زلیخا در را بست ...
یوسف بی حرکت ماند .
زلیخا دلبری کرد ...
یوسف به خدا پناه برد .
زلیخا روی بُت را پوشاند ...
یوسف از خدا شرم کرد .
زلیخا ...
یوسف به سمت در رفت .
زلیخا خنجری برداشت و میان کتف های یوسف نشاند .
و
یوسف مجالی برای تعبیر خواب نیافت !
*** ارزش انسان به تعداد خدمتکاران او نیست، بلکه به تعداد کسانی است که او به آنها خدمت می کند. ***
E-Mail: eBook.rasekhoon@Gmail.com
وبلاگ من
