خنده ام می گیرد ! باز هم با گریه
لغت عشق به اندازه ی یک پشکل بود ! پیش این مردم شهر
به خودم می گویم : که دگر بار مبندم دلکی ؛ به کسی ، که ندارد ارزش ؛
یاد باد آن جمله ی زیبا ، یاد باد
...طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم
دلکم می سوزد ، باز هم با غم خود می خندم
هوکاد