0

هستى شناسى

 
sabamm
sabamm
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 248
محل سکونت : اصفهان

هستى شناسى

هستى شناسى

آفرينش جهان خلق را ايجاد نمود و بدون نياز به انديشه و فكر و استفاده از تجربه، آفرينش را آغاز كرد و بى‏آنكه حركتى ايجاد كند و تصميم آميخته با اضطرابى در او راه داشته باشد جهان را ايجاد نمود. پديد آمدن هر يك از موجودات را بوقت مناسب خود موكول ساخت و در ميان موجودات با طبايع متضاد هماهنگى بر قرار نمود. (1) در هر كدام طبيعت و غريزه مخصوص به خودشان آفريد و آن غرايض را ملازم و همراه آنها گردانيد. او پيش از آنكه آنها را بيافريند از تمام جزئيات و جوانب آنها آگاه بود و به حدود و پايان آنها احاطه داشت و به اسرار درون و بيرون آنها آشنا بود. پس از آن خداوند طبقات جو را از هم گشود (2) و اطراف آن را باز كرد و فضاهاى خالى ايجاد نمود و در آن آبى كه امواج متلاطم آن روى هم مى‏غلطيدند، جارى ساخت و آن را بر پشت‏بادى شديد و طوفانى كوبنده حمل نمود پس از آن باد را به بازگرداندن آن فرمان داد و بر نگهداريش آن را مسلط ساخت و به حدى كه بايد مقرون نمود فضاى خالى در زير آن گشوده و آب در بالاى آن در حركت‏بود سپس خداوند طوفانى برانگيخت كه جز متلاطم ساختن آن آب كار ديگرى نداشت و بطور مداوم امواج آب را در هم مى‏كوبيد. طوفان بشدت مى‏وزيد و از نقطه‏اى دور سرچشمه مى‏گرفت‏بعد از آن به آن فرمان داد تا آبهاى متراكم و امواج عظيم آب را بر هم زند و امواج اين درياها را به هر سو بفرستد پس آن را همانند مشكى به هم زد. و با همان شدت كه در فضا مى‏وزيد بر امواج آب نيز حمله‏ور شد. از اولش بر مى‏داشت و به آخرش فرو مى‏ريخت. قسمتهاى ساكن آب را به امواج متحرك مى‏پيوست آبها روى هم انباشته شدند و همچون قله كوه بالا آمدند و امواج روى آب كفهائى بيرون فرستاد و آن را در هواى باز و جوى وسيع بالا برد و از آن هفت آسمان را پديد آورد. آسمان پائين را همچون موج مهار شده و آسمان برترين را همچون سقفى محفوظ و بلند قرار داد بدون اينكه نياز به ستون براى نگهدارى آن باشد و نه ميخهائى كه آن را بندد سپس آسمان پائين را به وسيله كواكب و نور ستارگان درخشان زينت‏بخشيد و در آن چراغى روشنى بخش و ماهى نور افشان به جريان انداخت كه در مدارى متحرك و صفحه‏اى جنبنده بگردند. (3)

آفرينش فرشتگان پس آنگاه آسمانهاى بالا را از هم گشود و مملو از فرشتگان مختلف ساخت (4) گروهى از آنان هميشه به سجده‏اند و ركوع ندارند و يا به ركوعند و قيام نمى‏كنند و يا در صفوفى كه هرگز از هم پراكنده نمى‏گردد قرار دارند و يا همواره تسبيح مى‏گويند و هرگز خسته نمى‏شوند. هيچگاه خواب چشمان آنها را نمى‏پوشاند و عقول آنها گرفتار نسيان و سهو نمى‏گردد بدن آنها به سستى نمى‏گرايد و غفلت و نسيان بر آنان عارض نمى‏شود و گروهى ديگر امينان وحى او و زبان او به سوى پيامبرانند و پيوسته براى رساندن حكم و فرمانش در رفت و آمدند. جمعى ديگر حافظان بندگان اويند و دربانان بهشت او، بعضى از آنها پايشان در طبقات پائين زمين ثابت و گردنهاشان از آسمان بالا گذشته و اركان وجودشان از اقطار جهان بيرون رفته و كتفهاى آنها براى حفظ پايه‏هاى عرض خدا آماده است و در برابر عرض او سر را پايين افكنده‏اند و در زير آن بالها را به خود پيچيده‏اند. در ميان آنها با كسانى كه در مراتب پائين‏تر قرار دارند حجاب عزت و پرده‏هاى قدرت فاصله انداخته است. هرگز پروردگار خود را با نيروى وهم تصوير نكنند و صفات مخلوقان را براى او قائل نشوند. هرگز وى را در مكانى محدود نمى‏سازند و با چشم به او اشاره نمى‏كنند.

پى‏نوشتها:

(1)«و لائم بين مختلفاتها» (هماهنگى برقرار كرد) ممكن است‏يك تفسير اين جمله اين باشد كه جهان ماده را از اتم به وجود آورده كه داراى قسمتهاى مثبت و منفى است و اين هر دو در عين اينكه در دو قطب متقابل قرار دارند با هم سازش كرده و ساختمان اتم را به وجود آورده‏اند.

(2)«ثم انشاء سبحانه فتق الاجواء» (هماهنگى جو را هم از هم گشود) در اين قسمت امام(ع) به چگونگى آفرينش جهان پرداخته كه در ابتدا فضا و جو و هوا را آفريده و آبى در آن به وجود آورده و بادها را فرمان داده است تا آنها را به شدت به هم بزنند تا آنجا كه كفهائى روى آب قرار گرفته و آسمانها را با چنين وضعى به وجود آورده است.

از نظر دانشمندان امروز پيدايش جهان به اين صورت است كه ابتدا توده‏اى گاز بوده و سپس با حركت دورانى كه داشته به حلقه‏هاى مختلفى تقسيم شده و از هم جدا گرديده‏اند و شايد تعبير امام(ع) به آب و كفهاى روى آب اشاره به همين مطالب باشد زيرا توده‏هاى گاز آنچنان فشرده و متكائف بودند كه شباهت‏به مواد مذاب داشتند. از اين مواد آنها كه سبكتر بودند در بالا قرار داشتند و مواد سنگينتر در درون و زير. اين همان چيزى است كه از آن تعبير به كفهاى روى آب شده است كه پس از جدايى از توده مركزى كرات آسمان را تشكيل دادند.

(3)همانطور كه سابقا نيز اشاره كرديم پيدايش كرات آسمانى از آب نه به معنى پيدايش از همين آبهاى معمولى است‏بلكه منظور مواد مذابى است كه كرات آسمانى را ساخته است. بنابراين امواجى هم كه به وجود آمدند در همين مواد مذاب بودند و منظور از هفت آسمان هفت جهان بزرگ است كه مجموعه جهانى كه ما در آن زندگى مى‏كنيم و تمام كراتى كه با چشم و وسايل مختلف ديده مى‏شود يكى از آنها و پائينترين آنها است. به همين دليل مى‏فرمايد: «آسمان پائين را به وسيله كواكب و نور ستارگان درخشان زينت‏بخشيد». و اما اينكه مى‏فرمايد: «آسمان برترين را همچون سقفى محفوظ و بلند قرار داد بدون اينكه نياز به ستونى داشته باشد» ممكن است اشاره به قانون جاذبه بوده باشد كه عوالم بالا را در محل خود نگاه مى‏دارد بدون اينكه ستونى مرئى در ميان باشد.

(4)«فلماهن اطوارا...» (مملو از فرشتگان ساخت) در اينجا امام(ع) به دسته‏هاى مختلف فرشتگان اشاره فرموده است و شايد بتوان استفاده كرد كه مقصود از بعضى از گروههاى فرشتگان نيروهائى است كه خداوند در جهان آفرينش قرار داده است همانند اين قسمت: «منهم الثابتة فى الارضين السفلى اقدامهم...» (گروهى از آنها در طبقات پائين زمين پاهايشان ثابت است و سرهاى آنها در آسمانها است.) كه ممكن است اشاره به نيروى جاذبه عمومى باشد و اين منافات با اين حقيقت ندارد كه گروهى از فرشتگان موجوداتى عاقل و صاحب درك و شعورند و يا واسطه وحى مى‏باشند.

نهج البلاغه آيت الله مكارم

خطبه اول

 

منجی عالم میاید

پنج شنبه 23 دی 1389  9:19 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها