عنوان : نمايشنامه تكراري
تاريخ : 1388/08/25
شاعر / نويسنده : ليلا بزرگ زاده
موضوع :اشعار در مورد خرمشهر
نمايشنامه تكراري
سوراخ هاي گوشتان را بستند و
ديوارهاي مارا سوراخ كردند
چشم هايشان را بستند و
چشمه هاي خون را در خاك ما جاري كردند
داشته هايشان را جويدند و
دندان براي دشت هاي ما تيز كرند
دماغ هايشان را بالاتر گرفتند
شايد دمار از روزگار ما در آورند
سرهايشان را چسبيدند و
سردارهايمان را طمع كردند و
سياهي ابر شدند
كه خم به ابروي ما بياورند
عروسك شدند و به خاله بازيمان خواندند
غافل از بزرگ شدنمان
آب نبات به دست گرفتند
كه كودكانمان را فريب دهند
غافل از دستهاي هب سلاح كودكانمان
و هنوز
گوشواره هاي كودك خرمشهري
زير خاك است
ومي خواهند
گوشهاي كودك فلسطيني را ببرند
بازي را باخته اند و باز
بازيگر مي طلبند
غفل از نمايشنامه تكراريشان
مجسمه مقومت وايثار
زمانه
دختري آورد
بهنام ژاندارك
با لباس هاي مردانه
پوتين ها جنگي
و عزمي را سرخ
ايستاد و جنگيد و افتخار آفريد
اما
به جرم راستي و ميهن پرستي
به آتش كشيدند
گرچه
مجسمه هايي از او
بر دوش فرانسه سنگيني مي كند
اين جا خاكي ديگر است
زنان ومرداني امدند به نام غيرت
با قلبهاي پر اميد و ايماني محكم
ايستادند و جنگيدند
ايران به انها مي باليد
هنوز هم مي بالد
مرزهاي خونين آن روز را
با سرخي خونشان
سبز نگه داشتند و
افتخار ها آفريدند
و حال ...
خاك ايران
ار خون آنها رنگين تر است
براي افتخاراتشان
مجمسمه اي نمي توان ساخت
يك ژاندارك نبود كه يك مجسمه بسازد
يك ايران بود
يك ايران حماسه
و ايران را اسطوره آزادي و آزادگي ناميدند
و خورمشهر شد
مجسمه مقاومت و ايثار
يادبودي از رشادت ها و شهادت ها
منبع : كتاب امواج ارغواني برگزيده ي آثار هفدهمين كنگره ي شعر دفاع مقدس