0

چرا خواب را بر خود حرام مي كني ؟

 
adel_71
adel_71
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 4296
محل سکونت : بوشهر

چرا خواب را بر خود حرام مي كني ؟

نوجواني بود كه هر روز صبح به ديدن استاد مي آمد و با اشتياق و اخلاص از محضر او استفاده مي كرد . يك روز استاد به نوجوان گفت : « چه چيز هر روز صبح زود تو را به اينجا مي آورد . در حالي كه ديگران در بستر خود خوابيده اند ؟ تو بسيار نوجوان هستي چرا خواب را بر خود حرام مي كني ؟ »
نوجوان در پاسخ گفت : « قربان يك روز مادرم از من خواست كه در آتش هيزم بريزم . وقتي اين كار را كردم متوجه شدم كه تركه هاي كوچك تر و نازك تر زودتر از هيزمهاي كلفت و پير مي سوزند . آنگاه به خود گفتم : « درست است كه من نوجواني بيش نيستم ، اما چه كسي مي داند كه مرگ زودتر به سراغ من كه كوچك تر از ديگران هستم نيايد . پس نبايد عمرم را در خواب بگذرانم و بايد حتي در نوجواني بيدار باشم ، قربان اين افكار مرا هر روز صبح زود به ديدار شما مي آورد » .

*** ارزش انسان به تعداد خدمتکاران او نیست، بلکه به تعداد کسانی است که او به آنها خدمت می کند. ***

 

      

 

E-Mail: eBook.rasekhoon@Gmail.com

 

    

وبلاگ من

وبلاگ پارسی بوک

جمعه 24 دی 1389  12:34 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها