0

چشمه یاد تو

 
n_mamas
n_mamas
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 107

چشمه یاد تو




 

سلام. هر صبح دلم را در چشمه یاد تو شستشو میدهم و در ملکوت صدای تو به راه می افتم. پلکهایم به دنبال نامت قیام میکنند و برای دیدن تو پاهایم در میان کوچه‌ها می وزند...


دیشب باز هم خواب تو را دیدم. خواب دیدم قیامت شده و همین نامه‌های شبانه شفاعت مرا کردند. بعد به من گفتند که

پیراهنی از شعر بپوش و در صف عاشقان بایست!...

هر عاشقی نام معشوق خود را که می برد دری از درهای بهشت به روی او گشوده می شد. نوبت به من که رسید زبانم بند آمد... اما... به یکباره همه سلولهای تنم نام عزیز تو را فریاد کردند...

امشب که ‌این نامه به دستت می رسد بر واژه‌های بی تکلف آن چند قطره مهربانی ببار تا‌این پرنده‌های تشنه به سمت آغوشت به پرواز در‌آیند... همین!

دل نوشته‌ای از: عبدالرحیم سعیدی راد
براي ديدن متن کامل بر روي لينک زير کليک کنيد
http://bayan.rasekhblog.com
پنج شنبه 30 مهر 1388  3:04 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها