0

برو بالاتر

 
adel_71
adel_71
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 4296
محل سکونت : بوشهر

برو بالاتر

ميگن رضاخان شبها با ماشين توي خيابون هاي طهران ميگشته و به كارهاي نظامي کشور رسيدگي ميکرده !
يک شبي که داشته توي خبايون ها گشت مي زده مي بينه يک درجه دار نظامي داره مست و پاتيل توي خيابون تلو تلو ميخوره و راه ميره , رضاخان به راننده اش ميگه وايسا اين نظامي را سوار کن ببينم کيه که با اين وضع داره توي خيابون تلو تلو مي خوره !
راننده درجه دار را سوار ميکنه و ميشينه جلو , رضاخان هم عقب نشسته بوده
- سربازي ؟
نظامي : برو بالاتر ....
- گروهباني ؟
نظامي : برو بالاتر ...
- سرواني ؟
نظامي : برو بالاتر ...
- سرگردي ؟
نظامي : برو بالاتر ...
- سرهنگي ؟
نظامي ميگه بزن قدش !
( درجات نظامي زمان رضاخان رو نميدونم )
نظامي هم بعد از سوال و جواب رضاخان شروع ميکنه به سوال
- سربازي ؟
رضاخان : برو بالاتر ...
- گروهباني ؟
رضاخان : برو بالاتر ...
- سرواني ؟
رضاخان : برو بالاتر ....
- سرگردي ؟
رضاخان : برو بالاتر ...
- سرهنگي ؟
رضاخان : برو بالاتر ...
- تيمساري ؟
رضاخان : برو بالاتر ...
- سپهبد ؟
رضاخان : برو بالاتر ....
- ارتشبدي ؟
رضاخان : برو بالاتر ...
- رضاخاني ؟
رضاخان : بزن قدش !
نظامي فرو ميره توي صندلي ماشين و حالا رضاخان مي پرسه ...
- ترسيدي ؟
نظامي : برو بالاتر ...
- شاشيدي ؟ ( ببخشيد البته )
نظامي : برو بالاتر ...
- ر....ي ؟
نظامي : بزن قدش !

*** ارزش انسان به تعداد خدمتکاران او نیست، بلکه به تعداد کسانی است که او به آنها خدمت می کند. ***

 

      

 

E-Mail: eBook.rasekhoon@Gmail.com

 

    

وبلاگ من

وبلاگ پارسی بوک

جمعه 24 دی 1389  2:52 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها