پاسخ به:مشاعره صائمین - 3
من از ازل حسنی ام و تا ابد حسنی
حسن،عصاره ی آیات مکی و مدنی
جذامی ام که نگاهم به راه او مانده
فدایی ام که سرم در سپاه او مانده
پوریا باقری
هرآنچه درد دل داری به عالم سحر با حقتعالی گفتگو کن اگر خواهی تو فیض از محضرحق از او توفیق طاعت آرزو کن
نکند چشم ببندم به سحرهای سلوک نکند بسته شود دیده ی باز رمضان
نمکین تر ز حسن نیست به اولاد علی
خالق روی حسن وجه خودش را رو کرد
فتبارک شد و احسنت به خود با او کرد
احسن خلقت خود را که حسن نام نهاد
محمود ژولیده
دنیا و تعلقات دنیا فانی ست
لذات همه گذشتنی و آنی ست
جز لذت سجده و سحرگاهی که
در چشم ترت هوای اشک افشانی ست
تا شبی پنجره رحمت حق باز شود
هر سحر بر بدی حال خودم گریه کنم
ذره ای خوب و بد ای وای عقوبت دارد
به " فمن یعمل مثقال " خودم گریه کنم
مگر نه اينكه هميشه خجالتم دادي
مگر نه اينكه تو گفتي بيا به حق علي
چه خوب دست من ودامنت گره خورده
شده ست اين گره ي بسته وا به حق علي
یوسف مصر تمنای وصال از او کرد
پرده از دسته گل سبز محمد برداشت
خلق شد باغ و بهشت و همه را خوشبو کرد
شرح کوثر شد و خورشید جهان گستر شد
دوباره سفره ی اشک است و فیض ماه خودم
دوباره نیمه شبی و بساط آه خودم
رسیدم اول کاری که معترف بشوم
نشان به کس ندهم نامه ی سیاه خودم
مولا به همین خوشم صدایم بکنی یک وتر شبت مرا دعایم بکنی از عطر نفس های شبانگاهی خود در این رمضان تو با خدایم بکنی
یازده ماه فراری شدنم می ارزید
تا در این ماه سرسفره نشانند مرا
چون غباری به سردامنتان بنشستم
کرمی کن که معاصی نتکانند مرا
آمد ماه رمضان ، دیدار رخ دو قشر زحمت کش
مبارک باد این روز بر کارگر و معلم زحمت کش
شیعه ی حیدر و آتش ... چقدَر بی معناست
مطمئنّم که به مولا همه را می بخشی
دست خالی نرود هیچ کسی از این جا
تو در این لیله ی احیا همه را می بخشی
یوسف یعقوبیان بی جلوه شد یوسف زهرا(س) به عالم سرزده
حسن و زیبائیش در حد کمال از جمال الله ،او ساغر زده
هر زمان افطار خود با آب که وا می کنم
دیده هایم را فقط از اشک دریا می کنم
علت بیچاره گی ام را خودم فهمیده ام
کم سحرها با خدای خویش نجوا می کنم