دلگيرم از تكرار اين بيهوده بودن
از غربت شبهاي دلتنگي سرودن
دلگيرم از پايان فصل مهرباني
از باور همراز چشمانت نبودن
دلگيرم از اين لحظه هاي سرد ِ دوري
از لحظه هاي بي غروب ِ بي غروري
دلگيرم از انديشه ي بيگانه بودن
از سنگ بودن، رنگ مُردن، رنگ كوري
اي كاش مي مردم نمي ديدم شكستي
آن لحظه هايي را كه از دل مي گسستي
اي كاش مي مردم نمي ديدم كه روزي،
در اوج شيدا بودن از مستي گذشتي
مي ترسم از عادت به فصل شوم سازش
از مرگ فصل انتظاري غرق خواهش
مي ترسم از عادت به اين تبعيد دلگير
پايان چشمان تو و فصل نيايش
اي كاش مي مردم وليكن زنده بودم
مي مردم و در ياد تو پاينده بودم
در شهر رويا كاشكي جان مي سپردم
تا غافل از تنهائي ِ آينده بودم
من بي تو آن شمعم كه مي ميرم به زودي
از باور تلخي كه همرويا نبودي
دلگيرم از عاشق ترين چشمان هستي
از تو كه از دل با نگاهت مي سرودي!
نرگس عيني
چهار راه برای رسیدن به آرامش:
1.نگاه کردن به عقب و تشکر از خدا 2.نگاه کردن به جلو و اعتماد به خدا 3.نگاه کردن به اطراف و خدمت به خدا 4.نگاه کردن به درون و پیدا کردن خدا
پل ارتباطی : samsamdragon@gmail.com
تالارهای تحت مدیریت :
مطالب عمومی کامپیوتراخبار و تکنولوژی های جدیدسیستم های عاملنرم افزارسخت افزارشبکه