0

#به چه دلیل مدعی هستید نظریه ولایت فقیه کاملترین نظریه حکومتی است ؟#

 
mosaferakherat
mosaferakherat
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 2182
محل سکونت : گیلان

#به چه دلیل مدعی هستید نظریه ولایت فقیه کاملترین نظریه حکومتی است ؟#

 
درباره سوالات و دغدغه‏های مطرح شده در نامه، گفتنی است که پاسخ این سوءالات هر کدام به تنهایی نیازمند ارائه مباحثی مفصل و خارج از یک نامه است.
در ابتدا، به عنوان مقدمه چند مطلب قابل ذکر است:
1. نظریه «ولایت فقیه» تنها برخاسته از تفکر امام خمینی(ره) و برخی فقهای معاصر نیست، بلکه از متن اسلام و قرآن برخاسته و در اسلام و تشیّع پیشینه دیرینه‏ای دارد. نخستین بار به وسیله خود پیشوایان معصوم(ع) طرح و تبلیغ گردیده است. (برای تحقیق در این زمینه وآگاهی از اقدامات عملی پیشوایان معصوم(ع) درباره «ولایت فقیه» ر.ک:احمد جهان‏بزرگی، درآمدی بر تئوری دولت در اسلام، فصلنامه کتاب نقد ش 8)
بنابراین اصل اندیشه ونظریه «ولایت فقیه» به هیچ وجه، حاصل تجربه و فهم بشری نیست؛ بلکه ولایت فقیه در نظام اسلامی و در زمان غیبت معصوم(ع)، اصل مسلم و کاملاً پیش‏بینی شده و مستند به ادله نقلی و عقلی متعدد است. توضیح آنکه:
الف) ضرورت وجود «ولایت فقیه» در نظام اسلامی بدون شناخت ماهیت حکومت دینی و لوازم و کار ویژه‏های آن امکان‏پذیر نیست.
ب) حکومت دینی از چند جهت با نظام‏های سکولار (secular)، لائیک (laic) و بی‏اعتنا به دین تفاوت دارد؛ پاره‏ای از این تفاوت‏ها عبارت است از:
1ـ تفاوت در اهداف:رژیم‏های نامبتنی بر دین، اعم از مردم‏سالار (Democratic)، فردسالار (Monarhy) و الیگارشی (Oligarchy) به یک معنا دولت‏های حداقلی(Minimal) هستند. به عبارت دیگر اساسی‏ترین هدف آنها تأمین نیازمندی‏های دنیوی شهروندان می‏باشد و هدفی فراتر از آن در نظر ندارد. لیکن نظام دینی در هدف دو منظوره (Biplay) است و علاوه بر نیازمندی‏های این‏جهانی، تأمین خیر و سعادت اخروی وجاودانی را نیز مد نظر دارد.
2ـ تفاوت در کار ویژه‏های دولت:وظایف و کارکردهای (Functions)نظام‏های غیردینی نیز متناسب به هدف آنها حداقلی می‏باشد. یعنی اساسی‏ترین وظیفه آنها تأمین بهداشت، آموزش، امنیت، رفاه وتوسعه (Development) مادی است. در مقابل حکومت دینی وظایف بیشتری برعهده دارد، یعنی علاوه بر لزوم ارایه خدمات بالا، باید به برنامه‏ریزی صحیح و تلاش در جهت تربیت دینی و معنوی جامعه، رشد و بالندگی فضایل و کمالات عالیه انسانی و گسترشتقوی همت گمارد و جامعه را به سوی تأمین سعادت پایا و فناناپذیر رهبری کند.
3ـ تفاوت در روش‏ها:روش‏های اجرایی نظام‏های سکولار و دینی در پاره‏ای از موارد تفاوت دارد. تفاوت در اهداف و کار ویژه‏ها لاجرم در گزینش شیوه‏ها کارگر خواهد افتاد. به عبارت دیگر در نظام‏های بی‏اعتنا به دین انگاره «هدفوسیله را توجیه می‏کند» امری پذیرفته شده و عقلانیت ابزاری(Instrumental Reason) آخرین مرجع تصمیم‏گیری است. اما در حکومت دینی استفاده از روش‏های معارض با کرامت الهی و ارزش‏های والای اخلاقی و ویرانگر سعادت جاودانی بشرمجاز نیست، بنابراین عقل ابزاری در کادر قوانین الهی و احکام عقل فراابزاری و توحیدی فعالیت دارد.
4ـ تفاوت در خاستگاه قانون:هر نظام‏های نامبتنی بر دین خاستگاه قانون چیزی جز تمایلات، خواسته‏ها، هوس‏ها و گرایشات آدمیان نیست. به عبارت دیگر همه نظام‏های سکولار مبتنی بر نوعی انسان مداری و اومانیسم(Humanism) می‏باشند؛ اعم از اومانیسم فرد مدارانه (Individual Humanism) که در نظام‏های دمکراتیک جاری است، و یا اومانیسم جمع‏گرایانه (Collectivist Humanism) که در رژیم‏هایسوسیالیستی و کمونیستی جاری است. اما در حکومت دینی منشأ اصلی قانون خداوند است. و تنها قانونی رسمیت دارد که از سوی خداوند جعل شده و یا لااقل با اصول و قواعد کلی مورد قبول شارع سازگار باشد. بنابراین کارکرد مجاری قانون‏گذاری در چنین نظامی کشف و استنباطقوانین الهی و تطبیق آن بر نیازمندی‏های زمان است.
5ـ تفاوت در زمامداران و کارگزاران:رهبری هر جامعه‏ای متناسب با ارزش‏ها و آرمان‏های جامعه و اهداف اساسی حکومت در آن جامعه تعیین می‏شود. از این رو در نظام‏های لائیک و سکولار شرایطی بیش ازتوانایی مدیریت کلان اجتماعی لازم نیست، اما در نظام اسلامی شرایط بیشتری لازم است که اصول آنها عبارت است از:
1) صلاحیت علمی، که اصطلاحا از آن به «فقاهت» تعبیر می‏شود و به معنای شناخت دقیق فقهی و حقوقی اسلام در همه ابعاد و مسائل فردی و اجتماعی است. زیرا فرض آن است که آنچه در جامعه اسلامی ملاک عمل و قانون قرار می‏گیرد همان قوانین الهی است. بنابراین وجودرهبری که توانا بر استنباط احکام الهی در مسائل کلان اجتماعی بوده و بتواند در مسائل مختلف حکم دینی را کشف و به اجراء درآورد ضروری می‏نماید.
ممکن است گفته شود مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان برای این امر کافی است. در حالی که چنین نیست، این مسأله علل متعددی دارد که پاره‏ای از آنها در مطالب بعدی آشکار خواهد شد.
2) صلاحیت اخلاقی، یعنی تعهد و التزام و پای بندی عمیق به هنجارها و ارزش‏های دینی و اخلاقی، دوری از اوصاف رذیله، دوری از هواپرستی و خودخواهی و دنیاطلبی، که اصطلاحا از آن به عدالت و تقوی تعبیر می‏کنیم.
رهبر یک جامعه اسلامی نمی‏تواند فاقد ارزش‏های عالیه اخلاقی باشد، زیرا:
اولاً، انسانی که فاقد صلاحیت اخلاقی است، نمی‏تواند کارکرد مثبت تربیتی و اخلاقی که از اهداف نظام اسلامی است داشته باشد.
ثانیا، معمولاً انسان‏ها الگوپذیری شدیدی از اخلاق، سیره و منش زمامداران دارند، چنانکه پیامبر اکرم(ص) فرمودند: الناس علی دینملوکهم (بحارالانوار، ج 102، ص 7) بنابراین کسی که الگوی درستی برای جامعه نباشد نمی‏تواند در رأس نظام اسلامی قرارگیرد.
3) کفایت در مدیریت کلان اجتماعی، منش صحیح سیاسی و اجتماعی، شجاعت، تدبیر. مجموع این شرایط همان چیزی است که اصطلاحا «ولی فقیه» گفته می‏شود. ولایت‏فقیه دارای ادله عقلی متعددی است که در اینجا به اختصار به یک دلیل عقلی اشاره می‏شود. این دلیل دارای چندمقدمه است.
مقدمه اول:انسان در زندگی اجتماعی خود ناگزیر از تشکیل حکومت است.
مقدمه دوم:مسائل حکومتی خارج از حوزه دخالت دین نیستند. (یعنی دلیل قطعی بر خروج آنها از حوزه دین وجود ندارد).
نکته:برای تمام بودن برهان، همین مقدار از احتمال دخالت دین در مسائل حکومتی کافی است؛ گرچه دلیل عقلی قطعی دیگری وجود دارد که علاوه بر احتمال دخالت، لزوم دخالت دین در حوزه حکومت را اثبات می‏کند و این دلیل می‏تواند به تنهایی به جای دو مقدمه اول ودوم بنشیند.
برای آگاهی بیشتر ر.ک:شفا، الهیات، ابن‏سینا، انتشارات بیدار، ص 557 و نیز درآمدی بر قلمرو دین، علی‏اکبریان، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشهاسلامی، ص 225.
مقدمه سوم:حال که دین می‏تواند در وادی مسائل حکومتی سخن بگوید (یا بنا بر آن دلیل دیگر، لازم است که سخن بگوید و گفته است) حکومت نیازمند به حاکم است. حاکم باید از سه ویژگی برخوردار باشد:
1- دین‏شناس باشد تا در جست و جوی این که آیا دین در فلان مسأله حکومتی سخن دارد یا نه و یا این که اگر دین در این وادی سخن دارد،سخن او چیست، کارشناس باشد،
2- قادر به اجرای آن باشد،
3- التزام و تعهد نسبت به اجرای آن داشته باشد تا با این دو ویژگی بتواند در حفظ و صیانت از احکام دین موفق باشد.
مقدمه چهارم:اگر این ویژگی‏ها در شخصی با ضمانت کامل موجود باشد (معصوم باشد)، یقینا ایشان باید حکومت کند [تا این جا برهان عقلی (با اندک تفاوت در برخی عبارات) بر امامت معصومان تمام می‏شود [وگرنه باید کسی حاکم باشد که این سه ویژگی را بیشتر ازدیگران داراست و به عبارت دیگر از جهت شرایط بالا نزدیکترین فرد به معصوم باشد.
[شرط اصلح بودن در قانون اساسی چنین آمده است:شرایط و صفات رهبر:1- صلاحیت علمی لازم برای افتا و در ابواب مختلف فقه، 2- عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام، 3- بینش سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری.
در صورت تعدد واجدین شرایط فوق شخصی که دارای بینش فقهی و سیاسی قوی‏تر باشد مقدم است (قانون اساسی، اصل یکصد و نهم)].
مقدمه پنجم:از آن جا که مسائل حکومتی در حوزه رفتار انسان و وظیفه عملی او است، جزء فقه به شمار می‏آید و دین‏شناس در آن همان فقیه است.
مقدمه ششم:حکومت غیر فقیه، نمی‏تواند تأمین کننده احکام اسلام باشد؛ زیرا غیرفقیه یا به فقیه رجوع می‏کند و احکام را از او می‏گیرد یا نه. در صورت دوم احکام دین تأمین نمی‏شود. در صورت اول یا او ملزم به پذیرش و اطاعت از رأی فقیه است یا نه. در صورت دوم،ضمانتی برای اجرای احکام دین نیست. در صورت اول، در واقع آن فقیه حکومت دارد و غیرفقیه کارگزار او است که این مسأله به ولایت فقیه باز می‏گردد.
برخی به جای مقدمه اول و دوم، از یک مقدمه نقلی استفاده می‏کنند و آن این که:به حکم استقرا اسلام در مسائل حکومتی دارای احکام است و لذا دلیل مذکور به دلیل تلفیقی عقل و نقل تبدیل می‏شود. پس مجموعا دو استدلال عقلی محض و یک استدلال تلفیقی (عقلی و نقلی)برای اثبات ولایت فقیه موجود است و این غیر از ادله لفظی ولایت فقیه است.
ثانیا":به فرض که ولایت فقیه بادلیل عقلی قابل اثبات نباشد، جایگاه دلیل نقلی برای اثبات آن محفوظ می ماند. ادله ی نقلی ولایت فقیه که عبارت است از روایات رسیده از پیامبر اکرم (ص) و ائمه ی اطهار(ع) در کتب ولایت فقیه مطرح شده است که در اینجا، به دلیل خروج از موضوع سؤال ، به آن اشاره نمی شود. نکته :بله دلیل عقلی ، چه دلیل عقلی محض و چه دلیل تلفیقی عقل و نقل ، برخی از ویژگیهای ولایت فقیه مانند مبانی انتصاب یا انتخاب را اثبات نمی کند و با هر دو سازگار است و مبنای انتصاب یا انتخاب باید با دلیل نقلی اثبات شود. که طبق ادله ی نقلی ، مبانی انتصاب را اثبات می کند. با توجه به توضیحات ، مشخص می شود که ((ولایت فقیه )) مسأله ای کاملا" ضروری و عقلانی است .
2. آنچه امروزه به صورت یک نظریه ، از سوی حضرت امام (ره ) و بسیاری از فقهای بزرگوار ارائه شده و بنای نظام جمهوری اسلامی قرار گرفته است ؛ دارای تطورات و ادوار مختلفی بوده است . این اندیشه در خط سیر تاریخی - تدریجی خود، مراحل تکوین و تکامل را پیموده است ؛ تا این که در قرون اخیر - به ویژه از قرن سیزدهم به بعد - صورت توسعه یافته آن ، به عنوان یک نظریه سیاسی کامل آشکار شده است . البته نیازها و شرایط محیطی ، مقتضیات زمان و مکان و... نقش بسیار مهمی در فهم و تکامل این اندیشه دارد. (برای آگاهی بیشتر در این زمینه ر.ک :کپی صفحاتی چند از کتاب ((امام خمینی و حکومت اسلامی )) ج 4)
3. این مطلب که نظریه ی ((ولایت مطلقه ی فقیه )) کامل ترین نظریه و تنها شکل حکومت دینی است ، به هیچ وجه متضمن این معنا نیست که هیچ گونه جرح و تعدیل در آن راه ندارد؛ زیرا بر اساس فقه شیعه ، همیشه راه ارائه ی نظریات تکامل یافته تر و برداشت های دقیق و متناسب با نیازهای روز و مقتضیات زمان و مکان - بر اساس متدولوژیک خاص (اجتهاد) و با استفاده از مکانیسم ها و منابع مشخص (قرآن ، احادیث عقل و...) - باز بوده و از آن استقبال می شود. بنابراین هیچ کس ، حتی مدافعان این نظریه ، هرگز چنین ادعایی ندارند که درباره ی این نظریه ، هیچ گونه جای چون و چرایی نیست ؛ بلکه در آثار علمی و تحقیقاتی صاحب نظران ، مباحث زیادی در جزئیات و گستره ی حدود اختیارات آن وجود دارد. از لحاظ اندیشه ای راه برای ارائه مباحث کارشناسی و نقدهای علمی - که موجب بالندگی و پیشرفت این نظریه مترقی در زوایای مختلف آن می شود - باز بوده و از آن جا که این نظریه ، مبنای تشکیل حکومت جمهوری اسلامی ایران بوده و با خواست مردم ، به عنوان اصلی ترین محور حکومت و قانون اساسی درآمده است ، همه افراد از لحاظ عمل باید در روابط اجتماعی خود پایبند به این اصل مهم باشند.
4. صرف وجود بعضی از مشکلات در جامعه ، به هیچ وجه مةخثل به متکامل بودن این نظریه نیست ، زیرا چه بسا وجود مشکلات ، مربوط به عوامل متعددی دیگری باشد که باید به آنها توجه داشت . چنان که این مطلب را می توان درباره ی حکومت حضرت علی (ع) نیز مطرح کرد. در حکومت پنج ساله امیرالمؤمنین (ع) آن قدر مشکلات به وجود آوردند که حضرت موفق نشد، چنان که باید جامعه را رشد دهد. جنگ های داخلی صفین ، جمل و نهروان ، تهدیدات دشمنان خارجی ، کمبود نیروهای انسانی توانمند و تربیت شده و کثرت بدعت ها و سنت های فاسد، زمینه های چنین وضعی را فراهم کرد. امام علی (ع) در همان حال ، شایسته ترین فرد برای حکومت و زمامداری جامعه بودند و این ناسامانی ها، هیچ گاه تردیدی در مشروعیت ولایت او، بر جامعه ایجاد نکرد. مشکلات نظام جمهوری اسلامی نیز، معلول عوامل مختلف است که داوری راجع به موفقیت نظام ((ولایت فقیه )) در گرو توجه به آنها است . از قبیل ساختار بد اقتصادی کشور و اتکا به نفت ، رشد سریع جمعیت ، مشکلات ناشی از جنگ و تحریم های بین المللی ، تهاجم فرهنگی و تغییر ارزش ها و...؛ با این همه نظام اسلامی با پشت سر گذاشتن بسیاری از مشکلات به صورت موفقیت آمیز و به دست آوردن افتخارات بسیار زیاد و رشد و بالندگی به سوی دست یابی به توسعه همه جانبه ، موجب سرافرازی کشور ایران و سربلندی مسلمانان در جهان شده است .
5. نظام ولایت فقیه ، به هیچ وجه منکر نقش پر اهمیت ((اکثریت مردم )) و تأثیر آنان در کارآمدی حکومت و... نیست . نظام اسلامی از ابتدا مردم را ولی نعمت خود دانسته ، تمام هدف آن تأمین سعادت دنیوی و اخروی تک تک آحاد جامعه بوده است . اما در مورد این که بیان داشتید مواضع رهبری بعد از دوم خرداد تغییر کرده ؛ چه خوب بود مواردی را به صورت مستند ذکر می کردید تا بتوان درباره ی آن بررسی و قضاوت کرد.
6. سعی نمایید محدوده ی مطالعاتی خود را - خصوصا" در زمینه ی ولایت فقیه و اندیشه سیاسی اسلام - گسترش داده یک یا چند منبع اکتفا نکنید. برخی از منابعی که در این زمینه توصیه می شود عبارت است از:
- فلسفه سیاست ، تهیه و تدوین از مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره )
- نظام سیاسی اسلام ، محمدجواد نوروزی ، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره )
- نظریه سیاسی اسلام ج 1 و ج 2، محمدتقی مصباح یزدی ، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره )
- حاکمیت دینی ، نبی اله ابراهیم زاده آملی ، پژوهشکده تحقیقات اسلامی سپاه
- ولایت فقیه ، ولایت فقاهت و عدالت ، آیت الله جوادی آملی ، مرکز نشر اسرا
- جامعه مدنی و حاکمیت دینی ، عبدالحسین خسروپناه ، انتشارات وثوق
- شریعت و حکومت ، سیدمحمدمهدی موسوی خلخالی ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی .
- اندیشه های فقهی - سیاسی امام خمینی (ره )، کاظم قاضی زاده ، مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری .
- ولایت و دیانت ، مهدی هادوی تهرانی ، و همچنین فصلنامه ی حکومت اسلامی .
برای یافتن پاسخ هایی دقیق به اتهاماتی که به آقای هاشمی مطرح است ، ر.ک :نقد ناتمام ، مجموعه ی مقالات و مصاحبه ها در پاسخ به انتقادات از هاشمی رفسنجانی ، حبیب الله حمیدی ، انتشارات فرنود.
 

www.jawab.ir

 

 
بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا«16»  وَالْآخِرَةُ خَیرٌ وَأَبْقَى«17» 
 
ولی شما زندگی دنیا را مقدم می‌دارید،  در حالی که آخرت بهتر و پایدارتر است!
 
الأعلی (16 -17)
 
 
 
 

 

جمعه 24 دی 1389  7:30 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها