0

جوك

 
aseman2010
aseman2010
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 273
محل سکونت : بوشهر

جوك

-2 به غضنفر گفتند: ۱۷ شهريور چه روزيه؟ کمی فکر کرد و گفت: فکر می کنم ۱۵ خرداد باشه!

دوشنبه 27 دی 1389  10:19 AM
تشکرات از این پست
khosro1342
khosro1342
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 296
محل سکونت : قزوين

پاسخ به:جوك

جوک

یکی: راستی راستی این دفعه رفتم تست بازیگری دادم و قبول شدم میگین چجوری . بخونین.
کارگردان گفت:نقشش خیلی کوتاهه ها فقط همین صحنه.
گفتم:عیبی نداره!
گفت:پول نمیدیما!
گفتم:عیبی نداره!
گفتم:دیالوگ چی؟
گفت: خودتو نشون نمیدیم!
تو میری پشت یه دیوار بعد یک گلدون میوفته اونور و تو میگی:آخ.
گفتم: بلند بگم.
گفت:مهم نیست صدات هم بعدآ دوبله میشه!!!

 

 

چهارشنبه 29 دی 1389  9:00 AM
تشکرات از این پست
sadrian
khosro1342
khosro1342
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 296
محل سکونت : قزوين

پاسخ به:جوك

جوک

يه روز سه تا ديوونه رو مي اندازن تو يه اتاق دو تاشون مى رقصن، يکيشون هم ميگه: سبز - آبى - قرمز ازش مي پرسن چرا اين جورى مي گى؟ ميگه من رقص نورم!!!پاسخ به:جوك
چهارشنبه 29 دی 1389  9:01 AM
تشکرات از این پست
hoseinmos
sadrian
sadrian
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 336
محل سکونت : کرمانشاه

پاسخ به:جوك

غضنفر زنگ میزنه آژانس انرژی اتمی: میگه..میخوام با دکتور البرادعی …صحبت کنم….. البرادعی: بفرمایید غضنفر میگه: آقای البرادعی شما دکترین ؟ البرادعی میگه: بله من دکترم یارو میگه: پس آخه واسه چی تو آژانس کار میکنی
 

شنبه 2 بهمن 1389  4:29 PM
تشکرات از این پست
sadrian
sadrian
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 336
محل سکونت : کرمانشاه

پاسخ به:جوك

غضنفر مى ره خواستگارى به دختره یه بلیط اتوبوس مى ده! بابای دختره شاکى میشه میگه: مردتیکه ی خر این چیه؟ غضنفرمیگه : احمق ارائه ی بلیط نشان دهنده شخصیت شماست 

شنبه 2 بهمن 1389  4:30 PM
تشکرات از این پست
sadrian
sadrian
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 336
محل سکونت : کرمانشاه

پاسخ به:جوك

به غضنفر میگن: نفت طلای سیاه است. غضنفر فردا یه 5 لیتری میاندازد گردنش. 

شنبه 2 بهمن 1389  4:35 PM
تشکرات از این پست
sadrian
sadrian
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 336
محل سکونت : کرمانشاه

پاسخ به:جوك

به غضنفر میگن: نفت طلای سیاه است. غضنفر فردا یه 5 لیتری میاندازد گردنش. 

شنبه 2 بهمن 1389  4:36 PM
تشکرات از این پست
sadrian
sadrian
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 336
محل سکونت : کرمانشاه

پاسخ به:جوك

غضنفر عقب عقب راه میرفته، ازش میپرسند: چرا اینجوری راه میری؟ میگه:آخه بچه‌ها میگن از پشت شبیه آلن دلونی! 

شنبه 2 بهمن 1389  4:42 PM
تشکرات از این پست
sadrian
sadrian
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 336
محل سکونت : کرمانشاه

پاسخ به:جوك

روزي ملا با دوستش خورش بادمجان مي خورد ملا از او پرسيد خورش بادمجان چه جور غذايي است؟
دوست ملا گفت : غذاي خيلي خوبي است و راجع به منافع ان سخن گفت.
بعد از اينكه غذايشان را خوردند و سير شدند بادمجان دلشان را زد به همين جهت ملا شروع كرد به بدگويي از بادمجان و از دوستش پرسيد: خورش بادمجان چگونه غذايي است!؟
دوست ملا گفت: من دوست توام نه دوست بادمجان به همين جهت هر آنچه را كه تو دوست داري برايت مي گويم!
 

یک شنبه 3 بهمن 1389  4:55 PM
تشکرات از این پست
sadrian
sadrian
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 336
محل سکونت : کرمانشاه

پاسخ به:جوك

بچه شلوغ
یک روز یک بچه خیلی شلوغ از مادرش اجازه می گیرد تا برود خانه دوستش و با بچه ها بازی کند. پس از چند ساعت برمیگردد. مامانش می پرسد: بچه آرامی بودی؟ پسرک می گوید: بله مامان. حتی مامان دوستم از رفتن من خیلی خوشحال شد . مامان پسرک می پرسد: از کجا فهمیدی؟ پسرک می گوید: آخر وقتی زنگ در خانه شان را زدم، مامان دوستم گفت : به به فقط جنابعالی را کم داشتیم .
 

یک شنبه 3 بهمن 1389  4:58 PM
تشکرات از این پست
sadrian
sadrian
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 336
محل سکونت : کرمانشاه

پاسخ به:جوك

دزدی هواپیما
بچه: بابا, هواپیمای به این بزرگی را چطور می دزدند؟ پدر: اول صبر می کنند برود بالا, کوچک که شد بعد می دزدنش!!!!
 

یک شنبه 3 بهمن 1389  4:59 PM
تشکرات از این پست
sadrian
sadrian
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 336
محل سکونت : کرمانشاه

پاسخ به:جوك

وقت ناهار
مهمان آهسته به پسر صاحبخانه: پسرجان شما کی ناهار می خورید؟ پسر: مامانم گفت هروقت شما رفتید!!!!
 

یک شنبه 3 بهمن 1389  4:59 PM
تشکرات از این پست
sadrian
sadrian
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 336
محل سکونت : کرمانشاه

پاسخ به:جوك

گل چیدن
پسرم این گلها را از کجا آوردی؟ پسر: از باغ همسایه چیدم. همسایه میداند که گلها را چیدی؟ پسر: پس چی که میداند , تا همین دم در داشت دنبالم می دوید!!!!!
 

یک شنبه 3 بهمن 1389  5:00 PM
تشکرات از این پست
sadrian
sadrian
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 336
محل سکونت : کرمانشاه

پاسخ به:جوك

شکمو
یک روز یک شکمو میرود لب دریا عینک دودی میزند و می گوید: آه چقدر نوشابه!!!
 

یک شنبه 3 بهمن 1389  5:01 PM
تشکرات از این پست
sadrian
sadrian
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 336
محل سکونت : کرمانشاه

پاسخ به:جوك

حواس
اولی: ببخشید با حرف هایم سرشما را درد آوردم. دومی: نه اختیار دارید. من حواسم جای دیگر است.
 

یک شنبه 3 بهمن 1389  5:02 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها