0

پندانه

 
maryam35444
maryam35444
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1397 
تعداد پست ها : 755
محل سکونت : خراسان شمالی

پندانه

در شمال شهر تهران یه قنادی باز شد
فقط پولدار ها میتونستند اونجا خرید کنند 
،یه روز که تعدادی از پولدارا توی قنادی در حال خرید بودند 

یه گدای ژنده پوش وارد شد و تموم جیبهاشو گشت یه ۵۰ تومنی پیدا کرد و گذاشت رو میز ،گفت اینو شیرینی بهم بده ،مدیر قنادی با دیدن این صحنه جلو اومد و به اون فقیر تعظیم کرد و با خوشحالی و لبخند ازش حال پرسید و گفت:
قربان !خیلی خوش اومدید و قنادی ما رو مزین فرمودید ... پولتون رو بردارید و هر چقدر شیرینی دوست دارید انتخاب کنید امروز مجانیه اینجا.
پولدارا ازین حرکت ناراحت شدند و اعتراض کردند که چرا با ما اینجوری برخورد نکرده ای تا حالا ؟ مدیر قنادی گفت: شما هم اگه مثل این آقا تموم داراییتون رو روی میز میذاشتین جلوتون تعظیم میکردم.
❶ ﺩﺭ ﭘﻮﺷﻴﺪﻥ ﺧﻄﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، ﺷﺐ ﺑﺎﺵ؛
❷ ﺩﺭ ﻓﺮﻭﺗﻨﻲ، ﺯﻣﻴﻦ ﺑﺎﺵ؛
❸ ﺩﺭ ﻣﻬﺮ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﻲ، ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﺑﺎﺵ؛
❹ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺧﺸﻢ ﻭ ﻏﻀﺐ، ﮐﻮﻩ ﺑﺎﺵ؛
❺ ﺩﺭ ﺳﺨﺎﻭﺕ ﻭ ﻳﺎﺭﻱ ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، ﺭﻭﺩ ﺑﺎﺵ؛
❻ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﻣﺪﻥ ﺑﺎ ﺩﻳﮕﺮﺍن دریا باش

چهارشنبه 25 تیر 1399  11:26 AM
تشکرات از این پست
mansoor67
mansoor67
mansoor67
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 3583
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پندانه

دل چو دریا شـد ببخشد آب پاک

دل چوخورشیدی دهدنوری بخاک

همچو کوه هم استواری در مرام

بهر کشف صدجواهر سبنه چاک

فی البداهه: منصور مقدم 25/4/1399

 

چهارشنبه 25 تیر 1399  6:59 PM
تشکرات از این پست
maryam35444
maryam35444
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1397 
تعداد پست ها : 755
محل سکونت : خراسان شمالی

پاسخ به:پندانه

اینکه فی البداهه در مورد هر موصوع شعر می گید فوق العاده است

چهارشنبه 25 تیر 1399  10:47 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها