0

مقالات تخصصي ايثار و شهادت

 
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

مقالات تخصصي ايثار و شهادت

با سلام خدمت همه راسخونی های عزیز

ازونجایی که همه دوستان در جریان هستن رسیدگی مقالات در تمام زمینه ها به علت حجم بالای مقالات با مشکل مواجه شده.چه بسا برای تایید یک مقاله باید چندین ماه منتظر بود!!و الحق والانصاف رسیدگی به اون همه مقاله به هیچ وجه کار آسونی نیست

به همین علت تصمیم گرفتم مقالاتی که قصد داشتم ارسال کنم بصورت یک تاپیک در قسمت مربوطه درج کنم

مسئولان محترم راسخون هم اگه مقاله ای ازین مقالات مورد توجهشون قرار گرفت انشا...  با صلاحدید خودشون در قسمت اصلی مقالات سایت درج کنن

امیدوارم مسئول محترم تالار مربوطه هم همکاری لازم در مورد این مقالات را داشته باشن

با تشکر


شنبه 25 دی 1389  11:50 PM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت

عنوان : فرهنگ ايثار شهادت و مساله امنيت ملي
انواع مقالات :علمي و فرهنگي
نويسنده : قربانعلي سليمان پور
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
فرهنگ شهادت طلبي عبارت از وضعيت و شرايطي كه طي آن مردم يك كشور بر اساس ميل و علاقه شديد نسبت به باورها، اعتقادات و سرزمين خود اقدام به فداكاري هاي بزرگ؛ بذل جان و دست كشيدن از تمام هستي و دارائي خود مي نمايند.آنان با روحيه اي سرشار از شهادت طلبي،ايثار و از خود گذشتگي آمادگي دارند تا با تمامي تهديدات نسبت هب حيات فيزيكي،اخلاقي، اعتقادي و اجتماعي خود مقابله كنند. نعميق و تحكيم چنين روحيه اي و گسترش آن در بين آحاد افراد يك سرزمين عامل مهم و ركن اصلي در تامين و تداوم امنيت ملي آن سرزمين مي باشد. بر اين اساس اين نوشتار در صدد است تا رابطه اين مهم يعني فرهنگ شهادت طلبي با مقوله بسيار مهم و حياتي امنيت ملي را مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار دهد، در اين مقاله مباحثي همچون مفاهيم، كليات و تعاريف مربوط به امنيت ملي و همچنين خاستگاه اعتقادي شهادت، روحيه و فرهنگ شهادت طلبي و ارتباط آن با امنيت ملي مطالعه و بررسي مي شود كه اميدواريم درك روشن و مفيدي از مساله را ارائه نمايد.

الف) امنيت ملي:
تعريف ، علايق و مقاصد امنيت ملي :
منظور از امنيت به معناي عام كلمه، تلاش حكومت به منظور فراهم كردن محيطي دور از خطرهايي است كه بطور جدي متوجه ارزشهاي حياتي كشور مي شود1).والتر ليپمن محقق و نويسنده سرشناس آمريكايي در تعريف امنيت ملي معتقد است ؛«يك ملت وقتي داراي امنيت است كه در صورت اجتناب از جنگ بتواند ارزشهاي اساسي خود را حفظ كند و در صورت اقدام به جنگ بتواند آن را به پيش ببرد.2) بطور كلي امنيت بعنوان اساسي ترين نياز هر جامعه و هم ترين هدف كشورها در عرصه روابط بين الملل با تعاريف متعدد و متفاوتي همراه بوده است، تا بدانجا كه برداشت هاي مختلف و بعضاً متعارضي در اين زمينه را بدنبال داشته سات. سابقه بكارگيري اصطلاح امنيت ملي از طرف پژوهگران علوم اجتماعي از جنگ جهاني دوم به اين طرف مي باشد در حاليكه واقعيت اين مساله به قرون اعصار گذشته و بواقع به انگيزه هاي قوي انسان براي حفظ بقاء صيانت نفس و ادامه حيات وي مربوط است كه بنوبه خود بررسي مفصل و متفاوتي را مي طلبد.

در يك جمع بندي و علي رغم تعاريف مختلف، امنيت ملي را مي توانيم اين گونه تعريف كنيم :
«امنيت ملي يعني دستيابي به شرايطي كه به يك كشور امكان مي دهد از تهديدات بالقوه و بالفعل خارجي و داخلي و نفوذ سياسي و اقتصادي و نظامي بيگانه در امان باشد و در راه پيشبرد امر توسعه اقتصادي، اجتماعي و انساني و تامين وحدت و موجوديت كشور و رفاه عامه فراغ از مداخله بيگانه گام بردارد.» و يا بعبارتي :
«توانايي كشور در حفظ ارزش هاي خودي در برابر تهديدات خارجي».در ارتباط با مفهوم امنيت ملي قبل از هر چيز ويژگيهاي آن يعني ذهني بودن، متغير و نسبي بودن، درك آن را دچار پيچيدگي بيشتر نموده است و همين امر خود مايه گمراهي و انحرافاتي در تبيين مساله بوده است كه از آن جمله بعضاً سوء استفاده از مفهوم امنيت ملي در جايگزين ساختن هدفها و مقاصد شخصي به جاي هدفهاي ملي و عمومي از جانب دولتها ست. به رغم اين مشكلات در بالاترين سطوح، علايق امنيت ملي پايه هاي يك استراتژي سالم را تشكيل مي دهند.
علايق ذهنيتهاي شديداً تعميم يافته اي هستند كه خواسته ها و نيازهاي بنيادين كشورها را منعكس مي سازند. در اين خصوص تنها علاقه حياتي مرتبط با امنيت ملي علاقه به بقاء است بقاء كشور بايد حدقابل قبولي از استقلال همراه باشد و از تماميت ارضي، ادامه شيوه هاي زندگي سنتي و فرهنگ ملي، ادامه حيات نهادهاي بنيادين ارزشها، اعتقادات و افتخارات ملي به طور كلي برخوردار باشد. آنچه مسلم است اينكه علايق امنيت ملي به ندرت مورد بي توجهي قرار مي گيرند و در سراسر گيتي همواره مردم داراي مواضع مشخصي راجع به اينگونه علايق هستند بطوري كه در اين ضرب المثل قديمي نيز آمده است؛ چيزي به نام دوست يا دشمن هميشگي وجود ندارد و تنها علايق و منافع ابدي هستند. و البته در اين بين تنها علاقه به بقاء ملي است كه پايدارتر است.
گرچه تشريح علاقه و امنيت ملي دشوار است اما دستيابي به سرچشمه مقاصد مهم و با اهميت ملي نشان مي دهد كه كشور در چه جهتي گام بر مي دارد و تلاش مي كند.اين مقاصد گاه هدف و گاه نيت يا مقصود نامگذاري شده اند و كوته برد، ميان برد و دور بردند. مقاصد امنيت ملي نشان دهنده خواسته ها و هدفهائي است كه بايد برآورده شود و لذا دستيابي به چنين اهدافي نيازمند به سياستهاي امنيت ملي يعني اتخاذ و استراتژي، تاكتيك و خط مشي هاي سياسي براي تحقق يافتن و عملي شدن آنهاست. به اعتقاد جان. ام كالينز علايق امنيت ملي؛ مقاصد ، سياستها و تعهدات امنيت ملي تعيين كننده اهداف يا راهنما براي دستيابي به آنها مي باشند. درك صحيح از مناسبت اهداف و ابزارهاي موجود براي محاسبات صحيح و تصميم گيريهاي معقول و منطقي از اساسي ترين وظايف دولتهاست. محاسبه و توانائيهاي خود و متحدان بنحوي كه بيش از توانائي هاي طرف مقابل يه صورتي كه كمتر از حد واقعي باشد و ياارزش گزاردن به فرضياتي كه بنيان مطمئني ندارند از خطاهاي متداول در سياسگذاري دولتهاست.ژنرال آندره بوفر در كتاب مقدمه اي براي استراتژي پنج شيوه مشخص براي تطبيق اهداف با ابزارها را تشريح مي كند بر اين اساس به اقتضاي هر كدام يك شكل از واكنش و تصميم گيري هاي منطقي مي نمايد. بعنوان مثال هر گاه اهداف محدود و ابزار فراوان باشد تنها تهديد به استفاده از نيروي قهريه ممكن است براي دستيابي به مقاصد كافي باشد.
انواع امنيت ملي :
اساساً امنيت ملي داراي دو جنبه داخلي و خارجي است، جنبه داخلي امنيت يك ملت در مقابل تهديدات پنهان و نهان در درون مرزهاي ملي را شمال مي شود. اين تهديد ها مي توانند سياسي(مانند شورش و جدائي طلبي) اقتصادي( مانند نابسامانيهاي اقتصادي) نظامي(ماننند كودتا، جنگ داخلي) و اجتماعي( مانند آشوب هاي اجتماعي و شورش و...) باشند كه هر كدام به نوعي دولت ملي را تحت فشار و مورد تهديد قرار مي دهد.
جنبه خارجي امنيت ملي به تهديدهاي برون مرزي عليه يك دولت مربوط مي گردد، اين تهديدها نيز داراي ابعاد سياسي(انزواو اعمال فشارهاي سياسي)، نظامي (حمله نظامي يا تهديد به حمله و تقويت بنيه نظامي دشمن )اقتصادي( محاصره و تحريم اقتصادي) و فرهنگي است. البته مجزا كردن جنبه داخلي و خارجي امنيت ملي از يكديگر تا حدودي غير ممكن است و به تعبير يكي از صاحبنظران ابعاد مختلف امنيت ملي به مثابه نقطه مختلف تشكيل دهنده هستند كه اگر در نقطه اي امنيت به خطر بيفتد اين مخاطره بر ساير نقاط بدون تاثير نخواهد بود.
تهديدات و خطرات امنيت ملي(مساله برآورد تهديدات استراتژيك در امنيت ملي) :
علايق امنيت ملي، مقاصد و سياستها در اين خصوص تنها با بررسي در چاچوب تهديدات داخلي و خارجي مي يابد، بر اين اساس مهم ترين تهديد معمولاً تهديد نظامي است.به اعتقاد كالينز، تهديد مستقيم نظامي آشكار است و هر دو طرف را در وشعيت شناخته شده اي قرار مي دهد، بنابراين شناسائي آن ساده تر و حتي در بسياري موارد دفع آن نيز سهلتر است. اما تهديدات غير مستقيم ضمن اينكه همان تاثير را مي تواند داشته باشد، مقابله سختي را مي طلبد.در اين رابطه به اعتقاد نامبرده سه ملاحظه اساسي جريان ارزيابي تهيد را تحت تاثير قرار مي دهد :
1. توانائي ها(آنچه كه دشمن مي تواند انجام دهد)
2. نيات ( آنچه دشمن انجام مي دهد)
3. آسيب پذيري ها(نقاط ضعف برجسته دشمن كدامند؟
براي تدوين يك استراتژي مطلوب برخورداري از تجسم و درك صحيح درمورد محتمل ترين راه كارهاي دشمن بسيار ضروري است و آنچه مسلم است اينكه احتمال خطا در هر مرحله از جريان ارزيابي تهديد زياد است و استراتژيستها هرگز به تمام جوابهاي صحيح مربوط به توانائيها، نيات و آسيب پذيري هاي دشمن دسترسي ندارد.

عوامل موثر در تامين امنيت ملي :
براي دستيابي به مقاصد امنيت ملي نيازمند به حلقه گسترده اي از اطلاعات استراتژيك و آگاهي نسبت جنگ و دفاع هستيم كه انديشمندان بزرگ نظامي همچون سون تزو، كلاوس ويتز، ناپپلئون و ديگران آنها را مطرح نموده اند. اصولي همچون تامين ، غافلگيري – تمركز، ابتكار عمل ، انعطاف ، مانور، وحدت و روحيه كه هر كدام به نوبه خود حائز اهميت فراواني در دفاع و مقابله نظامي هستند. اصل تامين قدرت موجود حراست مي كند و از احتمال فعاليت دشمن به طور مستقيم عليه علايق حياتي، ثروتها، طرحها و عمليات خودي، مي كاهد.
و به همين ترتيب ساير اصول و مخصوصاً روحيه كه در اين ميان دردرجه اولويت بيشتر و در خور و اهتمام افزون تري است. به تعبير ناپلئون روحيه سه چهارم قواي نظامي را تشكيل مي دهد و حالتي از تفكر كه مويد ثابت قدمي، شهامت و اميد است. حالتي از اطمينان ، غيرت و وفاداري است. نيروئي است حيات بخش حاكي از روح صميميت و يگانگي دسته جمعي و اراده و تصميم . نيروي لايزالي است كه تا انتهاي راه توان و تحمل مي بخشد و از عزمي مستحكم براي پيروزي نشات مي گيرد. با برخورداري از آن دستيابي به همه چيز ممكن است و بدون آن هيچ چيز از جمله طرح ريزي ها، تهيه مقدمات و توليد به هيچ نمي ارزد.
به نظر آقاي دكتر مقتدر استاد فقيد دانشگاه تهران، روحيه امري معنوي و مركب از فداكاري، شهامت، اعتقاد به ميل به حفظ شخصيت و حيثيت است و هر چند به تنهايي نمي تواند غذا، سلاح و مواد خام درست كند ولي مي تواند انگيزه نيرومندي براي توليد غذا،سلاح و مواد خام باشد.زيرا زنان و مردان را بر مي انگيزد كه بيشتر كار كنند و فداكاري بيشتري در حنگ از خود نشان دهند و در اثر آن فرد تا آخرين ذره قدرت خود پايداري مي كند.
رهبري، انضباط، دوستي، احترام به خود و اعتقاد راسخ به علت همگي در روحيه بخشيدن سهيم هستند و روحيه را مي توان تا حدودي از طريق ازطريق تكنيمهاي مختلف تبليغاتي ايجاد كرد. اما آن روحيه آكنده از عشق و ايمان مذهبي كه مبتني بر عقيده ديني و وظيفه شناسي معنوي است و در يك جامعه اسلامي شكل مي گيرد، چيزي كاملاً متفاوت و متعالي است كه به واقع همان فرهنگ جهاد و شهادت و غلبه آرمان هاي مقدس مذهبي در جامعه است.

ب) مفهوم شهادت، خاستگاه اعتقادي شهيد و فرهنگ شهادت :
به نظر مرحوم دكتر علي شريعتي :« داستان و شهادت و آنچه را كه شهادت تداعي مي كند به قدري احساسي و به قدري هيجان آميز و عاشقانه است كه روح را به آتش مي كشد و منطق را فلج مي كند و ناطقه را ضعيف و انديشيدن را دشوار، چه! شهادت آميزه اي است از يك عشق گدازان و از يك حكمت عميق و پيچيده و اين دو را با هم نمي توان بيان كردو در نتيجه سخن حق را ادا نمود» واژه شهادت در اصل به معناي حضور است و به بيان لسان العرب؛ شهيد كسي است كه هيچ چيز از او پنهان نيست. و بعضي گفته اند از اين روست كه شهيد نمي ميرد و زنده است و شاهد و ناظر بر اعمال مردم است به قول شهيد مطهري :
«همه گروههاي خدمتگذار جامعه ، مخترعين، مكتشفين، مربيان ، كارگران و... مديون شهداء هستند ولي شهدا مديون آنها نيستند.عالم در علم خود و فيلسوف در فلسفه خود و معلم اخلاق در تعليمات اخلاق خود نيازمند محيطي مساعد و آزادند تا خدمات خود را انجام دهند و شهيد آن كسي است كه با فداكاري و از خود گذشتگي با سوختن و خاكستر شدن و فاني شدن خود محيط را براي ديگران مساعد مي كند.مثل شهيد شمع است كه خدمتش از نوع سوخته شدن و فاني شدن و فاني شدن و پرتوافكندن است تا ديگران در اين پرتو كه به بهاي نيستي او تمام شده بنشيند و آسايش بيابند و كار خويش ار انجام دهند. آري شهدا شمع محفل بشريتند، سوختن و محفل بشريت را روشن كردند،اگر اين محفل تاريك مي ماند هيچ دستگاهي نمي توانست كار خود را آغاز كند يا ادامه دهد.»
-در قرآن كريم از شهيد بعنوان كسي ياد شده است كه با خدا معامله مي كند،هميشه زنده و از الطاف خداوند در مورد خويش راضي و خشنود است :
1) «خداوند جان و مال اهل ايمان را به بهشت خريداري كرده، آنها در راه خدا جهاد مي كنند كه دشمنان دين را بكشند يا خود كشتته شوند، اين وعده قطعي است بر خدا و عهدي است كه در تورات و انجيل وقرآن ياد فرموده است و از خدا به عهد خويش باوفاتر كيست؟ اي اهل ايمان شما به خود در اين معامله بشارت دهيد كه اين معاهده با خدا به حقيقت سعادت و پيروزي بزرگي است.» توبه :111
2) «كسي را كه در راه خدا كشته شده مرده نپنداريد، بلكه او زنده جاويد است و ليكن شما اين حقيقت را در نخواهيد يافت» بقره :154
3) «مپنداريد كه شهيد ان راه خدا مرده اند، بلكه زنده به حيات ابدي شدند و در نزد پروردگارشان متنعم خواهند بود.آنان به فضل و رحمتي كه از خدا نصيبشان گرديده شاد مانند و به آن مومنان كه به آنها نپيوسته اند و بعداً در پي آنها براه آخرت خواهند شتافت مژده دهند كه از مردن هيچ نترسند و از فوت متاع دنيا غم مخوريد.» آل عمران : 170-169.
- پيامبر بزرگ اسلام در توصيف مقام شهيد فرمودند :« بالاتر از هر نيكي، ديگري است تا اينكه انسان در راه خدا كشته شود، در اين هنگان هيچ نيكي بالاتر از شهادت نيست». و همچنين « اشرف الموت قتل الشادت» گراميترين مرگ ها كشته شدن در راه خداست.علي (ع) نيز به همين سان گراميترين مرگها را شهادت در راه خداوند خوانده و در ادامه مي فرمايند :« بدان كسي كه جان پس ابوطالب در دست اوست هزار مرتبه شمشير خوردن بر من آسان تر است تا در بستر مردن»
در بينش اسلامي شهادت احدي الحسين تعبير شده است؛ آنگونه كه قرآن مي فرمايد :« قل هل تربصون بنا الا احدي الحسنيين» بگو اي پيامبر كه شما منافقان جز يكي از دو نيكوئي (بهشت يا پيروزي) چه چيزي مي توانيد بر ما انتظار بريد؟(توبه :52.) رزمنده مسلمان كسي است كه آرامش الهي بر قلبش نازل شده و همواره اميدوار به رحمت خداوند، قدرتمند و پابرجاست، دندان ها را بر هم مي فشارد و كاسه سر خود را به خدا عاريت مي دهد،پاي بر زمين مي كوبد و چشم بر كرانه سپاه نهاد بيم به خود راه نمي دهد و مي داند كه پيروزي را در آغوش خواهد گرفت. او تمامي سختي ها و مصائب را امتحان الهي مي بيند و در مقابل دشمنان با تكيه بر ايمان استوار و عشق پرشور به ديدار پروردگار تا آخرين قطره خون خود پايداري مي كند و آنگونه كه خداوند مي فرمايند :« سست نمي شود، غمگين نمي گردد و هنگاميكه در ميدان جنگ با گروهي روبرو مي شود ثابت قدم بوده و خداوند را فراوان ياد مي كند.» شوق شهادت، فداكاري و جهاد در راه عقيده ، انجام وظيفه ، خودآگاهي و باور عميق در قاموس فكري مجاهدين اسلام بخش مهمي از فرهنگ شهادت را تشكيل مي دهد. در جامعه اي كه با چنين ويژگيها و بينشي آكنده باشد و عطر شهادت در آن به مشام برسد ما شاهد مردمي هستيم كه با روحيه اي قوي ، سرزندگي و نشاط، عشق به سرزمين و تلاش و فداكاري بي بديل به مصاف دشمنان رفته و از حيات سياسي ، استقلال و تماميت ارضي خود دفاع مي كنند.
بخش ديگري از ويژگيهاي فرهنگ و روحيه شهادت طلبي و بر اساس آيات قرآن و فرمايشات پيشوايان؛ اعتقاد به توحيد، توكل به خداوند، اعتماد به نفس، اميد به نصرت و ياري خداوند، اعتقاد به معاد و آخرت و زندگي هدفمند مي باشد كه بر اين اساس و با چنين باورهائي سدي استوار و نفوذ ناپذير از اراده و ايمان در مقابل تهديدات و توطئه هاي دشمنان داخلي و خارجي بوجود آمده و تداوم حيات اعتقادي ، اخلاقي ، سياسي و ملي را بيمه خواهد كرد.
ج) فرهنگ شهادت و نقش آن در تامين و تداوم امنيت ملي(نتيجه گيري) :
با توجه به آنچه كه در مقوله امنيت ملي و در بيان فرهنگ و شهادت و خاستگاه اعتقادي آن ارائه گرديد ارتباط تنگاتنگ و عميق دو مساله بوضوح قابل درك و تبيين خواهد بود. امنيت ملي همان گونه كه اشاره شد زماني قابل حصوا خواهد بود كه جامعه در فضادي سرشار از اطمينان خاطر و آسودگي خيال باشد، آرامشي كه در سايه آن زندگي عادي جامعه تداوم يافته و هيچ نيروي مخل و تهديد كننده اي در آن نباشد. در چنين شرايطي تلاش براي زندگي و اميد به آينده راه را براي توسعه همه جانبه باز خواهد نمود و نشانه هاي پيشرفت فرا روي جامعه واقع خواهند شد.
جامعه صدر اسلام و مدينه النبي نمونه روشني از امتزاج سياست، نظم و امنيت با روحيه شهادت طلبي و غلبه انديشه و فرهنگ جهاد و شهادت است كه در آن مردان و زنان آرزوي شهادت را بر زبان جاري ساخته و با عشق و ايمان و شجاعت وصف ناپذير خود را مهيا فداكاري مي نمودند. از آن جمله و از ميان و از ميان صدها نمونه عمر و بن جموح است كه مي گويند به هنگام خروج از منزل روبه قبله كرد و گفت : «اللهم لاتردني الي اهلي و ارزقني الشهاده» يعني خدا يا مرا به سوي خانواده ام بر مگردان و شهادت را روزي من بگردان. با شناخت و تحليل ايين جامعه و نظام سياسي كه به دست پيامبر بزرگ اسلام بنيان گذاشته شد؛ از يكسو تنظيمات سياسي، قانون اساسي و استقرار امنيت با تعيين حدود و تغور روابط افراد و قبايل مختلف با يكديگر و تعريف مناسبات آنان با دولت جديد و تنسيق امور شهر مبتني بر قواعد جديد ديده مي شود و از سوي ديگر تلاش براي تعميق ايمان و عقيده و توسعه معنويت با الهام از دستورات و آيات الهي به منظور تحكيم و تضمين امنيت كه توامان سرنوشت جامعه اسلامي و رو به پيشرفت مسلمانان را در مدينه رقم مي زدند.
با مطالعه نظام سياسي – اجتماعي دولت پيامبر (ص) بوضوح آنچه كه امروز پيوند دين و سياست(و به تبع از آن امنيت و شهادت) خوانده مي شود قابل درك بوده و بر اين اساس امنيت ملي به عنوان عالي تيرن هدف سياست هاي داخلي و خارجي كشورها در امتزاج و آميختگي با فرهنگ ايثار و شهادت قرار مي گيرد. نمونه ديگر در اين خصوص جامعه ايران اسلامي طي هشت سال دفاع مقدس است كه روشن ترين جلوه هاي اين حقيقت را به نمايش گذاشت. چه مردان و زنان دلاوري كه به شوق شهادت قله هاي رفيع ايمان و فداكاري را درنورديدند و حماسه هاي بزرگ و ماندگار آفريدند و بدينسان امنيت ملي، تماميت ارضي و استقلال سياسي- اجتماعي و فرهنگي كشور را بيمه نمودند.

آنچه مسلم است اينكه حفظ چنين فرهنگ و باورهائي در جامعه مهمترين نياز امروز كشور و اساسي ترين عامل تداوم و تحكيم امنيت ملي محسوب مي شود. بزرگداشت ياد و خاطره سرداران شهيد و تجديد ميثاق با آرمان هاي متعالي تمامي شهيدان انقلاب اسلامي يكي از راهكارهاي مهم و موثر در احياء فرهنگ شهادت و جانبازي و ابزاري اساسي در تداوم حيات و امنيت ملي است كه اميدواريم در كنار ساير تلاش ها و همچنين با سياست هاي درست و واقع بينانه راه ملت بزگ ايران براي نيل به آرمان ها بلند و اصولي اش را هموار نمايد. ان شاء الله .

پي نوشت :
1. ازغندي، عليرضا و جليل روشندل؛ مسائل نظامي و استراتژيك معاصر(تهران : انتشارات سمت،1374)ص126
2. روشندل، جليل ؛ امنيت ملي و نظام بين الملل (تهران : انتشارات سمت ,1374)ص11


یک شنبه 26 دی 1389  12:01 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت

عنوان : نسبت تكليف وايثار "بحثي در حكم و ماهيت حضور داوطلبانه در دفاع مقدس"
كلمات كليدي : ايثار، تكليف، حضور دردفاع مقدس، رزمندگان داوطلب، برجاي نشستگان .
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
چكيده :
با نظر به دفاعي بودن جنگ هشت ساله ي ايران و حقانيت آن، در باره ي حكم و ماهيت "حضور داوطلبانه در جبهه" سه تصويرقابل طرح است :
1- داراي ماهيت« وظيفه مندانه» بوده و حكم "وجوب" شرعي و عقلي دارد . از اين رو نمي تواند به درجه ي "ايثار" برسد.زيرا ايثار ماهيتي والاتر از تكليف (فرا وظيفه مندانه) دارد وداراي حكمي استحبابي و نيكو كارانه مي باشد.دراين فرض رزمنده ي داوطلب فردي تكليف گرا- پايين تراز ايثارگر- خواهد بود و برجاي نشستگان (كساني كه با وجود توانايي، دردفاع شركت نكردند)،افرادي تكليف گريز- نه ايثار گريز -بوده و كارشان دروضعيت" فرو وظيفه مندانه" قراردارد.
2- داراي ماهيت «فرا وظيفه مندانه» است و حكمي استحبابي و نيكو كارانه دارد زيرا حضور در جبهه براي همگان واجب نبوده و رزمنده ي داوطلب، آسايش و حيات ديگران را بر خود ترجيح داده وبدون هيچ الزامي، به اين عمل مبادرت كرده است . در اين فرض او" ايثار" كرده است و " برجاي نشستگان " نه وظيفه گريز كه اساساً ، «بي وظيفه » بوده اند.
3- ماهيتي دو حيثيتي دارد و تكليفي ايثار گرانه است . زيرا حضور درجبهه واجب كفايي بوده ولي، به جهت عدم تأمين افراد كافي رزمنده ي داوطلب درعين عمل به تكليف واجب خود،عملاً وظايف واجب برخي مكلفان ديگر را نيزبه دوش كشيده و ايثاررا در تكليف واجب خويش درآميخته است .داين فرض اوازيك جهت تكليف گرا وازجهتي ايثارگر است ولي «برجاي نشستگان » به دليل عدم تأمين افراد مورد نياز محكوم به« وظيفه گريزي» بوده اند.
بررسي مباني و دلائل هر سه تصوير، اين نوشتار را به پذيرش تصوير سوم منتهي كرده است .زيرا با نظر به كفايي بودن وجوب، درصورت عدم كفايت نيرو، تلاش داوطلبان موجود دو چندان مي شود ولي كار مضاعف آنان نيزهرگز تكليف را از عهده ي برجاي نشستگان ساقط نمي كند.اعلام نيازپايداراز سوي مسؤولان جنگ و فتاوي و پيام هاي پي درپي امام خميني در اين خصوص، نشانگر چنين وضعيتي در دفاع مقدس بوده است و بدين سان تكليف داوطلبان با ايثار پيوند خورده است.

مقدمه
دراين نوشتار منظوراز "حضورداوطلبانه "اعزام افرادي است كه نه به اقتضاي ،وظايف قانوني و سازماني بلكه آزادانه در جبهه ها حضورمي يافتند. مسأله ي اين مقاله كه ازعنوان آن برمي آيد،منحصرا متوجه حضور داوطلبانه درجبهه ها بوده و وشامل خدمات پشت جبهه و يا موضوعاتي چون شهادت و مجروح شدن (جانبازي ) و... نخواهد بود .
همچنين مراد از« برجاي نشستگان» كساني هستند كه با وجود داشتن شرايط ، از حضورداوطلبانه خودداري كردند. منظوراز تكليف، وظايف قانوني ويا اخلاقي و انساني نيست بلكه منظور تكليف شرعي الزامي و واجب (يكي از احكام پنجگانه تكليف) است و آن التزام به امري است كه شارع مقدس اجازه ي ترك آن را نداده است.مراد از ايثار نيزامري بيشتراز تكليف واجب است .واژه ي ايثار مصدر باب افعال از ريشه ي اثر به معني "برگزيدن و برتري دادن" است. 1درزبان عرب اَلاُثرَة و المأثرة به معناي كرامت وفضيلت است وبه همين جهت عرب از مكارم خود به فارسي مآثرياد مي كند. 2و درادبيات فارسي مفهوم "ايثار" با همين واژه بيان شده است.
خنك آن كه آسايش مرد و زن گزيند بر آسايش خويشتن 3
درقرآن كريم ريشه ي« اثر »با صيغه ي متعددي آمده است 4 ولي معروفترين آيه دراين باب درساختار فعل مضارع جمع مذكر غايب در باره ي انصار آمده است. آنجا كه انصاردرعين نيازواستحقاق،اموالشان رابه مهاجران مي بخشند5 "يؤثرون علي انفسهم ولو كانوا بهم خصاصة. "
از اين رو ايثاردرشمار امور استحبابي و نيكوكارانه ) فرا وظيفه مندانه (طبقه بندي شده است و يكي ازرموزعظمت آن به همين جهت است كه ايثاركننده حتي از سوي شارع مقدس نيز «ملزم »به اين كار نبوده و اجازه ي ترك آن را دارد و آن عمل را تنها تحت الزامات اخلاقي انجام مي دهد و الزامات بيروني اعم از الزامات شرعي ، قانوني و هنجاري در آن دخالت ندارند.

طرح مسأله- با توجه به وجوب شرعي و عقلي دفاع از كشور، متجاوز بودن دشمن 7 و تحميلي بودن جنگ بر كشورمان و ماهيت دفاعي جنگ براي ايران اسلامي، 8 وقتي از رزم داوطلبانه سخن مي گوييم، پاي احساس مسؤوليت شرعي نيز به ميان مي آيد و رزم داوطلبانه به مثابه يكي ازتكاليف شرعي تلقي مي شود. با نظر به معاني تكليف وايثار، اگر بپذيريم كه رزمندگان داوطلب در دفاع هشت ساله به "تكليف" شرعي خود عمل كرده اند ديگر نمي توانيم كارآنان را« ايثار» قلمداد كنيم. ولي با اين حال مي بينيم چنين افرادي از سوي مردم و نظام، ايثارگر شناخته مي شوند به اين دليل كه آنان با اين عمل، حيات و منافع ديگران را برحيات و منافع خود مقدم داشته اند. اما اگر اينگونه حضورها را نوعي " ايثار" بدانيم ،آن را فراتراز تكليف واجب شرعي شمرده ايم و ديگر نمي توانيم نام آن را «تكليف» بگذاريم. در حالي كه از منظر امام راحل حضور داوطلبانه درجبهه ، يكي از مهمترين واجبات عقلي و شرعي بوده است .بدين سان يك عمل مشخص (حضورداوطلبانه در دفاع مقدس )در يك نظام ارزشي،درعين حال كه مصداق تكليف واجب است، مصداق " ايثار" نيز -كه فراتراز تكليف واجب است -قرارگرفته است واينجاست كه اين پرسش شكل مي گيرد كه حضور داوطلبانه در دفاع مقدس ايثار است يا تكليف؟ واگر پاسخ روشني به اين مسأله ارائه نشود ديدگاه مردم در باره ي رزمندگان و ايثار گران دچار تعارض خواهد شد.
تبيين تصويرهاي مختلف درباره ي حضور داوطلبانه در جنگ
پيش از هر پيشداوري، ضمن تبيين تصويرهاي مختلف، به موجهات واستنادات هر يك نيز مي پردازيم. البته اين تصاوير در حيطه ي قبول تحميلي بودن جنگ و حقانيت دفاع ايران متصورمي باشد وگرنه در خارج از حيطه تصورات گوناگوني مطرح است كه خارج از محل نزاع ماست . 9

1- تصويرتكليف
دراين تصوير، رزم داوطلبانه امري "وظيفه مندانه" و در حد وظيفه اي واجب تلقي شده و رزمندگان به عنوان وظيفه شناساني هستند كه به يكي از واجبات خود عمل كرده اند ودر مقابل، برجاي نشستگان در حالت«فرو وظيفه مندانه» قرار مي گيرند و گناهكاراني، خواهند بود كه از يكي از مهمترين واجبات سرپيچي كره اند .در اين نگاه ، رزمند گان داوطلب همانند افراد اهل نماز، و بر جاي نشستگان همچون افراد بي نماز وتارك الصلوة خواهند بود ولي قبح عمل گناهكاران ، به خاطر كثرتشان چندان به چشم نمي آيدو تخلف آنان به دليل" عموميت " عادي شده است همانند مجامعي كه اكثريت نماز، نخوانند و معدودي نماز گزار به دليل تعداد كمشان آنچنان به چشم بزنند كه به عنوان انسان هاي فوق العاده وآرماني معرفي شوند.
بنابراين،رزمندگان نه ايثارگران، كه مسلماناني عادي هستند وحضور داوطلبانه براي آنان وظيفه اي بيش نبوده و كار فوق العاده اي انجام نداده اند و اصل بر انجام آن عمل بوده و ترك آن خلاف اصل بوده است .در اين فرض ،اقليتي وظيفه شناس در برابر اكثريتي گناهكار و متخلف قرار دارند بنابراين امتيازدهي به رزمندگان چندان معقول و صحيح نخواهد بود بلكه به جاي آن بايد بر متخلف بودن برجاي نشستگان تأكيد شود .درچنين فرضي ،آن دسته از فتاوي و دستورات ولي فقيه زمان مورد استناد است كه حضورهمه ي افراد توانا در سوي جبهه ها واجب و ضروري شمرده شده است .امام راحل با صراحت تمام در همه ي مراحل دفاع مقدس ، جنگ را اصلي ترين مسأله و مصداق دفاع اسلام در برابر تجاوز كفر دانسته و حضورآحاد مردم را در جبهه ، به عنوان يك تكليف واجب معرفي كرده اند «همه ي ملت ايران بايد در اين امرشركت داشته باشند مسأله مسأله ي يك حكومت نيست مسأله مسأله ي يك جنبه نيست مسأله ي اسلام است مسأله ي اسلام يعني بر زن و مرد اين كشور واجب است كه دفاع كنند هر كس به اندازه اي كه مي تواند بايد دفاع كند» 10او بارها بر ماهيت دفاعي بودن جنگ هشت ساله تأكيد كرده و. دفاع از اسلام را حتي براي زنان و مخدرات واجب مي دانست. 11
امام راحل با دستور تشكيل ارتش بيست ميليوني همه ي بيست ميليون را براي دفاع از كشور فرا خوانده و مي گويد:" اين بيست ميليون يعني همه ي جوان ها، همه ي اشخاصي كه ازشان كاري برمي آيد بايد خودشان را مهيا كنند" 12 او اين جملات را آنقدر صريح بيان كرده است كه راه هرگونه توجيه را براي توجيه گران مي بنددو مي گويد": ما در برابرعراق هم تنها دفاع مي كنيم دفاع حقي كه شرعاً وعقلاً برهمه ي مسلمانان واجب است خصوصاً مردم ايران كه مورد تجاوز قرار گرفته اند." 13 بر اين اساس حتي عمليات هاي ما كه در داخل خاك عراق پي گيري مي شد از ديدگاه امام همچنان جلوه اي از دفاع (دفاع متحرك)بودزيرا عراق در همان زمان نقاط مختلفي از كشورمان را تحت تصرف متجاوزانه اش حفظ كرده بود و نيزما براي دور كردن آتش دشمن از شهر ها ي خود مجبور به ورود به خاك عراق بوديم .
امام راحل نه تنها هيچوقت از كافي بودن نيرو در جبهه سخن نگفت بلكه برعكس، پيوسته از حضور بيشتر مردم وناكافي بودن رزمندگان در جبهه ها سخن گفت": جوان هاي ما بايد اين جبهه ها را پركنند از انسان هاي قوي ، كه بحمدالله الآن هم پر كردند ولكن بيشتر لازم است«14 او حضور در جبهه را براي مخالفان جنگ نيز واجب اعلام كرده ومي گفت»: آن كسي كه اشكال به جنگ دارد واجب است برايش كه برود به جنگ « 15 آن رهبر فقيد، حتي در اوج فعاليت هاي داغ انتخاباتي مجلس سوم ، در پيام انتخاباتي خود با مردم خود اينگونه سخن مي گويد»: درنگ امروز فرداي اسارت باري دارد .....به سوي جبهه ها هجوم بريد تا ضربات پي درپي شما توان و امان او را بگيرد خلاصه آنكه امام راحل با پرهيز ازهرگونه تعارف و كلي گويي ، جنگ را مصداق دفاع و آن را واجب مي دانست.

2- تصوير ايثار
در اين تصوير حضور داوطلبانه در دفاع مقدس امري» فرا وظيفه مندانه « وبالاترازحد وظايف شرعي و قانوني است زيرا شرع مقدس اسلام و قوانين جمهوري اسلامي از خود گذشتگي براي رفاه و سلامت ديگران را واجب نشمرده است.17 در تصوير« ايثار»برجاي نشستگان ،افرادي غير متخلف و مبرايي هستند. نهايت آن است كه رزمندگان داوطلب را نسبت به برجاي نشستگان بسيار برترند وتجليل از آنان لازم است ولي ديگران وظيفه ي واجبي نداشتند كه از آن كوتاهي كرده باشند .از اين رو مستحق هيچگونه توبيخ و مجازاتي نيستند. در اين تصوير رزمندگان داوطلب همانند كسي است كه نماز مستحبي مي خواند و برجاي نشستگان چنين نمازي را نمي خوانند . دراين صورت اعطاي امتيازات به داوطلبان كاري صحيح و معقول، واز باب تشويق آنان خواهد بود به خاطر انجام كارهايي كه به هيچ وجه وظيفه شان نبوده است . زيرا اساساً فرمان امام) ره) نه يك حكم وجوبي كه يك فراخوان اخلاقي و دعوتي استحبابي بوده است .
موجهاتي كه براي اين تصويرمي توان تصوركرد، پيام غير مستقيمي است كه ازعملكرد مسؤولان و امام راحل برداشت شده است . به اين معنا كه ازعملكرد مسؤولان و سياستگذاران مملكت در زمان جنگ چنين بر نمي آمد كه آنها به حضورحداكثري مردم در جبهه نياز داشته باشند.
اگر حضور داوطلبانه يك تكليف شرعي بوده است نظام جمهوري اسلامي مي بايست به برجاي نشستگان به چشم انسان هاي گناهكار مي نگريست و آنان را مورد مؤاخذه قرار مي داد ولي چنين نشد واين گروه حتي در زمان جنگ هم ازهيچ حقي محروم نشدند . بسياري از هواداران نظام و معتقدان به ولايت فقيه درعين حال كه مي توانستند وهيچ مشكلي نداشتند ولي در طول جنگ حتي يك بارهم به جبهه نرفتند و مسؤلان نظام نه تنها به چنين افرادي به چشم متخلف نگاه نكردند بلكه كثيري ازآنان درآينده درپست هاي مديريتي همين نظام نيز قرار گرفتند18. يكي از افتخارات جمهوري اسلامي اين است كه در طول هشت سال جنگ تحميلي كسي را به زور و با الزام به جبهه ي جنگ نفرستاد . مسؤولان نظام كه از همه ي مردم به وضع جبهه ها آگاه تر بودند، صلاح نديدند همه ي توانمندان به جبهه روند وهمه ي فعاليت ها وسرمايه گزاري هاي ديگر درپشت جبهه اعم از آموزشي ، رفاهي، سياحتي و تجاري و...متوقف ، و در كشورحالت فوق العاده اعلام شود ومراكزي چون دانشگاه ها، حوزه ها ودبيرستان ها و ... به حالت تعطيل درآيد. بلكه فعاليت هاي غيرضروري اعم از همايش ها ، اردوهاي تفريحي و سياحتي و فرهنگي و ...در طول جنگ هشت ساله همچنان برقرار بود و بسياري از افراد معتقد و حزب اللهي و مورد تأييد نظام، به جاي اينكه به جبهه بروند با اطلاع و تأييد نظام به فعاليت هاي عادي خود مانند تحصيل در خارج و سفرهاي سالانه ي حج مستحبي و زيارت و سياحت و... ادامه مي دادند. صدا و سيما ضمن پرداختن به مسأله ي جنگ به فعاليت هاي عادي فرهنگي خود ادامه مي داد . پشت جبهه حتي درايام عمليات هاي مهم رزمندگان اسلام مملواز جمعيت حزب الله بود. همه ي اينها نشانگر اين است كه افراد كافي در جبهه تأمين بوده است و نياز به نيرو درآن حدي نبود كه در تصوير تكليف ترسيم مي شود . بلكه فرماندهان ما در جبهه ها، نيروي رزمنده كافي دراختيار داشتند وهيچگاه با كمبود نيرو مواجه نبوده اند واگرهم گاهي ضعفي در جبهه ي خودي بوجود مي آمد نه به خاطر كمبود نيروي رزمنده ، بلكه به خاطرعواملي نظير كمبود تجهيزات پيشرفته، و استفاده ي دشمن از سلاح هاي شيميايي و...مربوط مي شد.
همچنين برخي از سخنان و فرامين امام در باره ي دفاع به سال هاي پيش از جنگ مربوط مي شود و دستوري براي حضور در جنگ با عراق نيست . بلكه دستوري كلي براي مهيا بودن در برابراحتمال دخالت نظامي امريكا در كشورمان بود.كه فرمود: " اين بيست ميليون يعني همه ي جوان ها، همه ي اشخاصي كه ازشان كاري برمي آيد بايد خودشان را مهيا كنند". در هر حال از دستورات امام راحل هم حكمي فراتر از واجب كفايي بر نمي آيد و وقتي كه كفايت محقق باشد تكليف همگاني ساقط خواهد بود زيرا امام راحل حضور بيشتر را مشروط به نياز كرده بود و ملت نيز پس از هر پيام امام راحل جبهه ها را مملو از نيروي رزمنده مي كردند و بلافاصله تكليف را ازهمه ي مردم ساقط مي نمودند. وامام راحل در طول انقلاب و جنگ تحميلي از اين ملت خود راضي بود و همواره حضور آنها را در صحنه هاي مختلف از جمله دفاع مقدس ستوده است ودر برابرمردم تواضع كرده و هيچگاه مردم را توبيخ نكرد و اين اظهار رضايت كاملاً جدي و بدون تعارف بود و او كسي نبود كه برخلاف خواسته ي قلبي خود سخني به زبان يا به قلم خود جاري سازد .چنين رضايتي نمي تواند با نظريه ي تكليف همگاني و گناهكار بودن اكثريت سازگار باشد زيرا انگاره ي تكليف همگاني و حضور حد اكثري ، اكثريت ملت را تحت عنوان «برجاي نشستگان»در شمار متخلفان قرار مي دهد و آنها را محكوم مي كند كه چرا به تكليف خودعمل نكرده اند؟ درحالي كه اگراينگونه بود امام اين گروه را توبيخ و يا حداقل ازآنان گلايه مي كرد.

بررسي دو تصوير
در حل مسأله ي« ايثار يا تكليف؟ » نخستين گام آن است كه نسبت منطقي دو مفهوم ايثار و تكليف را بررسي كنيم. اگر آن دو مفهوم نقيض يكديگر باشند، پاسخ ما لزوماً مي بايست به يكي از طرفين قضيه مثبت و به ديگري منفي باشد و نمي توان هردو را پذيرفت و يا هر دو را رد كرد . زيرا اجتماع وارتفاع نقيضين عقلاً محال است .اما اگر چنين نسبتي ميان اين دو مفهوم بر قرارنباشد ، صورت مسأله غلط بوده وجاي پاي يك تردستي فكري (مغالطه) را در شكل گيري اين پرسش مشاهده خواهد شد . مغالطه اي كه منطق دانان معاصر از آن به عنوان «طناب پوسيده ي} يا{ »نام مي برند. 20 دراين مغالطه چنين وانمود مي شود كه غيرازاين دو راه، هيچ راه ديگري وجود ندارد وميان دو گزاره تناقض برقراراست.

در اينجا هم پرسش به گونه اي طرح شده است كه گويي عمل به تكليف واجب ، با ايثارگري«مانعة الجمع» است و وانمود شده است كه هيچ تكليفي نمي تواند ايثار باشد وهيچ ايثاري نمي تواند تكليف واجب باشد .جالب آنكه هر دو تصوير از اين مغالطه رنج مي برند و لذاهيچ يك از دو تصوير را نمي توان به طور مطلق پذيرفت و اشكالاتي اساسي برهردو گزينه متوجه است .

در تصوير تكليف ،هرچند همگاني بودن تكليف كاملاً پذيرفتني است - و چنانكه خواهد آمد- دستور صريح امام بيانگر تكليف حد اكثري است و برجاي نشستگان، بدون ترديد از فرمان امام تخلف كرده اند، ولي از نكته اي اساسي و كليدي غفلت شده است ، و آن كفايي بودن وجوب است به همين خاطر امام راحل در پاسخ به استفتائاتي كه در مورد رفتن به جبهه داده اند قيد «در صورت نياز» را آورده اند. همچنين با گرفتاري در مغالطه ي پيش گفته، گمان شده است كه واجب بودن حضور در جبهه با ايثار منافات دارد در حالي كه در واجب كفايي مخصوصاً اگر نيروي كافي (من به الكفاية ) تأمين نشود، عمل به تكليف واجب با ايثارگري قابل جمع خواهد بود .
در تصويرايثار نيزهمين مغالطه موجود است. زيرا آنجا نيز به غلط ايثار و تكليف غير قابل جمع تلقي شده است . همچنين در تصوير ايثار، برجاي نشستگان مبرا شناخته شده اند در حالي كه آنان نيزهمين وظيفه ي همگاني را داشته اند و انجام تكاليف از سوي گروهي داوطلب، تكليف واجب را از گروه ديگر سلب و ساقط نمي كند زيرا- چنانكه خواهد آمد - در طول دفاع مقدس همواره نيروي كافي در جبهه فراهم نبوده است و نوع عملكرد مفروض مسؤولان و افراد حزب اللهي نيز نمي تواند توجيهي براي كوتاهي مكلفان و دليلي براي رفع تكليف آنان باشد و بيانگر آنچنان پيام غير مستقيمي باشد كه بتواند فرامين عام،صريح، مستقيم ،ومستمر امام راحل را تخصيص بزند و يا واقعيت «نيازجبهه ها » رابپوشاند. آنچه مي تواند به عنوان استذلال دراين بحث به كار آيد، نه عملكرد مفروض شخص يا دستگاهي خاص ، ونه پيام هاي غير مستقيم آن، بلكه صراحت فتاوي امام و اعلام نياز مستقيم ومستمر مسؤولان است كه نمايانگرتكليفي همگاني است و عمل درست يا غلط ديگران هرگز نمي تواند تغييري درحكم و ماهيت دفاع مقدس ايجاد كند.
پس با نظر به اينكه حضور داوطلبانه منحصر در يكي از دو حالت ياد شده (ايثاربدون تكليف يا تكليف بدون ايثار) نيست، مي توان صورت سومي را براي آن در نظر گرفت و قضيه را از حالت منفصله ي حقيقيه خارج كرد.
3- تصوير تكليف ايثارگرانه
به نظر مي رسد حضور داوطلبانه در دفاع مقدس درعين تكليف ايثار نيز محسوب مي شود. زيرا وجوبي كه امام راحل درباره ي حضور در جبهه بيان مي كرد، نه وجوب عيني كه «وجوب كفايي »بود .درمبادرت به انجام وجوب كفايي گاهي ايثار گري هم مشاهده مي شود . اگر براي واجب كفايي همان مثال معروف تجهيز و تدفين جنازه ي مسلمان رادر نظر بگيريم ، خواهيم ديد حتي در اينگونه واجبات بي خطر هم گاهي ايثارگري وجود دارد. زيرا شارع مقدس در واجب كفايي« انجام فعل» را بدون در نظر گرفتن فاعلي خاص مطالبه كرده است. اگر در يك شهربزرگ مسلمانان همواره تنها يك گروه چند نفري نسبت به تجهيز و تدفين جنازه اقدام بكنند و اكثريت جامعه هيچگاه در اين عمل شركت نجويند ، آن گروه اندك در عين انجام واجب شرعي، ايثارنيز مي كنند زيرا زحمت همگان را به دوش مي كشند زيرا شارع مقدس ازهمه ي مردم اين عمل را خواسته است واگراين گروه وظيفه شناس اقدام نكنند،همه مسؤولند. دراين مثال با توجه به تأمين نيروي كافي اكثريت جامعه كه به اين واجب كفايي عمل نكرده اند، گناهكار نيستند ولي آنها كه به اين عمل اقدام كرده اند، مستحق اجر اخروي هستند .

اما فرض كنيد در يك جامعه ي بيست ميليوني ، انجام يك واجب كفايي نيازمند به حضور سه ميليون نفر است و عليرغم اعلام نياز شديد و فراخوان همگاني، افراد كافي)من به الكفاية( فراهم نشود وتنها يك مليون نفر همه ي اين بار را به دوش كشند و با تلاشي مضاعف و با زحمات و خساراتي بيشتر، اين تكليف را در زماني چند برابر از زمين بردارند. اين افراد در عين عمل به تكليف، ايثار نيز كرده اند.

ممكن است در مثال تدفين جنازه ، افرادي كه در اين كار شركت نكردند، گناهكار نباشند و با وجود افرادي كافي واجب كفايي به انجام برسد ولي در مثال اخير «برجاي نشستگان» گناهكارند زيرا عدم شركت آنان گرچه به ظاهر امري عادي به نظر مي آيد ولي اين امر موجب شده است كه افراد كافي براي انجام واجب كفايي فراهم نشود و كاري مهم و واجب در زمان لازم و به شيوه شايسته به انجام نرسد وخسارات بيشتري به بارآيد . اينجا است كه صورت ديگري شكل مي گيرد .براي اثبات اينكه حضور داوطلبانه مصداق« تكليف ايثار گرانه »است بايد چند نكته مورد توجه قرار گيرد:
نكته ي اول- فتواي امام به طور مستمر دال بر وجوب كفايي حضور بوده است و تا اعلام كفايت از سوي مسؤولان اين حضور را برهمه ي توانمندان واجب مي دانستند.
نكته ي دوم - مسؤولان جنگ به طور پيوسته، بويژه درايام عمليات از مردم درخواست نيرو كرده اند و هيچگاه اعلام كفايت نكرده اند.
نكته ي سوم - افرادي كه با وجود شرايط اعزام، در طول هشت سال هيچگاه به جبهه نرفتند از وظيفه ي واجب خود كوتاهي كرده اند.
در صورت پذيرش نكات ياد شده معلوم خواهد شد كه : حضور داوطلبانه تكليف همگاني بوده است وچون نيرو به قدركافي تأمين نشده بود وجوب تكليف برذمه ي همگان باقي بود .(تكليف) و با توجه به كمبود نيروهاي اعزامي، رزمندگان موجود با اعزام هاي مكررخود و تلاش هاي دوچندان، بخشي از كاستي ها را جبران مي كردند .(ايثار)
رژيم متجاوزعراق عليرغم داشتن ارتشي مجهز و آماده ي نبرد وعدم نياز به نيروي بيشتر، وعليرغم اينكه كشوري متجاوز بود با تشكيل سپاه مردمي خود (جيش الشعبي) توانسته بود نيروهاي كمكي فراواني را به ارتش متجاوز خود ملحق نمايد . با آنكه جمعيت عراق كمتر از هجده ميليون نفر و بسيار كمتر از نصف جمعيت چهل ميليوني كشورما بود ولي از نظر تعداد نيرو همواره در حال تقويت خود بود وبا فراخوان مردمي و حفظ و نگهداري نيروهاي احتياط خود توانسته بود برتري كمي خود را حفظ و در اواخر جنگ روز افزون نمايد. قاعدتاً كشور متجاوز نمي تواند به اندازه ي كشور مدافع پاي مردم خود را به جبهه هايش بكشاند ولي هرچه بود رژيم صدام توانسته بود به وسيله ي زر و زور و تزوير در صد قابل توجهي از مردم خود را در قالب هاي گوناگون در جبهه ي تجاوز حاظر كند.بر كسي پوشيده نيست كه جبهه ي ايران از نظر سلاح هاي پيشرفته ي هوايي و زرهي واطلاعاتي و پشتيباني بين المللي و رسانه اي به مراتب ضعيف تر از دشمن بود دشمني كه با پشتيباني بي شائبه ي سلطه ي جهاني با ايران مي جنگيد . در چنين جنگ نابرابري ، عقل سياسي و اصول نظامي حكم مي كند كه ، كشور مورد تجاوز نيروي انساني بيشتري در جبهه هايش حاضر كند واصلي ترين دغدغه اش رفع تجاوز دشمن باشد . نه اينكه كشور متجاوزعليرغم جمعيت كم وعلاوه بر داشتن تسليحات مدرن ، حتي در تعداد نيروي انساني خود نيز برتر از كشور مدافعي باشد كه به گفته ي امام راحل بيست ميليون جوان دارد .
هرچند كه روحيه ي شهادت طلبي و نيروي ايمان رزمندگان اسلام ، كاستي هاي موجود را جبران مي كرد ولي دربرخي ازعمليات هاي سپاه اسلام كمبود نيرو موجب مي شد تا رزمندگان اسلام به اهداف خود نرسند و يا نتوانند اهداف به دست آمده را تثبيت كرده و به پيشروي خود ادامه دهند. مانند تخليه ي داوطلبانه ي مناطق عمليات والفجر10 (دشت حلبچه) كه فقط به خاطر كمبود نيرو در جبهه هاي ديگر انجام گرفت . 22 فرماندهان جنگ همواره از مردم طلب نيرو مي كردند و اطلاعيه هاي شوراي عالي پشتيباني جنگ ، بسيج وارگان هاي ذيربط همه گواه اين حقيقت بود كه جبهه هاي ما همواره به نيروي رزمنده بيش از پيش نيازمند بود و گاهي نياز آنقدر شديد بود كه حضرت امام باز گشت رزمندگان داوطلب را از جبهه ها حتي پس از پايان مأموريتشان جايز نشمرده و هيچ عذري را در اين خصوص موجه نمي دانستند. براي نمونه به يكي ازاين اعلام نيازهاي رسمي توسط ستاد تبليغات جبهه و جنگ و دستور شرعي صريح امام راحل اشاره مي شود:
محضر مبارك فرمانده كل قوا حضرت امام خميني سلام عليكم
مواردي در جبهه پيش مي آيد درهنگامي كه فرماندهان محترم نظامي لشكرها و تيپهاي سپاه اسلام به حضور بيشتر وادامه فعاليت برادران عزيز بسيجي درجبهه ها براي آمادگي وادامه عمليات نياز مبرم و حياتي دارند برخي از اين عزيزان به اين دليل كه ماموريت چند ماهه آنان پايان يافته است تقاضا و اصرار به مراجعت به شهروگرفتن پاياني مي نمايند كه درصورت توافق مسئولين جايگزيني سريع آنها ممكن نبوده و رفتن آنها ضربه كاري و جبران ناپذيري در وضعيت تثبيت خطوط پدافندي ويا نتيجه عمليات و ... وارد نموده و باعث تضعيف روحيه رزمندگان نيز مي گردد.
متمني است نظر مبارك خود را در اين مورد بيان فرماييد تا رزمندگان اسلام به گوش جان پذيرا باشند و سرلوحه عمل قرار دهند.
از خداوند تبارك و تعالي صحت و سلامت و طول عمر حضرتعالي را عاجزانه مسئلت داريم
27/9/ 65 تبليغات جبهه و جنگ
بسمه تعالي
در فرض مذكور بايد در جبهه باشند و نمي توانند به هيچ عذري جبهه ها را ترك نمايند.
انشاءاللّه موفق باشند.
15 دي65 روح الله الموسوي الخميني23

آيا برجاي نشستگان ناتوان بودند؟
در فقه اسلام «قدرت» يكي از شرايط تكليف است و اساساً يك شرط عقلي است وبا فقدان آن، تكليف نه واجب است و نه ممكن و به همين خاطر در همه ي سخنان و پاسخ هايي كه امام راحل به استفتاها داده اند به قيد هايي چون «افرادي كه مي توانند» و «افرادي كه قادرند» اشاره كرده اند. 24حال سخن اينجا است كه آيا براستي در طول هشت سال دفاع مقدس، از ميان مردم مسلمان ايران تنها همين رزمنده هاي موجود قادر به حضوردرجبهه بودند؟ و كساني كه نرفتند همه ناتوان بودند ؟!
طبيعي است برخي بخواهند در جمله ي« هركس مي تواند» تصرف معنايي كرده وهرگونه «عدم تمايل» را با « عدم توان» يكسان قلمداد كنند وبا احساس كمترين دلتنگي ! خود را ناتوان شمرده و درشمار معذوران به حساب آورند تا به گمان خويش مشمول حكم صريح امام قرار نگيرند وچنين وانمود كنند كه جبهه ي جنگ به نيروهاي توانمندي احتياج دارد و اگرآنها به جبهه روند به دست وپاي آن رزمندگان چالاك مي پيچند و روحيه ي آنها را هم تضعيف مي كنند! دراين فرض وجود نياز مبرم به نيرو را مورد انكار نيست ولي برخي منكر توانايي خود بودند.
حقيقت اين است كه توانمندي و عبارت «تا مي توانيد» داراي مراتب حد اكثري حداقلي است و ميان اين دو مرتبه، درجات مختلفي قابل تصور است. همانگونه كه درآيه ي شريفه ي25« و اعدوا لهم ما استطعتم من استطعتم» درباره ي مادرجات گوناگوني متصوراست ولي طبيعي است كه اگر دشمن به خانه ي انسان هجوم آورد، شخص مورد هجوم، هيچگاه پايين ترين درجه ي توان را در نظر نمي گيرد و با تواني حد اكثري به مقابله بر مي خيزد.
در اينجا به چند پاسخ از امام راحل در باره ي لزوم حضور در جبهه اشاره مي شود، تا معلوم شود عذر هايي كه برخي از مدعيان مسلماني و انقلابي گري براي عدم حضور خود و اطرافيانشان مي آوردند ، چقدر مشروع و پذيرفتني بود و چند در صد از مردم به تكليف خود عمل كردند و رزمندگان داوطلب ما اعم از جوانان ، نوجوانان و كهنسالان چگونه در غياب بر جاي نشستگان، چگونه تكليف شرعي خود را، به ايثاري جاودان مبدل كردند.
سؤال : آيا براي رفتن به جبهه اجازه والدين لازم است؟
پاسخ : تا موقعي كه جبهه نياز به نيرو دارد رفتن به جبهه واجب است و اجازه ي والدين شرط نيست.26
سؤال: پدراينجانب به جبهه رفته و مرا تا بازگشت خود از رفتن به جبهه ممنوع نموده است . وظيفه ي اينجانب را در شرايط فعلي مرقوم فرماييد.
پاسخ: اگر با مراجعه به مسؤولين محرز شود حضور شما در جبهه لازم است منع پدرمانع نيست.27
سؤال: براي كساني كه به تحصيل علوم اسلامي يا علوم جديد اشتغال دارند يا به انجام وظايف ديگر براي خدمت به جمهوري اسلامي مشغولند آيا رفتن به جبهه ي جنگ مقدم است يا آنكه به كار خود ادامه دهند؟ لطفاً وظيفه ي شرعي را بيان كنيد.

پاسخ«در حال حاظر تمام افرادي كه قدرت دارند به جبهه بروند بايد به مقامات مسؤول مراجعه كنند و چنانچه تشخيص دادند كه جبهه به آنها نياز دارد واجب است به جبهه بروند و برهركار ديگري مقدم است».28
پوشيده نيست كه اين تكليف همگاني نيز همانند ديگر تكاليف الهي درگرو توفيق الهي بوده است ولي هرگز در «توقيف» و انحصار قشر خاصي نبوده است و اصولاً هيچ توفيقي بدون اقدام مكلف فراهم نمي شود لذا نمي توان با ماورائي و عرشي جلوه دادن اين حضور، اين واجب همگاني را تكليف خاص افراد برگزيده و طبقه ي ويژه اي از جامعه دانست و با عادي جلوه دادن عدم حضور، برجاي نشستگان را افرادي«بي وظيفه »معرفي كرد و آنان را از نشيب تجري و سرپيچي به سطح تبرئه و بي گناهي كشاند.
نتيجه گيري
از آنچه گذشت مي توان نتيجه گرفت كه نسبت تكليف واجب با ايثار تناقض نيست واينگونه نيست كه يك فعل در صورت وصف تكليفي نتواند مصداق ايثار قرار گيرد بلكه در انجام برخي از تكاليف مانند عمل به واجب كفايي اين اتحاد دو وصف در يك عمل به وقوع مي پيوندد.
در طول دفاع مقدس حضو رزمندگان داوطلب مصداق تكليف عقلي و شرعي ولي نه آنگونه كه هيچ نوع ايثارگري در برنداشته باشد بلكه با نظر به نوع تكليف (واجب كفايي)، اين وظيفه ي فراگير برعهده ي عموم مردم بوده است و قاعدتاً در اينگونه موارد همه ي مردم بايد بر انجام آن كمر همت ببندند .
ولي با وجود افراد فراواني كه در جامعه قادر به جنگيدن بودند ، تنها بخشي از مردم به اين مهم مبادرت كردند و آن نبرد نابرابر را با مشقات فراوان و كمي عده و عده در مدت نزديك به هشت سال به پايان رساندند . روشن شد كه اگر نيروهاي داوطلب با اين حضور فداكارانه به كمك نيروهاي مسلح نمي شتافتند شكست كشورمان در اين دفاع مشروع قطعي بود. واگر افراد بيشتري حضور پيدا مي كردند پيروزي آسانتر شايسته تر و سريعتر ودرنتيجه با تلفات كمتري به دست مي آمد زيرا مسؤولان جنگ پيوسته همه ي مردم را به حضور در جبهه فرا مي خواندند و مخصوصاَ در بعضي مراحل با كمال صراحت ناكافي بودن نيروهاي موجود را اعلام مي كردند.از اين رو نمي توان افرادي را كه عليرغم داشتن شرايط در جبهه حضور نيافتند ، بي تقصير دانست زيرا در آن شرايط ، بسياري از عذرها از نظر شرعي و عقلي، مانعي براي حضور در جبهه نبوده اند . از اين رو تصاوير« تكليف منهاي ايثار» و« ايثار منهاي تكليف »هيچ يك درباره ي «رزم داوطلبانه» صادق نخواهد بود و« تكليف ايثار گرانه » عنوان شايسته اي است كه با ماهيت اين حضورآزادانه سازگاري دارد.
پي نوشت ها
1- دهخدا،علي اكبر، لغت نامه، مؤسسه لغتنامه دهخدا، واژه ايثار
2- ابن منظور، لسان العرب،دارالاحياء التراث العربي،بيروت 1988 ،ص70 و 71
3- دبير سياقي ، محمد، بوستان سعدي ،انتشارات امير كبير،تهران 1380/باب1/ ص 224
4- نازعات/38، يوسف/ 91 ،الاعلي 16،طه/ 72 و...
5- گاهي واژه ي ايثار را با تعبيري معكوس و غلطي مشهور به كار مي بريم وقتي مي گوييم "عده اي مال وجان خود را ايثار كردند" يعني "عده اي مال و جان خود را«عده اي با مال » از اين روصحيح آن است كه بگوييم »! برگزيدند و بر ديگران مقدم داشتند و ديگران را برگزيدند و بر خود مقدم داشتد وجان خود ايثار كردند.
6- حشر/9
7- روز 23 آذر 1370 طي گزارش دبيركل سازمان ملل به شوراي امنيت اين سازمان، دولت عراق رسماً به عنوان متجاوز و آغازگر جنگ 8 ساله عليه جمهوري اسلامي ايران شناخته شد. گزارش مزبور بر اساس بند 6 قطعنامه 598 كه دبيركل سازمان ملل را موظف كرده بود تا آغازگر جنگ ايران و عراق را به شوراي امنيت معرفي كند، تهيه شده بود. به همين دليل، دكوئه يار، دبيركل وقت سازمان ملل در 23 مرداد 1370 از دو كشور ايران و عراق خواسته بود تا در گزارشهاي جامعي، نظرات خود را درباره شروع جنگ تسليم وي كنند. ايران در 24 شهريور گزارش كاملي كه تجاوز عراق را به ايران اثبات مي كرد تسليم دكوئه يار كرد. عراق نيز در 7 شهريور ماه پاسخ خود را براي دبيركل فرستاد . دكوئه يار در گزارش خود پاسخ عراق را غيرمحتوايي توصيف كرد و دلايل اين كشور را براي شروع جنگ غيرقابل قبول دانست و افزود:
" اين واقعيت روشن است كه توضيحات عراق براي جامعه بين المللي قابل قبول وكافي نيست"
8- رك، صحيفه ي امام ج 12 ص 25 ،ج 15 صفحات 117 و 119 ، ج 19 صفحات 204 و 216 و 310 و ج 20 صفحه ي 25
9- به طوري كه گروه هاي ملي مذهبي ادامه ي دفاع مقدس را موجب نابودي حرث ونسل كشورمي دانستند ( بيانيه ي نهضت آزادي 21/ 11/ 64)
10- صحيفه ي امام ، مجموعه آثار امام خميني ، مؤسسه ي تنظيم و نشرآثار امام خميني چاپ اول1378 ج 19ص 216
11- همان ج 15،ص 216
12- همان،همان
13- همان ج 19 ص 310
14- همان ج 20 ،ص 26
15- همان ، همان
16- همان ج 2 ،ص 12
17- پرداخت وجوهات شرعي مانند خمس و زكات ويا وجوه قانوني نظيرماليات كه از الزامات ديني و قانوني برخوردارند از مصاديق ايثار نيستند زيرا هيچكدام از آنها بذل حقوق مسلم نيست بلكه اين وجوه شرعاً يا قانوناَ از اموال او خارج است و اگر نپردازد معصيت يا تخلف كرده است .
18- در حال حاضر و جود كارمندان وحتي مديراني كه در زمان جنگ حتي يك بار هم به جبهه نرفتند بهترين دليل اين مدعا است.
19- صحيفه ي امام ، مجموعه آثار امام خميني ، مؤسسه ي تنظيم و نشرآثار امام خميني چاپ اول ج 12 ،ص
20 - قرا ملكي ، احد فرامرز ، درآمدي بر اخلاق حرفه اي ، انتشارات سر آمد ، چاپ اول ،تهران، خرداد 88 ص 85
21- نقش احتمالي گرايش هاي عملي را در اينگونه نظر سازي ها نمي توان ناديده گرفت و نمي توان نوع عملكرد افراد را در طول دفاع هشت ساله در نوع نظريه پردازي شان بي تأثير دانست.
22- بيانيه ي هيأت دولت جمهوري اسلامي مورخ 22/4/67 كه همان روز از صداي جمهوري اسلامي ايران نيز پخش شد.
23- صحيفه ي امام ، مجموعه آثار امام خميني ، مؤسسه ي تنظيم و نشرآثار امام خميني چاپ اول ج 20 ص 94
24- خميني، امام روح الله الموسوي ،استفتاآت ،ج 1، دفترانتشارات اسلامي وابسته به جامعه ي مدرسين حوزه ي علميه ي قم، 1366 ،صص 519 -492
25- انفال/ 60
26- اسدي،علي محمد،احكام جبهه، واحد آموزش عقيدتي سپاه پاسداران، مركز بررسي وتحقيقات عقيدتي و سياسي ، چاپ دوم ،آبان 1362ص 25
27- همان ، ص 26
28- همان، ص 20
منابع
- قرآن كريم
- ابن منظور، لسان العرب،دارالاحياء التراث العربي،بيروت 1988
- اسدي،علي محمد،احكام جبهه، واحد آموزش عقيدتي سپاه پاسداران، مركز بررسي وتحقيقات عقيدتي و سياسي ، چاپ دوم ،آبان 1362
- دبير سياقي ،محمد،بوستان سعدي ،انتشارات امير كبير،تهران 1380
- خميني ، امام روح الله،استفتاآت، ج 1، دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه ي مدرسين حوزه ي علميه ي قم ،چاپ اول، 1366
- خميني ، امام روح الله الموسوي، صحيفه ي امام ، مجموعه آثار امام خميني ، 22 جلد، مؤسسه ي تنظيم و نشرآثار امام خميني چاپ اول 1378
- دهخدا،علي اكبر، لغت نامه،مؤسسه لغتنامه دهخدا،واژه ايثار
- قرا ملكي ، احد فرامرز ، درآمدي بر اخلاق حرفه اي ، انتشارات سر آمد ، چاپ اول ،تهران، خرداد 88


منبع: كتاب مجموعه مقالات همايش ملي فرهنگ ايثار و شهادت/ دانشگاه زنجان


یک شنبه 26 دی 1389  12:02 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت

عنوان : زنان ، ايثار ، شهادت
كلمات كليدي : زن ، ايثار ، شهادت ، جنگ ، انقلاب .
نويسنده : فروزان سليمانپور
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
چكيده:
در طول تاريخ ، هرجا كه سخن از ايثار و شهادت شده است ، لاجرم ردپايي از زنان ايثارگر وجود دارد تا آنجا كه در بسياري از مواقع تاريخ به شهادت ايشان نيز ، شهادت داده است . نيك مي دانيم كه عزيزترين داشته هاي يك زن فرزند و همسر او هستند ، و چه زيبا و سرودني است ايثار زنان با ايماني كه فرزند و همسر خود را در راه خدا ، مي بخشند . در اين مقاله ضمن بيان معنا و مفهوم ايثار ، با آوردن مصداق هايي از آيات قرآن و نيز رواياتي از ائمه اطهار (ع) به اهميت جايگاه ايثار و شهادت از اين منظر اشاره شده است.
در ادامه نيز با آوردن نمونه هايي از زنان ايثارگر به پيوستگي زنان با ايثار و شهادت اشاره شده و اين مقوله در سه محور صدراسلام ، عاشورا و دفاع مقدس بررسي شده است كه اميد است مورد توجه واقع شود .

مقدمه :
تاريخ ، همواره عرصه درگيري پيروان حق و باطل بوده است ؛ جدال مستمري كه صفحات تاريخ را از مبارزه سرشار ، و پهنه زندگي انسان را از جنگ و نبرد آكنده است . دين مقدس اسلام ، در آغاز ظهورش تا عصر حاضر ، همواره درگير نبرد در ميدانهاي جنگ بوده و در اين ميان تعاليم انسان ساز وحي و تلاش طاقت فرساي پيامبر عظيم الشأن (ص) ، همواره مؤيد اين نكته بوده است كه انسان بايد با عشق و ايمان به مبارزه بر عليه كفر و الحاد بپردازد و در اين راه حتي از ايثار عزيزترين داشته هاي خود همچون جان و مال و اولاد خود نيز دريغ نورزد .
تحول و انقلاب عظيمي كه دين اسلام در مردم به وجود آورد ، تنها مردان را در برنگرفت ، بلكه از زنان نيز انسانهاي فداكار ، ايثارگر و با شهامتي ساخت كه براي دفاع از دين خود عزيزترين كسانشان را ايثار كردند و حتي بسياري نيز به درجه رفيع شهادت نائل شدند .
از اوان ظهور اسلام تاكنون ، حضور زنان دلير و خستگي ناپذير در صحنه هاي مختلف ، جهاد و ايثار و شهادت ، به عنوان يكي از عناصر اجتماعي و سياسي رقم خورد و اينان به حق در اداي دين خود نسبت به اسلام و انقلاب از هيچ گونه ياري و مدد مادي و معنوي استنكاف نورزيدند.
ايثار
ايثار كه به معناي ازخودگذشتگي و ترجيح و برتري است ، در اخلاق اسلامي به معناي گذشت از خود به نفع ديگران است و اينكه درباره چيزهايي كه خود به آن نيازمنديم ، ديگران را بر خود ترجيح دهيم .
اگر بخشي از مال خود را به ديگران بدهيم و براي خود هم نگه داريم ، انفاق كرده ايم ولي «ايثار» اين است كه مال خود را تماماً به ديگري ببخشيم ، در حالي كه خود بدان نياز داريم.
قرآن در اين باره مي فرمايد :«و يوثرون علي انفسهم و لو كان بهم خصاصه و من يوق شح نفسه فاولئك هم المفلحون» (هر چند خودشان احتياجي مبرم داشته باشند ، آنها را بر خود مقدم مي دارند و هر كس از خست نفس خود مصون ماند ، رستگار مي گردد).
حضرت امام سجاد (ع)علاوه بر انفاق هاي گسترده و بي شمار، در زندگي خود ايثارهاي فراواني كرده است. امام صادق( ع )مي فرمايد:
امام سجاد (ع) در بسياري از روزهايي كه روزه مي گرفت ، امر مي كرد گوسفندي قرباني كنند ، سپس گوشت آن را خرد كنند ، بپزند ، و هنگامي كه شب فرا مي رسيد ، پيش از اينكه افطار كند ، خود تقسيم غذا ميان مستمندان را به عهده مي گرفت . وقتي همه غذا تمام مي شد ، مي فرمود برايش مقداري نان و خرما بياورند و فقط با همان افطار مي كرد.
مقام ايثار و شهادت از منظر قرآن و روايات
عظمت مقام شهيد و شهادت در راه خدا ، از نظر كتاب و سنت ، روشن تر از آن است كه نيازي به توضيح داشته باشد ، ولي به لحاظ اهميت مسئله ، و نيز نتايجي كه بر آن مترتب است ، مختصري پيرامون آن سخن مي گوييم .
1- " ولئن قتلتم في سبيل الله اَو متُّم لمغفره من الله و رحمه خيرٌ مما يجمعون"
و نيز مي فرمايد :
2- "ولئن قتلتم لإلَي اللهِ تحشَرونَ "
و در جاي ديگر مي فرمايد :
3- " ولا تحسبن الذين قُتلُوا في سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون"
4- " والذين قتلو في سبيل الله فلن يضلَّ اعمالهم سيهديهم و يصلح بالهم و يدخلهم الجنه عرَّفَها لَهم "
5- " و من يقاتل في سبيل الله فيقتل اَو يغلب فسوف نؤتيه اجراً عظيماً"
هر يك از آيات مذكور گوشه اي از عظمت مقام شهيد و شهادت في سبيل الله را تبيين مي نمايد ، و آن به تنهايي حاصل يك عمر مجاهده انسان وارسته اي است كه خداوند يك جا به شهيد عنايت مي فرمايد.
آيه اول اشاره به مقام مغفرت و رحمت الهي نسبت به شهيد است ، و آيه دوم به حشر الي الله و آيه سوم اشاره به مقام حيات معنوي در نزد پروردگار و بهره مند بودن از رزق خاص الهي وي و در نتيجه فرحناك بودن به عطاياي الهي و هيچگونه خوف نداشتن و مژده فضل و نعمت الهي را به ديگران دادن است و در آيه چهارم اشاره به گم نشدن اعمال آنان وهدايت و اصلاح حال يا شأن ايشان است. و در آيه پنجم اجر اخروي را براي شهدا ذكر مي فرمايد . بطور كلي آنچه كه از اين آيات مستفاد مي شود اين است كه نعمتهاي كه به شهيدان اعطا مي گردد نعمتها و كمالاتي است كه تنها نصيب برگزيدگان و خواص از بندگان الهي مي شود .
روايات نيز با تفصيل بيشتري مقام شهيد را روشن نموده كه به بعضي از آنها اشاره مي شود:
1- امام صادق (ع) مي فرمايد : رسول الهب (ص) فرمودند:
"اشرف الموت قتل و الشهاده"
و در جاي ديگر فرموده اند:
2- " فوق كلِّ برٍّ برٌّ حتي تقتل الرَّجلُ في سبيل الله ، فاذا قُتلَ في سبيل اللهِ عزَّ و جلَّ فلَيس فوقه برُّ..."
3- حضرت رضا (ع) مي فرمايد : رسول الله فرمودند:
…" اولُ من يدخُلُ الجنَّه : شهيد و عبد مملوك ... "
امام علي(ع( نيز در نهج البلاغه مي فرمايند :
".... فارزقنا الشهاده و اعصمنا من الفتنه"
و نيز رسول الله فرمودند :«هيچ قطره اي براي خداوند عز و جل محبوبتر از قطره خوني كه در راه خدا ريخته شود ، نيست» كه اينهمه بيانگر مقام شامخ شهيد و شهادت در نزد باري تعالي است .
زنان ، ايثار ، شهادت
حماسه آفريني بر مبناي سرشت پاك انسانيت در طول حيات انسان ، سازش و توافق خويش را با روح حقيقت خواهي بشر اعلام داشته تا اينكه نظام طبيعت را در عرصه پيكارهاي هميشگي حق و باطل و چيرگي لحظه اي ستم بر عدل و پيروزي نهائي پاكي و عدالت بر پليدي و نابرابري ، استحكام بخشد . تجمع نيروي اراده و تصميم ، نيروي آگاهي و شناخت به حقوق خويش ، نيروي ايمان به نظام طبيعت ، نيروي اعتقاد به هدف و نيروي اميد به پيروزي شرافتمندانه بر طغيانها و سركشي ها ، برآيندي چنان پرتوان و قدرتمند در جهت راستي و حقيقت خواهد داشت كه در ميدان مبارزات ، هراس انگيزترين دستاويزهاي مادي را در صف آرايي خيره كننده ، به زانو درآورده و معدوم مي سازد.
انسان همپاي انسانيت خويش ، گام بر بناهاي لرزان «جور و جفا » نهاده و خواهد نهاد ، تا كه خواست طبيعي خود را به ، برپا دارندگان اين بناها ، ابلاغ دارد و در ازاء دريافت آزادي از دست رفته خويش به سعادت جاوداني يعني عظيم ترين شاهكار بشر يعني ايثار جان ، يعني شهادت ، نايل آيد .
حركت كردن در جهت اين جريان طبيعت و فطرت ، به همت عقل و انديشه و قلب و زبان و دست و بازو ، براي هر انسان خواهان كمال ، ميسر و آسان است . تعقل و انديشيدن ، نفرت داشتن و دوست داشتن و گفتن و نوشتن و جنگيدن ، در محدوره «مرد بودن» خلاصه نمي شود ، چرا كه فاصله انداختن بين مرد و زن در حيطه مقدس جهاد و ايثار و دفاع و شهادت جز خدشه دار كردن روح لطيف طبيعت و متزلزل نمودن نظام خلقت ، چيز ديگري نيست ، چنانچه تا كنون در اين آوردگاه ، بوقوع پيوسته ، روشنگر هماهنگي انديشه ، هدف ، رسالت و يكي بودن آنها مي باشد .
براي تأييد و تأكيد بر صدق گفتارمان نمونه هايي از ايثار و شهادت طلبي زنان آزاده را از صدر اسلام گرفته تا عاشورا و تا عصر حاضر براي شما ذكر مي كنيم.
صدر اسلام :
زن رسالتي بزرگ ، به بزرگي رسالت مرد ، براي احياء حقوق انساني خويش و نجات همنوعان خود بر دوش دارد . زن كه هميشه در متن رويدادهاي بزرگ جهان حضور داشته و پا بپاي مردان چرخهاي جامعه ساز زندگي انسانها را به حركت درمي آورده ، در كارزارها ، نيروي محركي بوده و حركتهاي مردان را در زمانهاي مختلف با ايثار و از جان گذشتگي ياري و توان مي داده است .
تاريخ جنگهاي صدر اسلام ، بيانگر و شاهد آن است كه مسئوليت معالجه مجروحان جنگي به زنان واگذار مي شده است . زناني مانند نسيبه ، جراحه ، ام عطيه ، در بسياري از غزوات و جنگهاي پيامبر (ص) حضور داشتند و عهده دار مسئوليت امداد بودند . ام عطيه گويد : من در هفت غزوه به همراه پيامبر (ص) بودم و علاوه بر انبارداري ، معالجه مجروحين جنگي را نيز عهده دار بودم.
بر اساس روايات و متون تاريخي در مي يابيم كه شركت زنان در جنگ ، يا به اجازه حضرت پيامبر (ص) بود و يا حضورشان مورد تأييد قرار مي گرفت و ايشان چه با فرستادن همسر و فرزندان خود به جنگ و چه در امدادرساني و آبرساني به ايثار و از جان گذشتگي مي پرداختند و با قطره هاي خون خود ، نهال اسلام را آبياري مي كردند و با شهادت سرخشان به زندگي رنگ و معنا مي دادند و با مرگشان ، حيات مي آفريدند . خون سرخشان موج برمي داشت و حركت مي آفريد و از هر قطره آن صدها ، مجاهد نستوه پديد مي آمد و سرانجام اسلام عزيز را بر تارك تاريخ پيروز ساختند . تاريخ اسلام ، در ايثار و شهادت طلبي ، نمونه هاي عالي قهرمانان بزرگي دارد كه سرمشق زنان ، در زندگي و مبارزات سرنوشت ساز بوده اند .
زناني كه همراه جهاد ، عفت و تقوا ، ايمان و معنويت را بسيج كرده و نه تنها در جنگ و مبارزه قهرمان بوده اند ، بلكه همواره در ميدان عبادت و بندگي ، خانه و خانه داري ، زناشويي و تربيت فرزند ، نيز الگو و قهرمان و نمونه بوده اند و اين امتياز ويژه مبارزات و ايثار و شهادت زن مسلمان از ديگر زنان مبارز و جنگجوست .
همسر مجاهد و نستوه پيامبر اسلام (ص)« ( خديجه كبري) س» نمونه اي از اين الگوها است كه تا آخرين لحظه حتي در سه سال محاصره در شعب ابي طالب ، در سخت ترين شرايط پايداري كرد و جلوه هاي ديدني از ايثار را به نمايش گذاشت .
و فاطمه زهرا (س) كه با كلمات شمشير مي ساخت و همواره از حق دفاع مي كرد و حكومت را به استيضاح و محاكمه مي كشيد و به در خانه مهاجر و انصار براي جلب كمك و روشن كردن حقايق و مسايل رهبري مي رفت و حتي از گريه هاي بجا و به موقع به عنوان سلاح مبارزه استفاده مي كرد . و حقانيت مذهب اهل بيت (ع) را در تاريخ به عنوان اسلام راستين به ثبوت رساند و در بهار جواني اش شهادت را برگزيد.
و ديگر زينب كبري (س) شير زن كربلا و پاسدار انقلاب مقدس عاشورا است كه با صبر و ايثار انقلابي ، تحمل طاقت فرسايش پس از شهادت عزيزان ، با خطابه ها و سخنان آتشينش ، سياست زور و تزوير اموي را آشكار ساخت و با شمشير كلمات قلب دشمن را مي شكافت و از نهضت بزرگ شهادت و هدف برادرش حسين (ع) دفاع مي كرد.
زنان و دختران شيعه با الهام گيري از اين انقلاب مقدس ، و سرمشق گرفتن از اين زنان بزرگ ، در جريان انقلاب هاي اسلامي ديگر ، صف نيرومندي در برابر توپ و تانك و مسلسل تشكيل دادند و با تظاهرات هاي خونين خود ، نقش فعال و ارزنده اي ايفا كردند و با نثار خون خود و عزيزانشان ، حتي كودكان شيرخوار ، نهضت شهادت را زنده كردند و سرانجام پيروزي خون را بر سلاحهاي عظيم و مدرن نظامي و نابودي دژخيمان و طاغوت را جشن گرفتند.
ايثارگران عاشورايي
زنان عاشورا ، گاه در جبهه مبارزه بوده اند ، گاه در كسوت پرستاري و غمخواري ، گاه در نقش پيام رساني و ... لذا در هر موقعيت مناسب ، مسئوليت خطير ادامه رسالت را با ابزار متناسب با آن شرايط را عهده دار بوده اند و جلوه هايي شگرف از ايثار و شهادت را به نمايش گذارده اند .
مشاركت زنان در مبارزه ، ايثار و شهادت
شركت زنان در جبهه پيكار و همدلي و همراهي با نهضت امام حسين (ع) و مشاركت در ابعاد مختلف آن ، از جلوه هاي ايثارگري زنان در عرصه نهضت عاشورايي مي باشد .
همكاري زناني مانند طوعه در كوفه با نهضت مسلم بن عقيل ، همراهي همسران برخي از شهداي كربلا و مبارزه آنان مانند همسر مسلم بن عوسجه (ام خلف) ، همسر عبداله بن عمير كلبي ( ام وهب) ، همسر جناده بن كعب انصاري( ام عمرو بن جناده ) و حتي نوشيدن شربت شهادت توسط برخي از اين زنان مانند ام وهب و همچنين تشويق اطرافيان توسط اين زنان و نيز اعتراض و انتقاد برخي از همسران سپاه كوفه به جنايتهاي شوهرانشان در سپاه بني اميه مانند همسر خولي و ... از مصاديق حضور زنان در جبهه جهاد ، ايثار و شهادت است .
اين مبارزه زنان تا پس از واقعه عاشورا نيز ادامه يافت . مصداق اين مبارزه را نيز در پناه دادن دوطفلان مسلم توسط همسر حارث ، قيام دره الصدف ، صفيه بنت عبداله بن عفيف از ري و ... را مي توان يافت . در اينجا فقط به ذكر نمونه هايي از شركت زنان در مبارزه ، جهاد ايثار و شهادت بسنده مي نماييم :
ام وهب ، همسر عبداله بن عمير كلبي
روز عاشورا ، وقتي عبداله بن عمير به ميدان رفت ، ام وهب نيز چوبي بدست گرفت و به ميدان شتافت ، ولي امام حسين (ع)مانع او شد و فرمود : زنان موظف به جهاد نيستند . اما پس از شهادت همسرش به بالين او رفت و صورت او را پاك كرد و گفت بهشت بر تو مبارك باد ! از خدا مي خواهم كه مرا همراه تو قرار دهد كه شمر ، غلامش رستم را سراغ او فرستاد ، و آن غلام با عمود ، سر او را شكافت و او را شهيد كرد .
ام خلف ، همسر مسلم بن عوسجه
همسر مسلم بن عوسجه از زنان برجسته شيعه كه در كربلا از ياران حضرت سيدالشهداء (ع) بود . پس از شهادت مسلم بن عوسجه ، پسرش خلف آماده جنگ شد ، امام حسين (ع) از او خواست كه به سرپرستي مادرش بپردازد ولي مادرش او را تشويق به جنگ كرد و گفت : جز به ياري پسر پيغمبر (ص) از تو راضي نخواهم شد . خلف پس از نبردي دليرانه به شهادت رسيد . پس از شهادتش ، سر او را به طرف مادرش پرتاب كردند ، او هم سر را برداشته ، بوسيد و گريست .
عظيم ترين جلوه ايثار زنان درنهضت عاشورا ، پايداري ايشان در مصيبت هاي سنگين وارد آمده بر ايشان بود . غارت خيام و آتش زدن آنها پس از شهادت حضرت اباعبداله (ع) و اصحاب ، تاخت و تاز دشمنان با اسب به روي اجساد مطهر شهدا و مشاهده اين مناظر توسط زنان و كودكان ، اسارت اهل بيت (ع)، عبور كاروان اسراء از قتلگاه شهداء ، رنج و تعب سفر اسارت ، عبور از ميدانهاي كوفه ، حضور در مجلس ابن زياد و سفر به شام و حضور در بارگاه يزيد در غل و زنجير ، مصيبت هايي بود كه تحمل آن از عهده زنان ايثارگري بر مي آمد كه با ايمان به خدا قدم در راه نهضت شهادت برداشته بودند .
اين زنان به رهبري حضرت زينب (س) پرچم پرافتخار پيام شهادت را بر دوش گرفتند و رهبري و تبليغات و عمليات ضد حكومت اموي را بر عهده گرفتند و در تمام مدت اسارت ، اسارت را به آزادي بخشي تبديل كردند و در قالب اسارت ، به اسيران واقعي درس حرّيت و آزادگي دادند . به اين ترتيب الگوي صحيح از زن پرورش يافته در مكتب اسلام و مكتب حسين (ع) را ارائه نمودند . خطبه هاي حضرت زينب (س) ، ام كلثوم (س) ، فاطمه بنت حسين (ع) در كوفه ، مجلس ابن زياد ، بارگاه يزيد ، و به انفعال كشاندن آنها با خطبه هاي آتشين گوياي نمونه هايي از ايثار زنان مسلمان و دفاع از نهضت سرخ شهادت توسط ايشان است كه همواره در طول تاريخ بعنوان الگوهاي مناسب مورد تأسي ديگر زنان مسلمان قرار گرفته اند كه در اينجا نمونه هايي از آن را به اختصار بيان مي كنيم:
1- در يكي از شماره هاي حبل المتين خبري بدين مضمون چاپ شده است : "در يكي از زد و خوردهاي بين اردوي انقلابي معروف ستارخان با لشكريان استبداد ، بين كشتگان انقلابيون جنازه ي بيست زن مشروطه طلب در لباس مردانه پيدا شده است .
2- در دوران جنگهاي تبريز ، زنان گذشته از اينكه در كارهاي پشت جبهه از قبيل پر كردن پوكه فشنگ و غيره فعاليت مي كردند ، گاهي هم در ميدان هاي نبرد پا به پاي مردان جانفشاني مي كردند.
پاويچ مي نويسد : «درعكس يك دسته شصت نفري از زنان چادر به سر ايراني ، تفنگ به دست اكنون در اختيار ماست ، اينها محافظ يكي از سنگرهاي تبريز بودند .
3- دكتر مهدي بهار مي نويسد: « در اين ايام تيره و وحشتناك (ايام انتشار خبر اولتيماتوم ) سيصد نفر از زنان ايران با چادرهاي سياه و نقابهاي مشبك سفيد در حاليكه هريك طپانچه اي با خود داشتند به ساختمان مجلس درآمده ، با رئيس مجلس ملاقات نمودند ، اين زنان محجوب ايراني ناگهان نقابهاي خود را پاره كرده ، طپانچه هاي خود را نمايش داده و قصد حتمي و اراده قطعي خود را چنين اظهار نمودند كه اگر وكلاي مجلس در انجام وظائف و حفاظت از شرافت ملت ايران ترديد كنند ، مردان و فرزندان خود را كشته و اجسادشان را در همين مكان خواهند انداخت.
ايثارگري زنان مسلمان در دفاع مقدس
حضور مردم ايران در مقابله با هجوم نظامي عراق از برگهاي زرين انقلاب و نظام مقدس جمهوري اسلامي است كه هيچ گاه از يادها فراموش نخواهد شد .
در اين ميان حضور دليرانه و خستگي ناپذير زنان در صحنه دفاع مقدس به عنوان يكي از عناصر اجتماعي و بارز رقم خورد و اينان به حق در اداي دين خود نسبت به اسلام و انقلاب از هيچ گونه ايثار و امداد مادي و معنوي استنكاف نورزيدند .
مي دانيم كه خطوط مقدم و رويارويي اصلي فيزيكي در ميادين نبرد در قبضه دلير مردان رزمنده بود ، ولي پشتيباني و حمايت همه جانبه زنان در خاكريزهاي عقبه نيروهاي خودي و برطرف نمودن نيازهاي آنان (اعم از لباس ، غذا و ...) برآوردگار ثبات قدم و استقامت رزمندگان بود .
داشتن روحيه و قوت قلب رزمندگان در گرو حمايت هاي معنوي زنان خداجويي بود كه در پشت جبهه ، مشغول خدمت بودند و امام خميني (ره) فرماندهي كل قوا – كه حضور نيروهاي رزمنده در جبهه هاي حق عليه باطل مرهون نفس مسيحايي او بود – در توصيف ايثار جان و تجلي شهادت طلبي زنان در طول هشت سال دفاع مقدس مي فرمود:« زنها به من مي گويند : شما دعا كنيد كه ما شهيد بشويم . بعضي از زنها مي آمدند اينجا مي گفتند كه شما اجازه بدهيد ما برويم كردستان در آنجا جنگ بكنيم و من گفتم : نه ، صلاح نيست ، ملت و ارتش كار را انجام مي دهند ... اين يك تحولي بود كه در صدر اسلام بين مسلمين حاصل شده بود كه شهادت را براي خودشان فوز مي دانستند ."
حضور زنان در عرصه هاي گوناگون جنگ تحميلي داراي جلوه هاي متفاوتي بود كه هر كدام از آنان حكايتي شنيدني و بياد ماندني از آن دوران پرخاطره مي باشد .
در ميان تمامي فقها اين مساله جاري است كه در برابر تهاجم دشمن ، بر همه واجب است كه به دفاع برخيزند و احدي در اين مساله نظر مخالفي را ابراز ننموده است .
حضرت امام خميني قدس سره در كتاب«تحرير الوسيله» مي نويسد :
"لو غشي بلاد المسلمين او ثغورها عدو يخشي منه علي بيضه الاسلام و مجتمعهم ، يحب عليهم الدفاع عنها بايه وسيله ممكنه من بذل الاموال و النفوس"
هر گاه دشمني بر سرزمين هاي مسلمين و يا به مرزهاي آنها حمله آورد كه ترس از بين بردن اصل اسلام و جامعه اسلامي از آن برود ، بر همه مسلمين ( زن مرد ) واجب است با هر وسيله ممكن به دفاع برخيزند و در اين راه از بذل مال و جان دريغ نكنند . علماي قبل از امام (ره) نيز بر اين مهم صحه گذاشته اند ، مثلاً علامه حلي (ره) در كتاب «قواعد»خود در آغاز بحث جهاد مي فرمايد :
... « واذا وطا الكفار دار الاسلام ، وجب علي ذي قوه قتالهم ، حتي العبد و المراه و انحل الحجر عن العبد مع حاجته اليه » ...
...و چنانچه كفار بر سرزمين اسلام حمله ورشوند ، بر هر فرد نيرومندي واجب است كه با آن ها جنگ كند حتي بردگان و زنان و ممنوعيت از بردگان در صورت نياز به آنان برداشته مي شود .
زنان مسلمان ما در برابر تسليم شدن مقابل اين فتاوا بي صبرانه در انتظار خدمت گذاري لحظه شماري مي نمودند و در راه خود هرگز درنگ نمي نمودند .
و اما كيفيت حضور زنان به دو شكل ، مستقيم و غيرمستقيم ، در اين دوران خلاصه مي گردد.
در شكل مستقيم ، گرچه زنان از حضور در صحنه و خط مقدم معاف بودند ، ولي با شروع جنگ شهرها و حملات موشكي ، حالت تدافعي همگان مخصوصاً زن ها بيشتر گرديد ، چون در اين رزم بي امان از سوي ارتش عراق مورد حمله موشكي واقع شده بودند . حتي در اوايل جنگ ، اين زنان شيردل خرمشهر و سوسنگرد و هويزه بودند كه در هجوم ناجوانمردانه دشمن در كنار مردان خود قدم به قدم با بعثي ها درگير شدند و در عقب راندن دشمن از جان خويش هم مايه نهادند .
در شكل غير مستقيم ، زنان حكايت 70 من مثنوي دارند كه چگونه با كارهاي خدماتي و پشتيباني خود در عقبه ، موجبات دلگرمي رزمندگان را فراهم نمودند . امام اين حضور غير مستقيم را كه از حضور مستقيم ذره اي ارزش آن كمتر نبود ، كراراً متذكر مي شدند . بيان تجلي ايثار در راه انقلاب و امام تداوم گر گذر زمان در برابر هرگونه تجاوز از سوي دشمنان است.
از جمله خدمات اين مرحله زنان ، مي توان به ايثار فرزندان خود در راه حيثيت و اصلاح جامعه نام برد . هنوز يادمان نرفته است چه بسيار مادران سلحشوري بودند كه با تربيت اولاد صالح و معرفي آنان به مراكز بسيج جهت اعزام به جبهه قوت قلب مسئولين جنگ را سبب مي شدند. امام قدس سره اين صحنه را اين گونه بيان مي نمودند .... «خدا مي داند در طول تاريخ مثل اين مادرها نداشتيم ، الا كم كه فرزندانشان كشته بشوند و بعد بيايد بگويد كه نه ، من افتخار مي كنم . بعضي از جوانها به من مي گفتند كه اين مادرها ما را گرم نگه داشته اند . عكس العمل اين مادرهاي جوان مرده ما را زنده نگه داشته و گرم نگه داشته براي اين كه اينها هستند كه به ما شجاعت مي دهند . اين ها هستند گه ما را تشويق مي كنند.
جلوه ديگر ايثار زنان ، ايثار همسران محبوب خود بوده است كه بهترين و اصلي ترين تعلق خويش كه همسر باشد را با تمام مشكلات و دلبستگي ها تشويق و ترغيب به حضور در ميادين جنگ مي نمودند تا آنجا كه امام قدس سره زبان به مدح آنان گشوده و ميفرمايد: كجا ما از زنان ، آن قدرت و عظمت را ديده بوديم كه امروز داريم از مادران شهيد مي بينيم ؟ «كجا ما از زنان جوان آن فداكاري را ديده بوديم كه در دوران جنگ ديديم ، آنان همسران محبوبشان را به ميدان هاي جنگ مي فرستادند و راز عفت و امانت آنها را حفظ ميكردند تا آنها با خاطر آسوده در ميدان ها باشند.»
زنان ما نه در اين برهه كه در دوره هاي تاريخي متعددي ، اين گونه درخشش نموده اند كه دوست و دشمن بدان معترف مي باشند . هنوز تاريخ هجوم مغول و فعاليت زنان مسلمان و حضور اصيل آنان در صحنه هاي سياسي عصر مشروطيت ، جنبش تنباكو و انقلاب اسلامي را فراموش نكرده است و در يك كلام حضور مردان خداجو و شهادت طلب از دامن چنين زنان و مادراني بوده است كه به صحنه مبارزه راه يافته اند ؛ بنابراين هيچ صحنه اي از تاريخ مبارزات اسلامي نبوده الا اينكه زنان مسلمان با ايثار و شهادت طلبي خود ، در آن نقش بسزايي داشته اند .
ستادهاي پشتيباني دوران جنگ كه رفع نيازمندي هاي رزمندگان خطوط مقدم را بر عهده داشتند ، عمده نيروهايشان را زنان متدين و مبارز تشكيل مي دادند . تهيه مايحتاج جبهه ها از عمده ترين فعالينت هاي اين ستادها به حساب مي آمد . اينان شبانه روز بدون چشم داشت ، به كمترين مواهب مادي ، خدماتي تحسين برانگيز را ارايه مي دادند . لباس ، كفش ، طلا و جوراب هاي بافتني اين زنان در جبهه ها رنگ و قيمتي ديگر داشت.
از فعاليت هاي ديگر اين انسانهاي سليم و عزيز ، حضور آنان در بسيج هاي مقاومت و شركت در اردوهاي بسيج مي باشد كه بازتاب جهاني از خويش بر جاي مي نهد . حضور اينان نشان دهنده روح مبارزه و ايثار و شجاعتي بود كه مي خواست به زنان جهان و ابرقدرت ها اثبات نمايد كه زنان ايراني به بركت انقلاب اسلامي هويتي ديگر يافته اند كه بيانگر شخصيت وجودي آنان است .
بيمارستان ها و پست هاي امدادي و پرستارهاي مجروحين جنگ از جلوه بارز ديگر حضور غير مستقيم زنان مسلمان در ميادين جنگ بوده است كه با خدمات و فعاليت هاي جدي خود در محضر مجروحين و جانبازان ، موجبات بالا بردن روحيه رزمندگان مي گرديدند ، بنابراين نقش زنان در طول دفاع مقدس حاكي از مشاركت جدي آنان بود كه دوش بدوش مردان و رزمندگان در صحنه هاي مقدس حضور مي يافتند و از انقلاب و ارزش هاي آن با تمام وجود خود پاسداري مي نمودند.
به گواهي تاريخ در صفحات پرافتخار ملت ها اين زنان باغيرت و امانت دار بودند كه در حريم مقدس و پاكي طريقشان ثابت مانده و تمام اميد و آرزوهايشان را به آنچه مصلحت ملت و مكتبشان بوده پيوند زده و سعادت واقعي را جسته اند .
در تحليل حضور زنان مهمترين نكته اين است كه بايد در كليه برنامه ها مساله گسترش نفوذ قدرت اسلام در تمامي ابعاد حيات و بالا رفتن نسبت تاثير در تغيير موضوعات و هم چنين در پيدايش موضوعات جديد در جهان اصل قرار گيرد.
بالاترين الگوي رفتاري زنان در هشت سال دفاع مقدس
«حضرت زهرا (س) بود» ؛او كه در تمام زندگيش ، پيروي و حمايت از ولايت مشهود بود . زماني كه جنگ تهاجمي اسلام عليه كفار واقع گرديد ، حضرت بعنوان بهترين پرستار و لجستيك ، ايفاي وظيفه مي نمودند و اما گاهي كه جنگ حالت تدافعي پيدا مي كرد ، ايشان خود را سپر مولاي خود ؛ يعني علي ابن ابيطالب(ع) مي نمودند تا جايي كه حتي با وجود حضور علي (ع) در خانه ، هنگامي كه وجود مبارك ايشان مورد حمله دشمن قرار گرفت ايشان به پشت در آمدند و از شدت درد از هوش رفتند و پس از آن كه به هوش آمدند به محض اينكه مشاهده كردند ولي اعظم خدا را بطرف مسجد مي برند ، تا آخرين رمقشان از مقام ولايت دفاع نمودند . اين امر نشانگر اين بود كه حضرت فاطمه حيات گرانقدر خود را صرف حمايت از مقام ولايت مي نمودند .
بنابراين نقش زن در تمامي صحنه هاي سياسي و اجتماعي خصوصاً دفاع مقدس بيانگر جلوه هاي تاريخي در نقش اول آنان در تحولات اجتماعي و در نهضت هاي اسلامي معاصر و همدوشي زنان ومردان در تمامي صحنه هاي درگيري با اجانب بوده است .
امام خميني پيرامون نقش زنان در صحنه هاي انقلاب و دفاع مقدس مي فرمايد " : زنان حق بيشتري از مردان دارند . زنان مردان شجاع را در دامان خود بزرگ مي كنند . اگر زنان شجاع و انسان ساز از ملت ها گرفته شود ، ملت ها به شكست و انحطاط كشيده مي شوند" .
نتيجه :
حسن ختام اين كه ، آثار دلاوري ها و پيروزي رزمندگان حكايت از حضور فعالانه زن هاي دلاور و سلحشوري است كه گام به گام در لحظه لحظه جنگ ، شركت كرده و موجبات بركت و روزي رزمندگان در عمليات مختلف گرديدند و چه زيبا سرود امام خميني قدس سره پيرامون فداكاري و مقاومت زنان در جنگ تحميلي كه :
... « ايثار و فداكاري زنان بزرگ در اسلام و انقلاب آن قدر اعجاب آميز است كه قلم و بيان از ذكر آن عاجز بلكه شرمسار است . به اعتقاد من بخش مهم محيط گرم و پرشور جنگ مربوط به جمعيت فكري خواهران است و اگر زنان ما ، در اين حال و هواي فكري نبودند نيمي از اين شور وجود نداشت .»
در فرهنگ ناب اسلامي ، آزاد و آزاده كسي نيست كه هر چه بخواهد انجام دهد ، و هر عقيده اي كه مايل باشد ابراز كند ، اسلام بيش از آنكه به آزادي برون ذاتي توجه كرده ، به آزادي درون ذاتي او نظر دارد و براي اينكه روح و روان او را از اوهام خرافات و از سلطه هواهاي نفساني و شيطاني حفظ كند ، دستور دارده تا ظرف وجود و روح انسان تنها به خداوند – تبارك و تعالي – تعلق داشته باشد. انسان چنين ، نه تنها در مقابل مطامع دنيوي و فريبهاي مادي ، از دايره حق خارج نمي شود ، بلكه در مقابل هر چيزي كه انساني را از دين خارج كرده و به اسارت طواغيت در مي آورد ، ايستادگي كرده ، و سخت با برده غير خدا بودن مبارزه مي نمايد. و تنها با چنين ايده و عقيده اي است كه با هدف قرب الي الله اين توانايي را پيدا مي كنيم كه عزيزترين داشته هايمان را نثار ، آزادي و آزادگي كنيم و شايد بتوان گفت ايثار يعني آزاده گي و شهادت يعني آزادي حقيقي و چه آزاده اند زنان شهيده و ايثارگري كه در اين عرصه نيز از مردان عقب نمانده و حتي پيشگام تر از ايشان در اين راه قدم برداشته اند اما قبل از حسن ختام مي خواهم يك سوال بپرسم و آن اينكه با وجود اينكه برگذاري چنين همايش هايي در جهت ترويج فرهنگ ايثار و شهادت ، يقينا مثمر ثمر خواهد بود آيا با نوشتن هزاران كتاب و مقاله و برگزاري صدها همايش مي توانيم حس فرزند شهيدي را درك كنيم كه در حسرت يك بابا گفتن است؟ آيا مي دانيم و مي توانيم درك كنيم كه همسر يك شهيد چه خون دل هايي مي خورد ؟ آيا مي توانيم حال پدر و مادر شهيدي كه هر روز عكس فرزندش را ميهمان سفره خالي از شورو نشاط مي كنند؟ نگارنده ي حقيره چون خود عضو كوچكي از خانواده بزرگ شهدا هستم و اين بيست و چند سال با اين احساسات برخورد نزديك داشته ام با جرات مي توان بگويم ، نه ما هر كاري كه مي كنيم نمي توانيم حتي براي يك لحظه جاي خالي پدر ، مادر و يا فرزند يك شهيد را پر كنيم اما اميدوارم اين قبيل همايش ها روز به روز بيشتر و هدفمند تر شود تا شايد جوانان عزيز امروز الگوهاي واقعي آزادي و آزادگي را پيدا كنند و همانا به قرب الي الله رهنمون شوند.
منابع
1- قرآن كريم
2- ابن ابي الحديد ، ، عبدالحميد هبه الله ، شرح نهج البلاغه ، دارالجهاد الكتب العربي ، بيروت ، 1383 ق
3- ابن اثير ، عز الدين ابوالحسن علي بن محمد الجرزي ، الكامل في التاريخ ، ترجمه : عباس خليلي ، موسسه مطبوعات علمي ، تهران ، دارحياء ، التراث العربي ، 1408 ق
4- ابن حجر عسقلاني ، شهاب الدين ابوالفضل احمدبن علي ، الاصابه في تمييز الصحابه ، دار احيا التراث العربي ، بيروت ، 1328 ق
5- انشاء امام زين العابدين علي بن الحسين(ع) ، صحيفه سجاديه ، ت : فيض الاسلام ، بررسي و تصحيح و چاپ دفتر انتشارات اسلامي ، قم
6- به اهتمام احمد خاتمي ، فرهنگنامه موضوعي قرآن ، نشر فرهنگ اسلامي ، تهران ، . 1383
7- جلال زاده ، م ، حضور زنها در نهضتها ، بعثت ، تهران ، 1362
8- جمعي از خواهران طلبيه ، زن از ديدگاه اديان و مكاتب ، اعتماد ، قم ، 1379
9- حسني ، علي اكبر ، نقش زنان مجاهد در انقلاب اسلامي ، توحيد ، قم ، 1360
10- دهخدا ، علي اكبر، لغتنامه دهخدا ، دانشگاه تهران ، تهران ، 1339 ش
11- سعادت پرور ، علي ، فروغ شهادت ( اسرار مقتل سيدالشهداء ) پيام آزادي ، تهران 1373
12- شيخ الاسلام مولي محمدباقر مجلسي ، بحار الانوار ، تحقيق جمعي از محققين ، المكتبه الاسلاميه ، تهران ، 1398 ق
13- شيخ محمدبن حسن حرّ عاملي ، وسائل الشيعه الي تحصيل المسائل الشريعه ، تحقيق و تصحيح و تدبيل رباني شيرازي ، المكتبه الاسلاميه ، تهران ، 1398 ق
14- طاهرزاده ، اصغر ، كربلا مبارزه با پوچي ها ، لب الميزان ، اصفهان 1384
15- علامه سيد محمد حسين طباطبايي ، الميزان في تفسير القرآن ، افست انتشارت جامعه مدرسين حوزه علميه از چجاپ بيروت ، قم ،1360
16- فهيم كرماني ، مرتضي ، نشر فرهنگ اسلامي ، تهران ، 1360
17- كاتب واقدي ، محمدبن سعد ، طبقات الكبري ، دارصادر ، بيروت ، بي نا
18- گروه تاريخ اسلام سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ، نقش زنان مسلمان در جنگ ، پيام آزادي ، تهران ، 1367
19- مركز مدارك فرهنگ انقلاب اسلامي ، صحيفه نور ( مجموعه رهنمودهاي امام خميني مدظله العالي ) ، انتشارات شركت سهامي چاپخانه وزارت ارشاد اسلامي ، 1381
20- موسسه الشهيد الثوره الاسلاميه في ايران ، الشهيد و الشهاده في القرآن و الحديث ،نشر شاهد ،1379
21- يزدان پناه قره تپه ، زهرا ، زنان عاشورايي (نقش زنان در نهضت امام حسين(ع)ازعاشورا تا سقوط امويان) ، هلال ، تهران ، 1387

منبع: كتاب مجموعه مقالات همايش ملي فرهنگ ايثار و شهادت/ دانشگاه زنجان


یک شنبه 26 دی 1389  12:02 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت

عنوان : ارتقا فرهنگ شهادت و ايثار در بين نسل جوان
كلمات كليدي : شهادت ، فداكاري ، جوانان ،فرهنگ ايثار و شهادت .
نويسنده : مولود اعظميان بيدگلي
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
مولود اعظميان بيدگلي
چكيده:
فرهنگ ايثار وشهادت مجموعه اي ازمعاني نمادين است كه ايثارگري و ميل به شهادت را در افراد به وجود مي آورد و با نهادينه شدن آن، نگرشها و رفتار افراد را به سمت رفتارهاي ايثارگرانه سوق خواهد داد . انقلاب اسلامي كه خود ثمره ايثارو شهادت است ، موجب تغيير و تحول در تمامي سطوح جامعه گرديد يقيناً در اين عصر اطلاعات ، اگر ملتي در راه حفظ و تقويت دستاوردهاي فرهنگي خود قدم پيش نگذارد ، نمي تواند در مقابل تهديدها مصون بماند. خصوصا امروزه كه مظاهر تمدن جهان ، خصوصاً پيشرفت علوم، اذهان و قلوب را مسخّر ساخته است، افراد و گروه هاي مغرض، يا كم اطلاع و يا ساده لوح به تحريك سياستمداران جهان خوار، مي كوشند كه دين اسلام و فرهنگ اسلامي و ارزشهاي حاكم بر آن را مخالف و مخرب زندگي و پيشرفت معرفي كنند و براي رسيدن به اهداف خود نسل جوان ما را آماج دسيسه هاي فرهنگي خود قرار داده اند ليكن بر ماست كه در راه شناخت و بازشناسي فرهنگ اصيل اسلامي خصوصا ارتقاي فرهنگ ايثار و شهادت گامهاي موثري برداشته شود. موضوع اين نوشتار : ارتقا فرهنگ شهادت و ايثار در بين نسل جوان مي باشد و مستند براي ما مطالب و نظرات قرآن مجيد و روايات و سخنان بزرگان دين ، همچنين آرا و انديشه هاي انديشمندان اسلامي و صاحب نظران و كارشناسان در اين زمينه مي باشد.فايده اين پژوهش بررسي دو چيز است : اول: شناخت فرهنگ ايثار وشهادت و مباني آن دوم : چگونگي گسترش اين فرهنگ در نسل جوان
بيان مسئله:
دريك فرايند طبيعي براي شكل گيري فرهنگي خاص،ابتدا افراد جامعه نسبت به موضوعات وعناصر تشكيل دهندهي آن فرهنگ و مسايل مطرح در آن آشنايي پيدا مي كنند و سپس با آگاهي يافتن از مزايا و آثار موجود درآن، انگيزه و تمايل لازم نسبت به آن فرهنگ وجودشان را فرا مي گيرد. آنگاه براي دستيابي و بهره مندي ازآنچه شناخته اند دست به تلاش و كوشش خواهند زد.بدين صورت فرهنگ مورد نظر گليم خويش را در آن جامعه پهن كرده و همگان را به مهماني بر سرخان فر اهم شده دعوت خواهد نمود. بنابراين چنانچه اجتماعي بخواهد ازفرهنگ سازنده ودستاوردهاي پيش برندهي ايثار و شهادت بهره مند گردد لازم است آگاهانه، هدفمند وبرنامه ريزي شده براي ايجاد وگسترش اين فرهنگ سعي و كوشش كرده و هر يك از عوامل تأثيرگذار در اين عرصه را به گونه اي چينش كند كه در جمع، از كاركرد مناسب آنها به اهداف گرانسنگ خويش نايل آيد.درفرهنگ بشري، هميشه انسان هاي فداكار مورد احترام بوده اند.حتي كساني كه شهامت از خود گذشتگي ندارند ، در برابر عظمت انسان هاي از جان گذشته ، خضوع مي كنند و زبان به تحسين آنان مي گشايند .
اهميت وضرورت تحقيق:
در فرهنگ دين ،ايثار و شهادت علاوه بر نيكنام ،داراي ارزش معنوي و روحاني است.انسان فداكار،ازعلائق خويش در راه هدف هاي متعالي،مي گذرد،تا به رضايت حضرت حق دست يابد. قداست شهيدبر اصولي چون از اويي و به سوي اويي،كرامت و منزلت انسان ،پويايي انسان،كمال نيكوي ،مسابقه در نيكي ها،مرگ آگاهانه،اخلاص، زندگي راستين وتأسي به الگوهاي جاودانه متكي است. واژه شهيد از اسماء الله مي باشد . شهيد مسلماني است كه اين واژه در لغت به معاني مختلف به كار رفته است .دراصطلاح ادبيات اسلامي به مساله شهادت رويكردي ويژه دارد .در قرآن در راه خدا كشته شود كريم ماده شهد يكصدوشصت( 160 )بار به صورت مشتقات مختلف ذكر شده است واحاديث متعدد نبوي و مروي از ائمه مساله شهيد و شهادت را چون ميراثي عظيم به ما رسانيده است.شعرعربي دوره اسلامي با توجه خاص به اين موضوع،ميزان تعهد خود رابه ادبيات متعهد به اثبات رسانده است.حسان ابن ثابت،كعب بن مالك و عبدالله رواحه و شمار كثيري از شاعران مسلمان در اين دوره در پاسداري ازحريم دين حق،با ايمان وسلاح لسان به جنگ با كفار رفته وآنگاه كه درصحنه كارزارشاهد نبرداسلام و كفر هستند،با ترسيم دلاوري هاي جهادگران و دشمن تازيهايشان تاريخي هنرمندانه ومكتوب ازآن دوره برجاي گذاردند،اين اسنادهم اكنون در زمره شواهد تاريخي دوره صدر اسلام محسوب مي شود. چنانچه جامعه اي خواهان برخورداري از نسلي با عزت و آماده ي ايثار و شهادت است بايد بطور بنيادي به فرهنگسازي در اين زمينه پرداخته وعوامل تأثيرگذاردر اين عرصه راشناسايي كرده وباتمام ظرفيت وتوان براي هركدام از آنها برنامه ريزي نمايد.
اهداف تحقيق: هدف كلي :مفهوم شناسي فرهنگ ايثار وشهادت وارتقا اين فرهنگ بين نسل جوان
اهداف جزئي: ايثار وشهادت درقرآن - ايثار وشهادت درروايات واحاديث معصومين- ايثار وفداكاري در قبايل مختلف – بازشناسي مباني ايثار وشهادت براي نسل جوان
روش تحقيق: روش پژوهش :مستندمابراين مطالب آيات قرآني وروايات معصومين وهمچنين نظرشاعران ونويسندگان نامي وآراعرفا وفرزانگان دراين زمينه مي باشد.(كتابخانه اي -توصيفي)
مقدمه
شهادت هنر مردان خداست و شهيدان هنرمنداني بزرگ، در بازنمايي وترسيم مفاهيم تعالي انسان خاكي اند. گام زدن در راه كسب دانش وخرد ناب نيز جهادي است كه انسان جوينده را به سرچشمه هاي حقيقت و لطف الهي رهنمون مي سازد. هركس كه گام دراين دو راه نهاد، بدون شك اجري عظيم نزد پروردگار خواهد داشت وچه مقامي والاتر از اينكه در هردو جهاد، سربلند و آزاده اي وارسته شوي
دراسلام و زبان قرآن و زبان اهل بيت معصومين، شهادت گزينش مرگ سرخ متكي بر شناخت و آگاهي و بر مبناي آزادي و اختيار در مبارزه عليه موانع تكامل و خطوط انحرافي و طاغوتي است كه مجاهد با همه ي منطق و شعورو بيداري و بينايي وحضورخود انتخاب مي كند،رسوا مي كند،انشاء مي كند وحيات يك ملت و تاريخ را تضمين مي كند . شهادت يكي از حقايق قرآني است كه در موارد متعدد ياد شده و داراي معناي وسيعي اين خون است. شهادت خون دوباره اي است كه به كالبد نيمه جان جامعه وارد مي شود و عنصر لطيف حياتي، در نظام اجتماعي به عنوان گوياترين و موثرترين عامل تبليغ وآگاهي وسازندگي است. شهادت به معناي واقع و كامل كلمه ابتدا « و ذاتا » متعلق به پروردگار متعال مي باشد « ان الله كان علي كل شيئي شهيدا » بي ترديد خداوند بر همه چيز گواه و شاهد است » در مرتبه ي بعد شهادت از ويژگي هاي پيامبر و ملائكه الله است. (نساء، 33 ) " يا ايها النبي انا ارسلناك شاهدا و مبشرا و نذيرا "اي پيامبر ما تو رافرستاديم تاشاهد همگان ومژده دهنده دوستان وترساننده ي دشمنان باشي. (احزاب، 45 ) اسلام با طرح شهادت نه تنها تحول نويني در مساله مرگ ايجاد كرده، بلكه از او به عنوان حيات جاويد و زندگي راستين نام برده و در حقيقت شهادت را تولدي دوباره مي داند. وقتي كه انسا ن ها شهادت را يك ارزش و شهادت خواهي را به عنوان والاترين آرمان خود برگزيدند و انتخاب مي كنند و در جستجوي آن، حجاب ها و موانع را در هم مي شكنند، بارزترين خصلتي كه در مسلمانان مجاهد متجلي م يشود مانع براندازي و بت شكني است. شهادت جهاد رنگين و سرخ رنگ است و رنگ خون دارد، خوني كه به پيشگاه مقدس الهي تقديم مي شود . شهادت قرباني كردن در راه حق است. شهادت وقتي است كه هدف، حق باشد و آرمان خدا باشد. شهيد نزد همه ي جهانيان مقامي بلند و منزلتي ارجمند دارد. همه كس شهيد را به ديده احترام مي نگرد ولي نزد پيروان قرآني مقامي بالاتر و منزلتي والاتر دارد .اسلام در معني شهيد با اقوام ديگر اختلاف نظر دارد. پاداش شهيدي در اسلام رضوان الله مي باشد كه مقامي از آن بالاتر و سعادتي ازآن بيشتر وبرترنخواهد بود .شهادت خواهي دراسلام بسيار پرارزش است.ازجمله ي ايثارها، ايثار جان است و خون، آنچه كه در فرهنگ مذهبي و با عنوان شهادت بيان مي شود ارزش « قتل في سبيل الله » و اسلامي بسياردارد.شهادت خواهي زماني كه تعيين كننده ي استراتژي جنگ است،اين آرمان است كه هنرمي آفريند، خلاقيت مي بخشد،ابداع وابتكارمي آورد وبالاخره زندگي وحيات وهمه چيز،وبه رهبري زمينه مي دهدوامكان مي دهد كه ابتكار عمل دردست گرفته وسياست حاكم برجنگ راتعيين نموده وفرماندهي كندهمان گونه كه امروزدررابطه بين امام وامت قهرمان متبلور است واين رهبري است كه بايد پيروز شود و بر اين اساس است كه شهادت يك ارزش مي شود.
فرهنگ شهادت
مجموعه اي از اعتقادات و آموزه هايي است كه باعث شكل گيري روحيه ي شجاعت ، مبارزه و جهاد در راه خداي متعال و نهايتاً كشته شدن در راه ايمان و عقيده است . محور اصلي اين فرهنگ نيز همان شهيد و انگيزه هاي متقن و مقدسي است كه او را به سمت شهادت طلبي سوق مي دهد . (پژوهشگاه فرهنگ ، هنر و ارتباطات ، 1381 )
واژه ي شهيد
شهيد و شهادت طلبي از جمله عبارات مقدس و قابل احترام در كليه ي جوامع و اديان مختلف است كه قدمت زيادي( حتي قبل از ظهور دين اسلام ) دارد . اين واژه ي مقدس تداعي كننده ي بسياري از صفات حسنه و مورد احترام انسانها از قبيل:فداكاري ، شجاعت ، آزادگي ، عزت و غيره مي باشد . و صرفاً از زاويه ي مذهبي و اعتقادي به آن توجه نشده است . درطول تاريخ بشريت انسانهايي بوده و هستند كه از گرانقدر ترين هديه ي الهي به وديعت گذاشته شده در كالبد آنها به راحتي صرف نظر كرده و اين گوهر ارزشمند جان خود را در نهايت آگاهي و اخلاص با خالق خويش معامله كرده اند . شهادت بالاترين آزمايشي است كه شهيد با موفقيت ازآن بيرون مي آيد رستگاري وجايگاه رفيع او درجنت نعيم الهي تضمين خواهد شد . آري شهداء همان انسانهاي بزرگ وارزشمندي هستند كه براي جلب رضايت معبودازهمه ي هستي وحق حيات خود دراين دنياي فاني انقلاب اسلامي گذشته و از نثارعزيزترين سرمايه ي خود درراه جانان دريغ نكرده اند ايران و جنگ تحميلي ( هشت سال دفاع مقدس ) از جمله وقايعي بود كه شهادت را در عرصه ي نظر و عمل معنا نمود و امروز با گذشت 31 سال از پيروزي انقلاب اسلامي جامعه ي ايران با تقديم 219 هزار شهيد ، در مرحله ي تثبيت پايه ها و سير تكاملي خود است ، و از آنجا كه ظهور پديده انقلاب اسلامي و ثبات نظام اجتماعي برآمده از آن ، مديون هزاران شهيدي است كه به دفاع از ميهن و مكتب خود برخاسته و خويشتن را در راه آن قرباني نموده اند . لذا توجه به شهيدان و معرفي و ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه، مخصوصاً در بين نسل جوان لازم و ضروري مي باشد . (پاسدار اسلام 1382 ش 266 )
شهيد و شهادت در آيات قرآن
ادبيات ديني با اين واژه تعاملي چندان دارد.در قرآن كريم ماده شهد 160 بار به صورت مشتقات مختلف ذكر شده كه واژه شهيد 35 باروجمع آن شهدا 20 بارو مثني آن شهيدين 1 باربه كار رفته است علاوه برآيات قرآن،روايات اسلامي نيزدر پرداختن به مساله شهيد وشهادت،ازچنان غنايي برخوردارند كه خود تحقيقاتي مفصل ومستقل مي طلبد.وسايل شيعه،مستدرك،بحارالانوار،ميزان الحكمه ، نورالثقلين،كنزالعمال وديگرمنابع اسلامي بابهره گيري از كلام پيامبر اسلام (ص)وامامان معصوم (ع)،ديدگاه ديني رادرباب بار معنايي كه واژگان شهيد وشهادت ازآن برخورداراست واجر منزلتي كه اسلام براي شهيد بر مي شمارد تبيين نموده اند. (قرائتي 1377 ).در قرآن كريم آيات بسياري مي باشد كه مستقيم و يا غير مستقيم مربوط به شهيد و شهادت و فضائل و مناقب و خصائل آنها مي باشد،ولي بدليل قلت بضاعت اين حقير ومحدوديت مقاله نمي توان به همه ي آن نكات و دقت ها و اشارت هايي كه دراين خصوص دركلام الهي هست حتي درحدمحدود پرداخت؛ لذا به آنچه ذكر شد بسنده مي شودقرآن در آيات 169 تا 175 سوره آل عمران به مقام شهيدان مي پردازد." البته نپنداريد كه شهيدان راه خدا مرده اند بلكه زنده به حيات ابدي شدند و در نزد خدا متنعم خواهند بود. آنان به فضل ورحمتي كه از خداوند نصيبشان گرديده شادمان اند و به آن مؤمنان كه هنوز به آنها نپيوسته اند و بعداً در پي آنها به راه آخرت خواهند شتافت مژده دهند كه از مردن هيچ نترسند و از فوت متاع دنيا هيچ غم مخورند.و آنها را بشارت به نعمت و فضل خدا دهند و اينكه خداوند اجر اهل ايمان را هرگز ضايع نگرداند آيات 169 تا 171 سوره آل عمران:
« ولا تحسبنَّ الَّذينَ قُتلُوا في سبِيلِ اللَّه أَمواتَا بلْ أَحياء عند ربِّهِم يرْزقُون ( 169 ) فَرِحينَ بِما ءاتَاهم اللَّه من فَضله و يستَبشرُونَ بِالَّذينَ لَم يلْحقُوا بهِم مّنْ خَلْفهِم أَلاخَوف علَيهِم و لا هم يحزَنُونَ( 170 ) ستَبشرُونَ بِنعمةٍ مّنَ اللَّه و فَضلٍ و أَنَّ اللَّه لا ضيع أَجرَ الْمؤْمنينَ (171) »در قرآن آيات متعددي درباره شهيد و فضيلت آن در راه خدا ذكر شده است كه به اختصار قسمتي از آن را بيان مي كنيم.
1- سوره بقره، آيه 154: " و لا تقولوا لمن يقتل في سبيل الله اموت بل احياء ولكن لا تشعرون" " كسي را كه در راه خدا كشته شد، مرده نپنداريد، بلكه اوزنده جاويد است، وليكن شما اين حقيقت را نخواهيد يافت." در آيه بالا 3 تذكر بسيار مهم درباره شهدا به انسان هاي ديگر شده است:
1- در پندار و گفتار در مورد شهدا نبايد لفظ (مرگ) را بكار برد. 2- حيات شهدا بعد از شهادت براي هميشه جاودان است. 3- ما توان درك زندگي شهدا را نخواهيم داشت.در حقيقت اين سوره جايگاه شهيد را نشان مي دهد، تا جايي كه بشر نمي تواند مقام رفيع شهيد را درك كند.
سوره آل عمران،آيه 14-139 "و لا تهنوا و لا تخرنوا و انتم الاعلون ان كنتم " «سست نشويد و اندوهگين نباشيد وشما برتريد، اگر هستيد مومنان »« اين آيه بعدازجنگ احد نازل شد،كه مومنان درجنگ شكست خوردند . اينجا مي خواهدتذكربدهدكه اگر داراي ايمان استوار باشيد وبراي هميشه برتريدوشماشاهدان ورهبران برهم نيز هستيد.
3- سوره حج،آيه 58 :" والذين هاجروا في سبيل الله ثم قتلوا او ماتوا ليرزقنهم الله رزقا حسنا وان الله لهوخير الرازقين" " و آنان كه درراه خدا از وطن هجرت گزيده و در اين راه كشته شده يا مرگشان فرا مي رسد. البته خدا رزق و روزي نيكويي نصيب شان مي گرداند، كه هماناخداوندبهترين روزي دهندگان است" دراين آيه پاداش كساني كه براي رضاي خدا هجرت را برگزيند، رزق و روزي خاص معرفي مي كند، يعني برندگان اين صحنه پاداش را از خود خدا مي گيرند. درحقيقت اين آيه ايجاد انگيزه مي كند و شارژ كننده براي كساني كه م يخواهنددرمقابل اهريمنيان ايستادگي كنند.
4- سوره آل عمران،آيه 169 : "و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون "مرده نپنداريد كساني كه در راه خدا كشته مي شوند،بلكه زنده اند ونزد خداي خود روزي مي برند". در اين آيه تفاوت مردن معمولي با كساني كه درراه خدا شهيد شدند،بوضوح ديده مي شود ويك پاداش بزرگ براي اين گروه درنظرگرفته شده است و آن روزي خوردن درنزد خداوند متعال مي باشد.اين آيه ازويژگي هاي شهدا پرده برداشته كه آنان زنده اند وتمام خصوصيات حيات را دارا مي باشند. از آثار حيات، روزي خوردن و ارزاق است كه شهدا به نحو احسنت از آن برخوردارند.
5- سوره توبه، آيه 20 : "الذين ءامنوا و هاجروا و جهدوا في سبيل الله باموالهم وانفسهم اعظم درجة عندالله واولئك هم الفائزون" " كساني كه ايمان آورده و هجرت كرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداخته اند، نزد خدا مقامي هر چه والاتر دارند و اينان همان رستگارانند." دراين آيه جهاد گران با مال و جان در راه خدا را رستگاران معرفي كرده و سعادت آنها را تظمين كرده چرا كه مقام شان درنزد خداوند بلند است يعني كساني كه بي تفاوت به مستبد نيستند و در برابر كافران قيام مي كنند را تشويق مي كند و پاداش آنها را سعادت و مقام بلند و رستگاري معرف كرده است.
6- سوره نساء، آيه 73 :" ليقتل في سبيل الله الذين يشرون الحيوة الدنيا بالاخرة و من يقتل في سبيل الله فيقتل او يغلب فسوف نوتيه اجرا عظيما" " مومنان بايد در راه خدا با آنان كه حيات مادي دنيا را بر آخرت گزيدند جهاد كنند وهركسي در جهاد به راه خدا كشته شود فاتح است زود باشد كه او را اجري عظيم دهيم". در اين آيه ابتدا تكليف مومنان را مشخص مي كند كه در برابر كساني كه دنياي مادي را بر آخرت ترجيح دادند، بايد جهاد كنند. و حالا اگر در اين جهاد كشته شوند و چه فاتح هر دو را پيروز مي داند و پاداش عظيم مي دهد.در آيات فوق شهدا را انسان هايي برجسته و بيدار معرفي مي كند و آنها را پيروز واقعي اين دنيا و آن دنيا و روزي خور در نزد خداوند و سعادتمند و فاتح و داراي مقام بلند و شاهد بر ديگر امت ها معرفي مي كند و پاداش شهدا را خداوند بر خود مفروض مي داند.
7- " ومن يقاتل في سبيل الله فيقتل او يغلب فسوف نوتيه اجرا عظيما" كسي كه به دستورخدا در راه خدا با دشمن مي جنگد(از براي آنكه ظلم و فساد را ريشه كن كند ودين خدا را درزمين استوار نمايد،تا آنكه مستضعفين و محرومين از چنگال اهريمنان نجات يابند، هر گاه اين مجاهد راه خدا) كشته شود و يا پيروز شود خداوند به او اجر و پاداش عظيم خواهد داد. (نساء، 74)
8- « و لئن قتلتم في سبيل الله او متم لمغفره من الله و رحمه خير مما يجمعون اگر شما در راه خدا كشته شويد يا بميريد هرآينه مغفرت ورحمت خدابراي شما خواهد بود(و رحمت و مغفرت خدا براي شما بهتر است)ازآنچه را كه در دنيا براي خوداندوخته ايد.(آل عمران، 157)همه گناهان شهيد مورد عفو و مغفرت قرار مي گيرد و بخشيده مي شود.
9- شهادت تجارت و معامله باخداوند است كه سودمندترين معاملات است.( توبه/ 111 ) 10- شهادت در طول تاريخ و نزد همه ي اديان الهي داراي ارزش بوده و محبوبيت تاريخي دارد . (توبه / 111 )
11 - شهادت بالاترين رستگاري و فوز عظيم است(توبه/ 111)
12 - ايمان و هجرت وجهاد،زمينه ، عناصر و عوامل شهادت مي باشند .(آل عمران/ 195)
13 - ثواب و پاداش شهيدان از سوي خداوند ضمانت شده و ضايع نمي گردد. (آل عمران/ 195 )
14 - اجر و مزد شهيدان بهشت الهي است، يعني جواررحمت و رضوان حضرت حق (آل عمران / 195 )
15 - شهيدان قبل از شهادت به جايگاه خود معرفت پيد مي كنند (محمد/ 6 )
16 - آثار واعمال شهيدان پايدار و جاويد است و از بين نخواهد رفت (محمد/ 5)
17 - شهيد به تمام آرزوها و آرمان هاي مقدسش نائل مي شود . (محمد/ 5)
18 - شهيد به لقاءالله ميرسد وپيروزي حقيقي ازآن اوست(آل عمران/ 158)
19- شهادت رجعتي است به ميعاد و وطن اصلي(آل عمران/ 158)
20 - شهادت معرفي كننده ي مومنين است. (آل عمران/ 153)
21 - شهادت جامعه را تصفيه و پالايش مي كند .(آل عمران/ 154)
22- شهادت آزمايشگاه مومنين است. (آل عمران/ 154)
23 - شهادت رهايي ازمرگ بيهوده و ارزان است.(آل عمران/ 145 )
24 - شهادت جامعه را مقاوم و پويا نموده مشتاق ايثارمي سازد. (آل عمران/ 139 )
25 -شهيد به كمال نهايي رسيده وبزرگ ترين عارف است ؛
26 - شهيدهمنشين پيامبران و صديقين مي باشد.( نساء/ 69)
27 -درعرفان عملي شهيد علاوه برخودسازي،ديگرسازي واصلاح ازاركان طريقت است(توبه/ 112 )
شهادت وايثار در روايات واحاديث
1- "عن الصادق عليه السلام عن آبائه ان رسول الله صلي الله عليه و آل قال ثلاثه يشفعون الي الله تعالي يوم القيمه فيشفعهم الابناء ثم العلماء ثم الشهدا" " امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرمودند: "سه طايفه شفاعت مي كنند و شفاعتشان پذيرفته مي شود: پيغمبران، علماء و شهدا" ( سفينه البحار ،ج 1،ماده شهد)
2- رسول خدا (ص) مي فرمايند:" كسي كه از خانه خود به قصد نگهباني مرزها و يا براي جنگ و جهاد در راه خدا بيرون آيد، در هر قدمي كه بر مي دارد، هفتصد هزار حسنه داده مي شود و هفتصدهزار گناه از وي بخشيده مي شود، او در ضمان و بر عهده خدا خواهد بود به هر نحوي كه بميرد، چه با اجلش بميرد و يا اينكه شهيد شود و چنانچه برگردد، بخشوده شده و پاك گشته و دعايش در پيشگاه خدا مستجاب خواهد بود.
3- رسول خدا (ص) فرمود :مافوق هرنيكي،نيكي بيشترو هنري وجوددارد،آنجا كه مردي درراه خداكشته مي شود، بالاتر از آن نيك نيست.
4- امام رضا(ع)ازعلي(ع)نقل مي كند كه جواني درهنگام سخنراني امام علي(ع)از امام سوال كردكه فضيلت جنگجويان خدارا براي من تشريح كن. امام علي (ع) از رسول خدا حديث مفصلي را نقل مي كنداز لحظه اي كه جهادگربه ميدان جنگ مي رود تا لحظه شهادت كه دراينجا قسمتي از آن را ذكر مي كنيم:" هنگامي كه جهت نبرد پا به ميدان مي نهد ونيزه ها و تيرها رد و بدل مي شود و جنگ تن به تن شروع مي گردد، فرشتگان با پر و بال اطراف آنان رامي گيرند و از خدا مي خواهند كه او در ميدان ثابت قدم باشد. دراين هنگام منادي فرياد مي زند « بهشت زير سايه شمشيرهاست. » دراين هنگام ضربات دشمن برپيكره شهيد ساده تر و گواراتر از نوشيدن آب خنك درروز گرم تابستان است.هنگامي كه شهيد هنوزبه زمين نرسيده،حوريان بهشتي به استقبال او مي شتابند و نعمات بزرگ معنوي ومادي كه خدا جهت وي فراهم ساخته است،براي وي شرح مي دهند وهنگامي كه به روي زمين قرارمي گيرد، زمين مي گويد: آفربن برروح پاكيزه اي كه ازبدن پاكيزه عروج مي كند. بشارت باد بر تو. چيزي كه نه چشمي آن را ديده است ونه گوشي آن را شنيده است و نه از قلبي خطور كرده است، مخصوص توست وانتطارتورا مي كشد". خداوند متعال چنين مي فرمايد: "من سرپرست بازماندگان توام هر كسي بازماندگان توراخشنود كند مرا خشنود كرده است و هركسي آنها را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است".
5- رسول خدا(ص)فرموده است:" خداوند چنين فرموده است، من جانشين شهيد خانواده وي هستم هر كسي رضايت خانواده شهيد راجلب كند،رضايت مراجلب كرده است وهركسي آنها رابه خشم آورد،مرا به خشم آورده است".( وسائل الشيعه، باب 25 ، حديث 3 )
6- »: رسول خدا(ص)فرمود:" شفع الشهيد نبي سبعين من اهله" شهيد هفتاد نفر از بستگان خودرا شفاعت مي كند . (كنز العمال، ج 4، ص 1) در اين حديث واحاديث ديگري كه درمورد شهادت و مقام شهيد آمده است، همه درجه بلند ومقام عظيم شهيد را نشان مي دهد كه بهترين نيكي است و شهيدرا به عنوان شاهد جامعه معرفي مي كند كه رضايت خداوند را شهيد با كارش جلب مي كند، حتي تا جايي كه سرپرست خانواده شهيد را خداوند خود به عهده مي گيرد. بلندترين مقام در آخرت شفاعت است كه اين مقام از آن پيغمبران، بزرگان و امامان است كه در اين كار نيز شهدا با آنان برابري مي كنند، يعني مي توانند شفاعت هفتاد نفر را بكنند.حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم در سخنان مباركي كه ابو داوود آن را از ثوبان رضي الله عنه روايت كرده است، راز سستي و كاهلي را كه امروزه امت اسلامي به آن دچارشده اند،تشريح كرده است. آن حضرت مي فرمايد ": زماني فرا مي رسد كه ملتهاي ديگر مانند گرسنگاني كه به غذا حمله مي برند بر شما هجوم آورند. فردي پرسيد آيا آنگاه ما اندك هستيم؟ حضرت فرمودند : نه، آن روز تعداد شما بسيار است، اما شما مانند كف روي آب هستيد و خداوند هيبت شما را از دل دشمنانتان برداشته و شما در آن زمان بسيار سست و تنبل هستيد. پرسيده شد اي رسول خدا! سستي در چيست؟ ايشان فرمودند: علاقه به دنيا و تنفر و كراهت از مرگ ". اين همان درد مزمني است كه مسلمانان معاصر به آن مبتلا هستند. علاقه و عشق به دنيا انسان را بنده شهوات و هوا و هوسهاي دنيايي مي كند. تنفر و هراس از مرگ نيز موجب ذلت و خواري و حقارت دنيا و آخرت خواهد بود. لذا قرآن كريم نگراني انسان را نسبت به روزي برطرف ساخته و دراين كتاب مقدس تأكيد شده است كه روزي به دست خداوند است. خداوند متعال بر اين مسأله سوگند ياد كرده است و مي فرمايد،"و في السماء رزقكم و ما توعدون فو رب السماء و الأرض إنه لحق مثل ماأنكم تنطقون "(ذاريات / 22 و 23 ) در آسمان روزي شماست و نيز چيزهايي كه بدان وعد و وعيد داده مي شويد به خداي آسمان و زمين سوگند كه اين حق است، درست همانگونه كه شما سخن مي گوييد (و سخن گفتن كاملاً برايتان محسوس است و درباره آن شك و ترديدي نداريد)
خداوند متعال درباره مرگ نيز فرموده است كه آن نيز در دست خود اوست:و لكل أمة أجل فإذا جاء أجلهم لا يستأخرون ساعة و لا يستقدمون (اعراف / 34 )هر گروهي داراي مدت زماني (مشخص و معلوم) است و هنگامي كه زمان (محدود) آنان به سر رسيد، نه لحظه اي تأخير خواهند كرد و نه لحظه اي بر آن پيشي مي گيرند.خداوند متعال همچنين مي فرمايد:قل لو كنتم في بيوتكم لبرز الذين كتب عليهم القتل إلي مضاجعهم " (آل عمران/ 154 ) بگو، اگر در خانه هاي خود هم بوديد،آنان كه كشته شدن در سرنوشتشان بود، به قتلگاه خود مي آمدند(و در مسلخ مرگ كشته مي شدند).پس اگر سرنوشت مؤمنان در وقت مرگ اين گونه است، پس شهيداني كه خداوند متعال آنان را به اين مقام برگزيده است و آنان جان خود را في سبيل الله تقديم كرده اند، چه حالي خواهند داشت؟ يقيناً آنان گرامي ترين و محبوب ترين مخلوقات در نزد خداوند مهربان هستند و چرا اين گونه نباشند كه خداوند متعال خود به ايشان وعده نيكو ترين زندگي را داده است.سعد بن ابي وقاص مي گويد: يكبار ما به امامت پيامبر نماز مي خوانديم، مردي وارد مسجد شد و هنگامي كه به صف جماعت پيوست گفت : اللهم آتني ما تؤتي عبادك الصالحين، (خداوندا به من چيزي بده كه به بندگان صالح خود مي دهي. هنگامي كه پيامبر نماز را به پايان رساند، فرمود: كداميك ازشما اين گونه دعا كرد؟ آن مرد گفت كه من گفتم يا رسول الله، ايشان فرمودند: "تو بر اسب خويش سوار مي شوي و در راه خدا به شهادت مي رسي". اين حديت را حاكم روايت كرده و گفته است كه به شرط امام مسلم صحيح است. پس نه رفتن به جنگ مرگ را نزديك مي كند و نه فرار از جنگ، آن را به تأخير مي اندازد. در اينجا خوب است به يك نكته تاريخي در اين باره اشاره گردد .خداوند متعال براي خالد بن وليد كه از قهرمانان صدر اسلام بود شهادت در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل را مقدر نكرده بود. خالد پس از سالها شركت در جنگهاي متعدد در بسترمرگ جان به جان آفرين تسليم كرد. او پيش از مرگ گفت:به خدا قسم درهر وجب از بدنم جاي ضربه شمشير يا محل اصابت تيري وجود دارد،اما من هم مانند شتر مي ميرم، ولي بزدلان هرگز اين را نمي فهمند! اين همان چيزي است كه علي بن ابي طالب را بر آن داشت كه اين شعر معروف را بسرايد كه:
أي يومي من الموت أفر / يوم لا يقدر أو يوم قدر
يوم لا يقدر لا أحذره/ و من المقدور لا ينجو الحذر
(از كدام روز مرگ مي توانم بگريزم آن روزي كه مرگ در آن مقدر نشده يا آنكه مقدر شده است اگر مرگ در روزي مقدرنشده باشدمن از آن باكي ندارم و هشيار هم نمي تواند از روزي كه درآن مرگ برايش مقدر شده است، بگريزد.) به همين دليل، در دين مبين اسلام تأكيد شده است كه مرگ انتقال از مرحله اي به مرحله ديگر و از خانه اي به خانه ديگر و از زندگيي به زندگي ديگر است. الذي خلق الموت و الحياة ليبلوكم أيكم أحسن عملاً و هو العزيز الغفور"(ملك/ 2)"آن كسي كه مرگ و زندگي را پديد آورده است تاشما را بيازمايدكدامتان كارتان بهتر و نيكوتر خواهد بود .اوچيره وتوانا وآمرزگار و بخشاينده است.خداوند متعال هيچ نعمتي را از بندگانش نمي ستاند مگر آنكه نعمت بزرگ تري را به جاي آن به آنها بدهد. "إن الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكة ألا تخافوا و لا تحزنوا و أبشروا بالجنة التي كنتم توعدون نحن أولياؤكم في الحياة الدنيا و في الآخرة و لكم فيها ما تشتهي أنفسكم و لكم فيها ما تدعون نزلاً من غفور رحيم (فصلت/30 -32) "كساني كه مي گويند پروردگار ما خداست و سپس پابرجا و ماندگار مي مانند، فرشتگان به پيش ايشان مي آيند و بدانان مژده مي دهند كه نترسيد وغمگين مباشيد و شما را بشارت با به بهشتي كه به شما وعده داده شده است ما ياران و ياوران شما در زندگي دنيايي و در آخرت هستيم و در آخرت براي شما هر چه آرزو كنيد هست. و هر چه بخواهيد برايتان فراهم است اينها به عنوان پذيرايي ازسوي خداوند آمرزگار و مهربان است" عن ابي بصير قال:قال ابو عبدالله عليه السلام من قتل في سبيل الله كم يعرفه الله شيئا سياته" ابوبصير از امام صادق(ع) روايت مي كند كه امام فرمود: كسي كه در راه خدا كشته شود خداوند سيئات و گناهان كه كرده است مواخذه و مجازات نخواهد كرد. قال اميرالمومنين عليه السلام ان الله فرض الجهاد و عظمه و جعله نصره و ناصره و الله ما صلحت دنيا و لا دين الا به" علي (ع) فرمود: خدا بر بندگانش واجب كرد جهاد را و آن را بزرگ داشت و وعده نصرت و پيروزي را براي دين و دنياي مردم در سايه جهاد قرار داد . به خدا سوگند كارهاي دنيا و آخرت اصلاح نمي شود مگر در سايه ي جهاد و پيكار با دشمن. پس بايد با دشمن جنگيد و استقامت و پايداري درراه نابودي دشمن وجود داشته باشد تا فتح و پيروزي نصيب مسلمانان شود . "عن ابي عبدالله عليه السلام قال : رسول الله صلي الله عليه و اله الخير كله في السيف و تحت ظل السيف و لا يقيم الناس الا سيف مقاليه الجنه و النار" امام صادق (ع) از پيغمبر اكرم(ص) فرمود: تمام خوبي ها و ارزش ها در شمشير و زير سايه ي شمشير است كه مردان جنايتكار و آلوده را سر جايشان مي نشاند و ريشه ي فتنه و فساد را قطع مي كند. مسلمين و مجرومين جهان هرگز نخواهند آرامش و آسايش داشته باشند مگر آن كه شمشيرها را در راه عدالت و قطع ريشه ي كفر به كار برند و اين سلاح ها و شمشيرها هستند كه كليدهاي دوزخ و بهشتند اگر در راه خدا و سعادت بشر به كار افتند. در سايه ي همين شمشيرها و سلاح ها بهشت براي زندگي جامعه فراهم مي شود و اگر در راه بدبختي و بيچارگي وبه استثمار كشيدن توده ي مردم مجروم و مستضعف به كار افتد همين سلاح ها و شمشيرها انسان را به بردگي و غلامي مي كشد و سرانجام انسان را به دوزخ مي افكند. عن النبي صلي الله عليه و آله و سلم في فضل الفزاء في سبيل الله و قال اذا زال الشهيدعن فرسه بطغته اوضربه لم يصل الي الارض حتي بعث الله زوجته من الحور العين فتبشره بما اعد الله له من الكرامه فاذا وصل الي الارض تقول مرحبا بالروح الطيبه التي اخرجت من البدن الطيب ابشر فان لك ما لا اذن سمعت و لا خطر علي قلب بشر" پيغمبر اكرم (ص) درباره ي ثواب مبارزين راه خدا فرمود : وقتي كه مجاهد في سبيل الله بر اثر تير دشمن از اسب بر زمين افتد، هنوز پيكر پاكش نقش بر زمين نشده كه خداوند متعال فرشته اي را به استقبال روحش مي فرستد و او را به بهشت و نعمت ها و كرامت هايي كه برايش مهيا شده است بشارت مي دهد. وقتي كه پيكر پاكش نقش بر زمين شد فرشته الهي به او مي گويد آفرين بر تو اي روح پاك كه از بدن پاك خارج شدي، براي تو مقام و منزلتي است كه هرگز چشمي آن را نديده و گوشي آن را نشنيده و به قلب ( كسي خطور نكرده است.
ايثار و شهادت در نهج البلاغه
امام علي (ع) در آخرين روزهاي زندگي و كمتراز يك هفته مانده به ضربت خوردن، براي شروع پيكار مجدد با معاويه سخنراني هيجان انگيزي نمود، در اين سخنراني امام براي تقويت رواني ارتش خود، و آماده ساختن آنها براي فداكاري و پيكار صفين سخن فرمود… '': ازمع الترحال عبا دالله الاخيار !، و باعوا قليلا من الدنيا لا يبقي بكثير من الاخره لا يفني'' ''بندگان نيك خدا ''در ايام تيره روزي مسلمين، باتصميم شهادت عزم كوچ كردن از اين جهان نمودند،و اندكي از دنياي ناپايدار را به بسياري از آخرت جاويد فروختند ''. ''ما ضرا اخواننا الذين سفكت دمائهم بصفين الا يكونوا اليوم احياء، يسيغون الغصص، و يشربون الرنق''برادران ماكه درصفين،خونهايشان به زمين ريخت زيان نكردند زيراكه ديگر امروز نيستند تا شرنگ تلخ اندوهها و ناروائيها را بياشامند''. ''قد والله لقوا الله فوفاهم اجورهم، و احلهم دار الامن بعد خوفهم ''''به خدا قسم كه آنان خدا را ملاقات كردند،وخداوند پاداش آنها را به طور كامل داد، و به جايگاه آرامش پس از بيمشان برد '' (شرح ابن ابي الحديد جلد 10 ص 99 ).
شهيد و شهادت در شعر اسلامي
در دوره اسلامي آن اغراض و مفاهيمي كه با تعاليم آئين جديد در تضاد بود مهجور ماند. غزل مادي،فخر كاذب ،هجاي گزنده ،خمريات و اغراض ديگر كه از آن بوي لهو و لهب به مشام مي رسيد به انزوا رفت . در عوض دعوت به اسلام و احتجاج با مخالفان و هجو ايشان ،رثاي شهداي غزوه هاي رسول و فتوحات ، فخر به پيروزي مسلمانان ،مدح،حكمت و وعظ و شعر زهدي با الگو پذيري از اسلام رواج يافت . (خفاجي، 1992،297-298) هم چنان كه اشاره به حوادث تاريخي، گرايش ادبيات را به سمت ، واقع گرايي سوق مي دهد.به مدد قرآن ،اين مفاهيم بلند، شعرايي چون حسان بن ثابت ،كعب بن زهير و عبدالله بن رواحه و كعب بن مالك را در صف مدافعان پيشگام از حريم اسلام قرار داد كه با شعراي مشركي چون زبعري ، ابو سفيان ،عمر بن العاص و ضرار بن خطاب با سلاح زبان به مقابله بر خيزند.(عزام ؛ 1989 -123) حسان مشهور ترين شاعر مدافع حريم اسلامي و نبوي است.گفته مي شود اولين اشعاري كه بر زبان وي جاري گرديد همزيه وي مي باشد.(ضيف،ص 48 )او در بخشي از اين قصيده خطاب به ابو سفيان بن حارث مي گويد:هجوت محمدا فاجبت عنه وعند اليه في ذاك الجزاء اتهجوه ولست له بكفيء فشركما لخيركما الفداءفان ابي و والده و عرضي لعرض محمد منكم وقاء(ديوان، 1987:9 )تو هجاي محمد كني و من پاسخ دهم و پاداش در نزد خدا ثابت است .آياهجاي او كني در حاليكه هم شأن او نباشي. پس از بين شما دو تن بدترين شما فداي بهترينتان باد.پدر من و پدر پدر من و آبرويم،اعتبار وآبروي محمد را ضامن گردد" .شعر دوره اسلامي آنگاه كه به مسأله جنگها ،در گيريها، و فتوحات مي پردازداز يكسو اشعار حماسي ديني را مي آفريند و از سوي ديگر جايگاه ادبيات متعهد را در عرصه ادب عربي مستحكمنر مي گرداند .در اين عرصه رثاي شهداي كارزارها و فتوحات حجم عظيمي از شعر صدر اسلام را به خود اختصاص داده است.هم چنان كه شيعه در شهادت امامان و اعوان و انصار و محبان اهل بيت اشعاري جانگداز سروده اند كه سراسر حاكي از اندوه و محبت و اخلاص و دريغ بر حق از دست رفته و مذمت باطل مدعي حق مي باشد. ابوالاسود دؤلي يار وفادار امام علي(ع) آنگاه كه حضرتش به شهادت مي رسد دررثايش مي سرايد:الا ابلغ معاويه بن حرب فلا قرت عيون الشامتينا أفي شهر الصيام فجعتمونا بخيرالناس طرا أجمعينا؟ هان به معاويه پسر حرب بگو كه هرگز ديده ملامتگرانمان مسرورمباد.آيا در ماه رمضان ما را داغدار بهترين خلق نموده ايد؟ (حوفي: 189)
سخنان بزرگان
استاد شهيد مطهري مي نويسد:" شهادت واژه اي است كه در اسلام قداست خاصي دارد ، در عرف خاص اسلامي هاله اي از نور اين كلمه را فرا گرفته است . اين كلمه در همه عرف ها توأم با قداست و عظمت است، چيزي كه هست معيارها و ملاك ها متفاوت است. از نظر اسلام هر كس به مقام و درجه شهادت نائل آيد، يعني واقعا در راه هدف هاي عالي اسلامي ، به انگيزه برقراري ارزش هاي واقعي بشري كشته بشود به يكي از عالي ترين و راقي ترين درجات و مراتبي كه يك انسان ممكن است در سير صعودي خود نائل شود ، رسيده است. شهيد كسي است كه با فداكاري و از خود گذشتگي خود و با سوختن و خاكستر شدن خود محيط را براي ديگران مساعد مي كند . مثل شهيد مثل شمع است كه خدمتش از نوع سوختن ، فاني شدن و پرتو افكندن است ، تا ديگران در اين پرتو كه به بهاي نيستي او تمام شده بنشينند و آسايش بيابند و كار خويش را انجام دهند . آري شهدا شمع محفل بشريتند. آنان كه هستي خويش را براي وصال دوست ، مهيا كرده اند ، از دام هاي منيت رهيده و شيطان را در بند كشيده و او را به يأس كشانده اند".( مطهري:72-84) شهيد مطهري(ره) در خصوص نقش اجتماعي شهيد مي گويند : درسي كه مردم بايد از شهادت شهيد بگيرند اينست كه اولاً نگذارندآنچنان زمينه هاپيدا شود،ازآن جهت آن فاجعه ها بصورت يك امرنبايستي بازگوشودكه به قهرمانان ظلم و تجاوز وقاتلين شهيد مربوط است،براي اينكه افراد جامعه ازتبديل شدن به امثال آن جنايتكاران خودداري كنند. علامه طباطبايي (ره) حيات شهيد را نوعي حيات حقيقي دانسته، مي نويسد:" ممكن است مرادبه حيات درخصوص شهدا اين باشدكه تنها اين طايفه حيات برزخي دارندواين معنا را بسيارازمعتقدين به معاد جاهلند ،هر چند هم بسيارازآن آگاه باشند وسخن كوتاه اينكه مرادبه حيات درآيه شريفه،حيات حقيقي است"( علامه طباطبايي، 254 ج 2 ) شهيد ازآن جهت كه زنده است وصاحب حيات به تعبير روشن تر،حجاب هاي تعيني را كنار زده ودر حضرت لاتعين درموقعيت احاطه برتعين وارد شده وازلاتعين به تعين مي نگرد،محيط برتعين خواهد بود.( مولوي، 1378 54-59) گرامي باد بر ملت بزرگ ايران و بر پيروان شاهد بزرگ، حضرت محمد (ص)، وجود رادمرداني كه راه شهادت را برگزيده اند، در هجرت از زندگي عالم ادني و جهان سفلي به وادي ايمن و ملكوت اعلي رسيده اند و در جستجوي حيات، سرچشمه را يافته اند و سيراب و سرمست از جرعه ي« ارجعي الي ربك » به رويت جمال و كشف رضايت حق نائل آمده اند « و كفي بهم فخرا » (امام خميني (ره) 1375: 19-44 (امام خميني(ره) در توضيح اين جايگاه رفيع فرموده اند : "مقام العنديه التي فيها مفاتيح الغيب لا يعلمها الا هو ، مقام عنديت جايگاهي است كه كليدهاي غيب در آن است و جز خداي تعالي بدانها دست نيابد" ( امام خميني (ره) ، 1373 164) بنابراين در مقام « عند ربهم » است كه هيچ حائلي ميان انسان و خدا وجود ندارد و در واقع، اتصال به مقام ربوبي و لقاء الهي است كه در نهايت كمال انسان و قرب الهي است و عرفا درباره ي آن گفته اند:" قرب عبارت از سير قطره است به جانب دريا و وصول به مقصود حقيقي و اتصاف به صفات الهي ويا اينكه قرب آن است كه هرچه پيش آيد از ميان برداري و آنچه حائل ميان محب و محبوب است برطرف كني (لاهيجي، 1377 : 305 و 30 ) شرف بزرگ شهداي در راه حق ،حيات « عند الرب » و ورود در ضيافت الهي است... اين حيات واين روزي ، غير از زندگي در بهشت و روزي در آن است. اين « لقاءالله » و ضيافت الله مي باشد... شهدا شمع محفل دوستانند ، شهدا درقهقهه ي مستانه شان ودرشادي وصول شان" عند ربهم يرزقون اند و ازنفوس مطمئنه هستند كه مورد خطاب "فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي" پروردگارند ، اين جا صحبت عشق است و عشق و قلم در ترسيمش برخود مي شكافد( امام خميني (ره) ، 1375 :36 و41 )
ايثار وفداكاري در بين اقوام مختلف
از زماني كه ناآدميت هاي آدم بر شاخسار جذاب و ساقه هاي فريبنده شجره ممنوعه نشست، از وقتي كه آدم با گناه نخستينش اسباب هبوط وفرودشرادر دنيا فراهم نمودوبا سكنايش بنيانگذار زندگي جديد و تازه درعالم سفلي شد ابليس براي انتقال وعمل به سوگندش با فريفتن قابيل طعم تلخ عصيان وشرمندگي را در كام مصيبت زده آدم ريخت. از اينجا بودكه زشتي ها وزيبايي ها شكلي اسطوره اي به خودگرفتندتا اهريمنان رابه ابليس و قابيل و مجاهدان ايثارگر فرشته خود را به هابيل و شهادت فرا خوانند بي شك آدمي با فطرت ميل اجتماعي كه در نهاد دارد از همان لحظات آغازين كه گروههاي كوچك شكل هاي قوي تر و بزرگتري به خود گرفتند، زيستن و بودن درجمع و قرار گرفتن در جماعت سبب شد كه حماسه ها،جانفشاني ها، ايثارگري هاي شكيل وچالاكي، دهاكي و جسارت و جراتهاي جميل افراد برتر آن قبيله واجتماع براي همه ستودني،شنيدني وغرورآفرين شود! بر اثرهمين حماسه ها و از خودگذشتگي ها و به خاطر آرامش و نجات ديگران و مقاومت در برابر متخاصمين كتاب قطور قهرمانان حماسه ساز تاريخ ملت ها شكل گرفت. و اين گونه آن قهرمانان راستين سرمشق و الگويي براي جوانان و ديگران شدند و در قبيله ها و طايفه هاي متفاوت به صورت هاي متناوب و گوناگوني ظهور يافتنددر يونان باستان زنان به جهت زاييدن مردان نيرومند و قوي و پرورش مردان سلحشور شكست ناپذير از احترام خاصي برخوردار بودند، آنچنان كه « لوكورگوس »معتقد بود كه: براي به دنيا آوردن مردان نيرومند و پرورش بي ضعف و فتور آنان زناني سخت كوش و آبديده لازم است" نمونه ديگر آن ظهور شواليه هاي اروپا است؛ اينان كه گروهي از نجيب زادگان اروپايي قرون وسطي در هنگام جنگ هاي صليبي بودند كه داراي آداب و رسوم جوانمردانه اي بودند. اين عده در آن قرون، مظهر قهرماني، نيكوكاري و شجاعت به شمار مي رفتند در هند " كشاترياها " بودند كه همزمان با ساسانيان در ايران به قدرت رسيدند. اينان نيز يك طبقه از حكمرانان و نظاميان حكومتي بودند كه پادشان از اين طيف انتخاب مي گرديد، اين گروه در هندوستان عليه حكومت هاي خارجي كه بر كشورشان سلطه داشتند قيام مي كردند و تحت عنوان جهاد مقدس عده بي شمناري را با خود توانستند همراهي كنند، به طوري كه رشادت اينان نسل به نسل همچنان روايت مي شد. همچنين بودا به عنوان انساني نيروانايي منجي و مراد بشريت هماره پيشوايي براي هندوهاي نيكوكار آيين پرست است . در نظام ژاپن سام وراييها به وجود آمدند؛ سامورايي نامي بود كه بر شهسواران نظام فئوداليته در ژاپن اطلاق مي شد . اين طبقه كه از اشراف به شمار مي رفتند در جنگهاي داخلي قرن دوازدهم ميلادي پايه گذار قيام مردمي عليه نظام حاكم بر ژاپن بودند و مردمان آنها را به خاطر مقابله با ظلم حاكمان و مبارزه خستگي ناپذيرشان دوست مي داشتند. در چين كنفوسيوس (تولد 551 ق، 479 ق) به عنوان يك مصلح و الگو و پيشواي اجتماعي به حمايت از مردمي كه از جور اميران جنگ طلب خون آشام مورد ظلم و ستم واقع مي شدند برخاست . پيروان و مريدانش راه و روشش را انتشار دادند و از او يك الگو و يك قديس تاريخي ماندگارساختند.اين گونه است كه آن قهرمانان محبوب، اطاعت و اعتقاد راسخ و پابرجاي مردم را نسبت به خويشتن برانگيختند. به نظر مي رسد كه نياز به اين قهرمانان جزء لاينفكي از زندگي انساني شده است، چرا كه ستودن آيين سلحشوران و پهلوانان و از خود گذشتگان و جنگاوران نيك نام دلير در همه مذاهب و سنن دنيا پذيرفته وستودني ازآن ياد شده است« آدلو »يكي ازروانشناسان تربيتي غرب بيان مي كند: از بزرگترين مايه هاي تربيتي روح بشر كه انسانها را ازمرحله پست به مراحل متعالي درراه فضايل بزرگ شيللر و هگل با « انساني كشانده اعتقادداشتن به انسان هاي برجسته (ابرمردها)بوده است آنهمه انتقاداتي كه به اعتقاد داشتن وپيروي ازنظام قهرمانان دارند درجاهاي بسياري از سخنان خويش قهرمانان را مي ستايند.اماوقتي كه حماسه قهرماني وجانبازي وايثاردرفرهنگ ناب اسلامي مطرح مي شود رنگ و بوي متفاوت و متغاير با ديگر انديشه ها و نگرش هاي ديگران پيدا مي كند. دراين فرهنگ، هدف و مقصود و انگيزه رزمنده و مجاهد در قالبي الهي ريخته مي شود تا ارزشمندي يك حماسه و ايثار مشروط به في سبيل الله بودن، براي خدا قيام كردن و خدايي شدن صورت پذيرد و اينجاست كه همه حركتها در راستاي قرب الهي مقدس و قابل تكريم مي شوند.
اهميت نسل جوان
ويژگي ها و استعدادهاي نهفته در وجود جوانان، مناسب ترين زمينه براي طراحي و ايجاد هرگونه تغيير و تحول فردي و اجتماعي است بطوريكه چرخهاي كثيري از انقلاب ها و تحولات توسط اين گروه به حركت درآمده و سرعت مي گيرد . كنكاش در تاريخ ملل مختلف و از جمله جريانات حاكم بر ايران در يكصد سال گذشته مؤيد اين ادعاست . بخش انبوهي از بازيگران و نقش آفرينان حوادث مختلف وامكانات وانرژي هاي بسياري مصروف و جذب و هدايت آنان به سمت اهداف معين(اعم ازاهداف مثبت يا منفي ارزشي و ضد ارزشي) شده است نكته مهم اينكه "جوانان بيش از بزرگسالان به ارزشهاي فرامادي اعتقاد دارند و اين تفاوت ارزشي جوانان وبزرگسالان ناشي از تفاوت تجربه واجتماعي شدن آنها باشد" دراسلام به جوانان توجهي خاص مبذول شده است. حضرت محمد (ص) مي فرمايد:" اوصيكم بالشباب خيراً فَانّهم اَرق افئده" توصيه ي من به شما اين است كه نيكي به جوانان را ازياد نبري" امروزه پاسداري از خون شهيدان و ابلاغ پيام انقلاب اسلامي به همت جوانان غيرتمند وآزاده متكي است. عبور از سالهاي سخت جهاد و مقاومت و الگوي كامل و سنت مطلوبي است كه جوانان را به آينده ي درخشان واميد بخش و افقهايي روشن دلگرم مي سازند (دبيرخانه ي شوراي عالي جوانان ، 1368 )
نسل جوان مهم ترين گروه مورد نظر استعمارگران
از ديرباز، دشمنان انسانيت، هرگاه مي خواسته اند جامعه اي را به انحطاط و تباهي بكشند، بيشترين توجه خود را به نسل جوان جامعه معطوف مي كردند، زيرا اين قشر جامعه هستند كه مي توانند به علت استعدادها و نيروها و تحرك خود، شرايط موجود را متغير سازند و اجتماع آينده را به كمال و سعادت افزونتر يا به انحراف و انحطاط بيشتر برسانند.پيامبر اكرم (ص) از همان آغاز رسالت خود، با توجه به نقش و اهميت جوانان در جامعه، سعي داشت با تهذيب و تشويق هرچه بيشتر نسل جوان، بر تحكيم پايه هاي اصيل اجتماع اسلامي بكوشد و بدين سبب نمايندگان و فرماندهاني را از سوي جوانان براي اداره ي امور انتخاب مي كرد كه در راس همه آنان، اميرالمومنين علي (ع) قرار داست كه در بسياري از نبردها، نقش عمده را بر عهده مي گرفت. امامان گرانقدر اسلام نيز، در برنامه هاي خود، به جوانان توجه بيشتري مبذول داشته و اصحاب جوان خ ود را در راه كسب علم و مبارزه با ستمگران، بسيار تشويق مي كردند.در انقلاب اسلامي ايران نير، كه حماسه ي بزرگ قرن است و به ياري خدا، زمينه ساز انقلاب جهاني اسلام، حضور جوانان و رشادت و فداكاري و ايثار آنها يكي از اركان مهم پيروزي انقلاب و حفظ ارزش هاي اصيل بوده است.به گفته ي امام خميني:"اين جوان هاي ما بودند كه فرياد زندن و مشتشان را گره كردند و « الله اكبر » گفتند. اگر فرض كنيد كه جوان هاي ما، خداي نخواسته، مبتلا به هروئين بودند، مي توانستند اين كار را بكنند؟ آدم وافوري مي تواند بلند شود و در خيابان مشتش را گره كرده و جنگ كند؟"بنابراين، مستكبران شرق و غرب، همه تلاش خود را، براي به انحطاط كشاندن جوامع، بر روي جوانان آن ها متمركز ساخته و به منظور تخدير افكار و انحراف آنان، به سرمايه گذاري هاي كلان در زمينه ي اشاعه ي فحشا، اعتياد، مراكز قمار و... پرداخته اند؛ زيرا شكي نيست كه جامعه آلوده به فساد و اعتياد به مواد مخدر، هيچ گاه قادر نخواهد بود از منافع و حقوق خود بدفاع كرده، و اساسا شناخت كاملي نسبت به آن پيدا كند(اداره امور تبليغي، 1362:16 )
اهميت معرفي و ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در بين نسل جوان از ديدگاه امام خميني(ره)
منش و ديدگاه هاي به جاي مانده از آن مرد بزرگ حضرت امام خميني (ره) همچون سرمايه ي گرانقدري روي مردم ما و همه ي جويندگان راه حق و فضيلت، بخصوص جوانان و نوجوانان موحد و مسلمان است . آن حضرت پيرامون شهادت طلبي سخنان زيادي به يادگار گذاشته كه در ذيل به چند مورد اشاره مي شود : الف : منطق قرآن آن است كه ما از خداييم و به سوي او مي رويم:مسير اسلام ، شهادت در راه هدف است و اولياي خدا (ع) شهادت را يكي پس از ديگري به ارث مي برند و جوانان متعهد ما براي نيل به شهادت، در راه خدا درخواست دعا مي كرده و مي كنند . ب: شهادت سعادت جوانان و رمز پيروزي : جوان هاي ما شهادت را سعادت مي دانند . اين رمز پيروزي آنهاست .ج: جوانان شهادت طلب : جوان هاي ما شهادت را مي خواهند . همين امروز هم كه من اين بيرون ايستاده بودم يك جوان برومندي فرياد مي كرد از آنجا كه شما دعا كنيد كه من شهيد بشوم" د: استقبال از شهادت : جوانان ما شهادت را استقبال مي كردند همان طور كه در صدر اسلام سربازهاي اسلام شهادت را استقبال مي كردند .
فرهنگ ايثار و شهادت از ديدگاه مقام معظم رهبري
« حضرت آيت الله خامنه اي » فرمانده ي معظم كل قوا، حضرت آيت الله العظمي خامنه اي درخصوص فرهنگ ايثار و شهادت مي فرمايد:پاسدارانقلاب اسلامي، آگاهانه راه حسين(ع) را كه ادامه ي راه انبياء الهي است، انتخاب مي كند و در اين راه، فروغ خون حسين(ع) و شهيدان گلگون كفن كربلا را چراغ راه خويش قرارمي دهد( پيام رهبري به سمينار سراسري سپاه، 1362 )آيت الله خامنه اي در سخنراني در جمع فرماندهان و بسيجيان لشكر 27 محمدرسول الله (ص) فرمودند:" درس هاي عاشورا جدا است، درس شجاعت و درس چه و درس چه؛ از درس هاي عاشورا مهمتر؛ عبرت هاي عاشورا است ."
ديدگاه رهبرمعظم انقلاب پيرامون اهميت و نقش ترويج و معرفي فرهنگ ايثار و شهادت در بين نسل جوان
نسل جوان هر كشور يكي از بزرگترين سرمايه هاي آن كشور محسوب مي شود.جوانان استعدادها وامتيازاتي دارند كه نقطه ي اميد و نيروي محركه ومبتكرملت به حساب مي آيند . اين امتيازي است كه ملت ايران بيش از ساير كشورها از آن برخورداراست. رهبر انقلاب اسلامي از جوانان به عنوان "يك نعمت الهي " و "مركز نيرو و اميد و ابتكارعمل و در جايي ديگر آنها را ميراث گرانقدر حضرت امام خميني( ره) " و "فتح الفتوح آن حضرت" ياد مي فرمايند . رهبر معظم انقلاب اسلامي جوانان را به زنده نگه داشتن ياد و خاطره شهداي عزيز انقلاب و جنگ تحميلي و تكيه بر عظمت ، شجاعت ، تقوا و طهارت آنان و مطالعه ي وصيت نامه ي شهدا دعوت كرده و آن را موجب تحول معنوي و حقيقي جوانان مي دانند "نبايد پنداشت كه با گذشت دوازده سال از پيروزي و دو سال از پايان جنگ تحميلي ، خاطره ي شهداي عزيز انقلاب و جنگ كمرنگ شده و از يادها زدوده خواهد شد و به عكس ، تصوير آن چهره هاي مقدس،در هاله اي از نور و طهارت، روز به روز بايد در ذهن ملت ما با عظمت تر و چون چهره هاي اسطوره اي قهرمانان بزرگ ، محبوبتر و رفيع تر گردد و نام آنها و ياد آنها به همه، مخصوصاً جوانان و نوجوانان درس عظمت و شجاعت و تقوا و صفا و طهارت بدهد و خواهد داد. بخش مهمي از اين كار وظيفه ي نويسندگان وهنرمندان است. البته دوران جنگ و شرايط خاص آن روزها براي عده اي از جوانان اين مملكت يك انقلاب معنوي و حقيقي بوجود آورد.اين وصيت نامه هاي شهدا كه امام (ره)توصيه به مطالعه ي آن مي كردند به خاطر اين است كه هركدامش نمايشگر انقلاب يك نفر آدم است درجاي ديگر شهيدان را مايه ي عظمت ايران و اسلام معرفي مي فرمايند. "اگر شما جوانان در دوران جنگ تحميلي به جنگ نمي رفتيد و به جبهه خدمت نمي كرديد شهادت را به خود نمي پذيرفتيد ، امروز ايران واسلام به اين عظمت نبود و در فرازي ديگر جوانان بسيجي شهدا و جانبازان را الگوهايي فرا راه جوانان مي دانند كه بايستي شناخته شده، و راهشان براي آنها تبيين شود :در زمان خودمان هم الگو داريم ، امام الگوست . اين جوانان بسيجي ما الگو هستند.
چگونگي گسترش فرهنگ ايثار وشهادت در نسل جوان
فرهنگ ايثار و شهادت را در صورتي مي توان در بين اقشار مختلف جامعه وبه ويژه نسل جوان، كه به دلايل مختلف جامعه شناختي و فرهنگي درمعرض انواع تهاجمات قرار گرفته اند، تقويت نمود كه اصول تربيتي و روان شناختي موضوع را مد نظر قرار داد . يكي از بهترين راهبردهاي تقويت اين فرهنگ، معرفي اسوه هاي موجود در آن است . اسوه، عبارت ازحالتي است كه انسان به هنگام پيروي ازغيرخود پيدامي كند وبرحسب اينكه پيروي از چه كسي باشد،ممكن است اسوه اي نيك يابد براي انسان فراهم آيد.( باقري، 1379 :1)
با معرفي و ارائه ي اسوه، نمونه رفتار وكردار مطلوب در معرض ديد فراگير قرار مي گيرد وموقعيت او دگرگون مي شود تا اوبه پيروي پردازد وحالت نيكوئي، در خود پديدآورد . معلم بايد حالات مطلوب فراگير را كه عملا در وجود كسي آشكار شده، به او نشان دهد، اين كار اساسا در شرايط واقعي اجتماعي مدنظر است ولي حاصل آن اين است كه شخصيت هاي تاريخي نيز الگوي عمل محسوب مي شوند.در قرآن اين روش به كار گرفته شده است، كه گاهي در آيات مستقيما به پيروي از كسي تصريح مي شود وگاه بدون چنين تصريحي، اسوه ها در معرض ديد گذاشته مي شوند .(باقري، 1379 :1.2) بر اساس اين روش، مي توان ارزش هاي مورد نظر واز جمله فرهنگ ايثار وشهادت را با ايجاد بصيرتي نو در دانش آموزان، به آنان معرفي نمود .راه برد ديگر در زمينه ي تقويت فرهنگ ايثار وشهادت در بين دانش آموزان، ايجاد احساس خودباوري مذهبي وملي در آنان است . خودباوري اصطلاحي است كه امروزه در جامعه شناسي، روا نشناسي و علوم تربيتي به كار مي رود و منظور از آن يك حالت مثبت روحي و رواني است كه در نتيجه ي احساس ارزش مندي در نفس انسان پديد مي آيد و او را آماده مي سازد تا از طريق بهره گيري از لياقت ها و توانمندي هايي كه دارد به انجام وظايفي كه برعهده اوست، قيام نمايد و دراين راه، از مشكلات وموانعي كه پيش مي آيد هراسي به دل راه ندهد. از اين حالت روحي در فرهنگ اسلامي با تعابيري چون علوهمت،مناعت طبع، اعتماد به نفس، عزت نفس و ... ياد مي شود. در واقع، خودباوري، باور به استعدادها، توانايي ها و نيروهاي نهفته ي فطري دروني است كه با اتكاء به آن، مي توان به اهداف مورد نظر درزندگي رسيد و به آنان جامه عمل پوشاند. ومرحله عالي خود باوري، شكوفايي همه استعدادهاي بالقوه فرد است.(شعاري نژاد، 1378 :166-167)خود باوري ملي، در مقابل از خود بيگانگي وخودباختگي ملي مطرح مي شود. گاهي افراد يك جامعه در اثر ناآگاهي و يا تحت تاثير تبليغات سوء و جذاب دشمنان، به سنت و باورهاي ملي و فرهنگي خود پشت مي كنند و از نمادها و ارزش هاي رايج در جوامع ديگر پيروي و تقليد مي كنند. اين كار به تدريج، راه نفوذ و تسلط همه جانبه ي بيگانگان را در عرصه هاي مختلف آن جامعه هموارمي سازد. در نهايت، كيان و استقلال آن جامعه را با خطر جدي مواجه مي سازد . در تاريخ جوامع اسلامي به نمونه هاي زيادي از اين گونه جامعه ها برمي خوريم. تركيه دوران آتاترك و حتي تركيه امروز در مقابل غرب، و ايران دوره رضاخان وبسياري از جوامع ديگر، مصداق روشني از مردمي هستند كه به خود باختگي ملي گرفتار آمده اند . بنابراين، اگر افراد جامعه اي خواهان پيشرفت و تعالي هستند بايد از طريق اصلاح نظام آموزشي و تربيتي جامعه و بازنگري در باورها و ارزش هاي فكري و فرهنگي به جاي مانده از گذشته، تمام اين گونه اوصاف و ويژگي هاي نادرست فكري و اخلاقي را اصلاح نمايند و به يك انقلاب فكري و فرهنگي، به ويژه در سطح انديشه و اعتقادات نسل جوان دست بزنند . آن گاه از طريق احياي ارزش هاي اصيل و حياتبخش روح اعتماد به نفس و خودباوري را در وجود اين قشر، كه مهمترين سرمايه جوامع محسوب مي گردند، شكوفا ساخته و حفظ و استمرار خواهند بخشيد. دفاع مقدس وشهدا دراين زمينه نقشي اساسي ايفا مي كنند، به شرط آنكه كساني از قبيل معلمان كشور با نحوه ي ايجاد خودباوري در جوانان آشنا بوده و از طريق اين احساس، فرهنگ ايثار و شهادت را تبيين وترويج نمايند. ارائه و معرفي جلوه هاي زيباي وصيت نامه هاي شهدا به دانش آموزان، راهبرد مهم ديگر در تقويت فرهنگ ايثار وشهادت است. وصيت نامه هاي شهدا از بهترين اسناد مكتوب دوران جنگ تحميلي است كه علاوه بر استفاده تاريخي از آن ها مي توان نمونه هاي عالي ارزش ها را در آن ها يافته و به نسل جديد معرفي نمود . از آنجا كه اين وصيت نامه ها بيان گر حس وحال واقعي شهداي دفاع مقدس مي باشند، تاثير شگرفي در تقويت فرهنگ ايثار وشهادت دارند. متاسفانه در كتب درسي از متون وصيت نامه شهدا هيچ استفاده اي نشده است كه به نظر مي رسد، بسيار به جا وشايسته است كه وزارت آموزش وپرورش بنحوي شايسته وجذاب از اين اسناد باارزش براي معرفي هر چه بيشتر فرهنگ ايثار وشهادت استفاده كند. مسلما اين كار كمك بزرگي به معلمان خواهد نمود تا ارز ش ها را به دانش آموزان معرفي نمايند.تشويق ودعوت دانش آموزان به تحقيق وبررسي دركتب ومقالات مربوط به شهدا از راهبردهاي مهم تقويت فرهنگ ايثار وشهادت است . امروزه ثابت شده است كه انجام تحقيق ومطالعه از سوي دانش آموزان، يكي از بهترين راه هاي تفهيم موضوعات مختلف به آن هاست. متاسفانه انجام تحقيق وپژوهش در سيستم آموزشي ما از جايگاه مهم خود برخوردار نيست ومعلمان به تاثير آن آگاهي كامل ندارند .تحقيق يك فعاليت منظم، منسجم و با روش سنجيده اي است در جهت رسيدن به هدف و هدف كشف حقيقت است. (كاردان، 1377 :8)تعاريف مختلفي از تحقيق شده است ولي به نظر، مي رسد مي توان گفت تحقيق فرآيندي است كه از طريق آن مي توان درباره ي ناشناخته به جستجو پرداخت ونسبت به آن شناخت لازم را كسب كرد، در اين فرآيند از چگونگي گردآوري شواهد وتبديل آن ها به يافته ها، تحت عنوان روش شناسي ياد مي شود . رسالت اصلي تحقيق، به كارگيري روش ها براي انجام نظريه سازي است. براي اين كه پژوهش در آموزش وپرورش نهادينه شود بايد به ايجاد روحيه پژوهش گري، اعطاي قابليت ها ومهارت هاي لازم پژوهشي وهم چنين اعطاي فرصت به دانش آموزان جهت انجام پژوهش همت گماشت.برنامه هاي درسي وروش هاي آموزشي بايد به گونه اي متحول شودكه به دانش آموزان در دست يابي به اين اهداف ياري رساند.خوشبختانه كتب ومقالات زيادي در زمينه ايثار وشهادت نگاشته وچاپ شده است . در اين ميان غني سازي كتابخانه هاي مدارس از اين جهت وارائه اين كتب به دانش آموزان از طريق كتابخانه ها حائز اهميت است.از آنجا كه مقالات بسياري نيز در زمينه ايثار وشهادت در اينترنت منتشر شده است، از يكسو فراهم آوردن امكان استفاده دان شآموزان از اين پديده مفيد علمي و از سوي ديگر آموزش نحوه ي استفاده از اينترنت ومنابع مفيد آن، مي تواند در تقويت اين فرهنگ مفيد وموثرباشد.تحليل و بررسي فرهنگ ايثاروشهادت در طول تاريخ براي دانش آموزان هم مي تواند تاحد زيادي در اين زمينه كارگشا باشد. هرحادثه تاريخي نياز به تحليل تاريخي نيز دارد. اين تحليل به ويژه پس از پايان يافتن آن حادثه وبراي معرفي بيشتر آن به كساني كه در زمان وقوع حادثه، حضور يا وجود نداشته اندحائزاهميت است.درمورد فرهنگ ايثاروشهادت اين امرازاهميت ويژه اي برخوردار است،چرا كه موارد زيادي مبني برايجاد شبهه در اين فرهنگ وزيرسؤال بردن آن مشاهده مي شود. اين شبهه ها ازسوي كساني دامن زده مي شود كه با انقلاب اسلامي ومباني آن مخالفت مي ورزند و بيشترنيز سعي در انتقال اين شبهه ها به مراكز فرهنگي كشور مثل مدارس و دانشگاهها دارند. دراين ميان وظيفه معلمان بيشتراز ديگراقشار جامعه مهم به نظرمي رسد وآن ها بايد به خوبي با فرهنگ ايثار وشهادت آشنا بوده و اين آشنائي خود را از طريق بيان ساده وشيوا به دانش آموزان منقل نمايند.
بازشناسي مباني ديني فرهنگ ايثار و شهادت براي نسل جوان
فداكاري و از خود گذشتگي ، يك ارزش جهاني و فرا مذهبي است . همه انسان ها نسبت به افرادي كه با شجاعت در مقابل ستم قد بر افراشته اند و تن به ذلّت و خواري نداده اند ، اداي احترام كرده و آنان را ستايش مي كنند . حتي افراد ناتوان و زبوني كه جرأت اظهار وجود در برابر ستم و ياراي مخالفت با ستمگري نيافته اند ، نسبت به انسان هاي قهرمان و مقاوم ابرازاحترام مي كنند.پيامبرعزيز اسلام (ص) ، قبل از بعثت در پيمان حلف الفضول كه فلسفه آن دفاع از مظلومان و ستمديدگان بود شركت كرد. چون به رسالت مبعوث شد ، فرمود : در خانه عبدالله بن جدعان ، شاهد پيماني بودم كه اگر مالك همه شتران سرخ مو بودم ، مرا چنين شادمان نمي كرد و اگر در اسلام نيز كسي بر اين اساس از من ياري بطلبد آماده ياري او هستم (ابراهيمي، 1382: 133 )حملات انتحاري مجاهدان گمنام مسلمان ، عليه صهيونيست غاصب و زورگو، : بدون ملاحظه سن و جنسِ قهرمانان آن،موردتقدير وتحسين همه حق طلبانه جهان است .ايثار و شهادت،جايگاه فوق العاده ارزشمندي در فرهنگ ديني دارد .آنچه كرامت و عزّت انسان را تثبيت و تقويت مي كند و روح متلاطم و پوياي او رابه نهايت كمال و اوج تعالي رهنمون مي شود ، دراين حقيقت متجلي است . ايثاروشهادت،منشأ تربيت انسان جاودانه و جاودانگي انسان است و حقيقت وجود او را تبيين و تفسير مي كند . برخي از مباني ، اين حركت عميق انساني در فرهنگ دين ، عبارتند از:
الف ) از اويي و به سوي اويي :در نگرش الهي ، انسان مورد عنايت خاص خداوند است . حضرت حق تعالي او را براي معرفت نسبت به خويش و عبوديت در برابر خود آفريده است . و ما خَلَقْت الْجِنَّ و الْإِنْس إِلاَّ ليعبدونِ ( ذاريات 56 )من جنّ و انس را نيافريدم جز براي اينكه عبادتم كنند (و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند ( عبوديت نهايت و اوج تكامل انسان و قرب او به خدا است. عبوديت كامل آن است كه انسان جزبه معبود واقعي يعني كمال مطلق نينديشد،جز درراه اوگام بر ندارد، وهر چه غير او است، را فراموش كند، حتي خويشتن را (مكارم،387:22 )برمبناي فرهنگ" ازويي و به سوي اويي" انسان پيوسته آماده حضور در آزمون هاي دشوار است و چون ، سنگي گرانبها از كوره آزمون هاي سخت مي گذرد تا گوهر خالص وناب وجودش آشكار گر . آنان كه به نداي خيرخواهانه فَأَينَ تَذهبونَ (تكوير/ 26 )پس به كجا مي رويد؟ودعوت آسماني فَفرّواإلي اللهِ (ذاريات/ 50) پس به سوي خدا بگريزيد اعتنا نمي كنند،در مواجهه با حوادث سهمگين قيامت بدنبال راه فرارمي گردند يقُولُ الْإِنْسانُ يومئذ أَينَ الْمفَرُّ (قيامت/ 10) آن روز انسان مي گويد راه فرار كجاست!؟ وپاسخ مي شنوند:" كَلاَّ لا وزرإِلي ربك يومئذ الْمستَقَر(قيامت /11-12)هرگزچنين نيست، راه فرارو پناهگاهي وجود ندارد آن روز،قرارگاه نهايي تنها به سوي پروردگار تو است . شكوه به سويي اويي آنگاه به نهايت مي رسد كه بانگ مي زنند : لمنِ الْملْك الْيوم حكومت امروز براي كيست؟ وهمه ناگزير فرياد مي زنند: للَّه الْواحد الْقَهار براي خداوند يكتاي قهار است (غافر/16)
ب ( كرامت و منزلت انسان:انسان ها دو گونه اند : عده اي زبون ، ذليل و خود باخته اند و با سستي و تن پروري به پروار كردن جسم خود مي پردازند و با هر طعمه اي مي سازند و در هر مزبله اي رحل اقامت مي افكنند. وهرگز خود را براي رويارويي با موانع تكامل مهيا نمي كنند و بر زمين چسبيده اند . قرآن كريم آنان را توبيخ مي كند و مي فرمايد : يا أَيها الَّذينَ آمنُوا ما لَكُم إِذا قيلَ لَكُم انْفرُوا في سبيلِ اللَّه اثَّاقَلْتُم إِلَي الْأَرضِ أَرضيتُم بِالْحياةِ الدنْيا منَ الآخرَةِ فَما متاع الْحياةِ الدنْيا في الآخرَةِ إِلاَّ قَليل (توبه / 38 ) اي كساني كه ايمان آورده ايد! چرا هنگامي كه به شما گفته مي شود: به سوي جهاد در راه خدا حركت كنيد "!بر زمين سنگيني مي كنيد (و سستي به خرج مي دهيد )؟! آيا به زندگي دنيا به جاي آخرت راضي شده ايد؟! با اينكه متاع زندگي دنيا، در برابر آخرت، جز اندكي نيست . اينان از اوج شكوه به كنج ذلت خزيده اند و هويت و شخصيت عظيم انساني خويش را پاس نداشته و حرمت روح متعالي را نشناخته و خود را موجودي بيهوده و بي ارزش پنداشته اند . و در امور زندگي به طفيلي گري تن داده اند اما گروه دوم ، از لذّت معرفت بهره مند شده و با چشمان باز پا به عرصه آفرينش نهاده اند و در پرتو عظمتي كه خداوند به آنان ارزاني داشته و همه موجودات هستي را در برابر اراده آنان رام و مسخر كرده ، به بهره گيري از لذائذ معنوي پرداخته و در كشتزار طبيعت در پي به دست آوردن مغز و ريشه نعمت هاي الهي كوشيده اند . سبك بار و چالاك پا درميدان فداكاري نهاده و رضايت خداوند را بر همه چيز ترجيح داده اند و در اوج نداي خوش آمد ملائك پا بر عرصه بهشت نهاده اند. اينان به عظمتي دست يافته اند كه خداوندي كه كمال مطلق و مطلق كمال است و هرگز در وعده اش ناراستي و كژي وجود ندارد،خريدارجان آنان است .إِنَّ اللَّه اشْتَري منَ الْمؤْمنينَ أَنْفُسهم و أَموالَهم بِأَنَّ لَهم الْجنَّةَ(توبه/ 111) خداوندازمؤمنان،جانها و اموالشان را خريداري كرده ،كه در برابرش بهشت براي آنان باشد.
ج ) پويايي و تكامل انسان :برخي ازانسان ها ، بسان عنكبوت خود را در تارهايي كه مي بافند، زنداني مي كنند و پيوسته كاخ هاي خيالي خود را براي صيد موجودات ضعيف زينت مي بخشند ، غافل از آنكه سست ترين خانه ها،خانه عنكبوت است . اينان زنداني خويش اند. طبيعت ، جامعه و تاريخ را در قالب ذهن ناتوان خويش تفسير مي كنند. اهل هجرت حركت ، سازندگي،ارتباط با مردم ومشاهده حقايق عالم نيستند. اما گروهي از انسان ها،اهل حركت و هجرتند و لحظه اي آرام نمي گيرند وايستايي و سكونت را موجب مرگ وخواري مي دانند. ما زنده از آنيم كه آرام نگيريم موجيم كه آرامش ما در عدم ماست. پيوسته مي كوشند تا گامي به پيش بردارندوبا موانع راه بستيزندهجرت اصل حياتي ومهم زندگي آنان محسوب مي شود. زيرا تاريخ پر شكوه اسلام با هجرت آغاز مي شود.
د ) نيكوكاري كامل و كمال نيكوكاري قرآن كريم ، بالاترين درجه نيكوكاري را انفاق و گذشت از آنچه كه مود علاقه شديد انسان است ، معرفي مي كند و مي فرمايد : لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حتَّي تُنْفقُوا مما تُحبون (آل عمران/ 92) هرگزبه (حقيقت) نيكوكاري نمي رسيد مگر اينكه از آنچه دوست مي داريد، (در راه خدا) انفاق كنيد. و در سوره هل اتي كه سند عظمت و شكوه ائمه اهل بيت (ع) است ، رمزاين عظمت رادرانفاق آنچه كه مورد علاقه آنان بود معرفي مي كند و مي فرمايد : و يطْعمونَ الطَّعام علي حبه مسكيناً و يتيماً و أَسيرا ( انسان/ 31 ) و غذاي (خود) را با اينكه به آن علاقه و نياز دارند، به« مسكين » و« اسير »و « يتيم » مي دهند! بالاترين چيزي كه مورد علاقه انسان است ، جان اوست . حب نفس يكي از مهم ترين عوامل حيات انسان و موجب رقابت ، تلاش ، خلاقيت است. آنگاه كه انسان به اوج عظمت و فداكاري برسد، بهترين سرمايه زندگي كه جان اوست را در راه خدا ايثار مي كند. شهيد با خون خود يعني تمام وجود و هستي خود ارزش ، ابديت وجاودانگي مي يابد . خون شهيد براي هميشه دررگ هاي اجتماع مي جهد. پيامبر عزيز فرمود: فَوقَ كُلِّ ذي بِرٍّ بِرٌّ حتَّي يقْتَلَ الرَّجلُ في سبِيلِ اللَّه فَإِذَا قُتلَ في سبِيلِ اللَّه فَلَيس فَوقَه بِر) كافي، 2/348) برتر و بالاتر از هر نيكوكاري ، نيكوكار ديگري است ، تا آنگاه كه در راه خدا شهيد شود ، وقتي كه در راه خدا شهيد شد ، ديگر بالاتر از او كسي نيست . و نيز فرمود : إِنَّ أَبخَلَ النَّاسِ منْ بخلَ بِالسلَامِ و أَجود النَّاسِ منْ جاد بِنَفْسه و ماله في سبِيلِ اللَّه تَعالَي (6) بخيل ترين انسان ها كسي است كه در سلام كردن ، بخل بورزد و بخشنده ترين انسان ها ، كسي است كه جان و مال خويش را در راه خدا ، بذل و ايثار نمايد.
ه ) مسابقه در نيكي ها :دنيا محل رقابت و مسابقه است . انسان فطري و سليم النفس مي كوشد تا با كسب فضائل اخلاقي ، علمي ، هنري و ... گوي سبقت را از همنوعان خود بربايد . رمز پويايي زندگي آن است كه انسان در بروز استعدادها و كمالات خود بكوشد . اين انگيزه به قدري قوي است كه گاه موجب مي شود كه انسان براي خود فضائل دروغين ادعا كند ، تا موقعيت و منزلتي براي خود فراهم آوردبدون ترديد يكي از زمينه هاي مسابقه جهان ، برداشتن موانع رشد و تكامل معنوي جامعه است وآن نيازمند فداكاري ، ازخود گذشتگي و ايثارجان و مال وآمادگي براي استقبال از جهاد و شهادت است. انسان در ميدان مبارزه حق وباطل براي دفاع ازآرمانهاي اصيل معنوي ، كه بالاترين درجه خير و نيكي است تلاش مي كند و با درك شهادت در مغفرت و رحمت الهي غرق مي شود.
و ) انتخاب مرگ ( مرگ آگاهانه):امام علي(ع)مي فرمايد : اگرانسان را ازمرگ گريزي نيست،بهتراست كه با شمشير در راه خداكشته شود وإن تكن الأبدان للموت أنشأت فقتل امرئ بالسيف في الله أفضل( علي(ع)/ 315 )اگر بدن (انسان ها ) براي مرگ آفريده شده است ، كشته شدن انسان باشمشير با ارزشتر است. و تأكيد مي كند كه تحمل هزاران ضربه شمشير ، آسان تر از پذيرش مرگ در بستر است ان أَفْضَلَ الْموت الْقَتْلُ و الَّذي نَفْسي بِيده لَأَلْف ضَرْبةٍ بِالسيف أَهونُ علَي منْ ميتَةٍ علَي فرَاش ) كافي ، 5/53)
همانا بالاترين نوع مرگ ،شهادت است. و سوگند به كسي كه جانم در دست اوست ، تحمل هزار ضربه شمشير، از مردن در بسترآسانتراست. شهيد با آگاهي از اينكه ، ميدان جهاد محل فداكاري ، از خود گذشتگي و شهادت است ، از كام جويي مادي دل مي كند و به ميدان ايثار پا مي گذارد . او تسليم مرگ نمي شود، بلكه مرگ را تسليم خود مي كند.
ز ) اخلاص:شهيد به تعريف و تمجيد ديگران دل نبسته است ، يعني در جامعه حضور فيزيكي ندارد كه به ارتقاي ظاهري در نظر مردم و كسب اعتبار و شئون فردي دل خوش كند . او با نهايت اخلاص و به دور از هر گونه تعلّقي جان خويش را تقديم دوست مي كند تا به اعتلا و تداوم آرمان هاي معنوي ، كمك كند و همين صفا موجب قداست، شهرت وجاودانگي اوست. يكي از آفات مهم اعمال انسان كه موجب تباهي ، حبط و زوال اعمال انسان مي شود و خطرناك ترين دشمن انسان ، " ريا " است ، كه همانند موريانه ، كارهاي نيكوي انسان را از درون تهي مي كند وهمه چيزرا به آتش مي كشد . بدون ترديد يكي از مصاديق زيانكارترين چهره هاي انسان قرآني ، رياكاران هستند. قُلْ هلْ نُنَبئُكُم بِالْأَخْسرينَ أَعمالاً الَّذينَ ضَل سعيهم في الْحياة الدنْيا و هم يحسبونَ أَنَّهم يحسنُونَ صنْعا (كهف/ 103-104) بگو: آيا به شما خبردهيم كه زيانكارترين مردم دركارها، چه كساني هستند؟ آنها كه تلاشهايشان در زندگي دنيا گم (و نابود ) شده با اين حال، مي پندارند كار نيك انجام مي دهند "اما شهدا به درجه خلوص رسيده وازدام شيطان گريخته اند . قالَ فَبِعزَّتك لَأُغْوِينَّهم أَجمعينَ إِلاَّ عبادك منْهم الْمخْلَصين (ص/ 82-83 ) گفت: به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم كرد، مگر بندگان خالص تو، ازميان آنها (. برو اين دام بر مرغي دگر نه كه عنقا را بلند ست آشيانه (حافظ/ 268 )
ح ) زندگي راستين :در منطق شهيد،مرگ انتقال از جهاني به جهان ديگراست و رابطه انسان با جهان و روح با بدن از نوع رابطه كشاورز و مزرعه است.پيامبر عزيز فرمود: الدنيا مزرعه الآخرَه (مجلسي، 67/225) دنيا مزرعه آخرت است. شهيد با مرگ خود به جاودانگي مي رسد و زندگي خويش را از سطح ظاهري بالا مي برد . خداوند كريم مي فرمايد : و لا تَحسبنَّ الَّذينَ قُتلُوا في سبيلِ اللَّه أَمواتاً بلْ أَحياء عنْد ربهِم يرْزقُون (آل عمران 169 ) اي پيامبر! هرگزگمان مبركساني كه در راه خدا كشته شدند،مردگانند!بلكه آنان زنده اند،ونزد پروردگارشان روزي داده مي شوند. علي (ع) فرمود : به خدا كه با مردن ، چيزي به سر وقت من نيامد كه آن را نپسندم و نه چيزي پديد گردد كه آن را نشناسم ، بلكه چون جوينده آب به شب هنگام بودم كه ناگهان به آب رسد ، يا خواهاني كه آنچه را خواهان است بيابد وآنچه نزد خداست، نيكوكاران را بهتر است )شهيدي ، 23/284 )اهميت شهيد به قدري است كه آنگاه كه پيامبر (ص)،تسبيحات اربعه رابه فاطمه زهرا(س) تعليم داد آن حضرت ازتربت حمزه شهيد، تسبيح ساخت وبا اين عمل خود به قداست شهيد وجاودانگي اورسميت بخشيد. امام صادق (ع) فرمودند: إِنَّ السجودعلَي تُرْبةِ أَبِي عبد اللَّه(ع) يخْرِقُالْحجب السبع( آملي،5/366 (سجده بر تربت حسين (ع )، حجاب هاي هفتگانه را پاره مي كند .اگر انسان ارزش شهيد را درك كند، خاك تربت او به نمازش ارزش مي دهد راز بقاي شهيد آن است كه حركت اويك بعد عقلي دارد وازناحيه منطق حمايت مي شود و از طرف ديگر درعمق احساسات و عواطف راه يافته است . از اين روي ائمه توصيه كرده اند تابرشهادت امام حسين (ع) گريه كنيم،اين گريه ها،نهضت امام حسين (ع) را در اعماق جان مردم فرو مي برد.
ط ) تأسي به الگوهاي جاودانه:انسان موجودي قهرمان آفرين والگو ساز است . قرآن كريم پيامبر عزيز اسلام (ص) را به عنوان الگوي متعالي بشريت معرفي كرده و مي فرمايد: لَقَد كانَ لَكُم في رسولِ اللَّه أُسوةٌ حسنَة (احزاب/ 21 ) مسلّماً براي شما درزندگي رسول خدا سرمشق نيكويي بود.همچنين حضرت ابراهيم وپيروان واقعي اورا الگوي مناسبي براي هدايت جامعه معرفي مي كند : قَد كانَت لَكُم أُسوةٌ حسنَةٌ في إِبراهيم و الَّذينَ معه (ممتحنه/ 4) براي شما سرمشق خوبي در زندگي ابراهيم و كساني كه با او بودند وجود داشت . اين الگوهاي جاودانه براي دفاع از حق مردم و پيشبرد آرمان هاي والاي الهي از همه چيز خود گذشتند. آزمون هاي سخت الهي را پشت سر گذاشتند تا ارزش هاي والاي انساني راتحقق بخشند.دراين ميان امام حسين (ع) بنيان گذار الگوي كامل و بي بديلي در تاريخ بشريت است. امام حسين (ع) ، سيد الشهداء و بالاترين اسوه و مقتداي كساني است كه چون مي بينند كه به حق عمل نمي شود و از باطل جلوگيري به عمل نمي آيد ، بي تاب رؤيت حق وملاقات خداوند مي شوند و فرياد بر مي آورند كه : و إِنِّي لَا أَري الْموت إِلَّا سعادةً و الْحياةَ مع الظَّالمينَ إِلَّا برَما (مجلسي44/192)من مرگ را جزسعادت و زندگي با ستمكاران را جز ملالت و خستگي و كسالت نمي بينم.
آموزش و احياي هويت
دغدغه اصلي آنان كه درد دين، جامعه و مردم را دارند، اين است كه براي تغيير وضعيت فعلي و بهبود آن، چه راه كاري وجود دارد تا جوانان، اعتمادشان را دوباره به دست آورند، هويت اصيل و فرهنگ ناب ملي اسلامي شان را بازيافته و به اصل خويش بازگردند و بحران فعلي را پشت سربگذارند.بدون ترديد، دين و مذهب، در جهت بازشناسايي هويت انسان از غنا و توانمندي لازم برخوردار است، دين به آدمي مي آموزد كه انسان كيست؟ و انسانيت چيست؟ در واقع دين انسان را متوجه ارزش و كرامت ذاتي او مي كند و از پوچ گرايي، دور ساخته و او را به ادامه حيات اميدوار مي سازد و با برانگيختن آتش عشق و محبت در وجود وي، انسان را به زندگي سرشار از شورو شعف، استغنا و بي نيازي، توأم با تلاش و فعاليت براي خدمت به همنوعان و دوري از كژي ها و كاستي ها، رهنمون مي سازد.منتهي براي انتقال آموزه ها و ارزش هاي الهي و آسماني ومفاهيم بلند ديني، به تلاش و فعاليت، تعليم و تعلم و آموزش وپرورش، احتياج و نيازمند هستيم،چراكه سنگ زيرين ساختمان فرهنگ و هويت افراد هر سرزميني را نحوه آموزش و ارتباطات آن، رقم مي زند و هرقدر كه اصول آموزشي و ابزارارتباطي، درجهت انتقال مفاهيم، غني تر و قوي تر باشد و در عين حال سطح وسيع تري را پوشش دهد، مي تواند سلامت آحاد جامعه و مردم به خصوص نسل جوان را در برابر سيل تهاجمات، حفظ نموده و نسبت به حوادث كشنده و مهلك، بيمه نمايد، چراكه انسان اوليه و دست نخورده حكم خميرمايه را دارد و با آموزش هاي لازم و ارتباط با اطرافيان، فرم و شكل خاصي پيدا مي كند و بدون آموزش و ارتباط به همان حالت اوليه و ابتدايي باقي مي ماند چنانچه آموزش و ارتباطات هم اگرسالم وسازنده نباشد بازشكل ديگري به خود گرفته وهويتش نيز فرم خاصي پيدا مي كند .دين انسان سازاسلام ازتوانمندي لازم براي بازشناسايي هويت برخورداراست.دين الهي به بشر مي آموزد كه كيست وانسانيت چيست؟ به اين صورت كه انسان را متوجه ارزش وكرامت ذاتي خود كرده وبا دورنمودن ازپوچ گرايي، وي را به ادامه زندگي اميدوارمي سازد. با اين حال براي انتقال آموزه ها وارزشهاي الهي ومفاهيم ارزشمند ديني، به نظام آموزشي وساختاررسانه اي قدرتمندي نيازمند هستيم . با تحولات گسترده فناوري ارتباطات درعصرحاضر، انتقال هرچه بيشتر، غني تروقوي ترمفاهيم و ارزشها را درسطح وسيع شاهد مي باشيم . بنابراين با برنامه ريزي دقيق وحساب شده براي برقراري يك ارتباط سالم ،مي توان آموزه هاي ديني وملي را درذهن وضميروروح جوانان نهادينه كرده، درنتيجه ضريب اعتماد واطمينان آنها را بالابرده وتوان شان را براي مقابله دربرابرتهاجم گسترده فرهنگي افزايش داد، درغيراين صورت درمواجهه با فرهنگ مهاجم وفناوري ديگران ، اعتمادشان راازدست داده، دچاربحران هويت خواهند شد . (رسالت، 1386: 20). لذا با آموزش هاي دقيق و حساب شده وارتباطات سالم، مي توان آموزه هاي اصيل ملي اسلامي را در ذهن و ضمير و روح و روان نسل جوان، نهادينه كرده وتوسعه و گسترش داد، درنتيجه ضريب اعتماد و اطمينان جوانان و نوجوانان را بالابرده و توان آنان را براي مقابله و مقاومت در برابر تهاجمات وسيع و گسترده دشمنان وبيگانگان، مضاعف و دوچندان نمود درغير آن صورت در مواجهه با فرهنگ مهاجم وصنعت وتكنولوژي غرب، رنگ باخته،اعتمادشان را از دست خواهند داد و گرفتار بحران هويت خواهند شد.نكته اي كه بايد توجه داشت اين است كه، آموزش،منحصربه مدرسه و دانشگاه نيست رسانه هاي گروهي نيز در اين زمينه نقش مؤثر دارند، راديو، تلويزيون و مطبوعات به همان نحو كه در ايجاد زمينه هاي ذهني غلط، نقش مخرب دارند، متقابلاً با برنامه هاي آموزشي مناسب مي توانند درارتقاء فرهنگ جامعه نقش ارزنده خويش را ايفا كنند. ( كيهان،12:1385) امام (ره) مي فرمايد: رسانه هاي گروهي، بويژه صدا و سيما، اين مراكز آموزش و پرورش عمومي مي تواند خدمتهاي گرانمايه اي رابه فرهنگ اسلام وايران بنمايند، بنگاه هايي كه شب و روز، ملت در سراسر كشوربا آنها تماس سمعي و بصري دارند چه مطبوعات در مقالات و نوشته هاي خود و چه صدا و سيما در برنامه ها و نمايشنامه ها و انعكاس هنرها و انتخاب فيلم ها... و ازهنرمندان متعهد بخواهند كه درراه تربيت صحيح وتهذيب جامعه،وضعيت تمام قشرها را درنظرگرفته راه و روش زندگي شرافتمندانه و آزادمنشانه را با هنرها ونمايشنامه ها به ملت بياموزند وازهنر هاي بدآموزومبتذل جلوگيري كنند.سهل انگاري در اين امور، ساده انديشي است و بر متعهدان است كه كوشش كنند و از انحرافات، گرچه جزئي، جلوگيري نمايند.
نتيجه گيري
رشد و گسترش سريع اطلاعات در دنياي امروزكه مرزهاي سياسي، فرهنگي، اجتماعي، و... را درنورديده، براي ملت ها هم مي تواند فرصت باشد؛ هم تهديد. فرصت از اين جهت كه در برابرايشان دنيايي گسترده است ازاطلاعات كه دستاوردهاي فرهنگي ديگر ملل را در اختيارآنان مي گذارد و تهديد از آن رو كه هويتهاي مستقل فرهنگي تمدني را در معرض هجوم وآسيب قرار مي دهد. يقيناً در اين عصر اطلاعات، اگر ملتي در راه حفظ و تقويت دستاوردهاي فرهنگي خود قدم پيش نگذارد، نمي تواند در مقابل اين تهديد مصون بماند. در فرهنگ ايراني اسلامي هر چند بنمايه هاي عميقي وجود دارد كه مي تواند هر تهديد و آسيبي را دفع كند، نمي توان به صرف اتكا به اين پشتو انه از نوآوري و اقدامات لازم و مؤثر جهت حفظ و ارتقاي عناصر فرهنگي چشم پوشي كرد. امروزه مهم ترين اصل براي متوليان فرهنگي توليد انديشه و خلق نوآوري در ادبيات حوزه هاي مختلف فرهنگي اجتماعي است كه در ضمن حفظ دستاوردهاي كنوني موجب نوآوري هاي روز افزون نيز مي شود. درتاريخ ادبيات ما منابع نغز بسياري پيرامون ارزش هاي فرهنگ ايراني اسلامي در باب فرهنگ ايثار و شهادت وجود دارد كه از نظر كمي و كيفي در ميان ادبيات ديگرملل نظيري ندارد. همچنين بعد از انقلاب و دوران دفاع مقدس و پس از آن نيز به تأثير از آن ادبيات پرباري در حوزه هاي مختلف پديد آمد كه غناي روزافزون آن را نشان مي دهد. اما واقع امر اين است كه ما ه مچنان نيازمند تحقيق، پژوهش و نوآوري هستيم.
فرهنگ ايثار وشهادت مجموعه اي ازمعاني نمادين است كه ايثارگري وميل به شهادت رادرافراد به وجود مي آورد وبا نهادينه شدن آن،نگرشها ورفتار افراد را به سمت رفتارهاي ايثارگرانه سوق خواهد داد.انقلاب اسلامي كه خود ثمره ايثار وشهادت است،موجب تغيير وتحول درتمامي سطوح جامعه گرديد. فرهنگ ايثار وشهادت، فرهنگي است كه بدون خود خواهي وخود محوري وبا آزاد انديشي ورسوخ دراعماق قلب نوجوان هاي جامعه نسبت به ويژگيهاي نوجواني وضعف هاي او وتهديدات زمانه بي تفاوت نيست،بلكه به جاي ديدن ضعف ها ازقوت هاي نوجواني مي گويد وبه جاي مرغوب شدن نسبت به تهديدات زمانه، همان را به فرصتي جهت پيشبرد اهداف ماندني خود تبديل مي نمايد .همجنان كه امام حسين (ع)درجاي حركت اصلاحي خويش حجت را برهمگان تمام كرد وبازباني نرم فطرت انسانها را مخاطب ساخت ولغزش ها وخطاهاي دوست ودشمن را با برزگواري نديده انگاشت وبا اين حماسه بزرگ، ارزش هاي عالي انساني را تمام طول تاريخ جاري ساخت وتازماني كه فرهنگ حسيني درجامعه اي حاكم نيست. سخن ازگسست بين نسلها جايي ندارد.فقط كافي است كه فرهنگ ايثاروشهادت رابشناسيم وبه آنها متعهد بمانيم.قيام سرخ امام حسين(ع) و يارانش همه تبهكاران و طغيان گران را در طول تاريخ رسوا كرد و نمونه اي روشن از جهاد آرماني را به منصه ظهور آورد . او فرياد بر آورد كه : إِن كانَ ديِنُ محمد لا يستَقم إِلّا بِقَتلي فَيا سيوف خُذيني اگر دين محمد (ص) جز با قتل من استوار نمي گردد، اي شمشيرها مرا دريابيد. امام حسين(ع) قرباني هوس هاي جاه طلبانه ديگران نيست . او با ايستادگي آگاهانه و مقاومت هشيارانه در راه هدف مقدس به شهادت رسيد .حسين (ع) الگوي همه كساني است كه در پي سلطنت و قدرت دروغين دنيوي ورقابت براي جمع مال و ثروت اندوزي نيستند ودل درگروبرداشتن موانع تكامل دين واجراي دستورات خداوند دارند.امروزتهاجم دشمن يك تهاجم ضد فرهنگي است كه هويت نسل امروزوآينده ماراهدف قرارداده است يعني همان روندي كه درطول سلطنت پهلوي براين كشورجريان داشت وامروزه دربسياري ازكشورها وجوامع بشري به چشم مي خورد آري تأسي به اين فرهنگ غني وارزشمند بود كه ازپير وجوان ومرد وزن ما انسانهاي فداكاري ساخت كه ضمن خضوع وخشوع درمقابل ذات باري تعالي چون سدي استوار دربرابرظلم وتجاوز ايستادند وهمين باعث شد تا عده قليلي برعده كثيري غلبه نمايند وعينيت بخش آيه شريفه « كم من فئته قليله غلبت فئه كثيره باذن ا... » باشند . اماهم امروزوهم آينده ، اگرملت رشيد ما مي خواهد آزاد ومستقل وبا عزت زندگي كند ، بايد اين فرهنگ را حفظ وترويج كند ومسئولان ودستگاههاي ذيربط نيز درجهت تبيين ابعاد مختلف اين فرهنگ وحفظ و ترويج آن تلاش كنند كه لازمه حيات عزتمند جامعه اي مستقل است.
پيشنهادها و راهكارها
1- شناسايي پيشينه فرهنگي شهادت، تأسيس موزه وايجاد نمايشگاههاي دائمي ازآثار فرهنگي شهدا وايثارگران براي انتقال فرهنگ
2- نگهداري وفضا سازي متناسب با شرايط زماني ومكاني بعضي ازمناطق جنگي كه يادآور پايمرديها ، مقاومتها وشهادت مظلومانه پيكارگران دفاع مقدس مي باشد.
3- نصب يادمان وتنديس هاي هنري وحماسي درميادين ونقاط حساس شهرها به عنوان پيام رسان آنچه اتفاق افتاده ازتوصيه هاي ديگر است .
4- شايسته است به مناسبتهاي مختلف ازشهدا وايثارگران صنوف مختلف مانند كارگران ، دانش آموزان ،دانشجويان ، روحانيون ،معلمان و... تجليل شود.
5- بايد داستان نويسان وآنهايي كه دركار قصه ورمان قلم مي زنند، روحيات ،خلقيات، مبارزات ،تلاشهاي خستگي ناپذير ،خاطرات ايثارگران وشهدا درلابلاي صفحات كتابها رقم بزنند ونقشي درجاودان نمودن آنها داشته باشند تابه عنوان سيره وروش زندگي ،الگو بخش نسلهاي بعدي شوند.
6- هنرمندان چيره دست ،شاعران شوريده دل ،نويسندگان متعهد، عظمت ها وظرافتها وزواياي مختلف اين فرهنگ عزت آفرين والهام بخش را در قالبهاي مختلف هنري ماندگار نمايند وبا آفرينش هنروحماسه، اثر شگفت خلق نمايند.
7- تشكيل محافل به ياد شهيدان
8- تشكيل كانونهايي براي فرهنگ سازي درمساجد،مدارس،دانشگاه ها،كارخانه هاوادارات
9- تشكيل كتابخانه ونواخانه باموضوع شهادت وايثار
10- پخش بروشورهاوجزوه هاوكتاب درباره شهيدان بين علاقمندان وبلكه درسطح عموم افراد جامعه
11- برگزاري مسابقات كتابخواني با موضوع فرهنگ ايثار در مساجد ،مدارس ،دانشگاه ها
12- برپايي نمايشگاه هايي با موضوع ايثار و شهادت و...
13- فراخوان آثار علمي وهنري CD درزمينه ايثار وشهادت مثل نقاشي وپژوهشهاي علمي در سطوح مختلف و نمايشگاه كتاب، عكس، پوستر، فيلم و ؛
14- معرفي منابعي كه پيرامون فرهنگ ايثار وشهادت به رشته تحرير در آمده است به اقشار مختلف جامعه.
شهادت حركت ارزشمندي است كه نتايج ارزشمند واثربخش آن همواره درجامعه جاري است واگر فداكاري وايثار شهدا نبود ، اسلام زنده نمي ماند وامنيت جامغه ازميان مي رفت.بنابراين برهمه واجب است ازخون شهدا پاسداري كنند وياد ونام آنان رازنده نگه دارند.هر گونه نقص و كاستي در هر گوشه اين تابلو به معني كمبود ونارسايي در حقيقت شهيد وشهادت نيست،نقص از جانب قلمي است كه كوشيده است اين تابلو را ترسيم كند.
پروردگارا! خداوندا! تو را قسم مي دهيم به محبوبيت حسين(ع) ما را براي برخورداري از فرهنگ ايثار و شهادت آماده بفرما و همانگونه كه گذشتگان ما، نيكان ما، اين فرهنگ عظيم خدايي به ما معرفي كردند و دامان علي و آل علي را به ما سپردند، ما را موفق بفرما تا دامان علي و آل علي و حسين(ع) را به نسل هاي آينده و به فرزندانما ن بسپاريم!
پي نوشتها
1- از مرحوم طبري در مجمع البيان
2- وسائل الشيعه، ج 11 ، كتاب الجهاد مع العدو، باب 1، حديث 19
3- وسائل الشيعه، ج 11 كتاب الجهاد مع العدو، باب 1، حديث . 15
4- وسائل الشيعه، ج 11 ، كتاب الجهاد مع العدو، باب 1، حديث 1 ،
5- سفينه البحار، جلد 1، ماده شهد، خصال شيخ صدوق، ص 56 حديث 196
6- نوري ، 11/8- مجلسي، 73
منابع
اداره امور تبليغي( 1362 )اعتياد ره آورداستعمار،اداره كل تبليغات وانتشارات.
ابراهيمي وركياني ،( 1382 ) محمد ، تاريخ اسلام ، قم ، دفتر نشر معارف.
باقري، خسرو( 1379 ) نگاهي دوباره به تربيت اسلامي، انتشارات مدرسه.
پژوهشگاه فرهنگ ، هنر و ارتباطات ( 1381 )آيينه ي پژوهش ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي.
حافظ ، شمس الدين محمد ، ( 1380 )ديوان حافظ ، به اهتمام جهانگير منصور ، تهران، نشر دوران.
خامنه اي، سيد علي. سخنراني آيت الله خامنه اي در جمع فرماندهان و بسيجان لشكر 27محمدرسول الله، عاشوراي 1372 ش، روزنامه ي جمهوري اسلامي، (26/2/76)
خميني،روح الله،( 1361 ) صحيفه نور; چاپ اول، تهران: مركز مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي.
خميني ، روح الله ،( 1376 ) صحيفه نور ، تهران ، مؤسسه نشر آثار امام.
خميني(ره) ، روح الله( 1373 ) مصباح الهداية و الخلافة . مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره).
خميني(ره)،روح الله( 1375 ).ايثار و شهادت درمكتب امام خميني(ره).مؤسسه تنظيم ونشرآثار امام خميني(ره).
خفاجي عبد النعم در اسارت في الشعر الجاهلي واسلامي، 1992 ،ط 1،دارالجيل.
دبيرخانه ي شوراي عالي جوانان ( 1368 )جايگاه نسل جوان در پرتو منشور تربيتي نسل جوان ، چاپ اول، تهران، انتشارات دبيرخانه ي شوراي عالي جوانان ، .
روزنامه رسالت، 1386 ص 20 .
روزنامه كيهان، 1385 ص 12
شعاري نژاد، علي اكبر( 1378 ) روانشناسي عمومي، نشر دوران.
شهيدي ، سيد جعفر( 1377 ) ، ترجمه نهج البلاغه ، تهران ، انتشارات علمي فرهنگي .
ضيف شوقي ،تاريخ الادب العربي- العصر الاسلامي،ط 21 ،دارالمعارف ،مصر.
طباطبايي ، سيد محمد حسين. ترجمه تفسير الميزان. [بي تا]. قم: انتشارات دارالعلم.
عاملي حر ( 1391 )، محمد ، وسائل الشيعه ، تهران ، مكتبه الاسلاميه.
عزام محمد،قضيه الالتزام في الشعر الاموي ، 1989 ،ط 1،دارطلاس،دمشق
قرائتي ،محسن ( 1377 ) تفسير النور، چاپ سوم ،موسسه در راه حق، قم.
كاردان، عليمحمد( 1377 ) ضرورت بسط وتوسعه ي تحقيقات در آموزش وپرورش، انتشارات پژوهشكد هي تعليم وتربيت، تهران.
كليني; اصول كافي; ترجمه و شرح سيد جواد مصطفوي، تهران: دفتر نشر فرهنگ اهل بيت.
لاهيجي ، محمد( 1377 )شرح گلشن راز شبستري. انتشارات كتابخانه محمودي.
ماهنامه پاسدار اسلام( 1382 ) ، قم ، دفتر تبليغات اسلامي حوزه ي علميه ي قم ، شماره 266
مطهري ، مرتضي ( 1367 ) قيام و انقلاب مهدي (عج) به ضميمه شهيد ، قم ، صدرا.
مجلسي ، محمد باقر،( 1403 ق) بحار الانوار الجامعه لعلوم الائمه الاطهاربيروت ، دار احياء التراث العربي.
مولوي ، علي محمد.( 1378 ). شاهدان شهادت. نشر شاهد.
مكارم شيرازي ، ناصر ( 1384 ) ترجمه قرآن ، قم ، مدرسه امام علي (ع)
Culture of sacrifice and martyrdom is a set of symbolic meanings that veterans and the desire to testify makes people and the institutionalization of the attitude and behavior toward the people will for sacrificial behavior Revolution that is your testimony Samareh Aysarv cause of change in all levels of society in this age certainly was, if the nation and strengthening the maintenance step before deriving its cultural achievements, can not remain immune to the threats. Especially the aspects of world culture today, especially the progress of science, thoughts and hearts has conquered, self-interested individuals and groups, or a notice or to stimulate devouring politicians, attempt of Islam, Islamic culture and values of the ruling and opposition destructive of life and progress are introduced to achieve its goals and young cultural intrigue our target is set but the way of our understanding and recognition of traditional culture, especially culture of sacrifice and martyrdom to promote effective steps survey. This topic: Martyrdom and sacrifice in promoting culture among the young generation is our documentary subjects comments and words of Quran and hadith Majid elders religion, as well as comments and ideas and Islamic scholars are experts in this field. Benefit this study two thing is: I: Understanding culture and principles of sacrifice and martyrdom II: how to develop this culture in the younger generation
Tags: martyrdom, sacrifice, youth, culture, sacrifice and martyrdom


منبع:مجموعه مقالات همايش ملي فرهنگ ايثار و شهادت/ دانشگاه زنجان


یک شنبه 26 دی 1389  12:03 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت

عنوان : امام حسين(ع) و شهادت، عنصر هويت بخش در رمان سووشون سيمين دانشور
كلمات كليدي : سيمين دانشور، سووشون، نمادپردازي، هويت سازي، امام حسين (ع)، شهادت.
نويسنده : سيدعلي دسپ
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
چكيده:
در پژوهش حاضر كوشش ميشود رمان سووشون (چاپ اول 1348 ) پرفروش ترين رمان فارسي نوشتة سيمين دانشور، از نظر توجه به شخصيت امام حسين (ع) و ارزش شهادت به عنوان عنصري هويت بخش، تحليل گردد و چگونگي نگرش نويسنده، درمقام يكي از نويسندگان برجستة ادبيات داستاني ايران، در پردازش رمان، بررسي شود . نتيجه پژوهش نشان مي دهد كه دانشور با جهان بيني ويژه اي كه در رمان هايش نسبت به تحولات سياسي و اجتماعي دوره معاصر داشته، ميان عناصر اجتماعي ، سياسي و اسطوره اي و ديني پيوند برقرار كرده است. سيمين دانشور در رمان سووشون، با انتخاب واژگان خاص، استفاده از جنبه هاي حماسي و اساطيري و پيوند آن با مذهب و توجه به شخصيت امام حسين(ع) و قيام عاشورا و تعميم دادن اين عنصر به عصر ما، هويت مستقل انسان ايراني را جستجو كرده است. وي موفق شده است در اين اثر از طبقه متوسط جامعه، قهرمان ضد استعماري بسازد.
مقدمه:
هويت سازي و تلاش براي استمرار و حفظ ارزش هاي هويتي، فوايدي بسيار براي يكي از فايده هاي بحث هويت، توجهدادن نسلهاي جديد ». جوامع و ملتها به همراه دارد به افتخارت ملي و اشخاص بزرگي است، كه در گذشته خدماتي ارزشمند داشته اند « ( توسلي، 1383:192)
توجه به ارزش هاي انساني و حفظ روابط نسلي، تنها با احياي عناصرهويت ساز، دربين افراد جامعه امكانپذيراست. « هويت سازي از انقطاع نسلها جلوگيري مي كند. اگراين انقطاع نسلها صورت گيرد،ما هيچگاه هويتي ثابت پيدا نمي كنيم ».(همان 196: )
ادبيات به منزله يكي از شاخه هاي هنري، استعدادي شگرف در بازتاب آيين ها، رسوم، و تمامي جلوه هاي اجتماعي دارد. «اصل هنردقيقاً درناب ترين حالت خود، مجموعه اي از جنبه هاي اجتماعي، اخلاقي و انسان محورانه را در بر مي گيرد. » (لوكاچ،1381 :15)
تأثير مواريث، مآثر ادبي درهويت سازي وهويت بخشي اجتماع ،دروني و ماندگار و پايداراست؛ درحاليكه انديشمندان سياسي و جامعه شناسان، عقيده دارند كه تأثير عناصرسياسي و اجتماعي برهويت جوامع درلايه هاي رويين و سطحي است « نه تنها رمان و نه تنها شكل هاي ديگر داستان، بل كل ادبيات، بهترين مجلاي فرهنگ و نمايشگرزندگي معنوي سرزميني است كه آن را پديد آورده است ودرباره فرهنگ و زندگي معنوي آن مردمان، چيزهايي را به خواننده مي آموزد كه نه دانش مي تواند بياموزد و نه فلسفه و نه هيچ رسانه فكري ديگر .» ( ايراني، 1380:64)
در كشور ما نيز ادبيات با پايگاه ارزندهاي كه نزد ايرانيان دارد، در هر دوره اي، جلوه هايي از فرهنگ و هويت ايراني را آشكارساخته است . بسياري از شاعران و نويسندگان با اندوه خود، بازيابي هويت ها را يادآور شده اند، به گونه اي كه در شعر شاعراني چون فردوسي، اسدي طوسي، انوري، خاقاني،نظامي، كمال الدين اصفهاني، ... و تا دوره معاصردراشعارشاعراني چون، اديب المالك فراهاني،ملك الشعراي بهار و ... در برابر هجوم بيگانگان، نمودهايي ازهويت وفرهنگ اسلامي وايراني كه مطابق باسرشت اين مرزوبوم است،بازتاب يافته است. (ايزدپناه ،1380 :10-13 )

سيمين دانشور يكي از نويسندگان برجسته معاصر ايران است كه در داستان هايش نسبت به تحولات سياسي و اجتماعي و انسان معاصر، نگاهي ويژه دارد . نگاه سيمين دانشور برخلاف ديگر نويسندگان اين اهميت را دارد، كه بر همه جنبه هاي زندگي انسان ايراني نظر داشته است و اين شايد بدان دليل است كه به قول خودش به دنبال هيچ حزب و ايدئولوژي خاص نرفت؛ بلكه سعي بر آن داشت تا آزادانه نسبت به همه جريان ها فكر كند. وي در خانواده خود، نحوه زندگي روشنفكري و اهل علم بودن را تجربه كرد و در جوف زندگي با جلال، با سنت ها و آرزوهاي مذهبي انس گرفت و هم در محيط دانشگاهي و روشنفكري با درك درست از لايه هاي فرهنگي، حقايق درون اجتماع ايراني را به خوبي شناخت.
سيمين دانشور يكي از نويسندگان برجسته معاصر ايران است كه در داستان هايش نسبت به تحولات سياسي واجتماعي و انسان معاصر، رهيافت و نگاهي ويژه دارد. دررمان سووشون، نمودهاي فراوان از سنت، فرهنگ، هويت، اخلاق، مردمداري و مذهب كه مطابق با سرشت اين مرز و بوم است، بازتاب يافته است. دانشور در اين رمان، انفعال صرف دربرابر تجدد و فرهنگ غرب را به چالش مي كشاند و معتقد است توجه به هرگونه پيشرفت، تجدد، تكنولوژي و آگاهي اجتماعي در صورتي پذيرفتني است كه با سنت، مذهب، آيين و فرهنگ ايراني و اسلامي همساز و همگون باشد.
اوج هنر داستان نويسي دانشور در رمان سووشون است. سووشون از برجسته ترين آثار ادبي و داستاني معاصر فارسي، براي نخستين باردرسال 1348 منتشر و از آن تاريخ به بعد، پانزده بار تجديد چاپ شد. سووشون به دليل ويژگي هاي منحصر به فرد خود، بسيار مورد توجه منتقدان و اديبان قرار گرفته است.« اين اثرازحيث فن داستان نويسي وهنرپردازش شخصيتهاي داستاني وپرورش درونمايه به حدي قوي وسترگ است كه شايد بتوان آن را نقطه عطفي در تاريخ داستان معاصر ايران دانست» (قبادي، 1383:46) سير تكاملي دراين داستان به اين شيوه است كه دانشور تحولات سياسي، اجتماعي يا حتي اقتصادي سال هاي جنگ جهاني دوم در شيراز را نشان داده است و با انتخاب حديث خون سياوشان و توجه به شخصيت امام حسين (ع)، و پيوند بين شخصيت سياوش، امام حسين (ع) و يوسف(قهرمان داستان)، جنبه هاي حماسي و اساطيري را به رمان افزوده است و به دنبال همسازي فرهنگ، مذهب و سنت ايراني برآمده است.
بيان مسأله:
رمان سووشون از نظر ساختاررماني ارزشمند است و تاكنون رمان هاي قبل و بعد از آن را از نظرارزش و معيار در نوشتن با آن ارزيابي مي كنند. همچنين اثري ارزشمند است كه حدود و دورهاي خاص از تاريخ ايران را ترسيم كرده است و بهترين اثري است كه توانسته ايران مدرن و معاصر را بشناساند.( اربابي، 1380: 159)
اين رمان در دوره اي شكل گرفته است كه انگليسي ها در جنوب و بويژه در شيراز، همه اموال و دارايي مردم را در تصرف كرده بودند و براي تأمين لشكر خود مي كوشيدند، به هر شيوه اي مردم را در تنگنا قرار دهند كه همين موارد باعث قحطي، بيماري، فقر و فحشا درشيرازشده بود . دانشوردراين رمان به دو گروه افراد توجه دارد :1- انسان هاي خود فروخته كه براي رسيدن به پست و مقام، و درجلب رضايت استعمارگران، دست به انجام هر كاري مي زنند. نمونه اين افراد در رمان خان كاكا برادر يوسف و حاكم شهر است و2- افرادي كه به نگاهي انساني و مردم دوستي، در مقابل استعمار مي ايستند و سعي دارند به جاي فروش غله به استعمارگران و بيگانگان، هموطنان خود را كه به قحطي و فقر دچار شده اند، نجات دهند. نمونه اين افراد در اين رمان يوسف(قهرمان رمان) است، كه دانشور از او يك قهرمان، ضد استعمار ساخته است كه چند جنبه نمادين مانند 1- يوسف نماد يوسف نبي(ع) است كه مردم را همانند يوسف(ع) در قحطي ، از قحطي نجات مي دهد.2- يوسف نماد امام حسين (ع) است كه در مقابل ظلم و ستم استعمارگران و بيگانگان ايستادگي مي كند و در اين راه شهيد مي شود . 3- يوسف نماد سياوش، كه خونش به بي گناهي ريخته مي شود. 4- يوسف نماد روشنفكران ايراني(مانند جلال آل احمد )، است كه در مقابل استعمار گران و افراد خودفروخته، ساكت نمي ماند و با آنان مبارزه مي كند (رك: دسپ،1388:72-114/ قبادي و نوري،1386/ طالبي شليمكي،1386: 120-136) دانشور در اين رمان به همه اين موارد، توجه دارد و به گونه اي همسازي بيان اين جنبه هاي نمادين، برقرار كرده است. در پايان رمان، هنگامي كه يوسف (قهرمان رمان )، شهيد مي شود، شهادتش، باعث مي شود همه مردم، يكجا جمع شوند و اين جمع شدن مردم، به يك تطاهرات و مبارزه بر ضد استعمار، تبديل مي شود . با استفاده از اين شيوه، سيمين دانشور در اين رمان، ضمن توجه به ارزش شهادت و قيام امام حسين(ع)، به عنوان سمبل ايستادگي، ايثار و گذشت در راه آزادي و انسانيت، شهادت را به عنوان يك عنصر هويت بخش، كه باعث هم سويي مردم مي شود، مورد توجه قرار داده است.
پژوهش حاضر، كوششي در زمينه بررسي چگونگي موفقيت نويسنده در پيوند ميان عناصر اجتماعي و زمينه هاي سياسي و اسطوره اي و ديني در متن رمان است و همچنين كوشش مي شود، مهمترين عنصرهويت بخش در اين رمان از ديدگاه نويسنده، كشف گردد.
روش پژوهش:
منبع اصلي مورد استفاده در اين تحقيق،رمان سووشون سيمين دانشور است. روش كلان تحقيق توصيفي- تحليلي است اين كار با ابزار مطالعه كتابخانه اي و با استفاده از كتاب ها، پايان نامه ها، مقاله ها و مصاحبه هاي انجام شده صورت گرفته است . روش كار به اين صورت است كه مطالعه منابع مختلف اعم از كتاب، مقاله، پايان نامه ونشريات علمي درباره رمان سووشون انجام گرفته است و در ادامه با استناد به شواهد درون متني رمان، نتايج تحقيق كشف گرديد و از اين طريق با تكيه برمتن، جهان بيني نويسنده درباره شخصيت امام حسين(ع) و عنصر شهادت، به عنوان مهمترين جنبه هويتبخش انسان ايراني در اين رمان، تبيين گرديد.
پيشينه پژوهش:
تجليل از شهادت، به مثابه يك فرهنگ اصيل و ماندگار در، در آثار ادبي فارسي، سابقه اي ديرينه دارد. بخش اعظم مراثي شعر فارسي، اختصاص به مصائب سالار شهيدان، حسين بن علي(ع)، است. شاعران و نويسندگان، به شيوهاي مختلف از جمله آميختن اين مرثيه ها با عرفان و حماسه، تصاويري دلنشين از عنصر شهادت ترسيم كرده اند . ميراث ادب فارسي آكنده از شعرهايي است، كه در مرثيه و مرتبت شهيدان كربلا سروده شده است. از آغاز شعر فارسي، كسايي مروزي( 341 ه.ق) در قرن چهارم، قديم ترين مرثيه را سروده است. پس از كسايي، ناصرخسرو قبادياني (م481)، سنايي غزنوي ( 437-525 )،قوامي رازي (نيمه اول قرن ششم هجري )، انوري ابيوردي (م583)، جمال الدين عبدالرزاق(م 588 )، ظهير فاريابي(م598)، مولانا جلال الدين بلخي(م672 )، عطار نيشابوري(م 627 )،سيف فرغاني (اواخر قرن هفتم و اوايل قرن هشتم )،سعدي شيرازي(م 691)، اوحدي مراغه اي(م. 738 )، سلمان ساوجي(قرن 8)، خواجوي كرماني (م753 )، ابن يمين فريومدي(م 769 )، كمال اسماعيل اصفهاني (م635 )، در رثاي شهيدان كربلا، شعر سروده اند. در دوره صفوي مرثيه سرايي در منقبت شهيدان كربلا به اوج مي رسد. مهمترين مرثيه اين دوره، از محتشم كاشاني(م996)است. اين ويژگي درقرون بعد هم مورد توجه شاعران و نويسندگان است، در نثر فارسي نيز قيام امام حسين(ع) مورد توجه نويسندگان فارسي زبان بوده است،كه براي پرهيز از اطاله كلام از ذكر آنان خودداري مي شود.( ر.ك: صفا،1347ج 1: 142- 336 و ج 4: 40 و ج 5: 624/ حجازي،1386/ محمدي خيرآبادي، 1382)
اگرچه در آثار فارسي اشاره هاي گسترده به قيام امام حسين (ع) ، شده است، همه پژوهش هاي انجام شده بيشتر به صورت مرثيه وار مناقب آن امام همام را برشمرده اند . دانشور دررمان سووشون، با توجهي نمادپردازانه به شهادت امام حسين(ع) و شخصيت آن امام به عنوان سمبل آزادي، انساندوستي و ايثار، و آفريدن شخصيتي داستاني (يوسف، قهرمان رمان) كه داراي چنين خصوصياتي است، هويتي ديني همراه با آزادگي و ايستادگي در برابرهرگونه ظلم، به رمان داده است و با اين انتخاب هويت انسان ايراني را كه در آن دوره، دچار بحران شده بود، جستجو مي كند. پژوهش حاضر كوششي در اين راستاست، و انجام چنين پژوهش هايي در دوره معاصر و بويژه در ادبيات داستاني كاملاً بديع و نو است و ضروري است.
خلاصه رمان سووشون
رمان سووشون با عقدكنان دختر حاكم و رفتن يوسف و زري به اين جشن، آغاز مي شود. زري با همسر وسه فرزند خود وعمه خانم (خواهر يوسف) در يك باغ بزرگ به همراه كلفت،نوكروباغبانها زندگي مي كنند. همسرزري انساني روشنفكر و تحصيل - كرده است. او عليرغم ثروت فراوان، انساني مردم دوست و حق طلب است كه با بيگانگان و حكومت وابسته به آنان رابطه خوبي ندارد. شيراز همانند ديگر نقاط جنوبي ايران در آن زمان، تحت نفوذ و سلطة انگليسي هاست. اعيان و اشراف شهر و فرماندهان و سران قشون انگليسي هم به جشن دعوت شده اند. در اين جشن سرجنت زينگر كه قبلاً مأمور فروش چرخ خياطي بود، سعي دارد يوسف را راضي كند تا محصولات خود را براي مصرف ارتش انگليس به آنان بفروشد. قحطي در اين زمان در شيراز به مردم فشار زيادي وارد كرده است. يوسف حاضر نيست در اين وضع كه رعيت و مردم شهرش از قحطي جان مي دهند، محصول خود را به بيگانگان بفروشد. در برابر يوسف، برادر اوست كه سعي دارد با راضي كردن يوسف به فروش آذوقه و خدمت به انگليسي ها به مقامي برسد . ايستادگي يوسف در مقابل برادرش و خارجيها و رفتار تحقيرآميز او با آنان، زري را به شدت نگران مي كند و سعي مي كند با رفتار مسالمت آميز يوسف را آرام كند.
مدتي بعد وقتي يوسف به مسافرت مي رود، ابوالقاسم خان به ديدار زري مي آيد و خبر ميدهد كه حاكم، سحر - كره اسب خسرو - را براي دختر خود خواسته است . زري و عمه خانم از شنيدن اين خبر ناراحت مي شوند و زري از دادن كره اسب امتناع مي كند و تصميم مي گيرد در مقابل خواسته حاكم بايستد؛ اما خان كاكا كه فكر مي كند بخشيدن اسب به حاكم بهترين وسيله رفع سوءظن و جلب محبت حاكم نسبت به يوسف است، زري را وادار مي كند كه تن به اين كار بدهد. ابوالقاسم خان خسرو را با خود به شكار مي برد و به زري توصيه مي كند كه اسب را به فرستاده حاكم بدهد و به خسرو بگويد كه اسب مرده است. زري مردد و دلنگران از خسرو مي خواهد به فرستاده بگويد كه او در خانه نيست؛ اما چند روز بعد كه ژاندارمي با نامه اي از زن حاكم براي بردن اسب مي آيد، مجبور مي شود اسب را تحويل دهد. دستورمي دهد جلوي طويله گورساختگي بسازند و وانمود كنند كه سحر مرده است . در اين فاصله هم دنبال راه حلي مي گردد كه قبل از برگشتن خسرو اسب را پس بگيرد . براي همين ازعزت الدوله كمك مي گيرد.
چند روز بعد يوسف از سفر برميگردد، خسرو كه مرگ سحر را باور نكرده است، مخفيانه با هرمز - پسر عموي خود - به خانه حاكم مي رود تا اسب را به خانه بازگرداند . زري متوجه غيبت آنان مي شود و ناچارموضوع اسب را براي يوسف تعريف مي كند . يوسف زري را به دليل اين كار سرزنش مي كند. آنان دنبال خسرو مي روند و مي بينند، خسرو و هرمز جلوي پاسگاه بازداشت شده اند. با وساطت ابوالقاسم خان موفق مي شوند خسرو و هرمز را آزاد كنند. پس از ماجراهايي هم سحر را مي گيرند. چند روز بعد يوسف به ده مي رود. زري از رفتن او دلنگران است. هرشب كابوس مي بيند وهرچه زمان مي گذرد. خواب هايش آشفته تر مي شود. او در خواب هايش، يوسف را سياووش ديگر مي بيند. داستان در اين بخش بعد اساطيري مي گيرد. پس از دو هفته جسد خونين يوسف را كه با تير نامعلومي كشته شده است، به خانه مي آورند . مرگ يوسف زري را دچار آشفتگي و پريشاني مي كند، به گونه اي كه همه فكر مي كنند او ديوانه شده است. زري در حالت خواب و بيداري گذشته، حال و آينده خود را پيش چشم مي آورد. سخنان دكتر عبدالله خان، ترس و وحشت او را از بين مي برد و آرامش و اميد به او مي بخشد و زري كه تا قبل از اين ماجرا زني مسالمت جو و دنبال آرامش خانه اش بود، آگاه مي شود و از ترديد رهايي مي بخشد و ديد او نسبت به زندگي عوض مي شود. شهادت يوسف و مراسم دفن كردن او به يك صحنه مبارزه و ستيز با استعمار بدل مي شود. به گونه اي كه همه مردم را يكجا و متحد مي كند. پايان داستان، تجليل از شهادت است. (سووشون، 1387)

نگاه سيمين دانشور به شهادت: توجه به آيين هاي اساطيري و ديني در داستان
بازگشت به آيين اساطيري وديني در داستان، با كاربرد واژگان خاص و متناسب با اين موضوع، هويت ايراني را درمقابل ديگري برجسته مي كند . اين ويژگي در اثر از طريق اسم سازي و همنشيني واژگان(ازجمله انتخاب نام سووشون براي رمان؛ توجه به شخصيت- هاي اساطيري چون رستم، سهراب، سياوش؛ توجه به مراسم سووشون)، جنبه هاي استعاري شخصيت يوسف، تضاد واژگان با انتخاب ايراني و غير (استعمار )، برجسته شده است.
عنوان داستان سووشون است كه رسم عزاداري سياوش است. سياوش قهرمان اساطيري است. انساني پاك و وارسته است كه بر هواي نفس غلبه كرد و به نامادري خودش خيانت نمي كند. رستم شخصيت اسطورهاي و قهرمان ايراني است كه مهمترين خصلتش دفاع از مرز و بوم ايراني است و منجي مردم در حفظ نام و ننگ و آبرو و آوازه ايراني است.
سهراب فرزند رستم است. گرچه بر اثر غفلت در جواني و نابهنگام كشته مي شود، فرزند رستم و از نياي ايراني است و به دنبال آن است كه رستم را بشناسد و بر تخت بنشاند و افراسياب و دشمن را از بين ببرد. در سووشون همه اين موارد به كار رفته و برجنبه ملي و ايراني داستان افزوده است، بنابراين انتخاب اين شخصيتها در داستان ذهن خواننده آشنا و ايراني را براي دفاع از هويت خود و نيز نگرش نويسنده آگاه مي كند.
توجه به سنت هاي مذهبي و با اهميت شمردن آنها، جاي جاي داستان آشكار است . توجه به مكان هاي مقدس در شيراز كه در بخش قبلي به آنها اشاره شد، از جمله اين كاربرد است. مكان هايي چون باباكوهي، هفت تن، شاه چراغ، كوه مرتاض علي از جمله اين مكانهاست.
توجه به شخصيت هاي پيامبران و ائمه شيعه و اهميت شهادت و كاربردشان نمونه اي ديگر از اين انتخاب واژگاني است. وقتي جنازه يوسف را به خانه مي آورند، خان كاكا مي گويد بنويسيد به مناسبت درگذشت ... ؛ عمه خانم مي گويد بنويسيد به مناسبت شهادت ... ملك رستم هم مانند عمه خانم عقيده دارد كه بايد بنويسيد شهادت نه درگذشت. بدين ترتيب رمان پس از مرگ يوسف تبديل به اثري در تجليل شهادت مي شود.
زري درروز تشييع جنازi يوسف، از سخنان عمه خانم كه درباره انتقام و زنده نگهداشتن ياد يوسف است به ياد حضرت زينب(س) مي افتد. درهنگام تشييع جنازه يكي از لوطيان شيرار، به نام ماشاءالله قري به سرپاسبان كه قصد ممانعت از تشييع جنازه دارد، مي گويد :« سركار داشيت را كه مي شناسي. وقتي حرفي زد روي حرفش مي ايستد. ما قصد آشوب كه نداريم. عزاي همشهريمان را گرفته ايم . انگار كن اينجا كربلاست و امروزعاشوراست. تو كه نمي خواهي شمر باشي ».( سووشون 298 )
مادر يوسف به كربلا مي رود تا مجاور شود. عمه خانم نيز مدتهاست كه مي خواهد به كربلا برود و مجاور حرم امام حسين شود؛ اما پس از دفن يوسف مي گويد : شهيد من همينجاست، كاكاي من همينجاست. كربلا بروم چه كنم. (سووشون 304 )
اين اشاره به واقعه كربلا بر بعد حماسي اثر مي افزايد. خوانندگان فارسي زبان كه با روح واقعي قيام امام حسين(ع) و نهضت عاشورايي آشنا هستند، هنگام خواندن رمان بين اين دو واقعه و شخصيتها و مضمون شهادت و شهادت امام حسين(ع) و مرگ سياوش ارتباطي مي يابند و از پيام رمزي رمان كه دعوت به قيام عليه ظالم و حتي به بهاي از دست دادن جان و شكست ظاهري باشد، بيش از پيش متأثر مي شوند.
تضمين آيه هاي قرآني در كتاب از اهميت نقش مذهب نزد نويسنده حكايت مي كند. »خدا براي دوستي دل خودش تو را آفريده، فتبارك الله احسن الخالقين.« )همان 160) عمه خانم آيه منقوش روي دررا خواند كه" : انا فتحنا لك فتحاً مبينا " (همان 157)
يوسف در سووشون پيوندي نمادين با شخصيت هاي مذهبي چون امام حسين (ع)، نماد راستگويي، عدالت خواهي، حقطلبي، وفاي به عهد، استقامت، ايثار و رنج ديدگي است . همچنين نماد پاكي و زيبايي و در عين حال زيبايي يوسف پيامبر و حتي به قرينه جمله فريادرسي مسيح، نماد فريادرسي و مهرباني مسيح و به تعبير خود دانشور ، يوحناي شهيد است

پيوند شخصيت امام حسين(ع) سياوش و يوسف(قهرمان رمان سووشون):
دانشور براي غني كردن و پروراندن رمان سووشون از اسطوره سياوش الهام و تأثير پذيرفته است. اسطوره سياوش از جاودانه ترين خاطرات ازلي ذهن و انديشه ايرانيان است. يوسف درمان يادآور سياوش است. گلشيري معتقد است، نويسنده بخشي از اثر را به بيان رمزي در سووشون اختصاص داده و از نظر مفهوم، سووشون اشارتي است به مراسم سياوشان كه ادامه اسطوره ايراني است. و در اين رمان، آنچه بر يك شخص يعني زري رفته، همان است كه بر همه مردم رفته است. (گلشيري، 1376: 149-151 )
در پايان رمان اشاره صريح به واقعه كربلا و شهادت امام حسين(ع) و پيوند آن با سوگ سياوش و كشتن سياوش در غربت، جنبه رمزي ايستادگي و قيام در برابر ظالم را ميرساند. براي كشف جهان بيني و تلفيق اسطوره سياوش و قيام امام حسين (ع) و پيوند با عناصر اجتماعي در زير به بررسي پيشينه اين ارتباط ها پرداخته مي شود.
شباهت هاي زياد بين منشأ عزاداري امام حسين و اسطوره سوگ سياوش به شيوه هاي مختلف مورد بررسي و تحقيق قرار گرفته است و شباهت هاي زياد كه بين اسطوره سوگ سياوش و روايت ها و مقتل ها و تعزيه هايي است كه درباره حماسه عاشورا بيان شده، اثبات شده است.
سياوش يك شاهزاده ايراني و از خانداني شريف و با اصل و نسب است كه در اثر توطئه شوم مجبور به ترك ديار خود ايران زمين شده است و راهي سرزمين بيگانه، توران زمين مي گردد.
او درآنجا به شيوه اي دردناك وغم انگيز وغريبانه و مظلومانه، با تعدادي اندك از يارانش در برابر خيل عظيم دشمن كشته مي شود و سرش از بدن جدا مي گردد و جسم او بي تابوت و گور و كفن در بيابان رها مي گردد.
در حادثه عاشورا و درگذشت امام حسين(ع)، بر اساس مستندات تاريخي ذكر شده است كه امام حسين نيز ديار خود، مدينه، و همجواري با حرم مطهر جدش پيامبر (ص) و قبيله و خاندان خويش را ترك كرد و با تعدادي اندك از ياران خويش به سوي ديارغربت رهسپار شد؛ البته توطئه شوم خانوادگي، آنچنان كه در اسطوره سياوش آمده است در كار نبوده است.
چنانكه ياران امام حسين اندك بودند و در برابر خيل عظيم سپاه يزيد قرار گرفتند، سياوش نيز با تعدادي اندك از يارانش با سپاه فراوان دشمن كارزار كرد .كشته شدن جملگي ياران با وفا در حماسه كربلا و سوگ سياوش تكرار شده است.
امام حسين(ع) در كربلا اسبي دارد به نام ذوالجناح كه بر اساس برخي روايات و آنچه در تعزيه ها آمده است، امام حسين و خاندانش با اوگفتگو و درد دل دارند . همچنين سياوش اسب سياه رنگي به نام شبرنگ دارد كه در روايت فردوسي، وداع سوار با مركب خويش چنين آمده است:
بياورد شبرنگ بهزاد را كه دريافتي روز كين باد را
خروشان سرش را به بر در گرفت لگام و فسارش ز سر برگرفت
به گوش اندرش گفت رازي دراز كه بيدار دل باش و با كس مساز
(شاهنامه 288)
يا:
سياوش چو گشت از جهان نااميد بر او تيره شد روي روز سپيد
چنين گفت شبرنگ بهزاد را كه فرمان مبر زين سپس باد را
همي باش بر كوه و در مرغزار چو كيخسرو آمد تو را خواستار
ورا بارگي باش و گيتي بكوب ز دشمن زمين را به نعلت بروب
(همان)
آنچه در حماسه سوگ سياوش بيان شده، حكايت از آگاهي قبلي سياوش از كشته شدن است. سياوش كشته شدن دردناك خويش را در خواب مي بيند و به همسرش فرنگيس كه حامله است، از مرگ خود خبر مي دهد و از فرزندش و سرنوشت اميدواركننده اش خبر مي دهد. فردوسي از زبان سياوش، سرانجام غم انگيز خود را چنين توصيف مي كند:
ببرند بر بيگنه بر سرم زخون جگر بر نهند افسرم
نه تابوت يابم نه گور و كفن نه بر من بگريد كسي ز انجمن
(شاهنامه 287 )
در جاي ديگر سياوش، ياران اندك خويش را مخاطب قرار داده است و خبر از كشته شدن همگي آنان مي دهد. او چنين وانمود مي كند كه تقدير چنين است و خداوند دوست دارد او را كشته ببيند:
سياوش چنين گفت كاين راي نيست همان جنگ را مايه و پاي نيست
مرا چرخ گردان اگر بي گناه به دست بدان كرد خواهد تباه
به مردي كنون زور و آهنگ نيست كه با كردگار جهان جنگ نيست
(شاهنامه288)
در روايات تاريخي و تعزيه هايي كه از امام حسين (ع) نقل شده، امام حسين نيز از سرنوشت خويش آگاه است.
شباهت ديگر بين اسطوره سياوش و واقعه كربلا، سرنوشت نهايي سياوش و امام حسين است كه درغربت كشته مي شوند. عزاداري امام حسين و سياوشان نمونه ديگرازاين شباهت است.
پوشيدن پيراهن سياه، رخ تراشيدن، گيسو بريدن، مويه و شيون كردن، جامه دريدن از جمله اين اعمال است كه درعزاداري امام حسين و سوگ سياوش بوده است.

كيخسرو انتقام خون سياوش را ميگيرد. او با قاتل پدرش كه شخصيتي شبيه شمر دارد، همان كاري را مي كند كه قاتل سياوش با پدرش كرده بود.

پيوند بين شخصيت يوسف(قهرمان رمان) و رفتار و اعمالش با شخصيت امام حسين(ع) و سياوش:
در رمان سووشون، يوسف - قهرمان اصلي داستان- از همكاري با نيروهاي اجنبي امتناع مي ورزد و سرانجام به سرنوشتي مانند سياوش و امام حسين دچار مي گردد. او جان خود را بر سر مجاهدت هايش مي بازد و مظلومانه به تير غيب كشته مي شود . نويسنده در تمام زندگي شخصيت يوسف به حوادث و اتّفاقات زندگي سياوش و امام حسين نظر داشته است.
يوسف همانند شخصيت سياوش و امام حسين، انساني نژاده و اصيل است كه در دفاع از سرزمين خود مقابل بيگانگان ايستاده است. سفرهاي يوسف به دهات و رسيدگي به كار و بار رعيت و ياري كردن آنان تاحدودي غربت و دوري از خانه را تداعي مي كند. مانند دو شخصيت ذكر شده يار ان يوسف در شهر و در مقابل خيل عظيم بيگانه و افراد خودفروخته، اندك است. او در مقابل استعمار و دشمن داخلي و خارجي ايستاده است. در زندگي امام حسين و سياوش يادآور شديم كه اسب داشتند، در رمان سووشون، يوسف در خانه اش اسب پرورش مي دهد. همين پرورش اسب اين هماهنگي را بيشتر مي كند.
در حماسه سياوش و امام حسين(ع)، هر دو شخصيت از كشته شدن خود، پيشاپيش آگاهي دارند. در رمان سووشون، يوسف وقتي بالاي سر پسرش مي رود به گونه اي پيش گويانه مي گويد » : پسرم اگرمن نتوانستم توخواهي توانست »(سووشون: 17 )
خواب هاي زري در فصل بيستم داستان درباره مرگ يوسف نوعي پيش گويي است . همچنانكه سياوش را افراسياب ديو صفت و همراهانش مي كشند، يوسف را نيز ديو استعمار و بيگانگان مي كشند .«يك شب زري در خواب ديد كه يك اژدهاي دو سر شوهرش را همانطور كه سوار ماديان بوده و به تاخت مي رانده، درسته با اسب بلعيده، و خوب كه نگاه كرد، ديد اژدهاي دو سر شبيه سرجنت زينگر(نماينده استعمار) بوده، تنبان چيندار اسكاتلندي پايش بود و دور تا دور دامن را گلدوزي كرده بود .» (سووشون: 238)
«چند شب بعد باز خواب ديد كه حاكم يوسف را با دست خودش در تنور نانوايي انداخته. يوسف جزغاله شده، كورمال كورمال از تنور درآمده»( همان 239)

«و شب ديگر دمدمه هاي صبح زري خواب ديد كه كلو با تير و كمان و قلوه سنگي، درست وسط پيشاني يوسف انداخته» ( همانجا ).
در رمان سووشون اشاره هايي چه به صورت واقعي و چه به صورت رمزي مبني بر اينكه فرزند يوسف انتقام او را مي گيرد، وجود دارد. در داستان سياوش كيخسرو انتقام خون پدرش را مي گيرد. در داستان سووشون فرزند يوسف خسرو نام دارد، كه به يقين نويسنده اين نام را آگاهانه انتخاب كرده و خود يوسف هم به فرزندش مي گويد : اگر من نتوانستم، تو خواهي توانست.
در پايان داستان همسر يوسف - زري- مي گويد : از اين پس خودم به دست خسرو تفنگ مي دهم و خواب ديد درختي عجيب در باغشان روييده است و غلام با آبپاش كوچكي دارد خون پاي درخت مي ريزد. (سووشون 252 ). در پايان داستان مك ماهون شاعر ايرلندي به زري پيغام مي دهد:«گريه نكن خواهرم. درخانه ات درختي خواهد روييد ودرختاني درشهرت و بسيار درختان در سرزمينت و باد پيغام هر درخت را به درخت ديگر خواهد رسانيد و درختان از باد خواهند پرسيد: در راه كه مي آمدي سحر را نديدي ؟(سووشون: 304)
علاوه براين سووشون وسوگ سياوش درپايان و درعزاداري يوسف و نيز از زبان عمه خانم،عزاداري امام حسين و شهداي كربلا از ديگرنشانه هاي اين پيوند است . ميرعابديني معتقد است، فصل آخر رمان كه توصيفي از تشييع جنازه يوسف است،يكي از مؤثرترين وصف هاي حركت مردم در ادبيات معاصر ايران است. تشيع جنازه به تظاهرات ضد استعماري مردم تبديل مي شود(ميرعابديني، 1386: 478) و همچنين فكر اصلي در اين رمان، پرداختن به انسان مبارز است، به همين دليل درسرتاسررمان، شاهد درگيري يوسف (قهرمان رمان) با آدم هاي خود فروخته هستيم و هرچند يوسف در اين كشاكش به شهادت مي رسد؛ اما عامل بيداري ديگران و بخصوص همسرش زري مي شود.(همان474 )
نتيجه گيري:
رمان سووشون، تمثيلي از مبارزه و ايستادگي در برابر ظلم و ستم ظالمان و بيگانگان است. حس مبارزه جويي در اثر آشكار است. يوسف نماد كامل مبارزي است، آرمانخواه و سازش ناپذير است. علاوه بر او از شخصيت هاي ديگر نيز در رمان نام برده مي شود كه به نوعي اهل مبارزه با استبداد داخلي يا دخالت هاي خارجي بوده اند . شوهر عمه خانم - خواهر يوسف - شخصيتي بوده نظير يوسف، كه معتقد بوده است، بايد انگليسي ها را از كشور بيرون كرد و سرانجام سوار بر اسب خود را به ستونهاي قنسولخانه انگليس مي زند و مي ميرد. مجيد دوست و همفكر يوسف است كه مثل او مي انديشد و آذوقه به انگليسي ها نمي فروشد. واقعه عاشورا و ياد كرد آن در رمان، و پيوندآن با اسطوره سياوش، حس مبارزه جويي با هرگونه ظلم را در داستان برانگيخته است و كساني كه در سال هاي انقلاب اسلامي(سال هاي تجديد چاپ اين اثر) اين كتاب را مي خواندند، شور و حركت بسيار در خود مي ديدند.
رمان به نوعي زاري بر مظلوميت است و تلاشي حتي در صورت از دست دادن جان براي رسيدن به آزادي است. دانشور مي گويد كه در اين رمان زاري بر سياوش، زاري بر ملت ايران است و من در سووشون به ايهام بر داغ هاي مردم ايران گريسته ام.
يكي از اساسي ترين دغدغه هاي راوي در سووشون، تعامل با سنت است . اين رمان نمايانگر دوراني از جامعه ايراني است كه مي توان آنرا دوره گذار نام نهاد . دوره اي كه همه ابعاد جامعه دگرگون مي شود. مردم بين سنت و تجدد سرگردانند، يوسف راهي را انتخاب مي كند كه در آن هم سنت و هم تجدد است.
اين ويژگي در رمان اينگونه است كه، نويسنده با بازگشت به گذشته تاريخي و اسطورهاي كلمات را در معني نمادين و اسطوره اي به كار برده است و جنبه هاي ملي و مذهبي را به رمان افزوده است. وي موفق شد با پيوند جنبه هاي ديني و مذهبي و اسطورهاي با اوضاع سياسي و اجتماعي زمان خودش،جنبه هاي هويت، مبارزه با غير، مليت و ... را برجسته كرده است . اين ويژگي در شخصيت يوسف با مدلول هاي استعاري اش(امام حسين(ع)، يوسف نبي، سياوش، روشنفكران ايراني)نمود يافته است.
ساختار جامعه ايراني از ديرباز با مذهب درآميخته است. شناخت و تحليل جامعه ايراني بي توجه به مذهب و جلوه هاي آن ناممكن است. سووشون از آنجا كه آيينه دار راستين جامعه است، به مذهب به عنوان يكي از مهمترين نمادهاي فرهنگي- سياسي مي پردازد.
اشاره صريح به واقعه كربلا، علاوه بر اينكه بر بعد حماسي اثر مي افزايد، پيامي رمزي است براي خوانندگان فارسي زبان كه با روح واقعي قيام امام حسين(ع) آشنايند و با اين پيام حتي به بهاي از دست دادن جان و شكست ظاهري در مقابل هر گونه ظلم و ستم مي ايستند و به تمثيلي از مظلوميت، مبارزه، شهادت و خونخواهي در همه زمان ها و مكان ها تبديل مي شود و عامل بيداري ديگران مي شود. خصوصاً در پايان بندي داستان به گونه اي است كه گويي وقايع انقلاب را پيشگويانه تصوير مي كند . چاپ مكرر اين كتاب در سالهاي بعد در شكل دادن به فرهنگ انقلابي دهه پنجاه نقشي آشكار داشته است.
منابع
- اربابي، عيسي( 1378 )؛ چهارسروافسانه؛ چاپ اول؛ تهران: انتشارات اوحدي.
- ايراني، ناصر( 1380 )؛ هنر رمان؛ چاپ اول؛ تهران: نشر آبانگاه.
- ايزدپناه، حميد(1380)؛ شاعران در اندوه ايران؛ چاپ اول؛ تهران: نشرتوس.
- توسلي، غلام عباس( 1383)؛"جوانان و مناسبات نسلي در ايران"؛ به اهتمام محمدعلي محمدي؛ مركز مطالعات جوانان و مناسبات نسلي؛ تهران : پژوهشكده علوم انساني و اجتماعي جهاد دانشگاهي.
- حجازي، سيدعلي رضا(1386) ؛» سير تاريخي شعرشيعه درحماسه عاشورا « فصلنامه شيعه شناسي؛ سال پنجم؛ شماره 20 صص 95-135.
- دانشور، سيمين (1380)؛ سووشون؛ چاپ پانزدهم؛ تهران: انتشارات خوارزمي.
- دسپ، سيدعلي(1388) تحليل گفتمان غالب دررمان هاي سيمين دانشور (سووشون، جزيره سرگرداني و ساربان سرگردان)؛ پايان نامه كارشناسي ارشد رشته زبان و ادبيات فارسي؛ تهران: دانشگاه تربيت مدرس.
- صفا، ذبيح الله ( 1347 ): تاريخ ادبيات در ايران؛ جلد 1 تا 5؛ تهران: ابن سينا.
- طالبي شليمكي، عليرضا ( 1386 ): بررسي هويت ايراني در رمان هاي ايراني (نون و القلم، تنگسير، سووشون، باغ بلور)؛ پايان نامه كارشناسي ارشد رشته زبان و ادبيات فارسي؛ تهران: دانشگاه تربيت مدرس.
- فردوسي، ابوالقاسم( 1385 )؛ شاهنامه فردوسي براساس چاپ مسكو؛ به كوشش سعيد حميديان؛ چاپ هفتم؛ تهران: نشر قطره.
قبادي، حسينعلي(1383 ) : «تحليل درون مايه هاي سووشون از نظر مكتب هاي ادبي و گفتمان هاي اجتماعي» ،فصلنامه پژوهش زبان وادبيات فارسي، دوره جديد، شماره سوم.
- و علي نوري خاتونباني(1386) ؛" نمادپردازي در رمان هاي سيمين دانشور" فصلنامه گوهر گويا؛ 1(31)

- لوكاچ، جورج( 1381 )؛ جامعه شناسي رمان؛ ترجمه محمد جعفر پوينده؛ تهران : نشر چشمه
- محمدي خيرآبادي،سعيد( 1382 ): جلوه هايي از فرهنگ شهادت درشعر انقلاب؛ مشكوه؛ شماره 81 صص 87-98
- ميرعابديني، حسن ( 1386 )؛صد سال داستان نويسي ايران؛ جلد اول و دوم؛ چاپ چهارم؛ تهران: نشر چشمه.

منبع: مجموعه مقالات همايش ملي فرهنگ ايثار و شهادت/ دانشگاه زنجان


یک شنبه 26 دی 1389  12:03 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت

عنوان : زنان، ايثار و شهادت در دوره معاصر
كلمات كليدي : ايثار زنان ، شهادت طلبي زنان ، فرهگ ايثار ، عاشورا ، مشروطه ، انقلاب اسلامي، جنگ تحميلي
نويسنده : سعادت غضنفري
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
سعادت غضنفري
چكيده
فعاليت زنان در عرصه هاي مختلف سياسي، اجتماعي و فرهنگي جامعه اسلامي، از صدر اسلام تا كنون از واقعيت هاي غير قابل انكار تاريخ اسلام و ايران است.هر چند اسلام با حضور زنان در جنگ ها به عنوان رزمنده مخالف است ، اما در مواردي كه اين اقدام به منظور دفاع از جان خويش يا دفاع از وجود مبارك پيامبر (ص) انجام شده،م خالفتي ابراز نشده است. از همان صدر اسلام، زنان شهادت طلب و ايثارگر حتي در بحراني ترين شرايط از بذل جان و فداكاري در راه اسلام دريغ نداشتند . حماسه پر شور كربلا و ايثارگري هاي زينب (س) و ديگر زنان چون مادر وهب (دختر عبد،از بني كلب،همسر عبدالله بن عمير كلبي) جلوه اي از روح شهادت طلبي در زنان مسلمان است . از اين رو زنان ايران اسلامي چه در مشروطه و چه در انقلاب اسلامي و چه جنگ تحميلي، با الگو پذيري از حضرت زينب (س) همواره در كنار مردان خود وگاهي جلوتر از آنان، از آزمون صبرو استقامت و ايثار و شهادت طلبي، سر بلند بيرون آمده اند .
مقدمه :
مبارزه عليه دشمنان و حفاظت از خانه ،خانواده،وطن و دفاع از عقيده امري ذاتي و فطري است كه در نهاد بشر به وديعه گذاشته شده است .ايثار و شهادت طلبي يكي از آموزه هاي اصيل اسلامي است،از اين رو بدون شناخت فرهنگ ايثار و شهادت در اسلام نمي توان درك درستي از نمودهاي بارز آن در جامعه اسلامي ايران معاصر پيدا كرد .
در اسلام جهاد در راه عقيده و ايمان و وطن از ارزشي والا برخوردار است و كسي كه در اين راه كشته شود در شمار شهيدان است .هرچند همواره بر جنبه هاي عاطفي و احساسي زنان تاكيد و سعي شده كه زنان را ضعيف و بدون قدرت تصميم گيري جلوه داده شود، ليكن در فرهنگ و جامعه اسلامي الگو ها و نمونه هاي فراواني از ايثار و شهادت طلبي زنان در عرصه هاي مختلف به چشم م ي خورد .از اين رو به همراه اسلام پذيري ايرانيان اين فرهنگ و روحيه شادت طلبي نيز براي آنها دروني و ما در طول تاريخ چند صدساله ايران اسلامي شاهد نمونه هاي بيشمار ايثار و شهادت طلبي زنان در راه اسلام و ايران هستيم .
بيان مساله
در تاريخ مكتوب بشري همواره مردان قهرمانان و نقش آفرينان حوادث تاريخي بوده اند.لذابه نقش آفريني زنان كمتر پرداخته شده است.دليل اين امر مي تواند تفكر مرد سالارانه حاكم بر جوامع بشري باشد.فرهنگ غني اسلامي از اين امر مستثني است.چرا كه در طول تاريخ اسلامي زنان بسياري را در بطن حوادث مي بينيم.از صدر اسلام در عرصه نمونه بارز اين « س» هاي مختلف ،شاهد حضور برجسته زنان هستيم .حضرت خديجه حضور است.اين زنان با تكيه بر فرهنگ غني اسلامي كه در آن تنها عامل برتري تقوا است،خود را موظف به حضور در عرصه هاي مختلف سياسي ،اجتماعي... دانستند.
مساله اين است كه مراد از ايثار در فرهنگ اسلامي چيست؟ مفهوم ايثار در فرهنگ اسلامي اين است كه انسان چيزي را كه به او تعلق دارد در راستاي تحقق بخشيدن به هدفي يا اجراي تكليفي به ديگران ببخشد.شهادت طلبي حد اعلاي ايثار ،همان بذل جان است .
مساله ديگر اين است كه مصاديق ايثار چيست؟اين مساله را با نگاهي به تاريخ معاصر ايران در سه برهه مشروطه،انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي بررسي خواهيم كرد .محور بحث در اين مختصر ايثار زنان در اين سه برهه است .ايثار و شهادت طلبي زنان در اين دوره به دو شكل مستقيم و غير مستقيم است.در شكل مستقيم آن زنان ايثارگر در جلسات سياسي،تظاهرات ها،پخش اعلاميه ،فعاليت مسلحانه و تحمل اسارت و شكنجه ... حضور فعال داشتند .در شكل غير مستقيم آنها با پرورش فرزندان صالح و فرستادن آنها به جنگ،ترغيب همسران خود به مبارزه در راه وطن،اداره منزل و تحمل سختي هاي ناشي از فقدان همسر نمود كامل مصاديق ايثار شدند.حال به اين مساله بپردازيم كه چه نيرويي و چه اعتقادي باعث مي شود كه يك شخص حتي عزيزترين دارايي خود كه همان جان است را فداي چيزي يا كسي ديگر كند؟پشتوانه اين اعمال ايثارگرانه آموزه ها و اعتقادات اسلامي است در سايه اين تعاليم، من شخصي در تقابل با ما جمعي به فراموشي سپرده مي شود و مصلحت عام جانشين منفعت شخص مي شود.
معناي لغوي ايثار: ايثار مصدر باب "افعال"و از ريشه اَثَر است و اَثَر به معناي هر چيزي را بدست آوردن و دريافتن چيزي است كه ما را به وجود آن راهنمايي مي كند.(دهخدا،لغت نامه ، ذيل واژه اثر) بر اين اساس،وقتي از كلمه ي ايثار استفاده مي شود مانند ساير مصدرهاي باب افعال چنين معنايي از آن استنباط مي شود: »اينكه باب "افعال" براي قيام فعل است و نسبتش اول به فاعل داده مي شود (مصطفوي،التحقيق في الكلمات القرآن الكريم،ج 1،ص 17 )
در سه كتاب مشهور لغت ايثار از نظر لغوي چنين تعريف شده است: ايثاراثبات برتري و مقدم داشتن آن چيزي است كه در انتخاب و اختيار كردنش برديگران زيادي است(همان،ص 17 )و اينكه ايثار ديگران را بر خود مقدم داشتن است (سياح،ترجمه المنجد،ج 1،ص 10 ؛انيس و ديگران ،معجم الوسيط،ج 1،ص، 6 )
معناي اصطلاحي ايثار: ايثار در اصطلاح نهايت بخشش و گذشت و برگزيدن غير بر خود است، يعني به رغم نياز به چيزي ، ديگران را بر خود بدان چيز مقدم داشتن است. (اسمائيل پور ،ايثار و عرفان،ص 28 )
همچنين در دروس اخلاق اسلامي ايثار چنين تعريف شده است« بالاترين درجه سخاوت ، آنكه شخصي به چيزي محتاج است ، ولي آن را به ديگري مي بخشد يعني از خودگذشتگي، كه به آن ايثار مي گويند.» (جزايري ، دروس اخلاقي ، ص 83 ؛اسمائيل پور، ايثار و عرفان ، ص 56 )
فرهنگ ايثار و شهادت طلبي در اسلام
ازهمان زماني ، كه بذرهاي ايمان در جان مسلمانان ريخته شد ، همه اقشار جامعه در مبارزه با ظلم كوشيدند. اين حضور و بذل جان و شهادت طلبي منحصر به مردان نبود و درهرعرصه اي كه زنان ايثاگر و شهادت طلب حضور يافتند با ايثار هر چه تمام تر، حتي الگوي مردان شدند.
روح شهادت طلبي و ايثار برگرفته از انديشه اسلامي است .در انديشه اسلامي كساني كه در راه اسلام و وطن كشته شوند،در شمار شهيدان اند.البته اين بدان معنا نيست كه در آيين اسلام جان انسان ارزش ندارد،اتفاقا برعكس،اسلام بيان مي دارد كه ارزش جان يك انسان برابر با تمام بشريت است ،انسان ايثارگر جان خود را فداي ارزشي والاتر كه همان رضاي خداست مي كند. شواهد تاريخي فراواني از حضور زنان، چه در معركه هاي نبرد و چه در عرصه هاي مختلف جامعه اسلامي داريم كه در ذيل به برخي از آنها خواهيم پرداخت.
"ام نسان " يكي از زناني است كه با شجاعت هر چه تمام تر و روحي سرشار از شهادت طلبي با اجازه پيامبر به سوي خيبر روانه مي شود و با مداواي مجروحين جنگ ، آنچه در توان دارد را در راه اسلام و پيشبرد اهداف آن ايثار مي كند(واقدي ، محمد بن عمر، المغازي ، جلد 2،ص 687 )مقام و منزلت نيز مانع ايثارگري هاي اين زنان نيست .مصداق اين مدعا فاطمه زهرا( س)است كه همراه 14زن ديگر در نبرد احد حضورمي يابد، و به مداواي مجروحين و رساندن آب و آذوغه به رزمندگان مي پردازد.(همان ، ص( 249
"صفيه" دختر عبدالمطلب مي گويد: در جنگ احزاب زير رگبار سنگ و تير بوديم ، يك يهودي به سوي ما آمد. من شمشير حسان بن ثابت را برداشتم و گردن يهودي را زدم، ؛ طوري كه سرش به سمت گروهي پرتاب شد (ابن هشام ، السيره النبويه ، ج 3، ص 239 ابن سعد ، طبقات الكبري ج 8 ص 34 )
از ديگرزنان شهادت طلب كه با حضور در جنگ همراه پيامبر، با از جان گذشتگي به سربازان اسلام خدمت كرده است "ام عطيه " است، ايشان بيان مي دارد كه در هفت جنگ همراه پيامبر (ص) بودم. دراين جنگها ، تداركات ايشان را نگهداري مي كردم، براي ايشان غذا درست مي كردم و مجروحين را مداوا كرده و از مريض ها پرستاري مي كردم (امين، اعيان الشيعه ،ج، 3،ص 842 )دراين دوره حضور دو زن شجاع و نترس ،كه باكي از شهادت و ايثار در راه اسلام ندارند به چشم مي خورد، يكي" ام حارث انصاري " است، كه هنگامي شوهر خود مي خواهد از معركه بگريزد ، لگام شتر او را مي گيرد و به فرار او اعتراض مي كند و نشان مي دهد كه بذل جان و دفاع از اسلام و آرمان هاي آن زن و مرد نمي شناسد.
"ام عماره " ديگر زن شهادت طلب است. فداكاري اين زن را در جنگ احد مي بينيم . زماني كه مردان مي گريزند و تنها افراد معدودي به دفاع از پيامبر مي ايستند، او يكي از آنها بود. وي كه براي آب دادن به رزمندگان به جبهه جنگ آمده بود هنگامي كه چنين مي بيند مشك را مي اندازد و سلاح برمي گيرد و با هر وسيله ممكن دشمن را از پيامبر (ص)دور مي سازد، ام عماره در اين نبرد جراحات بسيار برداشت ،به طوري كه درمان اين جراحات يك سال به طول انجاميد(مقريزي، إمتاع الاسماع ،ج2، ص14)او درغزوه هاي بني قريظه ، خيبر و حنين نيز شركت كرد . شجاعت و دلاوري او در حنين كمتر از احد نبود، خود او نقل مي كند كه» در حنين مردم از هر سو مي گريختند و من و چهار زن ديگر مي جنگيديم. مردي از هوازن را ديدم كه پرچم جنگ را حمل مي كند و سوار بر شتر به دنبال مسلمانان مي تازد. شترش را پي كردم، او به زمين افتاد و من بر پشتش نشستم پي در پي او را زدم تا از پا درآمد و شمشيرش را برداشتم ".« ام عماره " پس از وفات پيامبر نيز در جهاد مسلمانان شركت كرد چنانكه در جنگ يمامه به سختي جنگيد و يك دست او قطع شد)واقدي ، المغازي ، ج 1 ، ص 249 ، ج 2 ، ص( 904
اين جانبازي ها و جانفشاني ها پشتوانه فرهنگي قوي اي مي خواهد .پشتوانه اين قسم حركات آموزه هاي اسلامي است.ايثار و شهادت طلبي از متعلقات اين آموزه ها است . به همين دليل است كه به موازات پيشرفت اسلام و در بطن آن باليده است.
جلوه اي ديگر از ايثارگري هاي زنان در حماسه عاشورا نمود پيدا مي كند، حماسه عاشورا را زنان و مرداني ساختند كه مرگ سرخ و شهادت را بر زندگي ذلت بار ترجيح دادند تا گلواژه آزادي و آزادگي همواره در تاريخ سبز بماند.در اين حماسه خونين بيشتربه نقش آفريني مردان و ياراني كه در ركاب حضرت به فوز عظيم شهادت نايل شدند توجه شده است و نقش زنان و ايثار آنان كمتر مورد توجه بوده است .يكي از اسوه هاي است. درجه صبر و فداكاري زينب (س) در حماسه كربلا ايثار حضرت زينب)س( ستودني است. از آنجا كه در اين مختصر مجال بيان وجود آن نوراني نيست، به ديگر زنان و ايثارو شهادت طلبي آنها خواهيم پرداخت.
مادروهمسر وهب(همسرعبدالله بن عمير كلبي) ، از اسوه هاي ايثار و شهادت طلبي و نهايت توجه و ارادت به مقام ولايت است . در روز عاشورا مادر وهب مكرراً به فرزند يادآور مي شود كه به جاي شيري كه به تو دادم، دلم مي خواهد جانت را در طبق اخلاص بگذاري و در خدمت امام عليه السلام تا سر حد شهادت با دشمن بجنگي، وهب در روز عاشورا در حالي كه در اثر ضربت هاي شمشير خون از بدنش مي چكيد، نزد مادر آمد و گفت، آيا كنون از من راضي هستي؟ مادر گفت از تو خوشنود نخواهم شد تا پيشاپ يش امام به شهادت برسي، وهب به ميدان تاخت و پس از چندي به شهادت رسيد . دشمن كه مي خواست روحيه مادر وهب را تضعيف كند سر وهب را براي او فرستاد ولي مادر وهب سر را به سوي دشمن پرتاب كرد و گفت سري را كه براي دوست داده ايم پس نمي گيريم، (محلاتي ، رياحين الشريعه ، ج 3 ، ص 300 ؛ علامه اميني ، رياض الانس ،ج 1 ، ص 11 ؛ طبري، تاريخ الامم والملوك ، ج 5 ، ص 429 ؛ ابن اثير، الكامل في التاريخ ، ج 4 ص 65 )ايثار فراتر از اين كه، زني جگرگوشه اش را فداي اسلام و امام مسلمين كند و خشنود و شاد از هديه اي كه به درگاه باري تعالي عرضه كرده است. همسر وهب نيز در حالي كه بر بالين شوهرش بود به شهادت رسيد.
"ام البنين" يكي از همسران باكمال امام علي (ع) است .وي مادر چهار شهيد كربلا، حضرت عباس (ع) ، عبدالله ، جعفر ، عثمان، است . وقتي خبر شهادت فرزندان خود را شنيد، گفت شنيده ام بر سر عباس عمود آهني زدند و دستانش را بريدند . اگردست دربدن پسرم بود چه كسي مي توانست با او بجنگد، وي بلافاصله جوياي احوال امام حسين (ع)مي شود و مي گويد:" از امام حسين )ع( مرا خبر بده، فرزندانم و همه آنچه زيرآسمان كبود است فداي حسين)ع (باد". وقتي خبر شهادت امام حسين)ع (را شنيد ناله اش بلند شد و گفت رگهاي دلم را پاره كردي. اين علاقه او به امام حسين، نشان كمال معنويت اوست .وي آن همه ايثار را درراه مقام رهبري فراموش كرده و تنها ازرهبرسخن به ميان برد ). مامقاني ، تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 70 ؛دانش،سيماي فداكاران،صص 99 و 45 )
به اين ترتيب مادر چهار شهيد، كه تنها ثمره عمر او و ميوه قلب او بودند از شهامت ، شجاعت و حمايت از رهبر سخن مي گويد و خالصانه فرياد مي زند: فرزندانم و همه آنچه زير آسمان كبود است، فداي امام حسين )ع( باد!
زنان ايثارگر و شهادت طلب در انقلاب مشروطه
در مراحل ابتدايي انقلاب مشروطه (اواخر دهه 1270 - اوايل دهه 1280 ) زنان بيشتر تحت تأثير روحانيون بودند. به دليل حمايت آنان از مشروطيت، از خانه هايشان بيرون آمدند وتظاهرات و رفتارهاي ديگري كه غير زنانه تلقي مي شد شركت مي كردند، مانند» جريان شورش نان. «كم كم حركت زنان بيشتر شد و استقلال بيشتري يافت. آنها انجمن ها و دورهاي خصوصي بر پا مي كردند. آگاهي اجتماعي و فعاليت غير خانگي شان بالاترمي رفت)سانا ساريان ، جنبش حقوق زنان درايران،ص38(. برخي از انجمن ها وسازمان هاي مخفي زنان، با ازجان گذشتگي و ايثار به نبردهاي مسلحانه دست مي زدند، براي مثال در مبارزه اي مسلحانه بين موافقان و مخالفان مشروطه درآذربايجان ،جسد 20 زن درلباس مردانه يافت شده است (آفاري،انجمن هاي نيمه سري زنان در نهضت مشروطه، ص 25 )
زنان ايثارگر و شهادت طلب اين مرز و بوم، در هر زمان كه احساس كردند، منافع ملي و دين و عقيده آنها در خطراست، با شجاعت هر چه تمام تر حضور يافتند. نمونه بارزاين حضور در جريان پخش شايعه درباره نمايندگان مجلس كه خواسته هاي روس ها را پذيرفته اند، مي بينيم كه 300 زن ايثارگر و شهادت طلب با تپانچه به مجلس رفتند تا آنها ، را مجبور به حراست از آزادي و تماميت ارضي كشور نمايند)همان ،ص 39-41 كاساكوفسكي،خاطرات ، ص 240)
از جان گذشتگي و فداكارهاي اين زنان بدون چشم داشت مادي و به دست آوردن پست ومقامي بوده است .اين اقدامات به دور از ريا و حد اعلاي ايثار بوده است. شاهد اين مدعا حضور زنان بسيار در مبارزات با لباس مردانه، بدون اينكه كسي آنها را بشناسد است، نمونه اي از اين حضور بي ريا و ايثارگرانه را در جريان سربازي كه به شدت زخمي است و از اينكه درمان شود امتناع دارد مي بينيم . همچنين در جريان يكي از مبارزهاي آذربايجان پس از يافتن اجساد يك گروه 20 نفره ازسربازان مشروطه خواه، مشخص شد كه تمامي آنها زن بودند (سپهر،ايران در جنگ بزرگ ، ص 308 ،عافيت ، سردار ملي ستارخان، ص76 )
نكته جالب توجه در اين رفتار زنان ايثار گر اين است كه نمي خواهند شناخته شوند.اين مساله معلول دو علت مي تواند باشد :نخست اينكه فضاي فرهنگي جام عه در آن زمان و حتي امروز پذيراي چنين رفتاري نبود.اين هرگز بدان معنا نيست كه اين زنان ايثارگر كار خلافي انجام داده اند.هدف از بيان اين نكته اين است كه ميزان فشاري كه مي توانست از طرف عامه متوجه چنين زناني باشد را درك كنيم.درد اسارت و شكنجه ها را نيز بر آن اضافه كنيم.
دوم اينكه اين زنان تنها براي پيشبرد اهداف انقلاب دست به چنين عمليات هاي مسلحانه مي زدند نه براي حذب يا انجمن خاصي.از سران مشروطه نيز توقع پست ومقامي نداشتند.دليل اين مدعا اين است كه هيچ سند و مدركي مبني بر درخواست پست و مقام يا چيز ديگري از طرف اين زنان وجود ندارد.
حضور زنان ايثارگر و شهادت طلبي آنان در پيشبرد آرمانهاي اسلام و مسلمين بسيار چشمگير بوده است، به طوري كه حتي درحراست و حفاظت از جان علما نيز، نقش محافظ آن بزرگواران را در جريان سخنراني ها ايفا مي كنند و حتي زناني چون همسر حيدرخان تبريزي با چماق هايي كه زير چادر پنهان مي ساختند ، وظيفه برقراري نظم را در سخنراني ها بر عهده داشتند )ناهيد ،زنان ايران در جنبش مشروطه ، ص 55 )
علاوه بر زنان مبارز تبريز، زناني از گيلان و كردستان در جريان مبارزات مشروطه حضور داشته اند.سن و سال و ناتواني جسمي نيز مانع انجام فعاليت هاي ايثار گرانه آنها نبود.به طوري كه درجريان مبارزات پيرزن شصت و هفتاد ساله و دختر سيزده و چهارده ساله هم به چشم مي خورد. (امير جعفري ، قيام آذربايجان و ستارخان ، ص 467 )همچنين زنان كشاورز روستاهاي آذربايجان هم در حالي كه نوزادان خود را بر پشت بسته بودند ، اسلحه برداشتند و دوش به دوش مردان جنگيدند. (كرماني ، تاريخ بيداري ايرانيان ، ص .(457
شجاعت و جسارت اين زنان شهادت طلب و ايثارگر چنان بود كه زماني كه مجلس توسط محمد علي شاه قاجار به توپ بسته مي شود و مردان جرأت نمي كنند اجساد مبارزان را بردارند و به خاك بسپارند ، اين مهم را زنان انجام مي دهند . (دولت آبادي ، تاريخ معاصر يا حيات يحيي ، ج 1 ، ص 22 )
حضور زنان ايثارگر در جريان مبارزات مشروطه چنان بود كه حتي پاولويچ با تعجب بيان مي دارد كه يكي ازسنگرهاي تبريزرا زنان چادر به سراداره مي كردند . (پاولويچ، سه مقاله درباره مشروطه ، ص55 ) شهادت طلبي و از جان گذشتگي زنان مسلمان ايران ، چنان عين الدوله را ترسانده بود ، كه براي كنترل اوضاع دستورداد ، از بيرون آمدن زنان جلوگيري كنند، از اين رو هركس از ايشان را مي ديدند دستگير مي كردند.به همين دليل و همان گونه كه حاج سياح نوشته است» : در زندان هاي دولتي از زنان مبارز كم نبود « با اين وصف اقدام عين الدوله فايده زيادي نبخشيد ، زيرا هنگامي كه علما و مردم در شاه عبدالعظيم بست نشستند، زنان بسياري كفن پوشيده، ضمن سينه زني و نوحه سرايي به بازار آمدند و علي رغم مخالفت و تلاش دولتي ها بازار را تعطيل كردند . (معاصر ، تاريخ استقرار مشروطيت در ايران ، ص 81 )
زنان ، علاوه بر ايثار جان درطول اين دوره با ايثار مال و فعاليت هاي غير قهرآميز ديگر در راه مبارزه با ظلم و استكبار قدم هاي استواري برداشتند ، نمونه آن فروخت ن جواهرات خود و خريدن سهام در جريان تأسيس بانك ملي از دولت بود.اين اقدام به اين دليل انجام شد كه محتاج وام از اجنبي ها نباشند(سانا ساريان ، همان ، ص41-39) نكته جالب ديگر دررفتار اين زنان آن بود كه علي رغم آنكه در آن موقع،هيچ خانواده اي نبود كه عزيزي را ازدست نداده باشد ودرغم آن داغدار نباشد، ولي هيچ زني براي مرگ پدر، شوهر، برادر، و فرزند خود نمي گريست تا دشمن از غم و ناله هاي آنان خرسند نشود (فرا شبندي ، گوشه اي از تاريخ انقلاب مسلحانه ، ص 173 )البته نقش زنان دشتستاني در اين اندازه پايان نيافت ، بلكه شجاعت آنان در جنگ با انگليسي ها و صبرشان در مصيبت از دست دادن خويشان و نزديكان ، موجي ازعشق به وطن و دين را در مردان آن ديار پديد آورد. به طوري كه مردان دلاور بوشهري با شبيخون هاي گاه و بي گاه ، هرگز نگذاشتند كه دشمن در خطه جنوب احساس امنيت كند (ركن زاده آدميت ، فارس وجنگ بين الملل ، ج 2 ، ص459)
زنان ايراني در اين برهه از تاريخ كشورمان ثابت كردند كه داشتن شعور سياسي منحصر به تحصيل كرده ها نيست.آنان در سايه تعاليم ناب اسلام آگاهتر از به اصطلاح روشنفكران فرنگ رفته مصالح منافع كشور را درك مي كردند.در راستاي حفظ منافع كشور حتي از ايثار جان دريغ نداشتند.
ايثارگري زنان و نقش آن در پيروزي انقلاب اسلامي
بر هيچ كس پوشيده نيست كه زنان ايثارگر و شهادت طلب ايران ، نقش بسيار مهمي در پيروزي انقلاب اسلامي داشتند. حقيقتاً در مواردي نقش سنگين تر و مؤثرتري نسبت به مردان در جريان مبارزه ايفا كردند،.اهميت بيشتر اين موضوع زماني آشكار مي شود كه مي بينيم، زنان نه تنها در برخي موارد در صحنه مبارزه حضور جدي و فعال داشته ودر خط مقدم بودند،بلكه مشوق اصلي مردان وهمسران خويش براي شركت در مبارزه به حساب مي آمدند مصداق ديگر ايثار آنان تربيت فرزندان صالح براي ادامه راه و آينده نهضت اسلامي بود.اين نقش از اهميت ويژه اي برخوردار است ،شواهد نشان مي دهد كه زنان مسلمان در شهرهاي مختلف ، جلسات سياسي داير مي كردند،همچنين در تظاهرات خياباني به همراه فرزندان خردسال خود شركت مي كردند )امام خميني (ره) ، صحيفه نور ، ج 3، ص102)
روشن است كه هيچ كس آنها را مجبور به انجام چنين كارهايي نكرده است .در هيچ قانوني نوشته نشده است كه زنان ايراني مجبورند حتي اگر كودك خرد سال دارند در تظاهرات عليه رژيم پهلوي شركت كنندوبه مبارزات مسلحانه بپردازند. تنها مسبب اين ايثار گري ها،عشق به اسلام وطن و حراست و حفاظت از آن است . امام خميني (ره) حضورزنان شهادت طلب و ايثارگررا در تظاهرات و ايستادگي هاي آنها در مقابل توپ و مسلسل را برخاسته از ايمان دانسته و صريحاً اعلام كردند كه خانم ها از شهادت نمي هراسند (همان ، ج 6 ، ص 120 ) به تعبير امام خميني (ره) جرأت و شجاعت زنان ايران مانند يك معجزه بود (همان ،ج 6 ،ص 120 ) حضور گسترده زنان در واقعه 17 شهريور كه 650 تن از آنان در ميدان شهدا به شهادت رسيدند ، ميزان شهادت طلبي و ايثار زنان اين مرز وبوم را نشان مي دهد ( اجتهادي ، دائره المعارف زن ايراني ، ج 1 ، ص 183 )
دستگيري زنان مبارز و شكنجه كردن آنها از سوي ساواك، نشانگر الگو پذيري زنان ايران از حضرت زينب (س) است ، مدارك واسناد نشان مي دهد كه ساواك در شكنجه كردن مبارزين هيچ تفاوتي ميان زن و مرد قايل نبود. عده اي از مبارزين تا آخرين لحظه زير شكنجه مقاومت كرده و حتي از گفتن نام حقيقي خويش خودداري مي كردند (اسرار زندان اوين ، ص 85،125) بسياري از بانوان دستگير شده، زير شكنجه ساواك به ، شهادت مي رسيدند. مهم ترين و برجسته ترين اصل كه روند پيروزي انقلاب را تسريع مي كرد، نقش شهادت طلبي زنان ايران و ترويج فرهنگ آن در ميان جامعه بود . امام خميني (ره) شهادت طلبي را تحول عظيم به شمار آورده و تأكيد نمودند كه شهادت طلبي بالاتر از اصل مبارزه است.( ايثار و شهادت در مكتب امام خميني ، ص 96،97 )زنان ايران نبرد عليه رژيم طاغوت را به "جهاد مقدس" تعبير كرده و آن را جزئي از وظايف ديني خود به شمار مي آورند .
زنان با ذكر اين نكته كه شهادت اجر اخروي دارد، يكديگر را به اين امر تشويق مي كردند (انقلاب اسلامي به روايت اسناد ساواك ،كتاب چهارم ، ص 301 )اين مطلب كه شهادت اجر اخروي دارد نشان از كمال معنويت زنان ايراني در اين برهه از تاريخ كشورمان است آنان اين مطلب را نيز تبليغ مي كردند و با هركس كه برخورد داشتند او را به اين مهم دعوت مي كردند اين مطلب مي رساند كه زنان ايراني با آگاهي از اينكه امكان دارد در مبارزه با رژيم طاغوت به شهادت برسند بدون ترس و واهمه به تبليغ مي پرداختند.
تبليغ فرهنگ شهادت توسط زنان ايران و افتخار آنان به شهادت مردان خويش ، منحصر به شعار نبود.دليل اين مدعا آن است كه بسياري از آنان در زندان هاي ساواك به شهادت رسيدند.(اسرار زندان اوين ، ص 1258 ). داشتن آرزوي شهادت از سوي زنان ايران و افتخار به شهادت مردان خويش ، موجب حضور فعال مردان وتقويت روحيه آن ها گرديد، امام خميني (ره) در پيامي اساس پيروزي ملت را شهادت دانسته و تأكيد فرمود : مسلمانان صدراسلام با داشتن روحيه شهادت طلبي پيشرفت نمودند (امام خميني،صحيفه نور،ج 14 ،ص 10 ) در پايان بررسي حضور زنان شهادت طلب در روند پيروزي انقلاب اسلامي سخني تمام كننده از حضرت امام خميني (ره) را بيان مي كنيم ، امام خميني درباره ايثارگري هاي زنان در اين برهه مي فرمايند » :بانوان ايراني جانشان را ،جوانانشان را، وقتشان را ، وقف اسلام كردند و اسلام را به اينجا رساندند.«(همان ،ص 75 (
آنچه انقلاب اسلامي را از ساير انقلاب ها متمايز مي سازد روح شهادت طلبي حاكم و علي الخصوص ايثار زنان ايراني است.مساله شهادت هنوز هم براي غربي ها حل نشده است.دليل اين امر مي تواند تفكر ماترياليستي حاكم بر جوامع غربي باشد چرا كه در اين تفكر تنها ماده و ثروت اصالت دارد و همه كارهاي انسان به اين دنيا ختم مي شود.
جنگ تحميلي و شهادت طلبي و ايثار زنان ايران اسلامي
در 31 شهريور سال 1359 در حالي كه جمهوري اسلامي ايران پس از گذشت يك سال و اندي مبارزه عليه ظلم و استبداد در حال تثبيت پايه هاي خود و استقرار آرامش بود، درگير جنگ تحميلي و نابرابر با همسايه غربي خود عراق شد اين كشور متجاوز ، از زمين و آسمان كشور عزيزمان را مورد حمله قرار داد.طبيعي بود كه مردان و زنان شجاع و باغيرت اين مرز و بوم كه در همه برهه ها ثابت كرده بودند با جان و دل خود به ميهن خويش عشق مي ورزند، به دفاع از كيان اسلام دربرابر تمامي كفر بپردازند. متأسفانه درباب حضور زنان در اين جبهه كمتر پژوهشي جدي صو رت گرفته است، ليكن در اين بخش سعي شده گوشه اي از اين مهم را بيان داريم.
كيفيت حضورزنان وايثارگري هاي آنان دراين برهه به دو شكل،مستقيم و غيرمستقيم، خلاصه مي گردد در شكل مستقيم، گرچه زنان ازحضوردرصحنه و خط مقدم معاف بودند، ولي با شروع جنگ و حملات موشكي،شهرها حالت تدافعي به خود گرفته و حضور زنان پررنگ تر شد)خرمشهر در جنگ طولاني ،ص 350 )
حضور مستقيم زنان:
درباره حضور مستقيم زنان نمونه هاي فراواني وجود دارد كه اين زنان علاوه بر فعاليت هاي مانند نگهباني از انبار مهمات، امداد رساني به رزمنده ها، حضور مسلحانه نيز داشته اند، از جمله اين زنان ايثارگر و شهادت طلب، نوشين نجار بوده است كه درباره اين حضور و فعاليت زنان مي گويد"كوكتل مولوتوف درست مي كرديم،گوني ها را پر از شن مي كرديم و در نقاط حساس خرمشهر مي چيديم، شب ها روي پشت بام مسجد جامع با اسلحه يك به يك نگهباني مي داديم و هر يك ساعت بار پستمان را عوض مي كرديم )معصومي ، زنان جنگ ، ج 1،ص( 50 درهمان جريانات خرمشهر بود كه زنان ايثارگر و شهادت طلب اين مرز و بوم ثابت كردند كه زماني كه اسلام در خطر باشد ،مردانه مي جنگند و كسي به گرد پايشان نمي رسد، شهناز حاجي شاهي نمونه اي از اين زنان شهادت طلب شجاع است كه در خرمشهر مردانه مي جنگيد و وقتي رزمنده ها براي استراحت به عقب بر مي گشتند به سرعت مشغول آماده كردن غذا مي شد (همان ،ص 56 ) حضور اين زنان شهادت طلب محدود به خرمشهرنبود ، بلكه در جبهه هاي غرب و مناطق مرزي نيز اين زنان حضور فعال داشتند، خانم نواب صفوي، نوه نواب صفوي از جمله اين زنان بود كه براي ديده باني به طرف بهمن شير مي رفت و با اطلاعات مفيدي از دشمن بر مي گشت ، گويند يك روز در حالي بر مي گشت كه پيكر شهيدي را حمل مي كرد وگويي از عمليات چريكي بر مي گشت (حسيني ، مثنوي كربلا در كربلا ، ص 81 )
حضور غير مستقيم زنان
از جمله خدمات اين مرحله زنان مي توان به ايثار فرزندان خود در راه حيثيت و اصلاح جامعه اشاره كرد. هنوز يادمان نرفته است چه بسيار مادران سلحشورري بودند كه با تربيت اولاد صالح و معرفي آنان به مراكز بسيج جهت اعزام به جبهه قوت قلب مسئولين جنگ را سبب مي شدند ، امام قدس سره اين صحنه را اين گونه بيان مي فرمايند...» خدا مي داند در طول تاريخ مثل اين مادرها ما نداشتيم، الا كم كه فرزندانش كشته بشوند و بعد بيايد و بگويد كه نه من افتخار مي كنم. و.. عكس العمل اين مادرهاي جوان مرده ، را زنده نگه داشته وگرم نگه داشته، براي اين كه اينها هستند كه به ما شجاعت مي دهند« (امام خميني، صحيفه نور ،ج 2 ،271)
جلوه ديگر ايثار اين زنان، ايثار همسران محبوب خود بوده است كه بهترين واصلي ترين تعلق خويش كه همسر باشد را با تمام مشكلات و دلبستگي ها تشويق و ترغيب به حضور در ميادين جنگ مي نمودند تا آنجا كه امام قدس سره زبان به مدح آنان گشوده و مي فرمايند »كجا ما از زنان ، آن قدرت و عظمت را ديده بوديم كه امروز داريم از مادران شهيد مي بينيم؟ كجا ما از زنان جوان آن فداكاري را ديده بوديم كه در دوران جنگ ديديم ، آنان همسران محبوبشان را به ميدان هاي جنگ مي فرستادند و عفت و امانت آنها را حفظ مي كردند تا آنها با خاطر آسوده در ميدان ها باشند « (سخنراني امام خميني(ره) در تاريخ26/9/61) باز در حسن ختام اين بخش به سخني گهر بار و تمام كننده ازحضرت امام (ره) درباره حضور و جايگاه زنان ايثارگر در اين برهه مي پردازيم، امام درباره اين حضور مي فرمايند »زنان حق بيشترازمردان دارند، زنان مردان شجاع را دردامان خود بزرگ مي كنند، اگر زنان شجاع و انسان ساز از ملت ها گرفته شوند ملت ها به شكست و انحطاط كشيده مي شوند« ( امام خميني،صحيفه نور ، ج 5 ، ص 153 )
نتيجه گيري
در مورد حضور زنان ايثارگر و شهادت طلبي آنان و نقشي كه در فعاليت هاي مختلف سياسي و اجتماعي ايفا كرده اند بايد گفت، زن در اين عرصه موجودي در حاشيه نبود، بلكه در بطن حوادث قرار داشت. از همان آغاز بعثت پيامبر، زنان شهادت طلب دوشادوش مردان در صحنه هاي مختلف اجتماعي و سياسي و ... حضور داشته و نقش مؤثر و مثبتي ايفا نمودند. زنان مسلمان در صدر اسلام با تحمل شكنجه ها و تبعيدها و تحقيرها و حتي حضور در جبهه هاي نبرد با دفاع از جان پيامبرشان و مبارزه بري حفظ آئينشان، نشان دادند كه از مردان كمتر نيستند. زنان ايران اسلامي نيزبا بهره گيري از تربيت اسلامي والگو قرار دادن آن شيرزنان، در عرصه هاي مختلف همواره حضور داشتند و با فعاليت هاي مختلف از جمله تظاهرات ، ايثار و بذل جگرگوشه ها و همسرانشان در راه وطن، مبارزه مسلحانه و استقبال از شهادت ، تحمل رنج اسارت و شكنجه ها و ... چه در دوره مشروطه و چه در روند پيروزي انقلاب اسلامي و چه در جنگ تحميلي نشان دادند كه مصداق كامل ايثار و شهادت طلبي بوده و هستند.
منابع
- ابن اثير، علي بن ابي كرم ، الكامل في التاريخ ، بيروت ، دارالفكر ، 1398 ق.
- ابن سعد ، محمد ، طبقات الكبري، تحقيق محمد عبدالقادر عطا ، بيروت ، دارالكتب العلميه،]بي تا[
- ابن هشام ، محمدبن عبدالملك ، السيره النبويه ، تحقيق مصطفي السقا و ديگران ، قم ، انتشارات ايران ، 1363 ش.
- اجتهادي، مصطفي، دايره المعارف زن ايراني، تهران، مركز امور مشاركت زنان ، 1382 ش.
- اسرار زندان اوين ، ترجمه و تأليف اسكندر دلم ، تهران ، انتشارات بهروز ، 1375 ش
- اسمائيل پور، محمدمهدي ، ايثاروعرفان ، نويد شيراز، چاپ اول ، 1385 ش.
- آفاري،ژانت،انجمن هاي نيمه سري زنان در نهضت مشروطه،ترجمه دكتر جواد يوسفيان،تهران نشر نو، 1996 م.
- امير جعفري ، اسمائيل ، قيام آذربايجان و ستارخان، تهران ، كتابفروشي تهران ، 1356 ش.
- امين، سيد محسن ، اعيان الشيعه، بيروت، دارالتعارف للمطبوعات ، 1403 ق.
- انقلاب اسلامي به روايت اسناد ساواك و دفتر چهارم ، مركز بررسي اسناد تاريخي ، 1368 ش.
- انيس،ابراهيم و ديگران،معجم الوسيط،تهران،دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1372 ش.
- ايثار و شهادت در مكتب امام خميني (ره) (آثار موضوعي ، دفتر يازدهم ) ، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره) ، 1386 ش.
- پاولويچ ، ميخائيل ، سه مقاله درباره مشروطه ، ترجمه م .هوشيار ، تهران ، حبيبي ، 1357 ش.
- جزايري ، سيدمحمدعلي ، دروس اخلاق اسلامي ، قم ، مركز مديريت حوزه علميه قم ، ] بي تا. [
- حسيني ، مهري ، مثنوي كربلا در كربلا ، تهران ، نشر پرديسان ،1381 ش.
- خرمشهر در جنگ طولاني ، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ ، 1376 ش.
- خميني ، سيدروح الله ، صحيفه نور ، تهران ، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي 1368 ش. ،
- دانش،سيد محمد كاظم،سيماي فداكاران،تهران،انتشارات جهان آرا،1378 ش.
- دهخدا ، علي اكبر ، لغت نامه ، تهران ، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران ، 1372 ش.
- دولت آبادي ، يحيي، تاريخ معاصر يا حيات يحيي، تهران ،عطار، 1361 ش.
- ركن زاده آدميت ، محمدحسين، فارس و جنگ بين الملل ، تهران، اقبال ، 1357 ش.
- سانا ساريان ، اليز ، جنبش حقوق زنان (طغيان ، افول و سركوب از 1280 تا انقلاب 1357 ) ، ترجمه نوشين احمدي خراساني ، تهران ، نشر اختران ، 1384 ش.
- سپهر ، عبدالحسين ، ايران در جنگ بزرگ ، تهران ، بانك ملي ، 1336 ش.
- سياح،احمد،فرهنگ بزرگ جامع نوين(ترجمه ي المنجد)،تهران،انتشارات اسلام، 1373 ش.
- طبري ، محمدبن جرير، تاريخ الامم والملوك ، تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم ، بيروت دارالتراث،] بي تا. [
- عافيت ، محمدرضا ، سردار ملي ، ستارخان ، تبريز ، انديشه ، 1352 ش.
- علامه اميني ، رياض الانس ، قم ، انتشارات انصاري ، 1379 ش.
- فراشبندي،علي مراد ، گوشه اي ازتاريخ انقلاب مسلحانه، تهران، رسا ، 1362 ش.
- كاساكوفسكي، كلنل ، خاطرات كاساكوفسكي ، ترجمه عباس قلي جلي ، تهران ، سيمرغ ، 1353 ش.
- كرماني ، ناظم الاسلام ، تاريخ بيداري ايرانيان ، تهران ، نوين ، 1362 ش.
- مامقاني ، عبدالله ، تنقيح المقال ، قم ، نشر آل بيت (ع) ، 1385 ش.
- محلاتي ، ذبيح الله ، رياحين الشريعه ، تهران ، دارالكتب الاسلاميه ، 1385 ش.
- مصطفوي،حسن،التحقيق في كلمات القرآن الكريم،بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1360 ش.
- معاصر، حسن ، تاريخ استقرار مشروطيت درايران، تهران، ابن سينا ، 1353 ش.
- معصومي، امير، زنان جنگ، تهران، سازمان سياسي وعقيدتي ارتش، 1381 ش.
- مقريزي،احمدبن علي ، إمتاع الاسماع ، تحقيق وتعليق محمدعبدالحميدالنميسي ، بيروت ، دارالكتب العلميه ،] بي تا. [
- ناهيد،عبدالحسين، زنان ايران در جنبش مشروطه، تبريز، احياء ، 1360 ش.
- واقدي، محمدبن عمر، المغازي، تحقيق، مارسدن جونز، قم، نشردانش اسلامي ، 1405 ق.

منبع: مجموعه مقالات همايش ملي فرهنگ ايثار و شهادت/ دانشگاه زنجان


یک شنبه 26 دی 1389  12:03 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت

عنوان : مباني،آثار و آسيب هاي فرهنگ جهاد و شهادت از ديدگاه امام
كلمات كليدي : جهاد،شهادت،جهان شناسي،انسان شناسي،تكليف وحاكميت الهي
نويسنده : يوسف فتحي
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
چكيده
پيش فرض مقاله پيشرو اين است كه حضرت امام از جهت تئوري و عمل از پيشتازان فرهنگ جهاد و شهادت مي باشد.اين مقاله در پي بررسي مباني جهان شناسي،انسان شناسي،فقهي جهاد وشهادت در انديشه امام از يك سو،تاثير آن در همبستگي و نشاط اجتماعي از سوي ديگر و غايت آن از سوي سوم مي باشد. و به.جهان شناسي فرهنگ جهاد، توحيدي« ازاوئي و سوي اوئي» است. مجاهد در سفرچهارم از مراحل سلوك الي الله است، با انجام تكليف اجتماعي و تاريخي راه بازگشت بشر به سوي خدا را باز مي كند. فرهنگ جهاد ،از نظر هستي شناختي صعود الي الله ،سير راه از ملك به ملكوت از نظر طبيعت به مقام قرب و نيل به «عند ربهم يرزقون »است ،از انسان شناختي بازگشت به فطرت اصيل واز نظر فقهي انجام تكليف الهي است. فطرت اصيل انسان، حق خواه و حقيقت جو است.انسان راه وصول به خير مطلق را از طريق فطرت مي پيمايد . امام خطابات شرعي را به خطابات قانوني و خطابات شخصي تقسيم مي كند .تنجز و فعليت يافتن دومي مشروط به شرايطي مثل علم،قدرت است.حديث رفع قلم شامل اين نوع خطاب است ،اما خطابات قانوني به هيچ شرطي مشروط نيست .همه مكلف به انجام آن هستند و اگر نتوانستند معذورند نه بدون تكليف .جهاد در راه خدا از تكاليف نوع دوم است.بنابراين اگر جهاد واجب باشد و كساني قادر به انجام آن باشند و حضور پيدا نكنند،مقصر خواهند بود.مبارزه با ظلم و طاغوت و فساد اجتماعي،سياسي،اقتصادي و ...داخلي ومبارزه با تهاجم بيگانگان،مجاهده براي تاسيس حاكميت الله و اجراي احكام الهي،تكليف شرعي هستند نه ايثار اخلاقي.
1- مقدمه
فرهنگ 1 جهاد 2 ميراث مجاهداني است كه نه تنها از همه جلوه هاي فريبنده دنيا مي گذرند،بلكه آگاهانه در راه خدا با تمام وجود(مال،جان) اطاعت امر حق و ولي او نموده و عمل به تكليف مي كنند . اين فرهنگ مبدا تحول هويت ايراني و تبلورارزش هاي اسلامي است.فرهنگ جهاد سرمايه حركت بسوي «پيشرفت» و«عدالت » به حساب مي آيد.عشق،عقل،علم،تدبيروتحمل در فرهنگ جهاد جمع شده و سرمايه اجتماعي توسعه بومي و پايدار را تشكيل مي دهد .فرهنگ جهاد عامل پيروزي انقلاب اسلامي و بقاي نظام جمهوري اسلامي مي باشد .اين فرهنگ كارآمدي خود را در دوران انقلاب و هشت سال دفاع مقدس به اثبات رسانده است .از اين رو مي تواند چارچوبي جامع براي حل مسائل مختلف كشور به شمار آيد. ارزش ها و باورهاي نهفته در اين گنجينه بزرگ معنوي كه يادگار مجاهدت هاي ميليون ها مردان و زنان فداكار اين مرز و بوم بوده و به خون ده ها هزار شهيد مزين شده است، مي تواند به مثابه موهبتي الهي چراغ هدايت جامعه اسلامي باشد.ترويج ارزش هاي آن در جامعه، گسترش ضابطه مندي،قانون گرايي،ازخودگذشتكي ،آزادمنشي ومبارزه باانانيت ها در زندگي فردي و اجتماعي است . فرهنگ جهاد بشارت دهنده وحدت در ميان تمام آحاد جامعه است و يادآور اين مطلب است كه اختلاف دست يابي به جامعه اي پيشرفته و عادلانه را ناممكن مي سازد. پاسداشت اين سرمايه با عمل به ارزش هاي آن بدست مي آيد . مهمترين اركان اين فرهنگ خدامحوري)باور(،اخلاص وتقوا) ارزش (وعمل به تكليف )رفتار مي باشد.
مسئله تحقيق رابطه مباني نظري،ارزشها و رفتارها با وفاق و افتراق اجتماعي و نوع تصور ذهني و عيني گروههاي اجتماعي است . سئوالات تحقيق عبارتند از اين كه،امام چگونه توانست هزينه فرايند انقلاب را با توجه به ماهيت استبدادي رژيم تا دندان مسلح وگستردگي انقلاب درمقايسه با انقلاب هاي بزرگ دنيا كاهش دهد؟ بحران هايي كه بعد از انقلاب بوجود آمدند،هر يك در سقوط يك نظام سياسي كافي بود،چگونه با كمترين هزينه مديريت شدند؟جنگ تمام عيار هشت ساله با توجه به كمي عده وعده چگونه اداره شد؟ وچگونه به پيروزي رسيد؟فرض مقاله اين است كه؛فرهنگ جهاد پشتوانه اصلي بر اندازي نظام ديكتاتوري پهلوي و پيروزي انقلاب اسلامي، تاسيس جمهوري اسلامي واداره هشت سال جنگ تحميلي ودفاع مقدس و بزرگترين سرمايه معنوي و اجتماعي در حل بحران هاي گونه گون بعد از پيروزي انقلاب اسلامي بوده است.تذكر چند نكته در مقدمه براي فهم بهتر كمك خواهد كرد:
1- ايثار مقدم شمردن ديگران بر خود است و در برابر خود خواهي 3 و خودگرايي 4 قرار مي گيرد(ساروخاني 1370 ص 221 ).جهاد در راه خدا عمل به تكليف است ،براي مجاهد جز خدا ديگري مطرح نيست كه مقدم داشتن مفهوم داشته باشد. از اين رو در عنوان مقاله ...« فرهنگ جهاد»... اخذ شده است نه ايثار.
2- ايثار يك امر اخلاقي است،ايثارگر كسي را نسبت به خود ترجيح قايل شده و اورا مقدم مي دارد و خود را از يك بهره اي محروم مي كند «قدمه و فضّله» (طريحي 1367 ماده اثر)،در حالي كه مجاهد ضمن عمل به تكليف در بدست آوردن امتيازات به ديگران سرعت و سبقت مي گيرد.
3- منظور از جهاد در اين مقاله هرگونه تلاش در جهت تحقق آرمانها ومقاصد الهي است.چه از طريق فراهم آوردن زمينه ها و عوامل تحقق آنها و چه از طريق رفع موانع.چه از طريق تقديم جان،مال،فرزند،حيثيت و آبرو،وچه از دست دادن منافع و امتيازات اجتماعي - سياسي و تمام مظاهر مادي، چه در ميدان جنگ و چه در ميادين ديگر، مهم انجام تكليف، بسته به موقعيت مي باشد.تكليف را خدا و ولي زمان مشخص مي كند نه احساس دروني يا منافع افراد.
4- فرهنگ مجموعه اي از معارف ،عقايد،ارزش ها،اخلاق،قوانين،آداب و سنن و...است كه فرد در جامعه بدست مي آ ورد و در قبال ان متعهد است (روح الاميني 1368: 17). فرهنگ مجموعه نگرش ها ، ارزش ها رفتارهاي مشترك ميان مردم است و از نسلي به نسلي منتقل مي شود .با توجه به اين تعريف مي توان گفت ؛فرهنگ جهاد و شهادت مجموعه اي از باورها)خدامحوري(،ارزش هاي الهي )اخلاص و تقوا (وشيوه هاي رفتاري وضوابطي است كه فرد در جامعه اسلامي انجام مي دهد(تكليف)و در واقع جهاد و شهادت ايفاي تعهدات در قبال آنها مي باشد .بنابراين اتخاذ فرهنگ در عنوان مقاله مناسب و هدفمند است .دراين مقاله به مباني،آثارو چالشها و آسيب هاي آن از ديدگاه امام مي پردازيم.
2- مباني
1-2 جهان شناختي ؛ فرهنگ جهاد از نظر جهان شناختي ،جهان شناسي هاي ماترياليستي وفلسفي را پشت سر گذاشته و به حريم كبريائي« انا لله وانا اليه راجعون»واردگشته است. ما از خدا هستيم و به سوي او باز مي گرديم. چطور آمدن و چطور بودن و چطور بازگشتن مهترين سوالات اين جهان بيني هستند.هويت اصيل انساني تنها در صورتي تجلي مي يابد كه انسان در خدمت حق تعالي،خلق خدا، مجاهده در راه خدا و صراط مستقيم باشد. انحراف ازصراط مستقيم«مغضوب عليهم» و« ضالّين » و شقاوت است.راه مستقيم، راه كمال و سعادت است.ملتي كه اين راه را طي كند سعادتمند مي باشد( صحيفه امام؛ ج 8،ص 327-329 ) مجاهدان پويندگان صراط مستقيم هستند كه صراط اسلام ،صراط انسانيت، صراط كمال و راه به سوي خداست. راه مستقيم،راه جانبازي براي اسلام،عدالت اسلامي است. صراط مستقيم، راه آنهايي است كه خداوند سلوك و حفاظت آن را به آنها منت گذاشته است«همه ما و همه ملت بايد پاسدار اسلام و قرآن كريم باشد) » صحيفه امام؛ ج 12 ، ص (355پيروزي سالكين راه خدا مرهون خلوص نيت آنان، ايمان سرشار و عز م استوارشان است.انساني كه اسير جهان بيني مادي است.كسي كه جهان را محدود به عالم طبيعت با همه عظمت آن مي داند ،جهاد و شهادت در نزد او مفهوم پيدا نمي كند. امام مي فرمايد:« من نمي توانم باور كنم كه كسي مبادي معنوي نداشته باشد و براي مردم كوشش كند .من اصلاَ باورم نمي ايد،اينهايي كه خدا قائلند،آنهايي كه جزا قائلند،آنهايي كه عطا قائلند،اينها تعقل دارد كه يك كسي جان خودش را بدهد يك جان بالاتر بگيرد... اما آن كسي كه اين مبادي را ندارد يا بسيار احمق است يا دروغ است مطلب .من مي گويم دروغ است مطلب ،تعميه است .اينكه من براي مردم، براي توده دارم زحمت مي كشم» (تبيان ،دفتر يازدهم 18 ).جهاد و شهادت تفسيرمسير از ملك تا ملكوت است .بنابراين جهان بيني فرهنگ جهاد و شهادت ، توحيدي است.جهاد و شهادت بازگشت عالم طبيعت به غيب و تجلي غيب است.
2-2 انسان شناختي ؛ انسان ابعاد مختلف وجودي دارد.مسئله فطرت يكي از اساسي ترين آنها است.امام با استناد به آيه 30 سوره مباركه روم فطرت را جميع معارف حق مي داند كه خداوندانسانهارا بر آنها آفريده است .در امور فطري همه مشترك است،چون فطرت از لوازم وجود در اصل خلقت انسان است. امور فطري اختصاص به طائفه اي ندارد.« فطرالناس عليها» قابل تغييروتبدل نيست «لا تبديل لخلق الله » انسانها خيال مي كنند كه با هم اختلاف دارند. احكام ولوازم فطرت مثل خودفطرت ازبديهيات مي باشد«ولكن اكثر الناس لا يعلمون»حريت،تسليم در برابر سلطان عادل وعدالتخواهي ازامور فطري هستند.(چهل حديث ،صص180-182 ،جنود،صص101،98،92و 227)انسان داراي دو نوع فطرت، اصلي و فرعي است. عشق به كمال مطلق ، فطرت اصلي استقلالي است و تنفراز نقص، فطرت فرعي است.انسان با يكي ازما سوي منقطع وبا ديگري به جمال وجميل واصل مي شود)جنود،ص303 (احكام شريعت مربوط به فطرت و براي خلاصي فطرت از حجاب ظلمت طبيعت است . عامل انحراف انسان ازفطرت،دلبستگي به دنيا،اختلاف محيط ها وعادات است. همه درجستجوي كمال هستند،اما درتشخيص مصاديق كمال مطلق،اشتباه مي كند )جنودعقل وجهل ص80 (فطرت انسان را درراه حق و حقيقت قرارمي دهد. انسان راه وصول به خير مطلق وجمال مطلق را از طريق فطرت مي پيمايد.اگرخودبيني و خود خواهي ازبين برود،انسان حق پذير مي گردد. اگر فطرت اصلي انسان از تصرف ابليس محفوظ بماند،تعليمات قرآن شريف وانبياء عظام واوليا كرام دراوجلوه مي كند (جنودعقل وجهل ص 115). جهاد در راه خدا،بازگشت به فطرت اصيل است.اين تحول انسان را از ملك به ملكوت، از طبيعت به مقام قرب و «عند ربهم يرزقون» نايل مي كند،يك شبه ره صد ساله طي مي نمايد.مجاهد با نثار جان ،مال،فرزند و عيال،چشمش به جمال الهي روشن مي گردد.
«آن كس كه تو را شناخت جان را چه كند
فرزند وعيال وخان ومان را چه كند
ديوانه كني هر دو جهانش بخشي
ديوانه تو هر دو جهان را چه كند»
در اين نوع انسان شناسي است كه سرود «شهادت هنر مردان خدا است» طنين انداز مي گردد .شهيد شمع محفل دوستان وبشريت مي شود . شهداء در قهقهه مستانه شان و در شادي وصولشان از نفوس مطمئنه اي مي شوندكه خطاب فَادخُلي في عبادي و ادخُلي جنَّت ي پروردگارشامل حالشان مي گردد. شهادت طلبي و فوز عظيم دانستن آن يك تحول انسان شناختي است.پيشرفت مسلمين در صدر اسلام مرهون فرهنگ جهادوشهادت بود.شهادت طلبي ،خود را به حلقوم مرگ انداختن براي نجات اسلام وكشوراسلامي است(صحيفه امام ج 25:16 )
شهادت و شهادت طلبي يك عمل آگاهانه،خالصانه،خدامحورانه است.شهيد جز خدا از هيچ كس توقعي ندارد ،پس هر كشته شدني شهادت وهر كشته اي شهيد نيست .مقوم شهادت فنا في الله شدن است.عشق به مرگ و شهادت يك تحول جدي دروني انسان شناختي است.امام راه علاج رهايي از قيد استبداد و ديكتاتوري داخلي و نفوذ و تسلط بيگانگان را متحول شدن مردم مي داند،اين تحول در گرو توجه به اسلام است.اسلام انسان را از عشرتكده ها به ميدان مبارزه ومجاهده مي كشاند(صحيفه امام،ج17: 227) رمز پيروزي ملت ها آرزوي« شهادت» است.( صحيفه امام ج6 صص502-503) انسان در فطرت خود سعادتمند آفريده شده است. شهادت راه سعادت و بازگشت به فطرت اصلي است. فرياد «اقتلوني اقتلوني يا ثقات ان في قتلي حياتا في حيات) »سروش،ص 499( فرياد انسان سرمست سبوي ديدار يار است .شهيد در خون خويش مي غلتد ونعره مستانه مي زند . همه عوامل زبوني، حقارت، سستي، خود باختگي ازاو مي گريزند و به شكوهي پايدار و غروري ماندگار دست مي يابد .آنان كه هستي خويش را براي وصال دوست، مهيا كرده اند، از دام هاي منيت رهيده و شيطان را در بند كشيده و او را به يأس كشانده اند(مطهري،قيام وانقلاب مهدي، ص 84 ).شهادت امتيازي است كه خداوند به انسان هاي لايق و شايسته اعطا مي كند.اين شايستگي از طريق انجام تكليف الهي حاصل مي گردد «سعادت را آنها بردند كه تكليف خودشان را ادا كردند- چه درحبس، چه در زير شكنجه، و چه بيرون از حبس» (صحيفه امام ج 10 ص 440 )آنها كه عمل به تكليف نكردند چه؟ انسان تعجب مي كند از كساني كه قاعدين دوران بودند،امروز مجاهد شده اند و از خود سوال مي كند :اينها كه عمل به تكليف نكردند،آيا سخنان امام را هم نشيده اند؟خطاب مجاهدان به ايثارگر يا مجاز است يا فرار از چون مجاهد و شهيد امتياز حهاد و شهادت را بدست مي آورد در حاليكه ايثارگر چيزي را از دست مي دهد.
مجاهده در مكتب اسلام فروش جان ناقابل خويش به خداوند عزيز و اعتلاي انسان است . شهيد با خون خود به هستي خويش، ارزش و جاودانگي مي بخشد . خون شهيد براي هميشه در رگ هاي اجتماع مي جهد. پيامبر اكرم(ص)فرمود : «فَوقَ كُلِّ ذي بِرٍّ بِرّ حتَّي يقتَلَ الرَّجلُ في سبِيلِ اللَّه فَاذَا قُتلَ في سبِيلِ اللَّه فَلَيس فَوقَه بِر» (كافي، ج 2ص)348 بالاترازهرنيكويي، نيكويي ديگري است ، تا آنگاه كه انسان در راه خدا كشته شود ، وقتي كشته شد ، بالاتر ازآن نيكويي نيست . نيز فرمود : «اجود النَّاسِ من جاد بِنَفسه و ماله في سبِيلِ اللَّه تَعالَي» ( نوري، 11 ص8 )بخشنده ترين مردم، كسي است كه جان و مال خويش را درراه خدا ،ببخشد . شهيد عاشق خدا است. علي(ع) فرمود: به خدا كه با مردن،چيزي به سر وقت من نيامد كه آن را نپسندم و نه چيزي پديد گردد كه آن را نشناسم، بلكه چون جوينده آب به شب هنگام بودم كه ناگهان به آب رسد(شهيدي، ص 284 ). حال شهيد فوق حالات عارف در شعر حافظ است كه مي گويد:
«دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند/ اندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند
چه مبارك سحري بود وچه فرخنده شبي/ آن شبِ قدر كه اين تازه براتم دادند»
(حافظ ص 114 )
امام خانواده هاي شهدا را مشعلداران راه اوليا،جانبازان را چراغ هدايت، اسرا را سرود آزادي ،مفقودين را محور درياي بيكران خداوند توصيف مي كند وعظمت شهدا را غير قابل توصيف مي داند.«شهدا شمع محفل دوستانند. شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادي وصولشان عند ربهِم يرزقون اند؛» و «از نفوس مطمئنه اي» هستند كه مورد خطاب فَادخُلي في عبادي و ادخُلي جنَّتي پروردگارند. اينجا صحبت عشق است و عشق؛ و قلم درترسيمش برخود مي شكافد) « صحيفه امام ج 21 ص147 (كلام امام بسيار پر معني است ؛ شهدا شمع محفل دوستان است نه اغيار.شهدا نورهدايت رهروان شان هستند،نه آنها كه ديروز جنازه شهدا را با انگشت نشانه مي رفتند و امروز خون آنها را مصادره مي كنند.آنها كه به دليل مملو بودن دماغشان از گنداب ماديت ،روي ازعطر مجاهدان بر مي تافتند.عشق يكي از عناصر اصلي فرهنگ جهاد است. يكي ازعلائم عشق آن است كه محب آنچه را محبوب مي پسندد ،بپسندد. پدر مجنون اورا به زيارت خانه خدا برد تا شايد از عشق ليلي دست بر دارد،ولي مجنون چون حلقه در به گرفت چنين سرود:
«در حلقه عشق جان فروشم بي حلقه او مباد گوشم .
گويند ز عشق كن جدائي كاين نيست طريق آشنايي
گويند كه خو،زعشق واكن ليلي طلبي زدل رها كن .
يارب تو مرا زياده ميلي هر لحظه بده به روي ليلي
از عمر من آنچه هست بر جا يبستان و به عمر ليلي افزاي
گرچه شده ام چو مويش از غم يك موي نخواهم از سرش كم »
(نطامي،ليلي ومجنون، 80-81 )
امام تقديراز عمل رزمندگان را به دليل بذل خالصانه بزرگترين سرمايه خود(جان) فقط در عهده اولياي خدا و الهام گرفتگان از خدا مي داند . آنچه در نزد خدا ارزش دارد،عمل از روي اخلاص است .آنچه اهميت دارد«علي حبه» (سوره انسان: 8) است . صورت عمل انسان مخلص با غير آن، يكي است، لكن محتوا دوتا است، ميزان محتواي عمل است، نه صورت عمل. شمشير علي بن ابي طالب- سلام اللَّه عليه- و ديگران فرقي ندارد، ارزش درمرتبه اخلاص اواست.اين مرتبه اخلاص است كه يك ضربت را با عبادت ثقلين، عبادت جن و انس برابر بلكه افضل مي كند(صحيفه امام ج 16 ص 197 ) .غربيان و شرقيان و غربزدگان و شرق زدگان بعد معنوي و روح عرفاني و الهي اين فداكاريها را نمي توانند توجيه و تحليل كنند؟ اينجا عمل و جسارت مطرح نيست؛ انگيزه و روح آن مطرح است. عشق به محبوب حقيقي،همه چيز را محو مي كند و هر انگيزه اي غيرازعشق به او را مي سوزاند . جز در طبقه اولياي الهي و تربيت شدگان مكتب آنان ،در كدام جنگ و نهضت ، در طول زمان و سراسر خلقت، فداكاراني مانند ايران وجود دارند. در كجا، چون مادران و پدران و همسران و خواهران و برادران و ساير بستگان اينان را سراغ داريد كه پس از چند قرباني باز براي قرباني ديگر فرزندان خود پيشقدم مي شوند. اين مكتب قرآن و اسلام راستين است؛ و اينان فرزندان اين قرآن و اين مكتب هستند(صحيفه امام ج 18 ص) 333
3-2 فقهي ؛ تكاليف الهي از ديدگاه امام دو دسته اند؛تكاليف شخصي ( خطاب شخصي) و تكاليف عمومي (قانوني).ابتدا به معيارهاي اين دو اصطلاح مي پردازم:خطاب شخصي ويژگيها و نشانه هايي از اين دست دارد:همواره روشن و جزئي است.آگاهي و توانايي مكلف برانجام و يا ترك آن شرط اساسي است.مخاطب, بايد برانگيزانده شود.هر خطابي كه اين ويژگيها را داشته باشد،خطاب شخصي است.خطابهاي قانوني و كلي با اين نشانه ها شناخته مي شوند: مخاطب، همه كساني هستند كه اين خطاب به آنان مي رسد. محدود به زمان و مكان و افراد خاصي نيست . در اين گونه خطاب،توانايي و آگاهي مخاطبان شرط صدور خطاب نيست . لازم نيست همگان از اين گونه خطاب برانگيزانده شوند.در يك سخن كلي مي توان گفت: در خطابهاي شخصي به تعداد مخاطبان,خطابي مستقل و جداگانه وجود دارد,ولي در خطابهاي قانوني, خطاب يكي و مخاطبها فراوان است (مناهج الوصول , امام خم يني ج 2 ص 27 ) .در امرهاي قانوني و كلي هدف قانونگزاري است. طبيعي است گروهي به اين قانون گردن نهند و گروهي گردن فرازي كنند. درهر صورت اين گونه امر و خطاب لغو و بيهوده نخواهد بود(مناهج، همان / 60 .) . قانون براي عالم و جاهل،تونمند وعاجز برابر است ولي دستورات شخصي وابسته به آنها مي باشد .
مبناي فقهي فرهنگ جهاد همين ديدگاه اصولي امام در بحث خطابات قانوني است.بر اساس اين نوآوري همه مكلف به مبارزه وجهاد در راه خدا واجراي احكام خدا هستند. همه مكلف به مبارزه با طاغوت وحكومت هاي غير الهي هستند.همه بايد بر اساس قدر مقدور،اهم ومهم،مصالح اسلام ومسلمين ومملكت اسلامي اقدام كنند،درغير اين صورت موآخذه خواهند شد.اگر قادر به انجام هيچ كاري نباشند معذورند نه اينكه تكليف از آنها برداشته شود.تحقق اين فرهنگ كه بر آمده از خطابات عمومي الهي است،مستلزم شجاعت و صبوري، ايثار وپايداري ، مبارزه با نفس(جهاد اكبر)،مبارزه با رژيم هاي استبدادي و ديكتاتوري واستقامت در برابرقدرت هاي شرق وغرب است. امام اين گونه مي ستايد :«صلوات و سلام بر بازماندگان شجاع و صبور شهدا و بر بندگان شايسته پروردگار،سلام بر ملت عظيم الشأن ايران كه همچون سدي عظيم در مقابل ابرقدرتان شرق و غرب استقامت كردند» (صحيفه امام ج 16 ص 246 ) شهيد چمران بعد ازذكر فجايع دشمن وبيان رشادت ها و دلاورمرديهاي رزمندگان اسلام در پاوه، اين گونه با خدا سخن مي گويد:«اي خداي بزرگ تو به من آن شجاعت رادادي كه سينه سپر بلا كنم و به استقبال شهادت بروم،و آن چنان در دل توطئه گران ايجاد رعب و وحشت كنم كه به محض شنيدن اسم من مثل مور ملخ بگريزند و از رودرروئي با من بپرهيزند» (چمران،ص108) انجام اين تكليف در سايه وحدت و همبستگي ممكن است.اتحاد ازخدا گرايي ، اختلاف و نزاع از باطن خود انسان وهواهاي نفساني بوجود مي آيد.پيروزيها در اثر انسجام تمام قوا با نقشه واحد و فكر واحد نصيب مي شود. حفظ انسجام و وحدت ضروري وتزلزل در اين امر الهي از بزرگترين اسباب شكست و از هم پاشيدگي است.فرهنگ جهاد برآمده ازوحدت همه مردم درانقلاب و بنيانگذاري نظام جمهوري اسلامي بود. وحدت عامل همدلي ودلگرمي مجاهدان است.زنان و مردان،شهري وروستائي و عشاير وخانواده ها فداكارانه مشاركت كردند. امام اين گونه از آنها تجليل مي كند:«درود اولياي حق در طول تاريخ بر رزمندگان راه هدف؛ از ارتش و سپاه و بسيج و ديگر فداكاران قواي مسلح نظامي و انتظامي و عشايري و مردمي، و آفرين بر مادران و پدران متعهدي كه چنين فرزندان سلحشور وعاشقي را دردامن پربركت خود تربيت نمودند» (صحيفه امام ج 16 ص 202، (246
قرآن كريم يكي از ويژگي هاي برجسته انسان هاي مؤمن را حضور در عرصه رقابت سازنده و مفيد معرفي مي كند. مسير مسابقه «صراط مستقيم» مسافت از ملك تا ملكوت وجايزه مسابقه غفران ورضايت الهي است.مثل همه مسابقه ها اول سرعت مي گيرند ، «اولئك يسارِعونَ في الخَيرات)»مؤمنون /61) سپس سبقت مي جويند «فَاستَبِقُوا الخَيرات» ، (مائده/48 ) مسابقه براي طلب مغفرت و جلب رضايت خدا صورت مي گيرد «سابِقُوا الي مغفرَه من ربكُم» (حديد/21)قرآن كريم مسابقه و رقابت سالم را ارج مي نهند « و السابِقُونَ السابِقُونَ، اولئك المقَرَّبون »(واقعه/ 10-11) و پيشگامان پيشگامند، آنها مقرّبانند! حال كه انسان ناگزير از رقابت است، بدون ترديد يكي از زمينه هاي مسابقه جهان ، برداشتن موانع رشد و تكامل معنوي جامعه است و آن نيازمند فداكاري ، از خود گذشتگي و ايثار جان و مال و آمادگي براي استقبال از جهاد و شهادت است . انسان در ميدان مبارزه حق و باطل براي دفاع از آرمان هاي اصيل معنوي ، كه بالاترين درجه خير و نيكي است سرعت مي گيرد و براي درك شهادت و مغفرت ورحمت الهي ازهمديگر سبقت مي جويد.همه سرعت كنندگان ورقابت كنندگان راه خدا برنده هستند.اين مسابقه بازنده ندارد ،كشته شود يا بكشد پيروز است .« احدي الحسنيين »حضور دائمي و خستگي ناپذيرمردم درصحنه ها، و آمادگي و فداكاريهاي خالصانه آنها درطول سالهاي پرفرازونشيب انقلاب وهشت سال دفاع مقدس آنها را در مقابل رژيم تا دندان مسلح ومورد حمايت مستكبران و عراق مورد تاييد نظامي، انساني،امنيتي واطلاعاتي غرب وشرق وكشورهاي منطقه به پيروزي رساند. حضور دائمي بود كه مهر افتحار بر پيشاني ملت ايران در عرصه داخلي وبين المللي زد ولكه ننگ جنگ هاي ايران وروس را در قرن 19 وپيمان هاي تركمانچاي وگلستان را پاك كرد.
3- نقش
مهمترين نقش جهاد و شهادت حفظ و تقويت ارزشها ي الهي – انساني است.در نظام توحيدي ،حاكميت الهي ارزش است و جهاد در ميادين مختلف براي تحقق آن هنجار است.منشاء ارزشها نظام باورها و منشاء هنجارها نظام ارزشها مي باشد.ارزشها نگرش انسان ها را درباره خوبي، بدي، مطلوبيت وعدم مطلوبيت امور مادي و ماوراء مادي تعيين مي كند.قواعد و هنجارها ناظر براعمالي هستند كه براي دستيابي به آن ارزشها بكار مي روند. لكن كشته شدن در راه خدا ارزش – هنجار است.از حيث اينكه لقاء الله است، ارزش مي باشد و از حيث اينكه جهاد شيوه نيل به لقاي خداوند است، هنجار است.ارزشها سازه هاي جامعه هستند (منشاءالهي داشته باشند يا انساني)از ديدگاه جامعه شناختي نظام ارزشي جامعه اساس كنش و كاركرد جامعه را تشكيل مي دهد.بدون آن جامعه را هرج مرج مي گيرد.نظام ارزشي جامعه الگوهايي را بوجود مي آورند كه يكپارچگي اجتماعي را حفظ مي كند.نظام ارزشي جامعه پاره ارزشها و ارزش هاي خاص را سامان مي دهد(چيتامبار1373: 199-200) بنابراين جهاد وشهادت به عنوان ارزش -هنجارمنشاء همبستگي اجتماعي و شكل گيري تصور جمعي و تشكيل سرمايه اجتماعي است.جهاد حافظ ارزشهاي مشترك و آنها عامل بقا و حيات جامعه هستند.جهاد خودباوري و هويت ديني و جمعي را شكل مي دهد.نمادهاي جهاد(شخصيت ها،مراسم،مساجد وساير نمادها) عامل همبستگي اجتماعي هستند.
4- غايت
جهاد وشهادت غايات واهداف مختلف دارد؛يكم،هدف سياسي آن،درهم كوبيدن دستگاه ستم وبرپائي حاكميت الله مي باشد.جهاد روحيه ظلم ستيزي،عدالت طلبي،سلطه گريزي و سلطه ستيزي را در بين اقشار مختلف ،خصوصاّ جوانان ايجاد مي كند. امام درتجليل از شهيدان و رزمندگان فرمود: « با قدرت الهي دست تبهكاران داخلي و خارجي را از تجاوز به ميهن اسلامي قطع كردند» (صحيفه امام ج 16: 246) ايشان در تجليل از شهيدان پانزده خرداد آنها را با شهداي كربلا مقايسه كرد وفرمود:« محرم چه ماه پر غائله اي،و چه ماه خوني،وچه ماه حماسه آفريني .ماهي كه دستگاه شاهنشاهي بني اميه را درهم كوبيد، وماهي كه رژيم شاهنشاهي 2500 ساله جنايتكاران را درهم پيچيد»(صحيفه امام ج 8ص51) جهاد و شهادت فرقان حق وباطل،دستگاه ديكتاتوري ونظام عدل،ايمان ونفاق است«شهادت سيد مظلومان وهواخواهان قرآن در عاشورا،سر آغاززندگي جاويد اسلام وحيات ابدي قرآن كريم بود، آن شهادت مظلومانه و اسارت آل الله تخت وتاج يزيديان را كه با اسم اسلام اساس وحي را به خيال خام خود مي خواستند محو كنند، براي هميشه به باد فنا سپرد وآن جريان ،سفيانيان را از صحنه تاريخ به كنار زد، اين شهادت دلاورانه ملت مظلوم ايران تخت وتاج پهلويان وجريان پهلوي صفتان را كه با اسم اسلام مي خواستند اسلام را از صحنه خارج نمايند وافكار غرب ونشخوار آمريكا را جانشين وحي كنند،از تاريخ ايران بيرون راند.در حقيقت دستاورد 15 خرداد 42 پيروزي 22 بهمن 57 بود (صحيفه امام ج 14 ص 403 )امام قيام پانزده خرداد 42 را پرتوي از قيام عاشورا و از ثمرات بي شمار ثارالله،انقلاب اسلامي ايران را از ثمرات قيام پانزده خرداد وانقلاب اسلامي را مقدمه وقوع جنبش عظيم مستضعفان وستمديدگان عالم براي تحقق آرمان بزرگ قرآني وحاكميت صالحان ومتقيان وشكست نهائي بساط مستكبران جهان دانسته واز قدرت الهي بعيد نمي داند كه «آفاق را به جلوه الهي ولي الله الاعظم صاحب العصر ارواحنا له الفداء روشن فرمايد وپرچم توحيد وعدالت الهي رادر عالم بر فراز كاخ هاي سپيد وسرخ مراكز ظلم والحادوشرك به اهتزاز در آورد «وما ذلك علي الله بعزيز) » ابراهيم: 20) (صحيفه امام ج 17 ص 480-484)
دوم،حفظ نظام اسلامي و تقويت«مكتب اخلاص و ايثار، جمهوري اسلامي را بيمه كرد» (صحيفه امام ج 16،197)جهاد و شهادت دوعنصردر حفظ، تداوم و تقويت مكتب حيات بخش اسلام در طول تاريخ بوده است.دركلام منسوب به سيد الشهدا(ع) آمده :«ان كان دين محمد لا يبقي الا بقتلي فياسيوف خذيني» اگر دين خدا باقي نمي ماند مگربا كشته شدن من،پس اي شمشيرها مرا دريابيد.امام فرق مكتب اسلام با مكتبهاي انحرافي و الحادي را ، شهادت طلبي و شهادت مي داند. خداوند دين را هم توسط فاجران وهم مومنان تاييد و تقويت مي كند، در حديث است كه »لَا يزَالُ يؤيد هذَا الدينُ بِالرَجلِ الفاجر« با مردهاي فاجر- به اراده خدا- اين دين ما تأييد مي شود. محمد رضا مرد فاجر، خواهي نخواهي اين دين به واسطه او تأييد شد؛ براي اينكه هر چه ظلم بيشتر باشد و هر چه ستمكاري بيشتر باشد، دين عدل بيشتر تأييد مي شود.دين عدل با اعمال ظالمانه ظالم تأييد مي شود. دين موسي با طغيان فرعون تأييد شد. دين رسول اكرم با طغيان ابو سفيان تأييد شد. دين اسلام با طغيان،عصيان،جور و ستم محمد رضا تأييد شد. دين خدا توسط مومنان هم تأييد مي شود .اين انقلاب و نهضت بايد زنده بماند. زنده ماندنش به اين خونريزيها و شهادت ها است . در عين حال امام كشتن انسان ها توسط جابران را نشانه ناتواني و بي.دليل اينكه عمل - منطقي آنان مي داند)صحيفه امام ج 7 ص 182-183) ظالم دين را تاييد ،قيام حق طلبان براي مبارزه با ظلم است.حهاد در راه خدا قيام عدالت خواهانه ،آزادي طلبانه و استقلال جويانه در مقابل ظلم،استبداد و وابستگي است.اين نوع قيام عامل هواخواهي ،جوشش و شكل حركت اجتماعي وهمبستگي اجتماعي و روح جمعي در مقابل ظالمان،مستبدان است.
سوم،عامل تربيت ،جهاد و شهادت مجموعه اي از باورها،ارزش ها و رفتارها است،مجاهد قائل به ما بعد اين عالم طبيعت، عالمهاي بالاتر و نورانيتر از اين عالم است. مؤمن در اين عالم در زند ان است، و بعد از شهادت از زندان بيرون مي رود.به همين دليل طالب شهادت است.آنهايي كه به خدا اعتقاد ندارند،آنها از شهادت مي ترسند. شاگردان مكتب توحيد از شهادت نمي هراسد(صحيفه امام ج 7 ص 182 ).جهاد و شهادت ، منشأ تربيت انسان مجاهد وشهيد است. پويندگي وجاودانگي او است .حقيقت وجود او را تبيين و تفسير مي كند .در فرهنگ جهاد جبهه هاي جنگ دانشگاه انسان سازي تلقي مي شود،نه هدر دادن جان. ميادين نبرد عرصه معرفت نفس و عبوديت در برابر حضرت حق مي گردد.سنگرهاي مبارزه تبديل به محراب ومسجد مي شود . مجاهد» و ما خَلَقت الجِنَّ و الانس الاَّ ليعبدونِ« (ذاريات/56) را تفسير كرده وعينيت مي بخشد »عبوديت نهايت و اوج تكامل انسان و قرب او به خدا است )« مكارم،22/387) انسان پس از گذراز گردنه هاي صعب العبور ،به محضر حضرت حق بارمي يابد و مشمول عنايت خاص او مي شود .شهيد و مجاهد اين راه را در يك لحظه طي مي كند. برخي،بسان عنكبوت خود را در تارهايي كه مي بافند،زنداني مي كنندو پيوسته كاخ هاي خيالي خود را براي صيد موجودات ضعيف زينت مي بخشند ، غافل از آنكه سست ترين خانه ها ، خانه عنكبوت است)عنكبوت/41 (اينان زنداني خويش اند. طبيعت،جامعه و تاريخ را در قالب ذهن ناتوان خويش تفسير مي كنند . اهل هجرت، حركت ، سازندگي ، ارتباط با مردم و مشاهده حقايق عالم نيستند . اما گروهي از انسان ها ، اهل حركت و هجرتند و لحظه اي آرام نمي گيرند و ايستايي و سكونت را موجب مرگ و خواري مي دانند. سرود :
»ما زنده از آنيم كه آرام نگيريم موجيم كه آرامش ما در عدم ماست«
سرمي دهند.امام به ملت و رزمندگان ايران،وعصري كه در آن قرار گرفته افتخار مي كند وبه اخلاص آنها غبطه مي خورد.اخلاص وتزكيه نفس را مهمترين وجه تمايز آنها با دشمن تلقي كرده،آنان را برندگان و ديگران را ماندگان از اين غافله مي شمارد.امام ملت ايران را در دنيا بي نظير ارزيابي مي نمايد)صحيفه امام،ج 16 ،ص199 (قسم نامه شهيد دكتر چمران روشنگر فرهنگ جهاد و شهادت است كه،بعد از آزادسازي پاوه مي سرايد.از اين زاويه همه چيزمقدس مي گردد و مصداق »ما رايت الا جميلاّ« مي شود و نشان دهنده اوج تربيت و تزكيه نفس است:
»قسم به پاوه و مقاومت بي نظيرش،و اراده آهنينش،و شهيدان خونين كفنش. قسم به كردستان و كوه هاي بلندش ودره هاي عميقش،به درد وحرمانش، به مردم فداكار و با وفايش.قسم به ايران وتاريخ پر افتخارش.قسم به اسلام ورسالت مقدس خدائي وجاودانيش.قسم به امام امت،و فرمان منقلب كننده(فرمان امام براي آزادسازي پاوه ) و معجزه آفرينش،قسم به اراده آهنينش و ايمانش و عرفانش.قسم به فرياد الله اكبر پاسداران. قسم به عرق جبين رزمندگان در زير آفتاب سوزان . قسم به سنگريزه هاي كوههاي بلند كه از زير پاي تكاوران مهاجم فرو مي ريزد . قسم به گلوله سوزان ، قسم به جسارت و فداكاري. قسم به فرياد رعد آساي دليران. قسم به هجوم صاعقه وار رزمندگان. قسم به ضجه كودكان معصوم. قسم به درد سوزان رزمندگان مجروح. قسم به خون شهيدان. قسم به اشك يتيمان. قسم به آه بيوه زنان. قسم به خون. قسم به شرف. قسم به شهادت . قسم به انقلاب. قسم به رسالت. قسم به خدا.كه تا آخرين قطره خون خود عليه دشمنان داخلي و خارجي مي جنگيم و از انقلاب مقدس اسلامي ايران و استقلال اين آب و خاك پاسداري مي كنيم،و تا استقرار حكومت حق وعدل در سرتاسرعالم وتا نابودي كامل طاغوتها وشيطانها دست از مبارزه بر نمي داريم و خداي بزرگ برآنچه مي گوييم شهيد وشاهد است) چمران،ص 139-140 (
5- چالش ها وآسيب شناسي
فرهنگ جهاد و شهادت مثل همه فرهنگها داراي چالش ها وآفات و آسيب مي باشد:
1-5 چالش ها،ناشي از مسائل اجتماعي هستند و به شرايطي اطلاق مي گردد كه قابليت تبديل شدن به فرصت و تهديد را دارد .به دو مورد از چالش هاي فرهنگ ايثار و شهادت اشاره مي شود:
1-1-5 تغييرات نسلي، و افزايش جمعيت جوان يك چالش است .اگر نهادهاي تعليم و تربيت و رسانه ها به توانند فرهنك ايثار و شهادت را به شيوه صحيح به نسلهاي بعدي انتقال دهند و در وجود آنها نهادينه نمايند به فرصت تبديل مي شود.اگر فرايند تربيت ،اجتماعي شدن و فرهنگ پذيري صحيح صورت نگيرد،شكاف هاي نسلي تبديل به شكاف نسلي ،نه تنها تهديد بلكه آسيب مي گردد.حال چند سوال مطرح مي شود:آيا نهادهاي تعليم و تربيت فرهنك ايثار و شهادت را انتقال مي دهند؟ آيا عملكرد مسئولين متناسب فرهنگ ايثار وشهادت است؟ آيا تفكر ايثار و شهادت در قاموس فكري فعلي جامعه جايگاهي دارد؟.ظاهرا گذر زمان فرسايش گر است.
2-1-5 جهاني شدن،پنج بر داشت از جهاني شدن وجود دارد:يكم؛جهاني شدن به معني بين المللي شدن 5 و صفتي براي توصيف روابط برون مرزي كشورها و توسعه مبادلات بين المللي و وابستگي متقابل، دوم؛آزادسازي 6 و فرايند برداشته شدن محدوديت ها و بوجود آوردن اقتصاد جهاني آزاد و بدون مرز و يكپارچگي اقتصادي بين المللي،سوم؛به معني جهان گستري 7 و ادغام فرهنگ هاي روي زمين در يك فرهنك انسان گرايي 8،چهارم؛به معني غربي شدن 9 و غربي كردن و يا نوگرايي 10 به شكل غربي، پنجم؛به معني قلمروزدايي 11 و تجديد شكل بندي جغرافيايي،به طوري كه فضاي اجتماعي برحسب سرزمين،فاصله هاي ارضي و مرزهاي سرزميني شناسايي نمي شود ) . شولت 7-8) ديدگاه دوم،سوم وچهارم آسيب است، اما اول و خصوصا پنجم چالش است.در صورتي كه فرهنگ ايثار و شهادت درست ساماندهي و الگومند گردد وبا شيوه هاي صحيح به نسلها منتقل يابد، به دليل اينكه بر اساس فطرت انسان و كمال جويانه است در مواجه با فرهنگ هاي ديگر پيروز ميدان خواهد بود.بنابراين جهاني شدن فرصت مي باشد.در غير اين صورت جهاني شدن تهديد است.
2-2-5 آسيب شناسي ،آسيب در علوم انساني به شر ايط بيمارگون ونا بهنجار ارزشي،اجتماعي،اقتصادي وسياسي اطلاق مي گردد كه مانع جدي در سر راه تحول و تعالي جامعه است )ساروخاني 716 ).آسيب شناسي ،شناخت دلائل و عوامل شرايط بيمارگون و نابهنجار،مطالعه شرايط درمان و پيشگيري و بهسازي و يا رفع آن آسيب ها مي باشد.در زير به برخي از مهمترين آنها اشاره مي كنيم:
1-2-5 نفس گرايي؛نفس گرايي سه مظهر مي تواند داشته باشد.اين سه به طور دائم دامن گير انسان است. اگر غالب شدند،همه چيز فراموش مي گردد:يكم، غفلت ؛غفلت باعث گمراهي از هدف و راه مستقيم است.غفلت انسان را به ترك بندگي الهي وبي توجهي به مفاسد اجتماعي و سياسي مي كشاند.غفلت بصيرت را ازانسان مي گيرد وسهو ونسيان ومشغوليت از اهداف و آرمان ها را در پي دارد(ريشهري 391 ). امام پس از فتح خرمشهر به رزمندگان هشدار مي دهد »هان اي فرزندان قرآن كريم ونيروهاي ارتش و سپاهي و بسيج و ژاندارمري و شهرباني وكميته ها وعشايرونيروهاي مردمي داوطلب وملت عزيز، هوشيار باشيد كه پيروزيها هرچند عظيم وحيرت انگيز است شما را از ياد خداوند كه نصر و فتح در دست اوست غافل نكند وغرور و فتح شما را به خود جلب نكند؛ كه اين آفتي بزرگ و دامي خطرناك است كه با وسوسه شيطان به سراغ آدم مي آيد و براي اولاد آدم تباهي مي آورد. و من با آنكه به همه شما اطمينان تعهد به اسلام دارم، لكن از تذكر، كه براي مؤمنان نفع دارد، بايد غفلت نكنم)« صحيفه امام ج 16 ص 258 ) غفلت انسان را به تباهي مي كشد و بي ترديد از قدرت او مي كاهد. انسان غافل ارزيابي صحيحي از قدرت خود و ديگران ندارد،حتي ممكن است توهم قدرتمندي خود وضعف ديگري داشته باشد. دوم، ترس نفس؛ امام علي (ع) فرمود»: ترس آفت است) «ريشهري22 ( دو چيز به لحاظ روانشناختي مي تواند مانع حركت انسان به سوي آرمان هاي خويش باشد.منشاء،هردوبه ترس نفس بر مي گردد. انسان گاه در اثر ترس از گرسنه ماندن وفشارهاي اقتصادي و مالي و ترس از مرگ و يا در اثر ترس از كشته شدن ،دست ازآرمان ها و خواسته هاي خود بر مي دارد .اما اگر انسان به هدف وآرمان خود ايمان داشته باشدوازكشته شدن هراس نداشته باشد،كشته شدن راه لاك شدن نداند،بلكه رسيدن به كمال و قرب الهي بداند،به هر قيمتي به راه خود ادامه خواهد داد. امام در 21 شهريور 1357 خطاب به ملت ايران،شهادت را بزرگترين معامله با خدا مي داند.خود آرزوي شهادت وكشته شدن مي كند.بشارت به سقوط رژيم مي دهد و توصيه مي كند از كشته شدن نهراسيد ومغازه ها وكسب وكار خود را براي تسريع در سقوط رژيم تعطيل كنيد ».در تقويت روحيه وايمان كساني كه ضعيفند بكوشيد كه روزي دست خداست.چند روز تعطيل كسب وكار براي رضاي خدا كسي را از گرسنگي نمي كشد،عزت وثروت دست خداست .از مرگ نهراسيد كه حيات وممات به دست خداست.تعطيل را ادامه دهيد كه فرج نزديك است« (صحيفه امام ج 3 ص462-463) سوم،حب نفس وخودخواهي؛ اساسا دو نوع حب بيشتر نيست،حب الله و حب النفس .حب خدا نيكوكاري،تعهد و تقوي، صبوري، توكل، عدالت و مجاهده در راه خدا را در بر دارد وحب نفس فساد و افساد،اسراف و استكبار را در پي دارد( بقره 195،نحل23،مائده42 و64) امام تنها راه اصلاح دو جهان را قيام ، براي خدا مي شمارد.قيام براي خدا ابراهيم را به مقام خليل الرحمن، موسي را به ميقات محبوب رساند و به مقام صعق و صحو و خاتم النبيين- صلي اللَّه عليه وآله -را به مقام قاب قوسين أو أدني رساند وبر دشمنانشان پيروز كرد.خودخواهي و ترك قيام براي خدا ما را به اين روزگار سياه رسانده و همه جهانيان را بر ما چيره كرده و كشورهاي اسلامي را زير نفوذ ديگران درآورده است. قيام براي منافع شخصي، روح وحدت و برادري را در ملت اسلامي خفه كرده است. قيام براي نفس عامل تمام مفاسد عقيدتي، اخلاقي،اجتماعي،سياسي وعلمي است ( صحيفه امام، ج 1، ص21-22)
2-2-5 مصلحت گرائي پراگماتيستي؛ مصلحت در متن انديشه ديني قرار دارد، اما مصلحت پراگماتيستي با انديشه هاي امام منافات دارد.پراگماتيسم درزبان فارسي به عبارات مختلف مانند؛ عمل گرايي،مصلحت گرايي،مصلحت انديشي ومكتب اصالت عمل ترجمه شده است .دراين ديدگاه نتايج عملي معيار »حقيقت« است. برخلاف خرد گرايي حقيقت به »مطابقت با واقع «تفسيرنمي شود؛بلكه حقيقت چيزي است كه نتيجه ايعملي ورضايت بخش در پي داشته باشد.بنابراين حقيقت نه يك چيز عيني مطلق وثابت بلكه درگرو شرايط زمان ومكان خواهد بود .سودمندي ونتيجه بخشي معيار صحت ودرستي تصميمات و اعمال تلقي مي گردد. دواصل اساسي پراگماتيسم عبارتند از:اصل پراگماتيك : اين اصل رابطه عليت را معلول عادت ذهني ما مي داند.معتقد است،طبيعت از عنصر تصادف محض تبعيت مي كند.اين تصور ما است كه به اشيا قانونمندي مي بخشد.به عقيده پيرس معناي يك مفهوم عبارت است از ،پيامدها وآثاري كه آن مفهوم در پي دارد. اصل حقيقت: ويليام جيمز اصل پراگماتيك پيرس كه يك روش بود به نظريه حقيقت مبدل ساخت.پيرس تاكيد كرد كه »طبيعت، اعتبار خويش را مديون ما است« جيمز تاكيد كرد كه پس ، حقيقت آن چيزي است كه اعتقاد به آن براي ما مفيدتر وبهتر است.تصورات وتجارب ما تا آنجا حقيقي هستند كه ما را دررسيدن به نتايج مطلوب ياري رسانند(بيات،همان صص83-88) در مصلحت گرايي پراتيك جهاد و شهادت بي معني و بيهوده است. مصلحت در انديشه ديني ،مصلحت براي تكليف است و در انديشه پراتيك تكليف براي مصلحت است. تكليف در دين به معناي موظف بودن در مقابل تعاليم الهي و تبعيت كردن از اوامر و نواهي پرودگار است. مكلف انساني است كه طالب طلب الهي)امر و نهي) مي باشد »خواست خدا هرچه هست ما در مقابل آن خاضعيم وما تابع امرخدائيم).« خميني،پيام استقامت ص18) پراگماتيست باور،ارزش و رفتار خاص دارد،خود يك حوزه فرهنگي است ويك آفت ،مانع و رقيب جدي براي فرهنگ جهاد و شهادت مي باشد.
3-2-5 بي توجهي به اصحاب جهاد و شهادت ؟!
6- بحث و نتيجه
جهاد و شهادت يك فرهنگ است،نه يك رفتار مقطعي.اين فرهنگ يك فرق اساسي با ساير فرهنگ ها دارد ،آن وجود عنصر انگيزه الهي نهفته در آن است.مثل همه فرهنگ ها داراي پايه هاي اعتقادي،انسان شناختي، ارزشي، معرفتي،رفتاري وآثار تمدني است،اما اين مفاهيم را نمي توان به عبارات تيلور در تعريف فرهنگ تقليل داد.فرهنگ جهاد محصول جهان شناسي،انسان شناسي،نظريه فقهي و غايت شناسي خاصي مي باشد. جهان شناسي فرهنگ جهاد جهان بيني توحيدي» ازاوئي و به سوي اوئي « است.در اين جهان بيني است كه انسان سرود» الهي هبني كمال الانقطاع اليك و «...مي خواند .جان باختن ، از خود گذشتن در اين جهان بيني مفهوم پيدا مي كند.اين مفاهيم در جهان بيني هاي مادي يا دروغ است ياجهل انسان داراي دو نوع گرايش فطري متعالي و گرايشات غريزي سفلي است. تجلي و فعليت گرايشات فطري و تمايلات نفساني انسان در اثر تعليم و تربيت ورود به صراط مستقيم و انحراف به بي راهه هاي »ضالين و مغضوب عليهم «نتيجه مي دهد . فطرت انسان را در راه حق خواهي وحقيقت جويي قرارمي دهد.انسان راه وصول به خيرمطلق را از طريق فطرت مي پيمايد. تعليمات قرآن،انبياء و اوليا در او جلوه مي كند. خودبيني و خود خواهي انسان را از حق روي گردان مي كند.
امام خطابات شرعي را به خطابات قانوني و خطابات شخصي تقسيم مي كند. فعليت يافتن دومي مشروط به شرايطي مثل علم،قدرت به طور كلي مشمول موارد حديث رفع قلم است ،اما خطابات قانوني به هيچ شرطي مشروط نيست. همه مكلف به انجام آن هستند و اگر نتوانستند معذورند نه بدون تكليف .امام مبارزه با ظلم و طاغوت وتلاش براي اجراي احكام الهي را از خطابات قانوني مي داند .از نگاه فقهي فرهنگ جهاد،فرهنگ ايفاي تكليف است.اين تكليف دو جهت سلبي و ايجابي دارد .از جهت سلبي مبارزه با انحرافات فكري، ظلم،فساد اجتماعي، سياسي،اقتصادي و...داخلي ومبارزه با دخالت ها و تهاجم بيگانگان در امور داخلي،مرزهاي عقيدتي،فرهنگي و جغرافيايي است و از جهت ايجابي مجاهده براي تاسيس حاكميت الله و اجراي احكام الهي مي باشد.از نظر جهان شناختي تجلي توحيد در وجود فرد و جامعه مي باشد .از لحاظ انسان شناختي ميادين جهاد عرصه ظهور فطرت اصيل انسان است. هستي شناسي ،انسان شناسي و ارزش شناسي و نظريه فقهي امام هماهنگ است.در يك جامعه توحيدي - اسلامي با تحقق اين فرايند معرفتي - تربيتي،نشاط و همبستگي اجتماعي براي تحقق آرمانهاي الهي شكل مي گيرد.سرعت و سبقت به سوي خير بدون حسد و تنازع در وجود انسان ها نهادينه مي گردد و يك تصور مشترك و يك روح جمعي »سرمايه اجتماعي« كه يك نوع ثروت نامحسوس اجتماعي است،توليد مي شود.با تراكم وآزاد شدن اين انرژي اصلاح و انقلاب، تاسيس نظام سياسي،توسعه وتعالي)سياسي–اجتماعي-فرهنگي -اقتصادي( و امنيت رواني و اجتماعي در سطوح مختلف داخلي، منطقه اي و بين المللي به تصديق مي رسد.اين سرمايه از يك سو ريشه در باورها و ارزشهاي مردم ،از سوي ديگر ريشه در هنجارهاي برآمده از آن باورها و از سوي سوم ريشه در شرايط اجتماعي و سياسي دارد. دانش سرمايه اجتماعي كه امام از طريق فرهنگ جهاد توليد مي كند از ديالوگ ذهن و عين مشخص بوجود مي آيد و زمينه هاي رشد دنيا و آخرت و جامعه را تامين مي نمايد.اخلاص،تقوا وايمان را دروجود مردم نهادينه مي كند. همبستگي اجتماعي،اعتماد اجتماعي و مشاركت اجتماعي و سياسي بوجود مي آورد.اميد،نشاط وخودباوري را به رگ هاي اعضاي جامعه تزريق مي كند. با خود خواهي،مفاسد اجتماعي ونظام هاي طاغوتي به مبارزه بر مي خيزد .در پي حصول اين معرفت است كه جامعه »توبه كنندگان،عبادت كنندگان،سياحت كنندگان،ركوع كنندگان،سجده كنندگان، آمران به معروف،نهي كنندگان ازمنكرو حافظان حدود الهي شكل مي گيرد« (سوره توبه111 ( اين سرمايه اجتماعي ،يك سرمايه اجتماعي متعاليه است.به دليل اين كه منافع دنيا و آخرت انسان را تامين مي كند در مقابل سرمايه اجتماعي رايج در كشورهاي غربي كه از نوع متدانيه است ، براي اين كه فقط به منافع مادي مي پردازد.اين فرهنگ با دو چالش جهاني شدن وتغييرات نسلي و با دو آسيب نفس گرايي و مصلحت گرايي پراتيك مواجه است.امام توانست مجموعه باورها و ارزش ها و رفتارهاي ملت ايران را تغييير دهد و يك سرمايه اجتماعي با پشتوانه عقيدتي براي بر اندازي نظام طاغوت وتاسيس جنبش آفريني(انقلاب)،بنيانگذاري(تاسيس نظام سياسي)، تقويت كننده،و حافظ و تداوم گر سرمايه اجتماعي همبستگي و نشاط اجتماعي فرهنگ جهاد و شهادت نظريه فقهي انسان شناسي جهان شناسي نظام جمهوري اسلامي واداره بحران هاي پيش آمده بوجود آورد .شكل زير رابطه باورها،ارزشها،معارف و كنش ها را نشان مي دهد:
يادداشت ها:
1- culture
2- holy war
3- egoiso
4- egotism
5- internatoinalization
6- liberlization
7- universalization
8- humanism
9- westernization
10- modernization
11- deterritorialization
منابع
- قرآن كريم
- بانوي اصفهاني سيده نصرت امين ،مخزن العرفان در تفسير قرآن، ج 12 تهران ،نهضت زنان مسلمان ،1361
- بيات،عبدالرسول وديگران،در آمدي بر مكاتب وانديشه هاي معاصر فرهنگ واژه ها،قم،موسسه انديشه وفرهنگ ديني ، 1381
- چيتامبار،جي.بي،مقدمه اي برجامعه شناسي با تاكيد برجامعه شناسي روستائي ،مترجم احمد حجاران/مصطفي ازكيا،تهران،نشرني، 1373
- چمران،مصطفي،كردستان،بيجا،بيتا.
- حافظ، شمس الدين محمد، ديوان حافظ، به اهتمام جهانگير منصور، تهران، نشر دوران، 1380
- خميني،روح اله،شرح حديث »جنود عقل وجهل« ،تهران،موسسه تنظيم ونشر آثارامام خميني) ره(،1382
- خميني،روح اله ،پيام استقامت پيام حضرت امام به حجاج بيت اله الحرام ، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي، 1367
- خميني،روح اله،شرح چهل حديث)اربعين حديث(،تهران،موسسه تنظيم ونشر آثار امام خميني(ره)، 1373
- خميني،روح اله،صحيفه امام، تهران،موسسه تنظيم ونشر آثار امام، مجلدات ( 12 ،14،16،17،18،21، 10، 3،6،7،8 ، 1(
- خميني،روح اله،مناهج الوصول الي علم الاصول،ج 2،تهران،موسسه تنظيم ونشر آثار امام خميني، 1373
- روح الاميني،محمود،زمينه فرهنگ شناسي،تهران،انتشارات عطار1368،
- ري شهري،محمد،منتخب ميزان الحكمه،تلخيص سيد حميد حسيني، قم، مركز چاپ و انتشارات، 1380
- ساروخاني،باقر،دايره المعارف علوم اجتماعي،تهران،انتشارات كيهان، 1370
- سروش، سيد عبدالكريم، مثنوي مولوي، تصحيح و پيشگفتار، تهران، علمي و فرهنگي،1378
- شولت،يان آرت،نگاهي موشكافانه برپديده جهاني شدن،مترجم مسعود كرباسيان، تهران،شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1382
- شهيدي، سيد جعفر، ترجمه نهج البلاغه، تهران، انتشارات علمي فرهنگي، 1377
- طريحي، فخرالدين،مجمع البحرين،ج 1،تهران،دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1367
- كليني، محمد بن يعقوب، كافي، بيروت، دارالضواء، 1371
- مطهري، مرتضي، قيام و انقلاب مهدي(عج) به ضميمه شهيد، قم، صدرا، 1367
- مكارم شيرازي، ناصر، ترجمه قرآن، قم، مدرسه امام علي(ع)، 1384
- موسسه تنظيم و نشر آثار امام،تبيان دفتر يازدهم(ايثار و شهادت)، تهران، موسسه تنظيم و نشرآثار امام خميني، 1375
- نظامي گنجه اي،الياس بن يوسف،ليلي ومجنون،تصحيح وحواشي حسن وحيد دستگردي به كوشش سعيد حميديان تهران،نشر قطره، 1378
- نوري طبرسي، حسين بن محمدتقي، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، بيروت، مؤسسه آل البيت لاحياء التراث، 1408

منبع: مجموعه مقالات همايش ملي فرهنگ ايثار و شهادت/ دانشگاه زنجان


یک شنبه 26 دی 1389  12:04 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت

عنوان : راهكارهاي تقويت فرهنگ ايثار و شهادت در بين دانش آموزان و دانشجويان
كلمات كليدي : فرهنگ، ايثار، شهادت، آموزش، دانش پژوه
نويسنده : فرانك بهمني
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
چكيده
تبيين وشناساندن فرهنگ ايثار وشهادت از مكانيزم هاي دفاعي اسلام براي تسليح جامعه در برابر هجوم فرهنگ هاي غيرخودي است. ايثارگري وشهادت طلبي نقش بسزايي درحفظ دين وارزشهاي آن واستقلال كشور ايفا مي كند . مراكز آموزشي درسطوح مختلف آن بستر مناسبي براي ايجاد ونهادينه كردن فرهنگ صحيح مي باشند زيرا از ابزارهاي نفوذ فرهنگ، تغيير نگرش در افراد آن جامعه است و قشر دانش پژوه(دانش آموزان و دانشجويان) به جهت خصوصيات روان شناختي، اثر پذيرترين گروههاي جامعه هستند كه بيشترين ومفيدترين اوقات خود را در مراكز آموزشي مي گذرانند. لذا با برنامه ريزي وسياست گذاري هاي علمي و جامع،مي توان فرهنگ ايثارگري وشهادت را دراين مراكز به سطح قابل قبولي ارتقاء بخشيد.
نگارنده دراين مقاله سعي نموده با تاكيد بر مفهوم حقيقي ايثار و شهادت و توسل به توانمندي و تاثير گذاري محيط آموزشي بر دانش پژوهان، با ارائه راهكارهايي علمي و بنيادين درجهت اين برنامه ريزي گام بردارد . روش تحقيق توصيفي- تحليلي است و نگارنده سعي كرده است با استفاده از آيات و منابع اصيل اسلامي به تبيين بحث بپردازد.
مقدمه
فرهنگ وادب هر ملتي سرمايه بي نظيري براي تثبيت نظام ارزشي وكسب استقلال و هويت جوانان ونوجوانان آن ملت است ، از سويي براي استقلال ابدي يك ملت ثبات فرهنگ براساس اعتقادات اصيل اخلاقي وباورهاي قلبي افراد آن ملت لازم وضروري است واز سوي ديگر واقعيت هاي معنوي منبع نامحدودي از نيروي ايمان، قدرت معنوي واستقلال شخصيتي وفكري را دراختيار انسان مي گذارد وانسان براساس چنين قدرت هاي معنوي مي تواند به سوي نقش آفريني مثبت در اجتماع حركت كند، ايثار كردن وقبول شهادت از برترين ارزشهاي معنوي فرهنگ اسلامي است كه درتثبيت استقلال كشور وهويت ديني و ملي آنان نقشي بي بديل دارد. ايثارمقام انساني فوق العاده باشكوهي است كه اسلام آن را ستوده وآن را درآيات و روايات متعددي بيان كرده است .الَّذين آمنُوا وهاجروا و جاهدوا في سبيلِ اللهِ بِاَموالهِمِ و اَنفُسهِم اعظَم درجةً عند اللهِ و اولئك هم الفائزونَ (توبه/2 و 3 )
آنچه در اين زمان اهميت دارد انتقال اين ارزشها ودانشهاي ديني واسلامي به نسل هاي پس از اين است ونخستين راه درانتقال فرهنگ ازيك نسل به نسل ديگر، تعليم وتربيت برخوردار از دانش ومعرفت، با استفاده از ريشه هاي ملي و بومي است .(قهرماني، 1388 ، ش 34 و 33 ، ص 32 ). ضمن آنكه تحولات پرشتاب كنوني در عرصه فرهنگ جهاني بسياري از نگرش ها و روش هاي رايج تربيت ديني ما را تغيير داده است. اما درعين حال نقش نهادهاي گوناگون اجتماعي از قبيل آموزش وپرورش ، خانواده، رسانه ها و ... درانتقال فرهنگ پايدار وصحيح ،خصوصاً ايثار وشهادت، مؤثر وپراهميت مي باشد . در اين ميان نقش دستگاه هاي آموزشي چون آموزش وپرورش كه مسئوليت ميليونها دانش آموز را برعهده دارد ودانشگاه با هزاران دانشجو، خطيرتر از همه دستگاهها ونهادهاي ديگر خواهد بود.
2- تعريف فرهنگ
مرور ادبيات واژه فرهنگ اين مطلب را به ذهن متبادر مي سازد كه تعريف روشن ومورد تواقفي در مورد فرهنگ وجود ندارد . لكن مفهوم رايجي كه امروزه از واژه مي باشد. كروبر 1 وكلاكن 2 با (CULTURE) فرهنگ برداشت مي شود فرهنگ به معناي مرور بالغ برصد وشصت وچهار تعريف از فرهنگ بيان مي دارند كه فرهنگ مجموعه اي پيچيده از علوم، دانش ها، هنرها، افكار، اعتقادات ، آداب، سنن وقوانين اجتماعي و مقررات هستند كه برجامعه حاكم است ومورد پذيرش اعضاي آن مي باشد) قهرماني، 1388 ،ص 31 و رك بيرو، 1370 ، ص 77 ).بنابراين فرهنگ عبارت است ازمجموعه ويژگي هاي، معنوي، فكري واحساسي متمايزي كه مختص يك جامعه يا گروه اجتماعي است)همان)
از سوي ديگر در تمام جوامع بشري، ارزش هايي وجود دارد كه بنيان اصلي فرهنگ آن جامعه مي باشد. اهميت وجايگاه اين ارزش ها به گونه اي است كه هر ملتي، هويت وحيات اجتماعي وسياسي خود را درپاي بند واحترام به آنها وانتقال كامل آن به نسل هاي آينده مي داند. سرزمين شكوهمند ايران با فرهنگي برخاسته از هويت ديني، پيشرو در ارائه طرحي جامع درانتقال ارزشها مي باشد وايثار وشهادت يكي از اين ارزشها است كه مقارن با تاريخ كبير آن است وپس از واقعه ي عاشورا اعتبار وارزش اين فرهنگ در نزد مسلمانان از جمله ايرانيان، مقام والايي يافته است. براي تبيين دقيق حوزه هاي فرهنگ مي توان آن را به سخت افزاري و نرم افزاري تقسيم نمود:
1- فرهنگ سخت افزاري: شامل ابزارها واشيايي كه ساخته شده وبه ارث گذاشته شده است.
2- فرهنگ نرم افزاري: شامل رسم ها، اعتقادات، علوم وهنر است وكودك ابتدا با فرهنگ سخت افزاري يعني اشيا وابزارهايي كه هر كدام معنايي دارند سروكار مي يابد وپس از رشد عقلي با فرهنگ غيرسخت افزاري يعني مفاهيم انتزاعي چون اخلاق، نژاد ، طبقه، آداب و رسوم و... آشنا مي شود وآنها را مي پذيرد وتأثير اين دو جنبه در شخصيت افراد و رفتارهاي آنان انكارناپذير است . مثلاً اختراع ابزارهاي دقيق مانند ساعت ،كامپيوترها و...سبب شده مردم دانسته ويا ندانسته به علت ارتباطي كه با اين ابزارها دارند دچار حساسيت نسبت به زمان ومكان شده اند. اندازه گيري مفهوم خاص يافته است وعملاً رفتارهاي اجتناعي ويژه اي برانگيخته است، كه در نتيجه پديده هاي فرهنگي جديدي را به دنبال آورده است. بنابراين ابعاد معنوي ومادي فرهنگ بريكديگر اثر مي گذارند واز هم اثر مي پذيرند.در تلاش براي انتقال فرهنگ ايثار و شهادت بايد به هر دو جنبه فرهنگ، سخت افزاري و نرم افزاري توجه نمود . زيرا در ارائه راهكارها ما را به تمام جوانب راهنمايي مي نمايد. 3
2-1 فرهنگ ايثار
كلمه ايثار باب افعال از ماده آثر يوثر به معناي او را بر خود برگزيد و برتري داد)جر، 1363 ،ج 1،ص 2 (اين كلمه، معناي بذل وبخشش، ترجيح دادن بعضي بربعضي ديگر، گذشت كردن از حق خود براي ديگران (رك دهخدا، 1376 ،ج 3 ،3166) علامه مهدي نراقي در جامع السعادات مي فرمايد:
»برترين درجات جود وسخاء ايثار است وآن عبارت است از جود وبخشش مال با وجود نيازواحتياج به آن. خداي سبحان درمدح اهل ايثارمي فرمايد: »ويؤِثرُونَ علي اَنفُسهِم ولَو كانَ بِهِم خَصاصه « (حشر/9) وآنان را بر خود مرجح مي دارند اگر چه خود نيازمند باشند و رسول خدا(ص) فرمود:" أَيما امرِء اشتَهي شَهوةَ فَرَد شَهوتَه و آثرَ علي نَفسه غَفرَله ." هر مردي كه چيزي را بخواهد وخود را از آن خواهش نگاه دارد وديگري را بر خود ترجيح دهد آمرزيده مي شود".( نراقي، 1384 ،ج 2 ،ص163)
بنابراين ايثارگاهي با بذل مال يا كار وتلاش بيشتر انجام مي گيرد، ودربعضي موارد ايثار با نثارجان در راه خدا صورت مي گيرد كه شهادت نام دارد. »ومنَ النّاسِ من يشري نَفسه ابتغاء مرضات اللهِ« . (بقره /207) در ميان مردم كساني هستند كه درجستجوي خشنودي خدا ازجان خويش مي گذرند. اهل بيت وشيعيان آنها همواره كوشيده اند تا حدامكان از اين فضيلت پاسداري كنند.
2-2 فرهنگ شهادت
مجموعه اي از اعتقادات وآموزه هايي كه بنيان شكل گيري روحيه ي شجاعت، مبارزه و جهاد در راه خداي متعال ونهايتاً كشته شدن در راه ايمان وعقيده است . در فرهنگ اجتماعي ،سياسي واقتصادي اسلام، ايثار واز خودگذشتگي به عنوان اوج وارستگي انسان ونشانه قرب بشر به خداوند متعال است واگر ايثار واز خود گذشتگي با نثارجان در راه خدا باشد، شهادت تلقي مي گردد، واقعه ي عاشورا، اوج ايثار و رسيدن به مقام شهادت است كه سرشار از نكات زندگي ساز براي همه انسانهاي آزاده جهان مي باشد . شهادت مرگ آگاهانه ومقّدس وهدفمند است. »ولاتحسين الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياء عندربهم يرزقون. « (آل عمران/189 ((رك جنتي،1382،ص 185وصابري يزدي،1375،ص 351 ).
2-3 تعريف تربيت
در لغت رب- رب القوم از آن قوم نگهداري كرد،رب الصبي :كودك را پرورد تا بالغ شد .(جر، 1363 ،ج 1) تربيت به معناي پرورانيدن ،آداب اخلاق را به كسي آموختن.(معين، 1371 ،ج 1،ص 1063 ) رشد دادن، هدايت كردن در مسيري مشخص وبه فعليت رساندن است ومي توان آن را پرورش دادن قواي روحي وجسمي براي رسيدن به كمال مطلوب دانست يا آنكه ايجاد كننده صفات پسنديده وملكات فاضله شمرد . مراقبت سالم از حيات درحال رشد، تغيير در شخص به منظور درك مسائل و زمينه سازي مطلوب براي استقلال فكري نيز تعريف ديگر آن است. (رك مدني، 1386 ،ص 129 و 91- رودگر، 1386 ،ص109 )

درتربيت ديني اصل بينش، گره زدن ايمان با عنصر عقل وعشق وقراردادن انسان در مسيرجذبه الهي وحيات طيبه است تا روابط انسان با خدا، خود وجهان در پرتو رابطه با انسان كامل كه مربي ومعلم حقيق است، تنظيم شود .(رودگر ، 1386 ،ص92 ) درواقع براي رسيدن به حقيقت دينداري بايستي تمامي رهنمودهاي ديني سامان يابد تا بتوان شخص را به معناي حقيقي مؤمن دانست )مدني، 1386 ،ص )
3- ارتباط نهادهاي آموزشي با فرهنگ عمومي
» آموزش « و » تدريس« در اصلاح به معناي هرگونه فعاليتي است كه از جانب ياد دهنده به منظور ايجاد يادگيري دريادگيرنده انجام شود. يادگيري هدف آموزش است . فرايندي است كه از گذر تجربه، تمرين، تغييرات تدريجي ونسبتاً پايدار در رفتار فرد به وجود مي آيد. آموزش ويادگيري معنايي عام وگسترده دارد وآموزش هاي رسمي، غيررسمي ، مستقيم وغيرمستقيم يا هرگونه تلاش به منظور ايجاد يادگيري را در برمي گيرد)رك.نصيري، 1386 )
قبلاً بيان شد كه منظورازتربيت رشد وهدايت كردن وبه فعليت رساندن قواي روحي وجسمي براي رسيدن به كمال مطلوب است. بنابراين مباني تعليم وتربيت عبارت است از : انديشه ها ونگرش هاي معرفت شناختي، جهان شناختي، انسان شناختي وارزش شناختي كه .( با واقعيت هاي نظام هستي پيوند دارند)رك ساجدي، 1386 ،ش 42 ،ص 4 )
اصول تعليم وتربيت »بايدهاي« كلي است كه از دل مباني زاده مي شوند يا قواعدي، است كه مربيان با ملاحظه مباني واهداف بايد به كار گيرند . بي ترديد تربيت انسان به هر شيوه اي ممكن نيست، بلكه امكانات ومحدوديت هاي وجودي واجتماعي، اقتصادي راهكارهاي ويژه اي را مي طلبد . شناخت مباني، مربي را دراستفاده ازقواعد واصول مناسب براي نيل به اهداف تربيتي مدد مي رساند، ضمن آنكه استفاده از شيوه و روش مناسب ما را به راهبردهاي علمي وتأثير گذار نزديك مي سازد.
بسياري از صاحب نظران علوم ديني، جامعه شناسان وروانكاران از ضعف وكمرنگي ارزشهاي ديني و اخلاقي ونيز ارزش هاي فرهنگي در برخي از محيط هاي آموزشي نگرانند. ضعف اهتمام به نماز يا نماز جماعت، دعا ومناجات وساير شعاير مذهبي وديني، عدم رعايت پوشش مناسب از سوي دختران وحتي پسران ، كم توجهي به حفظ حريم محرم و نامحرم وحدود شرعي روابط دختر وپسر، رواج پديده مدگرايي، اقبال به برنامه هاي غيراخلاقي، الگوپذيري از الگوهاي غربي ،رشد پديده شوم اعتياد وكشيدن سيگار در ميان برخي از جوانان، ضعف انگيزش علم خواهي وفاصله گرفتن از فرهنگ ايثار و شهادت طلبي ... همه از آفت هايي است كه در اثر عدم توسعه فرهنگ ديني وارزشهاي بنياديني چون ايثارگري وشهادت درمحيط هاي آموزشي و منابع آن ايجاد شده است . بنابراين سعي شده درنوشتار حاضر با توجه به امكانات موجود آموزشي ، و وضعيت دانش پژوهان، راهكارهاي ارتقاء فرهنگي درخصوص فرهنگ ايثار وشهادت ارائه وتبيين گردد.
4- راهكارهاي ترويج فرهنگ ايثار وشهادت
4-1 شناخت دانش پژوهان
اكنون مراحل مختلفي را كه متصديان واولياء آموزشي كشور وعزيزمان بايد در ترويج فرهنگ ايثار وشهادت رعايت نمايند، تا فرزندان انقلاب با فرهنگ ايثار وشهادت آشنا شده وآن را قسمتي از مقبولترين فرهنگ اجتماعي اسلام وانقلاب بدانند بيان مي گردد.
اولياء آموزشي وفرهنگي نيازمندند براي رسيدن به نتايج مطلوب در ترويج فرهنگ ايثار، ابتدا از ويژگي هاي اين گروههاي سني كاملاً آگاه گردند. زيرا معرفت اولين گام براي نفوذ درافراد است .معرفت دانش پژوهان شامل زمينه هاي متنوعي مي شود كه ذيلاً مهمترين آنها نام برده مي شود:
1- نيازهاي اساسي رواني 2- استعدادهاي اصلي 3- علائق وگرايشها 4- ويژگي هاي رشد 5- ضعفها وكاستيها.
4-2 توحيد وخداباوري
نوع ديدگاه وعقايد اشخاص ، منش اخلاقي آنها را تشكيل مي دهد. انسان آنگونه عمل مي كند كه باور دارد. بنابراين ساز وكار اصلاح مباني از بهترين راههاي اصلاح رفتار است. اصلاح مباني به معناي اصلاح باورهاي نادرست وتعميق باروهاي درست است ودر نظام اديان ابراهيمي از جمله اسلام، توحيد زيربناي اصلي اين نظام هاست.
انبياي الهي اساس خودسازي ونخستين گام در راه تربيت انسان وتزكيه نفس و در نتيجه ايثارگري وشهادت طلبي را شناخت» توحيد« وپالايش از شرك قرار مي دادند . از اين روآغاز دعوت وبن مايه تعاليم شان بر مدار توحيد وكلمه طيبه »لا اله الا الله « بوده است. » وما ارسلنا من رسول الله نوحي اليه انه لا اله األاّ انا فاعبدون « (انبياء/25( وپيش ازتوهيچ پيامبري نفرستاديم، مگر آنكه به او وحي كرديم كه خدايي جز من نيست، پس تنها مرا بپرستيد. توحيد وخدا باوري از چند جهت با مباني ايثار وشهادت پيوند مي يابد، ازجمله :ارزش بخشيدن به آن، ايجاد انگيزه براي ايثار وتداوم آن،حمايت و تاييد آن .( رك. نجارزادگان، 1386 ،ص 40 )
بسياري از مسئولين و مربيان و استادان محترم در ترويج فرهنگ ايثار و شهادت تلاش مي كنند با توجه به نگرش هاي نوين جوانان به مسائل ديني، آنها را موجه جلوه داده وبا ارزشگذاري افراطي در جوانان انگيزه ورغبت نسبت به اين آموزه پرثمر ايجاد نمايند غافل از اينكه اصل واساس دين خداشناسي است وبايد ابتدا در تعميق باور خدا تلاش نمود . شهيد مطهري مي فرمايد:
»مفاهيم اخلاقي در تربيت ديني توخالي نيستند... حق ،عدالت، ايثار، عفت، تقوا ... تمام اينها الفاطي توپر مي باشد، پايه ومنطق ومبنا دارند، اساس مطلب اين است كه ما براي اخلاق چه منطقي به دست بياوريم .آيا مي توان غير راه خداشناسي ومعرفه الله براي اخلاق، منطق مستدل پيدا كرد؟ ... پشتوانه واعتبار همه اين مفاهيم خداشناسي است . اگرايمان نباشد، اين مفاهيم مثل اسكناس بي پشتوانه است.« ( مطهري، بي تا، ص 286 و رك فروم، 1376 ،ص ( 33
در حقيقت هدايت افراد در گروه ايمان آنهاست."... وانَّ الله لَهاد الَّذينَ امنُوا األي صراط مستقيم" ( حج/54 )خدا كساني را كه ايمان آورده اند به سوي راه راست هدايت كننده است.
...» ومن يؤِمن بِاللهِ يهد قَلبه و اللهُ بِكُلِّ شَيء عليم« هركس به خدا ايمان آورد قلب او را هدايت مي كند، خدا به هر چيز داناست )رك. كليني، بي تا، ج 3 ،ص 5-74 )
بنابراين اهم وظايف نهادهاي آموزشي براي گرايش وقبول اصول ارزش اسلام از جمله ايثار وشهادت كه رسيدن به بالاترين مراتب اخلاق اجتماعي در اسلام مي باشد ،تعميق باور صحيح نسبت به خداي رحمان وصفات عالي آن است.
4-3 شناخت شناسي فرهنگ ايثارگري
شناخت شناسي فرهنگ ايثارگري نكته مهم ديگري در اشاعه فرهنگ آن است . براي ثبات واشاعه فرهنگ ايثارگري درمراكز آموزشي،اولياي تعليم تربيت وفرهنگ بايد همواره درصددغني سازي فهم ديني وشناخت، ملي باشند تا دربرابرشناخت وفهم فرهنگ غيرخودي مقاوم وفعال باشد. تاريخ با بهترين روش بيان فوق راتصديق مي كند .براي مثال شكست مغول وهضم آن درفرهنگ ايران نشان دهنده برتري اين عامل است. دراينجا بازسازي وتوجه به دوشيوه شناخت كه در( (www.shahed.isaar.ir رك ( بين دانش پژوهان نوجوان و جوان بيشترين سهم را در پذيرش فرهنگ ايثار وشهادت دارد آورده شده است.
4-3-1 شناخت از طريق پيامدهاي رفتار
زمينه هاي شكل گيري شناخت بايد روش ومستدل باشد .پيامدهاي مطلوب در گزينش رفتار تأثير بسزايي خواهد داشت وبخش عمده شناخت نوجوانان وجوانان از طريق پيامدهاي رفتار ايثارگري شكل مي گيرد، به عبارت ديگر رفتار ايثارگري وپيامد اين رفتار مبناي استناد انسانها وقبول وپذيرش توسط افراد خصوصاً جوانان و نوجوانان است .دانش آموز ودانشجوي نوجوان وجوان، با توجه با پيامدهاي رفتار استنباط مي كنند كه آيا آن رفتار با آن ويژگي فرهنگي تطبيق مي كند؟ بنابراين اگر در فرايند شكل گيري شناخت از رفتار، تعارض پيش آيد در فرد دو تمايل متفاوت وشناخت متعارض شكل مي گيرد: 1- ايثارگري خوب است اما در جامعه پيامد هاي منفي دارد پس قابل پذيرش نيست . 2- رفتارمتناقض برخي ايثارگران اين مطلب را القا مي كند كه ايثارگري تئوري اي است كه قابل اجرا نمي باشد. بنابراين بايد محيط اجتماعي ،آموزشي ما سياست گذار بهترين پيامدها در رفتار ايثارگرانه باشد تا شناخت صحيح ومثبت ايجاد گردد.
4- 3-2 شناسايي عوامل اصلي رفتار ايثارگري
در اين مرحله برجسته ترين عوامل رفتارهاي ايثارگرانه بايد به خوبي مشخص وتبيين گردد. محرك اصلي فرهنگ ايثارگري ايمان، مبارزه طلبي (جهاد)، رشادت و ازخود گذشتگي است. اگر بخواهيم اين فرهنگ حفظ شود بايد اين محرك هاي برجسته در جامعه حفظ گردد . بنابراين اولياي آموزشي و فرهنگي جامعه همواره بايد در صدد شناسايي محرك هاي اصلي رفتار ايثارگري بوده وهمان را به عنوان يك نكته محرك برجسته معرفي وتبليغ نمايند تا محرك هاي برجسته غيرخودي ونامأنوس با فرهنگ ايثارگري )مثل جنگ طلبي يا تهور و بي باكي غيرديني وجاه طلبي ( جايگزين محرك اصلي نگردد .
4-3-3 شناخت ومعرفي كاركردهاي فرهنگ ايثار وشهادت
معرفي كاركردهاي فرهنگ ايثار وشهادت به نسل امروز اهميت وارزش اين فرهنگ را تبيين مي كند و بيانگر لزوم حفظ وگسترش آن در تمام زمانها خواهد بود.فدا كردن جان براي حفظ ارزشها، عزّت بخشيدن به افراد جامعه، هم بستگي اجتماعي ، ايجاد روحيه ظلم ستيزي وعدالت طلبي در جامعه، حفظ استقلال تماميت ارضي كشور درمقابل بيگانگان، ايجاد شور ونشاط وتحرك در بين افراد جامعه همگي از كاركردهاي فرهنگ ايثار وشهادت درجامعه مي باشد كه طي برنامه هاي متفاوت بايد براي نوجوانان وجوانان تبيين گردد.
4-4 ايجاد ارتباط رفتار ايثارگرانه نسل گذشته ونسلي فعلي
درتحقيق انجام شده توسط آخوندي( 1383 )مبني بر سنجيدن پاي بندي به دفاع در مقابل تهاجم بيگانگان جهاد 77 در صد پاسخ گويان با اين ايده كه پس از جنگ آرمان هاي جنگ و رزمندگان فراموش مي شوند وبه اين دليل نبايد جبهه رفت، مخالفت كرده اند و 16/8 درصد آن هم بي نظير- گويا درترديد- بودند وتنها9/5 با اين ايده موافق بودند )اخوندي، 1383 ، ص (145يعني77% جوانان بي ترديد درزمان جنگ حاضر به ايثار و فداكاري هستند، وانگهي ايثار مخصوص زمان جنگ ودر حوزه نبرد فيزيكي با دشمن نيست وايثار درغير نبرد، گاهي از ايثار در ميدان نبرد نيز مهم تر است. فرهنگ ايثار يعني فرهنگ گذشت، فرهنگ زحمت وتلاش چنين فرهنگي درهركسي به وجود آيد بايد وي را ايثارگرناميد.
چنانچه تجلي ايثار را فقط در زمان جنگ ومخصوص رزمندگان بدانيم، هر اندازه تلاش كنيم نمي توانيم فرهنگ ايثار را به نسل امروز منتقل كنيم. ولي اگر تجلي ايثار را رد غير زمان جنگ هم صحيح بدانيم وجلوه هاي ويژه ايثار را در عصر حاضر نشان دهيم و اين تجلي را از زاييده ايثار درجبهه بدانيم، پيوند نسلي ايجاد خواهد شد. بنابراين فرهنگ ايثار و شهادت بايستي باز توليد شود ودر توليد آن، از ايثارگري هاي زمان انقلاب و جنگ الگو بگيريم، دراين صورت هم فرهنگ جبهه را به نسل امروز انتقال داديم و مناسبات نسلي را بر قرار نموده ايم وهم با توليد،فرهنگ نوين ايثار استمرارچنين فرهنگي را تضمين كرده ايم .
4-5 برنامه درسي
برنامه درسي در تربيت اسلامي وترويج ارزشهاي آن را نمي توان به عنوان جزيره اي منفصل يا كم ارتباط با ساير عناصر مرثر در ترويج فرهنگ ارزشي اسلام وايثار وشهادت تلقي كرد. در تعليم وتربيت نظام مند، برنامه درسي با سايرعناصردرهريك از مراحل طراحي، اجرا و ارزشيابي ارتباط دارد، تلاش دانشمندان تعليم وتربيت اسلامي به پيشرفت وتوسعه سياست هاي آموزشي، اهداف تربيتي، طبقه بندي وتأليف متون درسي منجر شده است. اما تعليم آموزه هاي ايثارگري وشهادت به مثابه يك نظام كه متكفل تحقق هدف هاي اصيل جامعه اسلامي است، كمتر مورد توجه بوده است . در متون تعليم و تربيت اسلامي همه عناصر تعليم وتربيت وارتباط آنها دريك چشم انداز نظامند درنظر آورده نشده وبه تربيت اسلامي به عنوان يك روش كامل زندگي پرداخته نشده است.(نلر، 1379،71-72 ). تفكر در خصوص برنامه درسي در ترويج فرهنگ ايثار وشهادت مستلزم، شناخت زواياي معرفت شناسي آن وبه ويژه مفهوم دانش ازيك سو ونظام ارزشي آن از سوي ديگر است. اكثر صاحب نظران تربيت اسلامي، برنامه درس را به عنوان محتوا در نظر آورده اند. اينان برنامه درسي را شامل فهرستي از محتوا، موضوعات يا مواد درسي تلقي مي كنند. دراين دكترين ، منشأ ومنبع دانش نقش اساسي درتعيين وتفكيك محتوا برعهده دارد.در حاليكه خداوند مصدر ومنشأ هر دانشي است ،برخلاف ديدگاه سكولار ، كه مبناي وحي را جهت تعيين وتفكيك برنامه درسي و محتواي آن نمي پذيرد "دراسلام يقين به حقيقت منزل،غيرقابل ترديد است") جوادي آملي، 1361 ،ص 43 )
برنامه درسي منتج از سيماي انسان طبيعي(مادي)، انسان وجامعه را همان طور كه هست درنظر مي آورد و غالبا در خصوص محتواي برنامه بر دانش هاي اين جهاني و نيازهاي انسان در سطح من طبيعي كه مبتني بر غرايز و اميال است،تاكيد دارد.در صورتي كه برنامه درسي منتج از سيماي انسان آرماني،محتوا را در جهت تربيت انسان و جامعه اي بهتر تدوين و سازماندهي مي كند و غالبا درخصو ص محتواي برنامه بر علوم ديني، تعاليم ايثارگري وگذشت، شهادت واز خودگذشتگي جايگاه ويژه اي دارد زيرا بر رشد وتكامل معنوي وآرمان هاي اصيل انساني سروكار دارد. (رك Haque،1993،ص37.(
بنابراين در تدوين برنامه درسي جامع ومتوجه به ارزشهاي اسلامي (ايثارگري وشهادت طلبي) لازم است به جهت گيري سيماي انسان طبيعي وآرماني توجه شود تا شكاف بين طبيعت با آرمان و واقع با ممكن با حداقل برسد. بايد وسعت هاي وجودي آدمي آن طور كه هست به عنوان مبنايي جهت تربيت انسان آن طور كه بايد به كار گرفته شود.(كرمعليان و حسيني، 1383 ،ص69 )
4-6معلم وشاگرد
فقدان ارتباط عناصر تعليم وتربيت با عمل موجب شده تا نظريه هاي ذهني، انتزاعي وكم كاربرد در حوزه عمل فراهم آيد. به منظور كاستن از اين نقيصه اساسي ، توجه به رويكردهاي جديد درخصوص عناصر تعليم وتربيت اسلامي و به ويژه معلم و شاگرد ضروري است.رفع اين نارسايي مستلزم كاستن از ذهن گرايي وتوجه بيشتر به حوزه كاربرد وعمل در فرهنگ ايثار وشهادت است. در هر نظريه تربيتي ايثار وشهادت، نقش وكنش معلم و شاگرد به ديدگاه آنها نسبت به ماهيت انسان وابسته است . مفروضاتي كه معلم درباب ايثار وشهادت دارد بر رابطه معلم وشاگرد، نقش هريك ازآنها در فرايند آموزش، نوع برنامه، روش تدريس وفضاي مدرسه مؤثر است.
براساس انسان شناسي اسلامي ساحت درون انسان داراي دو منزلت است : فطرت و طبيعت.معلم از يك سو بايد در صدد مهار من طبيعي شاگردان و از سوي ديگر رشد و بالندگي من انساني والهي آن ها را دنبال كند تا تحولات لازم ارزشي ،گستره زندگي دانش پژوه را دربرگيرد ودر اثر جريان مستمري از تبيين ارزشها وتربيت وربوبي شدن، به كمال نزديك شود. ربوبي شدن انسان، كه مجموعه كامل نهادينه شدن وبروز ارزشهاي اسلامي است ،جرياني مستمر، مادام العمر ومستلزم همكاري اشخاص ونهادهاي مختلف هم چون خانواده، مسجد، مدرسه، اجتماع، و.... است. اين جريان در درون ساخت هاي وجودي شاگرد ودانشجو رخ مي نمايد ودر اين معناست كه تعليم وتربيت به خودسازي نزديك مي شود.) رك كرمعليان، 1383 ،ص 70 )
علاوه بر اين، طبق تحقيقات انجام گرفته معلم از با نفوذترين ومحبوبترين افرادي است كه بر روي شاگردانش مي تواند تأثير بگذارد واين تأثير گذاري درسنين پايين تر بيشتر مي باشد. يك بررسي علمي نشان مي دهد كه قريب 35 درصد از كودكان درهفت سال دوم زندگي دوست دارند همانند معلم خود باشند .(رك، مجموعه مقالات همايش معلم، فرهنگ وتوسعه، 1380 ).ودانش پژوه درصورتي معلم خود را به عنوان اسوه ي اخلاق وايثار مي پذيرند كه او را داراي غناي علمي ومعرفتي واخلاقي بدانند. بنابراين معلمان اگر رفتاري بر اساس شناخت عميق از فرهنگ ايثار وشهادت داشته باشند كه قرين با مهرو عطوفت اسلامي گردد ، مي تواننداسوه هاي بسيارخوب وتأثير گذار درجهت ترويج اين فرهنگ وسازندگي وتغيير ر فتار دانش پژوه به اين سمت وسو گردند.
چند پيشنهاد درجهت افزايش دانايي معلمان عزيز نسبت به فرهنگ ايثار وشهادت:
1- ايجاد كارگاه هاي پژوهشي متناسب با سطوح علمي معلمان واساتيد در ارتباط با شناخت فرهنگ ايثار وشهادت و راهبردهاي عملي ترويج آن.
2- برگزاري كارگاههاي مختلف آموزشي با طراحي متناسب با مقتضيات مدرسين و تأمين اهداف آموزشي در ارتباط با فرهنگ ايثار وشهادت.
آشنا سازي معلمان با اصول و روش هاي تربيتي يكي از موارد مهمي است كه بايد دركارگاههاي فوق مورد توجه قرار گيرد. زيرا معلمان آگاه براي انتقال فرهنگ ايثاروشهادت ومعارف مرتبط با آن ، نيازمند استفاده از اصول وروش هاي صحيح تربيتي هستند.
4-7ترجمه ونگارش متون عرفاني به زبان امروزين
طيف وسيعي از نوجوانان وجوانان به كتاب هاي عرفاني شرق دور ويا حتي مكاتب دين نما گرايش پيدا كرده اند. اين گرايش، نتيجة عطش دروني جوانان نسبت به آگاهي از معنويت ودردسترس نبودن منابع قابل درك در زمينه عرفان اسلامي است . جوانان با وجودي كه دين آنان، اسلام است وعالي ترين الگوهاي ايثارگري در دين اسلام وجود دارد، چون كتاب هاي عرفاني غيراسلامي به زبان وشيوة امروزين نگاشته وترجمه شده اند، به اين متون و رشادت هاي قهرمانان آن گرايش پيدا كرده اند . بديهي است ترجمه وبه روزنويسي متون اسلامي وبه ويژه بخشهايي كه مرتبط با بحث ايثار وشهادت است در متون عرفاني، به وجهي كه به محتواي آن خللي وارد نشود ونيز نگارش جديد در اين زمينه در جذب نوجوانان وجوانان ،مؤثر خواهد بود.
4-8 ايجاد حس عدم دل بستگي دردانش پژوهان
يكي از ضروريات رسيدن به مقام شهادت، عدم دلبستگي است. چينش همزمان عشق وعدم دل بستگي شهادت مي آفريد. عدم دل بستگي باعث حركت به سوي ناشن اخته هاست. بدون احساس از دست دادن است. لذا يكي از مباني نظري بسيار مهم در ترويج فرهنگ ايثار وشهادت، تعميق، باور به فقر انسان نسبت به خداوند وفاني و گذرا بدون جهان خواهد بود.
4-9 تكميل راهكارها
به اين جهت كه اختصار درمقاله رعايت شود وبحث نيز تكميل گردد بقيه راهكارهايي را كه نظام آموزشي مي تواند درترويج فرهنگ ايثار وشهادت اجرا نمايد، به صورت خلاصه آورده مي شود واين اختصار لطمه اي به فهم مطلب وارد نمي كند زيرا در مباحثي كه گذشت توضيحات ضروري داده شده است:
1- واقع نمايي و واقع گرايي در ارائه فرهنگ ايثار وشهادت.
2- آموزش از زبان هم كلاسي ها (هم كلاسيهاي كه خودشان از نزديك با شهيد يا جانباز وايثارگري در ارتباط بوده اند).
3- تجربي سازي: آموزش شهادت طلبي از طريق خود جانباز يا ايثارگر انجام شود عقل فطرتي است كه با تجربه ها ودانش رشد مي يابد( فرهاديان، 1378 ،ص 296)
4- خوشايندسازي آموزشي: استفاده ازتئاترونمايشنامه درمدرسه و دانشگاه محيط آموزشي را كه در بعضي موارد خسته كننده است متنوع وجالب مي كند ودرهمان تئاتر و نمايشنامه موضوعات ايثار وشهادت را به بهترين وجه مي توان به نمايش گذاشت.مسابقات داستان نويسي ،نقاشي ،پيامك و وبلاگ... در اين موضوع روشهاي مناسبي هستند كه نه تنها ذهن يا به تعبيري بعد شناختي مخاطب را، بلكه همزمان جنبه عاطفي وي را نيز درگير مي سازد ويادگيري بهتر وعميق تر صورت مي گيرد .(رك پركنيز، به نقل از مهرمهدي، 1383 ،ص 31 )
5- آشناسازي دانش پژوهان با زندگينامه شهدا وايثارگران از طُرق مختلف از جمله برگزاري مسابقات يا ارائه تحقيق دانشجويي به عنوان بخشي از وظايف درسي.
6- تشويق داوطلبانه دانشجويان ودانشگاهيان براي تحقيق وانجام دادن پروژه، پايان نامه، پيرامون ،ايثار، شهيد وشهادت.
7- اشاعه الگوهاي ديني ايثار وشهادت.
8- بالا بردن تكريم ايثارگران وخانواده هاي شهدا(واقعي و نه شعاري).
9- توجه به عواطف جهت انتقال فرهنگ.
پيامبر(ص) : اي جابر! دين اسلام دين با متانتي است. با خودت با مدارا رفتار كن بعد مي فرمايند اي جابر،آنها كه خيال مي كنند با فشار آوردن بر روي خود وسخت گيري بر خود زودتر به مقصد مي رسند اشتباه مي كنند واصلاً به مقصد نمي رسند.
10- پرداختن به جنبه هاي معرفتي به جاي تأكيد سطحي بر جنبه هاي رفتاري.قُل انّي علي بينَه من ربي : بگو من دليل روشني از پرودگار دارم. دميدن روح انديشه درباره اين مسأله وضرورت پايبندي به آن درميان دانش آموز ودانشجو از محوري ترين وظايف نهادهاي آموزشي است.
11- استفاده از وسايل كمك آموزشي در ترويج فرهنگ ايثار وشهادت.
12- جايگزيني معناگرايي وايمان دروني بجاي شكل گرايي وانضباط بيروني ، با تفهيم وتعليم حقيقي مفاهيم ايثارگري وشهادت ومصاديق عيني در جامعه.
13- تدوين برنامه جامع جهت تعميق و ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در سطح كلان جامعه،كه مراكز آموزشي نيز بخشي از آن مي باشد.
نتيجه
درپايان مي بايد به اين مسأله توجه نماييم كه مشكلات ايجاد شده در زمينه كاهش و تضعيف فرهنگ ايثار وشهادت درمراكز آموزشي براساس همكاري كلّي وملّي مرتفع مي گردد، زيرا دگرگوني درساختارهاي فرهنگي واجتماعي كنوني نتيجه عملكرد و رفتارهاي غيرمنطقي بعضي مديران، پايين بودن ميزان برخورداري بعضي از مسؤولان از مؤلفّه هاي ايثار وشهادت، عدم تكريم منطقي از جامعه ايثارگري درجامعه ، عدم هماهنگي بين نهادهاي متولي آموزشي و غير آن وعدم وجود برنامه ي جامع و برگرفته ازساختارهاي كلّي فرهنگي، اجتماعي ، سياسي واقتصادي موجود در تعميق و گسترش فرهنگ ايثارگري درجامعه است.
بنابراين اگر بخواهيم فرهنگ ايثارگري را نهادينه كنيم مي بايد از آموزش وپرورش در فرآيند جامعه پذيري واز همه مهم تر، عملياتي كردن فرهنگ ايثار وشهادت در مراكز آموزشي شروع كنيم وانجام اين امر بايد در فضايي فرهنگي ومبتني برآموزه هاي ديني وعلمي انجام پذيرد. (رك محمدرضايي ، بي تا، شناسايي عوامل وموانع ترويج فرهنگ ايثار وشهادت)
اميد است كه اين پژوهش بتواند ضمن شناسايي متغيرهاي تأثير گذار وشناخت روشهاي مبنايي در فرايند تعميق فرهنگ ايثار وشهادت، شرايطي را براي نهادينه نمودن فرهنگ فوق معرفي نمايد.
منابع
1- قرآن كريم.
2- آخوندي، محمدباقر ،(1383 )، هويت ملي مذهبي جوانان ،قم : دفتر تبليغات اسلامي.
3- بيرو،آلن، (1370)، فرهنگ علوم اجتماعي، ترجمه غلام عباس توسلي، تهران : مؤسسه كيهان .
4- جر،خليل(1363)، فرهنگ لاروس، ترجمه سيد حميد طبيبيان، تهران : اميركبير .
5- جنتي، احمد،)1382(، نصايح ، قم: نشر الهادي.
6- جوادي آملي، عبدالله،(1361)، علوم انساني: اسلام وانقلاب فرهنگي ، تهران : جهاد دانشگاهي .
7- دهخدا ، علي اكبر( 1376 )، لغت نامه ، تهران: دانشگاه تهران.
8- رودگر، محمد جواد،(1386)، تربيت ديني، آسيب ها وراه هاي درمان، فصلنامه كتاب نقد ، شماره 42 ، تهران: پژوهشگاه فرهنگ وانديشه اسلامي.
9- ساجدي، ابولفصل ،(1386)، ابزارها وروش هاي آسيب زا درتعليم وتربيت ديني دانش آموزان، فصلنامه كتاب نقد، شماره 42 ، تهران : پژوهشگاه فرهنگ وانديشه اسلامي.
10- صابري يزدي، عليرضا ومحمدرضا انصاري محلاتي،(1375) ، الحكم الزاهره، قم : مركز چاپ ونشر تبليغات اسلامي.
11- فروم، اريك،(1376)، هنر عشق ورزيدن ، ترجمه پوري سلطاني، تهران: انتشارات مرواريد.
12- فرهاديان، رضا ،(1378)، مبناي تعليم وتربيت در قرآن واحاديث، قم : انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم.
13- قهرماني ، محمد وحسن عاشقي و روح الله مهديون ، ( 1388 )،جهاني شدن، . فرهنگ وبرنامه ريزي آموزشي،ماهنامه مهندسي فرهنگي ، سال چهارم ،شماره 33 و 34
14- كرمعليان، حسن وسيد علي اكبر حسيني، ( 1383 )، عناصر تربيتي انسان طبيعي وآرماني در نظام تعليم وتربيت اسلامي ، فصلنامه انديشه ديني، شماره 11 ، شيراز : دانشگاه شيراز.
15- كليني ، محمدبن يعقوب ،(بي تا)، اصول كافي، با شرح و ترجمه حاج سيد جواد مصطفوي، قم: انتشارات علميه اسلاميه.
16- مجموعه مقالات همايش معلم، فرهنگ وتوسعه ، ( 1380 )، اصفهان : اداره كل آموزش وپرورش.
17- محمدرضايي ،علي اكبر وحسينعلي سرگزي و قاسمعلي كابلي وزينب الوستاني، ( بي تا)، شناسايي عوامل وموانع فرهنگ ايثار وشهادت (مطالعه موردي : استان گلستان )، مقاله برگرفته شده از سايت تبيان.
18- مدني، آزاده ،( 1386 )، آسيب شناسي تربيت ديني ، فصلنامه كتاب نقد، شماره 42 ، تهران : پژوهشگاه فرهنك وانديشه اسلامي.
19- معين،محمد،( 1371 )،فرهنگ شش جلدي معين،تهران:اميركبير.
20- مطهري ، مرتضي ،( بي تا )، فطرت ، انتشارات صدرا.
21- مهر محمدي، محمود،( 1383 )، آموزش عمومي هنر، تهران: انتشارات مدرسه.
22- نجار زادگان، فتح الله،( 1386 )،رهيافتي براخلاق وتربيت اسلامي،قم : دفتر نشر معارف .
23- نراقي، مولي مهدي( 1384 )، علم اخلاق اسلامي ترجمه كتاب جامع السعادات ، ترجمه سيد جلال الدين مجتبوي، تهران: انتشارات حكمت.
24- نصيري،.....،( 1386 )،..........،كتاب نقد،شماره 42 ،تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي.
25- نلر، جورج،( 1379 )، انسان شناسي تربيتي ، ترجمه محمدرضا آهنجيان و يحيي قائدي ،تهران : آييژ.

منبع: مجموعه مقالات همايش ملي فرهنگ ايثارو شهادت/ دانشگاه زنجان


یک شنبه 26 دی 1389  12:04 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت

عنوان : ايثار و شهادت در آموزه ي سياسي- فرهنگي شيعه
كلمات كليدي : ايثار ، شهادت ، تشيع ، ائمه معصومين ، عاشورا.
نويسنده : راضيه خاقاني آور
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
چكيده
ايثار و شهادت در مكتب تشيع از موضوعات حائز اهميت مي باشد؛ و جاي تحقيق فراوان دارد. لذا اين مقاله با عنوان ايثار و شهادت در آموزه ي سياسي - فرهنگي شيعه ، در صدد است تا اين موضوع را در ابعاد گوناگون ، از جمله جايگاه ايثار و شهادت در مكتب تشيع، روش و سيره ائمه معصومين دراين باره و همچنين نهضت عاشورا به عنوان الگوي ايثار و شهادت ، و آموزه ي سياسي - فرهنگي آن بپردازد. چرا كه درهيچ مكتبي به اندازه ي مكتب تشيع به ايثار و شهادت تاكيد وتوجه نشده است ؛ در واقع اسوه هاي ايثار و شهادت را تنها در اين مكتب مي توان جستجو كرد.
مقدمه
ايثار واژه ي مقدسي است كه در شكل هاي مختلف تجلّي پيدا مي كند . فداكاري، گذشت، مهرورزي، دوستي، محبت، بخشش مال و..... مصاديق بارزي از ايثار هستند؛ اما والاترين مراتب رفتار ايثارگرانه را مي توان درعرصه ي جهاد در راه خدا مشاهده كرد، كه با نوشيدن شربت شهادت ، جانبازي و اسارت در چنگال دشمنان تؤام است . اين گونه ايثارگري ها از چنان قداست و عظمت برخوردار هستند كه ساير شكلهاي ايثار در مقابل آنها ناچيز وكوچك به حساب مي آيند. پژوهش حاضر به تبيين نظري مفهوم ايثاروشهادت درآموزة اعتقادي و فرهنگي شيعه پرداخته است. در درون هر فرهنگ لايه هاي مختلفي وجود دارد و اعمال و رفتار انسان كه در پايي نترين بخش فرهنگ و در افق تمدن بروز و ظهور پيدا مي كند، ريشه درهمه آن لايه ها دارد. لذا ايثار و شهادت دردرون هر فرهنگ ازهمه لايه هاي فوق بهره مي برد. ازاين روبا نگاهي به بستر معنايي ايثاروشهادت درفرهنگ غني شيعه كه اينك به صورت قطب بزرگ دين اسلام درآمده است، شناخت جايگاه آن در مكتب تشيع نه تنها ضروري،بلكه به عنوان وظيفه اسلامي ياد مي شود. براين اساس با مراجعه به روايات اهل بيت)ع( و زندگاني آنان مي توان بدين امرپرداخت كه آن بزرگواران چه قدربه ايثاروگذشت توجه و عنايت داشته اند. بنابراين موضوع ايثار اهميت فراواني دارد، اين اهميت تا بدانجاست كه در مكتب تشيع، به عنوان يك امر ديني در سازمان بخشيدن به جوامع و دفاع ازجامعه زندگي جمعي در بعد اعتقادي و فرهنگي، نقش بسياري داشته است. هدف از ارائه اين مقاله شناساندن جاي گاه ايثار و فضليت آن در آموزه سياسي شيعه و تصريح آن جهت بالا بردن روحيه ايثار و ايثارگري در افراد و جامعه است.
دلايل مشروعيت ايثار و شهادت:
الف. آيات قرآن
عنواني است كه بر تلاش و مبارزه با دشمن اطلاق مي شود. اين كه » جهاد در راه خدا «گروهي ازمؤمنان با جان و مال خويش با خدا معامله مي كنند و درمقابل بذل جان و مال بهشت جاويدان الهي را دريافت مي كنند، بر چنين افرادي هم صدق مي كند . قبل از بررسي اين دليل چند نمونه از آيات قرآن را كه درباره ي جهاد با تعابير مختلفي وجود دارد، مي آوريم. اين آيات با توجه به اطلاقي كه دارند علاوه بر شهادت ناظر به عمليات استشهادي نيز مي باشند :"ان الله اشتري من المؤمنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه يقاتلون في سبيل الله فيقتلون و يقتلون وعداً عليه حقاً في التورية و الانجيل و القرآن ومن اوفي به عهده من الله فاستبشروا ببيعكم الذي بايعتم به و ذلك هو الفوز العظيم "( توبه/ 111 )
در اين آيه از معامله ي گروهي از مؤمنان با خدا سخن گفته شده كه "جان و مال خود را به خدا تقديم مي كنند و در مقابل بهشت جاويدان الهي را دريافت مي كنند" "در راه خدا مي جنگند، مي كشند و كشته مي شوند" اين دو تعبير وعنوان، شامل هر دو گروهي كه در سطرهاي پيشين معرفي كرديم، مي شود؛ هم كسي كه به قصد قربت به ميدان جهاد و شهادت قدم مي گذارد و به دست دشمن شهيد مي شود و هم كسي كه با همين انگيزه به مصاف با دشمن مي رود و براي نابودي جمعي از دشمنان اقدامي مي كند كه خودش هم در ضمن كشته مي شود. هر دو با خداوند عقدي منعقد مي كنند تا بر اساس آن جان و مال خود را با بهشت ابدي معامله كنند. بلكه مي توان صدق مفهوم» اشتراء «به معناي خريد جان و مال مؤمن توسط خداوند در برابربهشت( بروجردي ،سيد ابراهيم ،تفسيرجامع ، تهران: انتشارات صدر، چاپ سوم ، 1341 ش، ج 3، ص210 )را در عمليات استشهادي روشن تر يافت. چون حقيقتاً جانش را به خدا مي فروشد." و من الناس من يشري نفسه ابتغاء الله و الله رؤوف بالعباد ) "بقره/ 2-7 (
اين آيه نيز شبيه آيه ي قبلي است كه بعضي از انسان ها براي رضايت الهي جان خود را فدا مي كنند و به او واگذار مي نمايند.
"جاهدوا باموالكم و انفسكم في سبيل الله ذلكم خير لكم ان كنتم تعلمون" )توبه/ 41 (
در اين آيه به همه ي مردم دستور مي دهد كه با اموال و جان هاي خودتان در راه خدا جهاد كنيد كه خير شما درآن است" "جهاد با مال و جان" نيز عنواني است كه بر هر دو گروه ياد شده، منطبق است. كسي كه به عمليات شهادت طلبانه اقدام مي كند، حقيقتاً در راه خدا مجاهده مي كند؛ هم انگيزه اش الهي است و هم هدفش ضربه زدن به دشمنان خدا و ياري دين اوست. اطلاق لفظ جهاد في سبيل الله شامل چنين فردي هم مي شود .
"ما كان لاهل المدينه و من حولهم من الاعراب ان يتخلفوا عن رسول الله و لا يرغبوا بانفسهم عن نفسه ذلك بانهم لا يصيبهم ظما و لا نصب و لا مخمصه في سبيل الله و لا يطئون موطئاً يغيظ الكفار و لا ينالون من عدو نيلا الا كتب لهم به عمل صالح ان الله لا يضيع اجر المحسنين" ( توبه/ 12 )
در اين آيه ي مباركه از اين كه مسلمانان از دستور رسول خدا سرپيچي نموده و براي حفظ جان خود پيامبر را حمايت نكنند و بدين وسيله از جان آن حضرت چشم بپوشند، اظهار ناخشنودي شده و آن را زيبنده ي مسلمانان ندانسته است. سپس از پاداشي كه از ره گذر تحمل تشنگي، خستگي و گرسنگي درراه خدا ومقاومت دربرابر ضربات دشمن نصيب مسلمانان خواهد شد، سخن مي گويد. بديهي است وقتي كه مسلمانان مجاز نباشند براي حفظ جان خود، از جان پيامبر كه در معرض خطر قرار مي گيرد، بگذرند و موظف باشند براي حمايت از پيامبر فداكاري نموده و از جان خود بگذرند و مشكلات را تحمل نمايند، به طريق اولي چنين وظيفه اي را در راه حفظ دين و حمايت از راه و رسم پيامبر و هدف آن حضرت بر عهده دارند. پس جانبازي در راه دين خدا نه تنها مانعي ندارد، بلكه وظيفه ي مسلمانان بوده و از بهترين اعمال به شمار مي رود و يكي ازمصاديق بارز جانبازي درراه دين خدا انجام »عمليات استشهادي« براي ضربه زدن به دشمنان است. (بروجردي، همان، ص 222 )
»واعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخيل ترهبون به عدوالله و عدوكم ) « انفال/6 (
اين آيه به مسلمانان امر مي كند كه هر قدر توان داريد، ازنيروي انساني و ادوات جنگي تدارك ببينيد كه در برابر مشركان همواره مهيا باشيد( قرشي، سيدعلي اكبر، قاموس قرآن، دارالكتب الاسلاميه ، چاپ چهارم، 1371 ش، ج 1، ص49 ). دربعضي از روايات را توان تيراندازي و در بعضي ديگر دژهاي مستحكم معنا كرده اند (همان). در بعضي ديگر با رنگ سياه خضاب كردن محاسن معنا كرده اند( همان، ص50 ( روشن است كه روايات بيانگر بعضي از مصاديق» قوه« است كه متناسب با عصر نزول آيه مي باشد. "ترهبون به عدو الله و عدوكم" به منزله علت اين دستور يعني به منظور ترساندن دشمنان خدا و دشمنان خود هميشه آماده باشيد برخي از فقهاء نتيجه گرفته اند كه هر چه، به آن ترساندن حاصل شود، خوب است. (مجمع البيان في تفسير القرآن، بيروت، داراحياء التراث العربي، 1379 ق، جلد پنجم ) .
نتيجه آنكه، عناويني كه در آيات ياد شده مطرح است و درباره ي مجاهدان راه خدا به كار رفته مانند »جهاد با جان«، »معامله با خدا و خريدن بهشت و رضاي الهي دربرابر بذل جان« ، » آمادگي نظامي به منظور ايجاد رعب در دل دشمن« ،»ضرورت فداكاري وجان بازي در راه حمايت از پيامبر و دين خدا « همگي درباره ي كساني كه با قصد قربت مقابله با دشمنان دين خدا به عمليات استشهادي اقدام مي كنند، صادق است.
ب) روايات
علاوه بر آيات قرآن، روايات فراواني وجود دارد كه به روشني بر مشروعيت و فضيلت عمليات استشهادي دلالت مي كند. هم در منابع شيعي و هم درمنابع اهل سنت نمونه هاي فراواني را مي توان يافت. مسلمانان براي رسيدن به برترين نيكي ها كه شهادت در راه خداست، سراز پا نمي شناختند. امام صادق (ع) برترين جهاد را جهادي مي شمارد كه مركب شخص پي شود و خونش در راه خدا به زمين ريخته شود )حرعاملي، وسائل الشيعة، مؤسسه آل البيت، قم، 1409 ، ج 15 ، ص 112( پيامبراكرم(ص) نيز محبوب ترين قطره نزد خداي متعال را قطره ي خوني مي شمارد كه در راه خدا بر زمين مي ريزد: »ما من قطره احب الي الله عزّوجلّ من قطره دم في سبيل الله) «همان، ج 15 ، ص 114 (
اولياي دين نه تنها مردم را به دفاع از ايمان و اعتقاد و ارزش هاي ديني دعوت مي كردند، بلكه دفاع از جان و مال و ناموس را نيز لازم شمرده و حتي استقبال از خطر جاني را در راه دفاع از جان و ناموس و جان نزديكان نيكو شمرده و كسي را كه در اين عرصه كشته شود، شهيد خوانده اند »من قتل دون عياله فهو شهيد، من قتل دون ماله فهو بمنزله الشهيد « (همان، ج 15 ،ص121-122 )
از امام رضا(ع) سؤال كردند كسي كه در سفراهل وعيالش را به همراه دارد و عده اي به آنان طمع مي كنند، آيا بايد در دفاع از آنان بايستد هر چند بترسد كه به قيمت جانش تمام شود؟ حضرت فرمود: بله بايد بايستد و دفاع كند(همان، ج 15 ،ص 122 (
دسته ي ديگر احاديثي است كه از عشق وعلاقه ي اولياي الهي به شهادت سخن مي گويد از رسول خدا)ص( نقل شده كه فرمودند: »و الذي نفسي بيده لوددت اني اقتل في سبيل الله ثم احيا فاقتل ثم احيا فاقتل« قسم به كسي كه جانم در دست اوست، دوست داشتم كه در راه خدا كشته شوم، سپس زنده گردم، دوباره كشته شوم، بار ديگر زنده شوم و مجدداً كشته شوم. چه اين كه ازامام علي)ع(نيز نقل شده كه حضرت عشق و علاقه ي خود را به مرگ و شهادت بيش از علاقه ي كودك شيرخوار به پستان مادر توصيف نموده است:
» و الله لابن ابي طالب آنس بالموت من الطفل بثدي امه « ( نهج البلاغه، خطبة 5 )
شبيه اين جملات ازائمه واولياي ديگر نيزنقل شده است. امام حسين (ع) علاقه خود به شهادت را در قالب اين بيت ابراز فرمودند» :و ان يكن الابدان للموت انشئت فقتل امريء بالسيف في الله اجمل« اگر بدنها براي مرگ آفريده شده، پس كشته شدن انسان با شمشيردر راه خدا، بهتر و زيباتراست. شبيه اين جملات توسط اهل بيت و ياران امام حسين )ع( درشب عاشورا نيز ابراز شد. هنگامي كه امام بيعت خود را از اصحاب خود برداشت، يكي پس از ديگري با بيان جملاتي كه ازعشق به شهادت ناشي مي شد، به حضرتش ابراز وفاداري كردند. فرزندان عقيل از اين كه امام را در برابر دشمن تنها بگذارند، تبرّي جسته واظهار داشتند: »به خدا سوگند چنين نمي كنيم، جان و مال و خانواده ي خود را فداي تو مي كنيم و به همراه تو با دشمن مي جنگيم تا كشته شويم«. مسلم بن عوسجه نيز گفت» : هرگز از تو جدا نمي شوم، حتي اگر سلاح جنگي در اختيار نداشته باشم، دشمن را با سنگ مورد حمله قرار مي دهم تا با تو كشته شوم.« سعيد بن عبدالله حنفي نيز گفت: »به خدا سوگند اگر بدانم كه كشته مي شوم، سپس زنده مي گردم، آن گاه زنده زنده مرا مي سوزانند و خاكسترم را بر باد مي دهند، و هفتاد مرتبه اين حادثه تكرار مي شود، هرگز از تو جدا نمي شوم تا در راه تو كشته شوم، چرا چنين نكنم، در حالي كه يك مرتبه كشته خواهم شد و به كرامت ابدي خواهم رسيد.« ديگر اصحاب و اهل بيت آن حضرت نيزسخناني شبيه به آن را ابراز كردند(همان،ص 441 ). در روز عاشورا نيز با عمل خويش گفتار خود را مبني بر عشق به شهادت به اثبات رساندند.
مشروعيت ايثار و شهادت در آيين تشيع و سيرة امامان (ع) :
روشن تر و گوياتر از كلمات پيامبر اكرم)ص(و اولياي الهي، سيره ي آن بزرگواران به خصوص ائمه معصومين (ع) است كه دليل قاطعي بر مشروعيت و فضيلت شهادت طلبي است. بسياري از پيامبران الهي در راه احياي دين خدا در برابر مستكبران ايستادند و با علم به اين كه در اين راه جان خود را فدا خواهند كرد، عقب نشيني نكرده و شهادت درراه خدا را با افتخار در آغوش گرفتند، زكريا و يحيي دو پيامبرالهي درراه حراست ازارزش هاي الهي وحق وعدالت و دفاع ازبانوي صالح عصرخويش حضرت مريم(س) به دست يهوديان سركش به طرز فجيعي به شهادت رسيدند. پيامبر اسلام در جنگ ها چنان به قلب دشمن حمله مي كرد كه اصحاب آن حضرت بر جان او بيمناك مي شدند و به شهادت علي)ع( در كوران جنگ كه به پناهگاهي نياز داشتند، به آن حضرت متوسل شده و در پناه ايشان قرار مي گرفتند (طبري،محمد بن جرير، تاريخ طبري ، ترجمه ابوالقاسم پاينده،تهران: انتشارات اساطير، ج 4، ص153) چه اين كه امام علي(ع) نيز ازآغاز تا لحظه شهادت با مرگ زندگي مي كرد و در انتظار شهادت لحظه شماري مي نمود . در شب هجرت رسول خدا(ص)(ليله المبيت) به امر آن حضرت در بستر وي قرار گرفت تا پيامبر بتواند از آسيب دشمن در امان باشد بدون آنكه بداند به سلامت خواهد بود. (تاريخ يعقوبي، ج 2، ص39 (
علي(ع) به نقل يكي از مورخان اهل سنت مي فرمايد: در جنگ احد وقتي شايعه ي قتل رسول خدا(ص) پيچيد من كه مطمئن بودم پيامبر از جنگ نمي گريزد، هنگامي كه او را در جمع كشتگان نيافتم، فكر كردم شايد خداوند به خاطر رفتار ما او را به آسمان برده باشد، لذا تصميم گرفتم به جنگ ادامه دهم تا به شهادت برسم. غلاف شمشيرم را شكستم و شروع به جنگ كردم. دشمن كه مرا اين گونه مصمم ديد، راه مقابلم را گشود، ناگاه چشمم به رسول خدا افتاد كه روبه رويم ايستاده، فرمود: يا علي! تو چرا فرار نمي كني؟ عرض كردم: كجا روم و شما را تنها بگذارم، به خدا قسم از شما جدا نخواهم شد تا كشته شوم يا خدا تو را پيروز گرداند (طبري، ج4 ،514). درهمين جنگ بود كه شمشير آن حضرت شكست و پيامبر شمشير خود» ذوالفقار« را به علي داد و جمله معروف »لا فتي الا علي و لا سيف الا ذوالفقار «ميان زمين و آسمان ندا داده شد.( مجلسي،علامه محمد باقر ، مجموعه رسايل اعتقادي، به كوشش سيد مهدي رجائي ، مشهد : بنياد پژوهش هاي اسلامي 1368 ش،ص 87)
وقتي آيه ي مباركه »أحسب الناس أن يتركوا أن يقولوا آمنّا و هم لا يفتنون «(عنكبوت /1) نازل شد، از آن حضرت نقل شده كه مي دانستم در زمان رسول خدا فتنه اي رخ نخواهد داد و اين فتنه مربوط به بعد از وفات پيامبراست. درباره ي فتنه ازآن حضرت سؤال كردم وتوضيحاتي به من داد.عرض كردم: آيا شما درجنگ احد به من نويد شهادت نداديد؟ آيا من بايد زنده باشم و منتظرآن فتنه باشم؟ فرمود : تو آن زمان را درك خواهي كرد ولي پس از آن به فيض عظيم شهادت نايل خواهي شد(نهج البلاغه، خطبة156 (
ايثارگري هاي پيامبرعظيم الشأن اسلام)ص(وياران باوفايش، ايثارگري هاي حضرت سيدالشهداء)ع( و حضرت عباس)ع( درنهضت عاشورا، ايثارگري هاي ملت قهرمان ايران در دفاع مقدس، از نمونه هاي ايثار و جهاد هستند. همان طوركه خداوند درآيه 95 سوره نساء از منزلت ايثار و جهاد خبر مي دهد. »از خودگذشتگي، ايثارها و نثارهايي كه مسلمين در جنگ هاي صدر اسلام از خود نشان مي دادند، همگي برخاسته از تنبه و توجه آنان به جايگاه جهاد بوده است مطرح بودن عنوان بدريون ) كساني كه در اولين جنگ رسمي اسلام يعني بدر، شركت كرده بودند( به عنوان يكي از ملاك ها و معيارهاي فضيلت نيز ناشي از همين تنبه و توجه بوده است«. ايثار و شهادت، يكي از جلوه هاي با شكوه ايثار است كه در فرهنگ اسلامي ) به ويژه تشيع( جايگاه رفيعي دارد . و همواره در طول تاريخ بشريت، بستر صعود و تعالي انسان هاي بزرگي را فراهم كرده است. شهادت، اين مرگ پر افتخار، آرزوي ديرينه هر مؤمن راستين و پلكان شهود هر عارف مخلصي است . مولاي متقيان حضرت علي (ع) كه شهادتش، جهان را منقلب كرد، شهادت را چنين توصيف كرده است: »بهترين مرگ ها، كشته شدن در راه خدا است، قسم به آن كسي كه جان پسر ابي طالب در دست اوست، هزارضربه شمشير برمن آسان تر است، تا مرگ دربستردرغير طاعت پروردگار« )كتاني ،سليمان ،امام علي (ع ) پيشوا و پشتيبان ،ترجمه ونگارش سيد جواد هشترودي ، قم : موسسه انتشارات رسالت ،چاپ دوم ، 1355 ، ص 58) ايثار و زهد آنچه زاهد را به اين مقام رسانده، ايثار است. ايثار زاهد، از آن جا قابل تأمل است كه بر مبناي اخلاص بنا گرديده است. »زاهد از آن جهت ساده و بي تكلف و در كمال قناعت زندگي مي كند و برخود تنگ مي گيرد كه ديگران را به آسايش برساند. او آن چه دارد به نيازمندان مي بخشد زيرا قلب درد آشناي او آنگاه به نعمت هاي جهان دست مي يازد كه انسان نيازمندي نباشد. او از اين كه نيازمندان را بخوراند و بپوشاند و به آنان آسايش برساند بيش از آن لذت مي برد كه خود بخورد و بپوشد واستراحت كند. او محروميت و گرسنگي و رنج و درد را از آن جهت تحمل مي كند كه ديگران برخوردار و بي دردسر زندگي كنند« ايثار و كرامت يكي از فضائل اخلاقي است كه فرد ايثارگر، شرايط احراز چنين فضيلتي را نصيب خويش مي سازد. استاد علامه »جوادي آملي« در تعريف» كريم« مي گويد: »روح بزرگوار و منزه از هر پستي را كريم گويند «ومولاي متقيان حضرت علي(ع) مي فرمايد: » الكرم اليثار العرض علي المال: يعني كريم با مال، ايثار آبرو مي كند«. ايثار و گذشت راهي است كه چه زن و چه مرد، مي توانند با طي آن، به كرامت برسند، پس اين راه، راهي است پيمودني. اگر كسي به مرز كرامت رسيد، عبادت هاي او هم، رنگ ديگر پيدا مي كند و روحاً كريم مي شود . ايثار و آبرو انسان هاي ايثارگر،نه تنها جان و مال ،بلكه آبروي خويش را در راه پاسداري و صيانت از عقيده گرو مي گذارند. اين ايثار به افراد به خصوصي نيز تعلق مي گيرد و براساس ميثاقي به وجود مي آيد كه ايثارگر، با خود و خداي خود بسته است. )يوسفي، عليرضا، ايثار،انتشارات حسين (ع ) ، 1382 ش ، ج 1، ص 122 ) ايثار در قرآن و كلام معصومين(ع) ، اصلي قرآني است كه علاوه بر چند آيه معروفي كه در اين باره گفته شده است، مصاديقي از آن در جاي جاي قرآن به چشم مي خورد. آياتي مثل»: و يطعمون الطعام علي حبه مسكينا و يتيما و اسيرا: « »وغذاي خود را با اين كه علاقه ونيازدارند، به مسكين و يتيم واسيرمي دهند.« در اين آيات، اشاره مستقيمي به ايثار نگرديده، اما به ملاك هايي كه ايثارازآنها برخوردار است، توجهي جدي به عمل آمده، ملاك هايي چون » دوست داشتني ترين چيز يا طعام براي بخشش. «انسان ها در ايثارقرآني، بر سر دو راهي انتخاب قرار دارند، آناني كه آخرت را بر دنيا ترجيح مي دهند، »ايثار مثبت «وكساني كه حيات دنيوي را بر آخرت، بر مي گزينند، به »ايثار منفي « دست مي زنند. بدين لحاظ، ايثاردرقرآن، به دو گونه »مثبت « و»منفي « بيان مي شود . معروف ترين آيه» ايثار مثبت« كه اصولاً به» آيه ايثار« شهرت دارد، آيه 9 سوره شريفه حشر است« (يوسفي ،همان، ص 128) كه مي فرمايد» : و يؤثرون علي انفسهم و لوكان بهم خصاصه « يعني: »وآنان را بر خودشان بر مي گزينند هر چند بدان محتاج باشند«. نظرهاي مختلفي نيزدر شأن نزول اين آيه نقل شده است: گروهي آن را به سبب ايثار »انصار «بر »مهاجران « مي دانند. عده اي آن را به حضرت علي)ع( و حضرت فاطمه(س) نسبت مي دهند، و برخي آن را مربوط به جنگ احد مي دانند. علامه طباطبايي، درباره تعدد اين روايات معتقد است» : ظاهراً همه اين روايات ازباب تطبيق آيه بر يك واقعه و داستان بوده، نه اين كه آيه تنها درباره فلان قصه نازل شده باشد.« به نظر مي رسد ، شأن نزول آيه ي ايثار، وجود مبارك حضرت علي (ع( است كه در كتب مختلفي بدان اشاره شده و مورد بحث قرارگرفته است. آيه 16 سوره شريفه »اعلي« به ايثار منفي پرداخته است. » تؤثرون الحياة الدنيا« يعني » شما زندگي دنيا را برآخرت ترجيح مي دهيد .«در ايثار منفي، برگزيدن دنيا به سبب زشتي ها، فناپذيري و اين كه انسان ها را به سوي سعادت راهنمايي نمي كند، مورد سرزنش قرار مي گيرد وگرنه، همه دنيا، زشتي و پليدي نيست. همين مفهوم در آيه38 شريفه» نازعات« و آيه 107 سوره شريفه »نحل « نيز بيان گرديده است . آنچه از منابع حديث شيعي از ايثار گفته شده صفات عالي انساني و برتري هايي است كه »ايثارگر« نسبت به سايرين دارد. امام باقر(ع) افراد ايثارگر را جزء آن سه گروهي مي دانند كه وارد بهشت خدا مي شوند. اميرالمؤمنين(ع) در»غررالحكم«صفات بي شماري براي ايثار و ايثارگر بيان مي كند، از جمله» : الايثار غاية الاحسان« ، يعني » ايثار، اوج نيكوكاري است .« » ايثار جان و مال براي سلامت دين «از جمله اموري است كه در احاديث ما بدان پرداخته شده است. (برازش ،عليرضا، مجموعه موضوعي نهج البلاغه و غررالحكم ، انتشارات ميقات ، 1361 ش، ج 1، ص 311 ) پيامبر اسلام(ص) از ايثار، به عنوان زبور پارسايي ياد مي كند. همچنين امام علي(ع) ايثار نفس را برمبناي صبر، توصيه مي فرمايد. در نهج البلاغه، مانند قرآن، به دو ايثار منفي و مثبت اشاره شده است. انسان هايي كه دنيا را بر آخرت ترجيح مي دهند، ايثار منفي، و آنان كه آخرت را بر دنيا برمي گزينند ايثار مثبت مي كنند. نمونه اي از» ايثار منفي « را در خطبه 110 و» ايثار مثبت« را در نامه 53 ، نهج البلاغه مي توان ملاحظه كرد. امام سجاد(ع)، در صحيفه سجاديه، از خداوند پوزش مي طلبد از اين كه اگر بينوايي از او چيزي خواسته و بر آن ايثار نكرده باشد. ايثار در زندگاني پيامبر(ص) وائمه طاهرين(ع) در وجود پيامبرعظيم الشأن اسلام(ص) سجاياي تمامي انبياء واولياء جمع است. حضرت محمد (ص) در قرآن كريم، اسوه حسنه، و در نزد عرفا، سروركائنات خوانده مي شود. )سيري در سيره نبوي ، انتشارات صدرا ، چاپ دوم ، 1354 ش ، ص 281) پيامبر گرامي اسلام(ص) رسالتي توأم با ايثار، پايداري و ايمان و يقين داشت؛ زيرا از ايمان و يقين نهفته در ضميرهمه بندگان خدا با خبر است . در زندگي پيامبر (ص)، ايثار حضرت خديجه(س) همسر باوفايش، در راه تبليغ و ترويج دين مبين اسلام، اهميت خاصي دارد. يكي از بزرگ ترين اهداف ائمه طاهرين(ع) »ايثار« بوده است. » ائمه طاهرين(ع) نور واحد هستند و هدف همه آنها يكي است، كه عبارت است از تلاش، كوشش، نثار و ايثار براي احياي دين و روشن نگه داشتن چراغ مكتب« اميرالمؤمنين علي(ع) به عنوان بزرگ ترين ايثارگر تاريخ، تا بدان جا پيش رفته كه آيه معروف ايثاردر شأن او و همسرش فاطمه(س) نازل شده است ، » ليله المبيت « يكي از نقاط درخشان ايثار حضرت علي)ع( است. امام حسن)ع( منبع لطف و سخا و كرم و مهرباني است. او همواره با ايثار مال، مستمندان را مي نوازد. در مكتب اباعبدالله)ع( بالاترين مراتب ايثار، تعريف شده است. در اين آيين، ايثار راهي است مقدس به سوي وصال معشوق. امام مهدي (عج ) در طول غيبت صغري- كه مردم در تنگدستي به سر مي بردند - از ايثار مال دريغ نمي ورزيدند. ياران ايشان از ايثارگراني هستند كه نويد حضور درخشان شان را ائمه پيشين داده بودند. در كتاب »كمال الدين و تمام النعمه« ازشيخ صدوق (قدس سره) از اين انسانهاي ايثارگر كه قلب هايي استوارتر از پاره هاي آهن دارند، به نيكي ياد شده است . در مكتب تشيع ايثار و شهادت تنها منحصر به مردان نبوده بلكه بانوان گرانقدر اسلام نيز در اين عرصه گامهاي بزرگي برداشتند. يكي از ويژگي هاي حضرت خديجه (س) اين بود كه بر اثر تدبير و كوشش در تجارت و امور اقتصادي، از ثروتمندان بي نظير عصر خود بود. او در راه تحقق آرمان هاي اسلام، همه ثروت خود را انفاق كرد، ثروت حضرت خديجه)س( براي پيشبرد اسلام، بسيار مفيد و مهم بود، تا آنجا كه پيامبر)ص(فرمود »: ما نفعني مال قط مثل ما نفعني مال خديجه:« » هيچ ثروتي هرگز مرا آن گونه سود نبخشيد كه ثروت خديجه(س) به من سود بخشيد.« حضرت فاطمه(س) فرزند بهترين بندگان خدا،وهمسر بزرگ ترين ايثارگر تاريخ، خود ميراث دار اين گوهر گرانبهاست . آنهايي كه زندگي سراسرعشق و ايثار اين بانوي بزرگ جهان اسلام را بررسي مي كنند،هنوز نتوانسته اند ابعاد مختلف ايثاردرزندگي پرافتخار او را به نگارش درآورند. از نمونه هاي ايثار اين بزرگ بانوي اسلام، مي توان ايثار در شب عروسي ايشان كه پيراهن نوي خود را به سائلي داد ونيز دستبند و پرده ي خانه خود را به فقرا ايثار كرد به خاطر آورد. حماسه كربلا، برآيندي است ازايثار وجانبازي زنان ومردان بزرگواري كه جز لبيك حسين)ع(چيز ديگري در سر ندارند. حضرت زينب)س( شيرزني است كه پس ازشهادت امام حسين)ع(، اين قافله عشق را رهبري كرد. كوفيان كه ايثار و شجاعت حضرت علي)ع( را مي شناختند اكنون دختر قهرمان او را مي ديدند كه با چنين پشتوانه اي رسالت خويش را به انجام مي رساند. پس از رسول گرامي اسلام)ص( فرهنگ متعالي» ايثار« در چهره هاي درخشان پيروان اسلام متبلور شد. ياسر و سميه كه پيامبر (ص) در مورد آنان فرمود» : اي آل ياسر! بردبار باشيد، وعدگاه شما بهشت است.« حمزه كه شهادتش در جنگ احد، پيامبر)ص( را سخت متأثر كرد. جعفر طيار، برادر رشيد حضرت علي)ع( كه همه چيزش را وقف اسلام كرده بود، در جنگ » موته « شركت كرد و با قطع هر دودستش، به جمع نوراني جانبازان اسلام پيوست. عمار، در دوران خلافت امير المؤمنين علي)ع( بود كه در ركاب آن حضرت با متجاوزان و پيمان شكنان جنگيد و عاقبت هم در همان جبهه شربت شهادت نوشيد. ابوذر يار باوفاي پيامبر)ص(، چهارمين يا پنجمين نفري است كه اسلام آورد ودر راه حفظ، ترويج و تبليغ آن، ازجان دست شست وعاقبت جان عزيزش را در اين راه، ايثار كرد. سلمان فارسي كه امام جعفر صادق )ع( ازرشادتها وايثارهاي اين يار صديق ووفادار پيامبر)ص ( بسيار ياد مي كرد، نيز از جمله اين بزرگان بود.
مولي علي عليه السلام براي افطار سه صاع جو از دوست يهودي خود كه در مدينه زندگي مي كرد، قرض گرفت و فاطمه زهرا (سلام اللَّه عليها) روز نخست يك صاع آن را آرد كرده وجهت افطار آماده نمود. در اين هنگام مسكيني وارد شد و آنها با آنكه خود به طعام نيازمند بودند، آن را به وي بخشيدند، شام دوم به هنگام افطار، يتيمي تقاضاي طعام نمود و سومين شب، اسيري كه كافر بود، تقاضاي طعام كرد، و آنها، اين يتيم و اسير را بر خود مقدم داشتند وصبح روز چهارم، چون پيامبر صلي اللَّه عليه وآله اهل بيت را در حال گرسنگي ديد، جبرائيل نازل شد وآيات سوره انسان را درباره اهل بيت عليهم السلام نازل كرد: (ويطْعمونَ الطَّعام علي حبه مسكيناً و يتيماً و أَسيراً، إِنَّما نُطْعمكُم لوجه اللّه لا نُرِيد منْكُم جزاء و لا شُكُوراً)؛ يعني آنان به نذر خود وفا كرده و طعامشان را به رغم علاقه اي كه به آن دارند، به مسكين، يتيم واسير مي بخشند و مي گويند شما را براي وجه خدا اطعام كرده، از شما پاداش و سپاس نمي خواهيم.(يوسفي، همان ، ص 150 ) اطعام افطار در سه روز متوالي، بدون شك يكي از برجست هترين مصاديق والگوهاي مشاركت اجتماعي است، نكته مهمتر، تعبير ومعنايي است كه اطعام كنندگان از رفتار خود دارند، آنها، عمل خود را بر محور خود يا منافع شخصي شان تبيين نمي كنند. بيان آنان در تبيين رفتار اين است : شما را به قصد وجه الهي اطعام كرديم و از شما هيچ جزا يا سپاسي نمي خواهيم. اين بيان الگو و اسوه اي از رفتار را نشان مي دهد كه در اوج ايثار وگذر از منافع مادي اقتصادي يا شئون و منزلت هاي اجتماعي است و بلكه در اوج گذر از خود مي باشد و در عين حال، ازبرجسته ترين مصاديق تعامل و مشاركت اجتماعي است .(يوسفي، همان ، ص 151( پيامبر(ص) با هجرت از مكه، جامعه مدني را تشكيل داد، در اين جامعه، انسانها گرگ هايي نيستند كه در يك محاسبه عقلاني ناگزير به همكاري و مشاركت با يكديگر تن دردهند . در اين جامعه، انسانها براي غلبه بر خود وگذر از خويشتن دنيوي، وبلكه خويشتن هاي محدود و مقيد به تعامل وهمكاري م يپردازند و در اين مسير از يكديگر سبقت مي گيرند . در فرهنگ اسلامي اين نوع از تعامل، نه تنها غيرعقلاني نيست بلكه در يك بستر ومسير كاملاً عقلاني شكل گرفته و تنظيم مي شد. عاقلانه ترين نوع رفتار در اين ميدان مربوط به كساني است كه در مسير ايثار و گذشت، از هستي و جان خود عبور كرده و به فيض شهادت نايل مي شوند. از رسول خدا صلي اللَّه عليه وآله درباره خصلتهاي شهيد روايت شده است كه با ريختن اولين قطره خون او بر زمين، همه گناهانش بخشيده مي شود و نظر به وجه اللَّه مي كند،(حر عاملي، همان، ص 160) اوهمچنين روايت شده است كه فوق هر نيكي نيكي اي است،تا آنجا كه انسان در راه خداوند كشته شود، برتر از آن نيكي نيست. (همان، ص 170(
مي توان گفت درقرآن تنها آيه اي كه در آن بر مقتول في سبيل الله» شهيد« اطلاق شده، اين آيه است : و من يطع الله و الرسول فاولئك مع الذين انعم الله عليهم من النبيين و الصديقين و الشهداء و الصالحين و حسن اولئك رفيقا.
جمهور مفسران فريقين در اين آيه »شهدا « را به مقتول في سبيل الله تفسير كرده اند. ازابن عباس نقل شده كه در آيه فوق از »النبيين « حضرت محمد (ص) اراده شده و مقصود از» الصديقين « حضرت علي و حضرت جعفر و حضرت حمزه و حضرت امام حسن و امام حسين عليهم السلام، هستند.(همان، ص181 (
امام حسين)ع( هنگام خروج از مدينه به بانگ بلند اعلام كرد كه هدف من از اين رستاخيز، نه بر پا ساختن آشوبي اجتماعي است و نه ادعاي قدرت و اكتسابي است؛ تنها مي باشد كه تمام هويت » امر به معروف و نهي ازمنكرواصلاح دين جدم« هدف من اسلامي جامعه درگرو آن است. (نجمي ، محمد صادق ، زمينه هاي اعتقادي ، سياسي و اجتماعي در نهضت عاشورا از ديدگاه حسين بن علي (ع) ، مجموعه مقالات كنگره بين المللي امام خميني و فرهنگ عاشورا، دفتر سوم، ص 355(
جايگاه ايثار و شهادت در مكتب تشيع:
ازجمله نمادهاي فرهنگي سياسي شيعه، كه در گسترش آن نقش مؤثري داشته است ، ايدئولوژي منحصر به فرد آن بود. ايدئولوژي كه كانون آن ايثار و شهادت در مبارزه با ظلم و بي عدالتي است. در رأس اين ايدئولوژي ائمه معصومين(ع) عالمان شيعي و روحانيون و ديگر بزرگان ديني قرار داشتند. در واقع روحيه ايثار و شهادت طلبي در مكتب شيعه، يكي از ارزش هاي سياسي و اعتقادي شيعيان است. شيعه اعتقاد خاصي به شهادت دارد. با مروري بر تاريخ زندگاني ائمه(عليهم السلام) مي بينيم كه تمامي آن ها به دست دشمنان، مقتول يا مسموم شده اند. اين ارزش بزرگ، با نام حسين بن علي)عليه السلام( در فرهنگ سياسي تشيع آميخته شده است و شيعيان لقب سيدالشهداء را براي او از هركس ديگري مناسب تر مي دانند؛ زيرا شهيد با ايثار قطرات خونش در پيكر جامعه، خونگرم و زنده اي را به جريان مي اندازد وراه خدا را باز مي كند و سدها و موانع را برمي دارد. ) مطهري، مرتضي، شهيد و شهادت تهران: انتشارات صدرا، 1366 ، ص 11 )
شهادت نقش بسيار حساسي در تاريخ تشيع و امت شيعي دارد. اين امر از ابتداي ظهور شيعه تاكنون وجود داشته است. شايد به همين جهت بوده است كه بسياري از اسلام شناسان غير مسلمان، به علت تشويق شيعه به جهاد با جان جهت برقراري و دفاع از حق و حقيقت و به علت علاقه فراوان شيعيان براي استقرار عدل و ريشه كني ظلم و به علت فداكاري همه جانبه رهبران شيعي، شيعيان را فنائيك، و مكتب تشيع را بنيادگرا معرفي مي كنند. )عنايت، حميد،انديشه سياسي در اسلام معاصر، ترجمه بهاالدين خرمشاهي، تهران:انتشارات خوارزمي، 1362 ش،ص 312 )
عدالت در بسترسازي تحقق ايثارو شهادت در آيين شيعه نقش زيادي داشته است . از نظر شيعه احراز عدالت براي تصدي مسئوليت هاي اجتماعي مانند حكومت، امامت جمعه و جماعت، قضاوت و... لازم است. شيعيان، امامان معصوم(عليهم السلام) را بارزترين مصداق عدالت مي دانند. پذيرش اصل عدل، همواره زمينه ساز حركت هاي عدالت خواهانه در ميان شيعيان بوده است.
ايثار وشهادت به مفهوم گسترده ي آن)جان نثاري( ويژه ي مكاتب مذهبي و اديان و حتي اسلام و تشيع نيست. ولي آن اندازه ارج و اهميتي كه اسلام و به ويژه تشيع براي آن در دفاع از حق و حقيقت قائل است، در ساير بينش ها ديده نمي شود. چه آنكه شهادت نقش بسيار حساسي در تاريخ تشيع وتقويت و تثبيت مباني اين آئين الهي ازبدو ظهور تا مقطع كنوني ايفا نموده است.
نيم نگاهي به تاريخ صدراسلام و به ويژه دوران پس از رحلت پيامبر كه در بر دارنده ي بزرگترين حادثه ي شهادت طلبانه در پهنه ي تاريخ اسلام است، كاربرد و كارآمدي شناخت ايثار و شهادت را به تصوير مي كشد: پس از شهادت امام علي (ع) كه خلافت اسلامي و پايگاه تربيت انساني به دست كساني چون معاويه بن ابي سفيان افتاد و حيله هاي مشهور عمروعاص در كنار اموال سرشار معاويه كارگر افتاد و خلقي بسيار را فريفت، تنها وظيفه اين بود كه به هر وسيله ي ممكن، حيله ها نمايانده وخيانت ها شناسانده شوند و سلطنت شوم اموي و دستگاه پليد معاويه رسوا گردد. امام حسن)ع( با سنجش دقيق اوضاع به اين نتيجه رسيد كه از قيام و نهضت در آن مقطع زمان خود داري كند چه آنكه فداكاري و حتي شهادت او آنچنان تاثيري در پيروزي وغلبه» حقيقت مغلوب« بر»فريب غالب« نداشت. )مطهري ، مرتضي ، حماسه حسيني، انتشارات صدرا، ج 2، چاپ چهارم، 1366 ش، ص 98) زيرا شهادت نيز مانند بسياري از پديده ها، زمينه ي مساعد مي خواهد تا بتواند از قالب يك شهامت و اخلاص فردي درآيد و شكل يك پديده ي اجتماعي موثر به خود گيرد و خون شهيد در رگ ديگر مردم حيات و زندگاني بيافريند. دوران يزيد اما شرايط به گونه اي دگرگون شد كه با اعمال پليد خليفه، پرده از فريب غالب افتاد و حقيقت از انزوا نسبتا خارج شد. اما اين خروج كامل شهامتي را مي طلبيد تا با قيام قاطع خود، حقانيت حقيقت را به رخ مردم ظاهر بيني بكشد كه برخي به دليل ناداني تن به اسارت سپرده بودند و برخي ديگر در اثر انحراف و انحطاط اجتماع هويت خود را از كف داده و در نتيجه زوال اقتدار در برابر ساختار قدرت سياسي را رقم زده بودند. عجيب اين كه استقبال از شهادت و گذشت و ايثار امام حسين(ع) نشان داد كه مي توان همه اين ها را كه رمز عزت يك ملت است، با فداكاري منطبق با شرايط زمان اصلاح نمود .آموزه هاي اسلامي و ادبيات شيعه به شهادت بسان عاملي پويا مي نگرند كه هرگاه جامعه اي دچار انحطاط گردد چونان محركي در جهت بالندگي مجدد آن عمل نموده و زمينه بسيج همگان در راستاي نيل به اين هدف مقدس را فراهم مي سازد. البته نبايد از نظر دور داشت كه ميزان بالندگي و پويايي ناشي از فرآيند شهادت با شرايط و فضاي اجتماعي سياسي جامعه ارتباط مستقيم دارد) مطهري ، همان، ص102 (با نگاهي به ادبيات منثور و منظوم عاشورا در دوره هاي گوناگون تاريخي- اجتماعي مي توان رابطه اي متقابل و متعامل ميان رويكردها و قرائت هاي عاشورا با وضع اجتم اعي- سياسي ويژه هر دوره را باز شناخت، به گونه اي كه اين وضعيت ويژه، گفتمان مسلط و غالبي را در قرائت ها و روايت هاي عاشورايي آن دوره باز تاب مي بخشد . در دوره هايي كه جامعه اسلامي، جامعه اي سياسي وكنش گر به لحاظ اجتماعي است، قرائت و ادبيات عاشورا صبغه اي سياسي و فعال به خود گرفته و وجه مبارزه جويانه و حماسي عاشورا، شاخصه فرهنگ مكتوب يا شفاهي مي گردد و در شرايطي كه به هر دليل و سبب اجتماعي – تاريخي، جامعه غير سياسي مي گردد، وجه فاجعه بار، غم انگيز، سوگوارانه و منفعلانه بر جنبه پويا و زاينده شهادت و واقعه عاشورا برجسته مي شود.
در اصل، برداشت سياسي از واقعه ي ايثارگري و شهادت طلبي در هر عصر و دوران مي تواند به اين پديده نادر پويايي لازم را بخشيده و در راستاي تحرك فكري حاشيه نشينان و منفعلاني كه به روز مرگي خو گرفته اند،كارآمد واقع شود. ازاين زاويه گريه وعزاداراي و بزرگداشت ياد و خاطره شهدا نه به عنوان يك برداشت معنوي، بلكه به عنوان يك اقدام سياسي مي تواند مورد بهره برداري قرار گيرد و ضرورت اين تلقي و رويكرد را مي توان از جملات مختلف امام حسين (ع) كه در راستاي تبيين هدف قيام و حركت شهادت طلبانه خود ايراد نموده، استنباط و برداشت نمود. ( فريشلر، كورت ، امام حسين و ايران، ترجمه ذبيح الله منضوري، تهران : انتشارات جاويد، 1351 ش ، ص262 (به عنوان نمونه در يكي از جملات نقل شده از آن حضرت كه در بر دارنده فلسفه شهادت طلبي اگر دين نداريد پس در امر »ان لم يكن لكم دين فكونوا احرارا في دنياكم« : اوست آمده دنياي خود آزادمرد باشيد.
قيام عاشورا و استقبال از شهادت به خوبي آميختگي دو مقوله ي آزادي دروني و بيروني از يك سو و مقدم بودن آزادگي بر دين داري از سوي ديگر را آشكار و به اثبات رساند و با اين قيام، شهادت درحد يك عنصر عزت آفرين و نجات بخش جلوه گر شد.
بنابراين رمز موفقيت برق آساي آيين شيعه در رسيدن به اهداف خود و گشودن قلب هاي انسان هاي شيفته ي حقيقت" فرهنگ ايثار و شهادت طلبي" دراين مكتب است . درمكتبي كه جهاد در راه خدا پلي براي رسيدن به» احدي الحسنيين« است، شكست معنا و مفهومي ندارد. مكتبي كه بتواند پيروانش را به گونه اي تربيت كند كه نبرد با دشمن و كشته شدن را رسيدن به سعادت ابدي بدانند، از هيچ قدرتي هراس نخواهد داشت و هيچ مانعي قادر نخواهد بود او را از رسيدن به اهدافش باز دارد و در ميانه ي راه متوقف سازد. تعاليم اعتقادي شيعه منطبق بر فطرت پاك انساني است؛ ازاين رو هر قدرتي كه مانع رسيدن اين تعاليم به مخاطبانش شود، با چنين روحيه اي از ميان برداشته مي شود . مذهب تشيع هيچ گاه به ضرب شمشير در جهان پيش نرفته، اين مكتب آن قدر تعاليم و ارزش هاي انساني دارد كه دل هاي پاك را به خود جلب و جذب كند، و نيازي ندارد كه به زور سرنيزه بر مردم حكم )مطهري ، حماسه حسيني، ص 122 ( وجود روح ايثار و شهادت طلبي در مسلمانان صدر اسلام همچون مقداد و ابوذركه بيشتر به آيين شيعي گرايش داشتند، حكايت از آن دارد كه آنان با رضايت كامل و عشق و علاقه پيرو اين مكتب بودند، هي چگاه كسي با اجبار، دل درگرو مكتب و آييني نمي سپارد و براي آن جان فشاني نمي كند. مخالفان شيعه به خوبي اين رمز پيروزي را شناسايي كرده و در طول تاريخ تلاش كردند، مردم را از اين فرهنگ رهايي بخش جدا سازند . وچه بسا كه براي جدا كردن شيعيان از فرهنگ جهاد و شهادت اتهام اتي را مطرح كرده اند .تا شايد عالمان شيعي سخن از جهاد و مبارزه به ميان نياورند. چنان كه بعضي از ساده لوحان و به اصطلاح روشنفكران در اين دام گرفتار آمدند. آن چنان كه حاكمان ستمگر اموي و عباسي كه به ، چيزي جز رياست و قدرت نمي انديشيدند، و در مبارزه با انديشه هاي شيعي " حرمت مبارزه با حكومت " را حتي اگر حاكم، جائر و ستمگر باشد، ساختند و پرداختند روحانيان بي هويت را براي ترويج آن به كار گرفتند). قادري ، حاتم، ملاحظاتي پيرامون تفهيم و انتقال پيام عاشورا،مجموعه مقالات كنگره بين المللي امام خميني و فرهنگ عاشورا، ص 321)
مبارزه ي حاكمان جائر با مكتب سالار شهيدان حسين بن علي(ع) و همه ي مظاهر آن به خوبي نشان گر آن است كه دشمن به خوبي از رمز موفقيت مسلمين آگاه شده و تمام تلاش خود را براي مقابله با آن به كار بسته است. روزي امويان نهضت عاشورا را" خروج عليه اميرالمؤمنين يزيد" خواندند تا مردم را فريب دهند و بتوانند كاروان حسيني را سركوب كنند. (طبري،ج 4، ص 296) روز ديگر عباسيان به منظور از بين بردن كانون جهاد و مبارزه عليه ظلم و بي عدالتي، قبر مطهر آن حضرت را منهدم كرده و حريم حرم مطهر را شخم زدند (همان، ج 4،ص185) روزي ديگر با ايجاد اختلاف و نزاع ميان مسلمانان ، به قتل شيعيان و عزاداران حسيني پرداختند و خود پشت صحنه به رقص و پايكوبي پرداختند. (ابن اثير،عزالدين ابي الحسن، تحقيق علي شيري، دار احياء التراث العربي ،1408 ه ق. 1989 م. بيروت لندن،ج9 ، 208 )روزي ديگر استعمارگران و چپاول گران عالم به ريشه كن كردن مظاهر نهضت حسيني پرداخته و از برگزاري هر مجلس و محفل عزاداري ممانعت به عمل آوردند و توسط ايادي خود هم چون رضاخان ميرپنج در ايران، آتاترك در تركيه و امين الله خان در افغانستان با شعاير مذهبي به مبارزه برخاستند(مكي،ج 6،ص 279). روز ديگر در سرزمين هاي اشغالي فلسطين صهيونيست ها كنگره ي شيعه شناسي ، تشكيل داده و خواستار مبارزه با مظاهر نهضت حسيني و فرهنگ شهادت از يك سو و جلوگيري از گسترش فرهنگ انتظار ظهور مهدي موعود(عج) از سوي ديگر شدند.
عاشورا، الگوي ايثار و شهادت در مكتب تشيع:
طرح حادثه ي عاشورا به عنوان چكيده ي ايثار و شهادت در آيين تشيع، به لحاظ تاثير گذاري حركت شهادت طلبانه امام حسين )ع( در برانگيختن مقاومت مسلمين در برابر انحرافات آتي در جهان اسلام، همواره زمينه ساز اقداماتي در راستاي تشويش و تحريف اين قيام حق طلبانه گشته است. در واقع نهضت عاشورا يكي از مهم ترين نمادهاي شيعه از جمله آثار نهضت »: درراه ايثاروشهادت است. علّامه محمد تقي جعفري مي نويسد عاشورا عدم جواز مسامحه با مخالفان دين و ارزش هاي ديني به بهانه نبودن احساس قدرت مي باشد. در حقيقت، از اين داستان نتيجه مي گيريم كه قدرت، احراز نمي خواهد، ناتواني احراز مي خواهد .(علامه جعفري ، محمد تقي ، نيايش امام حسين (ع) ، بي نا ، بي تا، ص 451 )
از اين رو، عاشورا به اين دليل كه تنها واقعه اي است كه طي آن يكي از ائمه معصومان(عليهم السلام) همراه با ياران و بسياري از اهل بيتش به شكلي خاص و منحصر به فرد، كه برانگيزاننده احساس و عواطف انساني است، به شهادت مي رسند، جايگاهي ويژه و نمادين در فرهنگ تشيع دارد و منشأ بسياري از قيام ها و حركت هاي انقلابي و خونين در تاريخ شيعه محسوب مي شود. تأكيدها و سفارش هاي ائمه(عليهم السلام ) بر بزرگداشت ياد و خاطره حادثه عاشورا، موجب گسترش فرهنگ ايثار و شهادت در ميان شيعيان شده است.
ماجراي نهضت امام حسين(ع) در كربلا و وضعيت اهل بيت واصحاب ايشان وعشق به شهادت در راه خدا و استقبال از آن با علم به شهادت و خوشحالي آنان در شب عاشورا همگي گواه صادقي است بر مشروعيت و فضيلت شهادت طلبي و استقبال از مرگ . در بسياري از موارد ياد شده با اطمينان مي توان گفت كه آن بزرگواران خود در سلسله ي علل و اسباب شهادت خويش قرار دارند، و شايد مهم ترين علت و سبب مرگ و شهادت آنان، رفتارشان و شيفتگي شان از شهادت باشد. حتي يكي از تحليل هاي قوي و معتبر از قيام ابا عبدالله(ع( اين است كه آن حضرت چون مي دانست با حيات خود نمي تواند اسلام را از خطر حكومت بن ياميه نجات دهد، با مرگ و شهادت خويش اين مهم را تحقق بخشيد و مشعل هدايت بشر و اسوه ي مبارزه با ظلم و بي عدالتي شد.
بدينگونه همان طور كه امام حسين)عليه السلام(با شهادت خود و استقبال از مرگ وترك لذات دنيا توانست انسان ها را از غفلت و سكوت و رخوت به صحنه بكشاند، تكرار اين روند در جوامع خفته و بي تفاوت نسبت به امور اجتماعي و سياسي خود قادر به ايجاد حركتي موج مانند خواهد بود كه بر خورد آن به افكار عمومي تكاني در آن ايجاد خواهد كرد و حاشيه نشيني در هر حالتي را زيبنده و شايسته مقام انساني نمي داند . ماهيت نهضت عاشورا، احياي دين بود و خط مشي امام حسين)ع( براي تحقق احياي دين و اصلاح امت و عدالت طلبي كه هويت امت اسلامي را تشكيل مي داد، شهادت بود و راهي جز آن براي باز گرداندن هويت به امت وجود نداشت؛ چه آنكه جامعه ي اسلامي آنچنان تحريف شده و دگرگونه بودكه امام حتي به فرض پيروزي و غلبه بر يزيد به قدري گرفتار مسايل داخلي مي شد كه هدف اصلي نهضت كه احياي دين بود، به انجام نمي رسيد. دوران پنج ساله ي حكومت علي بن ابي طالب(ع) كه يكسره صرف جنگ هاي داخلي شد ثابت كرده بود كه دامنه انحراف به قدري گسترده است كه ابزارهاي متعارف قادر به تصحيح اين روند نيست. هدف، اسلام و حاكميت دوباره آن بر جامعه بود. اگر فداكاري و ايثار و شهادت طلبي تاكتيك بود، استراتژي و هدف نهايي استقرار دين و دميدن روح اسلام به پيكره مرده جامعه بود. از همين جا تفاوت اقدام سيد الشهدا و عناصر ديگري نظير عبد ا... بن زبير كه هر دو بر عليه ظلم يزيد شورش كردند، مشخص مي گردد و آن اين كه امام با عنايت به هدفي كه دنبال مي كرد خود را سپر كعبه-كه مظهر هويت اسلامي است- نمود ولي عبد ا... بن زبير، كعبه را سپر حفظ خود قرار داد.
فداكاري امام حسين(عليه السلام) با هدف اعاده ي حيثيت از جامعه اي كه به نام دين به ذلت كشيده شد، از نظرآزادگان هويت جوي جهان ، پنهان نمانده است و ازاين رو توفيق در غلبه بر استعمار و رهايي ملت خويش را در باز گرداندن هويت ملي به جامعه جستجو نموده اند. به عنوان نمونه مهاتما گاندي – رهبر و مصلح استعمار شكن هند كه در سال 1948 م ترور شد واز دنيا رفت - درباره نهضت عاشورا چنين مي گويد: من براي مردم هند، چيز تازه اي نياوردم، فقط نتيجه اي كه از مطالعات و تحقيقات درباره زندگي قهرمانان كربلا بدست آورده بودم را ارمغان ملت هند نمودم. اگر بخواهيم هند را نجات دهيم، واجب است همه ما راهي را بپيمائيم كه حسين بن علي(عليه اسلام ) پيمود . (فرهنگ عاشورا ، قم ، نشر معروف ، چاپ پنجم ، 1380 ش،ص( 98
امام حسين (ع) در هنگام حركت به سوي كربلا اشعاري را مي خواند، كه نقل شده پدر بزرگوارشان هم همين اشعار را گاهي مي خواندند » : اگر چه دنيا زيبايي ها و دوست داشتني هايي دارد، دنيا آدم را به طرف خودش مي كشد، اما خانه پاداش الهي، خانه آخرت، خيلي از دنيا زيباتر و جذّاب تر است، خيلي از دنيا بالاتر وعاليتر است.«
»اگر مال دنيا را آخر كار بايد گذاشت و رفت، پس چرا انسان آن را در راه خدا انفاق نكند، و اگر اين بدنهاي ما ساخته شده است كه در آخر كار بميرد، پس چرا در راه خدا با شمشير قطعه قطعه نشود«. ( علامه جعفري، همان ، ص 453 )
و چنين نگرشي به مفهوم » شهادت« خود نيروي محركه اي است براي انسان معتقد به » شهادت « براي پيش رفتن براي طي مسير و براي رسيدن به اهداف عاليه انسانيت .و راه » شهادت« هميشه براي مسلمانان باز است، هرچند تنورجهاد و نبرد درراه دفاع از اسلام گاه شعله ور است و گاه خاموش، اما مقام و موقعيت» شهادت« ثابت است و چيزي نيست كه دستخوش متغيرهاي بيروني شود . از امام چهارم (ع) نقل شده است كه فرمودند : شيعيان ما همه از صديقين و شهداء هستند.
آموزه فرهنگي شيعه در ايثار و شهادت
به باور شيعه، حسين(عليه السلام) الگوي عزت و سر بلندي براي همه آزادي خواهان جهان است و آنچه از منفعت در جريان قيام و ايستادگي وي در برابر وضعيت نابهنجار اجتماعي –سياسي زمان خويش عايد آن عصر و دوران شد، چونان ميراثي گرانبها در هميشه تاريخ اسلام و بلكه جهان باقي وجاويدان است.
در همين رابطه براي تبيين و روشن شدن مطلب به بخشي از سخنان حضرت، خطاب به وليد بن عتبه- استاندار مدينه-مي پردازيم؛ آنجا كه مي فرمايد: اما يزيدي كه تو از من براي او بيعت مي طلبي، مردي شراب خوار است و دستش به خون افراد بي گناه آلوده شده، او حريم دستورات الهي را در هم شكسته وآشكارا مرتكب فسق مي شود؛ بنابراين مثل من با مثل اين يزيد بيعت نمي كند( مطهري، حماسه حسيني، همان، ص 151 ) امام حسين (ع) در اين فراز از سخنان خود، همه انسان ها در همه اعصار را مورد خطاب قرار داده، مي فرمايد كه قيام و حركت اعتراضي من اختصاص به زمان خود ندارد، بلكه در هر عصر و دوراني كه فردي با مشخصات و ويژگي هاي يزيد در صحنه روزگار پديدار شود بايد افرادي حسين وار قيام نمايند و در واقع امام با اين گفتار مسؤوليت بس بزرگي بر عهده ي همه انسان ها قرار داده و تكليف آن ها كه در واقع نفع و سود آنان را در بر دارد را معين فرموده است.
از همين جا عظمت كار امام حسين(ع) به عنوان بزرگترين شهادت طلب تاريخ بشريت، مشخص و آشكار مي گردد كه در بيان كورت فريشلر– محقق و نويسنده آلماني– بدين گونه انعكاس يافته است: بزرگترين محمل)يا علتي( كه فاجعه ي قتل حسين(عليه السلام ) را بزرگ كرده اين است كه قيام او براي حفظ جان صورت نگرفت و منظور مادي هم در آن نبود و حتي حسين(عليه السلام) علاقه نداشت با اين فداكاري، نام خود را باقي بگذارد. ديگران نام او را حفظ كردند و باقي گذاشتند.
در آيين شيعه ايثار و شهادت، مجموعه اي از اعتقادات و آموزه هايي است كه باعث شكل گيري روحيه ي شجاعت ، مبارزه و جهاد در راه خداي متعال و نهايتاً كشته شدن در راه ايمان و عقيده است . محور اصلي اين فرهنگ نيز همان شهيد و انگيزه هاي متقن و مقدسي است كه او را به سمت شهادت طلبي سوق مي دهد.
اما مخالفان، نهضت شهاد تطلبي شيعيان و مسلمانان را تروريسم مي خوانند تا با فريب افكار عمومي، بتوانند آنان را قتل عام كنند. منطق امروز استكبار جهاني كاملا بر منطق امويان در كشتار كاروان حسيني در سال 61 هجري منطبق است . آن روز شهادت طلبي حسينيان را خروج عليه حكومت مشروع خوانده و آنان را متهم به خروج از اسلام مي كردند، امروز نيز شهاد تطلبان پيرو امام حسين(ع) را تروريست مي خوانند كه با ترور بي گناهان، حقوق بشر و آزادي و عدالت- كه به ادعاي آنان اصول اخلاق آمريكايي است- را زير سؤال مي برند! در كربلا امام حسين)ع( و ياران باوفايش با علم و آگاهي از اين كه در برابر دشمن تا دندان مسلح به شهادت خواهند رسيد، با هدف دفاع از دين و راه و روش رسول خدا)ص( و مبارزه با ظلم و بي عدالتي و تسلط افراد نالايقي كه صلاحيت رهبري جامعه اسلامي را نداشتند، ايستادند و جان خود را فدا كردند. نه تنها هيچ كس با هر عقيده و مسلكي آنان را به خاطر اقدام شهادت طلبانه شان سرزنش نكرد، بلكه آنان الگويي براي بشريت در طول تاريخ گشتند. تا ملتهاي تحت ستم و مستضعف براي دفاع از موجوديت خود در برابر متجاوزان جنايت پيشه، با عشق به لقاي الهي از مرگ و شهادت استقبال كنند(عنايت ، حميد ، همان، ص( 342
نتيجه گيري:
شهادت به معناي كشته شدن در راه خداوند، در دين و فرهنگ اسلامي بويژه فرهنگ شيعه جايگاه بلندي دارد. اگر شهادت را فقط رويارويي حق و باطل بدانيم در تاريخ تشيع همواره اين رويارويي ها به تناسب تكرار شده اند. ياران حق براي نبرد و ستيز با باطل تا پاي جان پيش رفته اند و حماسه ايثار و شهادت را از خود به نمايش گذاشتند . ياسر و سميه نخستين كساني بودند كه در اسلام شربت شهادت نوشيدند . در غزوه ها و سراياي پيامبر(ص) پس از هجرت به مدينه و تشكيل حكومت اسلامي، شهادت براي اصحاب پيامبر(ص) بهترين شكل ايثار و خدمت به اسلام نوپا دانسته مي شد . شهيدان جنگ بدر، احد، خندق، تبوك و ... در واقع با شهادت خود ادامه حيات اسلام را در صدر اسلام تضمين نمودند .
با ايجاد تفرقه در ميان مسلمانان صدر اسلام پس از رحلت پيامبر اسلام (ص) وانحراف حكومت اسلامي،خاندان پيامبر(ص) اين وارثان اصلي و حقيقي پيامبر (ص) متناسب با شرايط، با وجود دشواري ها و در عين اقليت بودن، قيام كرده و با غاصبان و ستمگران مي جنگيدند. در اين دوران عنصر جديدي در شهادت كه مظلوميت مي باشد رخ نمود . ايثار و شهادت در عصر خلفاي اموي به پديده اي حماسي تبديل شد و در اوج اين دوران حماسي امام حسين(ع) و اهل بيت و يارانش قرار گرفتند.
دراين راستا، شيعه به عنوان اقليتي مظلوم كه حق را درچنگال غاصبان ناشايست مي ديد، مجبور به مقاومت، مبارزه و دفاع بود و در طول قرنها اين شكل از حيات شيعيان به رهبري امامان معصوم(ع) خود، تبديل به فرهنگ و آدابي شد كه ايثار و شهادت،بلندترين جايگاه را در آن به دست آورد. آميختگي عرفان و معرفت با مبارزه و مقاومت سبب شد تا مناجات ها، راز و نيازها و درد دل هاي شيعيان در فرهنگ دعا و نيايش امامان)ع( و اصحاب آنان ظهور يابد.
استبداد خلافت، خونريزي و سيطره فضاي وحشت وترس، باعث پيدايش جنبش ها و قيام هاي پنهان گرديد. امامزادگان و علويان، هر يك به نحوي متهم به رافضي گري مي شدند. خونشان مباح و در هر كوي و برزني كه پيدا مي شدند به شهادت مي رسيدند . با شهادت امامان(ع) و ياران آنها، فرهنگ ايثار و از خودگذشتگي به عنوان وسيله اي براي بزرگداشت ياد و خاطره آنها مورد استفاده قرار گرفت. با مطالعه تاريخ و فرهنگ شيعه مي توان به ابعاد نهفته فرهنگ پويا و انقلابي شيعه پي برد. مذهب بر ارزنده نگه داشتن روح حق طلبي و ايثار در ميان جامعه و ستيز با باطل در طول تاريخ و در هنگام ضرورت از عناصر توانمند و كارآمد خويش يعني ايثار و شهادت به منظور برقراري عدل و عدالت استفاده كرده است . در نهضت هاي شيعي سربداران، علويان، زنديه و مبارزات آزاديخواهانه عصر جديد بويژه انقلاب اسلامي و بعد از آن در طول جنگ تحميلي عراق عليه ايران از دو عنصر مهم ايثار و شهادت بهره جستند و سبب موفقيت و پيروزي آنها بوده است. بنابراين بايد گفت كه شهادت، مطلوب اوليا و منظور عاشقان حق است و جهاد در راه حق مه مترين ابزار تحقق اين مهم در فرهنگ شيعه بوده است. بنابراين شهادت قبل از اينكه پديده ديني باشد، امري انساني است، يعني متعلق به فطرت عدالتخواه و حق طلب انسان و جامعه بشري است. به صرف اينكه كسي جان خود را فداي جامعه و ارزش ها و آرمان هاي انساني كند عمل وي داراي اهميتي است كه مي توان آن را همسنگ شهادت دانست. اما در اين رهگذر دين به آن قداست و ارزش بخشيده است و به خصوص دين اسلام و بالاخص مذهب تشيع، حقيقت آن را به بهترين وجه جلوه گر كرده و تا سرحد امكان آن را به واقعيت نزديك كرده است. ترويج فرهنگ ايثار و شهادت نه تنها ارزش و اهميتي كمتر از نفس شهادت و كشته شدن در راه خدا ندارد بلكه چه بسا از جهاتي بر آن برتري داشته باشد.
در فرهنگ و بينش شيعه، ايثار و شهادت، تلاش وكوشش براي احيا وگسترش دين خدا و ارزش هاي انساني به شمار مي رود و كسي كه عمر خود را در اين راه صرف و جان خود را در اين راه تقديم پروردگار كند اگر چه مرگ او در صحنه جنگ نيست اما باز هم شهادت است و چنين فردي شهيد ناميده مي شود . مهمترين سرچشمه تجلي و تداوم فرهنگ ايثار و شهادت در شيعه، عاشورا و شهادت امام حسين (ع( است . عاشورا تجلي تمام نماي حقيقت و واقعيت شهادت است و ادعيه و زيارات، بهترين محمل بازگويي اين حادثه عظيم تاريخ بوده اند.
به تعبير استاد مطهري " تاريخ شيعه با نام يك سلسله از شيفتگان و شيدايان و جانبازان سر از پا نشناخته توأم گشته است"( مطهري، حماسه حسيني، همان ، ص 64 ) همين شيفتگي و شيدايي و سرسپردگي به ولايت معصومان(عليهم السلام)، به عنوان نيروي بالقوه بسياري ازحركت ها وجنبش هاي انقلابي و ضدستم عمل كرده است.
لذا ايثار و شهادت در مكتب تشيع از راه ها و شاخص هاي بسيار مهم حفظ جامعه ديني و صيانت از حقوق شخصي، شهروندان در جامعه و حقوق جامعه ديني است.
منابع
1- آيات قرآن
2- ابن اثير،عزالدين ابي الحسن، الكامل، ابوالقاسم حالت و همكاران، تهران :علمي 1364
3- برازش ،عليرضا، مجموعه موضوعي نهج البلاغه و غررالحكم ، ج 1 انتشارات ميقات . ،تهران، 1364
4- بروجردي ،سيد ابراهيم ، تفسير جامع ، تهران : انتشارات صدر ، ج 3 ،چاپ سوم . ،تهران، 1341
5- حرعاملي، ، وسائل الشيعة، ج 15 ، مؤسسه آل البيت، قم: 1409 ه ق
6- سيري در سيره نبوي ، جمعي از نويسندگان، انتشارات صدرا ، چاپ دوم ، تهران، 1354
7- طبري،محمد بن جرير، تاريخ طبري، ج 4، ترجمه ابوالقاسم پاينده، انتشارات اساطير، تهران 1374
8- علامه جعفري ، محمد تقي ، نيايش امام حسين )ع( ، بي نا ، بي تا. 9- عنايت، حميد،انديشه سياسي در اسلام معاصر، ترجمه بهاالدين خرمشاهي، تهران:انتشارات خوارزمي، 1362 .
10- فرهنگ عاشورا ، گروه نويسندگان ، نشر معروف ، قم، چاپ پنجم ، 1380
11- فريشلر، كورت ، امام حسين و ايران، ترجمه ذبيح الله منضوري ، تهران : انتشارات . جاويد، 1351
12- قادري ، حاتم، ملاحظاتي پيرامون تفهيم و انتقال پيام عاشورا، مجموعه مقالات . كنگره بين المللي امام خميني و فرهنگ عاشورا، تهران، 1378
13- قرشي ، سيد علي اكبر ، قاموس قرآن ، دارالكتب الاسلاميه ، چاپ چهارم، تهران .1371
14- كتاني ،سليمان ،امام علي )ع ( پيشوا و پشتيبان ،ترجمه و نگارش سيد جواد . هشترودي ، موسسه انتشارات رسالت ، چاپ دوم ، قم : 1355
15- مجلسي،علامه محمد باقر ، مجموعه رسايل اعتقادي، به كوشش سيد مهدي رجائي ، بنياد پژوهش هاي اسلامي مشهد 1368
16- مجمع البيان في تفسير القرآن، بيروت داراحياء التراث العربي، جلد پنجم 1379 ،
17-مطهري ، مرتضي ، حماسه حسيني، انتشارات صدرا ، ج 2، چاپ چهارم،تهران، .1366
18- مطهري، مرتضي، شهيد و شهادت، تهران: انتشارات صدرا، 1366
19- نجمي ، محمد صادق : زمينه هاي اعتقادي ، سياسي و اجتماعي در نهضت عاشورا از ديدگاه حسين بن علي (ع) ، مجموعه مقالات كنگره بين المللي امام خميني و فرهنگ . عاشورا، دفتر سوم، تهران، 1378
20- نهج البلاغه: سيد حعفر شهيدي، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، چاپ دوم، . تهران، 1370
21- يعقوبي، احمد بن يعقوب: تاريخ يعقوبي، تصحيح محمد ابراهيم آيتي، تهران: انتشارات علمي و فرهنگي 1366 .
22- يوسفي،عليرضا: ايثار، ج 1،انتشارات حسين (ع ) ،قم، 1382


منبع:مجموعه مقالات همايش ملي فرهنگ ايثار و شهادت/ دانشگاه زنجان


یک شنبه 26 دی 1389  12:04 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت

عنوان : راهكارهاي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت
كلمات كليدي : شهادت طلبي ، انقلاب اسلامي ، دفاع مقدس ، جهاد الهي ، فداكاري و گذشت .
نويسنده : سيد علي هاشمي
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
چكيده
نوشتار حاضر تلاش مي كند تا با تحليلي علمي و با رويكردي الهياتي و جامعه شناختي پس از تشريح و تبيين مفهوم راستين ايثار و شهادت و واكاوي ابعاد مختلف آن ، به شناسائي و معرفي عمده ترين موانع و عوامل بازدارنده فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه بپردازد تا بدين طريق با تشخيص ضرورت ها به ارائه ي مناسب ترين و در عين حال عملياتي ترين راهكارها و پيشنهادات جهت ترويج و اشاعه ي فرهنگ ايثار و شهادت در بين سطوح مختلف جامعه بپردازد تا اينكه فضاي عمومي جامعه ي ما بهترين و بيشترين تأثير را در جنبه هاي گوناگون از وجود اين فرهنگ متع الي ببرد و در مسير الهي گام بردارد .
مقدمه
ايثار و شهادت ، به عنوان يك فرهنگ متعالي(high culture) در زمره ي عالي ترين مفاهيم الهي و نتيجه والاترين ارزش هايي مي باشند كه يك انسان متعهد مي تواند به آن مقام دست يابد . اين مفاهيم اثر گذار و حركت آفرين قادرند تا فضاي يك جامعه را بصورت گسترده تحت تأثير قرار دهند و والاترين بركات را براي آن به همراه داشته باشند. حقيقت امر آنست كه اگر رشادت ها و خدمات شهدا و ايثار گران بخوبي براي مردم معرفي گردد و به قالب هاي كليشه اي و بيان هاي ژورناليستي محدود نگردد ، بيشترين و بهترين نتايج را به همراه خوهد داشت . تقويت باورهاي ديني و ملي كه امروزه جزءاصلي ترين مسائل اعتقادي و فرهنگي به حساب مي آيد ودررديف مهمترين وظايف ماست ، از جمله مواردي است كه با معرفي و تعميق شخصيت، منزلت ، عقايد و آرمان هاي ناب آن بزرگواران در سطحي فراگير تحت تأثير قرار مي گيرد . فلذا همه ي ما مديون شهداء و ايثار گران بوده و يكي از طرقي كه مي توانيم اداي دين نماييم ، شناساندن همه جانبه ي آنان بر نسل هايي است كه شهداء و مسيري كه در آن ممارست داشته اند را ، بخوبي درك نكرده اند .
بنابراين نبايد فراموش كرد كه فرهنگ ايثار و شهادت دربردارنده ي آثار و بركات عظيمي است كه به شكل مستقيم و غيرمستقيم جامعه ي ما را شامل مي شود . چرا كه ايثار و شهادت يكي از غني ترين گنجينه هاي فرهنگ اسلامي و شيعي است كه جلوه هاي اعجاب انگيز آن در طول سالهاي انقلاب و دفاع مقدس به روشني آشكار گرديد و شگرف ترين و عظيم ترين صحنه هاي از خود گذشتگي انسان ها در آن تبلور يافت .(فرهنگ ايثار ، 1373 و ص( 27 اما مسأله ي اساسي در اين زمينه اين مي باشد كه ، چنين گنج گران بهائي را نمي توان با نگرش هاي سطحي و روش هاي صوري كارآمد ساخت و آن را انتقال و اشاعه داد . در نتيجه ضرورت توجه به فرهنگ ايثار و شهادت و همچنين ترويج آن در جامعه و مشاهده ي آثار و كاركردهاي مثبت آن در گروه داشتن باور عميق و انديشه ي بلند است و مي بايست چنين تفكري را با ساز و كارهاي مناسب بصورت عميق در بين مردم نهادينه ساخت . و پر واضح است كه شناسايي راهها و اتخاذ شيوه هايي كه بتواند اين فرهنگ را به بهترين شكل ممكن در جامعه مطرح سازد ، طبعاً نيازمند بررسي دقيق ، همه جانبه و مستمر است و يقيناً دست اندركاران اين حوزه بايد به اين مسئله توجه جدي داشته باشند . چرا كه عمل به اين وظيفه خطير در نهايت به بيداري و آگاهي جامعه نسبت به مقوله ي ايثار و شهادت منجر خواهد شد .
اهميت و ضرورت تحقيق
اين موضوع و انتخاب آن بدين جهت داراي اهميت مي باشد كه " فرهنگ ايثار و شهادت " بعنوان يك پديده ي اجتماعي و ديني علاوه بر اينكه در دوره ي معاصر بر ضرورت آن تأكيد مي گردد ، بلحاظ مصداقي نيز از همان دوران نزول قرآن بر اهميت آن اشاره شده است ، بطوريكه واژه ي " شهادت " و مشتقات آن 150 بار در قرآن كريم آمده و جالب آنكه در فرهنگ قرآني از شهادت با تعبير "گواه" ياد شده است كه براي نمونه مي توان به اين آيه ي شريفه اشاره نمود :" ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون" ) آل عمران169 ( البته نپنداريد كه شهيدان راه خدا مرده اند بلكه زنده به حيات ابدي شده اند و در نزد پروردگارشان متنعم خواهند بود .
پس با اين تفاسير بهتر مي توان ضرورت و اهميت ترويج و اشاعه ي فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه را درك نمود .
سوالات و اهداف تحقيق
ما در اين پژوهش براي رسيدن به هدف خود و پاسخگويي به مسئله ي مورد نظر كه همان "بررسي و ارائه ي راهكارهاي عملي براي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه " است ، سعي خواهيم نمود تا با پاسخگويي به دو سؤال اساسي ذيل كه تا حدودي سوالات فرعي پژوهش را نيز شامل مي شوند ، مسئله ي خود را حل كرده و بدين ترتيب به اهداف كلي ) عنوان پژوهش ( و جزئي مورد نظر كه در اثناي اين سوالات قرار دارند ، دست يابيم . به اين صورت كه:
1- فرهنگ ايثار و شهادت چيست ؟ به ارائه ي تبيين مفهومي از اين واژگان ، تحليل جايگاه اين فرهنگ در دين و رابطه ي آن با ارزشهاي متعالي ، شاخص ها و فضيلت ها ي آن و غيره خواهيم پرداخت.
2- و نيز در پاسخ به اين سوال كه راهكارهاي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت كدامند؟ پس از شناسائي ، تبيين و تفسير عمده ترين موانع اشاعه ي اين فرهنگ ، به معرفي اهم راهكارهاي عملياتي جهت فراگير نمودن اين فرهنگ در جامعه مي پردازيم .
تعريف ايثار و شهادت
ايثار در لغت به معني برگزيدن ، غرض ديگران را بر غرض خويش مقدم داشتن و منفعت غير را بر مصلحت خود مقدم داشتن (دهخدا ، 1377 ، ص 3682 ) و در اسلام به معناي تلاش ، فداكاري ، بخشش و اخلاص در راه خدا آمده است كه بيانگر رشد و معرفت الهي انسان است و با مفاهيمي همچون شهادت ، خيرخواهي و ديگر خواهي همراه است . و همينطور شهادت در لغت به معني گواه و در اصطلاح كسي كه در مورد مسئله اي گواهي و شهادت بدهد، مطرح گرديده است. ( ابن منظور ، 1405 ، ص 225 ) با اين توضيح كه در اين مقاله تلقي ما از ايثارو شهادت، جهاد و كشته شدن در راه خدا مي باشد.
جايگاه ايثار و شهادت نزد اسلام
بارزترين جلوه هاي ايثار و شهادت در دين تجلي پيدا مي كند و آنقدر حائز اهميت است كه دين اسلام ايثارگري و شهادت طلبي را در راه تعميق آرمان هاي مذهبي تشويق نموده و بيشترازهرچيز ديگري بدان پرداخته است . چرا كه در اسلام كشته شدن آگاهانه در راه خدا كه در راستاي گسترش اهداف الهي و اسلامي است بارها مورد تأكيد قرارگرفته است . پس بطورخلاصه فرهنگ ايثارو شهادت در دين اسلام دربردارنده ي مجموعه اي از آگاهي ها، باورها ، اعتقادات واعمالي است كه موجب تقرب انسان به عالي ترين درجه كمال يعني انتخاب آگاهانه مرگ درراه خدا مي گردد .( فرهنگ عمومي،1383 ، ص54 )

ارتباط بين ايثار و شهادت با ارزش ها و هنجارهاي متعالي
ارزشها(values) بعنوان امري كه مورد پذيرش همگان بوده و واقعيت ها و اموري را تشكيل مي دهند كه مطلوبيت دارند ( وثوقي ، 1378 ، ص 234 ) و به نوعي اولويت هاي افراد را مشخص نموده و براي رفتار آنها راهكار ارائه مي نمايند آنچنان مهم است كه ، مطالعه درباره ي كنش هاي افراد بدون مراجعه به ارزشهاي آنها امري ناقص است و در سطح كلان نيز برنامه ريزي براي امور اجتماعي و سياسي جامعه با مراجعه به ارزش هاي آن جامعه محقق مي گردد . فلذا اشخاص براي صيانت از ارزشها مبارزه مي كنند و براي حفظ آن از بذل مال و جان خود دريغ نمي ورزند . ( شاعري ، 1381 ، ص 150 ) كه با توجه به اين تفاسير مي توان گفت كه " ايثار و شهادت طلبي " در بسياري از فرهنگ ها )خصوصاٌ فرهنگ متعالي تشيع( هم خودش يك ارزش است و هم نوعي فدا شدن در راه ارزش هاي الهي آن فرهنگ بحساب مي آيد .

ايدئولوژي اسلامي و نقش آن در ترويج فرهنگ ايثار و شهادت
ترويج فرهنگ ايثارو شهادت بدون ايدئولوژي مشروعيت بخش غيرممكن است. و نقش ايدئولوژيها در اشاعه ي آن آنگاه كه سخن از نهادينه سازي اين فرهنگ مي شود بيشتر آشكار مي گردد . ايدئولوژي توجيه گر ايثار و شهادت در جامعه ما توجهي به امور دنيوي ندارد و در مقابل زهد اخروي را جايگزين آن ساخته است . مطابق باايدئولوژي اسلامي اوج تجلي رفتار ايثارگرانه جايي است كه انسان از عزيزترين كالاي خود كه جان اوست درگذرد .در ايدئولوژي اسلامي اين متعالي ترين مرتبت ايثارگري درسلسله مراتب ايثاراست . (اقبال ، 1355 ، ص 70 )
اهم شاخص هاي ايثار و شهادت در فرهنگ تشيع
عمده ترين شاخص هاي شهادت از منظر آيات قرآن و احاديث عبارتند از:
1- ايمان به وحدانيت خداوند واقراربه رسالت رسول اكرم (ص) و التزام عملي بر آن.
2- نيت بعنوان شرط اصلي پذيرش تمام عبادات و اعمال بعنوان انگيزه الهي جهاد د ر راه خدا .
3- اطاعت از رهبري و تبعيت از مفهوم ولايت فقيه با توجه به روحيه ي فداكارانه . ( ولوي، 1378 ، ص( 11
فضيلت هاي ايثار و شهادت در فرهنگ اسلامي
در نگرش اسلامي شهادت در راه خدا از قداست و اهميت والائي برخوردار بوده و اولياء خدا و برگزيدگان همواره در طلب آن بوده اند . (فكرت ، 1379 ،ص 60 ) و اين امر آنقدر ارزشمند است كه مي تواند براي شهيد بعنوان متعالي ترين هدف تلقي شود . (جمالي ، 1381 ، ص 1 ) با توجه به اينكه فضيلت هاي بي شماري را مي توان به شهادت و ايثارگري برشمرددر اينجا فقط فهرست وار به تعدادي از اين امتيازات اشاره مي گردد :
1- وعده ي بهشت بر طبق آيات قرآن و روايات معصومين
2- كسب بالاترين نيكي
3- تقرب در جوار الهي
4- راحتي و آسودگي روح شهيد
5- استقبال بهشتيان از آنان
6- احترام انبياء نسبت به آنان
7- شفاعت اطرافيان
8- شريف ترين مرگ در راه خدا
9- خداوند مسئول بازماندگان اوست
10- آمرزش گناهان
11- تماس با فرشتگان هنگام شهادت
12- پوشيدگي بدن او با لباسهاي بهشتي
13- آساني مرگ
14- مردگان در راه خدا زنده اند (167-
15- معامله ي با خداوند) گوهري ، 1361 ، ص 171 )

عمده ترين موانع باز دارنده ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه
يكي از بخش هاي فرهنگ غني و ناب اسلام ، فرهنگ ايثار و شهادت مي باشد( شهداء 1380 ، ص 94 ) كه شناخت صحيح و كافي درباره ي ابعاد گوناگون آن و اشاعه ي آن ، » در سطح جامعه علاوه بر شرايط و فضاي مناسب فردي و اجتماعي نيازمند شناسائي و رفع "اصلي ترين موانع و عوامل باز دارنده" دراين ارتباط است كه در اين مجال ، فهرست واربه عمده ترين آنها اشاره مي گردد تا بدين طريق بستر مناسبي جهت ترويج اين فرهنگ در جامعه ايجاد گردد .
1- عدم شناخت صحيح و كافي نسل هاي جديد از فرهنگ ايثار و شهادت بواسطه ي ايجاد شكاف بين نسل جوان با نسل شهداء و ايثار گران كه منشأبخشي از مشكلات بوده و عدم پاسخگويي به شبهات فكري ايجاد شده براي نسل جوان در اين زمينه.
2- تهاجم فرهنگي دشمنان خارجي و داخلي در قالب تبليغات سوء رسانه اي و جنگ نرم نسبت به عناصر اصيل فرهنگ اسلامي از جمله فرهنگ ايثار و شهادت و كمرنگ ساختن پيامدهاي مثبت آن براي جامعه.
3- وجود دغدغه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي در سطح جامعه و اولويت منافع فردي بر مصالح همگاني كه منجر به تضعيف باورهاي فرهنگي - اسلامي ( روحيه ي ايثار و شهادت طلبي ) در نزد اقشار مختلف جامعه مي شود .
4- نبود ارتباط كافي خانواده ها با سازمان هاي فرهنگي و مذهبي از جمله ؛ بنياد شهيد و امور ايثارگران و همينطور روابط اندك اين مراكز با نهادهاي علمي و پژوهشي خصوصاً دانشگاه ها و بالعكس و كمبود محسوس فعاليت هاي پژوهشي در اين حوزه.
5- ضعف در ساختار و محتواي سازمان ها و نهادهاي مذهبي و فرهنگي مرتبط با امور ايثارگران و شهداء از قبيل ؛ ضعف در مديريت ، برنامه ريزي ، كنترل ، نظارت ، آموزش ، تبليغ و غيره و د همين رابطه وجود موازي كاري هاي متعدد كه با اتلاف انرژي و منبع مادي و انساني و نيز وجود بوروكراسي بي مورد در بين نهادهاي مذكور به جهت تسلط برخي از افراد كم صلاحيت بر اين مراكز كه مانع بزرگي بر سر رسيدن به اهداف مورد نظر است .
6- نهادينه شدن برخي رفتارهاي غلط و افكار نادرست در اذهان بسياري از مردم بخاطر عدم تبيين صحيح از فرهنگ ايثار و شهادت و نيز بر خوردهاي تند و غلط در اين ارتباط كه موجب جبهه گيري مي گردد .
7- برخورد سلبي و غير تربيتي با جوانان و عدم استفاده از زبان مناسب و ضعف در معرفي الگوهاي عملي به آنان و كم توجهي به نقش سازنده ي آن ها به همراه محكم نبودن پايه هاي فكري و عدم درك صحيح از اين مقوله ها .
8- و نهايتاً ، عدم توجه به اولويت بندي ها، مقتضيات زماني و عدم شناخت كافي از اين موانع و راههاي مقابله با آن .
فلذا پر واضح است تا زماني كه اين موانع و چالش ها مرتفع نگردند ، هرگز نمي توان انتظار داشت ايثار و شهادت در جامعه اسلامي بطور كامل و صحيح اشاعه يابد .و اين نيازمند بينش و تحليلي جامعه شناختي و الهياتي است.
موثرترين راهكارهاي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت درجامعه
فرهنگ متعالي » ايثار و شهادت « با انديشه ها ، الگوهاي اخلاقي و رفتاري منبعث از قرآن ، روايات و احاديث نياز به يك شرايط و فضاي مناسبي دارد تا مورد تأمل و شناخت صحيح تمامي اقشار مردم در سطوح مختلف جامعه قرار گيرد و با اقبال حداكثري روبرو گردد . فلذا كار بست راهكارها و پيشنهاداتي كه به عمده ترين آنها در ذيل اشاره مي گردد گام بلندي خواهد بود در ايجاد فضاي مطلوب و اشاعه ي اين فرهنگ ناب در سطح جامعه .
1- فرهنگ سازي و ارتقاء سطح آگاهي ها و باورهاي ديني مردم در طول سال از طريق رسانه ها، بويژه صدا و سيما ، سازمان هاي مسئول و متولي امور ديني ، مذهبي و فرهنگي ، خانواده ها و نهاد هاي آموزشي چرا كه اطلاع و آگاهي از هر چيزي زمينه ساز كشش به سمت آن بوده و بديهي است وقتي در مورد پديده اي فاقد آگاهي باشيم نسبت به آن هيچ انگيزه و گرايشي نداشته باشيم، و اين آگاهي بخشي هم براي تقويت رفتار مشاركتي مردم در اين موضوع ، هم براي اطلاع از حقوق فردي و اجتماعي ) مسئوليت پذيري( نسبت به آن هم آشنايي با تهديدات دشمنان در آن حوزه ق طعاً كارساز و مؤثر است .
2- ايجاد ارتباط و تعامل متقابل از سوي سازمان بنياد شهيد وامور ايثارگران با جوانان بويژه جوانان دانشگاهي و مدرسه اي و نيز برگزاري نشست هاي مشترك و تخصصي دوره اي و حمايت از طريق پژوهش هاي علمي و عملياتي آنان و باز درهمين ارتباط ، ايجاد تعامل سازنده با ديگر نهادهاي آموزشي و پژوهشي و استفاده از ايده هاي متخصصان و صاحب نظران حوزه ي دين .
3- معرفي شهداء و ايثارگران بعنوان الگوهاي راستين براي جوانان، به اين ترتيب كه ؛ اگر بخواهيم درباره ي مصاديق ايثار ( رزمندگان و جانبازان ) كار كنيم و آنان ر ا به جوانان بشناسانيم بايد با ساز و كارهاي مناسب از جمله تبليغات رسانه اي ، اختصاص بخششي از خطبه هاي نماز جمعه به معرفي آنان ، استفاده از چهره هاي علمي و فرهنگي مقبول و نافذ در گفتار و عمل براي معرفي آنان ، اختصاص بخشي از محتواي متون درسي به اين موارد و غيره ؛ آنان را در معرض نسل جوان قرار داده و با ايجاد يك محيط مناسب براي تماس و معاشرت متقابل مي توانيم شاهد شكل گيري زنجيره اي همگون از گروه هاي مرجع تأثير گذار و تأثير پذير در تعامل با يكديگر در جهت تعميق پيوند هاي عميق بين امت و الگو هاي راستين و از آن طريق گسترش فرهنگ اصيل ايثار و شهادت باشيم .
4- برگزاري همايش ها ، كنفرانس ها و مسابقات علمي - پژوهشي در قالب فراخوان آثار در ابعاد مختلف فرهنگ ايثار و شهادت با همكاري بنياد شهيد ، نهادهاي فرهنگي و مذهبي، دانشگاهها و مدارس و صدا و سيما كه علاوه بر جنبه ي اطلاعاتي و آموزشي داشتن مي تواند با تجمع آثار و افكار مشوق طيف وسيعي در جهت اشاعه و زنده نگه داشتن دستاوردهاي دفاع مقدس و انقلاب اسلامي ، شهداء و ايثارگران باشد.
5- رسانه هاي جمعي عموماً و صدا و سيما خصوصاً به عنوان مهمترين كانالهاي فرهنگ ساز ، كه هدايتگري روند كلي فرهنگ جامعه را بر عهده دارند ، مي توانند در احياء ، رونق ، پيرايه زدايي و زمينه سازي هر چه بهتر و بيشتر اين فرهنگ متعالي نقش تعيين كننده اي ايفا كنند . ترديدي نيست كه رسانه جمعي ، در كنار ساير عوامل همچون خانواده ، محيط هاي آموزشي ، كانون هاي مذهبي و ساير بخش هاي جامعه ، نقش بر جسته اي در انتقال فرهنگ ، جامعه پذيري و تعليم و تربيت اجتماعي ايفا مي كنند . و علاوه بر بازتاب دادن فرهنگ جامعه ، قدرت چشمگيري در راستاي شكل دهي به عقايد و باورها ، اطلاع رساني و آگاهي بخشي بر عهده دارند. (لازار ، 1380 ،ص 86 )از اين رو در جامعه ي اسلامي ما نيز يكي از رسالت هاي اصلي رسانه ها ، بايد نشر فرهنگ ايثار و شهادت و پاسداري از آن باشد.
در اين خصوص امام خميني (ره) با تشريح نقش رسانه هاي جمعي ، از آنها ( راديو ، تلويزيون ، مطبوعات ، سينما ، تئاتر و غيره) به عنوان دانشگاه عمومي ياد كرده است كه بايد در تمام سطح كشور گسترش يابد و تمام مردم را متفكر و مبارز و ديني بار بياورد .معاونت پژوهشي مؤسسه ي تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره)، 1378) ،ص 355 )
چرا كه همه ي رسانه ها به تناسب ماهيت ، ميزان نفوذ ، ظرفيت امكانات ، نوع پيا م و مخاطب مي توانند نقش خويش را متناسب با انتظارات ايفا كنند و گام هاي مؤثر ي در توسعه فرهنگ و ارزشهاي انقلاب اسلامي و دفاع مقدس بردارند .
حال راهكاري كه براي اشاعه ي فرهنگ ايثار و شهادت با در نظر گرفتن نقش همه ي اين رسانه ها مي توان ارائه داد به شرح زيل خواهد بود.
الف) فيلم ها و سريال هاي تلويزيوني: اين رسانه بخاطر فراگير بودنش مي تواند ، از مؤثرترين عوامل بسط فرهنگ ايثار و شهادت باشد ، كه اين امر مستلزم زمينه هاي فرهنگي و هنري بالايي است كه علاوه بر جنبه هاي ظاهري بايد در آنها به مفاهيم عميقي همچون ايثار ، شهادت ، دلاوري ، وطن دوستي ، ايمان قوي شهداء و رزمندگان توجه كرد و از هر گونه برخورد سليقه اي و حزبي اجتناب نمود . همچنين تأمين بودجه ، بكارگيري بازيگران مطرح و متعهد و ايجاد مركزي جهت ساخت فيلم هاي سينمايي مرتبط با اين موضوع كاملاً مي تواند راهگشا باشد.
ب) تئاتر : به عنوان نمايشي زنده و اجراي آن در مدارس ، دانشگاهها ، ادارات ، كارخانجات ، ساير سازمانهاي خصوصي ، مراكز نظامي و حتي در خود تلويزيون ، با هدف نمايش و شناساندن مجاهدت هاي ايثارگران و شهداء به شكل عيني و ملموس .
ج) نشريات و كتب : در اين زمينه بايد خاطرات ، تجارب و انديشه ها و وصايا ي شهداء و ايثارگران و رزمندگان با يك حركت علمي - فرهنگي و با حمايت هاي معنوي و مالي از آنان در آثار مكتوب درج گردد . البته با يك تعامل سازنده بين نويسندگان اين عرصه با خود ايثارگران كه داراي تأثير مطلوبي در اين زمينه است . از جمله چاپ و انتشار اين آثار گران بها در كتب و نشريات عمومي ، روزنامه ها ، مجلات ، كتب دانشگاهي و مدرسه اي و توليد ساير محصولات فرهنگي مناسب .
د) ايجاد يك بانك اطلاعاتي قوي دراين زمينه : براي دسترسي پژوهشگران عرصه ها ي مختلف دفاع مقدس به اطلاعات مورد نياز از طريق ارائه كليه ي اطلاعات در آن از قبيل : نام و رمز عمليات ها ، سوابق علمي و پژوهشي شهداء و ايثارگران ، وصايا ، خاطرات ، تاريخ و محل شهادت ، زندگي نامه و ساير آمار مربوط به دفاع مقدس كه مي تواند بعنوان يك مركز مهم نشر ارزشها و دستاوردهاي شهدا و ايثارگران كاملاً مؤثر باشد .
و) و ساير قالب هاي رايج رسانه اي با محوريت و اولويت اشاعه ي فرهنگ ايثار و شهادت از قبيل : پخش اخبار ، سخنراني ، ميز گرد هاي كارشناسي ، مصاحبه ، برنامه هاي مستند ، گزارش هاي تحليلي ، كارتون ، زير نويس هاي تبليغاتي و ويدئو كليپ ها، چاپ و نشر مقالات ، كاريكاتورها، تهيه ي پوستر و موسيقي ، سرودها، نوحه ها ، اشعار و غيره . اما نكته اي كه در موفقيت عملي رسانه ها در ترويج اين فرهنگ بايد به آن توجه داشت ، رعايت عوامل ذيل مي باشد ؛ مسئوليت پذيري ، گستردگي پوشش و ايجاد ارتباط با گروه هاي مختلف مردم ، درك وضعيت فرهنگي - اجتماعي جامعه ، توجه به نيازهاي مخاطبان و برنامه ريزي دقيق در اين راستا ، هماهنگي رسانه ها در عمل ، تنوع در اشكال پيام و مداومت در القاي آن ، حذف پارازيت ها و غيره.
6- اقدامات اجتماعي : به شكل گسترش نمادها و سمبل ها ي دفاع مقدس در قالب:
الف ) توسعه ي نمادها از طريق ساخت يادمان هاي شهداء در مراكز مهم و اصلي شهر ها و حتي مراكز آموزشي ، بازنگري در تهيه پوسترها ، كتيبه ها و فضاسازي فرهنگي و تبليغي(ديوار نويسي) در سطح شهرها باهمكاري شهرداريها و حتي در روستاهاي پرجمعيت با تكيه بر جنبه هاي آگاه سازي ديني و معرفتي از شهداء ، حفظ بخشي از آثار بجا مانده از دفاع مقدس ، نامگذاري خيابان ها ، ميادين ، مدارس و دانشگاهها بنام شهداء و ايثارگران البته با در نظر گرفتن جامعه شناسي و روانشناسي تبليغات.
ب) ايجاد نمايشگاه و موزه ي دفاع مقدس براي تجمع و ارائه آثار مادي و معنوي بازگو كننده ي صحنه هاي مختلف از دفاع مقدس كه بلحاظ عيني و ملموس بودن مي تواند بسيار آموزنده و نتيجه بخش باشد.
از قبيل ارائه ي تجهيزات نظامي رزمندگان ، هنر هاي دستي آنان ، پيشاني بندها ،عكس و پوستر ، دست نوشته ها ، كتب و اشعار ، ساخت ماكت از صحنه هاي نبرد،نقشه ي عمليات ها و بسياري موارد ديگر.
7- فراهم نمودن زمينه اعزام قشرهاي مختلفي از مردم خصوصاً جوانان براي بازديد از مناطق عملياتي كشور در دوران دفاع مقدس در قالب كاروان هاي راهيان نور و ه مچنين برنامه ريزي براي ديدار با خانواده ي شهداء و ايثارگران براي انتقال تجارب و تحكيم پيوندهاي دو سويه با همكاري بنياد شهيد ، بنياد حفظ آثار ونشر ارزشهاي دفاع مقدس ، مدارس ، دانشگاهها و صدا سيما.
8- در عرصه ي ورزشي هم مي توان با اقداماتي همچون برگزاري جام ها و مسابقات ورزشي مهم ، تأسيس باشگاه و ورزشگاه با نام شهداء ، ايثارگران و جانبازان و همينطور حمايت هاي مالي و معنوي از تيم هاي مختلف ورزشي جانبازان وايثارگران جهت تداوم بخشي به ياد ، نام و ارزش هاي دفاع مقدس و رزمندگان آن عرصه ها در ميادين ورزشي اشاره نمود.
9- تلاش هاي ديپلماتيك وسياسي : در راستاي نماياندن مظلوميت ملت ايران و شهداء در جنگ تحميلي هشت ساله به جهانيان با نقش آفريني وزارت امور خارجه در اين زمينه و يا اتخاذ تدابيري كه هر ايراني در خارج از كشور مبلغ و مروج فرهنگ دفاع مقدس و دلاوري هاي شهداء و ايثارگران باشد و يا ايجاد بستر مناسب براي حضور خارجيان و مشاهده ي آثار بجا مانده از دفاع مقدس ، مناطق جنگي و ديدار با ايثارگران در جهت توسعه ارزش هاي دفاع مقدس در خارج از مرزها با همت رايزنان فرهنگي كشور در خارج با ارائه تسهيلات و دعوت از اشخاص حقيقي و حقوقي مطرح .
10- با توجه به اهداف جنگ ها و اين كه برخي از آنها حق طلبانه و در جهت وتأمين شرف و حيثيت افراد بشري هستند .( اديبي سده ، 1382 ، ص 26 ) پس با اين نگرش نمي توان همه ي آنها را نكوهش كرد كه جنگ ايران با عراق نيز براي حفظ اين آرمان ها و كرامات انساني بوده است . حال با تبيين صحيح اهداف اين جنگ كه بوسيله ايثار و جان فشاني رزمندگان ايران در دفاع مقدس حاصل شده است ، زمينه مناسبي براي ترويج اين نوع فرهنگ كه حافظ آرمان هاي يك ملت است در بين مردم فراهم مي گردد.
11- ايجاد يك سازمان تبليغاتي كارآمد در مورد دفاع مقدس به شكل متمركز با برنامه ريزي دقيق ساختاري و محتوايي با استفاده از نيروهاي فكري ، هنري و علمي متعهد در اين زمينه نيز قابل تأمل است .
12- دادن آگاهي و اطلاعات كافي به مردم در زمينه اقدامات و مسئوليتهاي نهادهاي مرتبط با امور ايثارگران و شهداء : همچون بنياد شهيد و امور ايثارگران ، بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس با مشخص نمودن سازوكارهايشان و نقش و اهميتي كه در زمينه ي اشاعه فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه دارند.
13- استفاده ازنيروهاي متعهد، با سواد و مسئوليت پذير كه درك صحيحي از زمان و شرايط داشته باشند در سطوح مختلف نهادهاي فوق الذكر كه قادر باشند با بينش واقع بينانه و مديريت همه سونگر ، در زمان صلح بخوبي با بستر سازي براي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت به مقابله با جنگ نرم دشمن بپردازند و با محتمل دانستن هر اتفاقي بتوانند اين روحيه و آمادگي را درهر شريطي و هر نسلي حفظ نمايند . وبهترآنست كه تركيب انساني اين نهادها هم شامل ايثارگران ، رزمندگان ، جانبازان ، خانواده هاي شهداء ، نيروهاي متعهد مردمي ، بانوان ، جوانان و از تما مي اقشار جامعه باشد .
14- گاهي تصور خانواده ها از تربيت فرزندانشان مطابق با فرهنگ ايثار و شهادت طلبي دور از واقعيت مي نمايد . وآنان گمان مي كنند كه اين نوع پرورش فرزندان مستلزم رعايت هنجارهاي بسياري است كه از توان آنها خارج است ، از همين رو كمتر بدان مي پردازند در صورتي كه چنين نيست وتنها رعايت اصول سفارش شده در متون ديني و تربيتي اهل بيت (ع) و سيره عملي معصومين ، رهنمود هاي امام (ره) و رهبري عزيز و خود شهداء و ايثارگران مي تواند در اين مسير راهگشا باشد . البته در اين زمينه بايد از هر گونه افراط و تفريط اجتناب نمود و نقش ساير نهادها را هم در نظر گرفت .
15- با توجه به اينكه امروزه يكي از دغدغه هاي اصلي ما در زمينه ي فرهنگ ايثار و شهادت به تأثير پذيري جوانان از آن مربوط مي شود . فلذا شايسته است در اين رابطه ، توجه ويژه اي به نسل جوان بشود و با نياز سنجي و تأمين مطالبات به حق آنان و تدوين برنامه هاي جامع در خصوص آگاه سازي آنان نسبت به هجمه هاي فرهنگي دشمنان در اين خصوص با راه اندازي پايگاه هاي اينترنتي و وبلاگ نويسي ، ارتباط دائمي با اين نسل برقرار كرده و به پرسشها و شبهات ذهني آنها پاسخ داده و توصيه هاي رهبر عزيز را در اين زمينه عملياتي نمود .
16- اتخاذ سياست هاي تشويقي و انگيزشي در چارچوب اهداف برنامه پنجم توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي كشور در زمينه توسعه مشاركت هاي مردمي در عرصه فرهنگ ديني و به تبع آن فرهنگ ايثار و شهادت با برنامه ريزي و اقدامات لازم با رويكرد بهبود كيفيت فعاليت ها و همچنين توسعه و حمايتهاي آموزشي و پژوهشي از زير ساخت هاي فكري و مولد فرهنگ اصيل ايثار و شهادت .
17- فرهنگ ايثار و شهادت نيز به مثابه ساير فرهنگ ها در طول تاريخ تغيير و تحول مي يابد. پس بنابراين بايد مواظبت ونگهداري شده و همواره مورد پالايش قرار گيرد تا سنت هاي غلط وارد آن نشوند و به كاركردهاي آن در بستر زمان توجه گردد .
18- توجه به اولويت بندي ها بر اساس شناسايي نيازها در راستاي اشاعه ي اين فرهنگ در جامعه .
19- شناسائي و معرفي فرصت ها و همينطور تهديدات و آسيب هائي كه فرهنگ ايثار و شهادت طلبي را با خطر مواجه مي نمايد و رعايت اعتدال در بيان و برخورد با اين چالش ها و موانع و همچنين تجليل از فعالان اين عرصه كه نقش مؤثري در اشاعه ي اين فرهنگ دارند .
20- و نهايتاً نهادينه سازي فرهنگ ايثار و شهادت از ابتداي زندگي هر فرد در فرايند پرورش اجتماعي او به عنوان بخشي از وظايف خانواده ها، نظام آموزشي، نظام ارتباطي و رسانه اي .
بديهي است بسياري از اين راهكارها و پيشنهادات كه به آن ها اشاره شد فقط بخشي از آنها مي تواند بوسيله ي ارگانها و سازمان ها ي مرتبط و بخصوص بنياد شهيد و بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس،سپاه و تحت نظر ستاد كل نيروهاي مسلح به اجرا گذارده شود ، ولي پيچيدگي و تخصصي بودن بسياري از اين راهكارها تنها از عهده يك بنياد و مركز خاص بر نمي آيد ، بلكه بايد از كليه نيروهاي مردمي و مشاركت عمومي بهره گرفت ؛ زيرا حفظ و اشاعه آثار و ارزشهاي دفاع مقدس و فرهنگ ايثار و شهادت مانند خود دفاع مقدس و انقلاب اسلامي با مشاركت همگاني ميسر است .و بدين منظور بايد براي هر يك از دستگاههاي ذيربط بر اساس تقسيم كار و تناسب ماموريت،وظايف خاصي را در نظر گرفت.

نكته ي پاياني در مورد ترويج فرهنگ ايثار و شهادت
يكي ازخصوصيات انسان فراموشي است. غفلت و سرگرم شدن به زندگي روزمره معمولاً گذشته را از ياد مي برد . برگزاري ايام خاصي همچون هفته ي دفاع مقدس، بسيج ، روز ارتش ،پاسدار ،جانباز و دهه ي فجر و ياد آوري رشادت ها و ايثارگري هايي كه در آن دوران توانست در زمينه هاي مختلف معادلات جهاني را نسبت به انقلاب و جنگ تحميلي ايران بر هم زند و منجر به تسليم شدن دشمنان تا دندان مسلح و تئوري پردازان انقلابي و نظامي در برابر ايثار رزمندگان و مردم سلحشور ايران كه تجلي گر حاكميت ايمان و اعتقاد به خدا و رهبري بودند ، گردد بلحاظ فرهنگي و آموزشي بسيار مهم است و يا هدف يادآوري وانتقال آن ارزشها از نسلي به نسل ديگر برگزار و جزء تاريخ يك ملت محسوب مي گردد .
چرا كه نسل جديد بايد بداند آسايش و امنيت امروز او مرهون چه ايثارگريها ، فداكاريها و شهادت ها است . ايثارو شهادتي كه در قرآن و لسان اهل بيت (ع) گزينش مرگ متكي بر شناخت و بر مبناي اختيار در مبارزه عليه موانع تكامل بشري است كه شهيد و ايثارگر با شعور آن را انتخاب مي كند و روحيات يك ملت را تضمين مي نمايد . زيرا شهادت مكتب سازنده اي است كه شگرف ترين اثرات بر آن مرتبت است . در اين صورت است كه ملت ما با ارزش گذاري بر حركت شهدا و مقابله با فرصت طلبان ، اجازه ي كوچكترين استفاده ي ابزاري از آنان را براي مقاصد سياسي و اقتصادي خود نخواهد داد و حركت در راستاي توسعه ي »فرهنگ ايثار و شهادت« يكي از نشانه هاي بارز آن است.
نتيجه گيري
ما در اين مقاله قصد بررسي موضوع مهمي همچون» راهكارهاي ترويج فرهنگ ايثارو شهادت « را داشتيم كه در اين راستا سعي نموديم تا با رويكردي ديني و جامعه شناختي به تحليل واقع بينانه ،علمي و همه جانبه ازمسئله مورد نظر بپردازيم . فلذا در قالب يك چارچوب مشخص و منسجم پس از تبيين ضرورت و اهداف پژوهش وتشريح مفهوم ايثار و شهادت با بررسي مواردي همچون مرجع ديني فرهنگ شهادت طلبي و رابطه ي آن با ارزشها و ايدئولوژيهاي متعالي و سازنده، شاخص هاي شهادت و فضيلت هاي آن ، چالش ها ي موجود در فرهنگ ايثار و شهادت و نهايتاً ارائه ي ر اهكارهاي عملي ترويج اين فرهنگ در جامعه پرداختيم و سپس به اين نتيجه گيري كلي رهنمون شديم كه با اتمام جنگ و انقلاب نبايد شهداء ، ايثارگران و فداكاريهاي آنان فراموش شود . چرا كه نسل جديدي كه به دنيا مي آيد با خاطرات آنان روبروست و بايد اين نسل را با شهداء ، ايثارگران و فرهنگي كه به آن پايبند بودند آشنا كنيم و ارزش و اهميت كار آنها بايد در جامعه بخوبي روشن شود . زيرا جامعه اي كه بتواند آرمان شهداء و ايثارگران و جانبازان را بخوبي درك و ترويج نمايد ، از كاركردهاي مثبت آن كه همانا گسترش معنويت در جامعه ، كاهش فساد و ناهنجاري و به تبع آن شكل گيري يك محيط انساني سالم و الهي است بهره خواهد برد و هيچ عامل ديگري حتي پول و ثروت هم نخواهد توانست با آن رقابت نمايد و تمامي آنها در» فرهنگ ايثار و شهادت« متجلي است كه ازآن مي توان به عنوان نگهبان حقيقي براي دژ محكم دين و اسلام نام برد. چرا كه وجود فرهنگ ايثار و شهادت است كه به زندگي انسان ها معنا مي دهد وآنها را ازرخوت و بيگانگي خارج مي نمايد .وبه آنها هويت ديني بخشيده و در مسير الهي مقاوم و پايدار مي سازد . كه در نهايت رفاه ، آسايش و امنيت را براي تداوم بخشي به زندگي همنوعان در ابعاد گوناگون به ارمغان مي آورد.
" و الله الحمد من اوله الي آخره "

منابع
1- قرآن كريم
2- ابن منظور ، محمدبن مكرم . لسان العرب ، قم: نشر ادب الحوزه ، 1405 ق.
3- اديبي سده ، مهدي . جامعه شناسي جنگ و نيروهاي نظامي ، ج 4 تهران : سمت، 1382
4- اقبال ، زهرا ؛ جنگ شهادت ؛ تهران : سروش ،1355
5- توسلي ، غلامعباس . جامعه شناس دين ، تهران: سخن ، 1380
6- جمالي ، عيسي . سردار خوبان ، تهران : شاهد ، 1381
7- دهخدا ، علي اكبر .لغت نامه ،تهران : دانشگاه تهران ، 1377
8- سنگري ، محمدرضا ؛ عوامل معنوي و فرهنگي دفاع مقدس و فرهنگ عاشورا ؛ قم : مركز تحقيقات اسلامي ،1380
9- شاعري ، محمد حسين . جامعه شناسي شهادت طلبي و انگيزه هاي شهيدان ، . تهران : شاهد ،1381
10- شهداء» فصلنامه بنياد شهيد انقلاب اسلامي« ، ش 7 ، 1380
11- فرهنگ ايثار،» فصلنامه فرهنگي - اجتماعي« ، ش 4، 1383
12- فرهنگ عمومي ،» فصلنامه فرهنگي – اجتماعي «،ش 37، 1382
13- فكرت ، محمد آصف ؛ دايره المعارف تشيع ؛ بنياد شهيد ، 1379
14- گوهري، سيد اسماعيل . آرزو و شهادت ؛ تهران : اميري ، 1361 .
15- لازار ، ژوديت ؛ افكار عمومي ؛ ترجمه مرتضي كتبي ؛ تهران : ني ، 1380
16- مظاهري ،محسن حسام ؛ رسانه ي شيعه ؛ج 1 ، تهران :شركت چاپ و نشر بين الملل ، 1387
17- معاونت پژوهشي موسسه تنظيم و نشر آثارامام خميني) ره ( ؛ تعليم وتربيت از . ديدگاه امام خميني) ره( ؛ ج 2 ، تهران : 1378
18- وثوقي ، منصور؛ مباني جامعه شناسي ؛ ج 1، تهران : دانشگاه تهران ، 1378 .
19- ولوي ، محمد علي ؛ شادروان شهادات ؛ تهران : شاهد ، 1378


منبع: مجموعه مقالات همايش ملي فرهنگ ايثار و شهادت/ دانشگاه زنجان


یک شنبه 26 دی 1389  12:04 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت

عنوان : بررسي وضعيت رواني جانبازان شيميايي در مقايسه با ساير جانبازان در شهر زنجان
كلمات كليدي : جانباز، جانباز شيميايي، عامل شيميايي، افسردگي، اضطراب، .PTSD
نويسنده : سيد جعفر محقق
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت

چكيده
با توجه به تعداد كثير جانبازان شيميايي در جامعه، لزوم بررسي وضعيت رواني ايشان مشخص مي شود.
اين مطالعه يك مطالعة هم گروهي گذشته نگر بوده به وسيلة توزيع پرسشنامه هايي بين جانبازان شيميايي و غيرشيميايي و سپس ارزيابي و مقايسة آنها با يكديگر انجام پذيرفته در جانبازان شيميايي PTSD است. بر اساس مطالعة انجام شده ميزان افسردگي، اضطراب و و غيرشيميايي به ترتيب 47.5 و 48.3 درصد، 11.3 و 7.9 درصد، 40 و 28.1 درصد بود كه اختلاف معني داري را نشان نداد، در حاليكه تفاوت معني داري بين اين سه متغير به صورت مجزّا با عواملي از قبيل نحوة اعزام از طريق گروههاي سه گانه (ارتش، سپاه و بسيج) و نيز شغل ارتباط معني دار داشت ولي با سنّ موقع حادثه، سطح سواد و نوع عامل شيميايي بي ارتباط بود.
 
مقدمه
با توجه به استفاده سلاحهاي شيميايي در جنگ هاي محدودي جهان و در بيشترين مقدار آن درجنگ تحميلي عراق عليه ايران و اثرات مخرب آن و نيز حضور جانبازان شيميايي به عنوان سند اين مدعا در كشور، اهميت مطالعه در رابطه با اين موضوع و اثرات آن به وضوح مورد توجه قرار مي گيرد. همچنين مشاهده اثرات رواني در پي استفاده از اين سلاحها در موارد حاد (بالاخص در مورد گاز خردل) و عدم مطالعة دقيق اثرات مزمن آن اهميت موضوع را بيشتر مي نمايد. به همين جهت بايستي بررسي دقيق مسائل رواني اين طيف جهت بهبود كيفيت زندگي ايشان و حتي الامكان درمان مسائل خاص عصبي رواني صورت گيرد. همچنين اثرات مزمن و طولاني مدت اين مواد بر روي وضعيت جسمي فرد اين امكان را پيش مي آورد كه جانباز شيميايي به صورت طولاني مدت دچار درگيري ذهني ناشي از صدمات جسمي وارده بوده و اين امر احتمال بروز اختلالات ناشي از استرس را افزايش دهد. بنابراين با توجه به حضور ايشان در جامعه و حق مسلم جهت زندگي با كيفيت مناسب و سلامتي جسمي و رواني در حداكثر حالت ممكن، مطالعه پيش رو مي تواند نتايج مفيدي را در باب ميزان سلامت رواني نامبردگان و بهبود وضعيت ايشان حاصل نمايد.
 
انواع گازهاي شيميايي
گازهاي شيميايي به سه دسته گازهاي اعصاب ، گازهاي عامل تاول زا و گازهاي عامل خفه كننده تقسيم مي شوند كه در اعضايي مانند چشم ، بيني ، دهان ، ريه و پوست اثراتي  بر جاي مي گذارد كه اگر چه كشنده نيست اما ناتواني هاي جسمي ماندگار پديد مي آورد.
 
اثرات گاز خردل
 تهييج(CNS)   بعد از مواجهه خردل منجر مي شود به تشنج و C. N. S depression  گزارش شده است.
تشنج و آريتمي قلبي به نظر مي رسد كه فقط بعد از دوزهاي بي نهايت حاد و زياد ايجاد شود. احتمالاً فقط با تجهيزات آزمايشگاهي دست يافتني است. آسيب ديدگان خردل جنگ ايران و عراق ابنور ماليتي هاي قلبي يا CNS شديدي را نشان ندادند.
نشانه هاي عصبي رواني حاد، شامل افسردگي شديد و تغييرات ذهني بعد از مواجهه با دوز بالا به عوامل خردل معمول است. اين نشانه ها هم مستقيماً با مواد شيميايي و به طور ثانويه با ديگر تغييرات فيزيولوژيكي به وجود مي آيند.
پيگيري كارگران آلماني نيروگاههاي جنگي شيميايي يك شيوع بالاي اختلالات نرولوژيكي متعدد مشتمل بر تخريب تمركز، كاهش ليبيد و افزايش حساسيت حسي را نشان داده است. اين كه تا چه اندازه گاز خردل مؤثر بوده واضح نيست چون در معرض قرار گرفتن هاي چند وجهي به ديگر عوامل دربرگيرنده عوامل عصبي مشخص شده كه  اتفاق افتاده بستگي دارد( 19 (
 
سيستم و رفتار عصبي مركزي (عوامل اعصاب)
تغييرات رفتاري در افراد در معرض (دربرابر) مواد شيميايي منع شده در گزارشات متعددي مورد بحث قرار گرفته است. وقوع اثرات رواني در افراديكه در معرض شديد عوامل اعصاب قرار گرفته اند. بيشتر بوده است . اما ممكن است آنها (احتمالاً بيشتر به كرات اتفاق مي افتد موارد شناخته شده به صورت معمول ) در افراديكه در معرض قرارنگرفته يا در معرض كمي قرار گرفته اند. و نشانه هاي جسمي كمي دارند يا ندارند.، ايجاد شود.
هر چند اين اثرات ممكن است با تأخير يك روزه پس از مواجهه شروع شوند، آنها معمولاً در خلال چند ساعت شروع مي شوند و از چند روز تا چند هفته طول مي كشند.
شكايت هاي معمول در برگيرنده احساس ناراحتي، كشش(سفتي) و خستگي است.
اشخاص در معرض قرار گرفته ممكن است فراموشكار باشند و اطرافيان آنها ممكن است گزارش كنند كه آنها تحريك پذيرند، به سؤالات ساده به صراحت و سرعت معمول پاسخ نمي دهند و عموماً قضاوت آسيب ديده را نشان مي دهند، ادراك ضعيف، توانايي كاهش يافته جهت ارتباط و گيجي خفيف موقعيتي.
اختلال مغزي شديد مانند توهم يا اختلال درك زماني و مكاني ، جزء مجموعه علائم نيستند( 19 )
 
تعريف واژه ها 
 جانباز : فردي كه در ميدان نبرد دچار آسيب (جسمي و / يا رواني) شده باشد. جانباز شيميايي : فردي (نظامي يا داوطلب غير نظامي) كه در ميدان جنگ حداقل يكبار در معرض مؤثر نوع يا انواعي سلاح هاي شيميايي مورد استفاده در جنگ عراق عليه ايران قرار گرفته باشد.
(post traumatic stress disorder) PTSD حالتي كه براي شخص پس از يك واقعه تهديد كنندة حيات خود يا نزديكان ايجاد مي شود كه بر اساس معيارهاي DSM-IV به عنوان تعريف عملياتي استفاده كرديم.
افسردگي : استفاده از تست افسردگي بك امتياز متوسط به بالا در تست -(Beck) افسردگي به عنوان معيار تشخيصي استفاده شده است.
 اضطراب : امتياز متوسط به بالا در تست اضطراب زونگ به عنوان معيار تشخيصي استفاده شده است.
سپاه : نيرويي كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي جهت حفظ و حراست از انقلاب تشكيل شد. و به فعاليتهاي نظامي، سياسي و فرهنگي مشغول است.
بسيج : نيرويي شبه نظامي و مردمي كه بر اساس اعتقادات و فرامين رهبري انقلاب تشكيل و به كار گرفته شد. فعاليت اين نيرو محدود به مسائل نظامي نمي شود و مسائل فرهنگي مذهبي را نيز در بر مي گيرد.
:PTSD  
PTSD مي تواند پس از هر حادثه تلخي آغاز گردد. يك حادثه تلخ، حادثه اي مي باشد كه ما در آن احساس خطر مي كنيم، زندگي مان در معرض تهديد است يا شاهد مردن و يا مجروح شدن ديگران باشيم.
علائم PTSD مي تواند بعد از يك تاخير چند هفته اي و يا چند ماهه شروع گردند. آنها معمولاً در طي 6 ماه پس از حادثه ناگوار ظاهر مي گردند.
بسياري احساس غم عميق، افسردگي، اضطراب، احساس گناه و يا عصبانيت مي كنند.
 
فشار رواني و افسردگي :
عقيده بر اين است كه اپيزود اول يك فشار رواني موجب ايجاد تغييرات غير پايدار در بيولوژي مغز مي شود.در نتيجه، فرد حتي بدون هر گونه فشار رواني خارجي، مستعد بروز اپيزودهاي بعدي اختلالات خلقي مي شود برخي از متخصصين معتقدند كه حوادث زندگي نقش اصلي در افسردگي ايفا مي كنند.
 
مطالعات انجام شده:
1) بر اساس بررسي انجام شده توسط دكتر ممتازي طبق معيارهاي  DSM-IV در دو گروه مورد شاهد 80 نفري كه 40 نفر داراي مواجهه جانباز شيميايي و 40 نفر بدون مواجهه جانبازان غير شيميايي بودند نشان داده شد كه ميزان افسردگي در گروه بدون 5/67% بوده است، نتيجه اين ارزيابي اثرات رواني مواجهه 45 % و در گروه داراي مواجهه 5 طولاني مدتي است كه سلاحهاي شيميايي بر روي افراد مي گذارد كه معمولاً نيز مورد توجه قرار نمي گيرد.
2) در مطالعه اي ديگركه توسط دكتر ممتازي و همكاران بر روي 380 جانباز جنگ تحميلي بر اساس معيارهاي IV  -DSM  انجام شد، عده اي از اين افراد ( 182 نفر ) علائمي مزمن و متفاوت با علائم DSM -IVداشتند (مثلاً مواجهه مجدد يا تداعي و اجتناب از واقعه را نداشتند) كه اين به عنوان« سندرم جانباز» نامگذاري شد كه در جانبازان ايراني با فرهنگ و اعتقاد خاص مشاهده گرديد.
3) در مطالعه اي كه در سال 2004 در اسرائيل بر روي افراد در معرض تهديد جنگ افزارهاي شيميايي و بيولوژيكي قرار گرفته در جنگ دوم خليج فارس صورت گرفت، نشان داد كه ميزان اضطراب و نگراني افراد از خطر ايجاد جنگ سوم در روز اول جنگ نسبت به قبل از جنگ افزايش يافته و اين ميزان در زنان بيش از مردان بوده است. كه اين تحقيق با تكميل پرسشنامه اي دو ماه قبل از شروع جنگ و روز اول جنگ صورت گرفته است. ( 15)
 4)در مطالعه اي كه از سال 1980 تا 1988 بر روي 60 هزار نفر ازافراد در معرض سلاح شيميايي قرار گرفته شهرستان سردشت صورت گرفت نتايج به شرح زير بود: افراديكه در معرض هم سطوح بالا و هم پايين از سلاح شيميايي قرار گرفته بودند در مقايسه با دو شهرديگر كه فقط در معرض سطوح بالا يا در معرض سطوح پايين قرارگرفته بودند مشكلات رواني بيشتري را نشان دادند.مطالعه نشان داد كه افسردگي، اضطراب و PTSD در بين افراد مقيم در بخش هايي كه در معرض سطوح بالايي از سلاحهاي شيميايي همچنين شايع مي باشد.(12 و16)
5)با جمع آوري اطلاعات از يك مطالعه اي كه بين سالهاي 1994 تا 1996 قبل از واقعه خميسيه عراق انجام شد،عملكردهاي اعصابي رفتاري140 نفراز مصدومين جنگ خليج فارس كه در معرض سطوح بالا، متوسط، پايين تا صفر از سارين و سيكلوسارين  قرار گرفته اند مورد ارزيابي قرار گرفت ، نتايج بدست آمده اين بود كه در معرض قرار گيري سارين و سيكلوسارين به طور چشمگيري با كاهش عملكرد اعصابي رفتاري در مشاغلي كه نيازمند سايكوموتور ظريف هستند وهمچنين توانايي هاي حسي فضائي4 تا 5سال پس از مواجهه همراه بود. (11)
6)در مطالعه اي كه بر روي 70 بيمار در معرض گازهاي شيميايي قرار گرفته در جنگ تحميلي عراق عليه ايران، در سال 1990 صورت گرفت ، نتايج اين بود كه اختلالات رواني شايع اين سلاحهاي شيميايي به قرار زير بود: اختلالات افسردگي ماژور، اختلالات افسردگي ديس تايميك ، اختلالات تطابقي به طور عمده از نوع افسردگي، اختلالات اضطرابي و درصد پاييني از ديگر اختلالات عصبي بود . نكته قابل توجه شيوع بالاي افسردگي در اين گروه بود. (9)
7) در مطالعه اي كه در سال 83 در دانشگاه بقيه ا... بر روي 100 نفر جانباز شيميايي گاز خردل صورت گرفت نتايج بدست آمده بدين صورت بود:
ميانگين سلامت عمومي در جانبازان34/47 بدست آمد كه بيانگر اختلال در سلامت افراد بود. همچنين بين متغيرهايي از قبيل سطح تحصيلات، شغل و سابقه بستري روان پزشكي جانباز با سلامت عمومي ارتباط معنادار وجود داشت.( 18)
 
اهداف پژوهش :
هدف كلي طرح :
بررسي وضعيت رواني جانبازان شيميايي در مقايسه با ساير جانبازان در شهر زنجان.
اهداف جزئي :
 • تعيين ميزان اضطراب در جانبازان شيميايي
 • تعيين ميزان افسردگي در جانبازان شيميايي
 • تعيين ميزان PTSD  در جانبازان شيميايي
 • تعيين ميزان PTSD بر اساس داشتن يا نداشتن صدمات جسمي ناشي از جنگ.   • تعيين ميزان PTSD بر اساس ميزان تحصيلات
 •  تعيين ميزان PTSD ،اضطراب و افسردگي بر اساس گروههاي سه گانه   (ارتش، سپاه، بسيج و نيروهاي مردمي)
•  تعيين ميزان PTSD ، اضطراب و افسردگي بر اساس سن زمان حادثه
  روش پژوهش:
مطالعه حاضر به روش همگروهي تاريخي (HISTORICAL  COHORT)    انجام شده است.
 
 جمع آوري نمونه :
با توجه به جمعيت هدف ما كه جانبازان شيميايي بودند و نيز جمعيت مقايسه كه جانبازان غير شيميايي بودند، بايستي تعداد مساوي از هر دو گروه به صورت تصادفي انتخاب مي شد. كه با استعلام اسم و آدرس از بنياد جانبازان اين امر محقق مي گرديد . ولي پس از دريافت اسامي و آدرس و پيگيري متوجه شديم اكثر آنها متعلق به چند سال قبل بوده و بعضاً عوض شده يا اشتباهند. لذا خود شروع به پيگيري و يافتن جانبازان از سطح شهر، ادارات و محلهاي كار نموديم.
روش كار شامل توجيه شخص مورد نظر(case يا شاهد ) و سپس ارائه فرمها وتستهاي مربوطه جهت تكميل و بازپسگيري آنها بود.
فرمها شامل يك فرم اطلاعات شخصي بود كه در واقع قسمت مهمي از متغيرهاي پژوهش را تشكيل مي دادند كه شامل : سن- سن موقع حادثه – تحصيلات – تأهل يا تجرد يا جدا شده – شغل(شاغل، بيكار، بازنشسته يا از كار افتاده) – وضعيت اعزام ( ارتش ، سپاه، بسيج، نيروهاي مردمي) – سابقه مسائل اعصاب و روان مي باشد.
 
جامعه پژوهش :
كليه افراديكه در در جنگ تحميلي عراق عليه ايران دچار مصدوميت شده و اصطلاحاً جانباز ناميده مي شوند و در هنگام مطالعه ساكن شهر زنجان بودند.
 
واحد پژوهش :
تك تك جانبازان باقيمانده از جنگ تحميلي عراق عليه ايران ساكن در شهر زنجان.
 
متغيرها :
  : PTSD متغير وابسته رتبه اي
اضطراب : متغير وابسته رتبه اي
 افسردگي : متغير وابسته رتبه اي
 سن حين حادثه : متغير زمينه اي گسسته
نحوه اعزام از طريق گروههاي سه گانه (ارتش، سپاه، بسيج) : متغير زمينه اي
سطح سواد : متغير زمينه اي
صدمات جسمي شيميايي : متغير مستقل
صدمات جسمي غيرشيميايي : متغير زمينه اي
 نوع سلاح ايجاد كننده مصدوميت : متغير مستتقل
جانباز شيميايي يا غير شيميايي : متغير مستقل
 
روش انتخاب نمونه :
حجم نمونه بر اساس تعداد جانبازان شهر زنجان 300 جانباز به صورت تصادفي انتخاب شدند كه نيمي از آنها شيميايي و نيمي غيرشيميايي بودند.
 
روش اجراي پژوهش :
پس از گرفتن ليست تعداد ي از جانبازان، پرسشنامه هاي طرح جهت تكميل به ايشان تسليم شده و پس از تكميل باز پس گرفته شد.
پرسشنامه ها شامل يك پرسشنامه اطلاعات كلي و متغيرها، تست اضطراب زونگ ، تست PCL- M و تستIES-Rجهت بررسيPTSD و تست افسردگي بك بودند.
 
شرايط نمونه ها :  
جانبازان باقيمانده از جنگ تحميلي عراق عليه ايران كه حداقل 25 % مصدوميت داشته باشند. در مورد جانبازان شيميايي برخورد مؤثر با سلاح شيميايي در زمان جنگ كه علامت دار بوده باشد مد نظر گرفته شده است.
 
روش تجزيه و تحليل : پرسشنامه ها توسط يك روانشناس باليني تجزيه و تحليل شدند. سپس كلّيه اطلاعات پرسشنامه ها وارد كامپيوتر گرديد و با استفاده از نرم افزار SPSS و انجام آزمون آماري  Chi -square تجزيه و تحليل گرديد.
تستهاي استفاده شده در اين پژوهش نيز شامل موارد زير است:
 
تست بك (جهت بررسي اختلال افسردگي)
در طي بررسي و استفاده از اين تست نمرة كسب شدة هر نفر را محاسبه نموده و سپس بر مبناي DSM-IV كه در ذيل آمده است – ارزيابي صورت گرفت:
نرمال           10-1
 تغييرات خفيف خلقي     16-11
  افسردگي خفيف          20-17
 افسردگي باليني           ≥20
 كه پس از بدست آمدن نتايج جهت ارزيابي بهتر و منسجم تر تغييرات خفيف خلقي و افسردگي خفيف را يك گروه و افسردگي شديد و بسيار شديد را نيز يك گروه در نظر گرفتيم.
 
تست SAS (تست زونگ)
كه بر اساس معيارهاي DSM- IV جهت ارزيابي اضطراب از آن استفاده شده است.
سپس طبق جدول زير اضطراب در افراد را طبقه بندي نموديم :
 
20-44
طيف نرمال
45-59
خفيف
≤60
اضطراب باليني
 
 تست IES-R 
  كه بر اساس معيارهايIV  -DSM به عنوان ارزيابي PTSD از آن استفاده شد . جمع سؤالات (22 سؤال) كه از صفر تا 4 نمره گذاري مي شدند را بر اساس ذيل طبقه بندي نموديم:
 
0-33
نرمال
34 ≤
مشكوك به PTSD
 
تست M PCL-M  
كه بر اساس معيارهاي DSM-IV جهت ارزيابي PTSD از آن استفاده شد.
جمع سؤالات( 17 سؤال) اين تست كه از 1 تا 4 نمره دهي شده بود را بر اساس ذيل دسته بندي نموديم:
 
تا 49
نرمال
50 و بالاي آن
PTSD
 
لازم به ذكر است جهت افزايش حساسيت و اطمينان تستهاي مربوط به PTSD اشتراك بين هر دو تست يعني M- PCL و R - IES را بدست آورده اين افراد را (كه 52 نفربودند) به عنوان جمعيت PTSD مد نظر گرفتيم.
پس از جمع آوري اطلاعات و وارد نمودن جزء به جزء آن ها به رايانه جداول و نتايجي حاصل شد كه به تفصيل شرح داده خواهد شد.
 
ملاحظات اخلاقي :
كلية اطلاعات دريافت شده در رابطه با جانبازان به صورت كاملاً محرمانه باقي خواهد ماند ضمن اينكه پرسشنامه ها بدون ذكر نام مي باشند.
 
نتايج :
  پس از جمع آوري فرم هاي مربوطه و حذف تعدادي از آنها، تعداد 169 نفر مورد بررسي قرار گرفتند كه 89 نفر غير شيميايي و 80 نفر شيميايي بودند.
سن افراد در اين پژوهش بين 34 تا 52 سال بود و ميانگين 43 سال داشتند.
سن موقع حادثة افراد را به سه طيف تقسيم كرديم كه افراد زير 18 سال 50 نفر، 19 تا 25 سال 102 نفر و 26 سال و بيشتر 17 نفر بودند.
بر اساس هر دو تست PTSD ، IES-R و PCL-M با صدمات جسمي شيميايي يا   غيرشيميايي ارتباط معني داري نداشت.
همچنين بر اساس تست بك، افسردگي نيز ارتباط معني داري با صدمات جسمي شيميايي و يا غير شيميايي نداشت.
در برسي افسردگي در جانبازان با توجه به نوع شغل نتايج به اين شرح بدست آمده : ميزان افسردگي باليني در شاغلين مشاغل آزاد 3/77 درصد، در كارمندان1/45 درصد و در افراد بازنشسته و بيكار6/28 درصد، بود.
 
جدول 1 : توزيع فراواني وضعيت اضطراب جانبازان شهر زنجان در دو گروه شيميايي و غيرشيميايي
 
ميزان اضطراب
گروه
جمع
شيميايي
غير شيميايي
نرمال
35 نفر(8/43)
55 نفر(8/61)
90 نفر(3/53)
خفيف
36نفر(45)
27 نفر(3/30)
63 نفر(3/37)
اضطراب باليني
9نفر(3/11)
7 نفر(9/7)
16 نفر(5/9)
جمع
80نفر(100)
89 نفر(100)
169 نفر(100)
 
 اعداد داخل پرانتز نشان دهنده درصد مي باشند.  063/0P=
 
جدول 2: بررسي PTSD  توسط تستIES-Rدر دو گروه شيميايي و غيرشيميايي
 
ميزان PTSD
گروه
جمع
 
شيميايي
غير شيميايي
 
نرمال
30 نفر ( 5/37)
37 نفر(6/41)
67 نفر(6/39)
مشكوك به PTSD
50 نفر(5/62)
52 نفر(4/58)
102 نفر(4/60)
جمع
80 نفر(100(
89 نفر(100)
169 نفر(100)
P : 0.589
 
جدول 3 : بررسي PTSD توسط تستPCL-M دردو گروه شيميايي و غيرشيميايي
 
ميزان PTSD
گروه
جمع
 
شيميايي
غير شيميايي
 
نرمال
48 نفر(60)
64 نفر(9/71)
112 نفر(3/66)
داراي PTSD
32 نفر(40)
25 نفر(1/28)
57 نفر(7/33)
جمع
80 نفر(100
89 نفر(100(
169 نفر(100)
 
P : 0.102
 
جدول 4 : توزيع فراواني ميزان افسردگي باليني در جانبازان شهر زنجان در دو گروه شيميايي و غيرشيميايي
 
ميزان افسردگي
گروه
جمع
 
شيميايي
غير شيميايي
 
نرمال
21 نفر(3/26)
19 نفر(3/21)
40 نفر (7/23)
خفيف
21 نفر(3/26)
27 نفر(3/30)
48 نفر(4/28)
افسردگي باليني
38 نفر(5/47)
43 نفر(3/48)
81 نفر(9/47)
جمع
80 نفر(100)
89 نفر(100)
169 نفر(100(
P : 0.711
 
جدول 5 : نمايش ميزان اضطراب در جانبازان شهر زنجان بر اساس ميزان تحصيلات.
 
ميزان اضطراب
تحصيلات
جمع
 
زير ليسانس
ليسانس و بالاتر
 
نرمال
58 نفر(50)
32 نفر(4/60)
90 نفر (3/53)
خفيف
46 نفر(7/39)
17 نفر(1/32)
63 نفر  (3/37)
اضطراب باليني
12 نفر(3/10)
4 نفر(5/7)
16 نفر(5/9)
جمع
116 نفر(100(
53 نفر(100(
169 نفر(100(
  P : 0.450
 
جدول 6 : نمايش اضطراب در جانبازان شهر زنجان بر اساس شغل
 
ميزان اضطراب
شغل
جمع
 
كارمند
آزاد
بازنشسته و بيكار
 
نرمال
75 نفر(4/56)
6 نفر(3/27)
9 نفر(3/64)
90 نفر (3/53)
خفيف
47 نفر(3/35)
11 نفر(50)
5 نفر(7/35)
63 نفر(3/37)
اضطراب باليني
11 نفر(3/8)
5 نفر(7/22)
0 نفر(0)
16 نفر(5/9)
جمع
133 نفر(100(
22 نفر (100(
14 نفر(100)
169 نفر(100(
P : 0.039
 
جدول 7 : نمايش ميزان اضطراب در جانبازان شهر زنجان بر اساس وضعيت اعزام از طريق گروههاي سه گانه .
 
ميزان اضطراب
وضعيت هنگام اعزام
جمع
بسيج
سپاه
ارتش
نرمال
54 نفر(60)
5 نفر(20)
31 نفر(5/58)
90 نفر(3/53)
خفيف
28 نفر(1/31)
17 نفر(68)
18 نفر(34)
63 نفر(3/37)
اضطراب باليني
8 نفر(9/8)
3 نفر(12)
4 نفر(5/7)
16 نفر(5/9
جمع
90 نفر(100
25 نفر(100
53 نفر(100
169 نفر(100
P : 0.008
 
جدول 8 : نمايش ميزان اضطراب در جانبازان شهر زنجان بر اساس سن موقع حادثه
 
ميزان اضطراب
سن موقع حادثه
جمع
زير 18 سال
19- 25 سال
26 سال  و بالاتر 
نرمال
27 نفر(54)
54 نفر(9/52)
9 نفر(9/52)
90 نفر(3/53)
خفيف
20 نفر(40)
37 نفر(3/36)
6 نفر(3/35)
63 نفر(3/37)
اضطراب باليني
3 نفر(6)
11 نفر(8/10)
2 نفر(8/11)
16 نفر(5/9)
جمع
50نفر(100)
102نفر(100)
17 نفر(100)
169 نفر(100)
P : 0.899
 
جدول 9: نمايش اشتراك جانبازاني كه از نظرIES-Rمشكوك به PTSD شناخته شدند با افراديكه از نظرPTSD ، PCL-Mداشتند.
 
ميزان PTSD
گروه
جمع
داراي PTSD
نرمال
نرمال
5 نفر(3(
62 نفر(7/36)
67 نفر(6/39)
مشكوك به PTSD
52 نفر(8/30)
50 نفر(6/29)
102 نفر(4/60)
جمع
57 نفر(7/33)
112 نفر(3/66)
169 نفر(100)
 
جدول 10 : تفكيك جانبازاني كه داراي PTSD شناخته شدند به دو گروه شيميايي و غيرشيميايي شيميايي
 
ميزان PTSD
گروه
جمع
 
غيرشيميايي
نرمال
50 نفر  (5/62)
67 نفر(3/75)
117 نفر(2/69)
داراي PTSD
30 نفر(5/37)
22 نفر(7/24)
52 نفر(8/30)
جمع
80 نفر(100)
89 نفر(100)
169 نفر(100)
 
P : 0.072
جدول 11 : تفكيك جانبازاني كه داراي PTSD  شناخته شدند بر اساس اعزام توسط گروه هاي سه گانه
 
ميزان PTSD
وضعيت هنگام اعزام
جمع
بسيج
سپاه
ارتش
نرمال
71 نفر(9/78)
12 نفر(48)
33 نفر(3/62)
116 نفر(69)
داراي PTSD
20 نفر(1/21)
13 نفر(52)
20 نفر(7/37)
53 نفر(31)
جمع
91 نفر(100)
25 نفر(100 )
53 نفر(100)
169 نفر(100)
 
P : 0.006
جدول 12 : تفكيك جانبازان داراي PTSDبر اساس شغل
 
ميزان PTSD
شغل
جمع
كارمند
آزاد
بازنشسته و بيكار
نرمال
95 نفر(4/71)
11 نفر(50)
11 نفر(6/78)
117نفر(2/69)
داراي PTSD
38 نفر(6/28)
11 نفر(50)
3 نفر(4/21)
52 نفر(8/30)
جمع
133 نفر(100)
22 نفر(100)
14 نفر(100)
169 نفر(100)
 
P : 0.096
جدول 13 : بررسي جانبازان داراي PTSD بر اساس ميزان تحصيلات
 
ميزان PTSD
ميزان تحصيلات
 
جمع
ليسانس و بالاتر
زير ليسانس
نرمال
41 نفر(4/77)
76 نفر(5/65)
117 نفر(2/69)
داراي PTSD
12 نفر(6/22)
40 نفر(5/34)
52 نفر(8/30)
جمع
53 نفر(100)
116 نفر(100)
169 نفر(100)
 
 
P : 0.122
جدول 14 : بررسي جانبازان داراي PTSD بر اساس سن موقع حادثه
 
ميزان PTSD
سن موقع حادثه
جمع
زير 18 سال
19- 25 سال
26 سال و بالاتر
نرمال
37 نفر(74)
67 نفر(7/65)
13 نفر(5/76)
117نفر(2/69)
داراي PTSD
13 نفر(26)
35 نفر(3/34)
4 نفر(5/23)
52 نفر(8/30)
جمع
50 نفر(100)
102 نفر(100)
17 نفر(100)
169 نفر(100)
 
P : 0.460
جدول 15 : نمايش بررسي جانبازان داراي PTSDبراساس عامل شيميايي استفاده شده
 
ميزان PTSD
عامل شيميايي استفاده شده
جمع
عوامل اعصاب
خردل
هر دو
نامعلوم
نرمال
8 نفر(1/47)
5 نفر) 4/71)
23 نفر( 5/60)
14 نفر ( 8/77)
50 نفر(5/62)
داراي PTSD
9 نفر(9/52)
2نفر(6/28)
15 نفر(5/39)
4 نفر ( 2/22)
30 نفر(5/37)
جمع
17نفر(100)
7 نفر(100)
38 نفر(100)
18 نفر(100)
80 نفر(100)
 
P : 0.287
جدول 16 : نمايش ميزان افسردگي باليني بر اساس سن موقع حادثه
 
ميزان افسردگي
سن موقع حادثه
جمع
زير 18 سال
25 -19 سال
26 سال و بالاتر
نرمال
13 نفر(26)
25 نفر(5/24)
2 نفر(8/11)
40 نفر(7/23)
خفيف
9 نفر(18)
34 نفر(3/33)
5 نفر(4/29)
48 نفر(4/28)
افسردگي باليني
28 نفر(56)
43 نفر(2/42)
10 نفر(8/58)
81 نفر(9/47)
جمع
50 نفر(100)
102 نفر(100)
17 نفر (100)
169 نفر(100)
 
 P : 0.218
جدول 17 : نمايش ميزان افسردگي باليني بر اساس شغل
 
ميزان افسردگي
شغل
جمع
كارمند
آزاد
بازنشسته و بيكار
نرمال
36 نفر (1/27)
0 نفر(  0)
4 نفر(6/28)
40 نفر(7/23)
خفيف
37 نفر(8/27)
5 نفر(7/22)
6 نفر(9/42)
48 نفر(4/28)
افسردگي باليني
60 نفر(1/45)
29 نفر(3/77)
4 نفر  (6/28)
81 نفر(9/47)
جمع
133 نفر(100)
22 نفر(100)
14 نفر(100)
169 نفر(100)
P : 0.014
 
جدول 18 : نمايش افسردگي باليني و تناسب آن بر اساس وضعيت هنگام اعزام از طريق گروههاي سه گانه
 
ميزان افسردگي
وضعيت هنگام اعزام
جمع
بسيج
سپاه
ارتش
نرمال
33 نفر(6/35)
1 نفر(4)
7 نفر(2/13)
41 نفر(8/23)
خفيف
21 نفر(3/23)
11 نفر(44)
16 نفر(2/30)
48 نفر(6/28)
افسردگي باليني
37 نفر(1/41)
13 نفر (52)
30 نفر(6/56)
80 نفر(6/47)
جمع
91 نفر(100)
25 نفر(100)
53 نفر(100)
169 نفر(100)
P : 0.002
 
جدول 19 : نمايش ميزان افسردگي باليني و تناسب آن با نوع گاز استفاده شده در جانبازان شيميايي شهر زنجان
 
ميزان افسردگي
عامل شيميايي استفاده شده
جمع
عوامل اعصاب
خردل
هر دو
نامعلوم
نرمال
2 نفر(8/11)
1 نفر(3/14
12 نفر(6/31)
6 نفر (3/33)
21 نفر(3/26)
خفيف
7 نفر(2/41)
4 نفر(1/57)
4 نفر(10.5)
6 نفر(3/33)
21 نفر(3/26)
افسردگي باليني
8 نفر(1/47)
2 نفر(6/28)
22 نفر(9/57)
6 نفر(3/33)
38 نفر(5/47)
جمع
17 نفر(100)
7 نفر(100)
38نفر(100)
18 نفر(100)
80نفر(100)
P : 0.051
 
جدول 20 : توزيع فراواني وضعيت اضطراب جانبازان شهر زنجان بر حسب صدمات جسمي شيميايي
 
ميزان اضطراب
صدمات جسمي شيميايي
جمع
بلي
خير
نرمال
10 نفر (2/13)
2 نفر(50)
12 نفر(15)
خفيف
30 نفر(5/39)
1 نفر(25)
31 نفر(8/38)
اضطراب باليني
36 نفر(3/47)
1 نفر(25)
37 نفر(3/46)
جمع
76 نفر(100)
4 نفر(100)
80 نفر(100)
P : 0.237
 
جدول 21 : توزيع فراواني وضعيت اضطراب جانبازان شهر زنجان بر حسب صدمات جسمي غيرشيميايي
 
ميزان اضطراب
صدمات جسمي شيميايي
جمع
بلي
خير
نرمال
30 نفر(6/22)
2 نفر(3/14)
32 نفر(8/21)
خفيف
54 نفر(6/40)
6 نفر(9/42)
60 نفر (8/40)
اضطراب باليني
49 نفر(9/36)
6 نفر(9/42)
55 نفر( 4/37)
جمع
133 نفر(100)
14 نفر(100)
147(100)
P : 0.409  
 
بحث و نتيجه گيري:
 طي اين تحقيق نشان داده مي شود كه ميزان اضطراب باليني(متوسط به بالا) در كل جانبازان مورد بررسي قرار گرفته 5/9 درصد بود كه اين ميزان به تفكيك براي جانبازان شيميايي 3/11 درصد و براي جانبازان9/7 درصد بدست آمده كه با توجه به P. :0/063 valueاين اختلاف معنادار نبود.(جدول 1)
همچنين اضطراب باليني در جانبازان تفاوت معني داري را نسبت به سطح سواد نشان نداده ولي ميزان اضطراب بر اساس شغل افراد تفاوت كاملاً معني داري را نشان داد كه در شاغلين مشاغل آزاد بيش از بقيه جانبازان (اعم از كارمند يا بازنشسته و بيكار) بود.
همچنين وضعيت اضطراب باليني بر اساس نحوه اعزام شوندگان از طريق سپاه 12 درصد، بسيج9/8 درصد و ارتش 5/7 درصد، بود كه افزايش ميزان اضطراب در اعزام  شوندگان از طريق سپاه به طور مشهودي بالاتر از بقيه بود. لازم به ذكر است كه هيچ يك از اين افراد در حال حاضر در سپاه پاسداران مشغول به كار نبوده و در ادارات ديگر و يا مشاغل آزاد مشغول به كار مي باشند.
 همچنين بررسي اضطراب و مقايسه آن بر اساس سن موقع حادثه اختلاف معني داري را در هيچ يك از گروهاي سني تعريف شده نشان نداد.
با توجه به استفاده از دو تست جهت تعيين PTSD در اين مطالعه كه يكي  PCL-M و ديگري IES-R بود، جهت افرايش ميزان حساسيت و اطمينان بخشي در اين خصوص ، نتايج هر دو تست را ادغام نموده و اشتراك بين آن دو را به عنوان افراديكه دارايPTSD هستند درنظر گرفتيم. كه 52 نفر(8/30 درصد) شدند.  البته ناگفته نماند در تستIES-R  افراديكه مشكوك به PTSD (SUSPECT) شناخته شدند4/60 درصد كل جمعيت را تشكيل دادند حال آنكه اين رقم در PCL-M ، 33/7 درصد بود.
  در تفكيك اين گروه (افراد داراي  (PTSD به شيميايي و غير شيميايي،5/37  درصد جانبازان شيميايي و7/24 درصد جانبازان غير شيمياييPTSD داشتند كه اين تفاوت ازلحاظ آماري معنادار شناخته نشد.
به نظر مي رسد بيش از آنكه نوع صدمه شيميايي يا غير شيميايي بر روي ميزان PTSD افراد اثر داشته باشد، ميزان تهديد كنندگي حيات توسط آن حادثه اهميت دارد.
همچنين در ادامه بررسي افراد داراي PTSD به مقايسه اين گروه بر اساس نحوه اعزام از طريق گروه هاي سه گانه پرداختيم.
نتايج به اين شرح بود كه 52 درصد افراد اعزام شده از طريق سپاه،7/37 درصد افراد ارتش و1/21 درصد افراد اعزام شده از طريق بسيج  PTSD را نشان  دادند. در اين قسمت نيز افزايش معني دار PTSD در اعزام شوندگان از طريق سپ اه به چشم مي خورد.
  در ادامه مطالعه به مقايسه PTSD درمشاغل مختلف پرداختيم  كه 6/28درصد    كارمندان،50درصد شاغلين مشاغل آزاد و4/21 درصد بازنشتگان و بيكاران داراي  PTSD بودند. علي رغم افزايش قابل توجه PTSD در شاغلين مشاغل آزاد اين تفاوت از لحاظ آماري معني دار نبود.
در بررسي PTSD  بر اساس سطح سواد نيز اختلاف معني داري در نتايج بدست نيامد . حال آنكه بر اساس مطالعه اي كه در دانشگاه بقيه ا ... بر روي 100 جانباز شيميايي گاز خردل در سال 83 صورت گرفت سطح تحصيلات و نيز شغل با سلامت عمومي و رواني افراد ارتباط معني داري را نشان دادند (18)
در بررسي ما نيز6/22درصد افراد  داراي مدرك ليسانس و بالاتر و5/34 درصد افراد زير مدرك ليسانس (فوق ديپلم، ديپلم، و پايين تر) داراي PTSD بودند كه افزايش جزئي را در سطح سواد كمتر شاهديم ولي اين اختلاف از نظر آماري معني دار نبود.
در مقايسه با جانبازان دارايPTSDبر اساس سن موقع حادثه نتايج بر اين شرح بود: 5/30 درصد افراديكه زمان حادثه سن بيش از26 سال داشتند:3/34درصد افراد19- 25 ماه  و26 درصد افراد زير18سال PTSD داشتند كه اختلاف بين اين سه گروه از لحاظ  آماري معني دار نبود.
بررسيPTSD با عامل شيميايي استفاده شده نشان داد كه 6/28درصد مصدومين گاز خردل 9/52 درصد مصدومين عوامل اعصاب 5/39 درصد مصدومين هر دو عامل و2/22 درصد مصدومين گاز نامعلوم PTSD داشتند. عليرغم تفاوت چشمگير عددي و افزايش آن در مصدومين عوامل اعصاب،اين ارقام از لحاظ اماري معني دار به حساب نيامدند.
ميزان افسردگي باليني در كل جانبازان بر اساس تست بك9/47 درصد بود كه اين ميزان افسردگي متوسط به بالا را نشان مي داد.ميزان افسردگي باليني در جانبازان شيميايي 5/47 درصد و در غير شيميايي3/48 درصد بود كه تقريباً مساوي بودند. اين در حاليست  كه بر اساس يك بررسي كه توسط دكتر ممتازي بر روي 80 جانباز( 40 نفر شيميايي و40  نفرغير شيميايي) انجام گرفته است. ( 2) ميزان افسردگي در گروه بدون مواجه 45 درصد و در گروه داراي مواجه 5/67 درصد بود كه نشان دهنده اثرات طولاني مدت مصدوميت با سلاحهاي شيميايي بر روي اعصاب و روان افراد است . با توجه به تفاوت نتايج اين مطالعه با مطالعه اخير ما اين احتمال وجود دارد كه تفصيل جانبازان شيميايي از غير شيميايي به طور كلي درست صورت نگرفته باشد يا اينكه ميزان مصدوميت شيميايي در نتايج اين مطالعات تأثيري بيش از پيش بيني ما داشته است. در مطالعه اي كه در سال 1990 بر روي 70 بيمار در معرض سلاحهاي شيميايي قرار گرفته در جنگ تحميلي عراق عليه ايران صورت گرفته نيز اختلال افسردگي ماژور و افسردگي ديس تاميك جزء اختلالات شايع اين گروه نشان داده شده است. ( 19)
در مقايسه گروههاي سني زمان حادثه و ارتباط آنها با افسردگي نتايج بدست آمده  بدين شرح بود: 50 درصد افراد زير 18 سال، 2/42 درصد افراد 19-25 سال و    8/58 درصد افراد 26 سال و بالاتر(سن زمان حادثه) دچار افسردگي باليني بودند كه علي رغم بيشتر بودن اين مقدار در گروه سني بالاي 26 سال، اين نتايج تفاوت معني داري از لحاظ آماري با يكديگر نداشتند. در مطالعه اي هم كه در سال 83 بر روي جانبازان شيميايي گاز خردل در دانشكاه بقبة ا... صورت گرفت ارتباط معني داري بين سلامت عمومي رواني ( افراد با سن مشاهده نشد. ( 18 )
در مطالعه سال 83 كه بر روي 100 نفر از جانبازان شيميايي گاز خردل در دانشگاه بقيه ا... صورت گرفت نيز شغل از متغيرهايي شناخته شد كه در ميزان سلامت عمومي - رواني جانبازان نقش معني داري را ايفا مي كند. ( 18 )
در بررسي افسردگي و ارتباط آن با اعزام از طريق گروههاي سه گانه مشخص شد 6/56 درصد افراد اعزام شده از طريق ارتش، 52 درصد افراد اعزام شده از طريق سپاه و 1/41 درصد افراد اعزام شده از طريق بسيج دچار افسردگي باليني بودند. كه به اندازة معني داري ميزان افسردگي در اعزام شدگان از طريق ارتش از بقيه بيشتر بوده است. در بررسي افسردگي با توجه به عامل شيميايي استفاده شده در جنگ نتايج به شرح زير بوده : 1/47 درصد مصدومين عوامل اعصاب، 6/28 درصد خردل، 9/57 درصد مصدومين  از هر دو عامل و 3/33  درصد مصدومين گاز نامشخص افسردگي بالين داشتند. با توجه به   51% :Pvalue و  محاسبه شده اين نتايج مرز بين معني دار بودن و نبودن قرار مي گيرند، در صورتيكه نتايج را معني دار تلقي كنيم، ميزان افزايش افسردگي باليني را در مصدومين هر دو گاز در مقايسه با يك گاز مشاهده مي كنيم.همچنين مصدومين عوامل اعصاب نيز از مصدومين گاز خردل افسردگي باليني بيشتري را نشان دادند.
در ميان تغييرات صدمات جسمي شيميايي و نيز صدمات جسمي غير شيميايي با هيچيك از تستها رابطه معني داري را نشان ندادند.
 
پيشنهادات
 با توجه به نتايج به دست آمده از اين تحقيق و اثبات وجود مشكلات روانپزشكي در جانبازان توجه به مشكلات روانپزشكي جانبازان به طور جدي تر پيشنهاد مي گردد . همچنين انجام تحقيقات گسترده تر و تأمين مناسب تر خدمات بهداشتي درماني براي جانبازان نيز مي تواند گامي مفيد در جهت بهبود سلامت رواني اين عزيزان باشد.
 
منبع: مجموعه مقالات همایش ملی فرهنگ ایثار و شهادت/ دانشگاه زنجان


یک شنبه 26 دی 1389  12:08 AM
تشکرات از این پست
bardia_m
bardia_m
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 6374

پاسخ به:مقالات تخصصي ايثار و شهادت

عنوان : استراتژي(راهكارهاي)ترويج فرهنگ ايثار و شهادت
كلمات كليدي : ترويج، ايثار و فداكاري، شهادت.
نويسنده : فتاح محمدي , مهدي صفرزاده
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
<>

چكيده
در تمام جوامع بشري،ارزش هايي وجود دارد كه بنيان اصلي فرهنگ آن جامعه را شكل مي دهند. اهميت و جايگاه اين ارزشها به گونه اي است كه هر ملتي، هويت و حيات اجتماعي و سياسي خود را در پايبندي و احترام به آنها و انتقال كامل آن به نسلهاي آينده مي داند. سرزمين پاك ايران نيز بيش از هر جاي ديگر، مفتخر به داشتن ارزش هاي والا و اصيلي است كه نمونه آن را در كمتر جايي مي توان يافت. فرهنگ ايثارو شهادت يكي از ارزشهاست كه همزمان با تاريخ اين سرزمين شكل گرفته است وهميشه از جايگاه ويژه اي برخوردار بوده است. امروز در جامعه ي ما اين حقيقت والا، شناخته شده و پذيرفته شده است كه مردن به خاطر آرمان ها و هدف هاي والايي كه در جان آدمي ريشه دوانده و به فرهنگ تبديل شده است، زنده كردن آنهاست.
در چنين بستري فرهنگ جمع گرايي جلوه گر مي شود و ارجعيت منافع ملي بر منافع فردي، قومي و... به رسميت مي رسد. ترويج نامناسب وعدم دقت درشيوه هاي درست و ترويج اين فرهنگ و ناديده گرفتن عناصر ارتباطي موثر در يك ترويج مناسب مشكلات جدي به عمل ترويج و اشاعه فرهنگ ايثار و شهادت مي زند . درترويج فرهنگ ايثار و شهادت بايد برروي، انواع ارتباطات انساني و تاثيرات فرهنگ، اقتصاد و سياست تمركز داشت و عملكرد هريك از اين عوامل مختلف و تاثيرات متقابل آنها بر يكديگر را مد نظر قرار داد.
 
مقدمه 
 دستيابي به شاخصه هاي ايثار و شهادت مستلزم آشنايي با مفاهيم ايثار و شهادت است . ايثارو شهادت دو مقوله ي ارزشمند و متعالي دين و مكتب الهي است . لازمه برخوداري جوامع از اين دو، تعليم و تربيت صحيح فرد فرد جامعه در پرتو تعاليم نوراني انبياء الهي و برجسته نمودن شاخصه هاي ايثار و شهادت كه همان الگوي عملي انساني، اخلاقي و ديني است مي باشد(مطهري، 1377 ، ص 63 )
براي ملت ما، مسئله ي ايثارگري، يك فرهنگ تاريخي است و يك سرمايه ي معنوي براي همه آزادي خواهان جهان است.
امروز در جامعه ي ما اين حقيقت والا، شناخته شده است و پذيرفته شده است كه مردن به خاطر آرمانها و هدفهاي والايي كه در جان آدمي ريشه دوانده و به فرهنگ تبديل شده است، تحقق بخشيدن به آن آرمانها و زنده كردن آنهاست و كسي كه بدين گونه و در اين راه ميميرد، در واقع به خويشتن حقيقي خود كه همان آرمان اوست، زندگي مي بخشد و بقاء مي يابد.
 گسترش فرهنگ ايثار و شهادت باعث افزايش روحيه تعاون و همكاري ميان مردم مي شود و تنها در اين صورت است كه جامعه به سعادت دست مي يابد . در اين صورت فرد هم نمادهاي مادي كار خود را در جامعه مي بيند و هم نمادهاي معنوي آن را، اول در وجود خود احساس ميكند و به آرامش مي رسد و هم مي داند كه اين فعاليت در جايي در محضر خدا ثبت مي شود.
فرهنگ ايثار به ما مي آموزد كه من و تو وجود ندارد"ما" وجود دارد و اگر به صورت يد واحد عمل كنيم به خوشبختي و سعادت مي رسيم. (http:// www.porsojoo.com)
در فرهنگ و بينش شيعه، ايثار و شهادت، تلاش و كوشش براي احياء گسترش دين خدا و ارزش هاي انساني به شمار ميرود و كسي كه عمر خود را در اين راه صرف و جان خود را در اين راه تقديم پروردگار كند اگرچه مرگ او در صحنه جنگ نيست اما باز هم شهادت است و چنين فردي شهيد ناميده مي شود . مهمترين سرچشمه تجلي و تداوم فرهنگ ايثار و شهادت در شيعه، عاشورا و شهادت امام حسين (ع) است . عاشورا تجلي تمام نماي حقيقت و واقعيت شهادت است و ادعيه زيارات، بهترين محمل بازگويي اين حادثه عظيم تاريخ بودهاند. زيارتهاي مربوط به امام حسين (ع) و به خصوص زيارت عاشورا و زيارت وارث در طول تاريخ ، همواره مسأله شهادت امام حسين (ع) را زنده نگه داشته است و آن را به عنوان يك فرهنگ از نسلي به نسل ديگر منتقل كرده اند (طباطبايي،  1376 ، ص 15 )
امام خميني)ره(اثر مستقيم يا غير مستقيم فرهنگ ايثار و شهادت حاصل تفكر جهادي و بسيجي مي داند و اصطلاح بسيج يا بسيجي بودن را بيشتر ازاصطلاحات ديگر مناسب دانسته و آن را بكار برده است و مي فرمايند: اگر بخواهيم مصداق كاملي از ايثار و خلوص و  فداكاري و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارايه دهيم چه كسي سزاوار تر از بسيج وبسيجيان خواهند بود (صحيفه نور امام، 1369 ، ص 194 )
كليد واژها وتعاريف آنها:  
الف) ايثار: اين كلمه در فرهنگ بزرگ سخن، حسن انوري به معناي بذل، گذشت كردن از حق خود براي ديگران، نفع ديگري يا ديگران را برخود ترجيح دادن آمده است . در لغت نامه دهخدا، اين كلمه به معناي غرض ديگران را بر خود مقدم داشتن، برگزيدن و منفعت غير را بر خود مقدم داشتن و اين كمال درجه سخاوت است بكار رفته است (لغت نامه دهخدا؛ و انوري،) 1352 و 1381) ص 543 ، و 320 )
ب) شهادت: يعني كشته شدن در راه خدا، آنكه به شهادت دست يافته و در راه خدا كشته شده، به فرموده شهيد مطهري شهادت مرگ آگاهانه در راه هدف مقدس است . عملي آگاهانه و اختياري است و شهيدان شمع محفل بشريت هستند.
ج) ترويج: ترويج در لغت به معني رايج كردن، متداول كردن، روان كردن است . ترويج نوعي تغيير است در جهت توسعه منابع انساني
 
روش تحقيق و جمع آوري اطلاعات 
 نوع تحقيق كاربردي – توسعه اي و روش بررسي آن توصيفي – تحليلي مي باشد . اطلاعات مورد نياز از مراكز علمي، كتابخانه اي و اسنادي بررسي شده است، همچنين استفاده از شبكه ها و پايگاه هاي اطلاع رساني(اينترنت) و كتب تاريخي و مذهبي در اين مطالعه اقدام شده است. در پايان از نظرات كارشناسان خبره نيز كمك گرفته ايم.
 
فرضيات تحقيق
1-    بين گسترش فرهنگ ايثار و شهادت و حفظ ارزشهاي يك جامعه و همچنين توسعه آن در ابعاد مختلف اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و ... رابطه معناداري وجود دارد.
 2- به نظرمي رسد ترويج فرهنگ ايثار و شهادت به تثبيت مباني اعتقادي و اسلامي مي انجامد.
 
پيشينه تحقيق 
 فرهنگ ايثار و شهادت در تمام جوامع داراي ارزش و جايگاه ويژه اي است . در اين زمينه مطالب گسترده اي به صورت سخنراني، كتاب، فيلم، مقاله و... وجود دارد كه به چند مورد آن اشاره مي شود.
نوراني، حسين؛ آسيب شناسي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت، 1378؛ به اين نتيجه رسيده است كه كه پرهيز از غلو، جعل و غير قانوني و تبليغ نمودن آغاز يك ترويج مناسب است و اين توفيق زماني نهادينه مي شود كه معضلات فرهنگي، اقتصادي، سياسي در جامعه برداشته شود.
بوداغي و جنتي، اشرف؛ ابثار و شهادت درسال 1388 ؛ به اين نتيجه رسيده است كه ايثارگران بايد به عنوان پرچمدار غيرتمنديها و ارزش آفريني ها به آيندگان معرفي نمايم . همچنين عدم احيايي روشهاي ايثارگري، موجب به بن بست رسيدن شكوفايي ها در محورهاي مختلف مي شود.
رحيمي، محمود، ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در سال 1385 ؛ به اين نتيجه رسيده است كه پرهيز از غلو، جعل غير عقلاني آغاز يك ترويج مناسب است و همچنين ترويج صحيح فرهنگ ايثار و شهادت تضمين كننده استقلال آزادي يك ملت و توسعه آن و هر نوع ننگ بردگي و اسارت و استثمار را از بين برده و ريشه كن ميكند.
بنابراين در اين مقاله تلاش برآن است كه با پرداختن به معناي اصيل ايثار و شهادت و شاخصهاي آن و همچنين كاركردهاي اين فرهنگ مانند حفظ ارزشهاي جامعه، عزت نفس بخشيدن به افراد جامعه، ايجاد هويت و همبستگي اجتماعي در جهت توسعه يك جامعه و سپس با اشاره به راهكارههايي براي ايجاد، اصلاح، ترويج و دروني سازي فرهنگ ايثار و شهادت، و اين جايگاه مهم بهتر شناسايي و تقويت شود، كه تاكنون بصورت جامع به آن پرداخته نشده است.
 
بيان مسأله  
فرهنگ به عنوان مجموعه باورها، اعتقادات و امكانات مادي كه قابليت انتقال از نسل ي ، به نسل ديگر را دارد گفته مي شود و وجه تمايز انسان و حيوان است (انوري، 1381ص 174 )
شهادت فرهنگي را ترويج مي كند كه در آن بايد ايثار و از خودگذشتگي در تارپود زندگي نمايان گردد و گمنامي و فارغ از منيتها و در نظر گرفتن منافع جمع در راستاي ايمان ديني به يك وظيفه تبديل گردد.
ولَاتَحسبن الذّينَ قتُلُوا في سبِيِل اللهِ أَمواَتَا بل أَحياء ربِهم يرزقُونَ (آل عمران، آيه 168 ). و گمان مبر آنان كه در راه خدا كشته شدند، مردگاني هستند، بلكه آنان زنده و در بارگاه پروردگارشان بهره مندند. شهيد همواره زنده است و مرگ او در واقع انتقال از حيات جاري در سطح طبيعت به حيات پشت پرده آن مي باشد.
 
كاركردهاي مختلف گسترش فرهنگ شهادت  
الف): فدا كردن جان براي حفظ ارزشها؛ در جوامعي كه احترام و وفاداري به ارزشها يك اصل محسوب شده و براي جامعه اهميت دارد و در صورت به خطر افتادن ارزشهاي كه مهم هستند در مقاطعي از تاريخ افراد جان خويش را كمتر از ارزش ها مي پندارند و حاضر ميشوند جهت بقاء و حيات جامعه و ارزشهاي آن جان خويش را فدا كنند.
ب): عزت نفس بخشيدن به افراد جامعه؛ امام راحل (ره) نيز دراين زمينه اين گونه مي فرمايد" اسلام است كه اين پيروزي را حاصل كرده، شهادت است كه اين پيروزي راحاصل كرده، شهادت هم زمينه حفظ اسلام است،از اول اسلام با شهادت پيش رفته، حالا هم كه مي بينيد جوان هاي ما هم شهادت را مي خواهند... اين حس بود كه ما را پيش برد، اين حس شهادت بود، جلو آمدن براي اسلام و شهادت بود كه ما را به پيروزي رساند) " . امام خميني، 1375 ، ص 2 )