0

روابط دختر و پسر

 
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

روابط دختر و پسر

 
 
اسلام، صرف صحبت كردن لازم و ضروري زن و مرد را در جريان رسيدگي به كارهاي روزمرة زندگي حرام ندانسته است، اما با توجه به اينكه در زمان جواني، غرايز جنسي، احساسات و شيفتگي و زيبايي¬هاي ظاهري تا حدّ زيادي خودنمايي مي¬كند، ناخودآگاه، روابط ايجاد شده رنگ و لعاب ديگري به خود مي¬گيرد. بنابراين، از منظر دين، نم¬يتوان اين گونه روابط را توصيه نمود!
 
منبع : مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات ـ حوزه‌های علمیه ,

دوران جواني، دوره­ي شور احساسات، شوق جنسي و نشاط جسمي است. با بيدار شدن قواي مختلف جسمي، توجه به مسائل عاطفي و جذّابيت­هاي ظاهري جنس مخالف زيادتر مي­شود. اين بلوغ طبيعي، در پيدايش دوستي­ها و روابط دختر و پسر تأثير به سزايي دارد.

همچنین همه­ي ما معتقديم كه انسان موفق كسي است كه در زندگي، داراي اهداف مشخصي باشد و با برنامه­ريزي صحیح و دقیق و انتخاب راه مناسب، به آن هدف دست يابد.

يك جوان نيز، بايد سعي كند راهي را برگزیند كه او را به يك زندگي مطلوب، ايده­آل و سرشار از آرامش، كمال و شادي برساند.

انسان داراي نيازمندي­هاي روحي و جسمي بسياري است، و همان­گونه كه به مسايل مادي نياز دارد، براي رسيدن به تكامل و آرامش به مسايل معنوي نيز نيازمند است. از طرفي دين اسلام داراي مجموعه قوانين كامل و جامعي است كه به همهي نيازمنديهاي انسان توجه نموده و در تعاليم خود، مصالح عمومي و سعادت دنيا و آخرت را مدّ نظر قرار داده است.

غريزه جنسي، يكي از غرائز انسان و يكي از واقعيت هاي وجود اوست. اسلام هيچ واقعيتي از جمله غريزه جنسي را ناديده نگرفته است. محدوديت هايي كه در اسلام در باب غريزه جنسي آمده، تنها با هدف كنترل اين غريزه و جلوگيري از انحراف در آن مي باشد. بر اين اساس اسلام به منظورسلامت بخشيدن به كانون خانواده و محيط اجتماعي و حفظ كرامت انسانها به ويژه زنان با آزادي جنسي و بي بند باري جنسي مخالفت نموده است و آنرا به مسير صحيح خود هديت نموده است.

آزاد بودن روابط پسر و دختر آثار سوء فراوانی دارد که برخی از آنها را می­توان به شرح ذيل بيان کرد:

 

1. عدم رغبت به ازدواج

اگر آزادي جنسي بصورت مطلق در يك جامعه رواج پيدا كند، ديگر ميل به ازدواج و تشكيل خانواده در آن جامعه كم مي شود و حتي ميزان جمعيت يك كشور به خطر مي­افتد، و مسلماً‌ با از بين رفتن يك جمعيت، هويت و فرهنگ آنان به تاريخ مي­پيوندد. اين نمونه را امروزه در جوامع غربي و به اصطلاح پيشرفته شاهد هستيم. در اين زمينه آمارهاي زاد و ولد و ميزان جمعيت كشورهاي شمال اروپا و اروپاي غربي، كشورهايي مانند انگلستان، ايتاليا، سوئد، هلند، و... ، گوياي اين مطلب است كه رشد جمعيت در آن كشورها منفي است. يعني ميزان مرگ بيشتر از تولد است. لذا در سال 2004 ميلادي در كشور سوئيس و هلند مهاجرت از ساير ملل به اين دو كشور نسبت به سال قبل دو برابر شده و اين مسئله مشكلات خاص خود را دارد. كه علت تمامي آنها،آزادي جنسي ذكر شده ،كه در آغاز قرن بيستم در اين كشورها شيوع يافته است.

 

2. ايجاد تزلزل در خانواده­ها

در صورت وقوع آزادي جنسي به صورت مطلق در يك جامعه، اركان خانواده متزلزل مي­شود. در اين گونه جوامع اگر يك خانواده تشكيل شود، با وجود اين مسئله، خطرات زيادي اين خانواده را تهديد مي­كند. چون كم كم ميل به حفظ خانواده از بين مي­رود و هر كدام از اعضاي خانواده به دنبال مسائل شخصي خود مي­روند و بسا كودكاني بي­سرپرست بر جاي مي­مانند و چه پدران و مادران سالمندي كه حتي فرزندان خود را تا آخر عمر نمي­بينند،زيرا افراد خانواده ممكن است، تشكيل يك خانواده را بر اساس مسائل جنسي بنگرند و از اهداف بالاتر و والاتر باز بمانند و توجه نكنند.

 

3. شهوت سالاري در جامعه

ترويج و شيوع آزادي جنسي در جامعه موجب مي شود تا آنچه كه در جامعه حاكم مي گردد شهوت سالاري باشد يعني افراد در پي ارضاي اميال جنسي خود باشند و اين يك هدف مهم در زندگي شان تلقي گردد و در نتيجه روابطي كه بين زن ها و مردها ايجاد مي شود، تماماً در مسير خالي نمودن شهوات جنسي صرف مي گردد. لذا افراد بدنبال اين هستند كه بهترين ها را كه پاياني هم ندارد براي خود بگيرند. و هر روز دلزدگي از يكي و چشم بدنبال كسي ديگر ادامه مي يابد و در اين مسير انواع انحرافات اخلاقي و افراط كاري هايي كه صدمات جسمي و روحي در بر دارد به وجود مي آيد.

 

4. از بين رفتن فضائل و خصائص انساني

در جامعه آزاد مطلق العناني، ديگر فضائل والاي انساني يافت نمي شود،آن چيزهايي كه موجب تمايز حقيقي بين انسان و حيوان مي باشد، مانند: خدا محوري، توجه به آرمان هاي انساني، وجود روحيه ايمان و تقوا. چون همه چيز بر اساس شهوت توجيه مي شود، براي مثال پدر و مادر آن ارزش و اهميت بالاي خود را از دست مي دهند، چون كار آنها از منظر آزادي جنسي فقط يك مسئله شهواني بوده نه چيز ديگر.

 

5. عدم كارائي فرد در نظام خانواده

در صورت وقوع آزادي جنسي در يك جامعه، ديگر فرد فرد يك خانواده آن كارائي لازم خود را ندارد، چون هر كس به دنبال مسائل شهواني خود مي رود. در اين جوامع چه پدراني كه از وظيفه پدري غافلند و چه مادراني كه توجه به بذل محبت به كانون خانواده ندارند، و چه فرزنداني كه هيچ وظيفه اي براي خود قائل نيستند، چون هر كدام از اين ها ممكن است سرشان در جائي ديگر گرم و مشغول باشد.

 

6. به وجود آمدن و انتقال بيماري­هاي خطرناك

آزادي جنسي موجب پيدايش بسياري از بيماريها است. در عصر حاضر اين بيماريها شامل گروهي از بيماريهاي واگيردار مي باشند كه بيشتر اوقات از راه آميزش جنسي منتقل مي شوند كه به سه نوع مهم ايدز، سيفليس و سوزاك اشاره مي شود.

براي مثال عامل سندروم نارسايي ايمني اكتسابي (ايدز) يك ويروس به نام HIV ( ويروس نارسايي ايمني انسان) مي باشد كه دستگاه ايمني انسان را از بين مي برد. اين بيماري فراگير جهاني بوده و ميليونها نفر را مبتلا كرده است. بنابر نظر سازمان بهداشت جهاني (W.H.O) از زمان آغاز بيماري در سال 1981 در آمريكا (لس آنجلس) تا كنون بيش از 10-8 ميليون نفر بزرگسال و حدود يك ميليون كودك مبتلا شده اند. سازمان بهداشت جهاني برآورد نموده كه تا سال 2000 ميلادي، حدود 40 ـ 80 ميليون نفر مبتلا در سراسر جهان وجود داشته كه گزارش نشده اند. بيشتر موارد بيماري در اشخاص 49-20 ساله مي باشد كه از نظر جنسي فعال هستند. راه انتقال اين بيماري بيش از 90-85% از راه آميزش جنسي است. و گروههاي مردان همجنس باز ـ افراد بي بند و بار جنسي، مهمترين گروههاي پر مخاطره هستند.[1]

 

7. افزايش جرم و جنايت به خاطر مسائل جنسي

اگر يك دقتي به آمارها در كشورهايي كه اين مسائل  درآنها وجود دارد، بكنيم، مي بينيم به خاطر مسائل جنسي چقدر جنايات، قتل و كشتار انجام مي شود، اگر به آمارها نگاه كنيم، مي بينيم آمار تجاوز به عنف در اين كشورها بالا است و اين مسئله اثرات رواني، اجتماعي بدي در جامعه مي گذارد.

 

8. از بين رفتن امنيت جسمي و روحي

در جامعه اين چنيني ديگر زنان آن جامعه امنيت جسمي، روحي ندارند و هميشه به خاطر مسائل جنسي در هراس هستند و هميشه ترس از تجاوز و غيره را دارند و اثرات روحي نامطلوبي بر آنها مي گذارد و لذا كارائي آنها را پائين مي آورد.

 

9. ولادت­هاي نامشروع

وقتي آزادي جنسي به صورت مطلق باشد، موجب پيدايش كودكاني نامشروع مي شود،واين موجب بي هويتي و احساس بي ريشه بودن براي آنها در زندگي مي شود و اثرات بد و نامطلوبي بر شخصيت شان مي گذارد؛واز آنها افرادي بزهكار و اشخاصي كه بيشتر سر منشأ فساد و تباهي هستند، مي سازد.

 

10. شكسته شدن حرمت­ها

وقتي شخصي مرتكب روابط نامشروع جنسي مي شود و يا زني كه به عنوان مُبلّغ كالائي با وضعي زننده است, حرمت او توسط خود او در جامعه شكسته شده و ديگر افراد جامعه براي او حرمتي قائل نيستند و در محافل مختلف، هر كدام به نوعي درباره او سخن مي گويند و هيچ مانعي هم نمي بينند. چون خود شخص براي خود حرمتي قائل نبود. اين موارد گوشه اي از مسائلي بود كه در روابط آزاد جنسي وجود دارد و مخالف اهداف ازدواج است كه آن اهداف عبارتند از:

1. تأمين نياز جسمي. 2. تأمين نياز رواني 3. حفظ بقاي نسل. 4. تربيت نسل. 5. سلامت اجتماعي. 6. برنامه ريزي طولاني براي زندگي.[2]

مطلب دوم اين­که، اسلام، صرف صحبت كردن لازم و ضروري زن و مرد را در جريان رسيدگي به كارهاي روزمرة زندگي حرام ندانسته است، اما با توجه به اينكه در زمان جواني، غرايز جنسي، احساسات و شيفتگي و زيبايي­هاي ظاهري تا حدّ زيادي خودنمايي مي­كند، ناخودآگاه، روابط ايجاد شده رنگ و لعاب ديگري به خود مي­گيرد. بنابراين، از منظر دين، نم­يتوان اين گونه روابط را توصيه نمود!

اسلام، در آغاز هر ارتباطي قايل است كه بايد ميان افراد، تعهدي به صورت رسمي ـ هر چند اين روابط موقت و براي زماني محدود باشد ـ ايجاد شود. لذا كساني كه مي­خواهند با هم رفاقت يا رابطه­اي داشته باشند (به هر دليل و بهانه­اي كه باشد، حتي اگر در آينده قصد ازدواج داشته باشند) بايد تعهدي رسمي (به صورت عقد دايم يا موقت كه احكام آن در توضيح المسائل ذكر شده) ميانشان وجود داشته باشد، و تنها در اين حالت، ارتباط، دوستي و تماس تلفني آنها جايز و بدون اشكال است. اما در غير اين صورت، اين ارتباط جايز نيست، زيرا هر ارتباطي ميان زن و مرد، از نگاه شروع مي­شود و خداوند در قرآن كريم مي­فرمايد:

«به مؤمنان بگو چشم­هاي خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگيرند و عفاف خود را حفظ كنند! اين براي آنان پاكيزه­تر است. خداوند از آنچه انجام مي­دهند آگاه است! و به زنان با ايمان بگو چشم­هاي خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گيرند و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را ـ جز آن مقدار كه نمايان است ـ آشكار ننمايند.»[3]
در اين آيه، به صراحت دستور داده شده كه زن و مرد نامحرم به يكديگر نگاه نكنند و از نگاه­هاي هوس­آلود پرهيز نمايند. به راستي، اگر به اين آية مباركه عمل شود و دختر و پسر نامحرم از ابتدا به يكديگر توجه ننمايند و به هم نگاه نكنند، آيا دوستي­ها و عشق­هاي خياباني به وجود مي­آيد؟

به راستي، آيا روابط ميان دختران و پسران جوان، با آن ميل و كشش جنسي كه طبيعت سنّ جواني است، از نگاه­هاي آلوده و صحبت­هاي هوس­انگيز خالي و مبرّا است؟

آيا با در نظر گرفتن اين كلام صريح الهي مي­توان حكم به جواز اين گونه روابط صادر نمود؟

شايده عدّه­اي مدّعي باشند كه ما اين­گونه روابط را قبول نداريم، بلكه ارتباطي مورد نظر ما است كه از اين مسايل به دور باشد!

در پاسخ اينان بايد گفت: اصرار و تأكيد فراواني كه امروزه بر اين روابط مي­شود، شاهدي است بر اين كه انگيزه­ي ديگري ـ هر چند به صورت غير مستقيم و مخفي ـ در اين كار موجود است. لذا ممكن است به ظاهر روابطي ايجاد شود كه در ابتدا عاري از اينگونه مسايل باشد، اما از آنجا كه سنّ جواني اوج كشش جنسي و عاطفي است، به تدريج و بر طبق طبيعت بشري، اين روابط آلوده به نگاه­ها، صحبت­ها و رفتارهاي هوس­آلود مي­شود. به ياد داشته باشيم که حضرت یوسف پیامبر در مواجهه با مسایل جنسی فرمود: و ما أبرئ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلّا ما رَحِمَ ربّی؛ من هرگز نفس خود را تبرئه نمى‏كنم، چرا كه نفس سركش همواره به بديها فرمان مى‏دهد مگر آن که خداوند رحم کند. [4] با این وجود آیا می­توان به راحتی ادعا نمود که دوستی­های دو جنس مخالف به انحراف کشیده نمی­شود. همین که چنین احتمال عقلایی وجود داشته باشد برای احتیاط کفایت می­کند و عقل و خرد حکم می­کند که راه احتیاط را برگزینیم تا از آسیب­های احتمالی که احتمال آن نیز بسیار است در امان بمانیم.

خداوند در قرآن کریم می­فرماید: «وَ لا تَقْربُوا الزِّني إنَّه كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبيلاً؛ نزديك زنا نشويد چرا كه عمل بسيار زشتي است و راه و روش بدي است.»[5]

در اين آيه، زنا و عمل منافي عفت، چنين توصيف مي‌شود:

اوّلاً: نمي‌گويد زنا نكنيد، بلكه مي‌گويد به اين عمل شرم‌آور نزديك نشويد. اين تعبير علاوه بر تأكيد در زشتي كار، اشارة لطيفي به پرهيز دادن شديد از نزديكي به مقدّمات گناه دارد كه انسان را تدريجاً به آن نزديك مي‌كند.(همانند چشم چراني و بدحجابي و فيلم‌هاي آلوده و شركت كردن در كانون‌هاي فساد و ... خلوت با نامحرم و نيز ترك ازدواج براي جوانان و سخت گيري‌هاي بي‌مورد كه همگي از عوامل «قُرب به زنا» است.)

ثانياً: نهي از عمل زشت و گناه كبيرة زنا را با تأكيد مضاعف، تشديد نموده است. (اِنَّ، فعل ماضي، تعبير به «فاحشة»)
ثالثاً: با تعبير «ساء سبيلاً» (راه زنا بد راهي است)، واقعيّتي را بيان مي‌كند كه اين گناه، سبب آلودگي‌هاي اجتماعي ديگري خواهد بود.[6]

 


[1]. نور محمدي، جزوه جمعيت و تنظيم خانواده، قم، چاپ مؤسسه آموزش عالي باقر العلوم، سال تحصيلي، 82 ـ 81.

[2]. نور محمدي، همان.

[3] . قرآن کریم، سوره نور، آیات 30 و 31.

[4] . سوره یوسف، آیه

[5] . سوره اسراء، آیه32.

[6] . مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1361، ج12، ص102.

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

دوشنبه 2 تیر 1399  12:43 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها