0

فلسطين ؛ تاريخ آينده و آزادي

 
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

فلسطين ؛ تاريخ آينده و آزادي

 پس از اينكه اوضاع سياسي در سه منطقه ايران، عراق و حجاز از آرام مي شود و همه فرمان بردار امام مهدي (ع) مي شوند و امام (ع)كوفه را به عنوان پايتخت خويش براي حركت به سوي بقيه نقاط جهان بر مي گزيند، باقي مانده هاي شكست خورده ي سپاه سفياني در سرزمين شام تجمع مي كنند.البته در اين كار، دست قدرت هاي بزرگ در كاراست و آنها پشت پرداه اند.قدرت هايي كه به دليل جنگ جهاني اي كه پيش از ظهور روي داده، ضعيف، فرسوده و بي رمق شده اند.سفياني خطّ مقابله و سپر براي اين دولت هاست؛ به ويژه در فلسطين كه كانون بحران در خاورميانه، پيش از ظهور است و اين گردهمايي باعث ايجاد فتنه انگيزي و بحران هايي در مرزهاي شمالي عراق مي شود.به همين دليل امام مهدي(ع)لشكريانش را براي مقابله با آنها مهيّا مي كند. امام در منطقه ي«مرج العذراء»اردوگاه مي زند و بعيد به نظر نمي رسد كه شورش و انقلابي مردمي در سرزمين شام منجر به عقب نشيني و برگشت سفياني به فلسطين شود و او همراه با سپاهيانش در آنجا تجمّع كنند تا براي جنگ بزرگ فتح قدس آماده شوند، زيرا روايات مي گويند كه امام در «مرج عذرا»(1)اردو مي زند و درآن حال سفياني در رمله است.
امام باقر (ع)مي فرمايند:«سپس مهدي (ع)به همراه يارانش به «مرج عذراء»مي آيد.در اين زمان مردم زيادي به او پيوسته اند و سفياني در اين هنگام در رمله است تا اينكه اين دو سپاه به هم مي رسند و آن، روز جاي گزيني و عوض و بدل است.شماري از شيعياني كه با سفياني بودند، به سپاه امام مي پيوندند.شماري از كساني كه با آل محمد (ص) بودند به سفياني مي پيوندند.هريك به اردوگاه خود مي پيوندند و زير پرچم هاي خود مي روند و آن، روز عوض و بدل و جاي گزيني است».(2)
امام (ع)براي اينكه حجّت بر آن لشكريان تمام شود، تلاش مي كند كه با آنان گفت و گو كند تا شايد برخي از آنها هدايت شوند و پايه هاي جبهه ي داخلي آنها به لرزه درآيد.به همين دليل سفياني را دعوت به مذاكره مي كند.ابن حماد مي گويد:«سفياني دعوت مهدي (عج)را مي پذيرد و با ايشان مذاكره مي كند.کارها را به ايشان مي سپارد و با ايشان بيعت مي کند.هنگامي كه سفياني نزد ياران خود باز مي گردد، [بني]كلب او را پشيمان مي كنند و او مي خواهد پيمان خود را بشكند.امام سپاه خود را براي جنگ با او آماده مي كند و او را شكست مي دهد و خداوند به وسيله ي او روم را شكست مي دهد».(3)
عبارت پاياني اين حديث، يعني عبارت:«خداوند به وسيله او روم را شكست مي دهد»، اشاره به اين دارد كه نيروهاي روم و يهوديان و ديگران براي مقابله با موج گسترش اسلام، از سفياني حمايت مي كنند.اسلامي كه از شبه جزيره و سرزمين شام آغاز شده است و آسياب جنگ هايي و حشتناك ميان دو طرف (بين مسلمانان از يك جهت و باقي مانده هاي لشكر كفر از روم و يهوديان و ديگر مردمان)به حركت در مي آيند و به خاطر اين، در حديثي كه «مسلم»، «ترمذي» و «احمد بن حنبل»آن را از رسول الله (ص)روايت كرده اند، آمده است كه ايشان فرمود:«قيامت برپا نمي شود، مگر اينكه مسلمانان و يهودي ها به جنگ بپردازند و مسلمانان، آنان را به قتل برسانند».(4)
خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد:«و قضينا إلي بني إسرائيل في الكتاب لتفسدنّ في الأرض مرّتين و لتعلنّ علوّاً كبيراً*فإذا جاء وعد أولاهما بعثنا عليكم عباداً لّنا أولي بأسٍ شديدٍ فجاسوا خلال الدّيار و كان و عداً مّفعولاً*ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم و أمددناكم بأموالٍ و بنينٍ وجعلناكم أكثر نفيراً* إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها فإذا جاء وعد الآخرة ليسؤوا و جوهكم و ليدخلوا المسجد كما دخلوه أوّل مرّةٍ و ليتبّروا ما علوا تتبيراً؛(5)و در كتاب [آسماني شان] به فرزندان اسرائيل خبر داديم كه قطعاً دو بار در زمين فساد خواهيد كرد و قطعاً به سركشي بسيار بزرگي بر خواهيد خواست، پس آنگاه كه وعده ي[تحقّق]نخستين آن دو فرا رسد، بندگاني را از خود، كه سخت نيرومندند، بر شما مي گماريم تا ميان خانه ها [يتان براي قتل و غارت شما] به جست وجو درآيند و اين تهديد، تحقق يافتني است، پس از چندي، دوباره شما را بر آنان چيره مي كنيم و شما را با اموال و پسران ياري مي دهيم و [تعداد]نفرات شما را بيشتر مي گردانيم، اگر نيكي كنيد، به خود نيكي كرده ايد واگر بدي كنيد، به خود [بد نموده ايد] و چون تهديد آخر فرا رسد [بيايند] تا شما را اندوهگين كنند و در معبد[تان] چنان كه بار اول داخل شدند [به زور] در آيند و به هرچه دست يافتند، يكسره [آن را] نابود كنند».
عياشي در تفسير اين آيه، به نقل از حمران و او از امام محمد باقر(ع)نقل كرده كه او گفت:امام اين آيه را قرائت فرمود:«بعثنا عليكم عباداً لنا اُولي بأسٍ شديدٍ».سپس فرمود:«او قائم و يارانش هستند كه داراي قدرت زيادي هستند».(6)
امام (ع)«قدس»را آزاد مي كند، اوّلين قبله ي مسلمانان را به صاحبان حقيقي اش باز مي گرداند و زمين را پس از آنكه شاهد ظلم و ستم هاي زيادي بوده پر از عدم و داد مي كند. چرخ لشكر كفر و نفاق از حركت باز نمي ايستد، بلكه دولت ها و حكومت هاي حامي سفياني، خود را آماده مي كنند تا بار ديگر به مسلمانان حمله كنند.ظاهراً حضرت عيسي(ع) پس از آزادي قدس به زمين فرود مي آيد؛ زيرا روايات در مورد نقش ايشان در اين جنگ چيزي نگفته اند بلکه بر نقش ايشان پس از اين جنگ تمركز كرده و گفته اند كه ايشان فرود مي آيند و پست سر مهدي (عج)نماز مي خوانند.روايت بيان مي كند كه :«در روز جمعه هنگام برگزاري نماز، عيسي بن مريم (ع)در آن لحظه از آسمان فرو مي آيد و دو لباس قرمز بر تن دارد كه از سرش روغن قطره قطره مي چكد و او مردي خوش منظر و سفيد چهره است و بسيار به ابراهيم (ع)شباهت دارد.مهدي (ع)مي آيد و با ايشان مصافحه مي كند و مژده ي پيروزي را به ايشان مي دهد. در اين هنگام مهدي (عج)به او گويد:جلو بيا، اي روح خدا و براي مردم نماز بگزار و عيسي (ع)مي گويد:بلكه[امام جماعت بودن]براي توست اي فرزند رسول خدا»(7)
در اين هنگام، نقش حضرت عيسي (ع)و برخورد با ملت غرب كه تحت سيطره ي حكومت هاي سياسي مسيحيت است و عقيده و اعتقاد براي آنها هيچ معنايي ندارد، آغاز مي شود.ايشان نقش ميانجي گري ميان آن ملت ها و مسلمانان را خواهد داشت و به خاطر همين در كتاب خدا آمده است:« و إن من أهل الكتاب إلا ليؤمنن به قبل موته و يوم القيامة يكون عليهم شهيداً؛(8)و از اهل كتاب كسي نيست مگر آنكه پيش از مرگ خود، حتماً به او ايمان مي آورد و روز قيامت [عيسي نيز]بر آن شاهد خواهد بود».
امام باقر (ع)مي فرمايند:«هيچ ملتي -چه يهودي و چه نصراني - باقي نمي ماند مگر اينكه پيش از مرگ به او ايمان مي آورد و پشت سري مهدي (عج)نماز مي خواند»(9).و او نقش ميانجي گري خواهد داشت و به خاطر اين حضرت رسول (ص)مي فرمايند:«ميان شما و روميان چهار صلح و آشتي خواهد بود و چهارمين آن به دست مردي از نسل هراكليوس انجام خواهد شد و دو سال ادامه مي يابد».
مستور بن غيلان به ايشان عرض كرد:امام مردم در آن روز كيست؟ پيامبر (ص)جواب داد :«مهدي (عج)»از فرزندان من است».(10)
اما به سرعت رشته هاي اين صلح از هم گسيخته مي شود و نبرد ديگري از جمله نبردهاي آزاد سازي آغاز مي شود. حذيفة بن يمان از رسول خدا (ص)نقل كرده است كه ايشان فرمود:«ميان شما و روميان صلحي خواهد بود.آنها در مدّت نه ماه به شما خيانت مي كنند و زير دو پرچم به سوي شما مي آيند، يك پرچم از دريا و يك پرچم از خشكي و همراه با هر پرچم، دوازده هزار نفر جنگجوست.آنها در منطقه اي ميان «يافا»و «عكا»فرود مي آيند.پادشاه و رهبر آنها، كشتي هايشان را در آتش مي سوزاند و به يارانش مي گويد به خاطر سرزمينتان بجنگيد.پس از آن جنگ سختي درمي گيرد و از مناطق مختلف به طرفين درگيري ،جنگ، ياري مي رسد و ساكنان حضرموت به شما كمك مي كنند، در آن جنگ خداوند رحمان با نيزه و شمشير خود به آنها ضربه وارد مي سازد و آنها را هدف تيرهاي خويش قرار مي دهد و بر اثر اين، بيشترين شمار از آنها به قتل مي رسند و اين بزرگ ترين كشتار است».(11)
در اين هنگام امام (ع)پيروز مي شود و امّت ها و ملّت ها طعم آزادي و بزرگواري و عدالت را مي چشند و اين با قيام بعضي از كافران و منافقان در جاي جاي جهان منافات ندارد و البته اين شورش ها، بسيار زود خاموش مي شود و از بين مي رود و زمين را پر از قسط و عدل مي كند، همان گونه كه در پيش، آكنده از ظلم و ستم بود.سپس عيسي (ع)به نداي پروردگارش پاسخ مي دهد و جان به جان آفرين تسليم مي كند و امام بر او نماز مي خواند و او را در كنار قبر مادرش در قدس دفن مي كنند.
سپس امام و لشكريانش براي نبردي با ساختار و شكل جديد و ابعاد مختلف اجتماعي، اقتصادي حركت مي كنند تا جايي كه رؤياي انبيا و شعارشان در هستي محقق مي شود و شعار آنان همان «الله اكبر»است كه همه ي نقاط جهان و در همه جا و در همه ي كارها طنين افكن مي شود.
و در نهايت نبايد فراموش كرد كه مناطقي مانند يمن و مصر وجود خواهد داشت و در آنجا قيام هايي انجام مي شود. همه ي آنها در پايان، مطيع اوامر امام(ع)مي شوند، از جمله يماني و... .اين پرچم درمناطقي كه حركت مي كند نمي جنگد، بلكه اين پرچم حامي و پشتيبان پرچم هاي خراساني است.(12) 

پي نوشت ها:

1.«مرج العذراء»روستايي در دمشق است.
2.عياشي، تفسير العياشي، ج 1، ص66.
3 ابن حماد، كتاب الفتن، ص 218.
4.احمد بن حنبل، مسند احمد، ج2، ص 417.
5.سوره ي اسراء (17)، آيات 4-7.
6.حويزي، تفسير نورالثقلين، ج3، ص138.
7.ابوالحسن مرند، مجمع النورين، ص 283.
8.سوره ي نساء (4)، آيه ي 159.
9.ابوحمزه الثمالي، تفسير ابوحمزه الثمالي، ص151.
10.مجلسي، بحارالانوار، ج 51، ص80.
11.ابن حماد، كتاب الفتن، ص306.
12.براي مطالعه ي بيشتر در اين باره ر.ك:مصلح كل، نوشته ي نذيرالحسني، ترجمه سيّد شاهپور حسيني.

منبع:نشريه ي موعود شماره 101

شنبه 25 دی 1389  1:32 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها