دوتا گربه با هم ازدواج کردند
اوایل زندگی عاشقانه ای داشتند
اولین بچشون به دنیا اومد
دومی هم به دنیا اومد
اولین قدمهای بچه هاشون
مادر این خانواده به سختی کار میکرد
و پدر دنبال خوشگذرونی خودش بود
بچه ها بدون مراقبت بزرگ شدند و بچه های بدی از آب در اومدند
یکیشون تروریست شد:
یکی دیگه همش تو کلوب شبانه بود
کوچکترینشون تصمیم به خودکشی گرفت
وقتی مادرشون فهمید سکته کرد
پدرشون هم عقلش رو از دست داد و دیوونه شد