پاسخ به:مشاعره صائمین - 3
تا که تاراج کند خیمه ی ما را یکسر
قبل آتش زدن آن به حرم ریخته است
فرق خونین تو را کاش نمیدیدم من
یاد آن خون که از دست قلم ریخته است
سید محمد جواد شرافت: تیغی فرود آمد و فرقت شکست آه فرقت شکست و موی تو در خون نشست آه خون قطره قطره از تب پیشانی ات گذشت چشم تو را در آن سحر تیره بست آه
هست روز جزا و وقت حساب حبّ تو در صحیفه ام عنوان بی تو جنت جهیم پر آتش با تو دوزخ بهشت بی پایان
محمد سهرابی
ناگهان آسمان ترک برداشت فرق خورشید خون فشان شده بود در نجف سینه بیقرار از عشق گفت "لا یمکن الفرار" از عشق
محمد حسین رحیمیان
قنوت نافله ها هم ز درد می سوزند
به یاد مسجد و محراب نوحه می خوانند
هزار آدم آواره ی پشیمان گرد
دوباره منتظر سوره های انسانند
دنیا محل خوف و رجای قیامت است بی غصه هیچ جا پی شورو شعف مرو
کنجینه میان جهان عشق حیدر است بی عشق مرتضی پی صید صدف مرو
موسی علیمرادی
سید حمید رضا برقعی
وقت پرواز آسمان شده بود گوئیا آخر جهان شده بود کعبه می رفت در دل محراب لحظه ی گریه ی اذان شده بود
داغ جگرت روضه ی مکشوف مدینه ست از آتش و از شعله و از معجر زهرا
یک زخم تو را از نفس انداخت سه روزه ای وای! نود روز چه شد پیکر زهرا
علیرضا وفایی خیال
آن شامی بد خُلق هم از سوی تو حتی چیزی نشنیده است به جز رحمت و لبخند
در آرزوی وصف تو مردند هزاران
تمثال گر و شاعر و نقاش و هنرمند
هر بار نقاب از رخت افتاد خدا گفت
جبریلِ امین دود کند بهر تو اسپند
دلیل شادی بابا و خندهی مادر… به روی دوش نبی جای اوست تا آخر
راه فتح حرم مکه، مدینه یمن است این چه حالی است که از روز ولادت دارد
دیده وا کرد، ولی شوق عبادت دارد صوت قرآنِ حزینش دلِ عالم ببرد
دخیل بسته ام امشب به تیغ مژگانش ملائکه همه افسون و جمله حیرانش