0

ديدن و دانستن

 
adel_71
adel_71
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 4296
محل سکونت : بوشهر

ديدن و دانستن

يك روز، شيخ ابوسعيد ابوالخير در نيشابور، مجلس مى گفت . خواجه بوعلى سينا، از خانقاه شيخ در آمد و ايشان هر دو پيش ‍ از اين يكديگر را نديده بودند؛ اگر چه ميان ايشان مكاتبه (نامه نگارى ) رفته بود. چون بوعلى از در درآمد، ابوسعيد روى به وى كرد و گفت حكمت دانى آمد.
خواجه بوعلى در آمد و بنشست . شيخ به سر سخن خود رفت و مجلس ‍ تمام كرد و به خانه خود رفت . بوعلى سينا با شيخ در خانه شد و در خانه فراز كردند و با يكديگر سه شبانه روز به خلوت سخن گفتند كه كس ‍ ندانست و هيچ كس نيز نزد ايشان در نيامد مگر كسى كه اجازت دادند، و جز به نماز جماعت بيرون نيامدند.
بعد از سه شبانه روز، خواجه بوعلى سينا برفت .
شاگردان او سؤ ال كردند كه شيخ ابوسعيد را چگونه يافتى ؟ گفت هر چه من مى دانم ، او مى بيند.
و مريدان از شيخ سؤ ال كردند كه اى شيخ ، خواجه بوعلى سينا را چگونه يافتى ؟ گفت : هر چه ما مى بينيم ، او مى داند .
و البته كه بسيار فرق است ميان ديدن و دانستن .

*** ارزش انسان به تعداد خدمتکاران او نیست، بلکه به تعداد کسانی است که او به آنها خدمت می کند. ***

 

      

 

E-Mail: eBook.rasekhoon@Gmail.com

 

    

وبلاگ من

وبلاگ پارسی بوک

جمعه 24 دی 1389  2:28 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها