نویسنده: امیرعلی هاشمی
دیدگاه امام خمینی (ره) در مورد حزب و فعالیت احزاب سیاسی در نظام دینی چیست؟ در این قسمت پرسش مذكور به بحث گذاشته شده و پاسخ آن را با استناد به سیره عملی و نظری ایشان ارائه خواهیم كرد.
الف) روش بحث
یكی از مسائل فهم این بحث آن است كه بسیاری از پژوهشگران در بررسی موضوع حزب از دیدگاه امام (ره) روی واژة حزب تمركز میكنند. چنین رویكردی به بحث موجب میشود كه در نهایت، بحث ناتمام و ابتر جلوه نماید، زیرا واژه حزب، همان گونه كه با توجه به كار ویژههای مثبت میتواند موجه و مقبول باشد، با در نظر داشت كار ویژههای منفی آن نیز میتواند ناموجه باشد. در گفتههای حضرت امام (ره) نیز گاه این مفهوم به صورت مثبت به كار گرفته میشود و گاه نسبت به آن نگرش منفی ابراز میگردد. بنابراین در قدم نخست میتوان در اندیشههای سیاسی امام (ره) سیرههای نظری حزب و مولفههای تشكیل دهندة آن نظیر تكثرگرایی، رقابت، مشاركت و انتخابات را مورد بررسی قرار داد و با توجه به جایگاه این فاكتورها در سیره عملی و نظری ایشان به جواب این پرسش نزدیكتر شد كه آیا ایشان نسبت به تشكیل احزاب سیاسی موافق بوده اند و یا مخالف؟ از همین مسیر میتوان كاركردها و خصوصیات مثبت و منفی احزاب را نیز از نگاه ایشان استخراج نمود. در واقع باید به این مسئله اشاره نمود كه در گفتهها و سیره عملی ایشان هر دو جنبة مثبت و منفی احزاب مورد توجه قرار میگیرد.
ب) حزب در اندیشه امام خمینی (ره)
همان گونه كه اشاره شد دیدگاه حضرت امام در مورد حزب با تفاسیر و دیدگاههای متفاوتی مواجه شده است. این امر برگرفته از این مسئله است كه ایشان در برخی موارد به نفی حزب و در برخی نیز به تائید آن مبادرت ورزیدند. ایشان در مورد حزب به ذاته نظر خاصی نمیدهند اما سنجش ایشان در مورد مطلوبیت و عدم مطلوبیت ناشی از ایده و كار ویژههای احزاب است: «این طور نیست كه حزب بد باشد یا هر حزبی خوب باشد. میزان ایده حزب است و اگر ایده چیزی دیگر باشد این حزب شیطان است، هر اسمی هم داشته باشد، بنابراین ما باید كوشش كنیم حزبمان را حزب الله كنیم.»(امام خمینی(ره)،ج17،صفحه 45)دیدگاه امام (ره) در مورد حزب راه میانهای را بین نفی و اثبات مطلق باز میكند. این نظریه با عنایت به ایده و كار ویژههای احزاب مطرح میشود، بنابراین با لحاظ دو شرط اساسی، تشكیل و فعالیت احزاب سیاسی محذوری ندارد. دو شرط اساسی وجود دارد كه ناظر به ایدهها و كار ویژههای احزاب است. بر اساس دیدگاه امام (ره) اولاً حزب باید دارای ایده اسلامی باشد ثانیاً در عرصة فعالیت سیاسی و رقابت، حتماً چهارچوب شرعی را مدنظر قرار دهد. در همین راستا طرح تشكیل حزب مستضعفین از سوی ایشان مطرح میگردد كه براساس آن ایده اسلام و تعالیم دینی به عنوان مبنای حزب و دفاع از اسلام و مستضعفان به عنوان یكی از كار ویژههای مهم آن مورد توجه قرار میگیرد. البته این اثبات به معنی نفی احزاب محلی و منطقه ای با در نظر گرفتن شرایط مد نظر امام (ره) نمی باشد: «... این نكته را باید تذكر بدهیم كه ما گفتیم حزبی به نام «حزب مستضعفان» در همه دنیا، معنایش این نبود كه حزبهای صحیحی كه در ایران است، نباشد. حزبهای منطقه ای علیحده است و حزب تمام مناطق و تمام جاها، یك حزب دیگر است. اگر ان شاءالله مسلمین موفق بشوند و یك همچون حزبی را تاسیس كنند بسیار به موقع است، لكن به معنای این نیست كه در محل و در منطقهها حزب نباشد، خیر در منطقهها هم احزاب هستند و آزاد هم هستند مادام كه توطئه معلوم نشده است»(امام خمینی (ره)،2/6/1358) اما در برخی از موارد شاهد هستیم كه امام (ره) نسبت به تشكیل یك حزب موضع گیری میكنند و یا مواضع و نظرات یك تشكل سیاسی را مورد انتقاد قرار میدهند. با توجه به تائید نسبی امام (ره) پیرامون مقولة حزب و یا صحه گذاشتن بر مولفههای مقوم حزب چرا در مراحلی ایشان نسبت به تشكیل یا عملكرد حزبی موضع منفی میگیرند؟ نمونهای بر این مدعا مخالفت اولیه ایشان با تشكیل حزب جمهوری است كه بعد از رایزنیهای طولانی رهبران این حزب موفق میشوند موافقت ایشان را كسب كنند. با در نظر گرفتن همه جوانب و ریشهها میتوان علل این مخالفتها را در چند مورد بیان نمود: اولاً در مورد تشكیل حزب جمهوری، مخاطب اصلی ایشان عده ای از روحانیون بودند و امام (ره) در مورد فعالیـت حزبـی روحانیت با توجـه به شرایط فرهنگـی و سیاسـی كشور در روزهای نخستین پیروزی انقلاب، نظر مساعدی نداشتند. ثانیاً مخالفت ایشان برای تشكیل حزب جمهوری ریشه در ماهیت تدریجی الحصول بودن احزاب هم دارد، بدین معنا كه احزاب سیاسی هیچ گاه قائم به اشخاص و افراد نیست و پس از سپری شدن مدت تصدی افراد معتمد و موثق متصدیان آینده آن معلوم نمی باشند. بنابراین، تائید حزب به مفهوم تائید متصدیان آن در حال و آینده خواهد بود به همین دلیل حضرت امام (ره) با این قضیه بسیار با احتیاط برخورد میكنند. ایشان خود این نكته را تصریح كرده و میفرمایند: «حزب به عنوان یك تشكل سیاسی قایم به اشخاص و افراد نخواهد بود. هر چند افرادی كه فعلاً (هنگام تاسیس حزب جمهوری اسلامی) متصدی حزب است مورد تائید من هستند، اما معلوم نیست در آینده حزب به كدام سمت و سویی حركت میكند و چه اشخاصی متصدی امور آن خواهند شد.» ثالثاً یكی از دلایل عمدة مخالفت امام (ره) با تشكیل بعضی از احزاب- خصوصاً در روزهای ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی-همان طور كه پیش تر گفته شد ناظر به كار ویژههای آنهاست. در واقع بنیانگذار كبیر انقلاب اسلامی توجه به این مسئله دارند كه مبادا عوارض و پیامدهای منفی تحزب در غرب، در نظام اسلامی ایران نیز واقع شود و موجبات خسارت و لطماتی را بر بدنه كشور فراهم آورد. امام خمینی (ره) به كرات بر وارداتی بودن فرهنگ تحزب و یا ضعف فرهنگ سیاسی حزب سازی در جوامع جهان سوم و ایران اشاره نمودند و نسبت به پیامدهای آن هشدار دادند:«احزاب مختلفه بعد از این انقلاب، از قراری كه میگویند، حدود دویست گروه پیدا شده. دویست گروه معنایش این است كه یك جمعیتی كه باید منسجم بشوند دویست گروه شدند كه از هم جدا بكنند همه را... آن كارشناسهایی كه ملتها را شناختند و راه ملتها را مطالعه كردند، راه شكست آنها را مطالعه كردند و طرح دادند برای آن، بهتر از این چه بكنند، بدون اینكه محتاج باشد كه یك قدرتی و قوایی بیاید، خودشان را به جان هم میاندازند. احزاب را دستشان قلم بدهند. این او را چیز بكند؛ تهمت به او بزند. او تهمت به او بزند، او را تضعیف كند. من گمان میكنم كه از اول كه احزاب پیدا شده است در امثال ایران، این یك طرحی بوده است از خارج. آنها احزاب دارند، آن مملكتهای دیگر، لكن احزابی كه آنها دارند فرمش یك جور دیگر است. این طور نیست كه یك كاری بكنند كه برای كشورشان مضر باشد لكن وقتی صادر شد به این مملكتها برای اینكه توجه به عمق مسائل ندارند، احزابی درست میشوند كه به حال كشورشان مضر است. آنها یك چیزی درست میكنند كه اینها خیال میكنند باید ما احزاب داشته باشیم. عمق این مطلب كه احزاب آنجا، وضعشان چه جور است و احزاب اینجا چه جور باید باشد، این را درست ادراك نكردند...»
منابع : روزنامه رسالت، شماره 7137 به تاريخ 1/9/89، صفحه 18