0

در مفارقت یار

 
adel_71
adel_71
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 4296
محل سکونت : بوشهر

در مفارقت یار

یکی را زنی صاحب جمال جوان در گذشت و مادر زن فرتوت بعلت کابین در خانه متمکن بماند و مرد از محاورت او بجان رنجیدی و از مجاورت او چاره ندیدی تا گروهی آشنایان بپرسیدن آمدنش یکی گفتا : چگونه ای در مفارقت یار عزیز ؟ گفت : نادیدی زن بر من چنان دشوار نمی آید که دیدن مادرزن !

گل به تاراج رفت و خار بماند
گنج برداشتند و مار بماند

دیده بر تارک سنان دیدن
خوشتر از روی دشمنان دیدن

واجبست از هزار دوست برید
تا یکی دشمنت نباید دید

*** ارزش انسان به تعداد خدمتکاران او نیست، بلکه به تعداد کسانی است که او به آنها خدمت می کند. ***

 

      

 

E-Mail: eBook.rasekhoon@Gmail.com

 

    

وبلاگ من

وبلاگ پارسی بوک

جمعه 24 دی 1389  11:55 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها