0

همسران شاه

 
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

همسران شاه

اصولا در زندگی آدم‌های دیکتاتور اخلاق و نجابت و … خیلی معنا و مفهوم ندارد. به خصوص اینکه دیکتاتوری با خون و گوشتت عجین باشد. ولیعهد هم از این قاعده استثناء نبود و آبرو را خورده بود و حیا را … خلاصه اینکه محمدرضا که توی سویس کلی بی‌آبرویی به بار آورده بود و بعد از دوران افسری خیلی از اوقاتش را با زنان و دختران بود و حسابی سر وگوشش می‌جنبید شاه بزرگ را به این فکر انداخت که برایش زن بگیرند تا سرش به زن و زندگی گرم شود و آبروی دربار را نبرد. برای همین پدر تصمیم گرفت یک زن خوب و خانواده‌دار و با اصل و نسب را برای پسرش بگیرد. در نهایت برای ولیعهد نوزده ساله دختری از خانواده‌ی سلطنتی مصر به نام فوزیه دختر ملک فواد اول پادشاه فقید مصر و خواهر ملک فاروق شاه تازه‌ی مصر، انتخاب شد. حرف‌های اولیه بین مقامات رد و بدل شد. شاه به مصر رفت تا فوزیه را ببیند. شاه که بعدها نوشته بود این ازدواج به اجبار پدرش بوده وقتی پرنس فوزیه را می‌بیند به پدرش می نویسد: به نهایت درجه آمال و آرزوی خود رسیدم و کمال مطلوب خود را یافتم. و اینگونه فوزیه عروس شاه ایران می‌شود و با دبدبه و کبکبه وارد ایران می‌شود. می‌گویند مَثَل «ماست مالی» از روز ورود فوزیه به ایران وارد فرهنگ مَثَل‌های ما شده است و قضیه از این قرار بوده که ایران در برابر کشور مصر خیلی پایین‌تر بوده و روستاها و شهرهای کوچک ایران خیلی فقیرانه بوده‌اند. بنابراین شاه دستور می‌دهد که در مسیر عبور فوزیه دیوارها را با ماست سفید کنند و به عبارتی قضیه را ماست مالی کنند. به هر حال کلی از پول بیت‌المال خرج این عروسی می‌شود و زندگی شیرین می‌شود. اما بدبختی فوزیه از روزی شروع می شود که به جای پسر دختری به نام شهناز به دنیا می‌آورد و از چشم همه می‌افتد. در این میان شاه به تشویق خواهر دوقلویش اشرف دوباره کارهای غیراخلاقی خود را از سر می‌گیرد و نانجیبی شاه به گوش فوزیه می‌رسد و فوزیه هم او را به خوابگاه خود راه نمی‌دهد و بعد هم عده‌ای می‌گویند فوزیه هم به جبران کار شاه، به او خیانت می‌کرد و … جنگ ناموسی این دو به طلاق منجر می‌شود و فوزیه بعد از شش ماه با یک جوان مصری ازدواج می‌کند.
- در سال ۱۳۲۹ بعد از کلی شایعه درباره‌ی شاه و معشوقه‌های داخلی و خارجی‌اش که بسیاری از آنها راست بودند با کمک ملکه‌ی مادر دختری دو رگه از پدر ایرانی و مادر آلمانی به نام ثریا که متولد اصفهان بود و بزرگ شده آلمان و از ایل بختیاری به او معرفی شد. شاه نسبت به ثریا اسفندیاری احساس دیگری داشت و عاشقانه به او علاقمند شد و در ۲۳ بهمن ۱۳۲۹ با هم ازدواج کردند. آن هم طی یک عروسی بسیار مجلل و مفصل که به نظر شاه در نهایت سادگی بوده است. ازدواج ثریا و شاه همزمان بود با بحران‌های فراوانی که در کشور وجود داشت. با این حال این دو کلی سفر رفتند و عیش کردند. شاه و ثریا هفت سال در کنار هم زندگی می‌کردند اما صاحب بچه نشدند و باز دلیل طلاق ثریا و شاه بچه بود. از فوزیه فرزند پسر خواستند و از ثریا بچه و اگر پسر باشد که بهتر است. در اسفند ۱۳۳۷ شاه ثریا را طلاق داد.
- دوباره طلاق. دوباره عشق‌های هر روزه‌ی شاه و دوباره تلاش مادر و خواهران شاه برای انتخاب همسری مناسب که شاه را اسیر خود کند. و بالاخره فرح دیبا، دختری دانشجو که در فرانسه درس می‌خواند به تأیید خانواده‌ی شاه و شاه رسید. فرح از پدری تبریزی و مادری گیلانی متولد شده بود و حالا در پاریس درس می‌خواند. که با سفر تابستانی به تهران مورد پسند خاندان سلطنتی قرار گرفت و در بعدازظهر دوشنبه ۲۹ آذر ۱۳۳۸ با شاه عقد کرد و طی ضیافت باشکوهی به خانه‌ی بخت رفت. ده ماه و ده روز پس از ازدواج به آرزوی خاندان سلطنتی جامه‌ی عمل پوشاند و پسری به دنیا آورد که هیچ وقت شاه ایران نشد. اما فرح تا آخر عمر شاه در کنار او بود و توانست اطرافیان شاه به خصوص مادر و خواهران شاه را تاحدودی منزوی کند و نفوذ خود را روی شاه بیشتر کند فرح فرزندان دیگری برای شاه به دنیا آورد و جایگاه خود را مستحکم‌تر کرد.
منابع:
کتاب پدر و پسر تألیف محمد طلوع
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ـ خاطرات حسین فردوست
منبع: نشریه شاهد جوان- ش ۵۵

شنبه 25 دی 1389  1:39 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها