0

قهر نی نی با ماه

 
papeli
papeli
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1388 
تعداد پست ها : 12866
محل سکونت : قم

قهر نی نی با ماه

نی نی

نی‏نی از وقتی ماه را دیده بود، فکر می‏کرد ماه یک توپ پر از شیر است و حتماً خوشمزه است. برای همین دهانش را باز کرد و دستش را دراز کرد؛ امّا نتوانست ماه را از آسمان بگیرد و بخورد.

نی‏نی با ماه قهر کرد. مادر، نی‏نی را بغل کرد و او را به بازار برد. نی‏نی‏ بغل مادرش بود که ماه را از سوراخی که در سقف بازار بود دید؛ اما نی‏نی چادر گلدار مادرش را روی صورتش کشید. مادر می‏خواست برای نی‏نی لباس نو بخرد. نی‏نی ماه را از پشت شیشه‏ی مغازه دید. ماه می‏خواست با نورش آنجا را روشن کند تا نی‏نی رنگ لباس را بهتر ببیند؛ اما نی‏نی نمی‏خواست ماه لباس نو او را ببیند.

 برای همین نگذاشت مادر لباس را به او بپوشاند. ماه برای اینکه نی‏نی با او آشتی کند، همراه‏شان راه افتاد؛ حتی وقتی آنها سوار اتوبوس شدند،نی نی ماه را از پشت شیشه‏ی اتوبوس دید.

وقتی نی نی و مادرش از اتوبوس پیاده شدند، ماه حتی در آب جوی شنا کرد؛ اما نی نی باز به او نگاه نکرد. مادر وقتی به خانه رسید برای نی نی آب قند درست کرد. ماه فکری کرد. عکس خودش را در شیشه انداخت.

نی‏نی ماه را در شیشه‏ی آب قندش دید. با خوشحالی شیشه‏ی آب قند را که مزّه‏ی ماه می‏داد، خورد و با ماه آشتی کرد.

kb9j_img_3241.jpg

شهر من یک گل به نام حضرت معصومه دارد.

پنج شنبه 23 دی 1389  8:24 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها