پاسخ به:مشاعره صائمین - 3
در سفره ما بار گناه رنگین است
این جمعه آخر به خدا غمگین است
داغیست نشسته بر دل منتظران
پایان شده ماه رمضان پس این است
محمدمهدی عبداللهی
تا که چشمم باز شد دیدم که یارم رفته است / ماه مهمانی تمام و مهنگارم رفته است با گل این بوستان تازه انسی داشتم / گرم گل بودم که دیدم گلعذارم رفته است
تا کی ز فرامین تو معذور بمانم
در دوستی ات وصله ناجور بمانم
عمری ز رهت مانده ام و عار ندارم
حتی به سحر دیده بیدار ندارم
اعمال من مدعی انگار خراب است
با روزه ناخالص من کار خراب است
تهلیل گویان کن نمازت را اقامه
فطریه ده،درعید این کاری حمید است
تیغ هلال شوال ، باز از افق علم شد ماه صیام بشکست ، فتح و ظفر مبارک وقت سحر موذن ، موزیک عیش برداشت بر گوش روزه داران ، این خوش خبر مبارک
کِی می رسد تا آسمان ها ... بنده ای که
در گوشه ی زندان تن پوسیده باشد
پیروز میدان جهاد روزه داری ست
هرکس که با نفس خودش جنگیده باشد
دوباره وقت اذان غفلت عارضم گردد
غم جدایی از ذکر ربنا سخت است
پرستوی دل ما را ز بام خود مپران
که ترک سفره شاهانه بر گدا سخت است
تا می توانی توشه گیر از ماه پر فیض خدا
یکسال دوری تو و این ماه ایمان می رسد
ای کاش فیض ماه حق در جان ما مانا شود
بینیم یکسال دگر این مه فروزان می رسد
دانی چرا جبین علی را شکافتند؟
زیرا به چشم کوفه عدالت گناه بود
خونش نصیب دامن محراب کوفه شد
آن رهبری که کعبه بر او زادگاه بود
دلم وصل تو جانا ارزو داشت ولی شد فاصله بسیار عشق است
بیا در ماه روزه یاریم کن کنارت مهدیا افطار عشق است
تا شود روزى ما لقمه ى نان سحرى
پهن شد سفره ى نجوا لك لبيك خدا
لايق اين همه اكرام نبوديم اصلا
اين چه سرى است خدايا لك لبيك خدا
محمد فردوسى
اگرچـه رفت مـه روزه و مـه تسبیح
مبارک است به اهل صیام، عید قیام
شراب کوثـر و باغ بهشت و جلوۀ یار
به روزهدار حلال و به روزهخوار حرام
مهـی کـه بود لیالیش بهترین شبهـا مهـی کـه بـود در ایـام، بهترین ایـام مهی که هر شب و هر روز در بهشت وصال خدای، ریخت شراب طهورتان در جام
مطربا نغمه عیدانه زن و دست فراز
که ز هر پرده نغزت هله ای دیگر شد
صد کنم شکر بر این عید که از عرش رسید
صد کشم رشک که ایام صیام آخر شد
دست ماکوتاه شداز شام وسحر
صبر یایـــد صائمین ســال دیگر
ماه رحمت بازآید دردیار زندگان
آیه ی قرآن بخوانیـــم دعا اشک بصر
فی البداهه: منصور مقدم 6/3/1399