شاه شجاع كرمانى از بزرگان اهل معرفت در قرن سوم بود . نقل است كه چهل سال نخفت . شبى بعد از چهل سال بخفت . خداى جل جلاله را در خواب ديد، گفت : بار خدايا، من تو را در بيدارى مى جستم ، در خواب يافتم . فرمود كه اى فلان !ما را در خواب به بركت آن بيدارى ها يافتى . اگر آن بيدارى ها نبود، چنين خوابى نمى ديدى .
بعد از آن هر جا كه مى رفت ، بالشى مى نهاد و مى خفت و مى گفت : اميد است كه يك بار ديگر، چنان خوابى ببينم . عاشق خواب شده بود و مى گفت : يك ذره از آن خواب ، به بيدارى همه عالم ندهم .
*** ارزش انسان به تعداد خدمتکاران او نیست، بلکه به تعداد کسانی است که او به آنها خدمت می کند. ***
E-Mail: eBook.rasekhoon@Gmail.com
وبلاگ من
