صنعت چاپ در ایران سابقهای بیش از ۱۰۰ سال دارد.

اگرچه غربیها پیدایش صنعت چاپ را به نام خود میدانند، اما به گفتهای باید کشور چین را مبدأ آغاز چاپ دانست. در ایران نیز ظهور صنعت چاپ و ورود چاپخانه، به دورانی بیش از صد سال بازمیگردد. برخی چاپ در ایران را به دوران مغول مربوط میدانند. با این حال، صنعت چاپ به شکل جدید به دوره قاجار بازمیگردد.
تحول در صنعت چاپ تا رسیدن به دستگاه فلزی را باید یک روند تدریجی به حساب آورد که در فاصله سالهای ۱۴۴۵ تا ۱۴۵۰ میلادی به اوج رسید. اما در سال ۱۶۴۰ میلادی در ایران همزمان با دوره صفویه، بازرگانی ارمنی که از ارامنه ساکن آمستردام بود، دستگاه چاپی را با حروف ارمنی خریداری و به جلفای اصفهان وارد کرد. به دنبال آن، عدهای از بزرگان و پادشاهان صفوی به فکر ایجاد چاپخانه با حروف فارسی و عربی افتادند که پس از چندی به فراموشی سپرده شد تا دوران عباس میرزای نایب السلطنه که اولین چاپخانه سربی با حروف فارسی و عربی توسط میرزا زین العابدین در تبریز دائر شد و اولین کتاب منتشرشده آن، رساله جهادیه میرزاعیسی خان قائم مقام بود که در سال ۱۲۳۳ در جریان جنگ ایران و روسیه و پس از عهدنامه گلستان به چاپ رسید.
از سده هفدهم به بعد انقلاب صنعتی باعث و بانی پیشرفتهای عظیمی در متون چاپ شد. در سده هجدهم، چاپ به رشد تدریجی خود ادامه داد و در این قرن، آمریکا به عنوان کانونی تازه، اما پرتوان وارد صحنه نشر جهان شد و تاثیر بسزایی در پیشرفت و نوآوریهای نشر داشت. در قرن نوزدهم، تحولات چاپ و نشر کتاب به حدی سرعت و کیفیت چاپ را افزایش داد که این قرن را عصر جدید کتاب نامیدند.

۱۱ شهریور؛ روزی به نام صنعت چاپ...
کاربرد رایانه، چاپ را همانند فعالیتهای دیگر، به خود وابسته کرده است. امکانات فراوان رایانهای برای چاپ و نشر کتاب به حدی است که تصور وابستگی نام چاپ به کامپیوتر پذیرفتنیتر است تا چاپ بدون کامپیوتر.
در جریان انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، اما چاپخانهها یکی از مهمترین و حساسترین کانونهای فعالیت بر ضد حکومت پهلوی بودند. از خروج محمدرضا پهلوی از ایران در دی ۱۳۵۷ تا آغاز تجاوز نظامی عراق به خاک ایران در پایان شهریور ۱۳۵۹، بیش از ۳۵۰ عنوان روزنامه در ایران چاپ شده است.
و، اما نامگذاری روز ۱۱ شهریورماه بهعنوان روز ملی صنعت چاپ در تقویم ایرانیان در سال ۱۳۸۲ و با تلاش اسدالله جامی (مدیر کل وقت دفتر امور چاپ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) انجام شد. در آن زمان اهالی صنعت چاپ به شورای فرهنگ عمومی درخواست دادند و توضیحات بسیاری برای لزوم ورود این روز در تقویم مطرح کردند تا در نهایت این شورا به این جمعبندی رسید که روز ملی صنعت چاپ به رسمیت شناخته شود و اینگونه ۱۱ شهریورماه بهعنوان روز ملی صنعت چاپ در تقویم نامگذاری شد.
صنعت چاپ ایران در ایران با بازار بسیار بزرگی مواجه است. این بازار بزرگ به دلیل دانش تخصصی، موقعیت راهبردی و سایر عوامل انسانی و اقتصادی، ظرفیت بالایی برای ارتقای وضعیت دارد.
نیروی کار آموزشدیده و البته با قیمت پایین، دسترسی به انرژیهای فسیلی ارزان، موقعیت جغرافیایی و دسترسی به بازارهای عمده مصرفکننده (خاور میانه و شمال آفریقا، نزدیکی به روسیه و خط واصل اروپا و آسیا) و البته تسهیلاتی که دولت ایران برای سرمایهگذاران خارجی در نظر میگیرد قابلیتهایی هستند که میتواند ایران را به قطب تولید محصولات چاپی و صنایع بستهبندی تبدیل کند.
درصورتی که قابلیتهای ذکر شده با فناوریهای پیشرفته و تجربه در تولید و صادرات ادغام شوند، ثمره آن محصولات با کیفیت است که میتواند با هزینه کم تولید شود. همچنین محصولات را میتوان نسبتا راحت صادر کرد. بدین ترتیب بازار هدف دیگر محدود به ایران نخواهد شد. شاید بتوان گفت ضعف صنعت چاپ ایران تجهیزات مکانیکی منسوخ شده است که منجر به معایب قابل توجهی در کیفیت و رقابت محصولات میشود. در حال حاضر به علت ضعف امکانات و ظرفیتهای سختافزاری و نرمافزاری، این صنعت در اختیار کشورهای دیگر مثل چین و ترکیه قرار گرفته است و این مساله سرمایهگذاریهای بینالمللی را به جای ورود به ایران به کشورهای فوق سوق میدهد و این یکی از چالشهای جدی صنعت چاپ ایران به شمار میرود.
وضعیت صنعت چاپ با توجه به تغییراتی که در همه ارکان اقتصادی کشور به وجود آمده، به مسالهای چالشبرانگیز تبدیل شده است. وضعیت چاپ و انتشار روزنامه و کتاب، در پایینترین تیراژ قرار دارد و از سوی دیگر هزینه تولید به قدری افزایش یافته که صرفه اقتصادی آن را توجیه نمیکند.
از طرفی در سالهای اخیر ایران به کشوری با بالاترین میزان دستگاههای چاپ فرسوده و قدیمی تبدیلشده است؛ بهطوریکه عنوان قبرستان ماشینهای دستدوم چاپ را دارد. با وجود این، برخی کارشناسان معتقدند صنایع وابسته به چاپ که همان صنایع بستهبندی است بیشتر با چالش ماشینآلات فرسوده روبهرو است.
در هر حال صنعت چاپ ایران این روزها با وجود همه چالشها و دغدغههایی که فعالانش را آزار میدهد، درحال فعالیت است و در مقاطع مختلف و شرایط فصلی متنوع توانسته بحرانها و چالشها را بهصورت مقطعی پشتسر بگذارد، اما در هر حال، صنعت چاپ برای حل پایدار مشکلاتش نیازمند توجه بیشتر مسئولان دو وزارتخانه صنعت، معدن و تجارت و نیز فرهنگ و ارشاد اسلامی است تا بتواند شاهد پیشرفتهای بیشتر در حوزه این صنعت باشد.

اختراع حروف چاپی، از مهمترین رخدادهای تاریخ بشریت
یکی از مهمترین رخدادهای تاریخ بشریت، اختراع حروف چاپی مستقل و دستگاه چاپ بوده است. نخستینبار، یوهانس گوتنبرگ آلمانی در سال ۱۴۵۶ میلادی چاپ را اختراع کرد اما در حقیقت اختراع فن چاپ به قرنها پیش از گوتنبرگ مربوط میشود، شاید وقتی به کتیبه حقوق بشر کوروش هخامنشی نگاه میکنیم نشانههایی از این صنعت قابل مشاهده باشد.
پیدایش صنعت چاپ در جهان
بسیاری پیدایش نخست این صنعت حیات بخش را مربوط به چین میدانند اما از کجا معلوم که چاپ قرنها پیش از چینیها ابداع نشده باشد چرا که جنگهای پیدرپی اجازه کاوش را از انسانها گرفته است و شاید اگر نابودی فرهنگی در جنگها نبود امروز مطالبی میتوان یافت که چاپ را به ایران نسبت داد. با نگاهی به تمدن تخت جمشید و آثار برجای مانده از شهرسوخته، این فرضیه چندان دور از ذهن نیست.
اگر گوتنبرگ را پدر چاپ دنیا معرفی کنیم در توضیح فعالیتهای وی میخوانیم که او روزانه بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ برگ چاپ میکرد. نخستین کتابی که او پدید آورد کتاب مقدس ۴۲ سطری بود. کتابهایی که در آن زمان بهچاپ میرسید به «اینکونابولا» معروف است. ابداع گوتنبرگ ظرف مدتی حدود ۴۰ سال در عمده کشورهای اروپایی و در شهرهایی مانند ونیز، فلورانس، پاریس و لیون رواج پیدا کرد و چاپخانههایی با این روش بهوجود آمد.

بستهبندی به عنوان یکی از مهمترین صنایع وابسته به صنعت چاپ، یک ابزار مهم، تاثیرگذار و رقابتی در تولید درآمد و افزایش صادارت محسوب میشود. کارتن، مقوا و کاغذ به عنوان یک متریال پر مصرف در صنعت بستهبندی بیشترین سهم استفاده در زنجیره چاپ و بستهبندی محصولات را به خود اختصاص دادهاند.
ارزش صنعت بستهبندی هم در ایران به مانند صنعت چاپ در مقایسه با کشورهای دیگر، از وضعیت چندان مطلوبی برخوردار نیست. بررسی آمارهای موجود در صنعت بستهبندی و مقایسه آن با کشورهای دیگر نشان میدهد که سهم ایران در صنعت جهانی بستهبندی بسیار ناچیز است. پائین بودن جایگاه ایران در صنعت بستهبندی و نبود چشمانداز روشنی از رشد این صنعت میتواند تبعات منفی برای اقتصاد کشور به دنبال داشته باشد. بستهبندی نامناسب موجب شده بسیاری از کالاهای ایرانی با وجود مرغوبیت، امکان رقابت در بازارهای صادراتی را نداشته باشند به طور نمونه خرما از ایران به کشورهای همسایه صادر شده و این کشورها خرما را پس از بستهبندی با چند برابر قیمت، به بازارهای دنیا عرضه میکنند. در حالیکه اگر در داخل کشور به صنعت بستهبندی توجه ویژه شود این صنعت راهبری صنعت تبدیلی را برعهده خواهد گرفت رویکردی که موجب ایجاد ارزش افزوده در تولید و صادرات محصولات متنوع در کل زنجیره میشود و ارزآورزی چندبرابری را در مقایسه با فروش فلهای برای کشور درپی خواهد داشت.
صنعت بستهبندی ایران به عنوان تولیدکننده کالاهای با کیفیت و با هزینه تولید بالا شناخته شده است که علت بالا بودن هزینه تولید، کمبود تجهیزات مکانیکی برای تهیه مواد اولیه دربستهبندی است که باید وارد شوند؛ بنابراین وابستگی صنعت بستهبندی ایران به کشورهای خارجی وجود دارد.
صنعت چاپ و بستهبندی کشور برای اینکه بتواند روی پای خود بایستد و پس از آن راهکار توسعه را برای خود در پیش گیرد نیازمند اختصاص تسهیلات مناسب، تامین مواد اولیه به ویژه مواد اولیه داخلی، نوسازی ماشینآلات و تجهیزات و استفاده از فناوریهای روز در کنار پرورش و آموزش نیروهای متخصص است. ظرفیتی که در صورت تحقق میتواند این صنعت را نیز به یک مزیت رقابتی برای کشور در قیاس با رقبای منطقهای تبدیل کند.
یازدهم شهریور برای دستاندرکاران صنعت چاپ اهمیت بسزایی دارد چرا که در این روز، صنعت چاپ ایران با بیش از دو سده دیرینگی دارای شناسه (:هویت) شد و «روز ملی صنعت چاپ» نام گرفت.
این روز یادآور کوشش همیشگی و تلاش پیوسته در گذر از سختیهای کار، گروه بزرگی از کارگران، صنعتگران و هنرمندان و بزرگمردان فرهنگ ایران زمین است. چاپ یعنی زندگی، یعنی پویایی و تحرک، فکر این که در نبود چاپ جامعه با چه مشکلاتی روبهرو میشود غیرقابل باور است.
برای چند لحظه به دنیای بدون چاپ فکر کنید، تصور کنید که محصولی عکس نداشته و بخواهد معرفی شود. اگر چاپ نباشد هیچ کارتشناسایی برای معرفی هویت ما وجود ندارد، خبری از اسکناسهای رنگارنگ نیست و کتاب و مجلهای چاپ نخواهد شد و اگر نوشتار تارنما را چاپ نوین بنامیم دیگر سرگرمی بهنام اینرنت معنا ندارد.
با گذشت زمان اهمیت صنعت چاپ بر همه روشن شد، نامگذاری روز ۱۱ شهریورماه بهعنوان روز ملی صنعت چاپ در تقویم ایرانیان در سال ۱۳۸۲ و با تلاش اسدالله جامی (مدیر كل وقت دفتر امور چاپ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) انجام شد. در آن زمان اهالی صنعت چاپ به شورای فرهنگعمومی درخواست دادند و بسیاری برای بایستگی ثبت این روز در سالنمای رسمی کشور گفتوگو کردند. با گذشت زمان اهمیت صنعت چاپ بر همه روشن شد. تا سرانجام این شورا به این جمعبندی رسید كه روز ملی صنعت چاپ، رسمی شناخته شود و اینگونه ۱۱ شهریورماه بهعنوان روز ملی صنعت چاپ در سالنمای کشور نامگذاری شد.
زرتشتیان و چاپ
پیش از اینكه چاپ در میان زرتشتیان ایران آغاز شود، پارسیان هند در چاپ به پیشرفتهای خوبی دست پیدا كرده بودند و كتابهای اوستا را به خط اوستایی و فارسی به چاپ میرساندند. بهترین این كتابها «خرده اوستا» و «شاهنامههای چاپ بمبئی» به صورت چاپ سنگی بود كه با كیفیت بسیار خوب در بمبئی به چاپ میرسید، در ایران پیش فروش، و پس از آوردن به ایران به خریداران داده میشد. تا اینکه زندهیاد كیخسرو خسرویانی (راستی) پی برد كه حروف اوستایی در ایران قابل چاپ نیست و به دنبال راهاندازی چاپخانه ویژه زرتشتیان افتاد.
تا سال ۱۳۲۸ خورشیدی زرتشتیان از داشتن سالنمای زرتشتی بیبهره بودند و هیچگونه سالنمایی كه نام روزهای زرتشتی را داشته باشد در دسترس نبود. او در این سال سالنمای کوچک جیبی و دیواری با شکل ویژه سالنمای راستی را چاپ كرد. خسرویانی توانست نخستین کتاب اوستا و جزوههای دینی زرتشتیان را که خود ناشر آن بود چاپ کند. یکی از کارهای خلاق این فرد نخستین سالنامه زرتشتیان بود که با نام راستی، در ایران چاپ و پخش شد. این چاپخانه از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۶۲ خورشیدی با چاپ کتاب، سربرگ و جزوه، یکی از سه چاپخانه بزرگ ایران پس از چاپخانه «اقبال» و «روزنامه کیهان» بود. این کار پس از درگذشت وی با پشتکار و سختکوشی دخترش پریرخ خسرویانی ادامه دارد. راستی، در سال ۱۳۷۳ خورشیدی از سوی سازمان تامین اجتماعی به دریافت لوح خوش حسابترین کارفرما در تهران برگزیده شد. همچنین از پیشگامان پایهگذاری بنیاد اتحادیه چاپخانهداران تهران بهشمار میرفت. او همیشه می گفت: چند چیز را در زندگانی بسیار دوست دارم؛ گل را برای یک روز، ایران و ایرانی، جامعه زرتشتی، صنعت چاپ را برای برای همیشه.
اختراع حروف چاپی، از مهمترین رخدادهای تاریخ بشریت، یکی از باارزشترین رخدادهای تاریخ بشریت، اختراع حروف چاپی مستقل و دستگاه چاپ بوده است. نخستینبار، یوهانس گوتنبرگ آلمانی در سال ۱۴۵۶ میلادی چاپ را اختراع کرد اما به درستی اختراع فن چاپ به سدهها پیش از گوتنبرگ میرود، شاید وقتی به کتیبهی حقوق بشر کوروش هخامنشی نگاه میکنیم نشانههایی از این صنعت را میتوان دید.
پیدایش صنعت چاپ در جهان
بسیاری پیدایش نخست این صنعت حیاتبخش را مربوط به چین میدانند اما از کجا معلوم که چاپ قرنها پیش از چینیها ابداع نشده باشد چرا که جنگهای پیدرپی اجازه کاوش را از انسانها گرفته است و شاید اگر نابودی فرهنگی در جنگها نبود امروز مطالبی میتوان یافت که چاپ را به ایران نسبت داد. با نگاهی به تمدن تختجمشید و آثار برجای مانده از شهرسوخته، این فرضیه چندان دور از ذهن نیست.
اگر گوتنبرگ را پدر چاپ دنیا معرفی کنیم در توضیح فعالیتهای وی میخوانیم که او روزانه بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ برگ چاپ میکرد. نخستین کتابی که او پدید آورد کتاب مقدس ۴۲ سطری بود. کتابهایی که در آن زمان بهچاپ میرسید به «اینکونابولا» نامور است. ابداع گوتنبرگ در مدتی نزدیک به ۴۰ سال در بیشتر کشورهای اروپایی و در شهرهایی مانند ونیز، فلورانس، پاریس و لیون گسترش پیدا کرد و چاپخانههایی با این روش بهوجود آمد.

پیدایش صنعت چاپ در ایران
نخستین چاپخانه در ایران در شهر تبریز بنیاد شد. عباس میرزا نایبالسلطنه، میرزا زینالعابدین تبریزی را مامور فراگیری فن چاپ و راه انداختن نخستین چاپخانه در تبریز کرد. میرزا زینالعابدین تبریزی در سال ۱۲۳۳ هجری قمری ابزارآلات چاپ حروفی را به تبریز آورده و با پشتیبانی عباس میرزا نایبالسلطنه که در آن زمان حکمران آذربایجان بود چاپخانهی کوچکی برقرار کرد.
شاید شوند جایگزینی چاپ سنگی بهجای چاپ سربی این باشد که کسانی، چاپ سربی و حروف آن را با بدبینی نگاه میکردند و نشانهی کفر میدانستند یا چون حروف ما پارسی بود با حروف سربی در آن زمان نمیتوانستیم گوناگونی در خط داشته باشیم در صورتی که در چاپ سنگی از خوشنویسها کمک گرفته میشد.
علی قاضیزاده در «کتاب تبریز شهر اولینها» مینویسد: «سختگیریهای کهنهپرستان باعث شده بود که به سبب گرانی طولانی و سخت بودن چاپ سنگی، چاپ کتب و مطبوعات بسیار گران تمام شده و در نتیجه سالها انتشار کتاب و نشریه با دشواریهای فراوان همراه باشد.»
نزدیک به ۹۰ سال پس از بنیاد نخستین چاپخانه در تبریز، نوهی حاج زینالعابدین (کسی که نخستین چاپخانه سنگی و سربی را در ایران راهاندازی کرد) بهنام زینالعابدین مطبعهچی که پس از زیارت مکه به نام حاجی حاج آقا نامور و هنگام گرفتن شناسنامه نام علمیه را برخود برگزید، ماشین چاپی را از اروپا خریداری کرده و از طریق کشور مصر وارد بندر استانبول در ترکیهی کنونی کرد و از این بندر با چهل گاومیش به تبریز انتقال داد. حاجی حاج آقا علمیه همراه با دستگاههای چاپ سنگی خود هشت تن از متخصصان صنعت چاپ را نیز از کشور آلمان برای نصب و آموزش این دستگاهها به تبریز آورد.
دختر حاجی حاجآقا علمیه دربارهی ورود ماشین چاپ به تبریز در کتاب «اولینها» نوشته حسین امید میگوید: «زمان حمل گاومیشهای حامل دستگاهای چاپ از کوچههای تنگ و باریک محله منجم تبریز به اجبار دیوارهای تعداد زیادی از خانههای همسایهها را فرو ریخته و خراب کردند که حاجی حاج آقا هزینه بازسازی دیوارهای فرو ریخته را نیز متحمل شدند و اینگونه بود که چاپ، وسلیه ارتقا فرهنگ و ماشین تولید علم به ایران رسید.»
در فرهنگهای فارسی مهر را ایزدی نشان بر مهر و دوستی و خرد در کارهای مینوی و معنوی دانستهاند که در ماه مهر (ماه هفتم از سال خورشیدی) و روز مهر (روز شانزدهم هر ماه) بدو پیوند یافته است و شمارآفریدگان از نیکی و بدی به دست اوست..مهر که در اوستا « میثرَ» خوانده میشود، از ایزدان بزرگ پیش از زرتشت است که ایزد فروغ و روشنایی خوانده میشود. ایزد مهر نگهبان مهر، محبت، دوستی و عشق، تدبیر برای یافتن دارایی و خواستهها است. مهر به دیگر چم (:معنی) گردونه آفتاب یا خورشید است.
مهر ایزد موکل بر فعالیتهای است که دو طرف دعوا دارند. هر کجا دو طرف دعوا باشد ایزد مهر به دادگستری، دوستی، قول و قرار، پیمان حاضر است.
مهر یکی از برجستهترین ایزدان در دین زرتشتی است. یکی از سه ایزدانی است که نامش در دوازده ماه سال آمده است. یکی از طولانیترین یشتها به مهریشت ویژه شده است.
فردوسی میسراید:
«دو مهر است با من که چو آفتاب / بتابد شب تیره چو بیند آفتاب».
ایزد مهر نماد عشق و زندگی است و به زندگی خانوادگی گرمی میدهد. مهر نام آتشکدهای نیز بوده است.
فردوسی پیرامون آن میسراید:
«چو آذرگشسب و چو خوراد و مهر / فروزان به کردار گردان سپهر»
نماد این روز در دین زرتشتی گل «همیشه بشکفته» است.
11 شهریور در تقویم جمهوری اسلامی ایران «روز ملی صنعت چاپ» نامیده شده است. نامگذاری این روز در تقویم رسمی کشور، نشان از اهمیت بالای این صنعت دارد، صنعت چاپ در تاریخ زندگی بشر تاثیر بسزایی داشته به گونه ای که می توان بر آن عنوان ابرصنعت را نهاد که نقش مهمی در همه انقلاب های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی داشته است.
یک ویژگی دیگر صنعت چاپ، چند وجهی بودن آن است با این تاکید می توان گفت صنعت چاپ یکی از بزرگ ترین و کاربردی ترین اختراعات بشر است که علاوه بر همه کارکرد هایش، ابزار انتقال اندیشه های بسیاری از علما، دانشمندان و اصحاب فرهنگ و هنر در همه عرصه ها می باشد. و بدون اغراق باید گفت بخش اعظمی از خوراک فکری مردم مدیون تلاش گران عرصه چاپ است.صنعت چاپ و بسته بندی یکی از صنایع مادر و زیر ساخت اصلی حوزه صادرات است. با این رویکرد، مساله چاپ به حدی در اقناع افکار عمومی تاثیر گذار است که مبنای جذب مشتری و کیفیت کالا و خدمات هم قرار می گیرد و حق مطلب این است که بگویئم صنعت چاپ و بسته بندی یک صنعت مکمل تولید کشور است.
صنعت چاپ در شهر اصفهان
خلیفهٔ وقت ارمنیهای جلفای اصفهان، خاچاطور کساراتسی به همراه روحانی دیگری به نام «سیمون» به لهستان سفر کرد تا به برخی از مشکلات جامعهٔ ارمنیان آن کشور در خصوص مسائل دینی آن دیار سر و سامان دهد؛ در آنجا از چاپ کتاب آگاه گردید. چون به جلفا بازگشت درصدد برآمد چاپخانهای دایر نماید. بر این اساس، یکی از روحانیان را به اروپا گسیل داشت تا در این زمینه تحقیق کند. پس از بازگشت این روحانی، بر اساس توضیحات و مشاهدات وی و بدون دسترسی به تجربهٔ کافی، استادان ارمنی جلفا با همکاری خلیفه دست به کار شدند و تمامی وسایل چاپ از قبیل ماشین چاپ، حروف، کاغذ مرکب و غیره را با دست تهیه و اقدام به ساخت آن کردند. آنها پس از یک سال و پنج ماه تلاش موفق شدند اولین کتاب را در ایران چاپ کنند و این سرآغاز تاریخ چاپ در ایران بود.[

سومین ماشین چاپ در جلفای اصفهان سال ۱۸۴۴ میلادی
نخستین کتاب «زبور داوود» بود که در سال ۱۶۳۸ میلادی چاپ شد. یک سال و پنج ماه برای چاپ این کتاب وقت صرف شد. در یادداشتهای این کتاب نوشته شدهاست:[۸][۹]
«یک سال و پنج ماه است که روز و شب بدون وقفه با کل اعضاء حوزهٔ علمیه به کار مشغولیم، برای اینکه نه از جایی دیدهایم و نه استادی داشتهایم.»
دومین کتاب به نام «هاراتس وارگ» در سال ۱۶۴۱ میلادی به چاپ رسید. کتاب مزبور شرح حال روحانیون ارمنی، تارک دنیاها و پندنامه است. این کتاب تنها در پانصد نسخه، با حروف بسیار درشت و صفحات دو ستونه، به چاپ رسانند. کتاب «خورهر تاددر» سومین کتابی بود که در چاپخانه وانک در سال ۱۶۴۱ میلادی به چاپ رسید. در سال ۱۶۴۲ میلادی چهارمین کتاب به نام «ژاماگیرک آدنی» چاپ شد؛ که از نظر شکل ظاهری، در مقایسه با کتاب اول، دارای حروف کوچکتر و زیباتر و چاپی منظم تر و مرتب تر بود و بخشهایی از آداب انجام مراسم کلیسایی را شامل میشد.[۱۰] کتاب ژاماگیرک آدنی مزین به تصاویر زیبایی از حروف ارمنی به شکل پرندگان و تزیینات قوسی شکل به سبک ارمنی است که احتمال میرود کار میناس، نقاش اهل جلفا، باشد.[۱۰] در یادداشتهای این کتاب نوشته شدهاست:
«... زیرا خاچاطور هر روز آثار چاپی را در میان ملل لاتین مشاهده میکرد و آرزو داشت که ارمنیان نیز از این نعمت برخوردار باشند. باید همراه ذکر نام این پدر مقدس و شاگردان پاکسرشت او نامهای سیمون، داویت، مگردیچ، باقداسار و بقیه را ذکر کنیم و نیز وارتاپت هوهانس را، که به کشورهای لاتین سفر کرد تا از آنها بیاموزد و به ارمنستان بازگردد این صنعت را به ارمنیان بشناساند».
چاپخانهٔ جلفای اصفهان پس از وقفهای طولانی از ۱۸۷۲میلادی بار دیگر شروع به کار کرد با همت شخصی به نام مانوک هوردانانیان بار دیگر صنعت چاپ در محله جلفا (اصفهان) رونق گرفت. هوردانانیان ضمناً بنیانگذار مدرسهای دخترانه در جلفا بود. او، که در جاوه زندگی میکرد، یک دستگاه کامل چاپ به زادگاهش، جلفا، فرستاد (۱۸۴۴ میلادی)، تا در کلیسای وانک از آن استفاده شود. این دستگاه چاپ به مدت ۲۸ سال بی استفاده ماند تا اینکه در ۱۸۷۲میلادی با کوشش خلیفهٔ وقت، اسقف «گریگوریس هوانسیان»، راهاندازی شد و کتبی خاص تعلیم زبان ارمنی منتشر کرد.
قالبهای چوبی و فلزی که برای حروف ریزی در چاپخانهٔ جلفای اصفهان(۱۶۴۶ میلادی) استفاده میشد
به کوشش اسقف «استپانوس مخیتاریان»، خلیفه ارمنیان آذربایجان، در سال ۱۸۸۹ میلادی یک دستگاه ماشین چاپ برای رفع نیازهای مدرسه «آرامیان» تهیه شد. این چاپخانه پس از هشت سال تحت نظارت خلیفهگری ارمنیان آذربایجان قرار گرفت و چاپخانه خلیفهگری نامیده شد. در سال ۱۹۰۳ میلادی خلیفه ارمنیان آذربایجان «یقیشه مرادیان» به باکو سفر کرد. در باکو «میرزاجان میرزابگیان»، کارخانه دار بزرگ ارمنی که در مسکو و باکو کارخانه دخانیات داشت، یک دستگاه ماشین چاپ به خلیفه اهدا کرد. این ماشین چاپ در تبریز حدود هشتاد سال از آن استفاده شد. هماکنون این ماشین چاپ در موزه خلیفهگری آذربایجان نگهداری میشود.

صنعت چاپ در شهر تبریز
عباس میرزا نایب السلطنه میرزا زین العابدین تبریزی را مأمور فراگیری فن چاپ و به راه انداختن چاپخانه در تبریز کرد.[۱۱] میرزا زین العابدین تبریزی به سال ۱۲۳۳ هجری قمری اسباب و آلات چاپ حروفی را به تبریز آورده و تحت حمایت عباس میرزا نایب السلطنه که در آن زمان حکمران آذربایجان بود مطبعه کوچکی برقرار نمود و کتاب مزبور میرزا ابواقاسم فراهانی بود که حاوی قصههایی از جنگ میان دولت ایران و روسیه که در مورخ ۱۲۲۸ هجری قمری (برابر با ۱۸۱۳ میلادی) با عهدنامه گلستان به پایان رسیده بود.[۱۲]
دکتر فهیمه بابالحوائج در کتاب «آشنایی با مبانی چاپ و نشر» خود مینویسد: "عباس میرزا ولیعهد فتحعلیشاه چند تن از ایرانیان را به اروپا گسیل کرد تا صنعت چاپ را بیاموزند. سپس دستور داد که از روسیه ماشین چاپ وارد کنند. در سال ۱۸۱۶ میلادی هنرمند آذربایجانی میرزا زین العابدین تبریزی یکی از همین ماشینها رابه کار گرفت. دومین مطبعه که به ایران وارد شد مطبعه سنگی است که آن نیز در تبریز دایر شدهاست. جای تعجب است که مطبعه نخستین پس از کار کردن دیگر معمول نشد و مطبعه سنگی جای آن را گرفت.[۱۳]
شاید علت جایگزینی مطبعه سنگی به جای مطبعه سربی این باشد که افرادی مطبعه سربی و حروف آن را با نظر بدبینی نگاه میکردند و علامت کفر میدانستند یا چون حروف ما فارسی بود با حروف سربی در آن زمان نمیتوانستیم تنوع در خطوط داشته باشیم در صورتی که در مطبعه سنگی از خوشنویسان کمک گرفته میشد. علی قاضی زاده در کتاب تبریز شهر اولینها مینویسد: سختگیریهای کهنه پرستان باعث شده بود که به سبب گرانی طولانی و سخت بودن چاپ سنگی چاپ کتب و مطبوعات بسیار گران تمام شده و در نتیجه سالها انتشار کتاب و نشریه با دشواریهای فراوان همراه باشد.
دستگاههای چاپ که به ایران آورده شدند چاپ حروفی (سربی) بودند؛ اما این نوع چاپ دارای اشکالاتی بود که راه را برای پیدایش چاپ سنگی هموار کرد. چاپهای سربی دارای کیفیت خوبی نبودند و با نادرستی املایی و مشکلاتی هم چون کم رنگی و پاک شدن خطوط مواجه بودند. این نقیصهها وقتی که در کنار نوشتههای دستنویس با خط نستعلیق و دیگر خطوط دارای کیفیت عالی قرار میگرفت، بیشتر خود را نشان میداد و آشکار بود که مردم به متون دستنویس بیشتر بها میدهند.
متأسفانه این چاپخانهها همیشه مورد بغض و کینه کوته اندیشان بود و در هر فرصتی که به دست میآوردند این مکانهای فرهنگی را غارت میکردند. به گونهای که کسروی مینویسد: مستبدین حروف سربی چاپخانه امید ترقی را ذوب کرده و به صورت گلوله درآورده و به روی این ملت بیچاره انداختند.
حسین امید در کتاب اولینها مینویسد: در میان مطابع سنگی معروف تبریز میتوان مطبعه سنگی علمیه (چاپ سنگی علمیه) را نام برد که بهوسیله حاج زین العابدین که به نام حاجی حاج آقا علمیه مشهور بود (نوه حاج میرزا زین العابدین تبریزی) در سال ۱۲۹۰ هجری شمسی تأسیس یافته و این مطبعه در چاپ کتب مختلف خدمات مهمی انجام دادهاست.
حدود نود سال پس از تأسیس چاپخانه در تبریز نوه حاج زین العابدین کسی که چاپخانه سنگی و سربی را در تبریز دایر کرد بنام زین االعابدین مطبعه چی که پس از زیارت مکه به نام حاجی حاج آقا معروف و هنگام گرفتن شناسنامه نام علمیه را برخود انتخاب نمود. وی ماشین چاپی از اروپا خریداری کرده و از طریق کشور مصر وارد بندراستانبول در ترکیه فعلی نمود و از این بندر توسط چهل گاومیش به تبریز منتقل کرد. حاجی حاج آقا علمیه همرا با دستگاههای چاپ سنگی خود هشت تن از متخصصین صنعت چاپ را نیز از کشور آلمان برای نصب و آموزش این دستگاهها به تبریز آورد.
این آلمانیهای متخصص صنعت چاپ در منزل مسکونی حاجی حاج آقا که ماشینهای چاپ نیز در قسمتی از این خانه ۲۲۰۰ متر مربعی دایر شده بود ساکن شدند.
دختر حاجی حاج آقا علمیه اظهار میدارند که: زمان حمل گاومیشهای حامل دستگاهای چاپ از کوچههای تنگ و باریک محله منجم تبریز به اجبار دیوارهای تعداد زیادی از خانههای همسایهها را فرو ریخته و خراب کردند که حاجی حاج آقا هزینه بازسازی دیوارهای فرو ریخته را نیز متحمل شدند. گفتنی است که نوههای حاجی حاج آقا علمیه اغلب به کار آبا و اجدادی خویش روی آوردهاند و در صنعت چاپ ایران مشغول به فعالیت هستند.
منابع:
https://www.khabaronline.ir/photo/1427633
https://www.borna.news/
https://www.ibna.ir/fa/note/295170
https://mstprint.com/
https://www.ibna.ir/fa/note/295170