0

دستفروش

 
adel_71
adel_71
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 4296
محل سکونت : بوشهر

دستفروش

چند تا پسر جوان دورش را گرفته بودند . معلوم نبود چه می گفتند وچرا میخندیدند.

اما معلوم بود پسر دستفروش را سرکار گذاشتند.

طاقت نیاورد و گفت: چیکارش دارید بیچاره رو؟

یکی از جوان ها گفت به تو چه ، یکی دیگه گفت ولش کن و رفتند.

به پسر دستفروش گفت نگذار دست به سرت کنند.

پسر گفت بزار دست به سرم کنند اما بخرند...

*** ارزش انسان به تعداد خدمتکاران او نیست، بلکه به تعداد کسانی است که او به آنها خدمت می کند. ***

 

      

 

E-Mail: eBook.rasekhoon@Gmail.com

 

    

وبلاگ من

وبلاگ پارسی بوک

جمعه 24 دی 1389  11:37 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها