0

خونین شهر

 
papeli
papeli
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1388 
تعداد پست ها : 12866
محل سکونت : قم

خونین شهر

آسمان ایستاده است

بر ستون های بلند دود

و آفتاب

تاریک می گسترد

نعره های ناگهانی تانک ها

بر استواری دیوارهای سنگ

رسوب می کند

و غرش گلوله ها

دروازه های تاریک آسمان را

می گشایند.

دیگر گلی نمانده است

جز خار بوته های آتش

که افراشته اند

در سرتا سر شهر

و جوانه های زخم

که شکفته اند

براندام های مرگ

***

بردوش لحظه ها

جنازه ها می گذرند

و زنی جوان

بغض نهفته اش را

آرام می بارد:

پلک کدام پنجره را

بگشوده ام

که چشم انداز تباهی را

پایانی نیست؟

***

می ایستم

درعبور ثانیه ها

و آوار عمر را

می گریم.

kb9j_img_3241.jpg

شهر من یک گل به نام حضرت معصومه دارد.

شنبه 25 دی 1389  2:09 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها