0

جهل سران فتنه باور کردنی نیست

 
ayeneh
ayeneh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 2756
محل سکونت : تهران

جهل سران فتنه باور کردنی نیست

جهل سران فتنه باورکردنی نیست


 
تصویر بزرگ
حقیقت این است پدیده های اجتماعی را با یک عامل نمی شود تحلیل کرد. خب یک نگرانی هایی در طول این چند ماه و حتی قبل از آن از دوره اصلاحات در قشرهای مختلفی وجود داشت. اینها انباشته شده بود اما جرقه ای که آن را منفجر کند زده نشده بود. داستان عاشورا یک کبریت بود که به این انبار باروت زده شد، باروت ها جمع شد، اینها بی اثر نبود.





به گزارش فرهنگ نیوز به نقل از هفته نامه نه دی
حضرت آیت الله مصباح ! خیلی ممنون و متشکریم که علی رغم اشتغالات فراوان ، درخواست هفته نامه نوپای 9 دی را برای انجام این گفتگو پذیرفتید. ما در آستانه سالگرد 9 دی قرار داریم، روزی که جریان فتنه سبز در آن روز دفن شد. یکی از نکات ضروری در انبوه بحثهای سیاسی و خبری یکسال اخیر، تحلیل معرفتی عمیق و دقیق از ریشه های و علل فتنه ای است که با آن مواجه بودیم . رهبر معظم انقلاب هم در بیانات مختلفشان بر تبیین این روز و ریشه های فتنه سال قبل و جریان شناسی آن تاکید کردند. ما هم بر همین اساس و به دلیل اینکه در گفتگو با شما می توانستیم تا حدودی این درخواست را جامعیت ببخشیم امروز خدمتتان رسیدیم.

بسم الله الرحمن الرحیم . بنده هم خوش آمد می گویم به شما.

برای ما و دوستانی که پیگیر این مباحثند، گفتگو با شما و تبیین ریشه های این فتنه ، غنیمتی است. اگر اجازه بفرمایید از وقت شما بهره ببریم.

 

حضرتعالی از جمله شخصیت هایی هستید که سالها در سرد و گرم سیاست و تاثیرگذار در مباحث فرهنگی بوده اید و همواره با نگاهی عمیق به این فراز و نشیبها نگاه کرده اید. ما سال گذشته با فتنه ای روبرو بودیم که به اعتراف بسیاری از تحلیل گران این فتنه، خواص مردودی داشت که هیچ کس احتمالش را هم نمی داد، آیا شما چنین واقعه ای را با این ابعاد پیش بینی می کردید؟
داستان این فتنه هم داستان بسیار عجیبی بود که در طول 80 سالی که بنده عمر کرده ام، چنین حادثه ای را ندیدم و پیش از وقوعش هم تصور نمی کردم چنین چیزی بتواند اتفاق بیفتد. به گمانم کمتر کسی بود که می توانست این فتنه را در این ابعاد پیش بینی کند. این قدر با وقاحت، بی شرمی، دریدگی و بی سیاستی از طرف عوامل داخلی عمل کردند و الّا دیگران به خیال خودشان یک سیاست 20 ساله را دنبال می کردند. به هر حال حوادثی که اتفاق افتاد به هیچ وجه برای امثال بنده قابل پیش بینی نبود. البته شاید افرادی با بینش های فوق العاده ای باشند و بتوانند پیشگویی کنند، آنها حسابشان جداست. این حوادث من را به یاد حوادث صدر اسلام تا حادثه عاشورا انداخت. حوادث صدر اسلام در جوانی بسیار عجیب و نوعی معما به نظرم می آمد که اصلاً چگونه می شود در فاصله کوتاهی پس از رحلت پیامبر(ص) با اهل بیتش این گونه رفتار کردند! آن هم افرادی که مسلمان هستند، نماز می خوانند و از احکام اسلامی سخن می گویند؛ واقعاً برایم معما بود. حوادث پس از انتخابات تقریباً چیزی شبیه تکرار حوادث صدر اسلام بود. این مسائل باعث شد که بفهمم آدمیزاد موجودی قابل تحول است.

 
برای ما مقایسه حضرتعالی بین حوادث صدر اسلام و حوادث سالهای اخیر خیلی جالب خواهد بود اما قبل از تبیین بیشتر این مقایسه می خواستیم کمی بیشتر در باره این تحول انسان بفرمایید. چطور می شود یک انسان به این تغییرات نگرشی و رفتاری و فکری داشته باشد، از منظر انسان شناختی چطور این موضوع را تحلیل می فرمایید؟
من دو نکته را از این موضوع استنباط کردم؛ اول اینکه انسان لایه های عجیبی در درون خویش دارد که شاید خودش هم اصلاً از آنها اطلاعی نداشته باشد. یعنی انسان دارای یک لایه بیرونی است که آگاهانه با آن مواجه است و این حالت گذراست. یک لایه زیرینی هم دارد که می رسد به اعماق روح آدم و البته ثبات آن اندکی بیشتر است. در درون انسان لایه هایی وجود دارد که حتی خودش هم از آنها بی خبر است. یعنی به اصطلاح در مرتبه خودآگاهی اش منعکس نیست و الّا «ان الانسان علی نفسه بصیره». این نکته ای است که انسان بداند دارای لایه های گوناگونی است و با شناخت یک لایه، این انسان نمی تواند خودش یا دیگران را بشناسد. انسان با شناخت سطحی از خودش نمی تواند خویشتن خودش را بشناسد. نمی تواند بفهمد که چه سرنوشتی و چه آینده ای در انتظارش است. بیشتر مواقع انسان در برخورد با این موارد دچار اشتباه می شود. به همین ترتیب این قضیه درباره شناخت ما از دیگران نیز صدق می کند. انسان در آنِِ واحد دارای لایه هایی متعددی است که بیشتر آنها برایش مکشوف نشده یا دوست ندارد که آنها را به یاد آورد. می تواند به آنها توجه کند، اما به علت اینکه شاید خوشش نیاید یا برایش ناپسند باشد، می خواهد آنها را حتی برای خودش مخفی نگه دارد. تعبیر زیبایی در قرآن وجود دارد که «یخدعون انفسهم؛ خودشان را فریب می دهند.» این واقعیتی است که گاهی آدمیزاد، خودش ، خودش را فریب می دهد. این اختصاص به افراد خاصی ندارد و در شرایط مختلف زندگی، همه ما شاید به مناسبت هایی خودمان را فریب دهیم. از جمله اینکه نمی خواهیم باور کنم فرد بدی هستیم یا دارای نقاط ضعف بیشماری هستیم. به همین علت من کارهایم را پیش خودم توجیه می کنم. این نکته ای است که انسان باید در حوادث تاریخی به ویژه در رفتار و حالات افراد دقت کند و آنها را در تجربه های شخصی خودش به کار ببندد

سوالی را که زیاد از ما می پرسند، این است که برخی شخصیت های علمی و دینی آن طور که از جایگاه علمی شان انتظار می رفت در مقابله با این فتنه ظاهر نشدند. گاهی مواضعی گرفتند که فتنه گران خوشحال شدند گاهی هم سکوت کردند، این برای عامه مردم یک فضای تردید نسبت به برخی از این شخصیت های محترم ایجاد کرده. به دلیل اینکه مردم احساس کردند خودشان خیلی خوب دارند حق و باطل را می فهمند ولی سوال می شد که چرا یک بزرگی این موضوع را نمی تواند تشخیص دهد. در چنین جایگاه هایی هم قاعدتا حب مال و مقام متصور نیست یا خیلی مواردش در این سطح کم است . البته بسیاری از این شخصیتهای دینی خیلی صریح و روشن از جریان ولایت دفاع کردند، حساسیت نشان دادند و سکوت نکردند ولی برخی معدود از این شخصیت ها که انتظار می رفت اینجا دیده نشدند؟
جواب اجمالی اش روشن است. خود شما هم می دانید جواب تفصیلی اش خیلی گسترده است. اجمالش این است که یک مقداری توقعات مردم بیجا بود. یعنی خیال می کردند کسی قهرمان است در حالی که قهرمان نبود! وقتی یکی را قهرمان کشتی فرض کردید بعد دیدیدکه در کشتی زمین می خورد، تعجب می کنید. خب از اول این بنده خدا قهرمان نبود، شما خیال می کردید قهرمان است! خود ما درباره افراد قضاوت هایی داریم بعد می فهمیم اشتباه کرده ایم. اما اینکه خود اینها چرا چنین رفتاری کردند با این سوابق خوبی که داشتند، نکته های مثبتی که داشتند. اولاً وجود نقطه های مثبت در یک شخص منافاتی با وجود نقطه های منفی ندارد. ما خیال می کنیم خوبی و بدی در یک خط مستقیم است. آدم اگر خوب است در این خط پیش می رود تا بی نهایت. در صورتی که آدمیزاد این گونه نیست، حرکتش خوشه ای است در یک مسیری پیش می رود. در یک مسیر شکست می خورد. خیلی ها هستند واقعاً یک صفات خیلی خوبی دارند، البته در کنارش یک صفات خیلی بد هم دارند. این جور نیست که هر کس یک صفات خیلی خوبی داشت دیگر صفت بد نداشته باشد. بله بدی ها گاهی جوری است که زمینه بروز ندارد و در یک شرایطی زمینه بروز پیدا می کند آن وقت آدم می فهمد که این از اول نقص داشت اما چون خطری نداشت، زمینه بروزی نداشت کسی به آن زمینه توجه نمی کرد، دنبالش هم نبود. اما آن وقتی که در جایش اثرش ظاهر شود آدم می فهمد که چه اشتباهی کرده بود و به چه چیزهایی هم باید توجه می کرد ولی نکرده بود. پس این توقعی که مردم دارند، خیال می کردند باید این شخصیت چنین باشد، نه بابا این بنده خدا همین بود منتهی شما او را نمی شناختید.

 
استاد با این حساب در مشورت دادن به مردم برای امور مختلف خیلی باید دقت کرد ، واقعا در مسائل اجتماعی مشورت دادن سخت است.
تا آنجایی که ما نقش داریم و در تایید افراد تعیین کننده هستیم باید سعی کنیم بشناسیم و تحت تاثیر جو و تبلیغات قرار نگیریم. این موضوع را به خواص عرض می کنم. بالاخره آخرش مردم از کجا بشناسد، با حرف من و شماست که مردم این خواص را می شناسد، این تکلیف من و شما را سنگین می کند. مسئولانی که به کار گرفته می شوند باید میکروب های خیلی خطرناک را نداشته باشند. البته اگر به دنبال معصوم باشیم، کسی را پیدا نمی کنیم. منتهی باید بین خوب و خوبتر، بین بد و بدتر بسنجیم و کسی را انتخاب کنیم که نسبتاً و مجموعاً برای این کار بهتر است، اما باید برای این کار وقت صرف کرد، نیرو صرف کرد تا این شناخت تحقق یابد، مخصوصاً کسانی که حرفشان در دیگران موثر است. خیلی باید احتیاط کرد و از آن طرفش را هم باید گفت، بی جهت هم تخریب کردن به واسطه یک عیب جزئی صحیح نیست، خیال نکنیم همه معصومند. آنهایی را که عیب هایشان را نمی دانیم خیلی اش از این است که با آنها کار نکرده ایم و الا بارها تجربه شده که خیال می کردیم یک کسانی خیلی عالی اند، سر کار که آمدند، فهمیدیم اشتباه می کردیم. این است که هم در تایید هم در تکذیب احتیاط را نباید از دست داد. یعنی بیشتر دقت کنیم در شناختن و شناساندن.

 

حضرتعالی از ملازمان ونزدیکان به آیت الله بهجت بودید، برداشت برخی بر این است که ایشان در امور سیاسی دخالتی نمی کردند، چنین تصوری درباره ایشان درست است ؟
اینکه کسانی فکر می کنند آیت الله بهجت در کار سیاست اهتمامی نداشتند، قضاوت درستی نیست اما موقعیت های افراد همان طور که عرض کردم فرق می کند. تاثیر ایشان در این بود که یک هشداری یا نصیحتی یا کلامی به مسئولی بگوید یا پیغامی به مقامی برساند. طبعا این کار از همه داد و فریادها و جنجال هایی که ما می کردیم اثرش بیشتر است. بنده خودم که وارد کارهای به اصطلاح سیاسی شدم، مرهون توصیه ایشان هستم. ایشان ما را تشویق کردند به دخالت در مسائل اجتماعی و سیاسی.

 

به عنوان آخرین سئوال دوست داریم بدانیم از نظر حضرتعالی ، فتنه آینده از چه جنسی خواهد بود و نشانه های آن چیست؟
بر اساس شواهدی که بنده می‌بینم نوک پیکان همه توطئه‌ها و فتنه‌های اخیر و حتی فتنه های آیندهاصل ولایت فقیه را نشانه رفته است. چون شاخصه انقلاب اسلامی ایران، نظام ولایی و مبتنی بودن آن بر اصل ولایت فقیه است و همین امر بر دشمنان اسلام سخت آمدهو از تمام امکانات خود برای ضربه زدن به این ریشه استفاده می‌کنند. متأسفانه هنوز برخی از مسؤولان رده بالای نظام که حتی برای انقلاب زحمت‌های زیادی کشیده‌اند، دارای ضعف در اعتقادات هستند و نسبت به مسأله ولایت فقیه شناخت کافی ندارند.بسیاری از دشمنی‌ها با جمهوری اسلامی ایران به خاطر وجود اصل ولایت فقیه است و در صورت حذف این اصل از نظام اسلامی دشمنی‌ها نیز خاتمه پیدا خواهد کرد؛ در کشور ما هم کم نیستند افرادی که حقیقت ولایت فقیه را درک نکرده و برای آن ضرورتی قائل نیستند و به همین دلیل می‌پندارند با حذف ولایت فقیه همه مشکلات نظام حل خواهد شد! اما چون موقعیت را برای طرح صریح این مسأله مناسب نمی‌بینند، به صورتی نرم در این جهت حرکت می‌کنند. مهمترین امری که باید تا آخرین قطره خون از آن دفاع کنیم مسأله ولایت فقیه است و همه توطئه ها و تلاشهای استکبار به خاطر مقابله با ولایت فقیه است. زیرا شخصیتهای مختلف را در هر لباس و پست و مقامی میتوان به گونه ای منحرف کرد؛ تنها کسی را که نمیتوان منحرف کرد، ولی فقیه و رهبری است. به همین دلیل دشمنان نظام هزینه های هنگفتی را در جهت تضعیف ولایت فقیه صرف کرده اند.

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

شنبه 25 دی 1389  1:08 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها