
کودک آنلاین: کودکان کم آموز، همیشه خلاق نیستند و کودکان خلاق هم همیشه کم آموز نیستند. باوجوداین، به نظر میرسد تعداد زیادی از کودکان بسیار خلاق، در کلاسهای عادی عملکرد خوبی ندارند که درواقع نوعی زنگ خطر محسوب میشود. والدین این کودکان بسیار خلاق، بارها باکمال غرور میگویند که کودکان آنها، همیشه برخلاف جریان آب شنا میکنند.
بعضی کودکان بسیار خلاق، به دلیل ایجاد برخی مشکلات در مدرسه، نامشان سرِ زبانها میافتد. شاید در ذهنتان این سؤال مطرحشده باشد که آیا مدرسه نتوانسته برنامههای مناسبی برای پرورش خلاقیت آنها تنظیم کند؟ شاید هم شما بهعنوان پدر و مادر، مسبب بروز این مشکل باشید؟
وقتی شاهد ناخرسندی کودک تیزهوش خود هستید، شاید فکر کردن به این سؤالها، مدام شما را کلافه کند. در ادامه مثالی آمده است:
علی که در پایۀ ششم درس میخواند، از مدرسه و معلمش متنفر بود. او هرروز شِکوه میکرد که خسته است. علی عاشق مطالعه بود و اغلب وقتی گمان میرفت در حال مطالعۀ مسائل ریاضی است، زیر میزش کتاب دیگری میخواند. اگرچه او باهوش و خوشبیان بود و مهارت کلامی خوبی داشت، بهندرت تکالیف مدرسهاش را کامل انجام میداد.
علیرغم تنفر او نسبت به انجام تکالیف نوشتاری مدرسه، به داشتن مجموعهای از داستانهای ماجراجویانه که خودش نوشته، ولی به معلمش نشان نداده بود، افتخار میکرد. او بارها توسط معلمش تنبیهشده و در کلاس به بچۀ بد معروف شده بود.
والدینش درگیر نبردی دائمی با مدرسه بودند و پدرش هم اصرار داشت که مدرسه زمینۀ مناسب برای شکوفایی خلاقیت او را فراهم نمیکند. پدرش تقریباً با غرور میگفت که او هم، مثل پسرش، برخلاف جریان شنا میکرد.
کودکان کم آموز خلاق، بیشتر دلشان میخواهد شخصیت غالب داشته باشند تا شخصیت وابسته. به همین دلیل است که آنها بیشتر اصرار دارند که اعضای خانه، افراد مدرسه و فعالیتهای همتایان خود را تحت کنترل خود بگیرند. اگر کارها به میل آنها پیش نرود، ممکن است بهکلی از انجام آن صرفنظر کنند.
به نظر میرسد آنها قصد دارند که توجه دیگران را به خصلتِ بینظیر خود جلب کنند. این بچهها معمولاً اذعان میدارند که از متفاوت بودن لذت میبرند؛ اگرچه بعضی، به دلیل همین تفاوتهایشان، احساس تنهایی خواهند کرد.
کودکان کم آموز خلاق، بهاندازۀ کودکان بیشازحد موفقِ خلاق، خیلی زود از جانب حداقل یکی از والدین خود، پیامی دربارۀ اهمیت خلاقیت دریافت میکنند. تحسین دستاوردها و کارهایی که کودکان انجام میدهند، باعث میشود که این پیام را بهراحتی درک کنند.
آنها یاد گرفتهاند که وقتی کاری غیرعادی انجام داده یا اگر عقیدهای سرگرمکننده یا متفاوت داشته باشند، موردتوجه قرار میگیرند. اگر چنین چیزی بهعنوان انگیزهای شخصی و مثبت برای خلاق بودن، ملکۀ ذهن آنها شود، لزوماً بهسوی کم آموزی گرایش پیدا نمیکنند.
یکی از نشانههای اولیۀ مشکلات احتمالی، تفاوت ارزشدهی به خلاقیت، ازنظر هر یک از والدین است. بهطور مثال، مادر برای خلاقیت ارزش قائل میشود، اما اگر والدِ دیگر ارزشی برای خلاقیت او قائل نشود، درواقع پیشاپیش بذر مخالفت و کم آموزی را در ذهن کودک میکارد.
شاید این کودکان در مقطع دبستان، دانشآموزانی موفق باشند؛ اگرچه حرفهایی میزنند که پیشاپیش، نشانههایی از تقابل با خلاقیت را آشکار میسازد. مثلاً شاید از خستهکننده بودن کتابهای درسی و معلمانی که آنها را دوست ندارند، شکایت کنند.
امکان دارد که والدین با کودکان خود، علیه یکی از معلمان متحد شوند و درصدد توجیه خواستههای آنها برای کم کردن حجم تکالیف و داشتن فرصت بیشتر برای ابراز وجود فردی برآیند. حتی امکان دارد والدین در مواردی نظیر اضافه کردن مهلت مقرر برای انجام تکالیف، بهمنظور بروز عملکرد خلاقانه کودکان یا متقاعد کردن مدیر دراینباره که اعمال انضباط بیشازحد سخت میتواند ناعادلانه باشد، از این کودکان حمایت کنند.
گوش دادن کودکان به گفتگوی والدین با بزرگسالان دیگر که به فقدان خلاقیت در برنامۀ آموزشی مدارس یا بیکفایتی آموزگاران متخصص اشاره داشته باشد، نیز در این زمینه تأثیرگذار است.
کودکانی که در سن دبستان هستند، از همان ابتدا با یکی از والدین، علیه سیستم مدرسه متحد میشوند و قدرت کنترل اوضاع را به دست میآورند. برنامۀ آموزشی مدرسه ازنظر این کودکان و والد همپیمان آنها، درزمینۀ ایجاد علاقه و خلاقیت، نامناسب است. البته این اتحاد لزوماً اثر بدی بر آموزش کودک نمیگذارد.
نوجوانان مخالف با فشارهای ناخواستهای روبهرو هستند. سیستم ارزشگذاری درونی، آنها را بهسوی خلاقیت فرامیخواند. آنان این پیام را به این نحو تعبیر میکنند که سازگار نباش. در ابتدای دوران نوجوانی، والدین متوجه کم آموزی کودکان خود هستند و میکوشند از طریق گفتگو، اهمیت دستیابی به موفقیت را برای فرزندانشان شرح دهند.
به تعبیر کودک، این پیام مفهوم سازگاری را در خود دارد. همسالان نیز برای پذیرش کودک، خواهان سازگاری او هستند. سازگاری با همسالان نیز ازنظر این جوانان، با آرزوی خلاق بودن جور درنمیآید. در طول سالهای قبل از نوجوانی، کودکان کم آموز خلاق، نوعاً در دورانی به سر میبرند که اصلاً احساس خوشحالی نمیکنند، بلکه گاهی به نظرشان میرسد که والدین، آموزگاران و همتایان آنها، قدرتشان را نشناختهاند.
مرز باریکی بین سازگاری و خلاقیت وجود دارد. وقتی کودکان خلاق برای خلاق بودن، آنقدر تحتفشار درونی قرار بگیرند که خلاقیت شخصی برایشان جنبۀ ضدیت داشته باشد، خطر از دست دادن فرصت پیشرفت درزمینۀ استعداد منحصربهفرد خود را میپذیرند.
اگر شما در نقش والد و آموزگار، بتوانید قدرت خلاقیت آنها را پرورش دهید و از هموار کردن راه فرار یا اجتناب از قبول مسئولیت به نام خلاقیت اجتناب کنید، این کودکان خلاق میتوانند به روشی سودمند، استعداد باارزش خود را در جهت تشریکمساعی سوق دهند. در ادامه پیشنهادهایی برای والدین ارائهشده است.
- یک والد تحت هیچ شرایطی نباید به بهانۀ خلاقیت، با یک کودک بر علیه والد یا آموزگار دیگر متحد شود.
- کودکان را تشویق کنید که حداقل دریکی از زمینههای خلاقانه، همواره مثمر ثمر باشند و به آنها یاری دهید تا برای کارِ درخشان خود، مخاطبی در نظر بگیرند.
- الگوها یا مربیان موفق مناسبی را درزمینۀ خلاقیت کودکان بیابید.
- انگیزۀ درونی کودک را تشویق کنید. این کار را با تشویق او به شرکت در رقابت با دیگران انجام دهید.
- با بهرهگیری از قدرت خلاقیت، نقاط ضعف او را بهبود بخشید.
- با بهکارگیری تلاشی خلاقانه، کودکان را تشویق به انضباط فردی کنید.
منبع: کلیدهای پرورش کودک تیزهوش