0

الغاي كاپيتولا‌سيون

 
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

الغاي كاپيتولا‌سيون

در نگاه به تاريخ معاصر ايران به وقايع و رويدادهايي بر مي‌خوريم كه حائز اهميت فراواني بوده و از آنها به عنوان نقطه عطف در تاريخ انقلاب اسلامي ياد مي‌شود. قضيه كاپيتولاسيون از جمله اين موارد بوده كه با گذاردن اثري با شكوه در تاريخ ايران سرانجام زمينه‌هاي نهضت اسلامي را فراهم ساخته و به نوعي مبدا بروز تحول عظيمي چون انقلاب اسلامي گرديد. لذا علي‌رغم گذشت نزديك 45 سال از احياي كاپيتولاسيون در ايران، به واسطه اهميتي كه مسئله فوق در تاريخ انقلاب اسلامي داشته، پرداختن به آن ضروري مي‌نمايد.
واژه كاپيتولاسيون از كلمه لاتين Capitulare يا كلمه ايتاليايي Capitulazione مشتق شده و به معني انعقاد عهد نامه و قرارداد يا خود عهدنامه آمده است. تعريف ساده اين اصطلاح در دائره المعارف‌هاي فارسي، تحت مدخل كاپيتولاسيون چنين ذكر شده است:
وضع ناشي از قراردادهايي كه دول زورمند و استعمارگر، خاصه در قرن نوزدهم به دول ضعيف تحميل مي‌كردند و به موجب آن قراردادها، اتباع دولت‌هاي استعماري پس از ورود به قلمروي دولت ناتوان، تحت حاكميت محاكم دول متبوع خود باقي مي‌ماندند و محاكم كشور ضعيف حق محاكمه آنها را نداشتند.
بايد دانست كه كاپيتولاسيون سابقه‌اي بسيار طولاني دارد. به طوري كه چنين معاهداتي در تاريخ روابط بين دولت‌ها به عهد امپراتوري روم باستان بر مي‌گردد، اما سابقه كاپيتولاسيون به آن مفهومي كه ذكر شد، يعني قراردادهايي كاملا يك طرفه، به دوره امپراتوري عثماني و روابط آن با دولت‌هاي اروپايي در سال‌هاي آغازين عصر جديد و عهدنامه بازرگاني بين سلطان سليمان اول معروف به سليمان قانوني پادشاه عثماني با فرانسواي اول پادشاه فرانسه مربوط مي‌شود كه به موجب آن براي اولين بار مقرر گرديد اتباع فرانسه در خاك عثماني تابع احكام كنسول كشور خويش باشند. پس از آن بود كه رژيم كاپيتولاسيون در كشورهاي زيادي از اروپا، آسيا و آفريقا برقرارگرديد و كشورهاي قدرتمند و استعمارگر اين قانون را به كشورهاي ضعيف تحميل كردند.
سابقه كاپيتولاسيون در ايران به معاهده تركمن چاي باز مي‌گردد كه بر اساس فصل هشتم آن اين امتياز به اتباع روس داده شد و پس از آن كشورهايي از قبيل انگليس و فرانسه نيز در ايران از اين امتياز بهره‌مند شدند. رژيم كاپيتولاسيون در كشورهاي مختلف جهان در اواخر قرن 19 م و اوايل قرن 20 م به صورت‌هاي مختلف از بين رفت و كشورهايي همچون عثماني، ژاپن، يونان، مراكش، تايلند، عراق، مصر، چين و... به طور قاطع به آن پايان دادند. در ايران نيز گرچه اين امتياز بنا به دلايلي در زمان رضاخان ملغي اعلام شد ( 1306 ش) اما محمدرضا پهلوي كه سال‌هاي متمادي شاهان قاجار را به خاطر اعطاي حق قضاوت كنسولي به بيگانگان مورد نكوهش قرار مي‌داد و الغاي آن را نمونه «ميهن پرستي» و «آزاد منشي» دودمان پهلوي قلمداد مي كرد، در صدد احياي آن در حكومت خود بر آمد، البته اين بار نه براي اتباع روسي بلكه براي اتباع آمريكايي!
ايالات متحده آمريكا در ايران، بويژه پس از كودتاي 28 مرداد 1332، به كارگردان اصلي صحنه سياست و حكومت تبديل شده بود. محمدرضا شاه سلطنت خود را مديون دخالت كشورهاي آمريكا و انگلستان در سقوط دولت ملي دكتر محمد مصدق مي‌دانست. در اين ميان آمريكا به تدريج توانست در عرصه ايران از انگليس پيشي گرفته و طي بيش از يك دهه فعاليت در عرصه‌هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي ايران، قدرت بلامنازع را در ايران از آن خود كند. پس ازآن حضور مستشاران نظامي و كارشناسان فني آن كشور در ايران بيش از پيش افزايش يافت. با توجه به اين مسائل براي اولين بار در اسفند ماه سال 1340 سفارت آمريكا به همراه طرح اصلاحات، از دولت اميني اعطاي مصونيت به مستشاران نظامي آمريكا را خواستار شده بود ولي اين درخواست هيچ وقت در زمان صدارت اميني مطرح نشد. تا اينكه شاه در تير ماه 1343 در سفري كه به آمريكا داشت موفق به گرفتن موافقت آمريكا براي دريافت وام200 ميليون دلاري شد، اما به بيان ريچارد فاو ...« 200ميليون دلار قيمت شاه براي اعطاي امتيازات ديپلماتيك به جامعه نظامي آمريكا بود، تنها چيزي كه باقي مي ماند، تصويب پارلمان ايران بود كه انتظار نمي‌رفت قول شاه را نقض نمايد.»
پس از بازگشت شاه از آمريكا لايحه كاپيتولاسيون در سوم مرداد 1343 در مجلس سنا طرح و به شيوه‌اي بسيار سوال برانگيز و مفتضحانه به تصويب رسيد. چرا كه لايحه مزبور بدون در نظر گرفتن آداب و رسوم قانونگذاري و بدون اطلاع و مطالعه قبلي نمايندگان در مورد محتواي لايحه، در ساعت حدود 12 شب و در حالي كه نمايندگان كاملا خسته وخواب آلود بودند به راي گذاشته شد. دولت حسنعلي منصور پس از تصويب لايحه مزبور در مجلس سنا، آن را به مجلس شوراي ملي برد، با اينكه مخالفت‌هايي در مجلس شوراي ملي - بر عكس سنا- در خصوص اين لايحه صورت گرفت ولي چندان جدي و موثر نبود و به نظر مي‌رسيد همين مخالفت‌ها هم يك توافق پنهاني است تا موضوع عادي جلوه كند. اسناد لانه جاسوسي آمريكا نشان از اين توافق‌هاي پنهان بين مجلس، دولت و دربار دارد. بدين ترتيب در سال 1343 رژيم نالايق و وابسته ايران به بهانه گرفتن وام از آمريكا و با دست آويز قرار دادن كنوانسيون بين‌المللي وين درباره روابط ديپلماتيك، بدون احساس مسئوليت در برابر ملت ايران، كاپيتولاسيون را احيا كرد و طي آن قانوني را به تصويب رسانيد كه بيش از چهل هزار مستشار نظامي آمريكا، تكنسين‌هاي وابسته و اعضاي خانواده و خدمه آنها اعم از نظامي و غيره از حاكميت و صلاحيت قوانين قضائي ايران معاف شدند و همانند ديپلمات‌هاي خارجي مصونيت يافتند و علاوه بر برخورداري از مزاياي فراوان در صورت نقض قوانين جزايي ايران و ارتكاب جرم از تعقيب مصون ماندند.
به دنبال تصويب لايحه كاپيتولاسيون رژيم شاه كه به خوبي مي‌دانست ملت قهرمان ايران هرگز چنين ننگي را تحمل نكرده و در برابر آن بي‌تفاوت نخواهد نشست با سانسور شديد و كنترل همه جانبه كوشش به عمل آورد تا از درز كردن اين جنايت تاريخي به درون جامعه ايران جلوگيري نمايد ولي چند روزي از تصويب اين لايحه نگذشته بود كه مجله داخلي مجلس شوراي ملي به دست امام خميني(ره) رسيد. امام(ره) ابتدا به منظور آگاه سازي علما و روحانيون شهرهاي مختلف نامه‌هايي را به اطراف و اكناف فرستاد و خود نيز با مقامات روحاني قم به گفتگو نشست و اقدام به آگاه نمودن آنها نمود. امام در ادامه تصميم گرفت تا با ايراد سخنراني مردم را در جريان اين خيانت بزرگ قرار دهد. رژيم با اطلاع از برنامه سخنراني امام، يكي از عوامل خود را مامور ملاقات با امام كرد. اما وي موفق به ديدار امام نشد و به ناچار با حاج سيد مصطفي خميني ملاقات كرده و به امام پيغام داد كه:«... آمريكا به منظور كسب وجهه در ميان مردم ايران با تمام قدرت فعاليت مي‌كند و پول مي‌ريزد و از نظر قدرت در موقعيتي است كه هر گونه حمله به آن، به مراتب خطرناكتر از حمله به شخص اول مملكت است! آيت‌الله خميني اگر اين روزها بنا دارند نطقي ايراد كنند بايد خيلي مواظب باشند كه به دولت آمريكا برخوردي نداشته باشد كه خيلي خطرناك است و با عكس‌العمل شديد و تند آنان مواجه خواهد شد. ديگر هرچه بگويند حتي حمله به شاه چندان مهم نيست.» اما اين تهديدات هيچ تاثيري در عزم راسخ امام براي بر ملا كردن ماهيت اين خيانت بزرگ رژيم پهلوي نداشت و ايشان روز 4 آبان 1343 سخنراني معروف خود را ايراد كرد. امام خميني(ره) اين سخنراني را علي‌رغم اينكه در روز تولد حضرت زهرا(س) ايراد شد با آيه «استرجاع» (انا لله و انا اليه راجعون) شروع نمود. اين كلام در فرهنگ اسلامي هنگام مصيبت‌هاي بزرگ بر زبان جاري مي‌شود و امام با اين جمله خواست بفهماند كه لايحه مصيبت بزرگي است. ايشان در بخشي از اين سخنان تاريخي خود چنين فرمودند:
من تاثرات قلبي خود را نمي‌توانم اظهار كنم. قلب من در فشار است، اين چند روزي كه مسائل اخير ايران را شنيدم خوابم كم شده است، ناراحت هستم، قلبم در فشار است، با تاثرات قلبي روزشماري مي‌كنم چه وقت مرگ پيش بيايد ... ما را فروختند، استقلال ما را فروختند... عزت ما پايكوب شد، عظمت ايران از بين رفت، عظمت ارتش ايران را پايكوب كردند ... ملت ايران را از سگ‌هاي آمريكا پست‌تر كردند، اگر چنانچه كسي سگ آمريكايي را زير بگيرد بازخواست از او مي‌كنند، لكن اگر شاه ايران يك سگ آمريكايي را زير بگيرد بازخواست از او مي‌كنند، اگر چنانچه يك آشپز آمريكايي شاه ايران را زير بگيرد ... هيچ كس حق تعرض ندارد چرا؟ ... و الله گناهكار است كسي كه داد نزد. والله مرتكب كبيره است كسي كه فرياد نكند. اي سران اسلام به داد اسلام برسيد! اي علماي نجف به داد اسلام برسيد، اي علماي قم به داد اسلام برسيد! رفت اسلام! اي ملل اسلام! اي سران ملل اسلام! اي روساي جمهوري ملل اسلامي ... به داد همه ما برسيد! ايشان در اين سخنراني پر شور همه ابرقدرت‌هاي غربي و شرقي و در راس آنها آمريكا را كه مويد رژيم شاه بودند، به شدت محكوم نمود: آمريكا از انگليس بدتر، انگليس از آمريكا بدتر، شوروي از هر دو بدتر، همه از هم بدتر و همه از هم پليدترند، ليكن امروز سر و كار ما با آمريكاست. رئيس جمهور آمريكا ... اين معنا را بداند كه امروز در پيش ملت ما از منفورترين افراد بشر است كه چنين ظلمي به ملت اسلامي كرده است... امروز تمام گرفتاري‌هاي ما از آمريكاست، تمام گرفتاري‌هاي ما از اسرائيل است، اسرائيل هم از آمريكاست، اين وزرا هم از آمريكا هستند، همه دست نشانده آمريكا هستند. اگر نيستند چرا در مقابل آن نمي‌ايستند داد بزنند؟پس از اين سخنراني آتشين نيز، امام با انتشار اطلاعيه‌اي كه با آيه «نفي سبيل» (لن يجعل الله للكافرين علي المومنين سبيلا) شروع شده بود به سرعت و در سطحي گسترده در سراسر كشور پخش شد، اقدام ننگين و ذلت‌بار رژيم پيرامون تصويب لايحه كاپيتولاسيون را افشا و محكوم كرده و آن را سند بردگي ملت ايران و اقرار به مستعمره بودن ايران و موهن‌ترين و ننگين‌ترين تصويب‌نامه غلط دولت‌هاي بي‌حيثيت ناميده و نوشتند: اكنون من اعلام مي‌كنم كه اين راي ننگين مجلسين مخالف اسلام و قرآن است و قانونيت ندارد. مخالف راي ملت مسلمان است. ايشان به ملت ايران توصيه و تاكيد كردند كه: ... بر ملت ايران است كه اين زنجيرها را پاره كنند. بر ارتش ايران است كه اجازه ندهند چنين كارهاي ننگيني در ايران واقع شود ... بر جوانان دانشگاهي است كه با حرارت با اين طرح مفتضح مخالفت كنند.
با طنين آواي انقلابي امام خميني (ره ) در فضاي اختناق بار ايران و انعكاس و انتشار نطق تاريخي و اعلاميه افشاگرانه ايشان در ميان مردم، موج جديدي از خشم و نفرت عليه شاه و رژيم مزدور او سراسر ايران را فرا گرفت. ملت مسلمان ايران از اين خيانت آگاهي يافت. علما و روحانيون شهرستان‌‌ها با پشتيباني و همراهي مردم طي تلگرام‌ها، نامه‌ها و تومارها القاي كاپيتولاسيون را خواستار شدند. سيل تلگرام و نامه‌هاي اعتراض آميز به سوي هيئت حاكمه سرازير گرديد. اوج‌‌گيري اعتراض‌ها و موضع‌گيري سخت امام خميني (ره ) در قبال قرارداد كاپيتولاسيون، هيئت حاكمه را وادار ساخت تا اين اقدام جسورانه‌ امام بر ضد منافع آمريكا را پاسخ ‌گويد؛ به همين منظور، شب سيزدهم آبان 1343 شمسي ماموران مسلح با محاصره منزل ايشان، وي را دستگير و پس از انتقال به فرودگاه مهرآباد بلافاصله به شهر بورسا در تركيه تبعيد كردند. حسنعلي منصور نخست وزير وقت كه برنامه‌هاي مهمي به سود غرب داشت و تصويب كاپيتولاسيون در دوره نخست وزيري او صورت تحقق به خود گرفت از جمله كساني بود كه اصرار در تبعيد امام به تركيه داشتند. حسين فردوست در اين باره مي‌نويسد: ...« همان طور كه منصور به دستور آمريكا و با اختيارات ويژه به صدارت رسيد تبعيد امام خميني(ره) نيز دستور مستقيم آمريكا بود.» تبعيد شتاب زده امام به خارج از كشور نشانگر ترس و وحشت فزاينده رژيم از روبرو شدن با مقاومت مردمي بود. علي‌رغم تمهيداتي كه جهت سركوب هرگونه حركت مردمي تدارك ديده شده بود، با اعلام تبعيد رهبري نهضت، اعتراض‌هاي گسترده‌اي در بيشتر نقاط كشور برپا شد. بازار تعطيل گرديد و مردم با صدور اعلاميه و تلگراف‌هايي به تركيه از حركت امام پشتيباني كردند.
پس از تبعيد امام به تركيه سفارت آمريكا در ايران به وزارت خارجه اين كشور گزارش داد كه ...« سرانجام ما توانستيم از سر آن پيرمردي كه چوب لاي چرخ ما مي‌گذاشت خلاص شويم» شايد كسي نمي‌دانست اين مسافر تنها و ساكت كه در هتل‌هاي درجه 2 تركيه اقامت دارد، روزي توازن قدرت جهان را بر هم خواهد زد، رژيم شاهنشاهي را سرنگون خواهد ساخت، منافع آمريكا را قطع خواهد كرد و بارها آمريكا را تحقير خواهد كرد.
پس از تصويب كاپيتولاسيون سيل عظيم آمريكاييان به ايران سرازير شدند و با خود جنبه‌هاي منفي فرهنگ غرب را وارد كردند. تنها بين سال 1970 تا 1978 تعداد آمريكايي‌ها از كمتر از هشت هزار نفر به حدود پنجاه هزار نفررسيد. سيل مهاجرت آمريكايي‌ها به ايران حتي براي مقامات سفارت آمريكا نيز مشكلاتي به بار آورد. حضور گسترده آمريكايي‌ها در ايران و برخورداري آنان از مصونيت قضائي، زمينه مناسبي را براي افزايش جرايم و اشاعه فساد فراهم ساخت. تعارض‌هاي فرهنگي موجود و رفتار اهانت آميز آنان نسبت به آداب و رسوم جامعه مسلمان ايراني حس ملي و مذهبي مردم را مي‌آزرد كه به تدريج با درج گزارش‌هايي مبني بر شرارت، مي‌خواري، بي‌بند باري و خشونت توسط آمريكاييان در روزنامه‌هاي ايران احساسات ضد آمريكايي در ميان مردم تشديد شد. زير پا گذاشتن قوانين و مقررات حقوقي و قضائي كشور ايران توسط آمريكاييها تنها بخشي از پيامدهاي اجراي قانون كاپيتولاسيون بود. پيامدهايي كه سواي آثار كوتاه مدت، در بلند مدت لطمات جبران ناپذيري بر اجتماع، اقتصاد، فرهنگ و سياست ايران وارد ساخت.
سواي پيامدهاي منفي قضيه كاپيتولاسيون تاثير بارزي در روند نهضت انقلابي مردم به رهبري امام (ره) داشت. اين واقعه موقعيت امام (ره) را به عنوان تنها رهبر واقعي نهضت انقلابي‌ نمايان و تثبيت كرد و از طرفي ماهيت رژيم پهلوي، آمريكا و طرح‌هاي اين كشور را براي از بين بردن استقلال ايران، بيش از پيش روشن ساخت و در سقوط رژيم پهلوي بيش از ديگر حوادث تاثير گذارد. در حقيقت تصويب كاپيتولاسيون و عكس‌العمل افشاگرانه امام خميني (ره) جرقه‌اي بود براي شعله‌ور شدن نهضتي كه تداوم پيدا نموده و ثمره‌اش در بهمن 57 به بار نشست.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي در نتيجه سال‌ها مبارزه و شهادت طلبي، القاي كاپيتولاسيون از اهم خواست‌هاي مردمي بود. لذا سه ماه پس از پيروزي انقلاب و در شب 58/2/23 اطلاعيه زير از راديو پخش شد: «بنا به پيشنهاد هيئت وزيران دولت موقت جمهوري اسلامي ايران و تصويب شوراي انقلاب اسلامي، قانون مصوب 21 مهر ماه 1343 (13 اكتبر 1964) راجع به اجازه استفاده مستشاران نظامي آمريكا در ايران از مصونيت‌ها و معافيت‌‌هاي قرارداد وين (كاپيتولاسيون) از تاريخ 58/2/23 لغو شد.
بدين ترتيب با صدور حكم لغو قانون كاپيتولاسيون زمينه براي تدوين قوانين در چهارچوب اصول و ارزش‌هاي جمهوري اسلامي ايران براي اتباع خارجي فراهم گرديد و ايران استقلال و هويت واقعي خود را به دست آورد.
منابع:
- اسداللهي، مسعود، احياي كاپيتولاسيون و پيامدهاي آن، انتشارات سازمان تبليغات اسلامي، تهران 1373
- حضرتي، حسن، پژوهشنامه متين، سال اول، شماره اول، 1379
- فردوست، حسين، «قلمرو و سقوط سلطنت پهلوي» جلد اول، تهران: انتشارات اطلاعات، 1369
- روحاني، سيد حميد، بررسي و تحليل از نهضت امام خميني، جلد دوم، تهران؛ مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1376
- امام خميني، صحيفه نور، جلد اول، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، تهران، 1370
- مراد حاصلي خامنه، اعظم، احياي كاپيتولاسيون در سال 1343 و موضع‌گيري امام خميني، نشريه حضور شمار سي و يكم، 1380

یک شنبه 26 دی 1389  8:47 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها