خط خورشید
شب،شبی بی کران بود
دفترآسمان پاره پاره
برگ ها زرد وتیره
فصل،فصل خزان بود
هرستاره
حرف خط خورده ای تار
دردل صفحه ی آسمان بود
***
گرچه گاهی شهابی
مشق ها ی شب آسمان را
زودخط می زدو محومی شد
بازدرآن هوای مه آلود
پاک کن ها یی از ابر تیره
خطّ خورشید را پاک می کرد
ناگهان نوری از شرق تابید
خون خورشید
آتشی در شفق زد
مردی از شرق برخاست
آسمان را ورق زد