشتارهای خشونتبار داعش آگاه بودند. وقتی زنان این رفتارها را زیر سؤال میبرند، با این پاسخ روبرو میشوند: "هیچ انقلابی بدون خونریزی صورت نمیگیرد، اما درنهایت کسانی که برای هدف مقدس مبارزه کنند، با اسلام خالص زندگی خواهند کرد."بنا به گزارش نیویورکتایمز در سال 2015، دختر جوانی در نیویورک که مادرش معتاد به الکل بود در توییتر نوشت "چرا داعش سر خبرنگاران را میبرد؟" یکی از استخدامکنندههای داعش در پاسخ به او نوشت هیچ انقلابی بدون خونریزی صورت نگرفته و داعش نیز از این قاعده مستثنا نیست. سپس شروع به فریب دادن دختر کردند.
به همین ترتیب، دختر دیگری در لندن هم پروفایلهای داعش در توییتر را دنبال میکرد. ناگهان متوجه شد آنها نیز او را دنبال میکنند و ناگهان با افزایش تعداد فالوئرها به او حس "محبوبیت" دادند. سپس طی پیغامی از او خواستند به داعش بپیوندد. گفتند بهعنوان یک مسلمان میتواند از سرزمین کفر هجرت کند. زمانی که دختر اعتراض کرد که برای ازدواج هنوز خیلی جوان است، به او گفتند میتواند بعد از یک یا دو سال با یکی از "برادران" ازدواج کند. هنگامیکه دستگیر شد اعتراف کرد از تصاویری که برایش از مناطق و خانههای سوریه ارسال میشد، فکر میکرد قرار است به "دیزنی لند اسلامی" سفر کند.
افرادی که تازه مسلمان میشوند، در برابر استخدامکنندههای داعش بسیار آسیبپذیرند. زیرا دانش محدودی از دیندارند. اغلب میخواهند خود را اثبات کنند و گاهی از طریق خشونت وفاداری خود را اثبات میکنند. در برخی موارد هم از بیتوجهی اعضای خانواده رنج میبرند و به دنبال چیزی برای پر کردن این شکاف هستند.نوجوان آمریکایی "شانون کنلی" نیز در این دام افتاد. او در سن 17 سالگی از مسیحیت کاتولیک به اسلام تغییر دیدن داد و در 19 سالگی به داعش پیوست. او تفسیرهای قرآن را در اینترنت پیدا کرد و از جانب افراطیها متقاعد شد که اسلام تحت حملهی غرب قرار دارد. در بازجویی اعتراف کرد که دستورالعمل مربوط به انجام حملات گرگ تنها در آمریکا را دانلود کرده بود. او متقاعد شده بود که حتی غیرنظامیانی که روزانه با آنها برخورد دارد میتوانند هدف حملهاش باشند.زنانی که به داعش میپیوندند، درواقع واردِ سازمانی زنستیز میشوند. اما باید اشاره کرد به طرق زیادی از گروه قدرت میگیرند. از زنان خارجی دعوت میشود به عضویت پلیس اخلاق درآیند.آنها مسئول اجرای قوانین سختگیرانه شریعت در لباس پوشیدن و زندگی روزمره هستند.این زنان مسلح هستند و موقعیتشان فراتر از غیرنظامیانِ عادی است. آنها تقریباً به هیچکس جواب پس نمیدهند و بدین ترتیب موقعیتی برتر پیدا میکنند که در کشورهای خود نداشتند.اکثر کشورها زنانی که به سوریه و عراق مهاجرت کردهاند را دوباره میپذیرند و بسیاری از کشورها این زنان را محاکمه نمیکنند. حتی اگر محاکمه شوند، مجازات سبکتری دریافت میکنند. زیرا تصور میشود آنها فریبخوردهاند یا به اجبار یک مرد قدم در این مسیر گذاشتهاند.
چرا داعش اقدامات وحشیانه انجام می دهد؟
این اقدام داعش دو دلیل دارد : دلیل نخست را می توان در ریشه های "ایدئولوژیک" تفکر تکفیری گروه داعش دانست که در منطق این دیدگاه هر رفتار وحشیانه و جنایتی مشروع و منطقی است مادامی که به اهداف گروه کمک کند. در تفکر داعش شیعیان و بسیاری از باورمندان به دیگر ادیان کافر محسوب شده و مستوجب بدترین جنایت ها هستند و ازاین رو لازم به رعابت هیچ استاندارد رفتاری در مواجهه با این افراد و گروه ها نیست.البته نباید در این زمینه تاثیر تئوریسین ها را نیز نادیده گرفت . یکی از این تئوریسین های خشونت و وحشت "ابوبکر ناجی " مصری تبار عضو سابق اتاق فکر القاعده است.او در سال 2004 کتابی تحت عنوان " مدیریت وحشی گری" منتشر کرد که این کتاب در سال 2006 به انگلیسی ترجمه شده است.
ناجی در این کتاب شرح می دهد که باید با انجام حملات تروریستی مکرر و مداوم به کشورهای غربی و کافر زندگی را در آنها به یک جهنم و کابوس تبدیل کرد. از سوی دیگر از نظر ناجی اقدام و اعمالی مانند سربریدن کفار اوج و نهایت فرهنگ مرگ و جهاد است و قدمی در راه سقوط نظم جهانی کنونی و رسیدن به نظم ایده آل است.
نکته دیگر در تفکرات ناجی این است که بزرگ ترین مانع در سر راه تشکیل حکومت جهانی (تکفیری) خود مسلمانان (به ویژه شیعیان) هستند. به همین خاطر است که بیشترین قربانیان داعش از بین مسلمانان هستند. ناجی در واقع در کتاب خود که به عنوان یک مانیفست ترویج و توجیه خشونت برای گروه های تکفیری و تروریستی است، مجوز برخورد خشن و هر چه بی رحمانه تر با مسلمانان و غیر مسلمانان را در جهت برپایی یک حکومت صادر و تئوریزه کرده است.
دلیل دیگر عامل "استراتژیک" است. داعش از وحشت افکنی به عنوان یک استراتژی بهره می گیرد تا دل ها را خالی کند و مقاومت های احتمالی مردمی و گروهی را در مقابل خود بشکند و در دل ها رعب و وحشت ایجاد کند که نتیجه آن پیروزی با تعداد کم در برابر جمعیت های بزرگ است.
داعش در بهره گیری از این روش تا حدود زیادی نیز موفق عمل کرده است. انتشار فیلم ها و عکس های جنایات شنیع این گروه تروریستی با بهترین کیفیت تصویری در فضای اینترنت باعث شده است تصویری هول برانگیز از این گروه ترسیم شود و این گونه مقاومت ها در برابر آن شکسته می شود و وقتی تروریست های این گروه برای تصرف منطقه یا شهری گسیل می شوند پیش از آنکه پای آنها به منطقه مزبور باز شود بسیاری از مردم از بیم داعش پا به فرار گذاشته و مقاومت نمی کنند و این گونه تصرف قلمرو جدید برای داعش سهل تر می شود.
دلایل ریشهای که باعث جذب مردم به داعش می شود
*داعش ماهانه چقدر به نیروهایش حقوق می دهد؟
ماجد غماس رئیس دفتر مجلس اعلای اسلامی عراق می گوید عوامل مادی در جذب نیروهای داعش بسیار موثر بوده است.
ماجد غماس در خصوص وضعیت پرداختی های داعش به نیروهایش می گوید: «البته طبیعی است که نمی توان عدد دقیقی در این رابطه گفت و اطلاع موثقی از آن در دست نیست. اما آنچه منتشر و شایع شده حاکی از این است این گروه برای نیروهای عراقی خود ماهانه ۷۰۰ دلار و برای اعضای غیر عراقی اش ۱۲۰۰ دلار پرداخت می کند.»
این سیاستمدار عراقی همچنین با اشاره به تاثیرگذاری عوامل اقتصادی در جذب نیروی داعش می افزاید: «با توجه به اوضاع بحرانی اقتصادی در جهان عرب طبیعی است که این مبالغ برای شهروندان کشورهای مختلف عربی به ویژه آنها که مشکلات اقتصادی جدی تری دارند، جذاب است. به ویژه که این گروه از خانواده مبارزان خود هم حمایت می کند و ساپورت های مالی از آنها ادامه دارد.»
*مساجد تکفیری ها و خانه های تیمی
مسئول سیاسی جریان حکیم در تهران در خصوص شیوه های عضو گیری داعش می گوید: «جریان های تکفیری و القاعده و داعش در مساجد و خانه های تیمی خود در نقاط مختلف جهان عرب و جهان روند عضوگیری خود را پی می گیرند. آنها با سوار شدن بر باورهای اندیشه ای و همچنین وسوسه مالی می توانند افراد مختلف را جذب نمایند. ما حتی شنیده ایم در لیبی اهالی چندین روستا به طور کامل برای به عراق آمده اند و به داعش پیوسته اند»البته وعده بهشت نیز در جذب برخی به داعش تاثیر گذار است.
*جوانان مسلمان از طبقه متوسط اروپایی هم داعشی می شوند!
اما بسیاری از جوانانی که به داعش می پیوندند، از خانواده هایی از قشر متوسط جامعه هستند و چشم انداز زندگی آنها عالی بوده است. اگر این مردان جوان و به طور فزاینده زنان جوان، تا این اندازه خود را مشتاق به پیوستن به جنبشی می بینند که در نهایت احتمالا منجر به مرگ آنها خواهد شد، می بایست دلیل و برهانی مهم تر از مشکلات اقتصادی و یا شرایط خوب اجتماعی وجود داشته باشد.
داعش به این دلیل برای مسلمانان اروپایی جذاب نیست که به آنها کمک می کند فقر خود را فراموش کنند، بلکه به این دلیل برای آنها جذابیت دارد که جایگزینی جذاب و معنادار در مقابل زندگی برای رفاه مادی و امنیت اقتصادی به آنها پیشنهاد می کند. این تفکر که بهبود شرایط اجتماعی و مالی در مناطق مسلمان نشین غرب اروپا بر پیوستن افراد جدید به داعش تاثیر می گذارد، ساده انگارانه است. درست است که بکارگیری نیرو در میان افرادی که از نظر مالی با مشکل مواجه شده اند، ساده تر است، چرا که این افراد به پول احتیاج دارند و چیزی برای از دست دادن ندارند. با این وجود، این نظریه نیز نمی تواند موفقیت داعش را در جذب آن دسته از افراد که فقر مالی نداشتند و یا در شرایط خوب اجتماعی بودند، توضیح دهد. برای نمونه می توان به ناصر موتانا مرد جوانی از ویلز اشاره کرد که برای پیوستن به داعش، چهار پیشنهاد برای تحصیل در رشته پزشکی در دانشگاه های انگلیس را رد کرد.
*داعش به اروپایی های مسلمان فرصت می دهد بخشی از یک ایدئولوژی باشند
آنچه که داعش و قاتلان خشونت گرای آن به جوانان مسلمان اروپایی پیشنهاد می کنند، همان چیزی است که دموکراسی های لیبرال غربی با تاکید بر شناخت فردی و راحتی مالی، توانایی ارائه آن را ندارند: فرصت بخشی از یک ایدئولوژی بودن که بتواند به زندگی یک فرد معنا دهد.
مهم ترین ابزار داعش در جذب نیرو، توییتر و یا این واقعیت که جنگجویانش تویوتا کورولا ندارند، نیست. داعش افرادی را جذب می کند که به دنبال این مسائل نباشند؛ گاها پیش می آید که اشخاص به دنبال تفکری بزرگتر هستند که بتواند آنها را تماما در بر گیرد و بدین ترتیب آنها به مجموعه ای از افرادی با ذهنیت های مشابه با هدف مشترک، برادری، می پیوندند.
داعش با ادراک یکجانبه از ارتداد، احیاء خلیفه و ترکیبی دیوانه کننده از کشتار و ایجاد کشور، همه خواسته های این افراد را فراهم می آورد. همین تصورات و تفکرات و تلاش برای رسیدن به مفهومی بزرگ تر از زندگی است که قلب جوانان اروپایی را برای پیوستن به داعش به صدا در می آورد؛ اینها تفکراتی هستند که جوانان اروپایی با اشتیاق خود را برای آنها فدا می کنند.
*گلوبال پست:ناتوانی دموکراسی های غربی باعث جذب جوانان اروپایی است
نشریه گلوبال پست در ادامه نوشته است:اگر دموکراسی های غربی واقعا در تلاش هستند از جذب شدن جوانان به سمت داعش جلوگیری کنند، می بایست در تفکرات ارتدکسی صلح اقتصادی و عقاید سکولار در مورد اینکه راحتی فیزیکی و فرصت های اقتصادی راه حلی برای همه نارضایتی های اجتماعی هستند، تجدید نظر کنند.
جوانان عموما به عللی با شکوه، جدی و قاطع نیاز دارند تا آنها را از آنچه که تلاش بی فایده و بی ارزش خانواده و اطرافیان خود می پندارند، رهایی دهد. چنین کشش و تمایلی تنها مربوط به جوانان مسلمان افراطی نیست و در حقیقت بخشی از ماهیت انسان است و شواهد آن در تاریخ بشریت بارها مشاهده شده است. داعش اولین گروهی نیست که تلاش کرده از احساس نیاز به بخشی از یک کل بزرگ تر بودن استفاده کند.
عقیده اصلی در رژیم های لیبرال این است که کشور نباید ایده ای مختص به خود را دیکته کند و هر شهروندی باید بتواند خواسته های خود را دنبال کند تا زمانی که این مسئله مشکلی برای دیگران وجود نیاورد. چنین طرز تفکری ارزشمند است، اما درک بزرگی و شکوه چنین طرز تفکری احتمالا برای بسیاری دشوار است. این مشکل بزرگ دموکراسی های لیبرال و ضعف حقیقی آنها در مبارزه علیه هر گونه افراطی گرایی است.
* یک جاسوس چندجانبه: جوانان در اروپا عدالت نمی بینند
مورتن استورم که می گوید قبلا یک افراط گرا بوده است پیش از این نیز برای سیا کار کرده بود. همچنین در سوابق کاری او عنوان مامور اطلاعاتی دانمارک نیز به چشم می خورد. او اکنون به سرویس های اطلاعاتی مشاوره می دهد و مدعی است که یک بحران ایمان منجر به پشت کردن او به اسلام گرایان شده است.
او در مصاحبه ای با بی بی سی گفت: «مردان جوان رادیکال را درک می کنم. آنها با دولت و سیاست خارجی ما مشکل دارند و هیچ عدالتی را نمی بینند.»
مورتن استورم که اکنون یک جاسوس و مامور اطلاعاتی است، کسی است که پیشنهاد دیدار با اسامه بن لادن را داشته است.
او افزود: «با این وجود رفتن آنها به سوریه، یک بلیط یک طرفه خواهد بود و زندگی آنها کاملا متفاوت خواهد شد. آنها یک برچسب خواهند شد و دنبال می شوند.»او به مسلمانان بریتانیایی توصیه کرد که در خانه های خود بمانند چرا که خانواده و بچه های شما بیشتر به شما نیاز دارند.
* زنان افغان و پاکستانی هم برای پیوستن به داعش دلیل دارند!
گروههایی همچون داعش میتوانند نوعی از رهایی از رسوم و فرهنگ مردسالارانۀ جامعه در اختیار زنان افغان و پاکستانی گذارد. زن طلاق گرفته یا بیوه با فرزند به ندرت در افغانستان یا پاکستان میتواند دوباره ازدواج کند؛ عروس حتماً باید دوشیزه باشد. اما در قلمرو جهادیها این ممنوعیت وجود ندارد؛ برای مثال زنان بیوه شده در قلمرو داعش (که به علت کشته شدن مرتب جنگجویان داعش، تعدادشان کم هم نیست) بلافاصله امکان ازدواج دوباره دارند. یک زن معتقد، هر چند باکره نباشد، به خاطر خواستش برای مبارزه همچنان پاک و قابل ازدواج محسوب میشود.
مثلا،عفیه صدیقی، مدت زیادی از طلاقش در اکتبر سال 2002 نگذشته بود، که با عمار البلوچی، مردی که بسیار از خودش جوانتر بود و خویشاوند نزدیک خالد شیخ محمد (مغز متفکر حملات یازده سپتامبر) است، ازدواج کرد. زنان خانوادۀ البلوچی هم از او و هم از فرزندانش استقبال کردند. همچنین، داعش حکم کرده است که اگر زنی خواهان پیوستن به گروه است باید ازدواج کرده باشد؛ پس از آنکه زنی به قلمرو داعش وارد میشود به سرعت برای او ازدواج ترتیب داده میشود. اگر شوهر جدیدش در نبرد بمیرد، ازدواج دوبارهای برای او ترتیب داده میشود.
*چرا دختران جوان اروپایی؟!
اولین تحقیق جامع در باره زنان موسم به زنان جهادی باشد، توسط موسسه گفتوگوی استراتژیک انجام گرفته است. این گزارش میگوید ۵۵۰ زن از کشورهای اروپای غربی به نیروهای داعش که بخش بزرگی از سوریه و مناطقی در عراق را در اشغال خود دارند، پیوستهاند. این گزارش این سئوال را مطرح میکند که چرا این زنان با دل کندن از همه چیز و با علم به خطر بازداشت و یا حتی مرگ، برای زندگی به مناطق تحت کنترل داعش میروند.
این گزارش خاطرنشان میکند که بسیاری از این زنان انتظار چنین خطراتی را ندارند اما در هر حال راهی هم برای برگشت ندارند. نویسندگان گزارش، دلایل متعددی را برای این مساله بیان میکنند. از جمله این دلایل میتوان به تمایل این زنان برای ازدواج با جنگجويان اشاره کرد. راس فرنت، یکی از نویسندگان این گزارش گفته است که وقتی که این زنان وارد سوریه و عراق میشوند، زندگی آنها بسیار معمولی و پیش پا افتاده میشود.
فرنت گفت: زنانی که در مناطق تحت کنترل داعش زندگی میکنند، به زنانی که درصدد سفر به این مناطق بدون قصد ازدواج هستند، هشدار میدهند که دست به این سفر نزنند. آنها میگویند هر زنی که به این مناطق میآید باید ازدواج کند. این گزارش خاطرنشان میکند که نقش این زنان در حال حاضر منحصر به بچهداری، آشپزی و نظافت است. فرنت میافزاید: "این زنان در شبکههای اجتماعی، به طور فعالانه دیگران را به انجام حملات تشویق میکنند. مواردی را داریم که این زنان به دیگران میگویند اگر نمیتوانید به مناطق تحت کنترل داعش بروید، میدان نبرد را به محل زندگی خود ببرید."
این زنان به عنوان مثال به حوادث اخیر پاریس اشاره کردهاند. ارین ماری سالتمن، از محققان ارشد موسسه گفتوگوی استراتژیک هم گفت: "نباید به این زنان به عنوان موجواتی با شخصیت مطیع و منفعل در این سازمان تروریستی نگریست. این زنان قویا بر این باورند که در حال ساختن آرمان شهر هستند، این زنان بسیار جوان هستند و بسیاری از آنها هیچوقت سفر نکردهاند و انتظارات و تصورات رویاگونه در باره ازدواج با سربازان جهادی دارند." خانم سالتمن میگوید این زنان به عنوان مبارز مورد استفاده قرار نمیگیرند و نمیتوان آنها را در شمار جنگجویان خارجی آورد.
**بیکشوری و فرار از هویت
یکی دیگر از اصول داعش، سیاست درهای باز آن است که طبق آن هر مسلمانی که میخواهد به قلمروی تحت کنترل این گروه مهاجرت کند، حق دارد این کار را بکند. بر اساس بسیاری از ویدیوهای منتشره از این گروه، یکی از اقدامات اولیهای که برای پیوستن به داعش باید انجام شود، این است که فرد پاسپورت خود را بسوزاند. رسمی که البته در غرب به نسبت کشورهای اسلامیای که داعش بیشترین حمایت را از آنها دریافت میکند، از اقبال کمتری برخوردار است. اکثر دارندگان پاسپورتهای غربی کمتر پیش میآید که از وارد شدن به سایر کشورها منع شوند؛ شهروندان آمریکا، انگلیس و سایر کشورهای اروپایی همین اکنون هم در جهانی بدون مرز زندگی میکنند، و به راحتی امکان سفر به بیش از 170 کشور را دارند. در مقابل، اکثر اعضای داعش از کشورهایی چون عراق، پاکستان و سومالی میآیند که پاسپورتهایشان کاربرد چندانی ندارد. شهروندان این کشورهای، بدون طی تشریفات کنسولی، تنها امکان سفر به نزدیک به چهل کشور را دارند. برای ارتش آمریکا، و "جنگ بین المللی علیه تروریسم"، نیز این مرزها بیمعنا هستند، و مظنونان به دشمنی با آمریکا در هر زمان و مکانی میتوانند هدف قرار گریند. همۀ اینها، به ایجاد کینه در میان مسلمانان جوانی که خود را در اروپا غریبه احساس میکنند، و البته اکثرشان از بدو تولد نیز تنها همان کشور اروپایی را دیدهاند، دامن میزند.
* فرانسه بیشترین زنان اروپایی داعش را دارد
بگذارید، فرانسه، یعنی کشور غربیای که بیشترین شمار اعضای زن داعش از آنجا میآیند را مثال بزنم. آن دختر مدرسهایهای مسلمان فرانسوی که به خاطر حجاب از مدرسه بیرون انداخته شدهاند، در انزوای نسبی از جریان اصلی جامعۀ فرانسه زندگی میکنند و میآموزند. در ماه اکتبر، اپرای پاریس به خاطر حضور زنی برقه پوش در میان تماشاچیان، که با وجود داشتن بلیط معتبر از او خواسته شده بود سالن را ترک کند، اما حاضر به ترک سالن نبود، از اجرا سرباز زد. انتخابهای زنان مسلمان – به خصوص آنهایی که به حجاب مربوط میشوند- از سوی جامعۀ فرانسه به عنوان دهن کجی به فرهنگ فرانسه انگاشته شده و این جامعه با آن برخورد میکند.
برای چنین زنانی، داعش میتواند راه فراری باشد از کشوری که در آن لازمۀ شهروندی برابر با کنار گذاشتن واجبات دینی است. با این دیدگاه، وقتی که داعش هویت ملی را رد میکند، و میگوید که هویت دینی ورای همۀ مرزهاست، میتوان جاذبۀ آن را برای این زنان سرخورده درک کرد. ام لیث در وبلاگش شرح میدهد که در قلمروی تحت اختیار داعش، زنان به خاطر حجاب اسلامی تمسخر نمیشوند و فقط با "احترام و شرف" با آنها برخورد میشود.
منابع:
https://www.naftema.com/report/35565
https://jamejamonline.ir/fa/news/68313
https://www.islamtimes.org/fa/article/825386
http://www.qudsonline.ir/news/377479
https://farhikhtegandaily.com/page/3602
https://www.iscanews.ir/news/115339
https://fa.alalam.ir/news/3036816
https://www.yjc.news/fa/news/525433