برای تعیین رئیس، اعضاء بدن گرد آمدند
مغز بگفت که مراست این مقام که همه دستورات از من است .
سلسله اعصاب، شایستگی ریاست از آن خود خواند که منم پیام رسان به شما ، که بی من پیامی نیاید.
ریه بانگ بر آورد: هوا، که رساند؟ ... من، بی هوا دمی نمانید، پس ریاست مراست.
و هر عضوی به نحوی مدعی.
تا به آخر که سوراخ مقعد دعوی ریاست کرد.
اعضاء بنای خنده و تمسخرنهادند و مقعد برفت و شش روز بسته ماند.
اختلال در کار اعضاء پدیدار گشت.
روز هفتم، زین انسداد جان ها به لب رسید و سوراخ مقعد با اتفاق آراء به ریاست رسید.
نتیجه اخلاقی: چون لازمت ریاست علم و تخصص نباشد، هر سوراخ مقعدی ریاست کند.
*** ارزش انسان به تعداد خدمتکاران او نیست، بلکه به تعداد کسانی است که او به آنها خدمت می کند. ***
E-Mail: eBook.rasekhoon@Gmail.com
وبلاگ من
