0

علت عاشق شدن

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

علت عاشق شدن

به دوستی عاشق جسورانه خرده گرفتم چرا عاشق شدی؟ علتش چیست؟ بعدا که فکر کردم سخت پشیمان شدم چون عشق علت نمی خواهد. زمانیکه که یک انسان روحش لطیف و حساس شد و زنگار دلش زدوده شد بی اختیار و بدون علت همانند اصطرلاب حقایق را نشان می دهد:

علت عاشق ز علتها جداست              عشق اصطرلاب اسرار خداست

اصلا مقام عاشقی مقام اختیار نیست مقام عاشقی مقام جبر است وقتی آینه شدی جبرا عالم در تو می گنجد و نور انعکاس می یابد:

گویند عشق چیست؟ بگو ترک اختیار                هر کو ز اختیار نرست اختیار نیست(مولوی)

شیوه عشق اختیار اهل ادب نیست                   بل چو قضا آید اختیار نیست(سعدی)

این عشق به اختیار نبود                             دانم که همین قدر بدانید(سنایی)

آری غم عشق اگر بحق گویی                       دل نه به اختیار می گیرد(انوری)

و عاشق بخاطر نثار و هزینه و فایده عشق نمی ورزد:

عاشق شهنشهیست دو عالم بر او نثار               هیچ التفات شاه به سوی نثار نیست

علت خواستن و صغری و کبری کردن فلسفی و حلال و حرام فقهی مربوط به عالم اختیار است مقام عاشقی مقام اختیار نیست که صغری و کبرای منطقی بطلبد یا حلال و حرام شرعی بخواهد. عاشق محو تماشاست:

عشق خواند تو را به عالم محو             عقل گوید  ز فقه و منطق و نحو

اصلا عاشقی موهبتی الهی است که نادر کسانی لیاقت آنرا دارند و هر که این لیاقت یافت باید تحسینش کرد نه سرزنش و بازخواست:

می خور که عاشقی نه به کسب و اختیار                این موهبت رسید ز میراث فطرتم

البته اختیاری نبودن عشق به معنی جبری بودن آن در معنای مصطلح و معمول عامیانه آن نیست چون مولوی معتقد است اصلا تنها چیزی که در این عالم عشق را بی صبر می کند کندن کوه بیستون یا بیابان گردی مجنون نیست بلکه همین جبر مصطلح عامیانه است:

لفظ جبرم عشق را بی صبر کرد          و آنکه عاشق نیست حبس جبر کرد

ور بود این جبر جبر عامه نیست          جبر آن اماره خودکامه نیست

خلاصه اگر کسی روح صاف و لطیفی داشته باشد و زنگار دلش را برباید و انسان صادقی باشد بر همه عالم عاشق می شود پس:

ای من غلام  عشق که روزی هزار بار             بر من نهد ز عشق بتی صد هزار بار

این عشق جوهریست بدانجا که روی داد            بر عقل زیرکان بزند راه اختیار

به همین خاطر به دوست عاشقم می گویم: نکته ناسنجیده گفتم دلبرا معذور دار

یک شنبه 26 مهر 1388  9:08 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها