0

داستان سوره قدر

 
saraalighanbari1360
saraalighanbari1360
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1389 
تعداد پست ها : 9433
محل سکونت : fars

داستان سوره قدر

داستان سوره قدر

قشنگ­ترین شب دنیا

پیامبر عزیز ما در حال نماز خواندن بودند. .   شب بود و همه جا تاریک تاریک. ستاره­های زیادی در آن شب زیبا در حال چشمک زدن بودند.آن شب شبی زیبا و آرام بود. اصلا با شبهای دیگر فرق می­کرد.در آن هنگام فرشته مهربان خدا ،منتظر شد تا پیامبر عزیز ما نمازشان را تمام کنند. بعد از آن به پیامبر(ص)سلام کرد و گفت:ای پیامبر خدا!خداوند مهربان از من خواسته تا همه حرفهایش را برای شما یکجا بگویم. پیامبر هم که همیشه از شنیدن حرف های خدا خوشحال می شد ،این بار وقتی شنید قرار است همه حرف­های خدای عزیز و مهربان  یک­جا برای او گفته شود، خوش­حال شد و با دقت گوش کرد.بله در آن شب زیبا حرف­های خدا ،که در قرآن آمده یک جا بر پیامبر خوانده­شد.

داستان سوره قدر

 

آن شب زیبا و نورانی و آن شب قشنگ و پرستاره که در آن قرآن بر پیامبر نازل شد، شب قدر نام گرفت. در آن شب تمام فرشته­ها به زمین می­آیند. آدم­های خوب در شب قدر که یکی از شبهای ماه مبارک رمضان است تا سحر بیدار می­مانند،دعا می­کنند، قرآن می­خوانند و با خدای مهربان حرف می­زنند. فرشته­ها هم در شب قدر به دستور خدا سلامتی و شادی را به آدم­های خوب هدیه می­د­­هند. شب قدر به اندازه ای بزرگ و مهم است که خداوند در سوره­ای به نام قدر گفته که آن شب از هزار شب بالاتر و برتر است.  

 داستان سوره قدر

اما سالها بعد در یکی از شبهای قدر، مرد بسیار بدجنس ، که تحمل یک انسان بزرگ و مهربان را نداشت تصمیم گرفت کار بسیار نادرستی را انجام بدهد. اویک مرد آسمانی مهربان را به نام حضرت علی ع را در مسجد شهید کرد. ما هم هرسال در شب قدر بیدار می مانیم،دعا می­کنیم ،نماز و قرآن می­خوانیم و راه و یاد حضرت علی ع را گرامی می­داریم.

داستان سوره قدر

.............................

شنبه 11 اردیبهشت 1400  11:44 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها